عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۱۱۲ مطلب با موضوع «تبادل نظر با شما راجع به موضوعات» ثبت شده است

۲۳
مرداد
۹۷

سحر آزاد:

«۹ سالم بود. دکترها تشخیص ندادن مامانم سکته کرده و نصف بدنش فلج شد / این گزارش نه فقط تجربه معلولان بلکه تجربه مشترک اطرافیانشونم هست: از جلوت رد میشن و نچ نچ میکنن، دستشون رو به آسمون میبرن برای شکرگذاری یا تو چشماشون میخونی که میگن چه اصراریه برای اومدن به پارک، رستوران و ارایشگاه.»


توضیح من : رفتیم یه مغازه بستنی فروشی که یه معلول که دستاش کج بود و کف دستش برگشته بود داخل به سمت آرنجش، نشسته بود و با زحمت داشت بستنی می‌خورد که البته طبیعیه اون زحمت برای خودش عادی بود و روتینِ زندگیش. یکی از همراهان ما، چادرش رو گرفت روی صورتش و به زاویه‌ای نشست که اون شخص رو نبینه، مثلاً برای اینکه دلش نسوزه که اون معلول، با چه زحمتی داره بستنی میخوره. به نظر من این کاری که همراه ما کرد یا همین که جلوی روی شخص معلول خدا رو شکر کنی بخاطر سلامتیت، بسیار کار بی‌ادبانه‌ای است. طوری رفتار کنیم که نشون بده او هم عضوی از این اجتماع هست، حتی شده باید راست توی چشمش نگاه کنیم و به خوردن ادامه بدیم، همون طوری که در حین خوردن، به بقیه‌ی مردم نگاه می‌کنیم و نگاهمون رو میچرخونیم.

وحید رجبلو:

«چی میشه گفت به صاحبان این خودرو‌ها؟

آیا مستحق منتشر کردن شماره پلاک شون برای کار نابحق‌شون نیستند؟

بخاطر پارک خودرو جلوی رمپ، مسیر مناسب عبور افراد دارای معلولیت مجبور شدم یه مسیر طولانی رو طی کنم تا به مقصدم که چند متر بیشتر با من فاصله نداشت برسم.»

  • سید نورالله شاهرخی
۱۱
مرداد
۹۷

توی مباحث سیاسی اجتماعی که در سطح جامعه و با افراد عوام شکل میگیره، یکی از نشونه‌های بارز افرادی که هیچی سرشون نمیشه و کوچکترین تحلیل عمیقی نسبت به شرایط داخلی و بین‌المللی ندارن، اما در ضمن هم نمیخان خودشونو از تک و تا بندازن و میخان وانمود کنن از خیلی چیزایی سر در میارن که بقیه عاجزن، استفاده از همین جمله‌ی«قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست» و توسل به تئوریِ توطئه‌هایِ دایی جان ناپلئونیِ محیرالعقول هست.

دلیل اثبات اینکه این افراد هیچ درک درستی ندارن و فقط وانمود میکنن اینه که شما بر اساس همون فرضیات اونا برید جلو و دست از بحث کردن بردارید و بهشون بگید «اوکی، قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست، حالا تو بگو قضیه دقیقاً چیه تا ما روشن شیم»، اونوخ می‌بینید هیچی توی چنته‌شون نیست و یَک تحلیل‌های مزخرفی تحویل میدن که اون سرش ناپیدا. در واقع این جمله‌ی«قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست » فقط یه سرپوشی هست که دو تا کارکرد داره، هم میخان وانمود کنن خیلی بلدن و هم در واقع نمیخان هیچ تحلیلی ارائه کنن، بخاطر همین رودستِ این تاکتیک اینه که شما بگید باشه ما نادون، حالا تو تحلیل خودت رو بگو. دو سه جمله که بگن، خود به خود رسوا میشن :-|

  • سید نورالله شاهرخی
۱۱
مرداد
۹۷

با افتخار توی یه مهمونی با صدای بلند داره تعریف میکنه که رفته توی یه فروشگاه و با صدای بلند به پسرش که نوجوون بوده گفته پسرم قحطی شده، فردا همین برنج هم دیگه گیرمون نمیاد، هَف هَش کیسه وردار بریم و بعد خودشم شروع کرده با حرص و ولع، بار زدن کیسه‌های ده کیلویی برنج توی چرخ خرید. در جواب دو سه تا زن که ازش پرسیدن « راس مویی بِرار؟ » ینی برادر راس میگی؟ گفته آره قحطیه و باز با حرص و ولع برنج میذاشته توی چرخ خرید، بعد دیده که اون زَنا هم مشغول خرید برنج شدن و به قول خودش توی دل خودش حسابی بهشون خندیده و الان هم توی مهمونی در جواب اینکه خب این چ کاری بوده کردی؟ میگه کیف داره مردمو بذاری سر کار.

باز تعریف میکنه که یه نفر رفته همه‌ی برنجای فروشگاه سر کوچه‌شون رو یکجا خریده و فرداش اومده به همون صاحب مغازه گفته برنج دارم، نمیخای بخری؟ و بعد، مبلغ رو 20 هزار تومن گرون‌تر گفته نسبت به قیمتی که دیروز خریده بوده. 

میدونید که پذیرش قطعنامه 598 که به جنگ بین ایران و عراق خاتمه داد، بسیار ناگهانی و برای بسیاری از مردم عادی غیر قابل پیش بینی بود، نَقله که پس از اعلام خبر پذیرش قطعنامه، چندین تاجر توی تهران سکته‌ی قلبی کردن و روانه‌ی بیمارستان. چرا؟ چون می‌دونستن پس از پذیرش قطعنامه، اجناسی که احتکار کرده بودن و قرار بود در روز تنگی مردم با قیمت گزاف بفروشن روی دستشون باد میکنه و مجبورن با سود اندکی بفروشن. 

ینی میخام بگم صرفنظر از کوتاهی‌های برخی مسؤولان در اداره‌ی کشور که اوضاع رو بر بسیاری از مردم سخت کرده، اون شعاری که در عنوان مطلب نوشتم بهره‌هایی هم از واقعیت داره. با وجود چنین دشمنانی در میان مردمِ خودمون، نیازی به دشمنی آمریکا نداریم، همون هنر کنیم با این دشمنان داخلی بجنگیم و منکوبشون کنیم آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه. فکر کنید همین امروز مردم حمله کنن و به تصور قحطی نمک، هر چی نمک توی فروشگاه‌ها هست رو بخرن با این تصور که قراره قحطی بشه و دیگه نمک گیر نمیاد. کما اینکه در زمان رئیس جمهور قبلی دقیقاً همین اتفاق افتاد، به نظرتون ظرفیت کشور پاسخگوی تولید نمک که یه کالای غیر استراتژیک و غیر مهم هست، در ابعاد چند برابر میتونه باشه؟ معلومه که قحطی نمک میشه و بعد درست کنندگان همون شایعه که به احتمال زیاد تولید کنندگان یا دلالانی هستن که نمک روی دستشون باد کرده پیروزمندانه لبخند میزنن و میگن دیدید راست گفتیم، نمک قحطی شد :-|

ینی میخام بگم دلمون برای دولتمون نمیسوزه برای خودمون بسوزه لااقل و با شنیدن هر شایعه‌ای جو گیر نشیم. 


  • سید نورالله شاهرخی
۰۲
مرداد
۹۷

توی تعارفات روزمره معتقدم همیشه باید حواسمون به الفاظی که به کار می‌بریم باشه. لزومی نداره آدم به طرف مقابلش بگه چاکریم، نوکریم، مخلصیم، ما نه چاکر کسی هستیم، نه مخلص کسی و نه نوکر کسی. این فرهنگ تملق‌های بیجا و بی محتوا رو باید جمع کنیم، توی تلفن الکی تیکه پاره می‌کنیم که قربان شما، فدای شما. شما واقعاً حاضرید قربانی اون شخص بشید که اون نَمیره؟ حتماً میگید بابا بی خیال، تعارفه. حرف من اینه که هیچ لزومی نداره برای نشون دادن ادب و احترام مدام دروغ تحویل همدیگه بدیم. خیلی راحت میتونید بگید بزرگوارید، یا سلامت باشید.

این تعارفات وقتی از طرف زن و مرد نامحرم به همدیگه گفته میشه دیگه خیلی تابلو هست. مدام دیدم که زن به مرد غریبه میگه قربان شما، فدای شما. هیچ هم توجه نمی‌کنن که این کلمات، اولاً مشتمل بر دروغ هست و ثانیاً پیام ناصواب و اشتباه میده به جنس مخالفی که داره اون کلمات رو میشنفه، از نظر شرعی هم اینکه زن و مرد نامحرم به هم بگن فدای شما، قربان شما قطعاً بلا اشکال نخواهد بود. 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۸
تیر
۹۷






استدلال مندرج در این تصویر، مث اینه که از یه خونه با چفت و بست محکم، دزدی کنن، فرداش کسی بگه پس دیگه خونه‌ها رو رها کنید، چون دزد از چفت و بست نمیترسه و در هر حال دزدی می‌کنه! 

همه‌ی سخن اینه که مردا سه دسته هستن، یه عده‌ای مثل حضرت یوسف علیه السلام هستن که با حجاب و بی حجاب براشون فرق نمی‌کنه و خودشون رو از گناه بر کنار میدارن، اینا تعدادشون خیلی کمه، دسته‌ی دوم مردایی هستن که در سمت مقابل هستن و اونا هم با حجاب و بی حجاب براشون فرق نمی‌کنه و در هر حال برای هر مونثی ایجاد مزاحمت میکنن، اینا بیمار جنسی هستن. حجاب از اول هم برای مصونیت در برابر بیماران جنسی نبوده، چون اونا با حجاب از سر راه کنار نمیرن. اما دسته سوم بسیاری مردان دیگر هستن که پیام لباس رو درک می‌کنن. وقتی زنی، تن خودش رو راحت و مجانی در معرض نگاه قرار میده خب نگاه میکنن و تعرضات کلامی و غیر کلامی میکنن و ایجاد مزاحمت می‌کنن و استدلالشون هم اینه که اگر این زن اهلش نیست پس چرا اینجوری اومده بیرون؟ - اصلاً کار به صحت و سقم این استدلال ندارم، فعلاً بحث من این نیست که آیا زنان بدحجاب، اهلش هستن یا نه، دارم دید مردان رو گزارش می‌کنم، بسیاری از مردا معتقدن اگر زن بدحجاب، مخالف باشه و دوس نداشته باشه کسی نگاه آنچنانی بهش بکنه، خب آنچنانی لباس نمیپوشه، وقتی اینجوری لباس پوشیده پس لابد مشکلی با این نگاه‌ها نداره - در مقابل، همین مردا وقتی زنی خودش رو حفظ میکنه و حواسش به خودش هست، یا اصلاً مزاحمش نمیشن یا خیلی کمتر مزاحمش میشن. خوشمون بیاد یا نیاد و مخفی بکنیم یا نکنیم توی همه‌ی جوامع، پیشرفته یا غیر پیشرفته، اروپایی یا غیر اروپایی، مسیحی یا غیر مسیحی، اکثریت مردا توی همین دسته سوم هستن و نه توی اون طبقه‌بندی اول یا بیماران روانی. حجاب هم برای برکنار موندن از آزار و اذیت همین دسته از مردان هست.

خلاصه اینکه استدلال مندرج در این تصویر، استدلال سخیفی هست. 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۷
تیر
۹۷

دختربچه‌ی دو سال و نیمه که به سختی بلده جمله‌ها و کلمات رو تلفظ کنه، رو دیدم داره روی دستش با خودکار آبی یه چیزایی شبیه نقش و نگار میکشه، هر چی هم بهش می‌گفتیم جوهر خودکار برای پوست دستت خوب نیست و دستت زشت میشه و اینا گوشش بدهکار نبود که نبود. بعد از چند دقیقه دیدم به مامانش میگفت مامان دیدی دستم شبیه فوتبالیستها شده؟ 

مخم هنگ کرد اصن. چققققققدر دقیق می‌بینن اینا همه چیز رو. این فوتبالای جام جهانی رو که دیده بوده تتوهای فوتبالیست‌ها رو اینجوری الگو برداری کرده.

با خودم فکر کردم وااااای به حال اونایی که توی خونه‌شون ماهواره دارن و روابط آنچنانی و لباسای آنچنانی.... نتیجه‌ش میشه همین افرادی که توی مدرسه راهنمایی دنبال روابط آنچنانی با جنس مخالف هستن و از نظر پوشش هم که... روسری‌ها دور گردن، شلوار پاره پوره ووووو

در شقاوت اینطور افرادی قطعاً پدر مادرهاشون هم مقصر هستن که با این استدلال که صدا و سیمای ما برنامه‌ی خوبی نداره از طریق آوردن ماهواره به خونه به بچه‌های خودشون زهر و سم میدن و اینطور ذهنشون رو از مسیر فطرت منحرف می‌کنن. درست مثل اینه که بگی چون آب پاکیزه گیرم نمیاد پس ناچارم آب مسموم به خودم و خونواده‌م بدم. 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۳
تیر
۹۷


تصوری که برخی از بانوان سرزمین من، از آزادی دارن. روسری‌ها دور گردن. شلوارها پاره پوره.

تصوری سطحی، کم عمق و ظاهری.

تصاویر متعلق است به شب بازی فوتبال بین ایران و اسپانیا. به قول خوداشون، شبی که آزادی، آزاد شد :-| اینجوری آزاد شد...

اینم بگم من نفیاً یا اثباتاً در خصوص ورود خانوما به ورزشگاه‌ها اظهار نظر قطعی نمی‌کنم، هدف این مطلب هم اصلاً این نیست، اجمالاً در این زمینه معتقدم زنان از تمام حقوق و تکالیف که اختصاصی به جنسیت مرد نداشته نباشه (تکالیف مخصوص مردان مثل انفاق بر همسر و دادن مهریه و از این قبیل، حقوق مخصوص مردان مثل سهم بیشتر از ما تَرَک و از این قبیل) برخوردارند و در صورتی که شؤون و شعائر مذهبی رعایت بشه دلیلی بر ممنوعیت حضورشون در ورزشگاه‌ها - در ورزش‌هایی که حد لازم پوشش مردان دَرِشون رعایت میشه - نه شرعاً و نه عقلاً وجود نداره، فقط میخام بگم برخی از بانوان منظورشون از حضور در ورزشگاه‌ها اصلاً ورزش و اینا نیست، فقط هدفشون اینه که یه آبی به دست بیارن تا نشون بِدَن چه شناگرهای ماهری هستن. ورزش و اینا بهونه‌س. وگرنه دلیلی نداره تا کوچکترین عرصه‌ای گیر میارن اقدام کنن به کشف حجاب و انجام حرکات موزون و ناموزون :-| همون حس خودنمایی که ذاتیِ زنان هست و در این تصاویر هم کاملاً مشخص هست، اینجا هم عرصه رو بدست میگیره و میشه اونچه نباید بشه. 

اونایی هم که مخالف هستن با ورود به ورزشگاه‌ها این حواشی رو میبینن که مخالفت می‌کنن نه اینکه منظورشون این باشه که اگر خانمی با رعایت شؤون و شعائر، بنشینه روی سکوهای ورزشگاه، اسلام به خطر میفته :-| مشکل اینجاست که سنگرها به تدریج فتح میشه. اول روسری‌ها میره دور گردن، بعد کلاً برداشته میشه، بعد میرن سراغ همین مانتوی جلوباز مسخره‌ای که الان هست و اونم ورمیدارن و دیگه میره تا جایی که خودتون بهتر از من میدونید. هدف، آزادی به معنای خصلت ارزشمند انسانی نیست، هدف نهایی، ترویج لاابالیگری، اِباحی‌گری و آزادی در مسائل جنسی است. 

ضمناً پوشش هر شخص در عرصه‌ی عمومی، به علت تماسی که با حقوق دیگران پیدا می‌کنه و به این علت که هر لباس، مبتذل یا موقر، خواهی نخواهی حامل پیامی هست، یه امر شخصی نیست که کسی بگه من هر چی بخام میپوشم و به کسی هم ارتباطی نداره. 

