عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

سؤالات درسی و / یا حقوقی شما

سه شنبه تیر ۹ ۱۳۹۴، ۱۱:۲۴ ق.ظ

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای ذیل همین مطلب بپرسید. ضمناً این مطلب از قسمت طبقه بندی موضوعی هم قابل دسترسی استبه سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد.

لطفاً حتماً قبل از پرسیدن سؤال خود ، به نکان ذیل توجه فرمائید :

چند نکته :

    اول - ارائه‌ی پاسخ به سؤالی که ارسال می‌کنید ممکن است یک هفته به طول انجامد : سؤالات ، در نوبت پاسخگویی قرار خواهند گرفت و با توجه به مشغولیات متعددی که من دارم ، ارائه‌ی پاسخ به آنها حسب مورد ممکن است چند روز - گاه یک هفته و در موارد نادر تا ده روز حتی - به طول بینجامد ، اگر پاسخ را فوری میخواهید یا انتظار کشیدن برای دریافت پاسخ را خلاف شأن و شخصیت خودتان میدانید لطفاً سؤالات خود را با من در میان نگذارید.

  دوم - پاسخ من ممکن است اشتباه باشد : پاسخی که به سؤالات شما داده می‌شود در حدّ معلوماتِ ناقص و محدود من است و کااااااملاً محتمل است که پاسخ من اشتباه بوده یا با نظر سایر همکاران و اساتید بزرگوارم متفاوت باشد. این نکته را مدّ نظر داشته باشید. پاسخ من ، رافع مسؤولیت شما در جهت تحقیق بیشتر و بررسی جوانب امر نخواهد بود.

سوم - فقط در زمینه‌ی دروس حقوق خصوصی پاسخگو هستم : نظر به لزوم رعایت جنبه‌های تخصصی در پاسخ به سوالات ، از پاسخ ب هر نوع سؤال حقوقی در زمینه‌هایی غیر از حقوق خصوصی معذورم ؛ بنابراین سؤالات مربوط به حقوق جزا ، حقوق عمومی ، حقوق بین الملل و .... که من با آنها آشنایی ندارم را با من در میان نگذارید چون به خودم اجازه‌ی پاسخگویی به آنها را نمی‌دهم.

چهارم - از پاسخ دادن به سؤالات تمرینی و امتحانی معذورم : در برخی موارد ، اساتید محترم دانشگاه‌ها برای سنجش معلومات دانشجویان خود و نیز انجام فعالیت تمرینی ، سؤالاتی را برای دانشجویان کلاس‌های خود طرح می‌نمایند ؛ هدف از طرح چنین سؤالاتی این است که دانشجو با توجه به آموخته‌های خود ، به آن سؤال ، پاسخ دهد ؛ در چنین مواردی آنچه اهمیت دارد این است که دانشجو از طریق تفکر ، معلومات خود را محک بزند و به پاسخ برسد ؛ صحیح یا غلط بودن چنین پاسخی قطعاً در درجه‌ی دوم اولویت است ؛ با عنایت به ملاحظات فوق الذکر ، رویه‌ام بر این است که از پاسخ به سؤالات تمرینی اساتید دیگر  یا سؤالات امتحانی خودداری نمایم تا دانشجویان ، از طریق فعالیت علمی و ذهنی خود ، به پاسخ برسند. بنابراین از پاسخگویی ب این قبیل سؤالات معذورم. 

  پنجم - امکان رونویسی از کتاب‌ها در مقام پاسخگویی وجود ندارد : نظر به عدم امکان رونویسی از کتاب‌های حقوقی یا سایت‌ها ، در مواردی ک پاسخ سؤال ، قبلاً در یک کتاب یا سایت ، بیان شده ، مشخصات آن کتاب و یا آدرس آن سایت ، در پاسخ قرار داده خواهد شد.

ششم - هر روز فقط یک سؤال بپرسید : اگر سؤالی ک مطرح می‌فرمائید جنبه‌ی علمیِ محض ، دارد (یعنی مثلاً در خصوص منابع آزمون‌های حقوقی یا نحوه‌ی شرکت در آزمون‌های حقوقی نیست ؛ بلکه در بردارنده‌ی یک مطلبِ حقوقیِ محض است) لطفاً در هر وهله ، فقط یک سؤال را مطرح نموده و بین هر کدام از سؤالاتی ک مطرح میفرمائید حداقل 24 ساعت فاصله باشد ؛ علتش هم این است که من برای رعایت عدالت در پاسخگویی ، جز در خصوص برخی موارد استثنائی ، که در جای خود بیان شده‌اند ، به ترتیبِ وصول ، به کامنت‌ها پاسخ می‌دهم و این یعنی تا به کامنتِ قبلی پاسخ نداده باشم به کامنت بعدی پاسخ نمی‌دهم. در چنین شرائطی اگر یک کامنت ، حاوی چندین و چند سؤال علمی باشد که پاسخگویی ب هر کدام از آن سؤالات ، وقت زیادی می‌طلبد ، سایر بازدیدکنندگانی که کامنتی گذاشته‌اند باید برای دیدن پاسخ خود مدت مدیدی منتظر بمانند تا من به آن کامنتی ک حاوی چندین سؤال بوده پاسخ دهم ؛ ک ب نظرم این دور از عدالت است ؛ ب همین دلیل - همچنان‌که در اول این تذکر عرض کردم - ، اگر سؤالی ک مطرح می‌فرمائید جنبه‌ی علمیِ محض ، دارد لطفاً در هر وهله ، فقط یک سؤال را مطرح نموده و بین هر کدام از سؤالاتی ک مطرح میفرمائید حداقل 24 ساعت فاصله باشد.

هفتم -  آدرس کتابی که از آن نقل قول می‌کنید را ذکر کنید : اگر سؤال شما در خصوص متن مطالب یک کتاب است (مثلا قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی) برای اینکه امکان پاسخگویی دقیق‌تر و سریع‌تر مهیا باشد حتماً آدرس دقیقِ آن مطلب در آن کتاب را ذکر کنید.

هشتم - کامنت‌های جدیدتر اول هستند : کامنت‌های جدیدتر در ابتدای کامنت‌ها ، و کامنت‌های قدیمی‌تر در پایانِ کامنت‌ها قرار دارند ؛ برای دیدن کامنت خود و پاسخ آن ، به پایانِ کامنت‌ها نروید.

نهم - ارسال سؤال به صورت خصوصی = عدم پاسخگویی من : در این بخش هیچ دلیلی برای ارسال سؤال ، به طور خصوصی وجود ندارد ، خصوصی ، یعنی خصوصی ، سؤال علمی هیچ جنبه‌ی خصوصی‌ای ندارد که مایل باشید کسی آن را نبیند ؛ متأسفانه نمیدانم به چه دلیل خیلی از ماها عادت کرده‌ایم همه‌ چیز را مخفیانه و محرمانه تلقی کنیم ! علاوه بر این بر اساس قوانین بلاگ (سایتی که من از خدمات آن استفاده می‌کنم) ، کامنت‌هایی که به طور خصوصی ارسال می‌شوند قابل پاسخگویی نیستند ؛ بنابراین با توجه به اینکه من - به دلائلی که در جای خود بیان شده - از طریق ایمیل پاسخگوی هیچ کامنتی نیستم ،  ارسال سؤال به طور خصوصی مساوی خواهد بود با عدم پاسخگویی مننتیجه اینکه اگر مایل به دریافت پاسخ هستید سؤال خود را خصوصی ارسال نکنید.

دهم - از پرسیدن سؤالات کلی و مبهم خودداری کنید. از پرسیدن سؤالاتی نظیر اینکه «از فلان صفحه تا فلان صفحه را متوجه نشدم، توضیح دهید» یا «فلان شماره‌ی فلان کتاب را متوجه نشدم، توضیح دهید» یا «فلان موضوع رو کلاً از اول تا آخر توضیح دهید» خودداری فرمائید. به این دلیل که اولاً ممکن است من آن مطلب را کاملاً و مفصل توضیح دهم بعد شما ببینید توضیحات من اصلاً ربطی به ابهام شما نداشته و ابهام شما همچنان به جای خود باقی است؛ ثانیاً برخی مطالب را که من در کلاس در حدود یکی دو جلسه‌ی یک تا دو ساعته توضیح می‌دهم واقعاً از نظر زمانی امکانپذیر نیست که در وبلاگ در پاسخ به یک سؤال بنویسم، بنابراین چنانچه سؤالی به این نحو طرح شده باشد متأسفانه امکان پاسخگویی به آن برای من وجود ندارد. سؤالات خود را واضح، روشن و جزئی شده بپرسید‌.

یازدهم - اعتراضات خود به نمرات امتحانی را اینجا ننویسیدبرای اینکه مطالب مربوط به نمرات در یک قسمت جمع شود و سایر مطالب در امان بماند! و نیز از پرسیدن سؤالات تکراری در این زمینه ممانعت به عمل آید به منظور اظهارنظر راجع به نمراتتان از قسمت اظهارنظر ذیل این مطلب استفاده کنید.

پیشنهادی، انتقادی، فحشی ، ناسزایی، هر مطلبی در زمینه‌ی نمرات کسب شده در امتحان داشتید فقط ذیل همان مطلب ، پاسخ‌گو خواهم بود.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۴ ق.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۷۵۸)

  1. سلام .استادتواون پیامی که گفتین کی گفته من اینطور برداشت کردم که شماگفتینه کی چنین چیزی گفته!مگه فرقی هم میکنن!به هرحال خوب شددوباره پرسیدم. درواقع عطف به ماسبق درحکم قطعیه که جاری میشود امااثرفوری درپرونده های درجریان درسته؟چرادرکتاب دکترشمس شماره های ۱۵و۱۶و۱۷گفته شده هم عطف به ماسبق میشن وهم اثر فوری دارن؟چراتفاوتی دراینجا قائل نشدنه؟!شماره های مربوط به مقررات مربوط به سازمان قضاوتی وصلاحیت وادم به معنای اخص.
  2. میشه فرق بین ابطال وبطلان روهم بگید بامثال. 
  3. وحکم بطلان دعوا درچه مواقعی صادرمیشه؟کجای ق آدم بهش اشاره شده ؟ بی نهایت سپاسگزارم ازتون.
  4. استادی چیزدیگه چرامیخاستید منبع سوالمو بدونید؟؟
پاسخ:
  1. و علیکم السلام. هر گاه قانون جدید بر آنچه در گذشته روی داده اثر کند و پدیده‌هایی را که در زمان قانون قدیم به وجود آمده است در حکومت خود بگیرد، اصطلاحاً می‌گویند در گذشته تأثیر کرده یا عطف به ماسبق شده است. از طرف دیگر اثر فوری قوانین یعنی اینکه قانون به محض لازم‌الاجرا شدن، بر همه‌ی وقایعی که در حال جریان هستند حکومت می‌کند.بنابراین تمایز ظریفی بین این دو وجود دارد که باید در نظر گرفته شود، آقای شمس متأسفانه علیرغم اینکه در شماره‌ی 14 کتاب پیشرفته جلد اول، مفهوم عطف به ما سبق شدن را متمایز از اثر فوری قوانین دانسته‌اند لکن در شماره‌های 15 و 16 و 17 این تمایز را مد نظر قرار نداده و هر دو اصطلاح را به یک معنا به کار برده‌اند و از این حیث، مطلب ایشان در این سه شماره، قابل انتقاد است. قانون، عطف به ماسبق نمی‌شود یعنی بر وقایع گذشته حکومت نمی‌کند و اثر فوری دارد یعنی بر وقایع آینده حکومت می‌کند و اصولاً این دو مفهوم ارتباط مستقیمی با هم ندارند و هر کدام بیان کننده‌ی یک معنای جداگانه هستند. ضمناً آقای دکتر شمس هم در شماره‌ی 14 مطلبشان صحیح است، چون عطف به ماسبق شدن یعنی اینکه قانون هم نسبت به گذشته اثر کند و هم نسبت به آینده (البته اثر قانون نسبت به گذشته، خلاف اصل است و نیاز به تصریح مقنن دارد) و اثر فوری قانون یعنی اینکه قانون فقط نسبت به آینده موثر باشد و بر وقایع گذشته حکومت نکند، بنابراین بین عطف به ماسبق شدن و اثر فوری قانون تمایز وجود دارد. 
  2. اصولاً افراد هنگامی از دادگاه اعلام بطلان قراردادی را می خواهند ، که قانونگذار آنها را باطل قلمداد می نماید و اراده طرفین تاثیری در صحت آن ندارد ، مانند بیع مشروبات الکلی که بنابر قوانین فعلی ایران به جهت وجود ممنوعیت قانونی یا به تعبیر برخی دیگر فقدان مالیت ، باطل می باشد ، ونیز موارد مربوط به فقدان شرایط صحت معاملات موضوع ماده 190 قانون مدنی مانند اینکه در قراردادی ملکی را برای دایر کردن مرکز فساد اجاره دهند که به دلیل نامشروع بودن جهت معامله چنین قراردادی باطل است. در طرف دیگر ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻗﺎﺑـﻞ اﺑﻄـﺎل ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺻﺤﻴﺤﻲ اﻃﻼق ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﻧﺘﻴﺠﻪ اراده ﺻﺮﻳﺢ ﻳﺎ ﺿـﻤﻨﻲ ﻫـﺮ ﻳـﻚ از ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻳﺎ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻫﺮ ﻳﻚ از اﻳﺸﺎن و ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ رأی دادﮔﺎه ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد. مثل صدر ماده‌ی 131 لایحه‌ی اصلاحی قانون تجارت که مقرر می‌دارد : ماده 131 - درصورتی که معاملات مذکوردر ماده 129 این قانون بدون اجازه هیئت مدیره صورت گرفته باشدهرگاه مجمع عمومی عادی شرکت آنهاراتصویب نکندآن معاملات قابل ابطال خواهدبود.
  3. نظر ب اینکه ب دلیلی ک در متن همین مطلبی که دارید ذیلش سؤال می‌پرسید بیان کردم (تذکر شماره‌ی ششم) من هر روز ب یک سؤال حقوقی از هر بازدیدکننده‌ پاسخ میدم و نظر ب اینکه جنابعالی همین امروز سؤالی رو مطرح فرمودید ، در صورت تمایل برای دریافت پاسخ این سؤال ، لطفن فردا این سؤال رو مطرح بفرمائید اگر پاسخش رو بلد باشم عرض خواهم کرد. از جنابعالی بابت عدم پاسخگویی به سؤال، عذرخواهی می‌کنم. 
  4. برای اینکه مراجعه کنم و منبع اصلی مطلب رو مشاهده کنم. 
سلام .استاد درپیام قبلترگفتین عطف به ماسبق شدن بااثرفوری فرقی نمیکنه ولی دراین پیام قبلی انگارتفاوت قائل شدین درسته؟درمورد واخواهی هم یادم اومد نکتشو ممنونم. 
پاسخ:
سلامٌ علیکم. در پیام قبل‌تر عرض نکردم فرقی نمیکنن. عرض کردم کی گفته اینا با هم فرقی میکنن منظورم هم این بود که بدونم منبع سؤال جنابعالی کجاست. این دو جمله( با هم فرقی نمی‌کنن / کی گفته با هم فرقی میکنن ) با هم متفاوت هستن. تأمل بفرمایید.
  1. سلام .
  2. استاد درموردسوال عطف به ماسبق شدن کتاب شمس دوره پیشرفته شماره ۱۴باعنوان عطف به ماسبق شدن یانشدن هستش. 
  3. درموردخسارت مازادبردیه میشه به ماده ۱۴تبصره ۲آن ازق ا.د.ک اشاره کنیم وبگیم خسارت معنوی نمیشه گرفت اماخسارت مادی مازاد دیه رومیشه گرفت؟ 
  4. واینکه ایااخطار رفع نقص واخواهی توسط مدیردفتر صادرمیشه؟
  5. ومرحله واخواهی ادامه مرحله بدویه؟اگه هست این امرچه اثارونتایجی روبه دنبال داره؟ 
  6. ی مواردی بود یادم رفته کاش منظورمو بدونیدچیه. 
پاسخ:
  1. و علیکم السلام. 
  2. برای دیدن پاسخ، رجوع بفرمایید به چند کامنت بالاتر. 
  3. تبصره‌ی 2 در این خصوص ساکت است و سکوت نشانه‌ی چیزی نیست.
  4. متوجه منظور جنابعالی از اینکه آیا ادامه مرحله‌ی بدوی هست با خیر نشدم. در صورت امکان توضیح بفرمایید. 
  5. کسی رفت پیش دیگری که تعبیر خواب میدونست. بهش گفت یه خوابی دیدم تو تعبیرش کن. گفت والا باید خوابت رو بگی تا من تعبیر کنم، چون من تعبیرگر هستم، غیبگو نیستم. حالا حکایت من و جنابعالی همینه. جنابعالی یادتون رفته ولی میفرمائید کاش منظورتون رو بدونم :-)
استادایاعلاوه بردیه خسارتی هم میشه گرفت؟ ضرر وزیان ناشی ازجرم؟دوستی گفتن طبق قانون مسئولیت مدنی میشه . شما بگین ایاامکان داره؟ وطبق کدوم ماده؟
پاسخ:
بین حقوقدانان اختلاف نظر است.
مواد قانونی در این خصوص صراحتاً تعیین تکلیف نکردن وگرنه دلیلی برای ایجاد اختلاف، میان حقوقدانان نبود. آقایان صفایی و رحیمی در کتاب مسؤولیت مدنی خودشون معتقدن خسارت زائد بر دیه قابل مطالبه است اما در خصوص مقدار زائد، بار اثبات به دوش زیاندیده هست ینی زیاندیده باید ثابت کنه خسارتی که به او وارد شده بیش از میزان دیه‌ای هست که دریافت کرده. برای دیدن استدلالات تفصیلی، رجوع بفرمایید به کتابی که در فوق عرض کردم.
سلام جلدیک شمس پیشرفته شماره ای که تیترش ازجهت عطف به ماسبق شدن یانشدن هست ۴خط مونده به اخر
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
من متوجه عبارت مورد نظر جنابعالی نشدم، لطفاً در صورت امکان عبارت مورد نظر رو همین جا مرقوم بفرمایید.
سلام.استاد فرق بین اجرای فوری قوانین باعطف به ما سبق شدن چیه؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. چه کسی گفته این دو اصطلاح مفهومشون با هم متفاوت هست؟ 
بازم سلام. استاداگه ضمن عقدی تعهدبه نفع ثالث شده باشه وعقدابطال یااقاله یافسخ شه تکلیف تعهد به نفع ثالث چیه؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. اگر عقد باطل باشه، شرط ضمن اون هم باطل هست و حقی برای شخص ثالث ایجاد نمیشه. ابطال عقد هم در حقوق مدنی ایران نداریم. اگر هم عقد فسخ یا اقاله بشه، تأثیری در حق شخص ثالث نداره، چون به موجب شرط، حقی برای شخص ثالث ایجاد شده و دو نفر دیگر نمیتونن حق ایجاد شده برای شخصی رو با اقاله یا فسخ از بین ببرن. نظر مخالف هم هست که البته از نظر من قوی نیست. 
سلام استاد.اقران دربحث مهرالمثل یعنی چه؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. یعنی همانندان. 
سلام استاد.میشه بنداخر ماده ۱۰۴۶قانون مدنی روتوضیح بدین؟وهمچنین شماره ۴زیرنویس همین ماده ازنظم دکترکاتوزیان 
پاسخ:
سلامٌ علیکم.

شرط پنجم- «مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و یک شوهر باشد». به موجب این شرط اوّلا طفل باید تمام ۱۵ دفعه را از یک زن شیر بخورد.
بنابراین هرگاه مردی دو زن داشته باشد و طفل شیرخوار از هر یک ۷ و ۸ دفعه شیر بخورد باعث حرمت نمی شود. و یا اینکه از یک شبانه روز کامل، که ملاک زمانی حرمت است، اگر مثلا یک روز از یک زن و یک شب از زن دیگر شیر بخورد، بطوری که در مجموع یک شبانه روز کامل بشود، موجب حرمت نیست.  
ثانیا «۱۵ دفعه شیر یا یک شبانه روز کامل شیر متعلق به مرد (فحل) واحدی باشد» پس اگر طفل شیرخوار در قسمتی از مدّت یک شبانه روز کامل یا هنگام بعضی از دفعات، شیر متعلق به شوهر دیگری را بخورد، احکام رضاع بر آن جاری نمی شود. و این امر باعث حرمت و مانعیّت نکاح نیست.
شوهر واحد: باید توجّه داشت در متون فقهی کلمۀ «شوهر واحد» قید نگردیده بلکه واژه‌های «فحل واحد» و یا «صاحب اللّبن واحد» بکار رفته است.
مشهور فقها عقیده دارند منظور از فحل کسی است که حمل زن و شیر او ناشی از آن شخص باشد هر چند که هنگام رضاع شوهر بالفعل زن شیر دهنده نباشد. بنابراین اگر زنی پس از ازدواج با مردی و حامله شدن از او در حالی که هنوز پستانش شیر دارد بعلّت طلاق یا فوت یا علل دیگر از شوهرش جدا شود، مادام که زن ازدواج جدیدی با شرایطی که گفته خواهد شد نکرده بازهم صاحب اللبن یا فحل، همان شوهر سابق است. وضعیّت زن پس از جدائی از شوهر اوّل (بواسطه طلاق، فوت، علل دیگر) برای مدّتی که شیرش متعلق به شوهر اوّل است بترتیب زیر قابل بررسی و در این خصوص چند فرض قابل تصوّر است:
اوّل- زن پس از جدائی از شوهر اوّل با شخص دیگری ازدواج می‌کند و نزدیکی صورت می‌گیرد ولی حامله نمی شود درحالی که پستانش کماکان شیر دارد. در این فرض فحل یا صاحب اللّبن همان شوهر قبلی است. در این حالت اگر این زن طفلی را با شرایط مقرّره شیر بدهد بین طفل و شوهر قبلی نسبت پدر فرزندی رضاعی ایجاد می‌گردد، هر چند ملاک شیر دادن از حیث دفعات و مدّت بعد از ازدواج جدید کامل شود. پس اگر قبل از ازدواج دوّم بعضی از دفعات شیر را داده باشد و بعد از ازدواج آن را کامل کند و توالی مقرّره نیز وجود داشته باشد، ازدواج
جدید و حتی نزدیکی شوهر دوّم به ایجاد رابطه رضاعی بین شوهر اوّل و طفل خدشه ای وارد نمی سازد.

دوّم- زن بعد از ازدواج دوّم حامله می‌شود ولی شیر پستانش مانند سابق است و تغییری نمی کند. در این فرض نیز بنظر اکثر فقها شیر منتسب به همان شوهر قبلی است.

سوّم- زن بعد از ازدواج جدید حامله می‌شود و شیر پستانش نیز دچار تغییر می‌شود و زیاد یا کم می‌گردد و یا اینکه قطع می‌شود و دوباره شیر می‌آورد یعنی در مجموع، نزدیکی و حامله شدن از شوهر جدید در تغییر شیر مؤثّر است. در این فرض بین فقها اختلاف نظر بیشماری به چشم می‌خورد.
گروهی می‌گویند معیار احراز انتساب است و چنانچه احراز شود که شیر هنوز منتسب به شوهر اوّل است، صاحب شیر یا فحل شوهر اول خواهد بود. ولی گروه دیگری عقیده دارند معیار وضع حمل است و تا حمل متولد نشود، شیر مربوط به شوهر قبل، و بعد از وضع حمل متعلّق به شوهر جدید است. 