این روزنامه هم نوشته توی اون شب توی ورزشگاه آزادی، رفتار خلاف دین یا قانون، گزارش نشد :-| معلوم نیست رفتار خلاف دین از نظر اینا چیه؟

احتمالاً منظورشون انجام اعمال منافی عفت هست :-| پس چون اون شب در مرئی و منظر مردم اعمال خلاف عفت انجام نشده لابد همه چیز اوکی بوده!

این فیلم رو هم ببینید که نشون میده یه عده‌ای توی حول و حوش ورزشگاه آزادی رسماً حجابشون رو برداشتن. گزارشگر صدا و سیما داشته گزارش تهیه می‌کرده اینام واسه اینکه مانع تهیه‌ی گزارش بشن کشف حجاب‌ شده از پس‌زمینه تصویر رد میشن که گزارشگر نتونه گزارش تهیه کنه.

این مطلب رو هم در همین زمینه مطالعه بفرمایید.

  • سید نورالله شاهرخی
۲۳
خرداد
۹۷

چرا توی سؤالات امتحانی، ما رو مجبور می‌کنید در صورت حذف یک سؤال، تمام قسمتاش رو حذف کنیم؟ این واقعاً غیر عادلانه و غیر منصفانه هست، چون ما ممکنه قسمتایی از اون سؤال حذف شده رو بلد باشیم و قسمتایی از سؤالی که حذف نشده رو بلد نباشیم.

این سؤال پاسخ فرعی‌ای داره و پاسخ اصلی‌ای.

پاسخ فرعی اینه که اصولاً آوردن سؤال اختیاری، جزو اختیارات معلم هست. برخی از اساتید اصلاً سؤال اختیاری نمیارن. بنابراین با سؤال اختیاری نباید طوری برخورد بشه که انگار وظیفه‌ی معلم بوده سؤال اختیاری بده. سؤال اختیاری فقط برای ارفاق به دانشجوها هست و بس. من میتونم سؤال اختیاری ندم و در این صورت شما مجبور خواهید بود به کلیه‌ی قسمت‌های همه‌ی سؤالات، پاسخ بدید و اگر حتی یک قسمت رو هم بلد نباشید ازتون نمره کسر خواهد شد. بنابراین وقتی من از باب ارفاق، سؤال اختیاری میدم دیگه اینکه کسی از الفاظ غیر عادلانه و غیر منصفانه در موردش استفاده کنه، خودش کاری واقعاً غیر عادلانه و غیر منصفانه است K این از این.

اما پاسخ اصلی اینه که دلیل اینکه میگم یا باید به همه‌ی قسمتای سؤال پاسخ بدید یا همه‌ش رو حذف کنید اینه که نمیخوام یه سری از دانشجویان، تنبلی کنن و یک مبحث رو نخونن و با خودشون بگن ما این قسمت رو واگذار می‌کنیم به سؤالات اختیاری و هر سؤالی که از اون مبحث اومد رو حذف می کنیم. در واقع هر سؤال، همه یا قسمت عمده‌ای از مباحث رو پوشش میده و هدف من اینه که دانشجویان مجبور بشن همه‌ی مباحث رو بخونن. سؤال اختیاری فقط برای اینه که اگر کسی همه‌ی مباحث رو خوند، لکن در داخل هر مبحث، یک سؤال یا دو سؤال رو بلد نبود، بتونه کل اون سؤال رو حذف کنه و به سؤال دیگری پاسخ بده، ولی اگر قرار باشه دانشجو بتونه از هر سؤال، یک یا چند قسمت رو حذف کنه اوضاع به این شکل در میاد که دانشجوی محترم، یک مبحث رو کلاً نمیخونه و توی هر سؤالی که یک قسمتش به اون مبحث مربوط باشه اون قسمت از سؤال رو حذف می‌کنه؛ من نمیخام اینجوری بشه. میخوام همه‌ی مباحث خونده بشه. پس این کار رو نمی‌کنم.

  • سید نورالله شاهرخی
۲۰
خرداد
۹۷

برخی با مقایسه‌ی تلگرام و اتوبان میگن اگر کسی توی یه اتوبان خلاف کرد نمیشه کل اتوبان رو بخاطر اون یه نفر بست، دوست عزیز قیاس، مع‌الفارق است. توی اتوبان شما دوربین مدار بسته دارید و پلیس کنترل میکنه و میتونید از روی پلاک ماشین متخلف رو گیر بیارید اما توی تلگرام، ما به عنوان حاکمیت جمهوری اسلامی، هیچ ابزار کنترلی برای کنترل متخلفین نداریم.


اگر یه وختی یه جاده‌ای توی ایران باشه که هیچ کنترلی روش نباشه، ماشین‌ها بدون پلاک، عبور و مرور کنن و متخلفین آزادانه برن و بیان، پلیسی هم کنترل نداشته باشه، بدون تردید باید اون جاده و اتوبان رو بست.


بنابراین تلگرام رو با اتوبان مقایسه نکنید، اگر قرار بر مقایسه هست، تلگرام باید به جاده‌ای متروکه تشبیه بشه که تبدیل به مأمن افرادی شده که دوس ندارن کسی روشون کنترل داشته باشه و هر کاری خواستن بکنن. آیا در خود ایالات متحده اجازه میدن چنین جاده‌ای با این مشخصات که خودروها بدون پلاک باشن و دوربین مدار بسته و پلیس هم در کار نباشه، مفتوح بمونه؟

  • سید نورالله شاهرخی
۱۳
خرداد
۹۷

دوستی‌های نامشروع مثل چاه می‌مونن. وقت شما طلاست، هر چه با اون طلا، این چاه رو پر می‌کنید باز هم کافی نیست. دوستی‌های نامشروع وقت شما رو کاملاً می‌بلعه و هیچ فرصتی برای درس خوندن و با خانواده بودن و سایر فعالیت‌های مفید باقی نمیگذاره، یه وقت به خودتون می‌آید که اون دوستی تموم شده، عمر شما تلف شده، فرصت ساختن آینده از دست رفته، دلتون زخم خورده و هیچ کاری از دستتون ساخته نیست دیگه.


همین. خلاص

  • سید نورالله شاهرخی
۰۳
خرداد
۹۷

اول - روزه‌خواری 

خب اوضاع اینجوریه که من بر اساس فتوای مرجع تقلیدم اون یک روز و نصفی که در هفته توی بروجرد هستم مسافر محسوب میشم، ینی نمازم شکسته‌س و روزه هم نمیتونم بگیرم. برخی از دانشجویان هم اینو میدونن، چون کلاسام به هم وصله و معمولاً استراحت ندارم یکی از دانشجویان هفته‌ی پیش لطف کردن بدون اینکه من تقاضایی مبنی بر این امر داشته باشم از بوفه‌ی دانشگاه کیک و چای گرفته بودن و برای من آورده بودن سر کلاس، حالا این هفته هم که ماه رمضون بود باز رفته بود از بوفه‌ی دانشگاه کیک و چای گرفته بود! بعد چون خودش آدم مذهبی‌ای هم هست میگفت چای و کیک که دستم بوده توی راه و میومدم بچه‌هایی که توی راه، منو میدیدن بهم میگفتن تو خجالت نمیکشی روزه نیستی؟ اینا واسه چی دستته؟ فکر کردن به این موضوع قلبم رو فشار میده اصن، هم خییییییلی خوشحالم که ایشون انقد نظر لطفش شامل حالم بوده که حتی توی ماه رمضون فکر آبروش رو نکرده و رفته از بوفه خوردنی خریده و توی دستش گرفته و اینهمه راه اومده از بین دانشجویان گذشته و آورده سر کلاس و هم خییییییلی شرمنده هستم که احیاناً ممکنه به وجهه و حیثیت ایشون بخاطر من لطمه‌ای وارد شده باشه. از همین تریبون مجدداً صمیمانه از ایشون تشکر می‌کنم، این لطف ایشون بخاطر شرایطی که درش انجام شد همیشه در ذهنم خواهد موند.


دوم - تهدیدات ناکارآمد 

یکی از اساتید توی دفتر آموزش یکی از دانشجویان کلاسش رو گیر آورده بود و حسسسابی داشت تهدیدش می‌کرد که از قول من به دانشجویان کلاس بگو حتتتتتتتتمن هفته‌ی آخر باید بیان، اگر نیان درسشون که سه واحدی هم هست رو حذف می‌کنم، داشت بهش میگفت بگو اگر شده حداقل بااااید نیم ساعت بیان سر کلاس و بعد برن چون آموزش دانشگا گیر داده و گفته حتمن باید کلاس تشکیل بشه، بعد استاده دانشجو رو تهدید می‌کرد که اگر کسی نیاد درس خود تو رو حذف میکنم، اون دانشجوه بیچاره میگفت استاد من میگم بهشون ولی دیگه تضمین نمی‌کنم بیان یا نیان. بعد استاده در حینی که داشت اون دانشجو رو مکرراً تهدید می‌کرد خودشم خنده‌ش گرفته بود و طوری که اون دانشجوه حواسش نباشه داشت به منم چشمک میزد! بعد که اون دانشجو رفت بیرون استاد به من گفت خودشونم میدونن که حذف نمی‌کنم بعیده بیان! از من پرسید فکر نمی‌کنم تو نیازی به همچین تهدیداتی داشته باشی! گفتم نه من نیازی به تهدید ندارم، همین که بگم بیان، خود دانشجویان لطف دارن و میان! گفت آره، منم تا حذف نکنم فایده نداره، حرفمو نمیخونن!

اینم بگم این استاد محترم، رشته‌ی تدریسشون حقوق نبود اصن. سوءتفاهم نشه یه وخ. 


سوم - دروغ از زبون زندگان

یکی از دانشجویان که مقادیر معتنابهی هم منفی داره اومده میگه استاد مگه ترم قبل نگفتی هر کی بالای هفده بگیره منفی‌هاش رو اثر نمیدم؟ میگم نه، همچین چیزی نگفتم! فقط توی 20 اثر نداره. میگه حالا نمیشه بگی؟ میگم نه، نمیشه!

راحت از زبون آدم زنده دروغ میگن ها. 


چهارم - جام حذفی

توی یکی از کلاسا بنا به روال معمول کلاسای من، توی آخر ترم، بچه‌هایی که در طول ترم درس نخوندن شروع کردن به حذف اضطراری درس، بعد بهشون میگم چند نفر درس رو حذف کردن؟ میگن استاد کلاس اصن تبدیل شده به جام حذفی!

البته چهار پنج نفرشون فقط حذف کرده بود. 


پنجم - کابوس ورشکستگی 

این هفته امتحان میان‌ترم حقوق تجارت 4 بوده، یکی از دانشجویان درسخون میگه دیشب خواب دیدم ورشکسته شدم :-|

برای کسانی که نمیدونن باید بگم موضوع این درس، حقوق ورشکستگی و نحوه‌ی رتق و فتق امورات تاجر ورشکسته هست.


ششم

روز چهارشنبه دوم خرداد 1397 ساعت 8 صبح دانشگاه آیت‌الله العظمی بروجردی 

علیرغم ورود به ماه سوم بهار، بارون نرمی داشت می‌بارید و هوا بسیار پاک و لطیف بود، از اون هواها که آدم ترغیب میشد کلاسش رو تعطیل کنه و به دانشجوها بگه بزنید به کوه و دشت، بی خیال درس! 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۰
ارديبهشت
۹۷

عجیبه ولی یکی از مهمترین قواعد حفظ یه رابطه‌ی دوستانه و شاید مهمترینشون، اینه که از یه حدی بیشتر به دوستتون نزدیک نشید. به عبارت بهتر اگر به دوستتون خیلی علاقمندید و میخاید همیشه در کنار خودتون داشته باشیدش، باید در مقابل این وسوسه که همیشه پیشش باشید یا پیشتون باشه یا در ارتباط باشید باهاش مقاومت کنید. ارتباطات نزدیک به طور غیر قابل اجتنابی دعوا و درگیری و دلخوری ایجاد میکنه و دوستی رو سریعاً به حضیض میکشونه و گاه، ایجاد تنفرهای عمیق میکنه. در دوستی‌هایی که بیش از حد نزدیک شده، فاصله‌ی بین محبت و تنفر گاه حتی یک مو هم نیست، یه لحن که به نظر شما ممکنه نامناسب باشه ولی دوستتون همچین برداشتی نداشته باشه، یه جمله‌ی نسنجیده، یه نگاه سرد حتی، ممکنه یه اینجوری دوستی‌ای رو از بیخ و بُن برکَنِه. 

به عبارت بهتر اگر دوستی رو خیلی دوست دارید، سعی کنید ازش تا حدی دور بمونید. یه دوستی آتشین در 99 درصد از موارد، دیر یا زود به دلخوری و جدایی منجر میشه. ارتباط در حد 60 ولی مداوم خیلی بهتر از ارتباط در حد 95 ولی فقط برای چند ماه هست. چون شما دیگه ممکنه همچو دوست و یاوری که بخاطر دلخوری از دستش دادید رو تا آخر عمر دیگه بدست نیارید و داغش تا همیشه بر دلتون باقی بمونه.

امام علی (ع) فرمود : ناتوان‌ترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان‌تر از او کسی است که دوستی را که به دست آورده تباه سازد و از دست بدهد. بحارالانوار جلد 74 صفحه 278. 

  • سید نورالله شاهرخی
۱۳
ارديبهشت
۹۷

در راستای مطلبی که اینجا نوشتم، امروزم رفتیم جای دیگه شیرینی بخریم - الان با خودتون میگید اینا چقد شیرینی می‌خرن :-| - بهش گفتیم وزن جعبه رو کم می‌کنی؟ با کمال وقاحت میگه نه. می‌گیم چرا؟ میگه 5 تومن پول جعبه‌شه، می‌گیم خو تو الان داری همون جعبه رو به وزن 14 تومن با ما حساب میکنی :-| میگه اصل شیرینی سودی نداره، ما سودمون رو روی همین چیزا می‌کنیم :-\ با خودم فک کردم خو به جهنم که سود میکنی یا نمی‌کنی، چون سودت کمه باید مال حروم بخوری؟

هیچی دیگه گفتیم توی پلاستیک بریز بهمون بده :-| زورش میومد شیرینی بده، گفت توی پلاستیک بریزم، خمیر میشه، گفتیم عیبی نداره، ما همون خمیر رو میخایم :-| بهش گفتیم یک کیلو بده، شد هفصد هشصد گرم، سینی شیرینی که جلوی دستش بود خالی شد، گفت تموم کردم، گفتم نه یه سینی دیگه اونور ویترین هست از اون یکی بذار :-| هیچی دیگه وادارش کردیم بذاره! 

از اداره‌ی تعزیرات حکومتی و بازرسی اصناف که وظایف خودشون در این زمینه رو بدرستی هر چه تمام‌تر انجام میدن و اصلاً نمی‌ذارن هیچ شیرینی فروشی مقوا رو به قیمت شیرینی بده دست مشتریان، کمال تشکر و قدردانی رو داریم. 

  • سید نورالله شاهرخی
۱۰
ارديبهشت
۹۷

بعضی از دانشجویان معتقدن دانشگاه‌هایی که کلاساشون مختلط هست بهترن چون باعث میشه آدم نوع برخورد با جنس مخالف رو تمرین کنه و برای ورود به محیط‌های کاری در آینده آماده بشه. 

این استدلال قطعاً اشتباه هست. پختگی در برخورد با جنس مخالف بیشتر از اینکه به تمرین! بستگی داشته باشه، به نوع تربیت خونواده و اعتماد به نفسی برمیگرده که در مراحل رشد، خونواده در وجود فرزندشون ایجاد میکنن. نمونه‌های بسیاری هست که خونواده از اول حریم‌ها رو رعایت کردن اما به دلیل اعتماد به نفسی که بچه‌شون داشته در برخورد با جنس مخالف، بچه‌شون دچار خودباختگی نشده.

اختلاط با جنس مخالف چه در گروه‌های فضای مجازی و چه در محیط‌های واقعی، بیشتر از اونکه نقش تمرین! داشته باشه منجر میشه به ایجاد روابط عاطفی و وابستگی‌های غیرشرعی که در نهایت منجر میشه به پرت شدن حواس از درس، پایین اومدن راندمان کاری و در نهایت شکست‌های روحی که آثارش تا همیشه و حتی بعد از ازدواج هم در روح و روان شخص باقی میمونه.

بر فرض هم که مرتبط نبودن با جنس مخالف یک ضرر داشته باشه، تجربیات من در تدریس در کلاسای مختلط و غیر مختلط نشون میده که ارتباط با جنس مخالف هزار ضرر داره. 

کسانی که میخان از طریق کلاس مختلط یا گروه‌های مختلط در فضای مجازی ارتباط با جنس مخالف براشون عادی بشه مطمئن باشن که توی دام وابستگی‌های عاطفی میفتن و به سمت از دست دادن گسترده‌ی وقت پیش میرن، وقتی که طلایی هست و لحظه به لحظه‌ش ارزشمند هست. نمونه‌هاش فتّ و فراوون هست. سرتون رو بچرخونید حتماً یکی دو نمونه دور و برتون هست از اینموارد. 

ینی میخام بگم بجای اینکه با استفاده از تمرین! در پی عادی سازی ارتباط با جنس مخالف باشید اگر اعتماد به نفس خودتون رو افزایش بدید و به خودتون بقبولونید که در اجتماع و در عرصه‌ی عمومی، حریم‌ها باید اونقد رعایت بشه که از نظرتون جنسیت نقشی نداشته باشه و همه انسان باشن، در این صورت نیازی به تمرین ارتباط با جنس مخالف وجود نداره، چون همه یه جنس هستن و اونم انسان هست، پسر و دختری توی اجتماع نیست، به این شکل از مضرات ارتباط با جنس مخالف هم در اَمون میمونید.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم :: تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

اردوی مختلط در دانشگاه! 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۷
ارديبهشت
۹۷

رفتیم شیرینی فروشی، شیرینی رو گذاشته توی جعبه، درش رو هم گذاشته روش، بعد میذاره روی ترازو، میگم جعبه‌ش رو وزن کردی؟ میگه آره، حالا دروغ میگه ها. جعبه رو هم با شیرینی‌ها وزن کرد. میگم خو بذار روی ترازو ببینم. میگه تو فکر میکنی ما جعبه رو مُفتی می‌خریم؟ کیلویی هفت هزار تومن پول جعبه‌شه. گفتم بر فرض که واقعاً هم کیلویی هفت هزار تومن باشه تو الان داری به پول شیرینی می‌فروشیش به ما ینی کیلویی 14 تومن. ینی روی جعبه‌ی خالی داری صد در صد سود میبری! با کمال وقاحت میگه وزنش رو کم نمی‌کنم! گفتم پس دست شما درد نکنه و اومدم بیرون. قصد دارم زنگ بزنم 124 و گزارش بدم، البته اگر نشه مثل اون قضیه‌ی تخم‌مرغ فروشی که اینجا نوشتم:-|

+ حدیثه از حضرت علی علیه السلام که برای گرفتن حقتون ولو اندک باشه، شرم نکنید. اگر همه با هم به این موارد توجه کنیم جامعه‌مون اصلاح میشه. هی کوتاه اومدن و کوتاه اومدن باعث به قهقرا رفتنمون میشه.

++ مال حروم خوری چه راحت شده برای بعضیا. فکر می‌کنید پولی که اینجوری میبرن سر سفره، باعث تربیت چه مدل بچه‌هایی میشه؟ بچه‌های با وجدان و معتقد به امور دینی و مذهبی؟ این پدر مادرا روز قیامت هم باید جواب اعمال خودشونو بدن و هم باید جواب گناهان بچه‌هاشون رو بدن. چون مال حرام، روی نسل انسان هم تأثیر میذاره.

+++ حالا بهش هم بگی مال حرام هست این، میگه ای بابا برو دلت خوشه، همه دارن اختلاس میکنن اینم روش، سخیف‌ترین استدلال....


بعد التحریر : صبحی زنگ زدم 124، برداشت گفت اصلاً نباید وزن جعبه‌ی شیرینی رو کم کنه :-| تازه با لحن بدی گفت میدونی هر جعبه‌ی شیرینی 1500 تومن پول خورده؟ هیچی دیگه، یه چیزی هم بدهکار شدیم! حرفش به نظرم خییییییلی غیرمنطقی اومد، توی نت سرچ کردم، دیدم بخشنامه‌ای هست که باید وزن جعبه‌ی شیرینی رو کسر کنن، تازه نوشته بود که هر جعبه‌ی یک کیلویی 100 گرم وزنش هست، ینی پولی که بابت یک کیلو شیرینی میدیم، یک دهمش مال مقوا هست!

دوباره زنگ زدم 124، یه آدم نسبتاً مودبی ورداشت ایندفه، گفت ما اطلاع دقیقی نداریم، زنگ بزن بازرسی اصناف خودت بپرس ببین چی میگن. شماره رو گرفتم و زنگ زدم. گفت باید وزن جعبه‌ی شیرینی رو از وزن شیرینی کم کنن و پول شیرینی خالص رو بگیرن، بعدشم آدرس اون شیرینی فروش رو گرفت که برن و رسیدگی کنن. الان من خیلی احساس پیروزی میکنم مثلاً :-) خواستم به شما هم بگم که از این چیزا الکی نگذرید و پایی رو که بیشتر از گلیمش کشیده میشه و میاد توی گلیمتون رو قطع کنید! 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۱
فروردين
۹۷

اونوخ یکی از ویژگی‌های اخلاقی من اینه که وختی از چیزی خوشم میاد و به وجدم میاره، حتتتتتتتتمن دوس دارم این وجد و شور رو با دیگران به اشتراک بذارم، ینی لذتی که از خود اون چیز می‌برم چند برابر میشه وختی وجد دیگران رو می‌بینم. 

شاید نصف بیشتر مطالب وبلاگ و کانال تلگرامی برای این نوشته می‌شه که چیزی منو به وجد میاره و من میخام اون حس رو با بقیه مشترک بشم. 

بعد، طرف مقابلشم هست، ینی وختی چیزی رو خییییییلی دوس دارم و ازش لذت می‌برم اگر به هرررررر دلیلی نشه به دیگران معرفیش کنم و فقط برای خودم نگهش دارم خییییییلی اذیت میشم که فقط خودم لذت بردم و مجبورم این لذت بردن رو مکتوم و مخفی نگه دارم توی دلم. مث آدمی میشم که چیزی توی شکمش منفجر شده و مجبوره خودشو سالم و معمولی نگه داره و وانمود کنه هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. یه همچین آدمی هستم من.

اونوخ یکی از دلایلی که باعث میشه تصمیم بگیرم که عامل لذت خودم رو مخفی کنم، سوءبرداشت‌هایی هست که ممکنه دیگران بکنن. مثلاً فرض کنید کسی که خیلی هم آدمِ همچین، علیه‌السلامی نیست یا تفکرات سیاسی نادرستی داره، یه سخنرانی کرده یا اثر هنری‌ای به وجود آورده که واقعاً برجسته هست، مشکل جامعه‌ی بدبین ما اینه که اگر شما اینو معرفی کنید، کسی به اونچیزی که معرفی کردید کاری نداره و شما رو وصل میکنن به تفکرات سیاسی یا اخلاقی اون آدم، میگن معرفی کردن این یک اثر، به معنای اینه که داره همه‌ی شخصیت اون یکنفر رو تأیید میکنه، به اصطلاح به ما قال، کاری ندارن و گیر میدن به مَن قال. این باعث میشه در خیلی از موارد اون شاهکارها رو معرفی نکنم چون مطمئنم که چنین عواقب و برداشت‌هایی رو به دنبال خودش داره. اینو گفتم که در جریان باشین که در چنین مورادی خیلی بابت مخفی نگه داشتن اون اثر زجر می‌کشم!

الانم گفتم اگه نمی‌تونم شما رو در لذت یک اثر شریک کنم، لااقل دخیلتون کنم در رنج ناشی از مخفی کردن یک اثر!!! 

  • سید نورالله شاهرخی
۱۶
فروردين
۹۷

اونچه در حالت ایده‌آل هست اینه که توی این تصویر می‌بینید، معلم باید شعله‌ای افروخته در سر داشته باشه و دانشجویان رو افروخته کنه و بفرسته بیرون از کلاس مثلاً.

اونچه در واقعیت هست اینه که 99 درصد دانشجویان بجای شمعی خاموش با فیتیله‌ای بر سر منتظر روشن شدن، با سطلی پر از آب نشستن سر کلاس. منتظرن تا معلمی بیاد سر کلاس و دغدغه‌ی روشن کردن داشته باشه تا با انحاء مختلف اون سطل آب رو روونه‌ی سر معلم کنن و اون شعله رو خاموش کنن. (پروندن کنایه‌های بی مزه سر کلاس بخصوص کلاسای مختلط، مقاومت در درس نخوندن، توهین و تهمت به معلمِ شعله بر سر پشت سر و دولا راست شدن در مقابلش جلوش و...)

البته اینم باید بگم، در سمت مقابل هم مواردی وجود داره که خود اون معلم هم اصن با سطل آب وارد کلاس میشه و فیتیله‌ای هم اگر در سر دانشجویی هست رو خیس میکنه به نحوی که دیگه اصن نمیشه روشنش کرد (از طریق وجدان کاری نداشتن در تدریس، بی توجهی نسبت به دانشجویان درسخون، عدم رعایت عدالت در تصحیح اوراق امتحانی و... ) 

  • سید نورالله شاهرخی
۱۴
فروردين
۹۷

رفته بودیم پارک، یکی از این سرسره هایی که جنسشون از پلاستیک فشرده هست گذاشته بودن وسط پارک، سه تا سرسره‌ی متصل به هم بود در واقع. یکی از این سرسره ها یه حالت طاقدیس (برآمدگی منحنی دار) وسطش داشت که مثلاً هیجان ماجرا بیشتر بشه. اونوخ پسر دخترای کوچیک داشتن بازی می‌کردن. دو تا از پسرا که شاید مثلاً پنجم شیشم ابتدایی بودن، میخواستن از روی اون سرسره‌ی منحنی ار بیان پایین، هر بار که هی از پله‌ها میرفتن بالا، اگر دختر بچه‌ای جلوشون بود میگفتن کثافتا برید کنار، این سرسره مال دخترا نیست، دخترا از اون یکی سرسره بیاید پایین و اشاره میکردن به اون سرسره‌ی که ساده بود و منحنی نداشت. چند بار هی خواستم بکِشَمِشون پایین و توجیهشون (‌‌‌!) کنم که شما بچه‌اید دخترا هم بچه‌ن و همه حق دارن بازی کنن ولی نکردم اینکار رو. کاش انجام می‌دادم.

میخام بگم نمی‌دونم اینا چجوری تربیت میشن که از همین سنین پایین یه اینجور تبعیضات جنسیتی میره توی مُخشون که نه مستند شرعی داره و نه عقلی. کاش یاد می‌گرفتیم نه به اسم روشنفکری و برابری جنسیتی بیفتیم توی دام فساد اخلاقی و نه به اسم اسلام، عرف‌های غلط جامعه رو که هیچ منشأ اسلامی هم نداره توجیه کنیم. می‌ترسم اینا با همین دید بزرگ شَن و بعدم یا خودشون یا کسانی که باهاشون برخورد دارن مستند این دید رو مسائل اسلامی بدونن. 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۶
فروردين
۹۷

اگر دویست سیصد سال بعد، کسی از مردم اون زمان بخاد ببینه ایرانیا توی دویست سیصد سال قبل، کیا بودن و چطور زندگی میکردن، لازم نیست کار زیادی بکنه. همین پایتخت 5 رو بدن بهش نگا کنه کافیه! ینی در این حد به نظر من این فیلم بازتاب دهنده خُلق و خوی ایرانیان معاصر هست. همون احساساتی بودنا، بد جنس بودنا، اسم بد گذاشتن واسه بقیه، واسه اعضای خونواده تلاش کردنا ووو خلاصه خودمونیم دیگه، بَدِمونَم بیاد میشه قضیه‌ی آینه چون نقش تو بنمود راست...


حتی حتی حتی اگر به بهونه‌ی درس خوندن، دارین نگاش نمیکنین بدونید کم چیزی رو از دست نمیدین! به نظر من با بودجه‌ای غیر قابل مقایسه با سریالای روز جهان، دقیقاً در همون حد داره لحظات درخشانی رو خلق میکنه!


+ بی ربط نوشت : آقا مرتضی کامنت، واصل شد. برنامه‌ی خاصی دارم براش. مرسی.


بعد التحریر : برای دیدن موضع جدید من در خصوص این سریال، بعد از گذشت چند قسمت دیگر، در صورت تمایل مراجعه بفرمایید اینجا

  • سید نورالله شاهرخی
۰۵
فروردين
۹۷

بخش اصلی این مطلب، این مطلب نخستین بار در یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲ در ساعت 23:37 با شماره پست : 249 از طریق وبلاگ قبلی من در بلاگفا منتشر شده بود.اگر تمایل به دیدن کامنت‌ها و پاسخ‌هایی دارید که بازدیدکنندگان وبلاگ و من ، ذیل این مطلب در بلاگفا نوشته بودیم اینجا را ببینید.


تصویر، تزئینی نیست، متعلق است به باغ وحش موجود در بام خرم‌آباد در همین عید نوروز 1397، بنا بر اطلاعات موثق، حیوونای این باغ وحش، در شرایطی بسیار غیر انسانی و بلکه غیر حیوانی نگهداری میشن، برخی دچار عفونت‌های شدید شدن، برخی از شکستگی استخوان رنج می‌برند و بقیه زندگی توأم با درد و رنجی رو در قفس‌های کوچک و غیر استاندارد سپری می‌کنن. صداتون رو بلند کنید و به گوش مسؤولان برسونید یا حداقل با بازدید نکردن از این مکان، خودتون رو از شریک شدن در این ظلم فاحش، بر امان بدارید. تصویر توسط من گرفته نشده است و افتخار می‌کنم پا به این مکان نگذاشته‌ام. 

***

زیاد ربطی به موضوع این وبلاگ ندارد اما همیشه این موضوع دلم را می‌خراشد که چرا نوع بشر اینقدر به خودش حق می‌دهد که مخلوق دیگری را در قفس بکند و در خیلی موارد بخصوص در کشور ما و بخصوص در شهرستان‌های کوچک، در شرایط بسیار نامساعد در یک مکان چند متر در چند متر نگه‌داری کند که مثلاً چه بشود؟ که ما برویم آنها را ببینیم ؛ چرا؟ چون پولش و حوصله‌اش را نداریم برویم در زیست‌گاه طبیعی‌شان ببینیم‌شان و دیدن از صفحه‌ی تلویزیون هم حس زیبایی‌شناختی‌مان! را قانع نمی‌کند. چه کسی این حق را به انسان داده که در مورد یک مخلوق دیگر چنین ظلمی مرتکب شود؟ خدا در کدام آیه‌ی قرآن یا معصومین در کدام روایت یا فقها در کدام فتوا جواز چنین کاری را صادر کرده‌اند؟ عقل ما کجا چنین ظلمی را تاب می‌آورد و محکوم نمی کند؟

+ اسمشم گذاشتیم باغ «وحش» ؛ وجداناً بعضی از ما آدما از صد تا حیوون وحشی‌تریم ؛ اینطور نیس؟

++  نگهداری حیوونا در یه مکان استاندارد برای جلوگیری از انقراضشان اصلن ربطی به باغ وحش و اینا نداره؛ لطفن قاطی نفرمایید؛ باغ وحش یه سیرکه؛ نه بیشتر!

+++ این سیرک‌هایی هم که حیوونا رو آموزش دادن روی یه دست و یه پا وامیستن و این حرفا هم دست کمی از باغ وحش نداره؛ پول دادن واسه دیدن این طور چیزایی واقعن تنفرآوره.