چهارم- زن از ازدواج جدید حامله می‌شود و وضع حمل می‌کند، ولی شیر پستانش مستمرّا باقی است؛ در این صورت ظاهرا تردیدی در انتساب به شوهر جدید وجود ندارد.
با توجّه به صور فوق الذّکر تصوّر اینکه زنی با شیر متعلّق به دو شوهر طفلی را شیر بدهد بخوبی روشن خواهد شد.
---------------
در مورد زیرنویس شماره‌ی 4 ماده‌ی 1046 در کتاب در نظم کاتوزیان :
همانطوری که اگر رضاع تحقق یابد مانع از ازدواج در موارد گذشته می‌شود و آن را حرام می‌کند همچنین اگر ازدواج واقع شده باشد سپس رضاع تحقق یابد ازدواج مزبور باطل می‌گردد بنابراین ازدواج از جمله در موارد زیر ب واسطه‌ی رضاعِ بعدی ، باطل می‌گردد‍ : مثلاً اگر شخص الف ، با اذن ولی و با شرائط کامل ، از جمله اذن دادگاه ، دختر شیرخواره‌ای را عقد کرد به قصد اینکه به مادر آن دختر مَحْرَم شود و یا مثلا به قصد اینکه افتخار دامادی سادات را پیدا کند ( در فرضی که آن دختر شیرخواره سید باشد ) سپس مادر شخص الف ، آن دختر را به رضاع با شرائط کامل شیر داد ، عقد مزبور (یعنی عقد شخص الف با دختر شیرخواره) باطل می‌گردد و آن دختر بر او حرام ابدی می‌شود زیرا آن دختر ، خواهر رضاعی الف می‌شود ، همچنان که اگر مادر الف ، قبل از عقد الف با دختر ، آن دختر را شیر داده بود الف نمی‌توانست آن دختر را عقد کند چون خواهر رضاعی او می‌شد.
ببخشیداستاد میشه بگید اگه سازش نامه ی خارج ازدادگاه رسمی باشه مراحل بعدش چجوریه؟گزارش اصلاحی صادرمیشه؟ طبق قانون اجرای احکام مدنی اجرامیشه؟میشه توضیح بدین این سازش روانواعشو گیرمیکنم تواین مبحث
پاسخ:
اگر پس از اقامه‌ی دعوا باشه، به موجب ماده‌ی 181 قانون آیین دادرسی مدنی گزارش اصلاحی صادر میشه و بر طبق آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم‌الاجرا مصوب 1355 اجرا خواهد شد و اجرای آن از موضوع قانون آیین دادرسی مدنی خارج خواهد بود. 
  1. سلام استاد.
  2. گزارش اصلاحی درچه مواردی صادرمیشه؟ 
  3. اگرسازش دردفتراسنادرسمی واقع شود )ماده ۱۸۱ ایادراین موردم گزارش اصلاحی صادرمیشه؟
  4. گزارش اصلاحی ازاعتبارامرقضاوت شده برخوردارهست یانه؟وچرا؟
پاسخ:
  1. سلامٌ علیکم. 
  2. رجوع بفرمایید به کتاب آیین دادرسی مدنی دکتر عبدالله شمس، دوره‌ی بنیادین. جلد سوم. شماره‌ی 332 به بعد.
  3. اگر پس از اقامه‌ی دعوا دعوا باشه بله.
  4. ماده 186 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی چنین مقرر داشته است: «هرگاه سازش در دادگاه واقع شود موضوع سازش و شرایط آن به ترتیبی که واقع شده در صورت مجلس منعکس و به امضاء دادرس یا دادرسان و طرفین می‌رسد. هم چنین ماده184 همین قانون مقرر می­دارد: «دادگاه پس از حصول سازش بین طرفین به شرح فوق رسیدگی را ختم و مبادرت به صدور گزارش اصلاحی می‌نماید. مفاد سازش­نامه که طبق مواد تنظیم می‌شود نسبت به طرفین و وراث و قائم مقام قانونی آن‌ها نافذ و معتبر است و مانند احکام دادگاه‌ها به موقع اجراء گذاشته می‌شود.»
وقتی سازش بین طرفین دعوی حاصل شد دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به جای صدور رأی اقدام به صدور گزارش اصلاحی می‌نماید و این سازش نامه معتبر و مانند سایر احکام دادگاه‌ها به موقع اجراء گذاشته می‌شود. ولی گاه پس از صدور گزارش اصلاحی یکی از طرفین دعوی مدعی می‌گردد که گزارش مذکور برخلاف قصد و اراده او یا برخلاف مذاکرات و توافقات انجام شده، تنظیم شده است ادعای خود را در قالب دادخواست به دادگاه تقدیم می‌نماید.

اداره حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی شماره 704/7 – 10/2/1384 چنین اظهارنظر کرده: «با عنایت به ماده 184قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379، گزارش اصلاحی یا سازش‌نامه که از دادگاه‌های صلاحیت­دار صادر می‌شود همانند احکام قطعی دادگاه‌ها لازم الاجرا بوده و غیر قابل اعتراض و تجدیدنظر است.»

البته تعدادی از قضات با این نظر موافق نیستند: ایشان عقیده دارند که گزارش اصلاحی نیز مثل سایر آراء دادگاه‌ها قابلیت تجدیدنظرخواهی دارد، استدلال آنان این است که طبق ماده 184قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور گزارش اصلاحی می‌نماید، و گزارش اصلاحی نیز مانند حکم صادره از دادگاه است. بالاخره باید یکی از عناوین حاکم بر تصمیمات دادگاه را بر آن اطلاق نمود.از طرفی نمی‌توان گزارش اصلاحی را اصلاح کرد زیرا اصلاح حکم صرفاً در جایی ممکن است که به طور مثال سهوالقلم پیش آمده باشد و موارد اصلاح در قانون مشخص است. پس دادخواست ابطال گزارش اصلاحی قابل رسیدگی نیست زیرا راه تجدیدنظرخواهی و شکایت از آراء مفتوح است. اگر گزارش اصلاحی را قابل تجدیدنظر هم ندانیم که چنین نظری صحیح نیست، باز هم نمی‌توان گفت که دادخواست ابطال گزارش اصلاحی قابل پذیرش است.

دلیل دیگر بر قابل تجدیدنظر بودن گزارش اصلاحی، بحث اعاده دادرسی و معترض ثالث است. ایشان معتقدند اگر گزارش اصلاحی رأی نیست و قابلیت تجدیدنظر ندارد چگونه ذیل نظریه اخیرالذکر اداره حقوقی آمده است:

«چنان‌چه به موجب این قبیل سازش­نامه‌ها به حقوق شخص ثالث که در تنظیم آن دخالت نداشته است خللی وارد شود توسط شخص ثالث در دادگاهی که آن را تنظیم نموده است قابل اعتراض است» ملاک ماده 417 قانون آیین دادرسی مدنی سال1379پس حال که گزارش اصلاحی در مورد معترض ثالث قابل رسیدگی مجدد است در خصوص تجدیدنظرخواه نیز باید قابل رسیدگی باشد.

مخالفین این نظر چنین استدلال می‌نمایند که اولاً: اصولاً به گزارش اصلاحی، رأی اطلاق نمی‌شود لذا غیرقابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی است. زیرا طرفین در حین تنظیم سازش‌نامه حضور داشته‌اند و ذیل آن را امضاء نموده‌اند. دادرس دادگاه نیز گواهی نموده است که اگر پس از صدور رأی، یکی از طرفین مدعی گردد که گزارش مذکور برخلاف قصد و اراده او یا برخلاف مذاکرات و توافقات انجام شده تنظیم شده است این ادعا قابل پذیرش نیست و رسیدگی به چنین درخواست‌هایی فاقد مجوز قانونی است.

ثانیاً: در پاسخ به این سؤال که گزارش اصلاحی اگر رأی نیست چگونه دادخواست معترض ثالث در همان دادگاه قابل رسیدگی است، باید گفت بحث معترض ثالث بحثی جدای از طرفین پرونده است زیرا همان‌طورکه در نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه آمده است چنان چه به موجب این قبیل سازش نامه به حقوق شخص ثالثی که در تنظیم آن دخالت نداشته است، خللی وارد شود، گزارش اصلاحی قابل اعتراض است و بدیهی است کسی که در هنگام تنظیم سازش‌نامه حضور و دخالت نداشته است می‌تواند به عنوان معترض ثالث، اعتراض خود را به دادگاه تقدیم نماید لیکن هیچ‌یک از طرفین دعوی که در زمان تنظیم صورت‌جلسه حضور داشته‌اند نمی‌توانند به گزارش اصلاحی اعتراض نمایند.

همین‌طور عده‌ای دیگر از قضات را عقیده بر آن است که گزارش اصلاحی قابل اعتراض نیست اما علی‌رغم این‌که طرفین و دادرس دادگاه ذیل صورت جلسه دادگاه را امضاء نموده‌اند و هر دو طرف دعوی نیز در جلسه حضور داشته‌اند ولی ممکن است پس از صدور گزارش اصلاحی مشخص شود که گزارش مذکور خلاف توافقات و مذاکرات تنظیم شده است و چه بسا قاضی نیز به این ‌اشتباه واقف باشد پس باید راه‌حلی برای این‌اشتباه در نظر گرفت.

با توجه به این که گزارش اصلاحی قابل اعتراض نیست و چون موضوع، ارتباطی به تصحیح احکام نیز ندارد آیا باید قضیه هم چنان مسکوت بماند و گزارش اصلاحی اجراء شود. بعضی حقوقدانان معتقدند گزارش مذکور نیز مثل احکام قطعی به طریق فوق­العاده، از جمله طرح در کمیسیون ماده18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 1385، قابل بازنگری است. این نظر صحیح نیست زیرا رسیدگی در کمیسیون مورد نظر مربوط به آراء صادره از دادگاه‌ها می‌باشد نه گزارش اصلاحی.

لذا منعی نخواهد داشت که دادگاه به دادخواست ابطال گزارش اصلاحی، رسیدگی کند و در صورتی که به این نتیجه رسید که گزارش مذکور خلاف مذاکرات انجام شده تنظیم شده است ضمن رسیدگی به دعوی خواهان و صدور حکم، گزارش اصلاحی را ابطال نماید.

 

¯نتیجه:

با توجه به نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه و نظر بعضی از حقوقدانان به نظر می‌رسد که گزارش اصلاحی رأی تلقی نشود و چون رأی نیست قابل ابلاغ و تجدیدنظر نمی باشد ولی مانند آراء دادگاه‌ها قابل اجراء می‌باشد. لذا اولاً لازم نیست گزارش اصلاحی به صورت دادنامه صادر شود و از اعتبار امر مختوم برخوردار نمی‌باشد اما مانند هر سند عادی یا رسمی دیگری موضوع فسخ و بی‌اعتباری قرار می‌گیرد. دادگاه در مورد تنظیم و تهیه گزارش اصلاحی همان کاری را انجام می‌دهد که به طور مثال یک سردفتر در تنظیم سند و نوشتن آن اقدام می‌نماید. قبول درخواست اصلاح نسبت به گزارش مذکور صحیح نمی‌باشد.

ثانیاً:گزارش اصلاحی از اعتبار امر مختوم برخوردار نبوده و قابل تجدیدنظر نیست و سایر راه‌های اعتراض به آراء نیز در خصوص آن قابل اعمال نمی‌باشد اما می‌تواند مانند سایر قراردادهای عادی یا رسمی دیگر موضوع بطلان یا فسخ قرار گیرد و طرح دعوی فسخ یا ابطال آن امکان‌پذیر می‌باشد.
بسیار جامع بود،ممنون استاد.
پاسخ:
خواهش میکنم.
سلام.
درمورد اجاره دادن مال موقوفه توسط متولی وموقوف علیهم درصورتیکه بعدازاجاره فوت کنندچندین قول متفات هست به نظرشما کدام درسته؟
1-اگرمتولی فوت کنه اجاره برای مدت باقیمانده صحیح هست یاباطل؟
2-اگرموقوف علیهم فوت کنه اجاره غیرنافذ هست یا عقدمنفسخ میشه؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. 

۱) موجر مال موقوفه

▪ اجاره از طرف موقوف علیهم: 

می‌دانیم که پس از تحقق عقد وقف شخصیت حقوقی مستقلی ایجاد می‌گردد و موقوفه به این شخص تعلق می‌یابد. همچنین آنچه که در اثر عقد وقف به موقوف علیهم انتقال می‌یابد حق انتفاع از عین موقوفه است و نه مالکیت منافع موقوفه (ناصر کاتوزیان، عقود معین جلد ۳،‌ ش ۷۶ و ۱۳۵ و ص ۱۳۹ و ص ۲۵۰)

بنابراین باید گفت که اجاره دادن موقوفه به معنی اصطلاحی آن توسط موقوف علیهم ممکن نخواهد بود زیرا اجاره تملیک منفعت است و موقوف علیهم مالک منافع موقوفه نیستند تا بتوانند آن را به دیگری اجاره دهند.

بنابراین اجاره دادن موقوفه از طرف موقوف علیهم مسامحه در تعبیر است (سید حسن امامی، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۶) لذا عنوان اجاره وقف از سوی ایشان در واقع انتقال حق انتفاع به مدت معین یا به مدت عمر است نه اجاره حقیقی (ناصر کاتوزیان، ج ۳، ش ۱۳۵، ص ۲۵۰)

در صورتی که واقف در وقفنامه، موقوف علیهم را از انتقال حق انتفاع خود به دیگری منع نکرده باشد در این صورت ایشان می‌توانند حق انتفاع خود را از موقوفه به مدت معین یا به مدت عمر خود به دیگری انتقال دهند زیرا حق انتفاع مذکور جزء حقوق مالی موقوف علیهم می‌باشد و هنگامی که این حق با قید عدم انتقال، محدود نشده است مطابق ماده ۳۰ ق.م که هر مالکی مجاز به هر گونه تصرفی در ملک خود می‌باشد موقوف علیهم نیز می‌توانند حق خود را انتقال دهند (سید حسن امامی، همان کتاب)‌ از آنجایی که موقوف علیهم فقط به مدت عمر خود حق انتفاع از عین موقوفه را دارند و پس از فوت آنان حق انتفاع به طبقه بعدی می‌‌رسد لذا هیچ نسلی از آنان نمی‌تواند حق مذکور را برای بیش از مدتی که خود دارا می‌باشد به دیگری واگذار کند. در غیر این صورت انتقال مذکور نسبت به بقیه مدت پس از عمر ناقل( یعنی طبقهٔ اول از موقوفٌ‌علیهم) تصرف در حق موقوف علیهم بعدی است،‌ لذا نفوذ آن منوط به اجازه موقوف علیهم لاحق می‌باشد و فوت ناقل کشف می‌کند که انتقال مذکور تا زمان فوت صحیح بوده اما نسبت به مدت پس از فوت چون تصرف در حق دیگری صورت گرفته لذا نفوذ و صحت آن منوط به اجازه صاحب حق می‌باشد و در صورتی که چنین اجازه‌ای ندهد نسبت به مدت زائد،‌ انتقال باطل است (سیدحسن امامی، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۸۹، کاتوزیان، همان.)

اما برخی انتقال مذکور را نسبت به مدت زائد باطل شمرده و آن را غیرقابل تنفیذ دانسته‌‌اند، استدلال ایشان چنین است: طبقه اول موقوف علیهم نسبت به بقیه مدت هیچ سمتی را نداشته و طبقه دوم نیز در حین انتقال حق انتفاع، مالک حق مزبور نبوده است تا بگوییم طبقه‌ی اول، ملک غیر را انتقال داده است چون در واقع در زمان انتقال حق انتفاع توسط طبقه‌ی اول، آن غیر( یعنی طبقهٔ دوم ) هنوز به وجود نیامده بود. در پاسخ به این نظر باید گفت که چنین عقدی از مصادیق عقد فضولی است زیرا اگر طبقه دوم در زمان انتقال موجود می‌بودند مالک حقِ انتفاعِ مدتِ پس از فوتِ طبقهٔ اول می‌بودند و همین این مقدار از سمت برای تحقق فضولی بودن انتقال مذکور کافی است. حتی اگر طبقه دوم در همین انتقال موجود نباشند به نظر می‌رسد که مانع از فضولی بودن عمل طبقه اول نسبت به مدت زائد نباشد. زیرا حق انتفاع از موقوفه پس از عمر نسل اول موقوف علیهم بدون مالک نبوده بلکه فقط مالک آن در زمان انتقال، موجود و معین نیست (همان منبع) در هر حال هرگاه موقوف علیهم حق انتفاع از عین موقوفه را برای مدتی بیش از عمر خود به دیگری واگذار نماید اعم از اینکه واگذاری را نسبت به مدت زائد باطل بدانیم و آن را غیر نافذ محسوب کنیم و طبقه دوم آن را تنفیذ نکنند در این صورت مستاجر حق دارد خسارت خود را از وراث طبقه ناقل باز ستاند البته لازم به ذکر است که منتقل الیه در صورتی می‌توانند به وراث متوفی رجوع کند که از وی ترکه‌ای باقی مانده باشد، اما اگر متوفی از خود مالی را باقی نگذاشته باشد بر وراث ایفای آن از مال خود واجب نیست در این صورت منتقل‌ الیه مزبور در ردیف سایر طلبکاران متوفی قرار می‌گیرد البته هنگامی که از متوفی ترکه‌ای باقی مانده باشد استحقاق منتقل الیه به قرار زیر معین می‌شود اجرت‌المثل منافع انتقال یافته پس از فوت و نیز اجرت‌المثل منافع موقوقه در تمام مدت انتقال (قبل و بعد از فوت) را محاسبه کنیم و نسبت به این دو منتقل الیه مستحق اجرت المسمی می‌گردد و برای آن به وراث متوفی مراجعه می‌کند (شهید ثانی، مالک الافهام، جلد ۵، ص ۴۰۱، شیخ یوسف بحرانی، الحلائق الناخره فی احکام العمره الطاهره، ج ۲۲، ص ۲۵۸ - محمدجعفر جعفری لنگرودی، حقوق اموال، ش ۳۱۲، ص ۲۴۱.)

▪ اجاره از طرف متولی

اجاره موقوفه یکی از اعمال اداری وقف است. به عبارت دیگر در مواردی مصلحت وقف و یا موقوف علیهم اقتضاء می‌کند که موقوفه را به اجاره واگذار کند از آنجایی که متولی مدیر سازمان حقوقی وقف است این وظیفه اداری برعهده اوست. در اجاره دادن موقوفه از سوی متولی اشکالی که در اجاره آن توسط موقوف علیهم مطرح است وجود ندارد. زیرا شخص حقوقی وقف مالک عین و منافع موقوفه است و متولی به عنوان نماینده این شخص منافع موقوفه را به اجاره می‌دهد و مانند آن است که مالک منافع آن را به عوض معلوم و مدت معین به دیگری تملیک کرده باشد.

بنابراین در اداره وقف در صورتی که واقف تصریح به اجاره دادن موقوفه نکرده باشد اما متولی صلاح وقف یا موقوف علیهم را در اجاره دادن موقوفه بداند، می‌تواند آن را به اجاره واگذار کند. همچنین اگر واقف در وقفنامه متولی را از اجاره‌ دادن منع نموده باشد ولی بقای مقتضای وقف مستلزم اجاره دادن موقوفه باشد،‌ متولی می‌تواند با تخلف از مفاد وقفنامه موقوفه را برای هر مدتی که به صلاح وقف و موقوف علیهم است به اجاره بدهد. در مورد مدت اجاره هم باید گفت که هرگاه واقف مدت معینی را برای اجاره موقوفه معین کرده باشد متولی باید از نظر واقف پیروی کند زیرا نخستین معیار برای اداره اراده واقف است که در وقفنامه انعکاس می‌یابد مثلا واقف می‌تواند شرط کند که موقوفه را در هر بار بیش از ۲ یا سه سال اجاره ندهد.(محمد جعفر جعفری لنگرودی، حقوق اموال، ص ۲۴۲)‌‌ اما اگر واقف مدت معینی را برای اجاره موقوفه معین نکرده یا اینکه مدت تعیین شده توسط واقف مطابق با مصلحت وقف و موقوف علیهم نباشد در این صورت متولی می‌تواند موقوفه را با رعایت صلاح و غبطه وقف و یا موقوف علیهم به اجاره دهد اگرچه از عمر متولی یا موقوف علیهم بیشتر باشد در این صورت متولی در حق و یا نسل بعدی موقوف علیهم نمی‌توانند اجاره مذکور را برهم بزنند. زیرا اداره موقوفه برعهده متولی است و تشخیص مصلحت وقف به نظر اوست. (سید حسن امامی، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۸۸) و از سوی دیگر شخص متولی در این میان مطرح نیست چون او به نمایندگی و ولایت موقوفه را اجاره می‌دهد نه به عنوان مالک منافع. کار او برای وقف ایجاد التزام می‌کند و متولی پس از او یا موقوف علیهم نمی‌توانند نفوذ این کار را نادیده بگیرند (ناصر کاتوزیان، عقود معین، ج ۳، ش ۱۳۵، ص ۲۵۰-۲۵۱) به همین دلیل ماده ۴۹۹ ق.م مقرر می‌دارد که(هرگاه متولی با ملاحظه صرفه وقف مال موقوفه را اجاره دهد اجاره نبوت او باطل نمی‌گردد)

قبلا گفته شد که موقوف علیهم نمی‌توانند موقوفه را اجاره دهند. اما اگر ایشان متولی موقوفه باشند (اعم از اینکه واقف آنها را به این سمت برگزیده یا اینکه به دلیل فقدان متولی، مطابق ماده ۸۱ ق. م تولیت برعهده آنان قرار گرفته باشد) در صورتی که مصلحت وقف اقتضا کند که موقوفه به اجاره داده شود اینان می‌توانند آن را به اجاره واگذار کنند در این صورت اگر با رعایت مصلحت وقف و بطون لاحقه موقوفه را حتی برای مدتی بیش از عمر خود اجاره دهند اجاره به فوت آنان باطل نمی‌شود (شهید ثانی، مالک الافهام، ج ۵، ص ۴۰۱، شیخ یوسف بحرانی، الحدائق الناخره فی احکام العتره الطاهره، ج ۲۲، ص ۲۵۸)

آقای دکتر کاتوزیان در این باره نظری مخالف آنچه بیان شد دارد زیرا معتقد است که در این فرض نیز اجاره دادن موقوفه توسط موقوف علیهم به منظور انتفاع است و ایشان ولایتی بر نسل‌های بعدی موقوف علیهم ندارند مگر اینکه گفته شود موقوف علیهم در نخستین نسل در حکم متولی موقوفه هستند و همانند او اعمالشان درباره نسل‌های بعدی نافذ است. این تعبیر خالی از قوت نیست ولی نظری که نفوذ اجاره بعد از مرگ را محدود به اقدام متولی می‌کند و معتقد است اجاره موقوفٌ‌علیهم ولو متصدی وقف هم باشند با مرگ آنان باطل می‌شود با اصول حقوق منطبق‌تر به نظر می‌رسد (ناصر کاتوزیان، عقود معین، ج ۳، ش ۱۳۵، ص ۲۵۱) در بررسی این ۲ نظر باید گفت که نظر اول بهتر است،‌ زیرا امروز اجاره دادن موقوفه برای بیش از ۱۰ سال مستلزم آن است که متولی ابتدا موافقت سرپرست سازمان حج و اوقاف و امور خیریه را در این مورد جلب کند و در صورت موافقت بعدی به این امر اقدام کند (ماده ۳۲ قانون تشکیلات و اختیارات سازمان ...) در این امر فرقی نمی‌کند که متولی وقف، موقوف علیهم باشند یا شخصی غیر از آنان.

حال به بررسی قوانین خاص درباره آنچه که بیان شد می‌پردازیم:

مطابق ماده ۱۱ آیین‌نامه اجرایی قانون تشکیلات و اختیارات سازمان “به منظور رعایت مصلحت وقف و بهره‌برداری صحیح باید رقبات موقوفه را با توجه به مفاد وقفنامه و قوانین مربوطه ... به اجاره واگذار نمود.