++++ فقط یه بار بچه که بودم رفتم باغ پرندگان اصفهان ؛ اینقد غصه خوردم هیچ وقت دیگه حاضر نشدم به از سر گذراندن چنان تجربه ی وحشتناکی حتی فکر هم بکنم.

زجرنوشت : من کار به اونایی ندارم که برای کسب پول ممکنه به هر راهی متوسل بشن؛ مشکل، ما مردم هستیم؛ ما مردم چرا باید پول بدیم و بریم این مخلوقات بی‌گناه خدا رو توی اون شرایط نگا کنیم؟ اگه ما نریم اونا مجبورن در باغ وحشا رو تخته کنن و حیوونا رو برگردونن به جایی که بهش تعلق دارن.

عکس نوشت : اون عکسم واسه این گذاشتم اون بالا که بشه آینه‌ی دِق، یه کم بیشتر به کار خودمون فک کنیم.

خشم نوشت : آیا از اینکه انسان ، اشرف مخلوقات است می‌توان نتیجه گرفت که پس هر بلایی که بخواهد می‌تواند سر مخلوقات دیگر بیاورد؟

یاد بگیریم ؛ ما به این سابقه‌ی فرهنگی مفتخریم و از فرهنگ معاصر در رابطه با بازدید از باغ وحش بیزاریم و بابت آن احساس سرافکندگی می‌کنیم :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم ) می فرمایند :

اگر ستمی که به حیوانات می کنید بر شما بخشیده شود ، بسیاری از گناهان شما بخشیده خواهد شد. (میزان الحکمه ؛ 3/1344)

*************

روى عن رسول الله صلى الله علیه و آله أنه قال اطلعت لیلة اسرى بی على النار فرأیت امرأة تعذب فسألت عنها فقیل إنها ربطت هرة و لم تطعمها و لم تسقها و لم تدعها تأکل من حشاش الأرض حتى ماتت فعذبها الله بذلک.قال صلى الله علیه و آله: و اطلعت على الجنة فرأیت امرأة مومسة یعنی زانیة فسألت عنها فقیل إنها مرت بکلب یلهث من العطش فأرسلت إزارها فی بئر فعصرته فی حلقه حتى روی فغفر الله لها. (شیخ طوسی ؛ المبسوط ؛ ج 6 ؛ ص 47)

روایت شده از رسول خدا(ص) که آن حضرت فرمود: در شب معراج، بر آتش دوزخ اطلاع یافتم. در آن جا دیدم زنى، عذاب مى شود. درباره او پرسیدم. گفته شد: سبب کیفر دیدن او این است که او گربه اى را بسته و به او آب و غذا نداده و نگذاشته روى زمین چیزى پیدا کند و بخورد، تا این که مرده است. بدین سبب خدا او را کیفر مى دهد. و بر بهشت اطلاع یافتم. در آن جا زنى زناکار را دیدم. درباره او پرسیدم. گفته شد: سبب پاداش وى این است که روزى گذرش به سگى افتاد که از شدت تشنگى زبانش بیرون افتاده بود. وى لباس خود را در چاه فرو برد، آب آن را در گلوى سگ فشرد، تا سیراب شد. بدین سبب خدا او را بخشید.

*************

و لا یجوز ذبح شی‌ء من الحیوان صبرا، و هو أن یذبح شیئا و ینظر الیه حیوان آخر. و لا یجوز سلخ الذّبیحة إلّا بعد بردها. فإن سلخت قبل أن تبرد، أو سلخ شی‌ء منها، لم یحلّ أکله. ( شیخ طوسی ؛ النهایه ؛ ص 584)

سر بریدن حیوان در حالى که حیوان دیگر به او نگاه مى کند، روا نیست و پوست کندن حیوان روا نیست، مگر پس از این که سرد شود. بنابراین، اگر همه حیوان یا بخشى از آن را پیش از سرد شدن، پوست بکند، خوردن آن حلال نیست.

*************

و یستحبّ أن لا یستقصی فی الحلب، و أن یقصّ الحالب أظفاره کیلا یؤذیها بالقرص. (شهید ثانی ؛ مسالک‌الأفهام فی شرح شرایع الإسلام ؛ ج 8 ؛ ص 503)

مستحب است کسی که می‌خواهد شیر حیوان را بدوشد آن را تا آخر ندوشد و ناخن‌هاى خود را کوتاه کند،تا هنگام دوشیدن شیر، حیوان اذیت نشود.

 
در خصوص عنوان مطلب، عفت کلام رو رعایت کردم. عنوان اصلیِ مدّ نظر من این بود : باغ وحش، نماد توحش انسان‌هاست. 
  • سید نورالله شاهرخی
۰۴
فروردين
۹۷

دانشجوایی رو می‌بینم که وختی در مورد تصدی منصب قضا و شرایط و مقتضیاتش ازم سؤال میکنن چشاشون کاملاً برق می‌زنه و انگار بیشتر از اینکه حقوق و مزایای این شغل براشون جذاب باشه، اون قدرتی که به قول دادستان مشهد فقط یه بند انگشت از قدرت خدا کمتر هست شیفته‌شون می‌کنه. اینجور افرادی اگر هم به منصب قضا رسیدن باید به خدا پناه ببرن و حسابی مواظب خودشون باشه وگرنه بعد از آتش زدن به اموال و نوامیس بسیاری، دنیا و آخرت خودشونم تباه خواهند کرد. نمونه‌های عینی‌ش هم فت و فراوون.

چنین دانشجوایی وختی می‌فهمن من تمام مراحل آزمون قضاوت رو تا انتها رفتم اما تصمیم گرفتم وارد دوره‌ی کارآموزی نشم بشدت در بهت و حیرت فرو میرن. من قبلاً اینجا و اینجا در مورد برخی از علل این تصمیم، سخن گفته بودم و الان قصد تکرار و تصدیع ندارم. علت یادآوری مجدد این قضیه، مطلبی است که دیشب آقا مرتضای عزیز از دانشجویان اسبق، برای من ارسال کردن و فرمودن با خوندن این مطلب، احتمالاً قید شغل قضاوت رو خواهند زد و پیشنهاد دادن با بقیه‌ی دانشجویان هم به اشتراک بذارم چ بسا در دید اونا نسبت به این مسأله هم مؤثر باشه.

سرتون رو درد نمیارم بیش از این. خاطره‌ای است از استاد کاتوزیان در مورد آقای دکتر علی آبادی دادستان اسبق کل کشور و دارنده‌ی مدرک دکترای حقوق از دانشکده‌ی حقوق شهر پاریس. بخونید و بر خود بلرزید. ضمناً در حین خوندن حواستون به نثر آقای کاتوزیان هم باشه. فخیم و استوار، مث یه قلعه‌ی دست نیافتنی. چه کار عبث و بیهوده‌ای میکنن برخی از دانشجویان که توی تحقیقاتشون از مطالب کتب آقای کاتوزیان سرقت ادبی میکنن و فک میکنن کسی نمی‌فهمه!


  • سید نورالله شاهرخی
۲۹
اسفند
۹۶

همین اول صبحی بگم اینو، چون میدونم سر این موضوع، این چند روز اعصابم حسابی میریزه به هم.

وختی میخاید تبریک بگید به کسی برای سال نو، از طریق پیامک یا فضای مجازی، برای اون طرف مقابل مهمه که بدونه به یادش بودید و براش احترام قائل بودید، اینکه خودتون با دستای مبارک خودتون تایپ کنید(عیدت مبارک) این هدف رو بهتر برآورده می‌کنه و بهتر از اینه که یک باب از گلستان و بوستان سعدی :-| و ده خط متن ادیبانه از نمیدونم کی، کپی پیست کنید و بفرستید، هیشکی اون متنا رو نمیخونه. نشون دهنده‌ی احترام قائل شدن هم نیست، چون همه اینو میدونن که خودتون ننوشتید و فقط کپی برداری کردید...

همون معمولی بگید عیدت مبارک! اگر هم خواستید چیزی بنویسید خودتون بنویسید، تَنِ ابوالفضل بیهقی و خاقانی شروانی رو در گور نلرزونید!

همین.

عیدتون مبارک.

###

در پایان، به عنوان مثال یکی از اون متونِ ادیبانه‌ی - ببخشید -  بی ارزش میارم براتون تا بدونید از اینکارا نباید بکنید :

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار و سال نومبارک...

بجای اینا، لطفاً به همون زبون آدمی زادی بگیم عیدت مبارک. والا. 
  • سید نورالله شاهرخی
۲۲
اسفند
۹۶

چارشنبه سوری به معنای رها کردن ترقه زیر دست و پای زن و بچه‌ی مردم توی خیابون و لذت بردن از ترسیدن اونا = عقده‌گشایی افرادی که از تربیت خونوادگی بی بهره و از زحمات عقل و منطق فارغ هستند.

چارشنبه سوری به معنای آتش روشن کردن و پریدن از روی آتش = رسمی که فاقد مبنای عقلی و شرعی هست. خداوند در قرآن می‌فرماید گیرم که پدران شما رسمی بنیاد نهادند و اون رسم اشتباه بود شما هم باید اون اشتباه رو ادامه بدید؟


 قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدَىٰ مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبَاءَکُمْ ۖ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ

(پیغمبرشان بدیشان) می‌گفت: آیا اگر من آئینی را هم برای شما آورده باشم که از آئینی هدایت‌بخش‌تر باشد که پدران و نیاکان خود را بر آن یافته‌اید (باز هم از گذشتگان خود پیروی می‌کنید و بر بت‌پرستی‌خویش می‌روید و دست به دامان تقلید می‌شوید؟) می‌گفتند: (آری! چنین است و) اصلاً ما به چیزی که (با خود آورده‌اید و) بدان مأمور و مبعوث شده‌اید، باور نداریم. [[«أُرْسِلْتُم بِهِ»: همراه با آن فرستاده شده‌اید و برای تبلیغ آن برانگیخته شده‌اید.]]

سوره‌ی زخرف: آیه‌ی 24

  • سید نورالله شاهرخی
۲۱
اسفند
۹۶

تصویر رو مسؤول آبدارخونه انداخته، از پذیرایی یکی از دانشجویان محترم هست برای جلسه‌ی دفاع. 


روی میز آبدارخونه پُره از آبمیوه‌های پاکتی و شیرینی و... آدما میان و میرن توی آبدارخونه و مدام شوخی میکنن در خصوص اینکه اینا مال کیه و بخوریمشون و... چند دقیقه بعد دو دانشجو میان داخل و معلوم میشه اینا باقیمانده‌های پذیرایی‌شون هست که برای روز دفاع از رساله تدارک دیده‌ن، همهٔ اقلام پذیرایی رو ورمیدارن میبرن بدون اینکه کوچکترین تعارفی به حضار بکنن در مورد اینکه اگر میل دارید وردارید بخورید، حتی از نوع تعارفات دروغکی... وختی داشتن در حالیکه میوه و شیرینی‌ها رو به بغل گرفته بودن میرفتن، مسؤول آبدارخونه گفت دیدی؟ هیچ تعارفی نکردن! گفتم همون اساتید هم که در جلسه‌ی دفاع، میخورن ازشون به احتمال زیاد اینا راضی نیستن، چ برسه به بقیه! احتمالاً با خودشون میگن این اساتید کوفت بخورن!


با این مقدمه میخام مطلبی رو بگم که از مدتها قبل میخواستم بگم : خانوما آقایون میدونیم که اوضاع اقتصادی خرابه، میدونیم که پدر مادرای خیلیاتون با دشواری دارن هزینه‌ی تحصیلتون رو جور میکنن. ما معلمان، اعم از اساتید راهنما، مشاور و داور، ذره‌ای راضی نیستیم به اینکه ریالی هزینه کنید برای جلسه‌ی دفاع، همون چای‌ای که مسؤول آبدارخونه دانشگاه به هزینه‌ی دانشگاه میاره کافی هست. جلسه‌ی دفاع یه جلسه‌ی علمی هست، قرار نیست اساتید دلی از عزا دربیارن توی اون جلسه، ماهیت جلسه رو تقلیل ندید به یه جلسه‌ی بخور بخور، نه پذیرایی نکردن ذره‌ای توی نمره دادن ما اثر داره و نه پذیرایی کردن باعث افزایش نمره میشه.


خود من توی جلسه‌ی دفاع کارشناسی ارشدم که با راهنمایی دکتر کاویانی و مشاورت دکتر رحیمی بود توی دانشگاه علامه، پذیرایی خاصی نداشتم بجز یه جعبه شکلات و سه تا آبمیوه! قبل از جلسه از دکتر کاویانی پرسیده بودم که من با پذیرایی به این دلایل مخالفم آیا این پذیرایی حتماً باید صورت بگیره؟ ایشون هم گفته بود اصلاً لازم نیست چیزی بیاری. واقعاً لازم هم نیست.


مصیبت اینجاست که بسیاری از ما ملت ایران، بشدت دنبال چشم و همچشمی و مستعد جو گیر شدن هستیم، این پذیرایی‌ها در جلسه‌ی دفاع هر روز داره از روز قبل مفصل‌تر میشه و میترسم روزی برسه که کار بکشه به کشتن گاو و گوسفند! شنیدم جاهایی حتی کارت هدیه با مبالغ دویست تومن و اینا میدن به اساتید! مصداق بارز رشوه...


نمیگم تا حالا توی جلساتی که بودم از اون اقلامی که دانشجو آورده نخوردم، ولی به خودم قول دادم از این به بعد توی هر جلسه‌ی دفاعی که حضور داشته باشم بجز چای دانشگاه، لب به پذیرایی دانشجو نزنم شماها هم ناظر بر این قول، چون اولاً واقعاً نمیدونم اون دانشجو راضی هست یا نه و ثانیاً ماهیت جلسه‌ی دفاع، نباید تبدیل بشه به یک جلسه‌ی بخور بخور.


یه قول دیگه هم میدم هر دانشجویی هیچ گونه پذیرایی نکنه من نیم نمره بالاتر از اون نمره‌ای که مد نظرم بوده بهش میدم، صرفاً به همین خاطر که پذیرایی نکرده! 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۵
اسفند
۹۶
🔹 بدم از آدمایی میاد که یا تماس میگیرن یا میان پیش آدم، حسسسابی گرم می‌گیرن و احوالپرسی گرم میکنن و تو فک میکنی مثلاً اومدن ببینَنِت بعد میگن خب حالا فلان مشکل یا فلان سؤال رو هم داشتم. 
🔹 کار زشتیه. اگر بخاطر کاری میرید پیش کسی یا تماس میگیرید، یه احوالپرسی معمولی کنید و سریع برید سر اصل مطلب. بذارید اون احوالپرسی‌های گرم بمونه برای اون آشنایان و دوستان حقیقی نه برای کسایی که برای حل مشکلشون میان و گرم، احوالپرسی میکنن. 
🔹 مردم رو بدبین نکنید به احوالپرسی گرم. نکنید کاری که تا شخصی اومد و گرم احوالپرسی کرد طرف پیش خودش بگه من که میدونم برای دیدنم نیومدی، کارِت رو بگو و برو. مخصوصاً که طرف، سه ساله نیستش اصلا، بعد میاد یَک احوالپرسی‌ای میکنه که اصن نگو و نپرس، تو اگر انقد صمیمی بودی با من چرا تا حالا خبری ازت نبود و یه دفه سر و کله‌ت بعد از مدت‌ها پیدا شد و الان تازه کار هم با من داری، دیگه هر آدم کُندذهنی هم میفهمه که اینکه میگی دلم تنگ شده بود و اینا بهونه‌س خب! به شعور مخاطبتون توهین نکنید :-|
🔹 ینی میخام بگم صداقت، فقط راست گفتن نیست، راست، عمل کردن هم هست.
🔹 میدونم اینکه انسان بتونه احتیاج کسی رو برآورده کنه توفیق خداست، بحثم این نیست، هر کاری هم از دستم بر اومده کردم همیشه. منظورم اینه که وختی برای کاری میرید طرف کسی وانمود نکنید که برای احوالپرسی رفتید و ضمنش هم دارید کاری رو انجام میدید. صداقت رو رعایت کنید. سلام و احوالپرسی رو کوتاه کنید و بگید اومدم برای فلان کار.
  • سید نورالله شاهرخی
۱۱
بهمن
۹۶

وقتی قانون داشتیم و اجرا نکردیم، وقتی مدام از کار فرهنگی فقط «حرف» زدیم و «عمل» نکردیم، وقتی جلوی پوشیدن لباسای تنگ آنچنانی رو نگرفتیم و گفتیم «فاضلابه، هَمِش بزنی، بوش بدتر درمیاد»، وقتی قانون مجازات ماهواره داشتیم اما در اکثر موارد، فقط برای مخالفین سیاسی که میریم خونه‌شون تفتیش، اجراش کردیم و مدام گفتیم کار فرهنگی بکنیم، بایدم منتظر روزی می‌بودیم که یه عده‌ای برن توی خیابون و روسریشون رو بزنن تُکِ چوب و حیا و عفتِ نداشته‌شون رو بذارن حراج. 