و ... مدت اجاره نباید بیش از ۱۰سال باشد مگر با جلب موافقت سرپرست سازمان ... در ماده ۳۲ آیین‌نامه مذکور بند ۳ آن نیز چنین آمده است:‌ موارد زیر از جمله اموری است که انجام آنها موکول به اجازه سرپرست سازمان که ماذون از طرف ولی فقیه است خواهد بود. اجاره بیش از ۱۰ سال ... چنان که در این موارد ملاحظه می‌شود نخستین معیار برای اجاره موقوفه مفاد وقفنامه قرار داده شده است.

اما اجاره برای بیش از مدت ۱۰سال مشروط به موافقت سازمان گردیده است. بنابراین می‌توان گفت در صورتی که وقفنامه‌ای تنظیم شده باشد و واقف مدت اجاره را در آن معین کرده باشد، نظر واقف در این باره در صورتی معتبر است که مدت تعیین شده کمتر از ۱۰ سال باشد اما اگر واقف مدت اجاره را بیش از ۱۰ سال معین کرده باشد نافذ نبوده و متولی نمی‌تواند به آن عمل کند مگر اینکه قبلا موافقت سرپرست سازمان را در این خصوص کسب کند و پس از آن موقوفه را به مدت مقرر اجاره دهد.

البته اگر وقفنامه‌‌ای تنظیم نشده باشد و یا اینکه واقف در وقفنامه‌ اصلا اشاره‌ای به مدت اجاره نکرده باشد در این صورت نیز به طریق اولی متولی نمی‌تواند بدون نظارت استصوابی سازمان موقوفه را بیش از ۱۰ سال اجاره دهد. البته علت وضع این حکم را می‌توان حمایت از موقوفه و حقوق موقوف علیهم خصوصا بطون لا حقه دانست.

۲) مستاجر مال موقوفه:

ویژگی‌هایی که در مستاجر مال موقوفه باید وجود داشته باشد تابع قواعد عمومی اجاره است. فقط در مواردی که لازم می‌شود موقوفه به اجاره داده شود. مهمترین سوالی که به ذهن می‌رسد این است که آیا متونی می‌تواند به نمایندگی از شخص حقوقی وقف موقوفه را به خود اجاره دهد؟

در حقوق امروز اصولا معامله با خود پذیرفته شده است. مثلا ممکن است یک نفر به وکالت از طرف دیگر با خود معامله کند. چنانکه ایجاب را از طرف اصیل و قبول را به عنوان وکیل بگوید. در قانون مدنی راجع به معامله متونی با خود نسبت به موقوفه اشاره‌ای شده است. اما در ماده ۱۲۴۰ ق.م در مورد قیم چنین آمده است قیم نمی‌تواند به سمت قیمومت از طرف مولی علیه با خود معامله کند اعم از اینکه مال مولی علیه را به خود انتقال دهد یا مال خود را به او انتقال دهد حکم ماده مزبور شامل عقد اجاره نیز می‌شود زیرا از آنجایی که عقد اجاره موجب انتقال منفعت از موجر به مستاجر است لذا قیم از اجاره دادن اموال شخصی تحت قیمومت به خود ممنوع است ممنوعیت قیم از معامله با خود نسبت به اموال شخص تحت قیمومت به این دلیل است که در واقع این گونه معاملات خطرناک است و ممکن است مصلحت محصور در آنها رعایت نشود (سیدحسین صفایی و سید مرتضی قاسم‌زاده، حقوق مدنی (اشخاص و محجورین) ش ۳۰۱، ص ۲۵۲) باتوجه به مطالب فوق در مورد معامله متولی با خود نسبت به موقوفه نیز می‌توان چنین گفت: بی گمان زمانی که واقف (در وقفنامه تصریح کرده باشد که هرگاه موقوفه محتاج به اجاره دادن شود. متولی حق دارد آن را به خود اجاره دهد در این صورت متولی می‌تواند مستاجر موقوقه واقع گردد. اما هنگامی که واقف در این باره سکوت اختیار کرده باشد از آنجایی که در معامله با خود حقوق اصیل همیشه در خطر است و احتمال می‌رود که نماینده منافع خود یادگیری را بر منافع اصیل ترجیح دهد لذا در این صورت متولی نمی‌تواند موقوفه را به خود اجاره دهد به همین جهت احتیاط حکم می‌کند که متولی در معامله با خود و اجاره دادن موقوفه به خود) فقط محدود به مواردی شود که واقف به صراحت به او اجازه چنین کاری ر ا داده باشد در غیر این صورت نمی‌تواند مستاجر موقوفه واقع شود (محمد کمال‌الدین امام،‌الوصایا و الاوقاف فی‌الفقه الاسلامی، ص ۲۲۹، ش ۱۶ - ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قرار دادها، ج۱ ‌، ش ۳۴۰ ف ص ۸۴-۸۳، حسن عبدالله امین، وقائع الملقه الدراسیه تثمیر ممتکلات الاوقاف التی عقدت بجده، ص ۲۱۲)

به علاوه از آنجایی که اجاره دادن موقوفه الزاما به طریق مزایده و با نظارت اداره اوقاف محل انجام می‌شود لذا مسئله اجاره دادن موقوفه توسط متولی به خود منتفی است البته متولی می‌تواند در مزایده موقوفه مانند سایر اشخاص شرکت کند و پیشنهاد خود را برای اجاره کردن موقوفه بدهد ولی سرانجام تصمیم نهایی با کمیسیون مزایده است.

۳) اجاره بها:

چنانکه می‌دانیم اجاره عقدی است معوض. یعنی موجر در برابر مال‌الاجاره معین عین مستاجره را برای مدت مشخصی در اختیار مستاجر قرار می‌دهد تا از منافع آن استفاده کند. بنابراین مستاجر در برابر منفعتی که از مورد اجاره می‌برد متعهد است مال‌الاجاره را در موعد مقرر به موجر تادیه کند و در صورت عدم تعیین موعد باید آن را نقدا و در ابتدای عقد اجاره به موجر بپردازد.( بند ۳ ماده ۴۹۰ ق.م) و اگر مال‌الاجاره در عقد معین نشده باشد موجر مستحق اجرت‌المثل منافع استیفا شده توسط مستاجر می‌باشد. بنابراین عقد اجاره غیر معوض (رایگان) وجود ندارد.

اصولا موجر و مستاجر در تعیین اجاره بها آن آزادی داشته و به هر مقدار که مایل باشند می‌توانند آن را تعیین نمایند. اما نظر به اهمیتی که موقوفات دارند قانونگذار آزادی طرفین عقد اجاره موقوفات را در تعیین اجاره‌بها از بین برده است. در قوانین گوناگونی از قوانین راجع به وقف مشاهده می‌شود که قانونگذار تعیین میزان اجاره بها را بر عهده کارشناس یا خبره محل گذارده تا آن را به نرخ عادلانه روز تعیین نمایند و از این راه مصلحت وقف و موقوف علیهم به نحو مطلوبی حفظ شود (مواد ۱۱ و ۱۳ آیین‌نامه تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف.)

کارشناس رسمی یا خبره محلی جهت تعیین اجاره بهای عادلانه املاک موقوفه مورد اجاره باید براساس آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی تجدید قرارداد اجاره املاک و اموال موقوفه و تجدید انتخاب متولیان اماکن متبرکه و مذهبی و مساجد “مصوب “۵۸/۲/۱۷ هیئت وزیران عمل نماید. البته به دلیل اینکه انجام مفاد این آیین‌نامه از وظایف کارشناس رسمی یا خبره محلی است و ربطی به متولی ندارد و یک امر تخصصی است لذا از ذکر مواد این آیین‌نامه خودداری می‌شود. در اینجا تذکر یک نکته لازم است و آن این است که بعدا خواهیم گفت اجاره موقوفات به طریق مزایده صورت می‌پذیرد اما اجاره برخی از موقوفات بدون مزایده انجام می‌شود.

بنابراین هرگاه اجاره به طریق انتشار آگهی مزایده انجام شود مبلغی را که کارشناس یا خبره محلی به عنوان اجاره بها تعیین می‌کند و در آگهی‌ مزایده درج می‌شود حداقل اجاره‌بها بوده و به عبارت دیگر مبلغی است که برای شروع انجام مزایده تعیین می‌شود لذا مبلغی را که در نهایت برنده مزایده پیشنهاد داده است به عنوان اجاره‌بها محسوب می‌شود. اما اگر اجاره بدون مزایده انجام شود مبلغ تعیین شده توسط کارشناس یا خبره محلی به عنوان اجاره بها تلقی می‌شود و مستاجر مکلف است مطابق بند ۳ ماده ۴۹۰ ق.م مبلغ مذکور را در مواعد تعیین شده یا نقدا به موجر بپردازد.

۴) نحوه اجاره مال موقوفه و شرایط آن

▪ نحوه اجاره مال موقوفه:

▪ اجاره از طریق مزایده

به دلیل اهمیتی که موقوفات دارا می‌باشند، لذا در مواردی که نیاز به اجاره دادن موقوفه باشد قانونگذار به منظور رعایت مصلحت وقف و بهره‌برداری صحیح از موقوفات مقرر نموده است که موقوفه باید از طریق مزایده به اجاره واگذار شود. ماده ۱۱ آیین‌نامه قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف در این زمینه می‌گوید: “به منظور رعایت مصلحت وقف و بهره‌برداری صحیح باید رقبات موقوفه را با توجه به مفاد وقفنامه و قوانین مربوطه و جلب نظر کارشناس یا خبره محلی از طریق مزایده به اجاره واگذار نمود.”

به همین منظور آگهی مزایده‌ای جهت اجاره موقوفه از طریق اداره حج و اوقاف و امور خیریه محل موقوفه تنظیم می‌شود. در این آگهی باید تمام شرایطی که در ماده ۱۱ آیین‌نامه فوق‌‌الذکر بیان شده است درج شود به علاوه حاوی اطلاعاتی نیز در رابطه با شناسایی مورد اجاره باشد (از قبیل محل وقوع موقوفه، اوصاف و کیفیت آن و ...)‌ پس از اینکه آگهی مذکور تکمیل شد باید در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار محلی به هزینه وقف منتشر شود در این آگهی‌ باید تاریخی برای خواندن پیشنهادهای متقاضیان معین شود البته فاصله انتشار آگهی مذکور تا زمان قرائت پیشنهاد‌ها نباید کمتر از ۱۵ روز و بیشتر از ۳۰ روز باشد (تبصره ۲ ماده ۱۱ آیین‌نامه مذکور) برای رسیدگی به پیشنهادهای متقاضیان اجاره کمیسیونی مرکب از مسئولان اداره حج و اوقاف و امور خیریه محل و نماینده اداره امور اقتصادی و دارایی محل و متولی موقوفه تشکیل می‌گردد که به آن “کمیسیون مزایده” گویند هرگاه موقوفه فاقد متولی باشد نماینده رئیس دادگستری شهرستان به جای متولی در کمیسیون مزایده شرکت خواهد نمود (ماده ۱۴ آیین‌نامه مذکور) هرگاه پس از انتشار آگهی مزایده جهت اجاره موقوفه پیشنهادی نرسیده باشد و یا اینکه پیشنهادات متقاضیان به نظر کمیسیون مزایده مخالف مصالح وقف تشخیص داده شود، مزایده یک بار دیگر تجدید خواهد شد. به عبارت دیگر آگهی مزایده همانند بار اول و با همان شرایط و خصوصیات منتشر می‌شود. در صورتی که پس از انتشار مجدد آگهی مذکور پیشنهادی نرسد و یا پیشنهادات رسیده مخالف مصالح وقف تشخیص داده شود در این صورت با رای اکثریت اعضای کمیسیون تکلیف قضیه معین خواهد شد (تبصره ۱ ماده ۱۴ مذکور) هرگاه پیشنهادات واصله دارید شرایط مساوی باشند در این صورت برنده مزایده با نظر اکثریت اعضای کمیسیون تعیین می‌شود (تبصره ۳، ماده ۱۴ مذکور) در اینجا لازم به ذکر است که در برخی موارد مزایده به طریق حضوری انجام می‌شود. یعنی بدون اینکه متقاضیان پیشنهادات خود را کتبا ارسال نمایند در زمان و مکانی که در آگهی مزایده معین می‌گردد حاضر می‌شوند و حضورا پیشنهادات خود را می‌دهند. تبصره ۲ ماده ۱۴ مذکور در این باره می‌گوید: “در مورد آن قسمت از باغات موقوفه که فروش سر درختی آنها از طریق دید به حال موقوفه مفید باشد می‌توان فروش را منحصر به یک فصل و مزایده را برطبق عرف و عادات محمل و با نظر کارشناس یا خبره محلی به طور حضوری انجام داد.

▪ اجاره موقوفه بدون مزایده

همان طور که گفتیم اجاره موقوفات به صورت مزایده انجام می‌شود. اما در برخی از موقوفات قانونگذار انجام مزایده را برای اجاره آنها الزامی ندانسته است.

اینک در ذیل استثنائات وارد بر انجام مزایده در اجاره موقوفه را بر می‌‌شماریم.

الف)در مورد رقباتی که در آمد سالیانه آنها تا دویست هزار ریال می‌باشد مزایده الزامی نیست مشروط بر اینکه میزان اجاره‌بها از طرف کارشناس رسمی یا خبره محلی باتوجه به نرخ عادلانه روز تعیین شده باشد “تبصره ۱ ماده ۱۱ آیین‌نامه ق. تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف”

ب) زمین‌های وقفی که جهت امور آموزشی، بهداشتی و اداری و امثال آن به وزارتخانه‌ها و موسسات وابسته و نهادهای انقلاب اسلامی اجاره داده می‌شود انجام مزایده لازم نیست در این موارد نیز میزان اجاره بها براساس نظر کارشناس رسمی یا خبره محلی و برمبنای نرخ عادلانه روز تعیین می‌شود (ماده ۱۳ آیین‌نامه مذکور)

ج) دو ... در موارد دیگر با رعایت مصالح وقف و با تصویب سرپرست سازمان و بر مبنای نظریه کارشناس رسمی یا خبره محلی و به نرخ عادلانه روز انجام مزایده الزامی نخواهد بود.

(ماده ۱۳) مذکور.

مطلب، جمع‌آوری و تالیف شده توسط سعید دادخواه، منتشر شده در روزنامه رسالت است. 
ممنون استاد.استادجواب بعضی ازتستهاشون طوری هست که گاهی شک میکنم که شاید من مطالب رو اشتباه میفهمم.
پاسخ:
خواهش میکنم. 
کتاب مجموعه پرسشهای چهارگزینه ای حقوق مدنی آقای قربانی جلددوم ص344:اگرمالک در عقد حبس برای حق انتفاع مدت تعین نکند طبق ماده 44 ق.م عقد حبس را مطلق گویند حبس مطلق مطابق حکم صریح ماده فوق با فوت مالک منحل میشود و حق انتفاع نیز به تبع انحلال عقد ساقط میگردد.ق.م حکم صریحی راجع به زوال یا بقا حق انتفاع حاصل از حبس مطلق در صورت فوت منتفع بیان نکرده طبق دیدگاه غالب در دکترین با فوت منتفع نیز حق انتفاع حاصل از حبس مطلق ساقط میشود.مالک ومنتفع هر دو میتوانند عقد حبس مطلق را هر وقت بخواهند فسخ کنندبنابراین عقد حبس مطلق عقدی جایز است،منتها حجر مالک یا منتفع موجب منفسخ شدن عقد نمیشود واز این حیث،حبس مطلق خارج از حکم مقرردرماده954ق.م است.
پاسخ:
این قسمت اخیر رو که نوشته حبس مطلق خارج از حکم مقرر در ماده‌ی 954 هست، من در هیچ کتاب معتبری ندیدم. نظر دکتر امامی و استاد کاتوزیان بر اینه که با فوت مالک یا منتفع، عقد حبس مطلق، بر هم میخوره. فقط در کتاب شرح جامع قانون مدنی تألیف فرهاد و شیرین بیات، این نظری که جنابعالی بیان فرمودید ذکر شده که اون هم رفرنس نداره و بنابراین علی الاصول، قابل اتکا نیست.
ضمناً اگر حتی همین نظری که آقای قربانی گفته رو قبول کنیم و بگیم فوت مالک یا منتفع موجب انفساخ عقد نمیشه، پس باید حق انتفاع به وراث منتفع برسه نه اینکه به مالک یا وراث مالک برگرده. پس باز گزینه‌ی 4 اشتباه میشه. 
سلام.استاد خوب اگه اینطورباشه که تا وقتیکه یکیشون زنده باشه حق انتفاع هم باقی باشه، یعنی مالک فوت کنه امامنتفع زنده باشه حق انتفاع باقی هست؟مگربافوت مالک عقدمنفسخ نمیشه حتی اگرمنتفع زنده باشه؟
پاسخ:
بله. حق با جنابعالی هست. من به مفاد گزینه‌ی چهار به طور دقیق توجه نکرده بودم. گزینه‌ی چهارم قطعاً اشتباه هست و از میان سایر گزینه‌ها با توجه به نص صریح ماده‌ی 44 قانون مدنی، گزینه‌ی دوم صحیح است. در کتاب تستی که گزینه‌ی چهارم به عنوان پاسخ صحیح قید شده، مستند پاسخ، چه چیزی قید شده است؟ 
سلام.عذر خواهی میکنم بابت سوالات دیروز،وقتی متوجه شدم شاید سوالات بی ارتباط باشن خواستم پاک کنم امامتاسفانه  ارسال شده بود.اگرممکنه این سوال روپاسخ بفرمایید
درصورتیکه مالک برای حق انتفاع مدت تعین نکند حق انتفاع
1-باطل است2-تافوت مالک خواهد بود3-تافوت منتفع خواهد بود4-تازمانیکه یکی از آنها(مالک و منتفع)زنده باشند باقی خواهد بود.
نمیدونم چراآقای قربانی درکتاب تستشون گزینه4رو صحیح میدونن؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. خواهش میکنم.
موضوع سؤال، از نوع حبس مطلق است به نظر حقوقدانان، از جمله آقایان کاتوزیان و امامی، حبس مطلق از نوع عقود جائزه است و مثل هر عقد جائز دیگری با فوت احد طرفین منفسخ خواهد شد. بنابراین هر چهار گزینه قاعدتاً اشتباه هستند اما از بین 4 گزینه اگر مجبور به انتخاب باشیم، با توجه به نص صریح ماده‌ی 44 قانون مدنی، گزینه‌ی دوم صحیح‌تر است. 
رجوع بفرمایید به کتاب در نظم کاتوزیان، ذیل ماده‌ی 44، توضیح شمارهٔ 1.
سلام.
1-اگر درعقدموجد حق انتفاع قبل از قبض منتفع محجور بشه حق انتفاع ازبین میره یاقیم میتونه قبض کنه؟
2-اگرحق انتفاع برای دونفرهمزمان باهم برقراربشه ویکی قبل از قبض فوت کنه حق انتفاع زایل میشه یانفربعدمیتونه قبض کنه؟
3-اگرحق انتفاع دریک عقدبرای دونفرامایکی بعدازدیگری، نفردوم ازلحظه انعقادبایدقبول وقبض کنه یاازلحظه ای که حق انتفاع نفراول تموم میشه؟ 
پاسخ:
سلامٌ علیکم. با توجه به عدم ارتباط سؤالات با یکدیگر - تنها وجه اشتراک، لفظ حق انتفاع است، وگرنه مفاهیم سؤالات، عملاً ربطی به هم ندارند - بر اساس تذکر ششم، صرفاً پاسخ سؤال اول بیان می‌شود، در صورت تمایل، سؤالات بعدی رو در روزهای آتی مطرح بفرمایید اگر عمری بود و پاسخشون رو بلد بودم عرض خواهم کرد. از جنابعالی عذرخواهی میکنم.
نماینده‌ی محجور در کلیه‌ی امور مالی، جانشین وی میشه، قبض در عقد عینی هم از جمله امور مالی است و دلیلی بر استثنا کردن اختیار قیم در اون امر، وجود نداره. بنابراین قیم می‌تواند بجای محجور، قبض نماید.
سلام.اگرمتولی خیانت کنه ومال موقوفه روبرخلاف مصلحت اجاره بده اجاره غیر نافذ هست؟درموارد1-ضم امین2-ممنوع المداخله شدن متولی تنفیذ اجاره بعهده چه کسی هست؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. بله غیر نافذ است.
  1. امین. 
  2. متولی جدید یا سازمان اوقاف. 
سلام . ببخشید استاد این سوال برای یکی از آشنایان پیش اومده . می خوام بدونم تکلیف این خانم چیه . 
اگر مردی مدام خودش رو محق بدونه و به همسرش بگه چون من مرد هستم مثلا باید شهر محل سکونت رو من تعیین کنم یا اینکه بد اخلاقی کنه خونه نیاد و حرف زیادی  بزنه ،  آیا زن می تونه بدون اجازه این فرد از خونه بیرون بیاد و تقاضای طلاق بده ؟ 
حق طلاق برایش بوجود می آید یا خیر ؟ 
پاسخ:
سلامٌ علیکم. تعیین محل سکونت از اختیارات شوهر هست. در خصوص سایر موارد هم اگر زن ثابت کنه سوء معاشرت زوج، به حد عسر و حرج رسیده و یا به عنوان مثال یکی از مصادیق تبصره ماده‌ی 1130 قانون مدنی محقق شده می‌تواند به استناد تحقق عسر و حرج یعنی سختی بیش از حد، تقاضای طلاق نماید.


ماده 1130 - در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.
تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته وتحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد:
1 - ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
2 - اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلا وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.
3 - محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
4 - ضرب وشتم یا هرگونه سو رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5 - ابتلا زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هرعارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر نماید.
سلام. استادمیشه قوانین موجدحق روتوضیح بدین؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
قوانین موجد حق، ارتباطی با تقسیم‌بندی قوانین به قوانین امری و تکمیلی و شکلی ندارد، بلکه قوانینی هستند که موضوعی از موضوعات حقوقی را مستقیما حل می‌کنند و حقی را ایجاد یا آن را زایل می‌نمایند. ناگفته نماند که در قانون آیین دادرسی مدنی که قانون شکلی است قوانین موجد حق را داریم و ماده 522 این قانون مصداقی از قوانین موجد حق است.
سلام استاد.
درباره اماره تصرف کدام صحیح است؟
1-تصرف ویژه اعیان است و در منافع و حقوق قابل اعمال نیست.
2-در موضوع اختلاف در تصرف به عنوان مالکیت و وقفیت،اصل وقفیت است.
3-در تعارض بین تصرف کنونی و وقفیت سابق،تصرف دلیل برمالکیت است.
4-اگر ثابت شودکه شروع تصرف از طرف غیر بوده،غیر متصرف شناخته میشود.
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
صحت یا بطلان تمامی گزینه‌ها در کتاب در نظم کاتوزیان، ذیل ماده‌ی 35 توضیح داده شده. مراجعه بفرمایید. 
استاداگربراتون مقدور شدلطف کنین فایلهای صوتی درس اصول فقه رودروبلاگ قراربدین.
پاسخ:
فعلاً دارم فایل‌های مدنی 6 رو هفته به هفته قرار میدم. درس اصول، احتمالاً فعلاً در اولویت بعدی نیست مگر تصمیمم عوض بشه. 
سلام استاد.
اگرولی قهری عمدامعامله ای انجام بده که به ضرر مولی علیه باشه تنفیذ معامله باچه کسی هست؟؟

پاسخ:
سلامٌ علیکم.
چنین معامله‌ای، معامله‌ی فضولی است و مستنداً به ماده‌ی 247 قانون مدنی، خود محجور بعد از رفع حجر یا اگر ولایت ولی ساقط شود کسی که پس از سقوط ولایت، عهده‌دار امور محجور خواهد شد اختیار تنفیذ یا رد معامله را خواهد داشت. چنین اختیار رد یا تنفیذی در قوانین برای دادستان پیش بینی نشده است.(صفایی و امامی، مختصر حقوق خانواده، صفحه‌ی 438)
سلام و خسته نباشید .
به امید خدا تازه شروع به خوندن درس ها برای آزمون وکالت امسال کردم . امیدوارم بتونم همین امسال قبول بشم . 
میشه شما لطف کنید و مفرد مضاف که در اصول فقه دلالت بر عام دارد رو برام توضیح بدید ؟ 
مثالی که در کتاب دکتر ابوالحسن محمدی آمده ،  ((حصه خود )) در ماده ۸۰۸ قانون مدنی را مفرد مضافی می داند که دلالت بر عموم دارد . اما من متوجه نشدم چرا این عبارت دلالت بر عام می کند؟

پاسخ:
سلامٌ علیکم. برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم.
متأسفانه کتاب خوبی رو برای خوندن انتخاب نفرمودید، هم به شدت قدیمی است (متعلق به سی چهل سال پیش) و هم از این دست اشکالات زیاد دارد، منبع به روز و اصلی الان سه جلد اصول فقه کاربردی قافی و شریعتی است.

منظور از عبارتی که در خصوص اون سؤال مطرح فرمودید این است که وقتی کلمه‌ای به صورت مضاف و مضاف الیه بود و مضاف، مفرد بود افاده عموم می‌کند. حصه، مفرد است، اضافه شده است به خود، پس افاده عموم می‌کند. نتیجه‌ی عبارت این میشه که شریک باید تمام حصه‌ی خودش رو به شخص دیگری بفروشد تا حق شفعه ایجاد بشه و اگر قسمتی از سهم خودش رو بفروشه، حق شفعه ایجاد نمیشه که البته این نظر، توسط حقوقدانان پذیرفته نشده و اعتقاد بر اینه که اگر یکی از دو شریک، حتی قسمتی از سهم خودش رو هم بفروشه باز هم حق شفعه ایجاد میشه. اینه که میگم این کتابی که انتخاب فرمودید اشکال داره و از روش نخونید بهتر هست. 

البته در اینکه آیا واقعاً مفرد مضاف در زبان عربی افاده عموم می‌کند اختلاف نظر وجود دارد و در زبان فارسی هم محل تردید جدی است و توی کتاب اصول فقه کاربردی هم مفرد مضاف به عنوان ادات عام نیامده است. 
سلام استاد.
قبلا که قوانین پاسخگویی به سوالات رو مطالعه کردم فکرکردم منظورتون سوالات بامباحث مختلف هست وسوالاتی که درواقع از مبحث سوال قبل هست ودرارتباط باهمون سوال قبل هست روشامل نمیشه واینکه امروز دوسوال پرسیده شددلیلش برداشت نادرست من از قانون این قسمت که بیان فرمودید بود وبابتش ازشما عذرخواهی میکنم ومنبعدفقط یک سوال پرسیده میشه. 
اگرمادرکه سمت قیمومت نداره ازدواج کرده وبعدازازدواج به سمت قیمومت منصوب بشه آیابرای قیم شدن نیاز به اجازه همسرش هست؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. ممنونم از جنابعالی بابت رعایت قوانین وبلاگ. سؤالات مرتبط رو من همیشه یک سؤال حساب کردم و نه چند سؤال. در مورد جنابعالی هم وضعیت به همین شکل بوده و روزهای قبل، در یک روز به چند سؤال مرتبط با هم، از جنابعالی جواب دادم، منتها سؤال مربوط به قبل از ازدواج مادر، ربطی به سؤال مربوط به بعد از ازدواج مادر نداره و کلاً یک سؤال دیگه هست. 
ماده 1233 - زن نمی تواند بدون رضایت شوهر خود، سمت قیمومت را قبول کند.
پاسخ، مثبت است. 
سلام استاد
درسوال قبل اگرمادر قبل ازاینکه به سمت قیمومت منصوب بشه ازدواج کرده ومدتی بعدازازدواج به سمت منصوب بشه به اجازه همسرش نیاز هست؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم، نظر ب اینکه ب دلیلی ک در متن همین مطلبی که دارید ذیلش سؤال می‌پرسید بیان کردم (تذکر شماره‌ی ششم) من هر روز ب یک سؤال حقوقی از هر بازدیدکننده‌ پاسخ میدم و نظر ب اینکه جنابعالی همین امروز سؤالی رو مطرح فرمودید ، در صورت تمایل برای دریافت پاسخ این سؤال ، لطفن فردا این سؤال رو مطرح بفرمائید اگر پاسخش رو بلد باشم عرض خواهم کرد پاسخ رو.
از جنابعالی بابت عدم پاسخگویی به سؤال، عذرخواهی می‌کنم. 

سلام استادوتشکربابت پاسخ به سوالات.
استاددرزمینه اجازه همسربه زوجه برای قیم شدن اگرزنی که مادر محجوروقیم اوهم هست ازدواج کنه ایابعدازدواج برای ابقا این قیمومت نیاز به اجازه همسرش هست؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
ماده 1251 - هرگاه زن بی شوهری ولو مادر مولی علیه که به سمت قیمومت معین شده است اختیار شوهر کند باید مراتب را در ظرف یک ماه از تاریخ انعقاد نکاح به دادستان حوزه اقامت خود یا نماینده او اطلاع دهد. در این صورت دادستان یا نماینده او می تواند بارعایت وضعیت جدید آن زن، تقاضای تعیین قیم جدید و یا ضم ناظر کند.
مستفاد از ماده‌ی فوق این است که نیازی به رضایت شوهر نیست. 
سلام
زیرنویس شماره3ماده1241گفته درموردی که ضمان به موجب قرارداد خصوصی نوعی وثیقه شخصی دربرابر طلبکارباشد موضوع تابع موردی است که قیم مال محجور رابه دیگری واگذارد وبدون تصویب دادستان اختیار ندارد.همچنین است وام دادن مال محجوربه دیگران وضمان(نقل ذمه)ازدین دیگری
استاداینکه گفته همچنین است......نشان دهنده این نیست که ضمان از دین دیگری رو بدون تصویب دادستان اختیارنداره امادرصورت اجازه دادستان نافذه؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
این گونه از معاملات، مصلحتی برای محجور ندارد و به ضرر اوست. مضافاً به اینکه ماده‌ی 686 قانون مدنی دلالت دارد که ضامن باید اهلیت داشته باشد و محجور را نمی‌توان ضامن دیگری کرد، هر چند که عقد به قیمومت انجام شود و به تصویب دادستان هم برسد. 
نظر فوق، نظر جناب آقای دکتر کاتوزیان هست ( کتاب حقوق خانواده، جلد دوم، شمارهٔ 461 ) و دلالت بر بطلان عمل ولو با تصویب دادستان دارد. 
به نظر من قول صحیح‌تر هم همین قول است هر چند از عبارتی که جنابعالی نقل فرمودید معنای عدم نفوذ، قابل استنباط است که به نظر من، قول صحیح نیست. 
سلام استادممنون ازپاسختون
حالا اگر قیم به نمایندگی از مولی علیه دین دیگران رو ضمانت کنه کلا باطله؟یااینکه بااذن دادستان نافذ میشه؟

پاسخ:
سلامٌ علیکم. باطل است. 
سلام
استاددرانتهای زیرنویس شماره3 ماده1241که گفته شده همچنین است وام دادن مال محجور به دیگران وضمان نقل ذمه از دین دیگران،منظور از ضمان نقل ذمه از دین دیگران چیه؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
یعنی قیم نمیتونه به نمایندگی از مولی علیه، ضامن دین دیگری بشه، چون ممکنه وقتی برای باز پس گیری اونچه به طلبکار پرداخته، به مضمونٌ‌عنه ( مدیون اصلی ) مراجعه میکنه، مضمونٌ‌عنه معسر باشه و امکان جبران خسارت وجود نداشته باشد و در نهایت، اموال مولی علیه، دستخوش تضییع بشه.
منظور از ضمان نقل ذمه : در این نوع از ضمانت، ضامن، متعهد بازپرداخت بدهی بدهکار خواهد شد و در واقع بدهی از ذمه بدهکار به ذمه ضامن منتقل می گردد و بدهکار اصلی در قبال پرداخت بدهی خود به طلبکار وظیفه ای ندارد. منتها اگر ضمان، با اذن بدهکار اصلی باشه، ضامن پس از پرداخت دین به طلبکار، میتونه به بدهکار اصلی مراجعه کنه و اونچه به طلبکار پرداخته شده رو از بدهکار اصلی پس بگیره. 
  1. سلام وقت بخیر. 
  2. استاد میخواستم راجع به ازمون وکالت بپرسم که برای قبولی باید تمام منابع رو بخونیم ؟
  3. سوالات ازمون اختبار به چه صورته از همون منابع هستش یا بصورت مسئله حضوری یا مصاحبه انجام میگیره .باتشکر
پاسخ:
  1. سلامٌ علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
  2. بله.
  3. هم شفاهی هست و هم کتبی و تشریحی. 
سلام استاد.ممنون بابت پاسخ به پرسشها.این قسمت از وبلاگ مثل درسنامه هست.بسیارمفیده،ممنون ازشما.
1-استادماده1186حکم درموردعدم امانت ولی قهری نسبت به دارایی طفل رد ارجاع داده به ماده1184 واین ماده دوبند داره،منظور کدام بندهست؟یعنی عزل میشه یاضم امین میشه؟
2-درزیر نویس شماره یک ماده1184گفته دادگاه صالح برای ضم امین دادگاه عمومی محل اقامت ولی قهری هست امادرزیر نویس ماده1186 گفته دادگاه عمومی که به عنوان مقدمه ضم امین درباره ظن عدم امانت ولی قهری نیز رسیدگی واظهارنظر میکند.این دوتا باهم فرق دارن؟اگرفرق دارن کدوم دادگاه برای ضم امین صالح هست؟؟
پاسخ:
  1. ضم امین همونطور که در ماده‌ی 1184 اومده مربوط است به عدم توانایی ولیّ قهری بواسطه کبر سن و امثالهم و نه خیانت در امانت. بنابراین اونچه در ماده‌ی 1186 قانون مدنی اومده برمیگرده به قسمت اول ماده‌ی 1185 قانون مدنی.
  2. زیرنویس ماده‌ی 1186 امروزه نسخ شده و به موجب بند 13 ماده‌ی 4 قانون حمایت خانواده، دادگاه صالح، دادگاه خانواده هست و نه دادگاه عمومی. کدوم دادگاه خانواده؟ دادگاه خانواده‌ی محل اقامت ولی قهری. 
سلام.ممنون از پاسخ به سوالات
پاسخ:
سلامٌ علیکم. خواهش میکنم. 
سلام استاد وقتتون بخیر
درقسمت دوم سوالم مربوط میشه به همون معامله منزل واقع درترکیه که درایران منعقدشده بافرض اینکه دولت فرانسه قوانین اهلیت داشتن رو به قانون ایران احاله بده ایاقانون ایران صالح هست یانه؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم. مستنداً به ذیل ماده‌ی 973، قانون ایران حاکم خواهد بود. 
سلام
1-استاد اگریک فرانسوی منزل خودروکه واقع درترکیه هست درداخل ایران باعقد بیع به دیگری منتقل کنه درمورد اهلیت داشتن برای معامله قانون فرانسه حاکم هست درسته؟؟
2-حالا اگرقانون فرانسه درمورد اهلیت داشتن برای معامله قانون ایران رو حاکم بدونه ایا قانون ایران حاکمه؟؟
استاداین سوال باتوجه به اخرین قسمت ماده962قانون مدنی درکتاب نظم دکترکاتوزیان وارجاعی که به ماده973 دادن برای من مبهم است که اگردولت متبوع به ایران احاله بده ایا ایران حاکم هست یا خیر باتوجه به اینکه قسمت اخرماده962 گفته حکم ماده شامل نقل وانتقال اموال غیرمنقول واقع درخارج از ایران نخواهد بود.
استاد ممنونم ازشما که با حوصله سوالات دانشجویان روپاسخگو هستین.
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
  1. بر اساس ماده‌ی 962 قانون مدنی بله. 
  2. در مورد معامله‌ی مال غیرمنقول واقع در ترکیه میفرمائید یا کلاً؟ 
سلام
استادلطف می فرماییدزیرنویس شماره5وشماره7ازماده35کتاب نظم حقوقی کنونی روتوضیح بدین؟
اگرمتصرف ادعای مالکیت برمالی داشته باشه وشخص دیگری ادعاکنه که اون مال وقف به وی بوده آیا مالکیت متصرف مقدم هست؟؟؟ 
پاسخ:
و علیکم السلام.
اگر ندونیم که مالی وقف هست یا خیر، به این صورت که شخص الف مدعی است این مال، مال منه و شخص ب میگه این مال، وقف هست. در این حالت، زیرنویس 5 میگه اصل بر اینه که مال، وقف نیست. مگر ثابت بشه مال، وقف شده و شرایط وقف از جمله قبول و قبض محقق شده حتی تصرف به عنوان وقف هم، دلیل وقفیت نیست از نظر آقای کاتوزیان. بنابراین در هر حال شرایط وقف بودن مال باید به اثبات برسه.
حالا اگر شخص ب ثابت کرد مال، سابقاً وقف بوده، ولی الان در تصرف شخص الف هست و شخص الف ادعای مالکیت میکنه و ما تردید کنیم شاید یکی از مجوزهای بیع وقف محقق شده - مثلاً اختلاف بین موقوفٌ‌علیهم - و مال به الف فروخته شده، در اینجا زیرنویس 7 میگه اصل بر اینه که مال هنوز وقف هست و بر حالت سابق باقی است، چون وجود مجوز برای بیع مال موقوفه خلاف اصل است و اصل بر اینه که مال موقوفه به حالت وقف خودش باقی بمونه مگر اینکه شخص الف خلافش رو ثابت کنه و نشون بده یکی از مجوزهای بیع مال موقوفه به وجود اومده و او تونسته مال موقوفه رو در اختیار خودش بگیره. 
با سلام 

سوال اینکه اگر شخص الف به ب وکالت دهد که سه دانگ معدنمعدن را به شخص ب واگذار کند وشخص ب هم وظیفه استخراج وفروش را بر عهده بگیرد 
اما وکیل شخص ب به تعهداتش عمل نکند وشخص الف هم وکالت را فسخ کند 
تکلیف سه دانگ چه میشود آیا وکیل میتواند ادعا کند که سه دانگ را میخواهد در صورتی که به تکلیفش عمل نکرده است 

وکالت نامه سال نود ویک بوده هیچ گونه نقل وانتقال سه دانگ هم صورت نگرفته وسال نود وسه وکالت فسخ شده است
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
وکیل فقط وکالت داره و حق ادعای مالکیت نداره. 
شخصی  از فروشگاه  فرش پاتریس یک تخته فرش 12 متری 1200 شانه ماشینی با ارزش 2میلیون تومان با 10درصد تخفیف ویژه فرهنگیان به قیمت 1میلیون و 800 تومان، برای تکمیل جهزیه دختر خود می خرد. اما پس از آوردن آن به خانه متوجه می شود :
فرض اول) فرش 700شانه بوده است. 
فرض دوم) فروشنده هنوز به 15 سال تمام قمری نرسیده است.
فرض سوم) فرش پاتریس نبوده و بافته کاشان است.
فرض چهارم) فرش دستبافت است.
فرض پنجم) شخص اصلا فرهنگی نبوده است.
فرض ششم) رنگ فرش مصنوعی است.
فرض هفتم) فرش حدود نیم متر از 12 متر بیشتر است.
فرض هشتم) عقد نکاح دختر خریدار بهم می خورد.

وضعیت حقوقی فروض بالا کدامند؟
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
  1. حق فسخ، خیار تخلف از شرط صفت. 
  2. غیرنافذ. 
  3. بر فرض اساسی ندانستن وصف، حق فسخ، به استناد خیار تخلف از شرط صفت، بر فرض اساسی دانستن وصف، بطلان. 
  4. بر فرض وصف دانستنِ دستبافت بودن، حق فسخ، بر فرض خود موضوع معامله دانستن ماشینی بودن یا متفاوت دانستن جنس فرش ماشینی نسبت به فرش دستباف، بطلان.
  5. اشتباه در علت عمده‌ی عقد، بطلان. 
  6. بدون تأثیر در عقد، به علت ذکر نشدن لزوم طبیعی بودن رنگ فرش در عقد و به علت عیب محسوب نشدن این امر. 
  7. حق فسخ برای فروشنده به استناد ماده‌ی 355 قانون مدنی. 
  8. بر فرض عدم ذکر انگیزه‌ی معامله در عقد، بدون تاثیر، بر فرض ذکر این انگیزه در عقد، حق فسخ به استناد خیار تخلف از شرط.
در مواردی که پاسخ به فروض مختلف، تقسیم شده به این علت است که موضوع، از نظر طراح سؤال ممکنه متفاوت باشه با اونچه مد نظر ما هست. مثلاً کسی ممکنه دستبافت بودن رو فقط یه وصف بدونه که حق فسخ میده و دیگری ممکنه جنس فرش دستباف رو متفاوت بدونه از فرش ماشینی یا اصلاً دستبافت بودن رو نوعی وصف اساس بدونه. به هر حال این موضوع ربطی به جنبه‌های حقوقی بحث نداره و یه امر موضوعی هست. 
سلام.استاد .لطفأ اکثریت مطلق ونسبی وعددی رو توضیح بدید.
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
  1. اکثریت مطلق یعنی بیشتر از نصف. مثلاً 5.01 از 10.
  2. اکثریت نسبی یعنی تصمیمی که از بقیه بیشتر رأی آورده، گرچه به نصف نرسیده باشه. مثلاً از بین 35 و 33 و 32 از 100، 35 اکثریت نسبی داره ولی به حد اکثریت مطلق نرسیده. 
  3. اکثریت عددی ینی هر عددی که بزرگتر باشه، خواه اکثریت نسبی باشه یا مطلق. 
مطلبی که ارجاع فرمودید رومطالعه کردم.یعنی وراث اگرتضمین بدن برهمه مقدم هستن؟
پاسخ:
بله. 
سلام ووقت بخیر
استاددرماده 132قانون امورحسبی که گفته شده:کسی که درزمان غیبت غایب عملامتصدی اموراوباشددرموقع تعیین امین برای غایب آن شخص بردیگران مقدم خواهدبود.من این ماده رو منظورم هست.اگراین متصدی باشه وازطرفی وراث هم باشندکه حاضربه تضمین دادن باشندکدوم انتخاب میشه؟اگرحاضر به تضمین دادن نباشند چطور؟
کلا استااستادفکرمیکنم مبحث اولویت بندی تعین امین رودرست متوجه نشدم شاید به همین خاطر هست هنوز متوجه نشدم که منظورمتصدی قانونی بوده.اگه ممکنه انچه که صحیح هست رو خودتون بفرمایید.
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
پاسخ، طولانی است و تایپ کردنش مشکل. در صورت تمایل، اینجا رو مشاهده بفرمایید. شمارهٔ مطلب 57.
سلام استاد
۱_بین وراث که تضمین هم نمیدن وشخصی که عملا متصدی امورغایب بوده چه کسی اولویت داره برای تعین امین؟
٢_اگروراث تضمین بدن ومتصدی هم باشه چطور؟
٣_کلا دادگاه درمورد تعین امین مکلف به رعایت اولویت هست یااینکه مختارهست درانتخاب؟
ممنون از الطاف شما درپاسخگویی به سوالات دانشجویان

پاسخ:
سلامٌ علیکم.
  1. این تصدی عملی رو جایی دیدید که بیان فرمودید؟ چون در قانون از تصدی قانونی صحبت شده و چیزی از اولویت شخصی که عملاً عهده‌دار امور غایب باشه بیان نشده. 
پاسخ به سؤال دوم و سوم هم متوقف بر پاسخ جنابعالی به سؤال اول هست و پس از اون بیان خواهد شد. 
بسیارممنون از پاسخگویی وراهنمایی شما.
پاسخ:
خواهش میکنم. موفق باشید. 
استادمن کتاب شرح جامع بیات رومطالعه میکنم ایشون ذیل ماده1025 توضیح داده که نمیتوان این مرحله رو بانصب امین مقایسه کرددرنتیجه اگرغایب محجورباشه وقیم داشته باشه برای حفظ منافع ورثه میتوان اموال غایب روبه تصرف ورثه داد(ارجاع دادن به صفایی(31)صفحه58)-البته درجای دیگرهم خوندم چون ماده1025فقط مشروط کرده بهاینکه غایب برای اداره اموال خودکسی رامعین نکرده باشه سخنی ازولی وقهری وقیم نیست پس ولی قهری و قیم میتونن درصورت درخواست ورثه اموال روبه تصرف ورثه بدن.کتابهای مرحوم استادکاتوزیان هم ندارم که مطالعه کنم چون نظر ایشون ظاهرا ملاک هست. ممنون ازپاسخ شما.