الانم اگر فکر کردیم این قضیه با برداشتن حجاب سر تموم میشه سخخخت در اشتباهیم، از چادر شروع شد، رسید به مانتو، مانتو آب رفت، دکمه‌هاش باز شد، روسری کوچیک شد، الان دارن مقدمه چینی میکنن برای برداشتنش، بعدم میرسه به اینکه اگر حجاب سر، ظلمه، خب بقیه‌ی حجاب هم ظلمه، همش رو باید برداشت!!! این رشته سر دراز دارد... ما هنوز توی فکر اینیم که کار فرهنگی بکنیم یا نکنیم!!!! 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۹
دی
۹۶

بعضیا هستن که با پایین تنه‌ی خودشون میشنفن و فکر میکنن!!! مثلاً برخی از دانشجویان کم ظرفیت، مدام منتظرن معلم در حین تدریس از افعال یا کلمات خاصی استفاده کنه و اونا سریع ارجاعات جنسی ازش برداشت کنن و لبخندهای ملیح تحویل معلم بدن!!! و بدبختی اینجاست که علاوه بر پسران، بعضی از دختران هم بشدت در این وادی گام میزنن!!! مدام باید حواست باشه در حین تدریس از افعال و کلمات خاصی استفاده نکنی چون اونا ازش بد برداشت میکنن یا اگر فعلی استفاده میکنی فاعل و مفعولش رو هم بگی که ذهن‌های بیمار به سمت بدی نره! اونوخ مشکل اینه این افراد، برداشت اینجور معانی‌ای رو هم دال بر هوشیاری و زیرکی خودشون میگیرن و از کلمات، یه معانی جنسی درمیارن که به عقل جن هم نمیرسه.

خواستم از همین تریبون خدمتشون عرض کنم واقعاً رقت انگیز و ترحم برانگیز هستید، هوشیار نیستید! منحرفید!

عذرخواهی میکنم بابت صراحت لهجه! قصدم همه نبود، فقط همون قشر خاص رو عرض کردم! 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۸
دی
۹۶
شعر از هفت اورنگ عبدالرحمن جامی است. در دو بیت پایانی، تفاوت عشق و هوس، به زیبایی در این شعر، نشون داده شده. مقایسه بفرمایید با عشق‌های آبکی، هوسبازانه و گناه‌آلود امروزی. معشوق هم خوب کاری میکنه، میزنه از پشت بوم، پرتش میکنه پایین!!! به قول جناب جامی، با خاک، یکسانش میکنه!!! 
  • سید نورالله شاهرخی
۱۸
دی
۹۶

بخش اول – از نظر شرعی

آنچه از متن تصویر فوق به روشنی قابل استنباط است این است که مراجع معظم تقلید، به طور مطلق، حکم به حرمت استفاده از فیلترشکن نکرده‌اند، یعنی نگفته‌اند «خواه قانونی در این زمینه باشد و خواه قانونی در این زمینه نباشد استفاده از فیلترشکن حرام است»؛ بلکه فرموده‌اند «اگر مطابق قانون، استفاده از فیلترشکن ممنوع باشد، از نظر شرعی هم حرام است». پس حکم حرمت شرعی، مشروط است به حکم ممنوعیت قانونی. لذا باید وضعیت قوانین موضوعه در این زمینه مورد مداقه قرار بگیرد تا اگر دیدیم برای استفاده از فیلترشکن از نظر قانونی، ممنوعیتی وجود ندارد در آن صورت بگوییم از نظر شرعی هم حرام نیست.

بخش دوم - از نظر قانونی

اول – مواد قانونی مرتبط

ماده ۱ قانون جرایم رایانهای: هر کس به طور غیرمجاز به داده‌ها یا سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی که به‌وسیله تدابیر امنیتی حفاظت‌شده‌است دسترسی یابد، به حبس از نود و یک روز تا یک‌سال یا جزای نقدی از پنج میلیون ریال تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهدشد.

ماده‌ی 25 قانون جرایم رایانه‌ای: هر شخصی که مرتکب اعمال زیر شود، به حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج میلیون (5.000.000) ریال تا بیست میلیون (20.000.000) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهدشد:

بند ج :  انتشار یا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز، جاسوسی رایانه‌ای و تخریب و اخلال در داده‌ها یا سیستم‌های رایانه‌ای و مخابراتی.

تحلیل مواد قانونی مربوطه :

ماده‌ی 1 قانون جرائم رایانه‌ای: آنچه در این ماده آمده است به زبان ساده این است که اگر محتوای اینترنتی‌‌ای وجود داشته باشد که با تدابیر امنیتی مورد محافظت قرار گرفته باشد و ما به صورت غیر مجاز به آن دسترسی پیدا کنیم، مجرم هستیم. آیا این ماده شامل بحث فیلترشکن هم می‌شود؟

عده‌ای ابراز می‌دارند که ایجاد فیلتر بر روی یک سایت، مصداقی از «تدبیر امنیتیِ» مورد نظر قانون است و بنابراین، دور زدن و یا گذر از فیلتر به عنوان «دسترسی غیر مجاز» تلقی خواهد شد.

این نظر، بنا به دلائل ذیل، موجه به نظر نمی‌رسد :

اولاً دسترسی غیرمجاز، ناظر به داده‌ها یا سامانه‌هایی است که صاحبان یا مدیران داده‌ها و شبکه‌ها و سامانه‌ها به منظور عدم دسترسی کاربرانِ دیگر، تدابیر امنیتی نظیر دیواره‌های آتش (فایر وال)، برای آنها ایجاد می‌کنند و نسبت به مواردی که خودِ ارائه‌دهندگانِ داده­‌ها به دنبال پخش و نشر آنها هستند ولی به هر دلیلی، از سَمْتِ ارگانی قانونی مسدود و یا فیلتر می­‌گردد، اطلاق دسترسی غیرمجاز نمی‌­شود. یعنی دسترسی غیرمجاز زمانی معنا می‌یابد که خودِ ارائه دهنده اطلاعات از دسترسی افراد به آنها جلوگیری کند. 

نیز منظور از «دسترسی غیرمجاز» به قرینه‌ی کلمه‌ی «حفاظت شده» و «تدابیر امنیتی» در متن ماده‌ی 1، دسترسی به اطلاعاتی است که با هدف تأمین امنیت آن اطلاعات، محافظت شده‌اند؛ به زبان ساده یعنی هک کردنِ اطلاعاتِ محافظت شده؛ فیلترینگ، صرفاً ممنوع کردن دسترسی است و تعیین مجازات برای گذر از این ممنوعیت، باید به نحوی مجزا و صریح در قانون مورد اشاره قرار گیرد.

ثانیاً فیلتر کردن یک محتوای اینترنتی توسط دولت، مصداق «تدابیر امنیتی» مورد نظر قانون جرائم رایانه‌ای، نیست؛ زیرا چه بسا هدف کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه، از فیلتر کردن یک محتوای اینترنتی، اصلاً ربطی به حفاظت اطلاعات یا مسائل امنیتی در معنای خاص آن نداشته باشد بلکه جنبه‌ی حفظ اخلاق و عفت عمومی را داشته باشد.

ثالثاً بر فرض که بپذیریم فیلترینگ، مصداق یک تدبیر امنیتی است؛ در این صورت برای جرم دانستن استفاده از فیلترشکن، مشکل دیگری وجود دارد، آن هم اینکه متبادر به ذهن از کلمه‌ی «حفاظت» که در متن ماده‌ی یک آمده است این است که گذر از تدبیر امنیتی وقتی جرم است که آن محتوا، به قصد «محافظت» از دسترس خارج شده باشد؛ یعنی اطلاعاتِ ذیقیمتی مثلاً در بانک‌ها یا ادارات وجود دارد و برای محافظت از این اطلاعات، تدبیری امنیتی اندیشیده شده است؛ در این صورت، دور زدن این تدبیر و دسترسی به محتوای محافظت شده مثلاً از طریق هک کردن، عنوان «دسترسی غیر مجاز» خواهد داشت و مستوجب مجازات است. اما محتوای فیلتر شده، به قصد محافظت، از دسترس مردم خارج نشده است، بلکه هدف دولت این است که مردم، آن محتوا را بنا به دلائلی، که در جای خود محترم است، نخوانند؛ بدیهی است دسترسی به چنین محتوایی، دسترسی به یک محتوای «محافظت شده» در معنای دقیق آن نیست. چون هدف دولت از فیلتر کردن آن محتوا، «محافظت» از محتوای مورد فیلتر نبوده است. بلکه بر عکس، چون از نظر دولت، آن محتوا، بشدت بی ارزش و احیاناً مبتذل بوده است، خواسته است مردم به سراغ آن نروند.

رابعاً فیلترشکن نیز معنایی دقیق برای ابزارهای مورد استفاده برای عبور از سد فیلتر نیست. برخی از این ابزارها به رمزنگاری مبادرت می‌کنند (مانند استفاده از  SSL) و برخی نیز برای ایجاد شبکه‌های خصوصی و ارتباط بین آنها به کار می‌روند (VPN) و الزاماً ابزارهایی با کاربرد یکتا نیستند. به تعبیری ابزارهایی صرفا مجرمانه نیستند و کاربرد دوگانه دارند که ممکن است یکی از نتایج استفاده از آنها گذر از فیلترینگ باشد.

خامساً در صورت تردید در جرم بودن یا جرم نبودن عمل، بنا بر اصل برائت، اصل تفسیر مضیق قوانین جزائی، اصل تفسیر قوانین جزائی به نفع متهم و در نهایت، اصل قانونی بودن جرائم و مجازات‌ها مندرج در اصل 36 قانون اساسی و ماده‌ی 2 قانون مجازات اسلامی، اصل بر جرم نبودن عمل است.

سادساً نظریه‌ی مشورتی هم وجود دارد که مؤید همین نظر است؛ نظریه‌ی شماره‌ی 7/2549 مورخ 20/12/1391 :

فیلترکردن سایت یا مطلبی، {مصداق} «تدابیر امنیتی حفاظت شده» موضوع ماده ۱ قانون جرایم رایانهای محسوب نمی‌شود و دسترسی به آنها نیز مشمول این ماده نیست. برای تولید، توزیع، خرید و فروش فیلترشکن و استفاده از آن در مقررات جاری، مجازاتی پیش بینی نشده است لذا باتوجه به اصل ۳۶ قانون اساسی و ماده ۲ قانون مجازات اسلامی، اَعمالِ موضوع استعلام، قانوناً جرم تلقی نمی‌شوند.

نتیجه اینکه ماده‌ی 1 قانون جرائم رایانه‌ای نمی تواند دلالتی بر ممنوعیت قانونی استفاده از فیلترشکن داشته باشد.

بند ج ماده‌ی 25 قانون جرائم رایانه‌ای : این بند هم صرفاً «انتشار یا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیرمجاز » را جرم‌انگاری کرده، یعنی بر اساس این بند، محتویات آموزشی در این زمینه را نباید منتشر کرد یا در دسترس قرار داد، که بدیهی است این امر، ربطی به «استفاده» از فیلترشکن ندارد؛ پس استفاده از فیلترشکن، موضوع این بند از قانون هم نیست.

نتیجه‌گیری در بخش قانونی: مواد مورد استناد برخی افراد، برای اثبات ممنوعیت استفاده از فیلترشکن در قانون جرائم رایانه‌ای، وافی به مقصود نیستند؛ از استقراء در قوانین مختلف، ماده‌ی دیگری هم که به طور مستقیم یا غیر مستقیم، استفاده از فیلترشکن را ممنوع کرده باشد به دست نیامد؛ نتیجتاً استفاده از فیلترشکن را نمی‌توان از نظر قانونی دارای عنوان مجرمانه دانست.

بخش سوم - از نظر رویه‌ی قضایی:

نگاهی گذرا به رویه قضایی نیز اثبات می‌کند که تاکنون در دستگاه قضایی پرونده‌ای با عنوان مجرمانه‌ی استفاده از فیلترشکن به صدور رای منجر نشده است. هرچند به نظر دقیق، پیدا نکردن پرونده را نمی‌توان دلیل بر عدم وجود پرونده دانست، اما با وجود گسترده بودن استفاده از فیلترشکن‌ها، پیدا نکردن رأی دادگاه در این زمینه و عدم خبررسانی از تشکیل پرونده‌هایی با این عنوان مجرمانه را شاید بتوان دلیل بر تمایل محاکم بر جرم ندانستن این فعل تلقی کرد.

نتیجه‌گیری کلی :

دیدیم که از نظر شرعی، حرمت استفاده از فیلترشکن، منوط و مشروط به ممنوعیت قانونی بود؛ اما در بخش قانونی ثابت کردیم در این زمینه، ممنوعیتی وجود ندارد؛ نتیجتاً میتوان چنین بیان کرد که حرمت شرعی هم بر انجام این فعل، مترتب نمی‌شود؛ والله اعلم.

تذکر سه نکته :

اول – ما ثابت کردیم استفاده از فیلترشکن، فی نفسه حرام نیست؛ اما اگر از این وسیله، برای بازدید از مثلاً سایت‌های مستهجن یا گمراه‌کننده یا بدبین‌کننده به نظام اسلامی استفاده شود، بدیهی است حکم حرمت، مترتب خواهد شد؛ البته این حکم حرمت، مربوط به محتوای بازدید شده است و نه استفاده از فیلترشکن؛ اما مثلاً اگر از فیلترشکن برای دانلود کتب و مقالات علمی استفاده شود، اشکالی از نظر حکم حرمت نخواهد داشت.

دوم – آنچه در فوق آمد صرفاً یک مطلب علمی و تحقیقی بود؛ قصد ترویج قانون شکنی یا مخالفت و معاندت با نظام یا مراجع رسمیِ آن، وجود نداشته و ندارد؛ هدف از این نوشته، طرفداری از حزب یا گروه سیاسی خاص نبوده و اگر قانون صریحی در مورد ممنوعیت استفاده از فیلترشکن تصویب شود یا مراجع تقلید، به طور مطلق و بدون توجه به منع یا عدم منع قانونی، استفاده از فیلترشکن را حرام بدانند اولین نفری خواهم بود که به آن عمل خواهم کرد. شخصاً موافق با فیلترینگ سایت‌های مستهجن و معاند با اسلام و نظام هستم و مطالبی هم که اینجا بیان شد صرفاً نظر من بود و بدیهی است فقط برای خود من محترم است و برای هیچ شخص یا مرجعی الزام‌آور نیست.

سوم – فقط بخشی از استدلالات را خودم نوشتم؛ بقیه را از اینترنت گرفتم و ادعایی بر مالکیت همه‌ی مطالب ندارم. تنظیم و تنسیق مطالب، از خود من است.

  • سید نورالله شاهرخی
۱۰
دی
۹۶

  • سید نورالله شاهرخی
۱۰
دی
۹۶

با روشن شدن خط و ربط‌های تجمعات اخیر از قبیل درورد فرستادن به روح میرپنج!!! و حمایت ترامپ، رجوی و بن سلمان که دستشون تا مِرفَق آغشته به خون مسلمانان هست، سکوت، جایز نیست. اعلام برائت از چنین شعارها و چنین تجمعاتی و نیز بیان موضع رو وظیفه‌ای شرعی و ملی میدونم. 