پاسخ:
آقای کاتوزیان در کتب خودش این قسمت رو بحث نکرده. خود آقای صفایی هم در کتاب اشخاص و محجورین نوشته اختلافی هست این مسأله. با توجه به مسکوت بودن حکم مسأله در قانون، اگر بنا دارید بر اساس نظر آقای صفایی تست بزنید، که پاسخ قضیه مشخص هست و الا نزدن تست، ارجح هست. 
سلام استاد.
اگرغایب مفقودالاثر محجور باشه آیا ولی قهری یا قیم میتونه مال روبه تصرف ورثه بده؟؟
پاسخ:
سلام علیکم.
قبل از صدور حکم موت فرضی چنین چیزی امکان نداره.
سلام استاد.
اگرغایب مفقودالاثر محجور باشه آیا ولی قهری یا قیم میتونه مال روبه تصرف ورثه بده؟؟
سلام استاد. وقتتون بخیر.ایامرتهن میتونه مال مرهونه رواجاره بده؟حکمش چیه؟ 
پاسخ:
سلامٌ علیکم. منافع مال مرهونه متعلق به راهن است و مرتهن اگر اجاره بده، این اجاره فضولی و غیرنافذ خواهد بود و تنفیذش به دست راهن هست. 
سلام استاد خسته نباشید.
شما برای ترجمه لمعه کتاب النضید از شیخ حسن قاروبی رو معرفی کردید.من از انتشارات دارالعلم پرسیدم گفتن که این کتاب خییییلی مفصل توضیح داده و تعداد جلدش زیاده.به نظر شما مطالعه ی این کتاب وقت گیر نیست؟؟و بهتر نیست که کتابی رو بخونم که فقط به ترجمه ی متن بسنده کرده؟؟
با تشکر
پاسخ:
سلامٌ علیکم. من در متن مربوطه توی وبلاگ، خودم نوشتم که چرا مفصل توضیح داده و نیز عرض کردم که چرا به نظرم لازمه خونده بشه. در نهایت، تصمیم گیری نهایی با خود جنابعالی هست. 
با عرض سلام وشب بخیر.
شخص الف به ب میگوید اگر یک ظرف سفالی برای وی بسازد یک ربع سکه بهار ازادی به او خواهد داد.ب مقدمات کار را فراهم میکند لیکن قبل از اتمام و تسلیم ظرف الف فوت میکند.
1-عقد منفسخ شده و ب مستحق هیچ اجرتی نیست.
2-عقد منفسخ شده و ب مستحق اجرت المثل است.
3-عقد به وراث منتقل شده اما وراث می توانند ان را فسخ کنند.
4-عقد به وراث منتقل شده و عقد لازم است و ب با تحویل ظرف میتواند سکه را دریافت کند.
استاد سختی کار این جاست که نمیشه فهمید جعاله است یا طبق ماده 10 ق.م قرار داد است. حال معلق بودن یا نبودن هم به جای خود.
پاسخ:
سلامٌ علیکم. 
به نظر صرف استفاده از لفظ اگر، باعث ایجاد تعلیق در عقد نیست و این عقد، معلق نیست، چون ما در مدنی 3 خدمت شما عرض کردیم که تعلیق عقد، به شرایط صحت عقد، تعلیق محسوب نمیشه. این مثل اینه که من به شما بگم اگر بیست میلیون تومان به من بدی من ماشینمو بهت میدم، این همون ایجاب هست، فقط یک لفظ اگر بر سرش اومده. این از این.
چون حقوق و تعهدات مالی به ترکه تعلق میگیره و نیز چون در حقوق ما مرگ یکی از دو طرف عقد، از نظر قانونی سبب انفساخ عقد یا ایجاد حق فسخ برای اطراف معامله نیست، گزینه‌ی 4 از نظر من پاسخ صحیح خواهد بود. 
  1. سلام استادشاهرخی وقتتون بخیر.
  2. درموردسوال قبلیم میشه گفت که آن دوشرط تملیک به سودثالث است اگه لفظ "بدهی" به جای بفروشی باشد؟
  3. درموردتعهدفضولی برای ثالث به چ موادی میتوان استنادکرد؟وبیشترتوضیح میفرمایید؟
  4. واینکه ایاماده ۱۹۸ق.م شامل موردی هم می شودکه وکیلی هم ازجانب موجب وهم قابل اقدام کند؟
پاسخ:
  1. و علیکم السلام  عاقبت جنابعالی به خیر. 
  2. بله. 
  3. به همون عمومات مواد مربوط به معامله‌ی فضولی میشه استناد کرد، ینی معامله فضولی ممکنه تملیکی باشه مث اینکه جنابعالی مال الف رو به شخص ب بفروشید و همچنین معامله فضولی ممکنه عهدی باشه مث اینکه جنابعالی تعهد کنید الف، کاری رو برای شخص ب انجام خواهد داد، در هر دو حال، از نظر حقوقی، قضیه یکسان هست.
  4. بله. 
سلام استادشاهرخی.این سوالی روکه پرسیدم درازمون تشریحی قضاوت امسال اومده بودهمین جمعه.ولی سوال قبلی توذهن خودم اومده بود.قصدم فقط رسیدن  به پاسخ سوالات است ومنظوربدی ندارم .البته اگه با سوالاتم شمارواذیت میکنم معذرت خواهی میکنم .واقعا منظوری ندارم استاد.ممنون که وقت گذاشتیدبراسوالم

پاسخ:
نه اختیار دارید. چون سؤال اولی از خود جنابعالی بود، فکر کردم شاید این قبلی هم از خود جنابعالی بوده باشه. چون اسلوب هر دو سؤال به یک شکل بود. پاسخ به سؤال هم مشکلی نیست. نیاز به عذرخواهی نیست. در خدمت جنابعالی هستم. 
سلام استادشاهرخی وقتتون بخیر.کریم به محمودمیگوید قطعه زمین ۲۰۰مترم رادرمقابل ۲۰۰میلیون به تومی فروشم اگر بتوانم خانه حمیدرابخرم به دوشرط،اولا اگرخانه ات رابه دوستم علی بفروشی ودوم اینکه آن  قطعه زمینی که داری رابه استادان دانشگاه تهران وقف کنی.محمودهم قبول میکند.۱ایااین معامله صحیح است وواقع شده است؟میشه بفرماییدکه درچه حالتی فروشنده میتونه حق فسخ قراردادراداشته باشه؟درموردقراردادی که گفته شد میشه توضیح بدین؟ممنون
پاسخ:
سلام علیکم. اولاً استفاده از لفظ #میفروشم# به صیغه‌ی مضارع، دلالت بر تعلیق در انشاء داره مگر قرینه‌ای خلاف اون در بین باشه که در فرض سؤالی که جنابعالی مطرح فرمودید چنین قرینه‌ای به چشم نمی‌خوره، ثانیاً بیع، مشروط شده به فروش خونه‌ی خریدار به علی، در حالیکه شاید علی اصلاً تمایل به خرید خونه‌ی خریدار نداشته باشه، این نوعی ایجاد تعهد فضولی برای ثالث هست و صحیح به نظر نمیرسه. به نظر من، معامله، از اصل، واقع نشده و باطل است.

جسارتاً این سؤالات رو خودتون مطرح میفرمائید یا از آزمونی چیزی برمی‌دارید؟
شماره مطلب : 52 
با عنوان : اعمال قاعده در حقوق دینی .
صفحه :57
پاسخ:
سلام علیکم. بله حق با جنابعالی هست و تناقض وجود داره. به نظر دکتر عبدالله شمس، در مورد مطالبه مال غیر منقول از سوی خریدار باید قائل به تفکیک بشیم. اگر خریدار در دادخواست خودش، مستند مطالبه رو مالکیت خودش قرار بده، ینی بگه چون مالک مال رو به من برگردونید، اینجا حق، عینی و چون این حق بر مال غیر منقول مستقر شده، به تبع اون، دعوا غیر منقول هست و اگر خواهان / خریدار در دادخواست اینطوری بگه که درخواست ایفای تعهدات قراردادی رو دارم، چون دعوا ناشی از قرارداد میشه، حق، دینی و به تبع اون، دعوا منقول خواهد بود. آقای دکتر عبدالله شمس در کتاب آیین دادرسی مدنی دوره‌ی پیشرفته، شماره مطلب 593 این نظر رو بیان کردن و به نظر من هم همین نظر دکتر شمس، صحیح است.
با سلام. 
در کتاب اموال و مالکیت دکتر کاتوزیان اومده که تعهد به تسلیم مبیع غیر منقول در زمره تعهدات منقول است ، درحالی که در کتاب نظم کنونی ایشون در یادداشت دوم  زیل ماده 20 اومده که تعهد به تسلیم مبیع غیر منقول ،غیر منقول است. 
حال سوال اینجاست که اینجا تناقضی وجود دارد یا نه ? چرا ?
پاسخ:
سلام علیکم.
مطلبی که از کتاب اموال و مالکیت، نقل فرمودید دقیقا مال چه شماره مطلبی هست؟ چون من چنین چیزی رو ندیدم. لطفاً آدرسش رو بیان بفرمایید تا بررسی کنم.
سلام استادشاهرخی.وقتتون بخیر.این سوال دیشب درذهنم امدکه درحال مطالعه این مبحث بودم وقصدبه چالش کشیدن صبرشمااستادگرامی رونداشتم.نظرشماهم جالب بودبرام وشایدکه نه قطعابایدسوال رابه نحوبهتری میپرسیدم وازاینکه باعث سوتفاهم شدمعذرت خواهی میکنم.واگربرایتان مقدوربود همان دوسوال اخررابدون درنظرگرفتن آن مثال توضیح بفرمایید.
پاسخ:
سلام علیکم. ممنونم از جنابعالی.
  1. بر اساس قاعده‌ی غرور، بله. فریب خورده میتونه به فریبکار مراجعه کنه.
  2. بله. منظور هم بایع عالم هست و هم جاهل.
سلام استادشاهرخی.وقت بخیر.اگرزهرا بدون اطلاع ازاینکه این کتاب متعلق به اونیست وتصورمیکندمتعلق به خودش است آن رامستولی گرددیادرفرض دوم شک داردکه بین مثلادوکتاب حقوق مدنی که روی میز است کدام مال اوست وکدام مال دوستش فاطمه است واشتباهاکتاب فاطمه رابرداردوفرض سوم بااگاهی ازاینکه متعلق به اونیست ان رابفروشدوفرض چهارم فکر میکرده نیابت درفروش داشته وکتاب رابفروشدولی نیابت نداشته وسپس زینب بااگاهی ازغصبی بودن یادرفرض دوم جهل ازاینکه کتاب متعلق به زهرانیست کتاب رابخردودوحالت پیش بیایدومریم درفرض اول آگاه ازماجراودرفرض دوم جاهل باشد وکتاب رابخرد وحدیث دردوفرض آگاه به غصب وجهل به غصب کتاب راازمریم به عنوان هبه درفرض اول وخریدن آن درفرض دوم گرفته باشدوسیمین دردوفرض جهل واگاهی کتاب رابخردحال سوالم این است که درصورت رجوع مالک به هرکدام مسئولیت هرکدام چگونه است وامکان رجوع چه اشخاصی به دیگران هست درهریک ازفروض؟ایا جاهل به عالم قبل ازخودحق رجوع داره؟درماده۲۶۳ منظورازبایع فضولی اعم ازعالم وجاهل است وهردوراشامل میشه؟


پاسخ:
سلام علیکم.
والا این سؤال جنابعالی باید جایزه‌ی اسکار پیچیده‌ترین سؤال رو دریافت کنه. جسارتاً میدونم جنابعالی قصد بدی نداشتید، اما در وهله‌ی اول که فرمایشات جنابعالی رو مطالعه کردم تصورم بر این بود که قصد جنابعالی به چالش کشیدن صبر و تحمل من هست.

به هر حال، ضمن عذرخواهی از جنابعالی، اگر قصد گرفتن پاسخ این سؤال رو دارید لطف بفرمایید به صورت تکه تکه و فرض به فرض و جداگانه با رعایت ملاحظات موجود در وبلاگ، مطرح بفرمایید تا اگر بلد بودم پاسخ رو خدمتتون عرض کنم.

بازم عذرخواهی میکنم از جنابعالی.
سلام استاد گرامی.
بین دو نفر قرارداد اجاره ی یک باب مغازه جهت استفاده ی شغل معینی منعقد میشود. در قرارداد تصریح میشود که اگر مستاجر خواهان انتقال جواز به خودش باشد از طرف موجر بلامانع است. برای انتقال جواز ابتدا باید جواز قبلی باطل شود و سپس جواز جدید درخواست شود. حال که مستاجر خواهان انتقال جواز به خودش هست موجر از ابطال سرباز میزند و ادعا میکند که در قرارداد به انتقال راضی شده است نه به ابطال جواز خودش. آیا همچین ادعایی درست است؟ آیا میشود موجر را به اجرای مفاد قرارداد و ابطال جواز خودش ملزم نمود؟
پاسخ:
سلام علیکم. من البته از مقررات مربوط به انتقال جواز اطلاع ندارم، ولی اگر فرض کنیم اونچه جنابعالی بیان فرمودید درست باشه و صدور مجوز جدید برای مستأجر، مستلزم ابطال مجوز قبلی باشه باید خدمت جنابعالی عرض کنم ظاهر از استفاده از لفظ » انتقال مجوز « در متن قرارداد اجاره اینه که قصد مشترک طرفین، انتقال مجوز با حفظ مجوز موجر بوده و نه ابطال مجوز موجر، مگر ثابت بشه که طرفین می‌دونستن انتقال مجوز، مستلزم ابطال مجوز موجر هست.
  1. سلام استادشاهرخی. 
  2. درامتحان قضاوت امسال قبول شدم
  3.  ودرابتدامیخواستم ازشماتشکرکنم بابت پاسخگوییتون به سوالام.
  4. ودوم اینکه چطوری بایدمرحله دوم قضاوت یعنی سوالات تشریحی روپشت سربذاریم دراین زمینه میتونید کمکم کنید؟
پاسخ:
  1. سلام علیکم. 
  2. تبریک عرض میکنم خدمتتون. خیلی خوشحال شدم.
  3. انجام وظیفه کردم. 
  4. من چون خودم وختی شرکت کردم، مرحلهٔ تشریحی وجود نداشت، متأسفانه در این زمینه نمیتونم کمکتون کنم. عذرخواهی میکنم از جنابعالی. 
استاد خدا رو صد هزار مرتبه شکر... رتبه ی بنده سه شد... واقعا از زحمات و راهنمایی های شما متشکرم...

پاسخ:
سلام علیکم، بسیار بسیار خوشحال شدم، تبریک عرض می کنم خدمتتون. از جنابعالی غیر از این هم انتظار نمی‌رفت. 
  • حتی اگر شب باشد
  • سلام استاد وصیت نامه باید محضری باشه یا امام جماعت مسجد محل مهر و امضا کنه معتبره؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، متن ذیل رو مطالعه بفرمایید، باز اگر ابهامی بود مطرح بفرمایید، در خدمت جنابعالی هستم.

    اقسام وصیت عبارتند از:

    1- وصیت خود نوشته

    2- وصیت سری

    3- وصیت رسمی

    1- وصیت خود نوشته :
    وصیت نامه خود نوشت سند عادی است . وارثان موصی و سایر کسانی که در مقابل آن قرار می گیرند می توانند در اصالت سند تردید کنند . در این صورت، برعهده موصی له است که انتساب وصیتنامه را به شخص موصی اثبات کند و در این راه تابع قواعد عمومی است .
    در موردی که اصالت وصیتنامه محرز است و صرفاً به درستی تاریخ آن اعتراض می شود، مدعی کسی است که تاریخ را برخلاف ظاهر نادرست می داند و باید نادرستی تاریخِ آن را در دادگاه ثابت نماید .

    2- وصیت نامه رسمی
    وصیتنامه رسمی، از بسیاری جهات بر وصیتنامه خود نوشته رجحان دارد :
    نخست آنکه بیسوادان و کسانی هم که توانایی نوشتن ندارند می توانند از آن استفاده کنند . دیگر اینکه، با ثبت وصیت نامه در دفتر اسناد رسمی، نگرانی ناشی از فقدان و گم شدن وصیت از بین می رود و اراده موصی از گزند حوادث مصون می ماند . در مقام اجرای وصیت نیز موصی له نیاز به اثبات اصالت آن ندارد و در بسیاری از موارد رجوع به دادگاه ضرورت پیدا نمی کند، و کوتاهی در ارسال وصیتنامه به دادگاه از اعتبار آن نمی کاهد .
    با وجود همه این مزایا تمایل موصی از پنهان نگاهداشتن وصیت و پرهیز از مناقشات و نقارهای خانوادگی و همچنین صرفه جویی در وقت و هزینه ثبت سند، باعث می شود که رغبت عمومی بر وصیتنامه خود نوشت بیشتر باشد و جز بعضی از اغنیاء یا خبرگان حقوقی بدان عنایت نورزند .

    3- وصیتنامه سری
    در قانون امور حسبی تعریف نشده است ولی، از جمع مواد 279 و 280 می توان گفت : وصیت نامه سری، وصیتی است که توسط موصی امضاء و لاک مهر می شود و در اداره ثبت محل اقامت او یا محل دیگری که در آیین نامه وزارت دادگستری معین شده است، به امانت گذارده می شود، بنابرین وصیتنامه سری در واقع مخلوطی از وصیتنامه رسمی و خود نوشت است.

    بنابراین هر وصیتی، به هر حال یکی از این سه قسم هست و چیزی تحت عنوان امضا و مهر امام جماعت نداریم، فوقش ایشون به عنوان یه شاهد، محسوب میشه اگر دعوایی مطرح بشه. 


    آقای مهرداد ایجاب فروش یکدستگاه آپارتمان را به مبلغ دویست میلیون تومان به آقای علی با شرط خیار فسخ معامله برای خود ظرف 3 ماه از تاریخ انعقاد می نماید... آقای علی خرید آپارتمان را به مبلغ یکصد و پنجاه میلیون قبول می نماید...
    با توجه به فرض مسأله مستندا و مستدلا پاسخ دهید...

    1- معامله تا چه مبلغی منعقد شده محسوب می شود؟ چرا؟

    2- وضعیت حقوقی شرط مندرج در آن را توصیف نمایید؟


    پاسخ:
    سلام علیکم. معامله، واقع نشده چون تطابق بین ایجاب و قبول وجود نداره.
    اگر منظور از « وضعیت حقوقی شرط » در سؤال دوم اینه که آیا شرط خیار صحیح هست یا خیر؟ باید عرض کنم چون اصل عقد باطل است شرط خیار مندرج در اون هم باطل خواهد بود. 
    1. سلام،
    2.  استاد ی سوال: شخصی در تونل کار میکرده بر حسب اتفاقی در محل کارش فوت کرده ، متوفی دارای همسر و دو فرزند پسر سه ساله و چهارماهه حالا پدرمتوفی نمیتونه قیم بشه چون همسر متوفی هست حتی اگه ازدواج مجدد کنه، درسته؟ 
    3. حقوق متوفی به همسر و فرزندهاش میرسه یا باید به والدینش هم بدن؟
    4. دیه ی متوفی بین والدین و همسر و فرزندها تقسیم میشه؟
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. قیمومت با حضانت فرق میکنه، قیمومت رو دادگاه معین میکنه و الزامی هم نداره که حتماً مادر رو معین کنه، میتونه جد پدری رو معین کنه، هر چند معمولا همون مادر رو معین میکنن. اما حضانت با مادر هست. حضانت ینی نگهداری، قیمومت ینی عهده‌دار بودن امور مالی و غیر مالی. ماده 43 قانون حمایت خانواده - حضانت فرزندانی که پدرشان فوت شده با مادر آنها است مگر آنکه دادگاه به تقاضای ولی قهری یا دادستان، اعطای حضانت به مادر را خلاف مصلحت فرزند تشخیص دهد.ماده 1232 قانون مدنی - با داشتن صلاحیت برای قیمومت، اقربای محجور مقدم برسایرین خواهند بود.
    3. فقط همسر و فرزندان. 
    4. بله. 
    سلام. وقت بخیر. سوال داشتم ممنون میشم جواب بدید.
    چه دلایلی وجود دارد که منظور از قاضی تحکیم همان داور است و مشروعیت رای داور از کجا حاصل می شود؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    در این لینک، مطالبی در این زمینه اومده، امیدوارم پاسخ سؤال جنابعالی باشه. 
    سلام استاد.درجریان یک حادثه رانندگی ابتدازهره وسپس پدرش علی فوت میکندبازماندگان علی عبارت از، یک برادر ابوینی ویک برادر ابی ویک نوه دختری (فرزند زهره)کدام وارث علی هستند؟ایامیتوان گفت که نوه ارث نمیبردچون قائم مقام مادرش نمیشودچون مادرش زودترازعلی فوت شده؟یاارث میبره؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، الان تنها بازمانده از طبقه اول، همین نوه هست. تا کسی از طبقه اول زنده هست نوبت به ارث بری طبقه دوم ینی برادران نمیرسه، بنابراین صرفنظر از بحث قائم مقامی، الان از طبقه اول، فقط همین نوه زنده هست و فقط او ارث میبره. 
    سلام استادشاهرخی.وقت بخیر.استاداگه انسان فکرکنه ایمانش ضعیف  شده به نظرتون بایدچکارکنه؟من چنین حالتی بهم دست داده.درضمن سوالات دینی مجهولی برام پیش میادکه نمیدونم جوابشوازکجاگیربیارم.حقیقتاً خیلی سوال میادتوذهنم که وقتی به اطرافیانم میگم،بهم میگن چطوری این همه سوال میادتوذهنت.ازشماخواهشی که دارم اینه که میتونید کمکم کنیددراین رابطه جایی ،کانالی،گروهی،کتابی،شخصی.درموردامام زمان هم سوال زیاددارم.یادرموردنام های خدایا.....ببخشید پیام اینجادادم.
    پاسخ:
    و علیکم السلام. عاقبت جنابعالی به خیر. آمدن سؤال به ذهن نه تنها طبیعی است و نشونه ضعف ایمان نیست، بلکه نشونه حیات ذهن هست. ذهنی که مرده سؤال براش ایجاد نمیشه. کتاب پنجاه درس اصول عقاید نوشتهٔ آیت‌الله مکارم شیرازی رو مطالعه بفرمایید اگر باز سؤالی داشتید یا کافی نبود مطرح بفرمایید در خدمت جنابعالی هستم برای معرفی کتب بیشتر و مفصل‌تر. همین کتاب رو توی کانال خودم گذاشتم در صورت تمایل میتونید از اونجا دانلود کنید. در تلگرام هم اگر تمایل داشتید میتونید پیام بدید،کانال هایی هست که بهتون معرفی خواهم کرد. 
    1. سلام استادشاهرخی.وقت بخیر.
    2. ممنونم که به خواسته ام توجه کردیدوپیاممونذاشتید. 
    3. سوالی که میپرسم سوال وکالت امسال بود.درخصوص قابلیت استماع دعوای تصرف عدوانی که شرکت خصوصی علیه شخص حقیقی به استناد ق. ا. د.م درداد گاه عمومی حقوقی اقامه میکند کدام موردصحیح است؟نسبت به مال غیرمنقول بوده وملک موضوع دعواقابلیت تملک خصوصی داشته باشد.یانسبت به مال غیرمنقول باشدولوملک موضوع دعواقابلیت تملک خصوصی نداشته باشد.
    4. استاددرامتحان وکالت امسال شرکت کردم وپس ازبیرون آمدن ازسرجلسه به سوالاتی که غلط زده بودم نمیدانستم بخندم یاگریه کنم خنده ازاین بابت که چراآن سوال رااشتباه  زدم یاچرا اصلانزدم.حال سوالم این است که چگونه میشودچنین بلایی سرجلسه آزمون قضاوت که دوهفته دیگربرگزارمیشود سرم نیاید. 
    5. درضمن سوالات اختلاف نظری هم کم نبودبه گونه ای که نمیشدجواب ندادزیراازگردونه رقابت خارج میشدم.نظرشمادرپاسخ به چنین سوالاتی چیست باتوجه به کم نبودن این سوالات
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. عاقبت جنابعالی به خیر. 
    2. خواهش میکنم، انجام وظیفه کردم. 
    3. نسبت به مال غیرمنقول بوده وملک موضوع دعواقابلیت تملک خصوصی داشته باشد.
    4. باید در منزل، شرایطی شبیه شرایط آزمون برای خودتون فراهم کنید و سؤالات سنوات قبل رو بزنید، ینی خودتون رو در شرایط آزمون قرار بدید، یا میتونید در آزمون‌های آزمایشی مؤسسات حقوقی شرکت کنید تا با استرس امتحان اُخت بشید و تأثیری بر عملکردتون نداشته باشه. 
    5. نظر من بر پاسخ ندادن هست ولی اگر اصرار بر پاسخگویی دارید معمولاً باید نظرات اساتید مشهور رو بزنید چون ریسکش کمتر هست، مثل کاتوزیان، اسکینی و شمس. 
    سلام استادشاهرخی وقت بخیر.اگه ممکنه پیام قبلیموپخش نکنیدمایل نیستم عمومی بشه به دلایلی.منظورم همون پیامی است که توش خاطره دانشگاهم را هم گفتم.ممنون میشم.کاش پیامموزودترببینید
    پاسخ:
    سلام علیکم، خیالتون راحت. چشم. 
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    آیا در خیار تاخیر تمن تحویل بعض مبیع باعث سقوط خیار میشود؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    به تصریح ماده‌ی 404 قانون مدنی، اونچه مُسقِطِ خیار تأخیر ثمن هست، تسلیم تمام مبیع است، بنابراین تسلیم بعض مبیع، مسقط خیار نیست. 
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    امکانش هست توضیح این جمله ماده ۴۷۷ ق.ا.د.ک در رابطه با اعاده دادرسی خاص رو بفرمایید

    شعب خاص مذکور مبنیا برخلاف شرع بین اعلام شده...
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    ینی این شعب، بر مبنای همون خلاف شرع واضح و آشکاری(بَیّن) که به گفته رئیس قوه قضائیه در پرونده وجود داره، پرونده رو نقض میکنن. 