در طرف مقابل، این مطالبه از کلیت مسؤولان در هر سه قوه، البته به جای خود، باقی است که چرا در شنیدن صدای مالباختگان اننننقد کوتاهی شد که در ابتدا، تجمعات، با هدف اقتصادی آغاز شد و سپس سریعاً موج سواران و چتربازان پیدا شدن و رنگ و بوی سیاسی بهش دادن. ما ماه‌ها این مالباختگان بی گناه رو میدیدیم که مدام در اماکن مختلف تجمع میکنن و با پاسخهایی مث این روبرو میشن که خودتون طمع کردید، میخواستید پول توی این مؤسسات نذارین!!!! ما از این قبیل مسؤولین هم اعلام برائت می‌کنیم و با هر دو جریان افراط و تفریط مرزبندی می‌کنیم. ضمناً وضعیت پیش اومده برای اقتصاد رو نه معلول عمل به توصیه‌های رهبری، که معلول عدم عمل به توصیه‌های ایشون و عدم تحقق اقتصاد مقاومتی و نگاه به بیرون از مرزها می‌دونم. رهبری گفت با قاچاقهای عمده به شدت مبارزه بشه و کالاهای قاچاق متعلق به هر کسی باشه در مرئی و منظر مردم آتش زده بشه. کو؟ برخی مسؤولین در هر دو جناح، در لسان، بله قربان میگن و در عمل، سخنان رهبری رو بایگانی می‌کنن و دنبال منافع خودشون هستن. 


این سخن آقای علی مطهری هم در جای خودش درست هست :


ایشون هم منتظر سقوط به قول خودش رژیم هست و هدف غائیش هم اینه :

  • سید نورالله شاهرخی
۰۸
دی
۹۶

به نظرم، صدا و سیما و مسؤولین، بجای این سکوت مبهوت کننده، باید نفیاً یا اثباتاً اعلام موضع کنن؛ ضمناً شعارهای برخی از تجمعات، مثلاً در حمایت از سلطنت!!! چیزی که توی کل دنیا منسوخ و متروک هست هم جای تفکر و تأمل داره! همیشه همین جوری هست، مطالبه‌ی به حقی هم - در موضوعات اقتصادی مثلاً - اگر وجود داره، عده‌ای موج سوار و ساختار شکن پیدا میشن و جریان رو مال خود می‌کنن در نهایت باز توده‌های فقیر و مستضعف مردم، سرشون بی کلاه میمونه و وضعیتشون بدتر نشه، بهتر هم نمیشه! 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۸
دی
۹۶

من سخنگوی وزارت امور خارجه یا سخنگوی دولت نیستم. خود اون سخنگویان هم وامیستن آبا از آسیاب بیفته، غبارها بنشینه، به تحلیل خاصی برسن و بعد حرف میزنن، علیرغم اینکه اون‌ها به اطلاعات کامل و خبرهای پشت پرده دسترسی دارن و ما به اون‌ها دسترسی نداریم. بنابراین به صرف وقوع یک اتفاق، بدون حضور در صحنه و بدون اطلاع از پس و پیش اون اتفاق، اظهار نظر کردن به این می‌انجامه که مدام باید حرف بزنی و مدام تصحیحش کنی. نمونه‌های زیادی از این دست وقایع و اظهار نظرها حتی از سوی بزرگان در خاطرم هست. تریبون من همین وبلاگ هست. اگر در زمینه‌‌ی هر واقعه‌ای اعم از درسی یا غیر درسی، به تحلیل خاصی رسیدم و بیان اون تحلیل رو لازم هم دیدم منتشر خواهم کرد، بنابراین خواهشمند است تا اتفاقی در عرصه‌های سیاسی و غیر اون میفته تشریف نیارید پی وی که آقا نظرت چیه!

عافیت نوشت : ممکنه برخی از دوستان، اسم اینو بذارن عافیت طلبی و اینو با عافیت‌سوز بودن، در تعارض بدونن. نظر این بزرگواران محترم هست، اما من اسمشو میذارم گُتره‌ای حرف نزدن و سنجیده و از روی اطلاعات سخن گفتن. 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۷
دی
۹۶

بضی وختا هم افراط و تفریط اینجوری هست که برخی از دانشجویان محترم تصاویری میذارن روی پروفایل خودشون که وختی واسه آدم پیام می‌فرستن همون ترجیح میدی از جلوی چشم خودت دورشون کنی!!! به اینا باید گفت تصویر پروفایل، با چار دیواری داخل خونه متفاوته!!! زیاد اینجا توی پروفایل احساس راحتی نکن، تَوَهّم خوشتیپی و اینا رم از خودت دور کن!!!


از طرف دیگه بعضی از دانشجویان محترم بخصوص خانوما، حتی حاضر نیستن فامیلی واقعی خودشونم بذارن روی پروفایلشون. بعضی وقتا لازم میشه پی وی یه دانشجویی رو پیدا کنم و براش یه مقاله ارسال کنم مثلاً، مدام باید بین پروفایلایی جستجو کنم که یا اسمای فضایی و تخیلی گذاشتن یا اسمشونو اینجوری گذاشتن (...) سه نقطه‌ی خالی!!!! من حکمت این کار رو نمی‌فهمم، اگر تصمیم به حضور در فضای مجازی هست دیگه باید به حداقلْ اقتضائات اون تَن داده بشه، اگر کسی روی نام خانوادگی خودش هم تعصب داره دیگه به نظرم توی این فضا نباید باشه. به نظرم به اینا باید گفت دانشجوی محترم، خانوم گرامی، دیگه نام خانوادگی، جزو اسرارِ مگو نیست که مثلاً اگر بیفته دست نامحرمان، زندگیتو کُن فَیَکون کنن!!! با خودم تصمیم گرفتم از این به بعد اگر کسی برای اولین بار با اسم مستعار یا بدون نام، توی فضای مجازی خواست ازم سؤال بپرسه ازش بخام خودشو معرفی کنه و اگر اینکار رو نکرد منم سؤالشو جواب ندم!!! والللا!!! 


کلا ما یا از این ور بوم میفتیم یا از اون ور!!! 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۶
آذر
۹۶

خدایا تو شاهد باش که ما از مراسمی تحت عنوان «عُمَر کُشون» بیزاریم.

خدایا تو شاهد باش ما این بیزاری رو با صدای بلند و رسا اعلام می‌کنیم و معتقدیم انجام این کارها خلاف شرع و عقلِ مُسَلّم است.


نتیجه‌ی اخلاقی : بعضی از مذهبیون که دلشون واسه رِنگ و رقاصیِ لامذهب‌ها تنگ شده و میخان دلی از عزا دربیارن، لطفاً منت این کار رو نگذارن سر حضرت زهرا.

این لینک رو مشاهده بفرمایید در صورت تمایل. 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۴
آذر
۹۶

الف:

‏با سقوط واپسین سنگرهای داعش در سوریه و عراق، بی‌مبالغه می‌توان گفت اکنون توان‌ نظامی ایران به جایی رسیده که علاوه بر کشورمان در بخش بزرگی از منطقه خاورمیانه نیز امنیت ایجاد کند. خدا را صدهزاربار شکر. اما چرا در حوزه‌های دیگر این‌قدر نه فقط از دنیا که از منطقه و حتی از گذشته خودمان جا مانده‌ایم. امثال شهیدحججی‌ها و سردارسلیمانی‌های فرهنگ، سیاست، دانش، کارآفرینی و... کجایند؟


ب:

‏مگر جز این است که هیچ قدرت نظامی مستدام نمی‌ماند مگر با لشگری ورزیده و انبوه از معلمان، مهندسان، پزشکان، هنرمندان، بازرگانان و... دیگران، پشتیبانی شود؟ سوریه و عراق بماند، در خود ایران این لشگر فرهیختگان مومن و میهن‌دوست و پرتلاش و فداکار و عاشق‌پیشه ولو به استعداد یک گردان کجا است؟


ج:

جنگ بالکان و حمایت نظامیان کشورمان از مسلمانان بوسنی و هرزگوین را به یاد بیاوریم. یا اشغال افغانستان و حضور تعیین‌کننده سپاهیان ایرانی از مجاهدان افغان در برابر ارتش سُرخ. و نیز کمک‌های بی‌دریغ‌مان از گروه‌های فلسطینی. سرنوشت آن‌همه مجاهدت و ایثار چه شد؟ آیا همینکه جنگ تمام شد، اثری دیگر از ایران و ایرانی در آن جوامع باقی ماند؟ در سوریه و عراق و لبنان پساداعش نیز همان نخواهد شد؟ یا که نه احیانا راه برای کالاهای مرغوب ایرانی باز می‌شود و مدارس و دانشکده‌های سطح بالا به زبان فارسی و رفت و آمدهای مستمر میان نخبگان و هنرمندان و ورزشکاران و جهانگردان و...؟


د:

۴۶سال از اعلام بیانیه الجزایر میان ایران و عراق می‌گذرد. و ۳۷سال از پاره‌شدن و فسخ یک‌جانبه آن از سوی صدام حسین. و ۲۹سال از پذیرش آتش‌بس میان دو کشور. روابط دوکشور آن‌قدر حسنه است که امسال دوونیم‌ملیون ایرانی در ایام اربعین به عراق سفر کردند. در روی دیگر سکّه اما آیا می‌دانید مطابق موازین حقوق‌بین‌الملل هنوز هیچ پیمان آشتی میان طرفین امضا نشده و دوکشور در شرایط نه‌جنگ و نه‌صلح به سر می‌برند؟ آیا می‌دانید هنوز تکلیف میله‌ها و خطوط مرزی که در ایام جنگ از سوی طرف عراقی جابه‌جاشده مشخص نیست؟ آیا می‌دانید در فقد جانشینی برای بیانیه الجزایر و مطابق عهدنامه ارزروم، دولت عراق قانونا هرلحظه که بخواهد می‌تواند راه را بر کشتی‌های ایرانی در اروندرود ببندد؟ در شرایطی که نظامیان کشورمان در عراق از جان می‌گذارند چرا سیاستمداران‌مان نتوانستند پیمان صلح با آن‌ها امضا کنند؟ مطالبه هزارملیارد دلار خسارات ناشی از تجاوز عراق به ایران بر مبنای قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت پیشکش، وقتی نخست‌وزیران شیعه و محتاج به حمایت کشورمان چون مالکی و عبادی نخواستند حق ایران را در شناسایی خط‌القعر اروند به عنوان مرز دو کشور به رسمیت شناخته یا از مناطق مرزی محل مناقشه خارج شوند، انتظار داریم از فردای استقرار نظم و اقتدار در عراق و خروج پاسداران نیروی قدس، برای مطالبات ما تره خُرد کنند؟


ه:

لازم نبود مستقیما در ۸سال دفاع مقدس حضور داشته باشی تا بدانی بدترین کشور غربی که به صدام کمک می‌کرد فرانسه بود. از موشک‌های اگزوسه تا هواپیماهای سوپراتاندارد از توپخانه پیشرفته تا سلاح شیمیایی از حمایت جانانه دیپلماتیک تا پناه دادن به اعضای سازمان مجاهدین خلق. و راستش اصلا لازم نیست در صنایع ایران کاره‌ای باشی که تنها کشوری که در همه این سال‌ها با ایران‌خودرو و سایپا یعنی هردوقطب ماشین‌سازی کشور قرارداد و بازار انحصاری دارد باز همین فرانسه است! شوخی تلخی است؟ تلخ‌ترش نکنیم با پشت‌پا گرفتن از صنعتگران و بازرگانان هموطن و جاخالی‌دادن در عراق و سوریه و لبنان و جابازکردن برای بازار و صنایع و کالاهای اصلی‌ترین حامیان داعش و قاتلان عزیزترین فرزندان کشورمان، یعنی قطر و ترکیه و عربستان.


ز:

هرچقدر هم که از وضعیت فرهنگی کشورمان گلایه کنیم، باز شکی در این نیست که متوسط سطح آموزش و پرورش در ایران از متوسط سطح همه مدارس کشورهای منطقه خصوصا در سوریه و عراق و افغانستان و لبنان بسیار بالاتر است. تولیدات صداوسیمای‌مان خصوصا در مقابل تلوزیون ترکیه گرچه وضع اسف‌باری دارد اما دست‌کم کیفیت سینمایمان جهانی است. در حوزه جهانگردی خدمات‌مان گرچه نازل است اما جذابیت‌های تاریخی و طبیعی‌مان کم‌نظیر است. خدمات درمانی در ایران در سطحی بالا و خصوصا برای خارجیانی که ارز را به ریال تبدیل می‌کنند مفت تمام می‌شود.... این‌ها و ده‌ها مورد مشابه آیا دقیقا همان حوزه‌هایی نیستند که اگر فرماندهان و سردار سلیمانی‌‌های خود را بیابند، می‌توانند و باید پا در پشت پای نظامیان‌مان نهاده و برای حفظ دستاوردهایی که چه دشوار به دست آمده و چه آسان از دست می‌روند، سنگر بزنند؟


مطلب، نوشته‌ی من نیست ، اما با بسیاری از قسمتاش موافقم. نویسنده مطلب، حسین دهباشی، پژوهشگر تاریخ شفاهی ایران است. 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۲
آذر
۹۶

مسأله حجاب در کشور ما داستان غریبی دارد؛ از اوج سخت گیری های اوایل انقلاب گرفته تا ساپورت پوشی های اخیر. ساپورت هایی که اگر پیرزن در گور خفته بر تن کند٬ پسر بچه ی نابالغ را بالغ و فلج مادرزادی را قهرمان دوی سرعت می کند.


موضوع نوشتار بنده بد حجابی نیست؛ روی سخنم با محجبه‌هاست. 


در برهه ای از وا نفسای فرهنگی به قصد بهبود وضعیت پوشش تصمیم گرفتند حجابِ بانوانِ محجبه را به روز رسانی کنند! 


مُدکردن چادرهای عجیب و غریب؛ روسری ها و شال هایِ رنگارنگ؛ ساق دست هایِ لاکچری و کفش و کتانی های جیغ رنگ و همه نمایان از زیر چادر٬ کاری با حجاب سنتی کرد که رضاخان باید یک لِنگ در هوا نزد این طراحان لُنگ بیاندازد. در عمل بد حجاب ها بد حجاب تر شدند و برخی از خوش حجاب ها٬ خوشگل حجاب شدند!


تا دیروزِ فرهنگی،  انسان جرات نمی کرد به خانم های محجبه حتی نگاه حلال کند؛ اما کار به جایی رسیده است وقتی انسان از دویست متری برخی از چادری های به روز شده را با روسری صورتی و ساق دست های زرزری و کفش های قرمز مخملی می بیند، دو چشم که دارد هیچ، چهار تای دیگر قرض می کند تا ببیند این الهه ی زیبایی کیست! 



آنچه اتفاق افتاد، جذب حداقلیِ بدحجاب ها به پوشش های جدید و دفع حداکثری محجبه هایِ سنتی به سمت حجاب های من درآری! بود.


حجاب فقط پوشاندن پوست و مو از نامحرم نیست؛ تَبَرُّج (دلبری نکردن) عنصر محوری حجاب است. اگر دختری سرتاپای اش را ایزوگام کند؛ ولی به سبکِ دلبرم دلبر در کوچه و خیابان گام بر دارد٬ این بد حجابی است نه حجاب اسلامی.


مطلب، نوشته‌ی من نیست، اما با مُفاد اون موافقم! 

  • سید نورالله شاهرخی
۱۶
آبان
۹۶

🔹 اون دانشجویان محترمی که دغدغه‌‌ای در مورد ارتباطات افسار گسیخته با جنس مخالف ندارن به کنار، واسه کسانی عرض می‌کنم که حفظ شخصیتشون واسشون مهم هست. توجه بفرمایید که نقطه آغاز دوستی‌های آنچنانی، مباحث درسی هست. باز مباحث شرعی به کنار، کاش این دوستی‌هایی که با سؤالات درسی و جزوه دادن و اینا شروع میشه، وختی عمیق!!! میشد منتهی میشد به ازدواج!!! صدی نود و نه نمیشه و شما رو با روحی زخم خورده، وقتی از دست رفته و شهرتی لکه‌دار شده به جا می‌گذاره. 

🔹 از ما گفتن! میتونید نپذیرید!!!


درد نوشت : موندم این سیستم تبلیغی جمهوری اسلامی، چقد فَشَل و از کار افتاده‌س و خونواده‌های ما چقد بی خاصیت شدن که جوونای ما به جایی رسیدن که آدم بدیهیاتم میگه درش تشکیک میکنن! 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۵
آبان
۹۶

کافی است سفری به تخت جمشید داشته باشید. آن‌جا روایت‌هایی متقن از وضعیت ایران در 2500 سال پیش خواهید شنید! نمی‌خواهم درباره درستی یا نادرستی این روایت‌ها قضاوت کنم اما کسانی که با تاریخ سروکار دارند می‌دانند درباره وقایع دهه‌ها و سده‌های اخیر که آثار و اسناد فراوانی از آن‌ها به‌جا مانده به‌هیچ‌وجه نمی‌توان چنین روایت یکدست و متقنی ارایه داد که در شیراز درباره 2500 سال پیش ارایه می‌شود. نکته مهم این است که در تخت جمشید  یک حکومت آرمانی با دستاوردهایی بزرگ روایت می‌شود. حکومتی که هم قدرت دارد هم رحمت دارد هم جهانی است هم مردمش در آسایش و رفاه هستند و چه‌بسا از تمام حکومت‌های امروز نیز برتر است. حکومتی که حق هنرمندان را می‌شناسد، زنان در آن جایگاهی والا هستند، ملت‌ها در سراسر جهان به مردم و پادشاه این کشور احترام می‌گذارند و ... حکومتی رویایی با دینی بسیار ساده و بدون کوچک‌ترین ضعف. حکومتی که ممکن است هیچ‌گاه با این جزییات بدون نقص واقعیت پیدا نکرده باشد اما همین اطلاعات می‌تواند در ذهن مخاطبان گسترده با حکومت کنونی مقایسه‌هایی را شکل دهد که جمهوری اسلامی و حتی حکومت دینی را به چالشی بزرگ بکشد.



چرا با وجود آن‌که تلاش حکومتی چندانی برای ترویج داریوش و کوروش انجام نگرفته اما این موضوع چنین گسترشی یافته است؟ جالب است که بخش‌های مهم این ترویج و حتی هزینه‌های آن توسط گروه‌های مردمی و علاقه‌مند انجام می‌گیرد. هنگامی این اتفاق‌ها می‌افتد که مدعیان فرهنگ، غرق سیاست و دعواهای سیاسی هستند و اولویت‌هایشان جناحی تعیین می‌شود و دردناک‌تر این‌که نیروهای مردمی نیز که علاقه‌مند به رهبری و انقلاب هستند و توانایی تاثیرگذاری فرهنگی دارند در گرداب سیاست‌زدگی افتاده‌اند.


مطلب، نوشته‌ی جعفر شیرعلی‌نیا، مورخ انقلاب اسلامی است. 

  • سید نورالله شاهرخی
۲۳
مهر
۹۶

⭕️ واسه بزرگوارانی که معمولاً به آدم میگن چرا قبلا فلان طور بودی و الان آنطور که ما می‌شناختیم نیستی؟ انگار به مصداق این که از قدیم گفته‌اند حرف مرد یکی است آدم باید تا دَم مرگ همان باشد که آن شخص می‌شناخت. ضمناً این مطلب نوشته شده توسط من نیست. 


🔹من به مقتضای اینکه بدانم الف، ب است و بدان عمل کنم آرامش دارم اما اگر فردا بدانم الف، ب نیست اگر به اینکه الف، ب است عمل کنم آرامش ندارم. آرامش به این نیست که یک عقیده‌ای من در عالم پیدا کنم که از روز اول تا آخر همان باشد. آرامش در این است که اگر واقعاً با رجوع به عقل و وجدان اخلاقی به مطلبی رسیده یا موضوعی را فهمیده‌ام، بدان هم التزام داشته باشم. آدمِ منطقی، مانند یک دماسنج است. دماسنج هیچ وقت نمی گوید که من 10 دقیقه پیش میگفتم 17 درجه اما الان چگونه بگویم 18 درجه، پاسخ، مشخص است؛ در صورتی که دما در آن وقت 17 درجه بود، من هم 17 را نشان می‌دادم الان که دما 18 درجه است، من هم 18 را نشان می‌دهم. آدم منطقی به نظرم به دنبال واقعیت‌ها چنان می‌رود که دماسنج در پی دما می‌رود.

  • سید نورالله شاهرخی
۱۵
مهر
۹۶

امام خمینی گفت از کجا می‌دانید مادر من دانا و روشن‌ضمیر بوده است؟(1)

١- به روایت سید حمید روحانی(زیارتی)، او در زندگی‌نامه‌ی آیت‌الله خمینی درباره مادر ایشان نوشته بود: «مادر امام خمینی(بانو هاجر) زنی دانا و روشن‌ضمیر و از خاندان علم و تقوا و معاریف است» نوشته را داد امام ببیند، حاج‌آقا روح‌الله روی عبارت «دانا و روشن‌ضمیر» خط کشیده بود و گفته بود از کجا می‌دانید بانویی که سده‌ای پیش در یکی از روستاهای ایران می‌زیسته «دانا و روشن‌ضمیر» بوده است؟

 حمید روحانی درباره‌ی پدر بانو هاجر هم نوشته بود: «پدر آن مرحومه میرزا احمد از علما و مدرسین والامقام کربلا و نجف بودند» امام کنارش نوشته بود: «به طوری که مسموع شده» یعنی بنویس آن‌طور که شنیده شده، یعنی جمله‌ات قطعی نباشد. روی کربلا و نجف هم خط کشیده بود چون برخی معتقد بودند او در سامرا تدریس می‌کرده و در درستی نقل‌ها یقین نبود. یا جایی که روحانی نوشته بود: «خاندان آن مرحومه: عموها برادرها، همه از رجال برجسته‌ی علم و دانش و دارای ملکات فاضله بودند» امام روی عبارت: «همه از رجال برجسته علم و دانش و دارای ملکات فاضله بودند»  خط کشیده بود و نوشته بود: «از روحانیون و بعضی آن‌ها از روسای روحانیت محل بوده‌اند.»

٢- سال ١٣٥٢ نویسنده‌ای مصری از اطرافیان امام خواسته بود بیوگرافی کوتاهی از آیت‌الله خمینی به او بدهند. وقتی آقای حمید روحانی متن را آماده کرد و به امام داد تا بخواند، امام نوشت: "آنچه قلم زدم‏ یا خیلی مبالغه‌آمیز بود یا موافق واقع نبود. به نظر اینجانب اگر‏‎ ‎‏می‌خواهید شرح‌حال را برای کاتب مصری ‏بنویسید، ساده باشد و از شعر و نثر حماسه‌آمیز خالی باشد." 

٣- آیت‌الله خمینی در تلگراف ۱۵ آبان ۱۳۴۱ به شاه او را اعلی‌حضرت خطاب کرده بود و حمید روحانی سال‌ها بعد در نوشته‌اش جمله‌ای که در آن، این عبارت آمده بود را حذف کرده بود. امام می‌فهمد و با جملاتی با این مضمون می‌گوید:"چرا این جمله را حذف کردید؟ اگر به نظر شما نادرست بود، می‌آوردید و آن را مورد‌انتقاد قرار می‌دادید. شما باید خود را وادار کنید و عادت دهید که در نوشتن تاریخ حبّ و بغض را کنار بگذارید و واقعیت‌ها را بنویسید، هر چند به ضرر خودتان یا به ضرر کسانی باشد که به آنان علاقمندید."

۴- در نامه‌ای که آیت‌الله خمینی ۲۵ دی ۱۳۶۷ در آخرین سال زندگی‌اش برای آقای حمید روحانی نوشت به نکاتی اشاره کرد که بسیار مهم‌تر از سه نکته‌ی پیشین است. به یک نکته‌ی کلیدی از این نامه توجه کنید:"شما به‌عنوان یک مورخ باید توجه داشته باشید که عهده‌دار چه کار عظیمی شده‌اید. اکثر مورخین، تاریخ را آن‌گونه که مایلند و یا بدان‌گونه که دستور گرفته‌اند می‌نویسند، نه آن‌گونه که اتفاق افتاده است. از اوّل می‌دانند که کتابشان بنا است به چه نتیجه‌ای برسد و در آخر به همان نتیجه هم می‌رسند."

و این گرفتاری بزرگ ماست که بسیاری تصویر تاریخی خود را نقاشی کرده‌اند و تنها روایت‌هایی را می‌پسندند که تصویر آن‌ها را تایید کند و در مقابل هر روایتی که تصویرشان را خدشه‌دار کند در حد توان، مقابله می‌کنند.


(1) مطلب، به طور کامل، نوشته‌ی جناب آقای جعفر شیرعلی‌نیا است. جعفر شیرعلی‌نیا، متولد 1357، پژوهشگر تاریخ انقلاب و دفاع مقدس است. از جعفر شیرعلی‌نیا کتاب‌های متعددی از جمله «بحران بالا می‌گیرد»، «جبهه میانی»، «جبهه جنوب»، «دایره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق»، «دایره‌المعارف مصور تاریخ یهودیت و صهیونیسم» و «هشت سال این‌گونه گذشت» منتشر شده است.

  • سید نورالله شاهرخی
۱۰
مهر
۹۶

مقدمه

هیچ وقت فکر کردید که اگر اصل، اینه که بر طبق قواعد مردم‌سالاری و حتی اصول قانون اساسی خودمون، مردم حاکم بر سرنوشت خودشون هستن چرا از نظر عقلی و حتی حقوقی، قسمتی از مردم یه کشور نمیتونن رفراندوم کنن و خودشون رو از سرزمین مادر جدا کنن؟ خب شاید اونا بخان به این طریق حاکمیت خودشون بر سرزمین خودشون رو اعمال‌ کنن. این نوشته، پاسخی است به این سؤال. ضمناً این متن، نوشته‌ی من نیست. نوشته‌ی حسین دهباشی(1) است. 

اصل مطلب 

الف:

چه کردستان باشد چه کاتالونیا، جهت تعیین سرنوشت یک‌منطقه، آرای همه مردم کشورِ مادر ملاک است، نه‌فقط رای ساکنانِ آن استان خاص که طبعا مجموع جمعیت‌شان در برابر جمعیت کل کشور، اقلیتی کوچک است.


ب:

یک‌قطعه از سرزمین اصلی (مثلا یک‌استان) چونان ملک مُشاع در مالکیٓتِ مُشترکِ همه اتباع کشور است. ولو ساکن آن قطعه نباشند. سکونت فرد یا قومی در جایی، حق بیشتری برای او به نسبت سایر هموطنان‌اش ایجاد نمی‌کند.


ج:

یک‌گیلانی همانقدر از نفتِ خوزستان سهم می‌برد که یک‌خوزستانی. و یک یزدی همانقدر مالک منابع آبِ استان اصفهان است که یک‌اصفهانی. یک‌آذربایجانی اگرچه به زبان تُرکی تکلّم می‌کند، می‌پذیرد که زبان رسمی استان‌اش فارسی باشد چراکه زبان مُشترک اکثریت مردم ایران است و حتی اهالی سرحدات شرقی کشور از سرخس تا گواتر گلزارهای شهدا در همه شهر و روستاهایی خود دارند از مردمانی که در استان‌های غربی و بسیار دور و با لهجه و قومیتی کاملا متفاوت، شربت شیرین شهادت در راه خدا و  تمامیت ارضی وطن نوشیده‌اند.


د:

آیا قواعد «مالکیت مُشاع کشور برای همه شهروندان» و «بی‌اعتباری انتخابات منطقه‌ای در برابر رای ملٓی» امرِ جدیدی است؟ خیر. حتی در دموکراسی‌های غربی این قواعد فصل‌الخطاب است. به عنوان نمونه نگاه شود به جریان جنگ‌های داخلی آمریکا (۱۸۶۱ /۱۸۶۵) که در برابر انتخاب رییس‌جمهوری که قائل به لغو برده‌داری بود یازده ایالت جنوبی به سوی دو گزینه استمرار برده‌داری برخلاف نظر اکثریت مردم آمریکا یا استقلال از این کشور رفتند. پاسخ اما چه بود؟ رد هردو گزینه و سرکوب قاطع نظامی ایالات شورشی و برقراری حاکمیت برابر قانون در سراسر کشور.


(1) «حسین دهباشی» (م. ۲۷ خرداد ۱۳۵۰، تهران) تاریخ‌پژوه و مستندساز، مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در عصر پهلوی دوّم و پژوهشگر تاریخ شفاهی جمهوری اسلامی است.

  • سید نورالله شاهرخی
۰۷
مهر
۹۶

از استاد شهید مرتضی مطهری 


❶👌اشتباه اول: 


✅صحیح این است که شهدای کربلا در روز عاشورا شهید شده‌اند و نه قبل از آن. 


✖️بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.


➖اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.


❷👌اشتباه دوم: 


✅ صحیح این است که تشنگی اهل بیت امام حسین متعلق به روز عاشورا است و نه قبل از آن. 


✖️باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمرو بن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار رود فرات، فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.


➖در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب...دست بر گریبان برده...و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.


➖شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید.»


❸👌اشتباه سوم:


✅ صحیح این است که جناب لیلا مادر حضرت علی اکبر در کربلا حضور نداشت. 


✖️یکی از معروف ترین تحریف ها ماجرای حضرت لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) است وچه روضه ها که در این زمینه خوانده نمی شود؛ در روضه ها ذکر می شود که حضرت علی اکبر قبل از رفتن به میدان با مادرش چه نجواهایی می کرد، یا اینکه حضرت لیلی در خیمه ها رفته و در آنجا دعا کرده که خداوند حضرت علی اکبر را سالم برگرداند که متأسفانه این موضوع محور بعضی تعزیه ها نیز شده است.


➖اما حقیقت این است که اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ البته لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) هست؛ اما حتی یک مورخ هم به حضور آن حضرت در کربلا و روز عاشورا گواهی نمی دهد. (به نقل از حماسه حسینی،جلد۱،مرتضی مطهری)


❹👌اشتباه چهارم: 


✅ صحیح این است که امام حسین با اذن جهاد حضرت علی اکبر هیچ مخالفتی نکرد. 


✖️مطلب بعدی مربوط به حضرت علی اکبر(ع) این است که آن حضرت قبل از رفتن به معرکه جنگ از پدر رخصت خواست و آن حضرت اذن میدان نداده اند و مثلاً فرموده اند که تو هنوز جوانی و حیف است که از دست بروی و چه اشعار و تعزیه ها که پیرامون آن نساخته ایم؛ اما حقیقت این است که تمام مورخین نوشته اند، هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اگر می شد حضرت برایشان عذری می آورد ولی در مورد جناب علی اکبر گفته اند: «فاستأذن اباه، فأذن له» یعنی تا اجازه خواست گفت برو.

----------------------

🌐 منبع: حماسه حسینی، جلد۱، استاد شهید مرتضی مطهری.

  • سید نورالله شاهرخی
۰۴
مهر
۹۶

اگر در پشت کوه قاف ببینیم که شخصی مست کرده و ضمناً در همون حال مستی، در یک هیأت عزاداری مشغول عزاداری هست همَمون تعجب می‌کنیم و میگیم نه به مشروب خوردنت، نه به عزاداری کردنت؛ چرا اینجوری میگیم؟ چون هدف امام حسین از قیام، زنده کردن احکام اسلام بود و زیر پا گذاشتن حکم قطعی اسلام، همخوانی با زنده نگه داشتن یاد امام حسین نداره؛ بنابراین عرف نمیپذیره که کسی مست کنه و ضمناً عزادار امام حسین هم باشه. 

در مورد شخص مست، کسی نمیگه شاید این شخصی که مشروب خورده نزد امام حسین مقرب باشه و عزاداریش قبول باشه. 