    1. سلام استاد
    2.  شما کتاب یا مقاله در مورد ماهیت حقوقی چک وعده دار  نمی شناسید یا اطلاعی ندارید؟؟یعنی چی در مورد ماهیت حقوقی چک وعده دار؟؟؟؟؟
    3.  هم چینی کتاب یا مقاله ای در مورد بررسی فقهی و حقوقی اجاره؟؟؟اصلا هیچ منبعی ندارم.
    4.  ممنون برگرفته شده از snshahrokhi.blog.ir
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. توی کتب اسناد تجاری صحبت شده، ولی کتاب یا مقاله ای که به طور خاص به این موضوع اختصاص داده شده باشه سراغ ندارم متأسفانه. 
    3. مقالهٔ هم در مورد عقد اجاره، زیاد هست، این لینک رو مشاهده بفرمایید. یک یک باز کنید. کتاب هم که زیاد هست، هر کتابی در مورد مدنی 6،لزوماً در مورد عقد اجاره هم نوشته. مثلاً کتاب مدنی 6 دکتر شهیدی، کتاب عقود معین جلد اول استاد کاتوزیان و کتاب حقوق مدنی دکتر امامی جلد اول.
    4. خواهش میکنم. 
    سلام استاد منظور بنده از ماده ۲۹۳ قانون تجارت ذیل ماده هست که موارد ابلاغ رو گفته...
    پاسخ:
    و علیکم السلام.
    با توضیحاتی که در مورد عدم همپوشانی بین ماده‌ی  293 با مواد 284 و 285 دادم، مشکل رفع نشد؟
    اگر هنوز مشکلی هست سؤالتون رو مجدداً به طور کامل قید بفرمایید تا پاسخ بدم. 
    سلام
    ممنون از پاسخ گویی شما
    خیر استاد صرفا نوشتن اونچه که در ماده ۲۶۷ قانون تجارت اومده تعیین حداقل مدت هست
    پاسخ:
    سلام علیکم. خواهش می کنم.
    دیگه اگر دلیلی برای ادعای خودشون نداشتن، ادعاشون قابل اعتنا نیست. 
    سلام استاد وقتتون به خیر
    اگر فرد با وجود اطلاع از حکم در مدت زمان واخواهی نسبت به ان واخواهی نکند ایا میتواند بعد از اتمام مدت واخواهی نسبت به ان تجدید نظر خواهی کند؟ در تست نوشته بود که حکم قطعی میشه...(758)
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    اشتباه نوشته توی تست. حق تجدید نظر خواهی خواهد داشت. 
    سلام
    استاد در مورد استفاده زن از نام خانوادگی شوهر بعد از طلاق
    طبق کتاب تست دکتر شهبازی موکول به اجازه ی شوهر هست مستندش هم ماده ۴۲قانون ثبت احوال هست
    اما در کتاب دکتر صفایی علاوه بر ماده ۴۲ قانون ثبت احوال گفته شده طبق ماده۱_۱۱دستورالعمل ۱۳۸۰ پس از وقوع طلاق یا فسخ نکاح، در صورت درخواست یکی از زوجین نام خانوادگی زوجه به نام خانوادگی قبلی خود برگشت داده میشه
    بین این دو کدوم اقوی تر هست؟
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    من متوجه نشدم که تعارض این دو منبع در چیه. یکیشون میگه شروع به استفاده موکول به اجازهٔ شوهر هست و دیگری میگه اگر طلاق یا فسخ واقع شد و شوهر درخواست کنه، باید استفاده از نام خانوادگی دیگری متوقف بشه. این دو تا تعارضی با هم ندارن. 
    سلام
    وقت به خیر

    ممنون از پاسخگویی شما استاد گرامی
    داداش:
    اگر الف وب شریک در مال مشاع باشند و بعد ب سهم خود را بفروشد و الف نیز بعد از ان بدون آگاهی سهم خود را به ج بفروشد.
    در کتاب فرهاد بیات چاپ ۱۳۹۶ ذیل ماده ۸۲۲ مورد6 آمده است که حق شفعه از بین میرود
    حال اگر بیع الف و ج اقاله شود یا فسخ شود یا انفساخ پیدا کند آیا حق شفعه بازمیگردد؟
    و اینکه چرا حتی در فرض عدم آگاهی هم حق شفعه از بین میرود؟
    شاید اگر الف آگاه میبود مال را نمیفروخت یا اگر ج آگاه بود مال را نمیخرید
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    در صورتی که شفیع سهم خود را قبل از اخذ بشفعه بفروشد خریدار نمیتواند بعنوان قائم مقامی از شفیع اخذ بشفعه کند، اگر چه در بیع نیز تصریح بانتقال حق شفعه باو شده باشد. در این امر فرقی نمینماید که فروش سهم مشاع قبل از اطلاع بر حق شفعه باشد یا بعد از آن، زیرا حق شفعه بر خلاف قاعده میباشد و ماده «۸۰۸» ق. م فقط آن را بشریک داده است. 
    همچنین حق شفعه از شفیع پس از انتقال سهم خود نیز ساقط میگردد و او نمیتواند آن را اعمال کند، زیرا شفعه برای جلوگیری از ضرر ناشی از تقسیم احتمالی است و او پس از انتقال سهم خود، دیگر شریک نیست تا ضرری از تقسیم احتمالی به او متوجه گردد.
    در صورتی که شفیع با جهل بآنکه شریکش سهم خود را فروخته و او حق شفعه دارد، سهم اختصاصی خود را بدیگری واگذار نماید. بعضی از فقهاء بر آنند که حق شفعۀ او ساقط نمیگردد، زیرا استحقاق شفیع بر اخذ بشفعه قبل از واگذاری او موجود بوده و با جهل بآن سهم خود را واگذار کرده است و در صورت تردید بقاء آن استصحاب میشود، بر خلاف موردی که شفیع پس از علم بفروش سهم مشاع از طرف شریک، سهم خود را بدیگری واگذار کند که این امر اعراض از حق شفعه و اسقاط آن محسوب میگردد. آنچه بنظر میرسد آن است که حق شفعه در مورد جهل نیز ساقط میشود، زیرا حق شفعه باعتبار مالکیّت حصّۀ مشاع برای جلوگیری از ضرر تقسیم احتمالی میباشد و پس از بیع حصّۀ مشاع بوسیلۀ شفیع، او مالک سهمی نمیباشد تا باعتبار آن اخذ بشفعه کند.

    اگر باز ابهامی بود در خدمتم، مطرح بفرمایید اگر بلد بودم رفع خواهم کرد. 
    سلام استاد وقتون بخیر ، آیا حق انتفاع از مالی را میتوان وقف کرد ؟ 
    پاسخ:
    و علیکم السلام. خیر، وقف ینی حبس عین و تسبیل منفعت، بنابراین اگر حبس عین اتفاق نیفته و فقط حق انتفاع از اون وقف بشه و ملک، همچنان در مالکیت واقف باقی بمونه، وقف محقق نخواهد شد. 
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    امکانش هست پاسخ وعلت پاسخ این سوال را بفرمایید
    حسن که دارنده برات است در واقع برات دهنده نیز می باشد در سررسید به علی که برات گیر است مراجعه می نماید لیکن علی از تادیه خودداری میکند
    در این صورت...


    ۱. اگر حسن از ابتدا دارنده برات بوده است براتگیر می تواند ایراد عدم مدیونیت کند
    ۲. اگر علی مدیون نباشد می تواند ایراد عدم مدیونیت کند اعم از اینکه صادرکننده برات از اول دارنده باشد یا با ظهر نویسی دارنده شده باشد


    آیا اگر حسن برات رو به حواله کرد مثلا حسین نوشته بود و بعد حسین ظهر نویسی میکرد در وجه حسن نمیشد در مقابل حسین به ایرادات استناد کرد؟
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    اونچه که به نظر من میرسه این است که در روابط شخصی بین صادر کننده برات و قبول کننده برات ایرادات، قابل استناد هستند و اینجا چون صادر کننده و دارنده یکی هستند یا در نهایت، یکی شده‌اند، ایرادات، قابل استناد هستند بنابراین براتگیر می تواند بگوید که من به تو مدیون نیستم، اعم از اینکه حسن از ابتدا دارنده برات بوده یا در نهایت، دارنده برات شده است. قبول نظر دیگری غیر از این باعث می شود که براتگیر را مجبور کنیم پول را به دارنده که همان صادرکننده است، بپردازد و سپس علیه دارنده/صادرکننده اقامه دعوا کند و از دادگاه بخواهد پولی را که داده است به او پس دهد و واضح است که چنین امری غیر منطقی است. 
    1. با سلام
    2. با توجه به فرمایش شما در پاسخ این سوال ((اگر حالت رخ داده در ماده ۳۵۵ قانون ایین دادرسی مدنی در مرحله فرجام...)) و با توجه به این که اثار قرار ها متفاوت است دیوان راسا اقدام به اصلاح حکم میکنه؟
    3. و اگر حکمی صادر بشه و از حیث استدلال و ‌‌‌... صحیح باشه اما دیوان یا تجدید نظر اون رو قرار بدونند چه اقدامی انجام می‌دهند نقض میکنند و حسب مورد رسیدگی و اعاده یا تایید و اصلاح؟
    4.  همچنین برعکس حالت بالا اگر قرار باشه اما اون رو حکم بدونند
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. نیازی به اصلاح نیست، حسب صراحت ماده‌ی 355، فقط تأیید میکنه.
    3. در این مورد، دادگاه تجدید نظر حسب مستفاد از ملاک 403 قانون آیین دادرسی مدنی ، اقدام خاصی انجام نمیده و فقط رأی رو قرار تلقی کرده و تأیید میکنه و در دیوان عالی کشور هم که ماده‌ی 403 صراحت داره و تکلیف رو روشن کرده.
    4. تصور چنین موردی ممکن نیست، چون قرار در نتیجه‌ی رسیدگی شکلی صادر میشه و حکم در نتیجه‌ی رسیدگی ماهوی، بنابراین وقتی مرجع پایین‌تر قرار صادر کرده ینی اصولاً رسیدگی ماهوی نکرده و غیر ممکنه که دادگاه بالاتر، به نظرش همه چیز رأی، صحیح باشه اما فقط اونو حکم بدونه. بنابراین طرح این سؤال، به این شکل، صحیح نیست، بله اگر رأی دادگاه بدوی به شکل قرار باشه و مرجع بالاتر، استدلال مبنای صدور اون قرار رو صحیح ندونه، قرار رو نقض میکنه و برای رسیدگی ماهوی، پرونده رو به دادگاه صادر کننده قرار ارجاع میکنه. 
    سلام استاد گرامی

    اون سوالی که در مورد وکالت پرسیده بودم و فرموده بودید رفرنس بدم
    مربوط به کتاب شرح جامع فرهاد بیات هست
    ذیل ماده ۶۶۰ مورد ۵و  ذیل ماده ۶۶۷ مورد ۱و۲
    پاسخ:
    سلام علیکم. تفاوت مورد دوم و سوم که مورد نظر جنابعالی بود این است که در مورد دوم اختیار معامله به صورت کلی به شخص وکیل داده شده به این نحو که به گفته شده هر گونه صلاح و مقتضی می‌داند معامله کند یعنی برای معامله خاصی وکالت داده نشده است، گفته شده است هر معامله ای که میخواهی انجام بده در اینجا بنابر رای شعبه دیوان عالی کشور رعایت مصلحت موکل، ضروری است و در صورت عدم رعایت مصلحت، ممکن است معامله به تشخیص دادگاه غیر نافذ اعلام شود، اما مطلبی که ذیل ماده ۶۶۷ آمده است مربوط به حالتی است که اختیاری که به وکیل داده شده است برای هرگونه معامله نیست بلکه مربوط به معامله‌ی خاصی است که در متن عقد وکالت مورد تصریح قرار گرفته است. در این صورت اگر وکیل در آن معامله خاص،  مصلحت موکل را رعایت نکند معامله غیر نافذ نخواهد بود و ممکن است و وکیل موظف به جبران خسارت موکل شود زیرا در اینجا حفظ معاملات و حق شخص ثالثی که با حسن نیت با وکیل معامله کرده است بیشتر مد نظر نظام حقوقی قرار گرفته است.

     بنابراین حاصل بحث اینکه تفاوت دو مورد به این برمی‌گردد که اگر اختیار معامله به صورت کلی داده شده باشد و نوع معامله خاص در آن قید نشده باشد عدم رعایت مصلحت، ممکن است باعث عدم نفوذ معامله شود در حالیکه اگر برای معامله خاصی وکالت داده شده باشد، عدم رعایت مصلحت در آن معامله، تأثیری بر سرنوشت معامله ندارد و فقط ممکن است باعث الزام وکیل به جبران خسارت گردد. 
    سلام استاد گرامی

    ممنونم از پاسخ گویی شما واقعا لطف میکنید

    امکانش هست که تفاوت ماده ۲۷۴ و ماده ۲۸۶ قانون ایین دادرسی مدنی. رو بفرمایید که چرا در اونجا گفته شده ۳ بار اما در اینجا قیدی ندارد
    پاسخ:
    سلام علیکم. انجام وظیفه می کنم. 
    دکتر شمس در کتاب خودشان بیان کرده‌اند که ناکل شناختن کسی که قسم متوجه او است منوط به رعایت مقررات ماده 274 همین قانون است بنابراین دادگاه باید به او سه بار اخطار کند که یا سوگند بخورد و یا سوگند را رد کند و در صورتیکه در چنین حالتی، بر موضع خود اصرار ورزد ناکل شناخته شده و برابر ماده ۲۷۴ قانون آیین دادرسی مدنی با وی رفتار خواهد شد. 
    سلام
    ممنونم بابت جواب واضحتون.
    موفق باشید.
    پاسخ:
    سلام علیکم. خواهش می کنم. موفق باشید. 
    با سلام
    ببخشید چرا اینقد دیر به سوالات جواب میدید،من دیروز ازشما یه سوال حقوقی پرسیدم ولی شما هنوز جواب ندادید در صورتیکه امروز روی وبلاگ مطلب گذاشتید
    خب اگه وقت ندارید به سوالات جواب بدید پس چرا می نویسید سوالات حقوقی رو بپرسید که جواب بدم
    خب این سوالاتی که ما میپرسیم حتما برامون مهم هستن که همون لحظه جوابش رو بدونیم نه یک ماه دیگه،بعدا که اون جواب به درد ما نمیخوره.
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم. 
    با عرض سلام
    ببخشید آقای شاهرخی یک سوال داشتم 
    میخواستم بپرسم اگه کسی درخواست اعسار بده و درخواستش پذیرفته نشه و دادگاه براش قسط بندی کنه،ونتونه قسطهاش رو پرداخت کنه،وبعدحکم جلبش گرفته بشه وبه زندان بره،ایا میتونه در زندان هم دوباره درخواست اعسار بده؟لطفا شرایط رو بگید.
    با سپاس فراوان
    پاسخ:
    سلام علیکم.

    قانونگذار زمان خاصی رو برای تقدیم دادخواست مجدد تعیین نکرده است. این امکان وجود داره که شخصی در ماه گذشته متمکن بوده، ولی در ماه جاری معسر شده باشد. بر این اساس، اگر دادخواست اعسار به صورت شکلی رد شده باشد، بلافاصله قابل طرح است. در غیر این صورت، به این دلیل ‌که در وضعیت مالی شخص تغییری ایجاد نشده، چه بسا دادخواست وی مجددا رد شود. لذا برای پرهیز از این امر، باور بر آن است که باید حداقل شش ماه از رد ماهوی اعسار او گذشته باشد. مگر اینکه بتواند اثبات کند که در فاصله طرح دو دعوا اتفاق جدیدی افتاده که باعث خراب شدن وضعیت اقتصادی او شده است. 

     

    سلام استاد، خسته نباشید ... دادگاه خانواده از مراجع استثنایی هستش یا شعبه ای از دادگاه عمومی ؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. بر اساس قانون حمایت خانواده جدید مصوب ۱۳۹۲ دادگاه خانواده از مراجع استثنایی است. 
    سلام
    وقتتون به خیر استاد گرامی
    اگر الف مال را غصب کند و بیع های متفاوت انجام شود در صورتی که مالک بر فرض بیع ۵ را اجازه کند ایا حق دارد نسبت به منافع الف تا نفر ۵ و  در صورت تلف مال به الف و ایادی قبل از ۵ رجوع کنه

    پاسخ:
    سلام علیکم عاقبت جنابعالی بخیر در فرضی که مالک عقد را اجازه کند دیگر حق ندارد برای تلف مال به کسی رجوع کند. این خریدار است که حق رجوع برای گرفتن عوض مال را خواهد داشت. نسبت به منافع مال مغصوب هم باید گفت که هر کدام از غاصبین به نسبت منافع زمان تصرف خود و پس از خود ضامن است بنابراین مالک میتواند به نفر اول رجوع کند و منافع زمان تصرف خود شخص اول و نفرات بعدی را از او مطالبه کند. ماده ۳۲۰ قانون مدنی بر همین نکته تصریح دارد در صورت تمایل مراجعه بفرمایید
    سلام. وقت بخیر جناب استاد عزیز
    طبق ماده ۲۷۳ق.م وفای به عهد عقد است یا ایقاع؟ اصلا عمل حقوقی است؟ 
    پیشاپیش ممنون از پاسخگویی شما
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی بخیر.
    در مورد ماهیت وفای به عهد در حقوق ایران و فرانسه اختلاف نظر وجود دارد. قول مشهور در حقوق فرانسه این است که وفای به عهد دارای ماهیت قراردادی است یعنی مدیون باید قصد وفای به عهد داشته باشد و دائن هم باید آن را قبول کند از این رو پرداخت کننده و شخصی که دین به او پرداخت می‌شود باید اهلیت داشته باشند چنانکه برای انجام هر عمل حقوقی اهلیت لازم است. ایرادی که بر این نظر وارد شده آن است که قرارداد با آزادی طرفین منعقد می شود و در اینجا آزادی قراردادی نیست پرداخت کننده ملزم به پرداخت است و در صورت امتناع از طریق قانونی مجبور به ایفا می شود دائن هم مکلف است مالی را که در مقام ادای دین داده می‌شود و منطبق با موضوع دین است قبول کند و گرنه متعهد می تواند به حاکم یا قائم مقام او رجوع کند و از تاریخ دادن مورد تعهد به تصرف وی بری می شود وانگهی ایفای دین از جانب غیر مدیون هم جایز است اگر چه از طرف مدیون اجازه نداشته باشد(ماده ۲۶۷) افزون بر آن گاهی ایفا با برداشت از حساب شخص انجام میشود بدون اینکه صاحب حساب در آن مورد خاص ابراز اراده کرده باشد مانند پرداخت قبوض آب و برق از حساب بانکی. مورد دیگری که برای وفای به عهد بدون اراده طرفین ذکر شده تهاتر قانونی است که نوعی ایفای تعهد است و قصد انشا در آن لازم نیست.
    در حقوق ایران نیز آقای کاتوزیان همین نظر را پذیرفته‌اند. بنا بر این نظر که به نظر، بهتر می آید قصد انشا در وفای به عهد شرط نیست بلکه برای تحقق آن فقط وجود تعهد قبلی و ایفایی که منطبق با موضوع تعهد باشد لازم است. اگرچه در برخی از موارد با توجه به نوع تعهد ممکن است توافق طرفین لازم باشد مانند موردی که موضوع تعهد، انتقال مال در آینده است مثلا در تعهد به انتقال یا همان قولنامه، متعهد با توافق متعهد له موضوع تعهد را به او انتقال می‌دهد. نظر سومی که در فرانسه مطرح شده و در ایران هم مورد قبول برخی از استادان حقوق قرار گرفته آن است که وفا به عهد یک عمل حقوقی یک جانبه است که با تسلیم ارادی مورد تعهد یا فردی از افراد مورد تعهدِ کلی، به متعهد‌ٌله محقق می‌شود و در تحقق آن اراده دیگری نمی تواند دخالت داشته باشد این نظر دکتر شهیدی است. البته اشکالات وارد بر نظر اول که مفصل بیان کردیم بر این نظر نیز وارد است. 
     بنابراین وفای به عهد ماهیت قراردادی ندارد و یک واقعه حقوقی است لزوم اهلیت در پرداخت کننده و دریافت کننده در مواد ۲۶۹ و ۲۷۱ قانون مدنی منافاتی با این نظر ندارد شرط اهلیت نه برای آن است که وفای به عهد یک عمل حقوقی است که برای حمایت از اشخاصی است که فاقد اهلیت هستند و نمی‌توانند در اموال خود تصرف کنند. 
    سلام اقای دکتر. ماده ۲۹۹ قانون مدنی در کتاب دکتر کاتوزیان توضیح داده شده؟ تو کتاب نظم و قواعد عمومی چیزی نیست. منظور این ماده چی هست.
    پاسخ:
    سلام علیکم. سابقاً در این لینک توضیح دادم در صورت تمایل مراجعه بفرمایید. با توجه به تعدد نظرات صبر کنید تا صفحه به طور کامل بارگذاری شود و به کامنت مربوطه منتقل شود ممکن است این روند بسته به سرعت اینترنت شما تا چند دقیقه طول بکشد اما به هر حال صبر کنید تا صفحه به طور کامل بارگذاری شود. 
    سلام استاد گرامی
    صبحتون به خیر

    ممنون میشم پاسخ این تست رو برای بنده توضیح دهید

    در مورد حقیقت شرعیه کدام گزینه درست است
    منشا ان تنها می تواند وضع تعیینی الفاظ توسط شارع باشد
    منشا ان استعمالات مجازی بوده است
    معنای شرعی مناسبتی با معنای موضوع له ندارد


     و اینکه به طور کل این وضع تعیینی هست یا تعیّنی؟
     در یکی از تست ها زده تعیّنی با این توضیح 
    بعد از کدنی کوتاه مسلمانان اصطلاحات شرعی را بر اثر این تکرارها شناخته اند و معنای جدسد به ذهنشام متبادر شده است.

    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    اگر شارع مقدس لفظی را برای معنای خاصی قرار داده باشد به چنین لفظی حقیقت شرعی می‌گویند برای مثال شارع مقدس برای بیان مفهوم نماز از لفظ صلاة استفاده کرده است صلاة در لغت به معنای دعا است اما در اصطلاح شارع در معنای جدید یعنی عبادت خاص استعمال شده است بر این اساس اگر بگوییم که شارع،  صلاة را برای معنای جدید وضع کرده در این صورت به این لفظ، حقیقت شرعی می‌گویند. 
    تردیدی نیست که چنین الفاظی از معانی لغوی خود به معانی جدید شرعی نقل داده شده اند اما سوال مهمی که مطرح شده است این است که این الفاظ را چه کسی و در چه زمانی از معنای لغوی به معنای جدید انتقال داده است به بیان دیگر قرار دهنده‌ی این الفاظ در معانی جدید کیست؟ 
    در پاسخ به این سوال دو نظر کلی مطرح شده است
    نظر اول این است که این الفاظ در زمان پیامبر به معانی جدید منتقل شده است از این رو این الفاظ دارای حقیقت شرعی هستند بر اساس این نظر قرار دادن الفاظ برای معانی شرعی به یکی از دو صورت زیر محقق شده است و به صورت وضعیت تعیین ای از سوی شارع یعنی شارع مقدس این الفاظ را مستقیما برای معانی جدید شرعی و کرده است نخست به صورت وضع تعیینی از سوی شارع یعنی شارع مقدس این الفاظ را مستقیماً برای معانی جدید شرعی قرار داده است و دوم به صورت وضعیت تعینی یعنی این الفاظ در زمان پیامبر به اندازه‌ای در معانی جدید استعمال شده که خود به خود به این معانی نقل داده شده است. 
     نظر دوم این است که وضع جدیدی از طرف شارع در زمان وی صورت نگرفته است تا حقیقت شرعی تحقق یابد بلکه شارع این الفاظ را در معانی متناسب و مشابه معنای آنها به کار برده است به دیگر سخن استعمال این الفاظ در معانی جدید استعمال مَجازی بوده و نه حقیقی و حقیقت شرعی در مورد این محقق نشده است. 
    بنابراین برای ایجاد حقیقت شرعی باید وضع جدیدی از طرف شارع صورت گیرد از سوی دیگر می دانیم که وضع دارای چند قسم است وضعیت تعینی، وضع تعیینی صریح و وضع تعیینی ضمنی. حال با توجه به این دو نکته باید بررسی کرد که آیا وضع جدیدی از سوی شارع صورت گرفته است یا نه و در صورت وقوع کدام یک از اقسام آن محقق شده است
    در پاسخ به این سوال می توان گفت قطعاً وضع تعیین صریح از طرف شارع صورت نگرفته است زیرا اگر شارع مقدس به وضع الفاظ برای معانی شرعی تصریح میکرد بدون تردید در روایات و متون تاریخی ثبت و برای ما نقل میشد زیرا انگیزه‌ای برای مخفی نگه داشتن این مطالب وجود نداشت و چون این مسئله مورد نیاز همه بود اگر بیانی از طرف شارع در این باره وجود داشت به ما نیز منتقل می‌شد. 
    درباره وضع تعیینی ضمنی شاید بتوان گفت که شارع با به کار بردن الفاظ خاص در مورد معانی جدید شرعی در حقیقت و تعیینی ضمنی انجام داده است پیامبر فرمود نماز بخوانید آنگونه که من نماز می‌گزارم که در واقع با استعمال لفظ نماز و بیان معنای شرعی آن به وسیله نشان دادن خارجی نماز وضع ضمنی نیز صورت گرفته است. بدین ترتیب وجود حقیقت شرعیه را در مواردی می توان اثبات کرد. 
    اما وضع تعینی را در مورد الفاظی که در زمان شارع بسیار متداول بوده و در بیانات شرعی به کار می رفته است مانند صلاة و زکات و غیره میتوان پذیرفت ولی در مورد الفاظی که در زمان پیامبر کمتر استعمال می شده مثل شفعه و از این قبیل، وضع تعیینی نیز محقق نمی‌شود زیرا ملاک وضع تعیینی کثرت استعمال است.