اما یالَلْعَجَب، در مورد زنانی که جلوی غریبه‌ها به شدت آرایش میکنن و موهاشونو میندازن بیرون و حکم قطعی اسلام که حتی یک مخالف بین اسلام شناسان نداره رو زیر پا میذارن و ضمناً از طریق دنبال هیأت‌ها افتادن توی خیابون و به سینه زدن، نشون میدن عزادار امام حسین هم هستن هیچ کسی تعجب نمیکنه و تازه خیلی‌ها هم هستن که میگن شاید همین زن بد حجاب نزد امام حسین مقرب باشه و عزاداریش قبول باشه!!!!! 

این تفاوت بین واکنش نسبت به مستی و بدحجابی از کجا میاد؟ از اینجا میاد که این گناه اوووووونقد جلوی چشمامون تکرار شده که دیگه حساسیتمون نسبت بهش کم شده و اصلاً گناه نمیدونیمش. 

نتیجه‌ی اخلاقی : بترسیم از روزی که حساسیتمون نسبت به بقیه‌ی گناهان هم همین طور از دست بره! حدیث داریم که بزرگترین گناه، همون گناهی است که ما اونو کوچیک بشماریم، مثلاً بگیم بقیه دارن فلان و بهمان میکنن حالا من مو انداختم بیرون یا آرایش کردم به جایی برنمیخوره! 

  • سید نورالله شاهرخی
۰۳
فروردين
۹۶

1 - قبل از رفتن به مهمانی، با میزبان‌ تماس گرفته و با وی هماهنگی کنید.

2 - بهتر است از میزبان بخواهید خود وقت مناسب را تعیین کند.

3 - اگر برای اولین بار به منزل کسی می‌روید بهتر است دست خالی نروید و با توجه به شرایط میزبان و در حد توان هدیه‌ای ببرید.

4 - در پذیرایی، محدودیت‌های میزبان را درک کنید و انتظارات بیش از حد توان او نداشته باشید.

5 - موضوعات اختلاف‌ برانگیز مطرح نکنید و مهمانی را به میدان جنگ و جدل تبدیل نکنید. از هرگونه بحث سیاسی پرهیز کنید وبا کنایه صحبت نکنید .

6 - احترام میزبان را نگه دارید و از محکوم کردن او و به کرسی نشاندن حرف خویش منصرف شوید.

7 - در جمع از ثروت و دارایی‌ها و افتخارات خویش تعریف نکنید و از شغل و مقام پردرآمد و پولساز خود صحبت نکنید، بویژه اگر مخاطب شما فاقد آنها باشد. فخر فروشی، کار مؤدبانه‌ای نیست. 

8 - از گله‌گذاری و غیبت در مهمانی‌ بپرهیزید و پشت‌سر مهمانان، میزبان، دوستان و نزدیکانتان بدگویی نکنید.

9 - به عنوان میزبان، با مهمانان خود به گرمی رفتار کنید. از درد و غم، بیماری و گرفتاری‌های روزمره خود برای مهمانان داستان نسازید.

10 - اگر در منزل خود عادت غذایی یا آداب خاصی دارید که میزبان قادر به برآورده‌ کردن آن نیست از وی تقاضای آن را نکنید ( باعث دردسر یا شرمندگی او نشوید ).

11 - در خوردن غذا مانند منزل خود رفتار نکنید. ( از پرخوری بپرهیزید ).‌

12 - در مهمانی از میزبان راجع به شغلش ومیزان درآمدش نپرسید. از میزان حقوق و دارائی نپرسید شاید طرف مقابل، تمایلی به بیان آنها نداشته باشد. 

13 - فراموش نکنید شما حق ندارید ‌دکوراسیون منزل میزبان را تغییر دهید. پرده را کنار نزنید و یا روشنایی را کم و زیاد نکنید.

14 - در مهمانی‌ تمام‌ وقت را با یک نفر از حاضران به گفت‌ و گو نپردازید، طوری که گویی شخص دیگری در آن محل حضور ندارد.

15 - کودکان خود را کنترل کنید تا باعث زحمت برای میزبان نشوند. (به کودکانتان از قبل تذکر دهید.)‌

16 - در زمان نشستن شما تابع میزبان هستید، اگر به شما تعارف کرد که جای خاصی بنشینید، حتماً رعایت کنید.

17- راجع به قیمت مبل و فرش و وسایل دیگر نپرسید.

18- در میهمانی موج منفی ندهید و از شایعه پراکنی دوری کنید.

19- با لباس و طلا و ظاهر آنچنانی خود، فخر فروشی نکنید اینها عزت نمی آورد، عزت واقعی را از خدا بخواهید.

20- بین افراد در دید و بازدید تفاوت قائل نشوید. در دید و بازدیدها از تجربیات سال گذشته بگویید همدیگر را راهنمایی کنید، دست وزبانمان خیر باشد، چه بسا در این دید وبازدیدها گره از کاروزندگی افرادی باز شود.


 نتیجه‌ی اخلاقی : بخام این 20 نکته رو در یک جمله خلاصه کنم، میشه اینکه : به هنگام مراوده با مردم، خود و خونواده‌‌ی خودمون رو محور دنیا ندونیم و به رأی، سلیقه، نظر و اعتقادات دیگرون هم احترام بذاریم. 

پ. ن. : مطلب، نوشته‌ی من نیست. 

  • سید نورالله شاهرخی
۱۷
دی
۹۵

     عن عقاب الأعمال عن النبی (صلّى الله علیه و آله و سلم):
(مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فِی بَیْعٍ أَوْ فِی شِرَاءٍ فَلَیْسَ مِنَّا وَ یُحْشَرُ مَعَ الْیَهُودِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ- لِأَنَّهُ مَنْ غَشَّ النَّاسَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ - إلى أن قال - وَ مَنْ غَشَّنَا فَلَیْسَ مِنَّا قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ مَنْ غَشَّ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ نَزَعَ اللَّهُ بَرَکَةَ رِزْقِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَیْهِ مَعِیشَتَهُ وَ وَکَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ).

     در کتاب عِقاب الأعمال، شیخ صدوق با اسناد خودش از رسول خدا نقل کرده است که ایشون فرمودن : «هر کس در خرید و فروش علیه مسلمانی، غش به کار ببرد،(ینی حیله و فریب بکنه، که میشه همون تدلیس) از ما نیست و روز قیامت با یهودیان محشور خواهد شد، و علت این امر این است که هر کس در معامله، تدلیس کند مسلمان نیست، تا آنجا که فرمود هر کس علیه ما حیله و نیرنگ کند از ما نیست و این سخن را سه بار تکرار فرمود، و نیز فرمود هر کس برادر مسلمانش را در معامله فریب دهد خداوند برکت را از روزی او میگیرد و ممرّ درآمد او را سد میکند و او را به خودش وا می‌گذارد.»

      نتیجه‌ی اخلاقی : اگر مسلمون باشیم همین یه حدیث بسمونه! در خانه اگر کس است یک حرف بس است!!!!!

      منبع روایت
: وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه(نسخه‌ی 30 جلدی) - بَابُ تَحْرِیمِ الْغِشِّ بِمَا یَخْفَى کَشَوْبِ اللَّبَنِ بِالْمَاءِ -  مجلد ۱۷، صفحه ۲۸۳.

  • سید نورالله شاهرخی
۱۷
دی
۹۵
برخی سایت‌ها - از جمله توییتر مثلاً - هم اکنون درست یا غلط، در کشور ما فیلتر هستن.

  •      صرفنظر از اینکه استفاده از فیلترشکن عنوان مجرمانه داره یا نه، اکثریت قریب به اتفاق مراجع تقلید مخالفت با قوانین جمهوری اسلامی رو جایز نمیدونن.

  •      استفاده از سایت‌هایی که نیاز به فیلترشکن داره، به معنای دور زدن محدودیت‌هایی است که برای همه‌ی مردم وجود داره و داره اِعمال میشه.

  •      اگر بنا بر ملاحظاتی، درست یا غلط، سایت‌هایی مثل توییتر یا فیسبوک برای مردم معمولی کشور، از نظر عملی، بر اساس تصمیم رکنی از ارکان قانونی جمهوری اسلامی، قابل دسترس نیستن، مسؤولین هم بجای اینکه از فیلترشکن استفاده کنن و توی اون سایت‌ها عضو بشن، باید برن توی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و این سایت‌ها رو اونجا از فیلتر خارج کنن.

  •      از نظر مسؤول کشور، نباید این مهم باشه که بیشتر مردم عضو این شبکه‌ها هستن یا نیستن و نیز نباید این مهم باشه که آیا اصولاً فیلترینگ این شبکه‌ها کار صحیحی هست یا خیر، اونچه از نظر مسؤول ما باید مهم باشه اینه که فعلاً بر اساس تصمیم یک سازمان قانونی در این کشور، این شبکه‌ها از دسترس مردم معمولی ما خارج هستن و تا وختی این تصمیم، نقض نشده همه مردم و بیشتر از مردم، مسؤولین، موظف به احترام به این تصمیم هستن.


  •      بر همین اساس، از نظر من، عضویت برخی مسؤولین کشور توی اون سایت‌ها و نشر مطالب و دیدگاه‌ها از طریق سایت‌های فیلتر شده از نظر عرفی و شرعی کار صحیحی نیست و باعث دلسردی و حتا ترویجِ عدم احترام به قانون در بدنه اجتماع خواهد شد.

      نتیجه‌ی اخلاقی : همه‌ی آحاد ملت، در برابر قانون یکسان هستند.



  • سید نورالله شاهرخی
۱۳
دی
۹۵

     مکان فرهنگی جالبی که در شهرهای توکیو و کیوتو از کشور ژاپن راه افتاده‌اند.

     خب، ما قبلا شنیده بودیم که ژاپنی‌ها بسیار کتابخوان هستند، اما دیگر تصور نمی‌کردیم که این کتابخوانی آنها تا به آن حد باشد که کتابخانه‌های ویژه‌ای را مخصوص خوره‌های کتابی درست کرده باشند که بتوانند شب‌هنگام در آن بیارامند!

     به دنبال توکیو، کیوتو هم از حدود ۳ هفته پیش صاحب چنین مکانی شده است. مکانی آرام و خلسه‌آور که در آن به دور از غوغای زندگی، یک عاشق واقعی کتاب می‌تواند با کتاب‌ها خلوت کند.

     نوع نورپردازی و محیط با بافت کتاب و چوب و بوی کتاب قطعا، مکانی بی‌نظیر فراهم می‌آورند.

     کتاب-خوابگاه توکیو و کیوتو به ترتیب سه و پنج هزار کتاب دارند! و هزینه هر شب اقامت در آنها حداقل ۳۹ دلار است.

      نتیجه‌ی اخلاقی : توی ایرون خودمون، تصور من بر اینه که  اگه بخان یه مکانی با همچین کارکردی راه بندازن اگر بجای کتاب، پلی استیشن و یا قلیون بگذارن بسیار بسیار مشتری‌ِ بیشتری خواهد داشت تا کتاب. متأسفانه البته.

     نتیجه‌ی اخلاقی دوم : قصاب و راننده تاکسی به کنار، حتا بسیاری از قشر دانشجوی ما هم عادت به کتابخوانی ندارن و بجز کتاب درسی، اونم به اجبار، اونم نه در طول ترم، بلکه فقط توی فرجه‌های امتحان، سال‌ها میگذره و هیییییییییچ کتابی مطالعه نمیکنن! بازم شوربختانه البته!!!!!!







  • سید نورالله شاهرخی
۱۱
دی
۹۵

      فک کنید توی سالن دانشکده، پسرا و دخترای هم رشته دور هم جَم بشن و راجع به این مسائل حرف بزنن:
      کدوم دانشجوی دختر یا پسر، با جنس مخالفش رابطه داره یا قراره رابطه داشته باشه!!!
      کدوم دانشجوی پسر با کدوم دانشجوی دختر، رابطه داشتن ولی الان میونه‌شون شکرآب شده!!!!
      کی با کی ازدواج کرد!!!
      کی با کی قراره ازدواج کنه!!!!
      کی از کی طلاق گرفت!!!
      کی داره از کی طلاق میگیره!!!
     هر خونواده چن تا بچه بهتره داشته باشه!
     فرزند کمتر زندگی بهتر یا فرزند بیشتر زندگی بهتر؟!!!
     کدوم استاد، تیپش از بقیه بهتره!!!!
     و مسائلی از این دست....

     صرفنظر از اینکه حراست گیر بده یا گیر نده، و صرفنظر از اینکه از نظر شرعی مشکل داشته باشه یا نداشته باشه، از نظر من یه همچین اجتماعی با همچین مباحثی، واقعن یه اجتماع سخیف، مبتذل و پیش پا افتاده هست که اصصصلن ارزش وخت گذاشتن و شرکت کردن نداره. در بهترین حالت، اتلافِ وختِ محض هست و در بدترین حالت، مشتمل خواهد شد بر گناهانی از قبیل دروغ، تمسخر، تهمت، غیبت وووو

      پسرا به کنار، مطططططمئن هستم بسیاری از دخترا، به هیییییییییچ قیمتی حاضر نیستن توی سالن دانشکده، در یه جمع مختلط شرکت کنن و توی همچین مباحثی اظهار نظر کنن، در واقع شأن خودشونو بالاتر از این میدونن که بخان خودشونو سبک کنن و اینطور در دسترس پسرا قرار بگیرن.

      خیلی از پسرا هم که حاضر نیستن با شاه فالوده بخورن و توی عالَمِ واقعیت، اصلا حاضر نیستن توی همچین اجتماعی شرکت کنن و در خصوص این مسائل، اظهار نظر کنن.

      اونوخ جالبیش اینجاس همین دخترا و همین پسرا، خییییییلی راحت توی فضای مجازی، توی گروه‌های تلگرامی مختلط عضو میشن و در خصوص همین مسائل و مسائل مبتذل‌تر از این موارد ساعت‌ها به گفت و شنود میشینن با اجناس مخالف!!!! ینی با جنس مخالف!!!!

      هر هفته حاضرن توی درس من منفی بخورن بخاطر نخوندن درس، اما این مباحث سخیف گروه‌های مختلط یا غیر مختلط رو حاضر نیستن ترک کنن و بنشینن درسشون رو بخونن.

       نتیجه‌ی اخلاقی : دوستان و سروران ارجمند، موضوع خییییییلی ساده‌س، اونایی که برای خودشون حریمی قائل نیستن و دوس دارن مدام در دسترس باشن، به کنار، موضوع بحث من اصن همچین اشخاصی نیستن. اما اونایی که برای خودشون حریمی قائل هستن بدونن که فضای مجازی، هیییییییییچ تفاوتی با فضای واقعی نداره، همون آدمایی که توی فضای واقعی حیا میکنید خییییییلی از حرفا رو جلوشون بزنید همون آدما هستن که توی فضای مجازی حضور دارن، هیچ فرقی نداره!

  • سید نورالله شاهرخی
۲۳
آذر
۹۵

توی تاکسی نشستم، از معدود مواردی بود که دوچرخه نداشتم!!! بحث افتاد، راننده تاکسی گفت من دارم یه خونه میسازم، به برقکار، اَنعام دادم گفتم یه سیم از پشت کنتور بکش برای کولر گازی خونه که لازم نباشه پول برق بدم! منم گفتم کار اشتباهی کردی! این برداشتنِ ناروا از بیت‌المال هست. گفت چون فلانی توی فلان منصب، دَله دزدی کرده منم در واقع دارم سهم خودم رو از بیت المال برمیدارم، مگه منم توی بیت‌المال سهم ندارم؟ سهممه، حقمه! حلال هست برام!
منم گفتم از قضا همونی هم که میلیاردی اختلاس میکنه اونم میگه منم توی بیت‌المال سهم دارم و دارم حقم رو برمیدارم. کسی رو توی قبر کسی دیگه نمیخابونن!!!! شما حواست به این باشه خودت حرام نخوری.

نتیجه‌ی اخلاقی : امروزِ روز به هر کی میگی چرا حرام میخوری میگه چون فلانی دزدی کرد پس منم حقمه، سهممه!!!!


  • سید نورالله شاهرخی