    بنابراین بحث در حقیقت شرعیه این است که الفاظی مانند حج، زکات و غیره قبل از اسلام دارای معنایی بودند که با آمدن دین اسلام معنای این الفاظ تغییر کرده و این الفاظ در معنای دیگری به کار برده شدند. به عنوان مثال لفظ حج قبل از اسلام به معنای قصد کردن بود که با آمدن دین اسلام به معنای عبادتی خاص یا رفتن به مکه درآمد همچنین لفظ زکات قبل از اسلام به معنای رشد کردن بود که با آمدن دین اسلام به معنای اخراج بخشی از مال با شرایط مقرره درآمد و لفظ صوم قبل از اسلام به معنای خودداری بود که با آمدن دین اسلام به معنای روزه درآمد در مبحث حقیقت شرعی بحث در این است که ما یقین داریم این گونه الفاظ از قبل از دین اسلام دارای معنای بودند و با آمدن دین اسلام معنای این الفاظ تغییر کرده و در معانی جدید به کار رفته اند لکن میخواهیم بدانیم که این الفاظ در دین اسلام توسط چه کسی معنایشان تغییر کرده و این معنای جدیدشان را گرفته‌اند یعنی می خواهیم بدانیم که آیا توسط پیامبر معنای این الفاظ تغییر کرده و یا توسط افرادی که پس از رحلت پیامبر می‌زیستند معنایشان تغییر کرده و این معنای جدیدشان را گرفته‌اند. 
    در اینجا دو حالت پیش می آید حالت اول این است که بگوییم این الفاظ توسط پیامبر معنایشان تغییر کرده و این معنای جدیدشان را گرفته اند این الفاظ حقیقت شرعی نام دارند حالت دوم اگر بگویم که این الفاظ توسط متشرعین یعنی افرادی که بعد از رحلت پیامبر می زیستند معنایشان تغییر کرده و این معنای جدیدشان را گرفته‌اند این الفاظ حقیقت متشرعه نام دارند. 
    اگر بدانیم که این الفاظ توسط پیامبر معنایشان تغییر کرده و این معنای جدیدشان را گرفته اند و یا توسط متشرعین این معنای جدیدشان را گرفته اند چه فایده ای دارد. ثمره‌ی بحث حقیقت شرعیه این است که اگر در آیات قرآن و احادیث پیامبر با الفاظی مانند حج و زکات برخورد کنیم در صورتی که در قرینه و نشانه‌ای باشد و آن قرینه نشان دهد که منظور از این الفاظ معنای قدیم آنهاست یا معنای جدید آنها باید بر اساس همان قرینه عمل کنیم در صورتی که قرینه و نشانه نباشد تا نشان دهد که منظور از این الفاظ معنای قدیم آنهاست یا معنای جدید آنها اگر بگوییم که این الفاظ توسط پیامبر این معنای دومشان یعنی معنای جدید را گرفتند باید بگوییم که منظور از این الفاظ در قرآن و احادیث پیامبر معنای جدید آنهاست نه معنای قدیمی آنها و اگر بگوییم که این الفاظ توسط متشرعین این معنای دومشان را گرفتند باید بگوییم که منظور از این الفاظ در قرآن و احادیث پیامبر معنای قدیم آنهاست نه معنای جدید آنها مثلاً حضرت محمد فرمود حُجوا تستغنوا، قبل از اسلام حج به معنای قصد کردن بود و در زمان اسلام به معنای عبادتی خاص درآمد. حال در صورتی که قرینه و نشانه‌ای باشد و آن قرینه نشان دهد که منظور از لفظ حج در این حدیث معنای قدیم آن است یا معنای جدید آن باید بر اساس آن قرینه عمل کنیم در صورتی که قرینه و نشانه‌ای نباشد تا نشان دهد که منظور از لفظ حج در این حدیث معنای قدیم آن است یا معنای جدید آن اگر معتقد باشیم لفظ حج توسط پیامبر این معنای جدیدش یعنی عبادت خاص را گرفته باید بگوییم که منظور از از این لفظ در این حدیث معنای جدید آن است در نتیجه معنای این حدیث این است به حج بروید تا بی‌نیاز شوید و اگر معتقد باشیم که حج توسط متشرعین این معنای جدید یعنی عبادت خاص را گرفته باید بگوییم که منظور از این در این حدیث معنای قدیمی آن است در نتیجه معنای این حدیث این است که قصد کنید تا بی نیاز شوید. 

    باز اگر سؤال یا ابهام خاصی هست بفرمایید در خدمت جنابعالی هستم. 

    سلام استاد گرامی
    با توجه به اینکه در دادخواست باید جهت استحقاق نوشته شود
    اکر جهات موضوعی را نوشت و ان را توصیف هم کرد در صورتی کعه این توصیفات اشتباه باشند چه ضمانت اجرایی به ذنبال دارد؟ قرار عدم استماع یا قرار رد؟

    مثلا بنویسد بیع است در حالی که بر فرض قرض است...
    پاسخ:
    سلام علیکم.  
    در ارتباط با تصریح جهات یا تعهدات دیگری که به موجب آن مدعی خود را مستحق مطالبه می داند و باید در دادخواست تصریح شود این پرسش مطرح می شود که آیا مدعی مکلف است رابطه حقوقی مورد ادعا را با توجه به عنوان قانونی آن در دادخواست توصیف کند بدین معنی که رابطه حقوقی را برای مثال عقد اجاره و یا بیع و غیره اعلام نماید؟ در حقوق ایران با توجه به رویه قضایی پاسخ منفی است در حقیقت کافی است مدعی، امور موضوعی را ادعا و آنها را اثبات نماید و دادگاه با توجه به مقررات قانونی، امور موضوعی اثبات شده را توصیف و آثار قانونی لازم را بر آن مترتب خواهد نمود. چنانچه مدعی رابطه حقوقی ادعا شده را توصیف کند آیا دادگاه می تواند در رابطه مزبور توصیف دیگری شناسایی نماید برای مثال چنانچه مدعی رابطه حقوقی را رهن توصیف و دعوای تخلیه عین مرهونه اقامه نموده آیا دادگاه می تواند رابطه مذکور را اجاره توصیف و حکم تخلیه ملک را به عنوان عین مستاجره صادر کند؟ آقای دکتر شمس در کتاب آیین دادرسی مدنی جلد دوم پیشرفته بیان داشته است که در حقوق ایران با توجه به ماده ۹۸ قانون جدید که تغییر نحوه دعوا را تا پایان اولین جلسه دادرسی مجاز دانسته است باید بر این نظر بود که چنانچه رابطه حقوقی در دادخواست توصیف شده باشد منحصر خواهان و تا پایان اولین جلسه دادرسی می تواند آن را تغییر دهد. بنابراین نتیجه‌ی این سخن دکتر شمس این می‌شود که اگر خواهان، سبب دعوا را تغییر ندهد و دادگاه آن را اشتباه تشخیص دهد، در خصوص این موضوع با این سبب، حکم بر بیحقی خواهان صادر خواهد کرد و خواهان می تواند دعوای جدید و با سبب جدید مطرح نماید مثلا اگر در دعوای قبلی سبب را بیع، معین کرده بود در دعوای جدید می‌تواند سبب را اجاره معین نماید. 
    باعرض سلام خسته نباشید خدمت شما استاد گرانقدر
    استاد عزیز بنده قصد دارم در آزمون ارشد امسال شرکت کنم 
    یک سری کتاب دارم مربوط به دوره لیسانس پدرم هست که دانشجوی دانشگاه علامه بودن 
    آیا نیاز هست این کتب تعویض شوند و نسخه جدید گرفته شود؟
    لیست کتب به شرح زیر است:
    1-لمعه دمشقیه جلد اول  شهید اول محسن غرویان و علی شیروانی انتشارات دارالفکر چاپ دوازدهم 1378
    2-لمعه دمشقیه جلد دوم  شهید اول محسن غرویان و علی شیروانی انتشارات دارالفکر چاپ یازدهم 1378
    3-آیین دادرسی مدنی جلد اول تالیف دکتر عبدالله شمس چاپ چهارم پاییز 1382
    4-آیین دادرسی مدنی جلد دوم تالیف دکتر عبدالله شمس چاپ سوم پاییز 1382
    5-دوره مقدماتی حقوق مدنی (وقایع حقوقی) تالیف دکتر ناصر کاتوزیان چاپ چهارم 1379
    6-دوره مقدماتی حقوق مدنی (اعمال حقوقی -قرارداد-ایقاع) تالیف دکتر ناصر کاتوزیان چاپ ششم 1378
    7-حقوق تجارت ورشکستگی و تصفیه امور ورشکسته تالیف دکتر ربیعا اسکینی چاپ چهارم 1380
    8-حقوق تجارت شرکت های تجاری (جلد اول) تالیف دکتر ربیعا اسکینی چاپ چهارم بهار 1379
    9-حقوق تجارت (برات،سفته،قبض انبار،اسناد دروجه حامل و چک) تالیف دکتر ربیعا اسکینی چاپ پنجم تابستان 1379
    10-حقوق تجارت(کلیات،معاملا تجاری،تجار و سازماندهی فعالیت های تجاری) تالیف دکتر ربیعا اسکینی چاپ اول زمستان 1378

    لازم به ذکر است کلیه کتب حقوق تجارت از انتشارات سمت میباشد
    همچنین کتب آیین دادرسی مدنی از انتشارات میزان  و نیز کتب مدنی دکتر کاتوزیان نیز از شرکت سهامی انتشار میباشد

    باتشکر .
    پاسخ:
    سلام علیکم، مونده نباشید. برای جنابعالی در آزمون کارشناسی ارشد، آرزوی موفقیت دارم.
    مورد سوم و نهم تغییر فاحش کردن و بهتره تعویض بشن. 
    سلام وقت به خیر استاد گرامی
    اگر تجار در دفاتر عادی بنویسند وضعیت استناد به این دفاتر چطوری هست؟

     برخی کتابا نوشتن علیه ش قابل استناد هست برخی نوشتن هیچ سندیتی ندارد..
    پاسخ:
    سلام علیکم. منظور جنابعالی از دفاتر عادی چیست؟ قاعدتاً همهٔ دفاتر تجار، عادی هستن. متوجه منظور جنابعالی در این سؤال نشدم متأسفانه. 
    1. سلام استادشاهرخی.
    2. دربحث ایرادات غیرقابل استناددربرابردارنده باحسن نیت ایااین ایرادات دربرابر دارنده بلافصل سندتجاری قابل استناده؟
    3. میشه بامثال ی توضیح از ایرادات قابل استنادوغیر قابل استنادبدیدکه دربرابر چه اشخاصی قابل استناد ودربرابرچه اشخاصی غیرقابل استنادند؟
    4. خیلی ممنونم
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. بله. قابل استناد هستند. 
    3. مثلاً شخص الف سفته‌ای را در وجه ب بابت اجرای تعهد ناشی از معامله ای صادر می نماید که بعدا بطلان آن معلوم می گردد در این مثال شخص الف به این حقیقت توجه دارد که به دلیل بطلان معامله منشأ صدور سفته در برابر شخص ب، دینی نداشته و به علاوه شخص ب، ثالث ناآگاه از روابط میان الف و ب نیست تا در چهارچوب اصل عدم قابلیت استناد به ایرادات و ادعاها شایسته حمایت قرار گیرد بنابراین ایرادات و ادعاهای مربوط به روابط شخصی مسئول سند با دارنده سند قابل استناد است.
    4. خواهش میکنم، اگر باز مطلب مبهم است، بفرمایید تا توضیح بدهم. 
    سلام استاد شاهرخی
    مواد ۲۸۴ و ۲۸۵ ق.ت ایا هنوز معتبر هستند؟ چون استادمون گفته بود به موجب رای وحدت رویه نسخ شده اند
    و همچنین با توجه به ماده ۲۹۳ و این دو ماده

    در نهایت اعتراض ها باید به چه کسانی ابلاغ بشه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم در خصوص ماده ۲۸۴ و ۲۸۵ قانون تجارت باید عرض کنم با توجه به رای لازم الاتباع شماره ۲۳۳۱ هیئت عمومی دیوان عالی کشور و مواد ۲۴۹ ۲۸۶ ۲۸۷ و ۲۹۴ و به خصوص ماده ۲۹۳ قانون تجارت برای مطالبه وجه از ظهرنویس ابلاغ واخواست نامه به متعهد کافی است و به هیچ وجه لازم نیست این واخواست نامه به ظهرنویس نیز ابلاغ شود تا دعوا علیه و قابل پذیرش باشد در رای وحدت رویه که اشاره کردم آمده است که عدم ارسال اظهارنامه رسمی یا مراسله سفارشی دو قبضه به واگذارنده برات یا اطلاع نامه از طرف هر ظهرنویس به ظهرنویس سابق خود نمی تواند موجب اسقاط حق اقامه دعوای دارنده برات بر واگذارنده و قبول کننده و ظهرنویس ها و همچنین هر ظهرنویس و ظهرنویس سابقه خود گردد. بنابراین عملاً عدم رعایت تکالیف مقرر در مواد ۲۸۴ و ۲۸۵ قانون تجارت از بین برنده حق اقامه دعوای دارنده برات نخواهد بود.
    در خصوص رابطه ماده ۲۹۳ با مواد ۲۸۴ و ۲۸۵ قانون تجارت باید عرض کنم ماده ۲۹۳ در خصوص نحوه انجام اعتراض یا واخواست است در حالی که مواد ۲۸۴ و ۲۸۵ قانون تجارت مقرر داشته‌اند براتی که اعتراض شده است باید ظرف ده روز از تاریخ اعتراض به اشخاص خاصی ارسال شود یعنی ما اعتراضی را که قبلا انجام داده ایم به اشخاص خاصی نیز اعلام کنیم بنابراین قلمرو به دو ماده با هم متفاوت است و همپوشانی بین مواد ۲۸۴ و ۲۸۵ با ماده ۲۹۳ وجود ندارد البته همانطور که عرض کردم بر اساس رای وحدت رویه به نظر می رسد عدم رعایت مواد ۲۸۴ و ۲۸۵ از بین برنده حق اقامه دعوای دارنده برات نخواهد بود. 
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    ببخشید نمیدونم امروز سوالی پرسیدم یا نه
    امیدوارم که نپرسیده باشم و نقض مقررات نشه
    در ماده ۴۳۵ ق.ا.د.م در صدر ماده نوشته شده دادخواست و در ذیل ماده نوشته شده درخواست این دو تا با هم فرقی دارند؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. خواهش می کنم. 
    توی ماده‌ی 435 قانون آیین دادرسی مدنی، این دو مفهوم، تفاوتی با هم ندارن، اما در کل با هم متفاوت هستن به این شرح که :

    زمانی که شمابه هر دلیل دادخواستی را به دادگاه تقدیم می کنید باید در نظر داشته باشیدکه در مقابل دادخواست مفهومی به نام درخواست وجود دارد. دادخواست برای دعاوی ترافعی است(برای حل و رفع یک مرافعه) ولی درخواست معمولاً برای دعاوی غیر ترافعی است. دادخواست الزاماً باید در فرم مخصوص چاپی که در دادگاههای سراسر کشور به فروش می‌رسد تنظیم شود ولی در درخواست چنین نیست در درخواست خیلی از تشریفاتی را که در دادخواست وجود دارد لازم نداردودر درخواست دیگر نیازبه نوشتن آن درفرم چاپی نیست.نکته بسیار مهم این است که هردادخواستی نوعی درخواست است. به طورکلی درخواست هایی که به مراجع قضایی تقدیم می شود،برخی بایدحتما دربرگ چایی مخصوص باشدوبعضی دیگر لازم نیست در فرم مخصوص چاپی تنظیم شود دسته دوم را به اصطلاح درخواست می گویند.

    درخواست هایی که به تنظیم دادخواست نیاز ندارند:

    - درخواست تامین دلیل

    - درخواست صدور گواهی انحصار وراثت

    - درخواست مهروموم ترکه

    - درخواست تحریر ترکه

    - درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش

    -  درخواست تاخیر اجرای حکم

    - درخواست تعیین قیم

    -  درخوا ست تقسیم ترکه یا ارث

    سلام استاد وقت بخیر.استاد چندسوال دیگه هم خیلی وقته فرستادمه .براتون ارسال نشده؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. والا با توجه به اینکه من به ترتیب وصول، به کامنتا جواب میدم هر چی سؤال تا تاریخ ارسال همین کامنت، رسیده من جواب دادم، اگر توی سؤالات قبلی، نیست، ینی نرسیده. 
    سلام استاد وقتتون به خیر
    ببخشید من انقدر سوال میپرسم
    در رابطه با ضمانت از اسناد تجاری زمانی که سند مفقود شده مدت این ضمانت در قانون گفته سه سال
    ایا این به معنی حداقل مدت هست یا میشه مدت زمانی کمتر رو مشخص کرد... تو یکی از تست ها نوشته در هر حال حداقل مدت ۳ سال هست...
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر ، خواهش میکنم، انجام وظیفه است.
    ماده‌ی 267 قانون تجارت صراحت داره که مدت سه سال، برای وختی هست که از سوی طرفین، مدتی معین نشده باشه، بنابراین اگر خود طرفین، مدتی کمتر یا بیشتر معین کنن، همون مدت، ملاک عمل خواهد بود. اگر کسی مدعی است که مدت کمتر، نمیتونن معین کنن داره بر خلاف اطلاق ماده حرف میزنه و قاعدتاً بار اثبات به دوش او هست، قائل این قول، دلیل و مستندی برای سخن خودشون نیاوردن؟ 
    سلام استاد وقتتون به خیر
    بابت پاسخگوییتون بسیار سپاسگزارم
    اگر حالت رخ داده در ماده ۳۵۵ قانون ایین دادرسی مدنی در مرحله فرجام رخ دهد تکلیف چی هست؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی بخیر خواهش می کنم انجام وظیفه کردم.
    آقای دکتر شمس در کتاب آیین دادرسی مدنی دوره پیشرفته جلد دوم شماره ۹۲۲ بیان داشته است که 

    با توجه به ملاک ماده ۳۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی باید پذیرفت که دیوان عالی کشور در صورتی قرار فرجام خواسته را نقض می نماید که نه تنها به جهت مندرج در قرار بلکه به جهات قانونی دیگر نیز دادخواست مردود، باطل و یا دعوا مردود و باطل نباشد. 

     از این گفته آقای شمس چنین بر می‌آید که می‌توان از ملاک ماده ۳۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی در مرحله فرجام خواهی در دیوان عالی کشور نیز استفاده نمود. 
    سلام استاد.وقتتون بخیر.درموردماده ۳۸۸ق.م به استناد چه خیاری حق فسخ وجود داره؟ وایاعلاوه برحق فسخ حق مطالبه ارش هم وجودداره؟درموردمبیع تجزیه ناپذیرتوضیح میدین دراین مورد؟میشه دراین موردتوضیح زیادبفرمایید.مشکل دارم تواین مبحث
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی بخیر. 
    مبیع، ممکن است تجزیه ناپذیر و دارای اشکال و ایرادی باشد که قابل قیمت گذاری به پول باشد یا برعکس قابل قیمت گذاری نباشد در بررسی این موارد لازم به ذکر است که در قانون مدنی اصطلاح نقص و عیب در مواد ۳۸۸ و ۴۲۲ به کار رفته است. مواد ۳۸۸ و ۴۲۲ قانون مدنی دو حکم متفاوت دارد. در اولی فقط حق فسخ و در دومی دو حق یعنی فسخ و ارش پیش بینی شده است. سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا بین عیب و نقص تفاوت وجود دارد یا خیر. 
     در پاسخ به این سوال بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد بر اساس نظر قوی‌تر در ساخته های دست بشر، اگر هر شیئی کمال عرفی و کیفیت خاص و در برخی موارد استاندارد آن سیستم خاص را نداشته باشد ناقص است مثلاً اتومبیلی که بنا به استاندارد و سیستم آن ۱۸۰ کیلومتر سرعت می رود اگر فقط به ۱۴۰ کیلومتر سرعت می‌رسد و با مراجعه به تعمیرکاران نیز نتیجه ای به دست نمی آید در این صورت اتومبیل اشکال دارد و نقص در آن وجود دارد اما هیچ کارشناسی نمی‌تواند مبلغی را به عنوان ارزش برای این نقص تعیین کنند از این رو نقص مربوط به حالتی است که امکان محاسبه ارش عرفاً از سوی کارشناس و خبره وجود ندارد در نتیجه فقط حق فسخ ایجاد می‌شود و این حالت مشمول ماده ۳۸٨ قانون مدنی است. اما عیب در مقابل سلامت است و عرفاً کارشناس می‌تواند مبلغی از بهای کالا را به عنوان عیب مبیع تعیین نماید به عبارت دیگر معیار تشخیص نقص و عیب قابلیت تعیین ارزش آن از سوی اهل خبره است از این در مورد عیب می توان گفت در ساخته‌های طبیعت و انسان نیز هر شیئی یک وضعیت عرفی دارد و فقدان سلامت به گونه ای است که عرفاً امکان محاسبه ارزش آن و کاستن از بهای کالا از سوی اهل خبره وجود دارد مثلاً اتومبیل آینه بغل ندارد یا شیشه آن شکسته است یا مواد خوراکی درجه یک مرغوبیت خود را از دست داده است و به کالای درجه دو با قیمت نازلتری تبدیل شده است در این حالات، عرفاً کالا معیوب است و وصف سلامت مطابق قرارداد را ندارد ولی امکان محاسبه ارش از سوی کارشناس وجود دارد لذا دو حق فسخ و مطالبه ارش برابر ماده ۴۲۲ قانون مدنی ایجاد می‌گردد به سخن دیگر می‌توان گفت گاه عرفاً بهای اشکال یا خرابی موجود در مبیع، قابل تعیین از سوی کارشناس است و گاه نیست در حالت اول، عیب وجود دارد و دو حق، یعنی فسخ و یا بقای عقد و حق اخذ ارش، حسب نظر کارشناسان ایجاد می‌شود و در حالت دوم نقص وجود دارد و فقط حق فسخ ایجاد می شود.
    اگر باز سوالی هست بفرمایید تا توضیحات بیشتری خدمت جنابعالی ارائه کنم. 
    متوجه شدم استاد... کتاب نا مفهوم نوشته بود... ممنون...
    پاسخ:
    من این همه پاسخ دادم تازه این کامنت بالایی را دیدم به هر حال خودم هم مطلبی یاد گرفتم از جنابعالی ممنونم. 
    سلام استاد وقتتون به خیر

    اگر دارنده چک در صورت مواجه شدن با کسری موجودی قسمتی از پول رو بگیره و نسبت به بقیه گواهی عدم پرداخت بگیره دیگه نمیتونه به ظهرنویسا مراجعه کنه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی بخیر. 
    در خصوص سوالی که مطرح فرمودید به موجب ماده ۵ قانون صدور چک در صورتی که موجودی حساب صادرکننده چک نزد بانک کمتر از مبلغ چک باشد به تقاضای دارنده چک بانک مکلف است مبلغ موجود در حساب را به دارنده بپردازد و دارنده چک با قید مبلغ دریافت شده در پشت چک و تسلیم آن به بانک گواهینامه مشتمل بر مشخصات چک و مبلغی که پرداخت شده از بانک دریافت می‌نماید چک مزبور نسبت به مبلغی که پرداخت نگردیده بی‌محلی محسوب و گواهینامه بانک در این مورد برای دارنده چک جانشین اصل چک خواهد بود.  بنابراین به موجب قسمت اخیر ماده ۵ قانون صدور چک در این صورت گواهینامه عدم پرداختی که بانک صادر میکنند جانشین اصل چک خواهد بود و دارنده از تمام امتیازاتی که در صورت عدم پرداخت وجه چک برای او حاصل می‌شود استفاده خواهد کرد.
    مطلبی که جنابعالی بیان فرمودید مبنی بر محرومیت دارنده از استفاده از برخی از امتیازات مستند به چیست؟  یا در کدام کتاب چنین مطلبی قید شده است بفرمایید تا بررسی کنم. 
    سلام استادشاهرخی.وقتتون بخیر.استادخیلی دیرب سوالات پاسخ میدین اگه ممکنه براتون ی کم زودتر جواب بدین البته باعرض معذرت وتشکربه پاسخگوییتون به سوالاتم.ی سوال داشتم درفرض تعددضامنین برای مضمون عنه واحدمسئولیت ضامنین تضامنی است یامشترک؟ضامنین دربرابر هم چ مسئولیتی دارن؟درتست دکترقربانی ی چیزی گفته وفرحناکیان و چتردانش ی چیز دیگه ملاک من چی باشه درکنکوروکالت وقضاوت؟سوالم درموردتجارت بحث برات وسفته وچک هست.
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر. 

    در خصوص تاخیر در پاسخگویی به سوالات از جنابعالی عذرخواهی می‌کنم به دلیل اشتغالات متعددی است که وجود دارد اما سعی من بر این است که به صورت روزانه یا لااقل هر دو روز یا هر سه روز یکبار به سوالات پاسخگو باشم.

     در خصوص سوالی که مطرح فرمودید اصولاً توصیه من این است که سوالات مبتنی بر نظریات مختلف حقوقدانان را در آزمون ها نزنید چون ممکن است برای جنابعالی امتیاز منفی به بار بیاورد و پاسخ‌های مثبت شما را نیز از تأثیر بیاندازد اما در خصوص مسئله ضمانت متعدد همچنان که فرمودید نظریات مختلفی وجود دارد و این هم از همان سوالات اختلافی است که توصیه می کنم آن را در آزمون ها اگر مواجه شدید نزنید، ولی اگر اصرار بر پاسخگویی به این سوالات داشته باشید در مورد این سوال خاص باید عرض کنم که چون نظر آقای دکتر اسکینی این است که «اگر ضامن ها متعدد باشند مثل اینکه ظهرنویس یا براتگیر را چند نفر ضمانت کرده باشند هر یک از آنها برای تمام مبلغ ضمانت شده مسئول شناخته می‌شود نه فقط نسبت به سهم خود» بنابراین توصیه من این است که این نظر آقای دکتر اسکینی را بزنید و ضمانت را نسبت به هر کدام از ضامنین، به اندازه کل مبلغ و به صورت تضامنی در نظر بگیرید. 
    سلام.خسته نباشید.پاسخ کدام است؟
    درصورتیکه خواهان دعوای الزام به انجام تعهدات قراردادی اقامه نمایدوخوانده در جلسه حاضرواثبات نمایدکه قراردادفسخ شده دادشده دادگاه....واگرخوانده مدعی شود که قراردادمذکور اجرا شده است دادگاه.....
    1.قرار رد دعوا_قرار رد دعوا
    2.قراررددعوا_بدون توجه به اظهارات رسیدگی میکند
    3.قرارعدم استماع_قرار عدم استماع
    4.بدون توجه به اظهارات رسیدگی میکند_قراررددعوا
    پاسخ:
    سلام علیکم مونده نباشید به نظر میرسه که پاسخ این سوال در هر دو مورد قرار عدم استماع دعوا باشد  در کتاب آیین دادرسی مدنی جلد دوم دوره پیشرفته شماره ۵۰۵ آقای شمس چنین بیان داشته است که 

    می‌توان گفت قرار عدم استماع دعوا منحصراً در صورتی صادر می شود که رسیدگی به ماهیت دعوا به علت موانعی که وجود دارد قانوناً مجاز نبوده و یا لغو محسوب می‌شود به نحوی که حتی در صورت احراز موضوع مورد ادعای خواهان ترتب آثار قانونی بر آن ممتنع است. 

      با توجه به مطلبی که از کتاب آقای شمس نقل‌قول شد چنین به نظر می رسد که  در هر دو مورد باید قرار عدم استماع دعوا صادر شود، زیرا اگر دادگاه پس از رسیدگی به ادعای خوانده مبنی بر  فسخ قراردادهای یا ایفای تعهدات قراردادی به این نتیجه برسد که ادعای خوانده صحیح است رسیدگی به دعوای خوانده لغو و بلاموضوع خواهد بود  بنابراین دادگاه در این فرد باید قرار عدم استماع دعوا را صادر کند. همچنین آقای شمس بیان داشته است که صدور قرار عدم استماع دعوا در جایی ممکن است که به موجب قانون صدور قرار رد دعوا امکان پذیر نباشد و این مواردی که جنابعالی بیان فرمودید از مواردی نبود که در قانون صراحتاً صدور قرار رد دعوا در مورد آن امکان پذیر شناخته شده باشد. 
    استاد پاسخ کدام گزینه میشه ؟اگر شورای حل اختلاف البرز قایل به صلاحیت شورای حل اختلاف یزد بوده و شورای حل اختلاف یزد نیز معتقدباشد شورای حل اختلاف البرز صالح است حل اختلاف با...است؟
    الف_شعبه اول دادگاه عمومی یزد
    ب_شعبه اول دادگاه عمومی البرز
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    ماده‌ی 13 قانون شورای حل اختلاف بیان می‌دارد که :

    پ - در مورد شوراهای واقع در دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مرکز استانی است که ابتدائاً به صلاحیت شورای واقع در آن استان اظهارنظر شده است.

    بنابراین پاسخ صحیح، شعبهٔ اول دادگاه عمومی یزد است. چون اول البرز اظهار نظر کرده که شورای حل اختلاف یزد، صالح است. 
    سلام استاد.روزتون بخیر.جسارتاچرامثل سابق دیگه جواب سوالات درسی رو نمیدید؟باتوجه به نزدیک شدن به ازمون وکالت تقاضا دارم اگر امکانش بود سوالات درسی به روال سابق (که هر روزاجازه داشتیم یک سوال بپرسیم) برگرده.سپاس ازشما.
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر. 
    به طور روزانه مدتی است پاسخگوی سؤالات هستم. 
    سلام استاد خسته نباشید
    من میخوام خونه ارثی پدربزرگ مرحومم رو برای فروش بزارم. خونه در تهرانه ولی ما ساکن اصفهانیم
    پدرم فوت شده والان سهم ارثش به من وخانوادم رسیده اما عموم ملک رو غصب کرده وحتی اجاره داد درحدود سی سال وریالی هم به وراث پولی از این بابت نداده،یکی از وراث هم نیست وما خبری ازش نداریم که ایا ایرانه یا کشور دیگه درضمن برگه انحصار وراثت هم مال زمانیه که پدرم ومادربزرگم درقید حیات بودن
    الان من باید برای فروش چیکار کنم با این شرایط ؟
    باید از عموم شکایت کنم؟
    این برگه انحصار وراثت قابل استفادس الانم؟
    ممنون میشم راهنماییم کنید استاد
    پاسخ:
    سلام علیکم، مونده نباشید.
    باید به طرفیت عمو اقامه‌ی دعوا کنید و خواستار تقسیم ارث و از جمله انتقال سند به نام پدرتون و سپس خودتون بشید و نیز اجرت‌المثل سال‌هایی که مال به ناحق در تصرف ایشون بوده رو به انضمام خسارات دادرسی مطالبه بفرمایید و الان هم همون برگه‌ی انحصار وراثت قابل استفاده هست. 
    سلام وقتتون به خیر استاد گرامی

    درصورتی که رای فرجام خواهی به صورت حکم باشه و دیوان حکم را صحیح بداند اما استدلات را صحیح نداند راسا تصحیح میکند یا نقض میکند؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    قانون در این زمینه ساکت هست و در کتب آ قای شمس هم من مطلبی در این زمینه مشاهده نکردم. اما در آراء متعددی از شعب دیوان عالی کشور بیان شده که عدم صحت در استدلال، موجب نقض رأی است و صحبتی از اینکه خود دیوان رأی رو اصلاح بکنه نشده. مثلاً در رای شمارهٔ 50 مورخ یازده فروردین 1319 بیان شده( عدم تمامیت استدلال، موجب نقض حکم است) اگر این نظر رو قبول کنیم پس از نقض رأی به علت خدشه در استدلال، شعبه دیوان عالی کشور باید رأی منقوض رو به استناد بند ج ماده‌ی 401 قانون آیین دادرسی مدنی، به شعبهٔ دیگری از همون حوزه قضایی ارجاع بده. 
    سلام استاد.وقتتون بخیر.درمعامله ای مشتری مالی راجهت تضمین پرداخت ثمن دررهن فروشنده قرارمیده وبرای پرداخت ثمن اقدام به صدور برات می کنه برات فوق چندین مرتبه ظهرنویسی میشه. چنانچه برات گیر ازپرداخت مبلغ امتناع کنه الف(دارنده میتونه پس ازاقامه دعوا وصدورحکم محکومیت مسئولین برات وثیقه رابه فروش برساند )ب(دارنده نمیتواند نسبت به فروش وثیقه اقدام کنه امافروشنده حق داره)کدوم موردصحیحه وچراتوپاسخنامه گفته الف .من میگم چراب غلطه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    همون پاسخ ب صحیح هست. اون وثیقه‌ای که داده شده صرفاً یک تعهد مدنی ست و فقط برای کسی قابل استفاده است که با خریدار رابطه‌ی مدنی داره، ینی همون فروشنده‌ی بلاواسطه، در حالیکه برات، یک تعهد تجاری ست و در برابر دارنده هم ولو با مسؤولین برات، رابطه‌ی معاملاتی مستقیم نداشته باشه قابل استناد است، حاصل بحث اینکه دارنده فقط حق استفاده از برات رو داره و اون وثیقه فقط از سوی فروشنده قابل استفاده خواهد بود. 
    1. سلام استاد.وقت بخیر.
    2. چراهزینه واخواست برات وسفته ازظهرنویس قابل مطالبه هست؟
    3. میشه درهمین موردم.۲۵۰ ق. تجارت روتوضیح بدین؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. چون قاعده کلی اینه که اگر شخص، مجبور بشه بخاطر دسترسی به حقش هزینه‌هایی بکنه این هزینه‌ها در نهایت باید بر کسانی تحمیل بشه که حق او رو بهش ندادن، بنابراین چون به موجب ماده‌ی 249 قانون مدنی ظهرنویس‌ها مسؤولیت تضامنی دارن، دارنده‌ای که با عدم پرداخت متعهد اصلی مواجه شده در بدو امر میتونه این هزینه‌ها رو از ظهرنویس‌ها مطالبه کنه و ظهرنویس‌ها هم با داشتن مدارک پرداختی که به دارنده کردن میتونن به ایادی ماقبل مراجعه کنن و اونچه پرداختن رو از اونا باز پس بگیرن.
    3. این ماده هم همینو میگه که ظهرنویس‌ها باید پول دارنده رو بهش بدن و مدارک رو از او بگیرن تا بتونن با در دست داشتن اون مدارک علیه ایادی ماقبل خودشون اقامه‌ی دعوا بکنن. 
    4. اگر باز ابهامی بود بفرمایید در خدمت جنابعالی هستم. 
    سلام استاد.میشه بگین مسئولیت متلف نوعی هست یامحض؟وقوه قاهره چ تاثیری درمسئولیت متلف داره ایا باعث سلب مسئولیت از او میشه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم مسئولیت تلف کننده مال، نوعی مسئولیت محض یا مسئولیت نوعی یا نظریه خطر است این هرسه به یک معناست و در برابر نظریه مسئولیت مطلق قرار دارد که مخصوص به بحث غصب است بنابراین مسئولیت تلف کننده مال، همان مسؤولیت نوعی است؛ به این معنا که نیاز به اثبات رابطه سببیت دارد و چون نیاز به اثبات رابطه سببیت دارد در صورت وقوع حوادث ناگهانی یا به اصطلاح قوه قاهره این مسئولیت از بین می‌رود چون چنین حوادثی رابطه سببیت مورد نیاز برای اثبات مسئولیت تلف کننده را از بین می‌برد. 
    سلام استادشاهرخی.میشه قسمت اخرماده ۴۶ق.اجرای احکام مدنی روبامثال توضیح بدین متوجهش نمیشم
    پاسخ:
    سلام علیکم. یکی از ایراداتی که حقوقدانان بر ماده 46 قانون اجرای احکام مدنی وارد کرده اند همین است که اگر موضوع حکم قابل تقویم نیست پس چرا محکوم له میتواند دعوای خسارت اقامه کند؛ برای توجیه ماده می توان گفت منظور از این ماده این است که چنانچه ویژگی‌های خاص محکومٌ‌به یا عدم دسترسی به مال یا تلف شدن آن موجب شده است که نتوان قیمت آن را تعیین کرد در این صورت می توان مطالبه خسارت نمود به هر حال چه اینکه به دلیلی نتوان قیمت را تعیین کرد و چه اینکه مال مثلی بوده و مثل آن پیدا نشود به موجب این ماده محکومٌ‌له حق مطالبه خسارت خواهد داشت. اگر ایراد رفع نشد و نیاز به توضیح بیشتر دارد بفرمایید در خدمت جنابعالی هستم. 
    1. سلام استادشاهرخی.وقتتون بخیر.
    2. ایازوجه میتونه همسرخودراازنفقه گذشته ای که نپرداخته ابراء کنه؟
    3. استادسوالاتی قبلافرستاده بودم که جوابی دریافت نکردم اگه امکان داره جوابشون میدین؟ 
    4. واگه نیومده بم بگیدتابفرستم براتون.
    5. نمیشه زودترجواب بدین باعرض معذرت.
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر. 
    2. بله؛ مانعی به چشم نمیخوره. 
    3. جواب دادم سابقاً. 
    4. اومدن و جواب دادم. 
    5. به طور روزانه مشغول پاسخگویی هستم. با عرض پوزش از جنابعالی بابت تأخیر در پاسخگویی. 
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    در جایی که وکیل به عمد مصلحت و غبطه موکل را رعایت نکند و به سود خود اقدام نماید عمل او فضولی است. به ویژه اگر با طرف معامله تبانی کرده باشد.
    اگر مصلحت را رعایت نکند اما سوئ نیت و قصد خیانت نداشت یاشد اقدام وی نافذ خواهد بود.
    در موردی هم که به وکلیل اختیار داده شده که هر گونه صلاح و مقتضی میداند معامله کند رعایت مصلحت موکل ضروری است یه همین دلیل عدم رعایت مصلحت در این نوع وکالت همم ممکن است موجب عد نفوذ گردد. مگر از اوضاع و احواال استنباط گردد که وکالت در مقام بیع بوده.
    استاد فرق مورد دوم و سوم رو در صورتی که امکانش هست ممنون میشم برام توضیح بدید که چطوری دومی نفوذ و سومی عدم نفوذ شده...
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    اینجا ملاحظات لازم رو در طرح سؤال رعایت نفرمودید و بعد از اینهمه انتظار، این سؤال دوباره باید بره توی نوبت پاسخگویی. عرض کرده بودم وختی سؤالی مطرح میفرمائید و از جایی نقل قول میفرمائید حتماً منبع اون نقل قول رو ذکر بفرمایید که من بتونم پیگیری کنم. 
    باسلام و احترام
    جناب آقای دکتر سید نورالله شاهرخی حقوقدان محترم استاد ارجمند عزیز هستسد و بزرگوار
    بنده یک سوال دارم که حاصل آن غارت و تاراج مایملک پانزذه خانواده ( بیش از 70مالک ) بذست دولت و شبه دولتی ها ،الخصوص شهرداری و شرکت و سازمانهای وابسته اش میباشد
    1- ظلم را تعریف کنید ؟
    2- ظلم ریشه دارد یانه ؟
    3- ریشه ظلم تا کجاست ؟
    4- اعدالت و حق و حقوق و انصاف شکل و عکس و یا تصویر و یا بویی و یا رنگی دارد ؟ لمسی است ؟ دیدنی است ؟چگونه است ؟
    پرونده با یک برگ کاغذ تشکیل میشود وقتی به کارشناس زسمی بی مسئو لییت عدم اطلاع و آگاهی و عدم پاسخگویی به مرجعی رسید
    میشود مسنوی 70 من کاغذ و ده ها پرونده متعدد وبه جایی هم نمیرسد هرچه دلش خواست در گزارش کارشناسی اش انشاء میکند ، بعد هم میگوید نظرم چنین است خاطرش جمع و راحت است که به کسی پاسخگو نمیباشذ درست هم میگویذ چون به مرجعی پاسخگو نیست ، مختار است برای نوشتن منویات خود و همین سلیقه میشود مبنای رای دادگاه .
    آنوقت است که در یک چشم بهم زدن حق ناحق میشود خصوصا اگر طرفت شبه دولتی باشد
    بنام اینکه ما دولت هستیم ، طرح دولتی هم داریم ، ساکنین را از خانه شان بیرون میکنند ملک را تصرف و تخریب مینند ، پاساژ دو طبقه بنام دولت میسازند و متری سی میلیون تومان بنام دولت میفروشند ، البته شخصی خصوصی هستند
    مجبورت میکنند به دادگاه شکایت کنی ، این همان چیزی است که میخواهند ، به دادگاه که آمدند اینجا دولتی میشوند و از تمام قوانین دولتی که در این رابطه میباشد با خود به دادگاه میآورند ، مماشات و ملاحضاتی هم بنفع آنها صورت میگرد
    اما وکلای شجاع و آشنا به قوانی همچنین قاضی شجاع ، نترس ولی خداترس ، آگاه به قوانین مسلط و با استقلال هم کم و بیش پیدا میشود که اعدالت را مد نظر داشته باشد
    حال اگر غاصب ( همان شبه دولتی ) به خواست خدا و عدالت محکوم شد و نهایت حکم به اجرا رسید ، و قیمت کارشناس خودشان را هم قبول ندارد که یک ششم قیمت واقعی ضربا الجل خرید را هم قبول ندارد و تمکین از دستورات محکمه نمیکندغاصب صدها مانع و چاله میتراشد متاسفانه قاضی دیگری به آنها توجه میکند زیرا اطاله دارسی را فراهم میکنند تا بعد راهی دیگر پیدا وچاله دیگری بکنند
    اشاره به پرونده ایست که 15 سال است در محاکم متعدد دادگاه روی یک موضوع دور میزند ، چونکه غاصب شبه دولتی و وابسته به شهرداری محل میباشد
    سلامت و سر بلند باشید انشالله باتشکر




    پاسخ:
    سلام علیکم. ممنونم از جنابعالی که محرم دونستید و درد دل خودتون رو بیان فرمودید. إن شاء الله که هر چی ظالم و ظلمه ریشه‌ش کنده بشه و محو و نابود بشه. 
    1. سلام استاد گرامی وقت به خیر واقعا بعضی روزا دیگه خجالت میکشم سوال بپرسم...امیدوارم این مزاحمت های پی در پی رو ببخشید...
    2. در دادرسی مدنی در قسمت ایراد رد دادرس بند د ماده ۹۱ این اظهار نظر منظورش چی هست؟ 
    3. در قرارهای قاطع اعم از سقوط دعوا و رد دعوا چطوری میتونیم بفهمیم اظهار نظر ماهوی شده یا نه؟ ( منظورم توی تست ها هست) مثلا یک تست اومده که دادرس قبلا قرار رد دعوا صادر کرده و گزینه هاش هم قرار امتناع. رسیدگب به دعوا هست...به کتاب بنیادین دکتر شمس مراجعه کردم چیزی ننوشته بود کتابای دیگه هم که داشتم دو نظر متفاوت داشتن... تو قانون چیز خاصی هست؟ یا رویه قضایی و اینها...
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر. خواهش می کنم.انجام وظیفه میکنم من.
    2. منظور از اظهار نظر، اظهار نظر در ماهیت دعواست، ینی اینکه کدامیک از اصحاب دعوا محق هست و کدامیک بی حق است.
    3. به عنوان یک اصل کلی بدونید که قرار ینی اظهار نظر دادرس، بدون ورود در ماهیت دعوا و قاعده‌ش اینه که اظهار نظر بدون ورود در ماهیت دعوا، جهت رد دادرس، محسوب نمیشه. 
    سلام شرکای یک شرکت مدنی درشرکتنامه مقررمیکنند که کلیه سفته های صادره مشتمل برامضای دوشریک باشنداگرسفته ای فقط باامضا یک شریک صادرشود کدام گزینه درست است؟1)سفته ناقص است ودرصورت تکمیل امضا اعتبارسفته راداراست 2)سفته ناقص محسوب میشود3)سفته محسوب است وهردومسئول هستند4)سفته محسوب میشودوفقط امضاکننده مسئول است
    پاسخ:
    سلام علیکم. به نظر میرسه با توجه به اصل عدم قابلیت استناد به ایرادات و ادعاها در برابر دارنده‌ی با حسن نیت و اینکه دارنده قاعدتاً لازم نیست از اساسنامه شرکت اطلاع داشته باشد، سفته، سفته محسوب است و امضا کننده مسؤول است. 
    1. سلام استاد گرامی وقت به خیر
    2. (اگر خواهان در دادگاه بدوی محکوم شود ممکن نیست به عنوان تجدید نظر خوانده مجهول المکان باشد.) این جمله از نظر حقوقی درسته؟ یعنی ممکن کسی که محکوم میشه مجددا تجدید نظر خوانده هم قرار بگیره؟ ( تنها فرض محکومیت جزئی به ذهنم رسید ولی خب تو جمله مطلق هست برای همین برام سوال شد)
    3. و اینکه از اون جهت که سابقه ابلاغ هر مرحله با مرحله بعد فرق داره 
    4. ایا نمیشود خواهان بدوی به عنوان تجدید نظر خوانده مجهول المکان شود؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. بله. تنها فرضی که به ذهن میرسه همینه که خود جنابعالی بیان فرمودید.
    3. این جمله مستندش چیه؟ اطلاق ماده‌ی 79 قانون آیین دادرسی مدنی شامل همهٔ مراحل میشه، چون گفته« تا وقتی که... » و اختصاصش هم نداده به مرحله خاصی. فقط یه نظر مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه مطابق فرمایش جنابعالی هست که اونم مستندش معلوم نیست. 
    4. با توجه به اونچه که در شمارهٔ قبل عرض کردم، خیر. 
    سلام اقای شاهرخی محسن که مجنون ادواری است وحکم حجراوصادرشده است معامله بیع انجام داده است حکم معامله اوچیست؟؟الف)باطل است مگرافاقه او درحال معامله مسلم باشد ب)باطل است مگرحکم حجراو رفع شود
    پاسخ:
    سلام علیکم. قطعاً گزینه‌ی الف. قانون مدنی صراحت داره.
    ماده 1213 - مجنون دائمی مطلقا و مجنون ادواری در حال جنون نمی تواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ولی یا قیم خود لکن اعمال حقوقی که مجنون ادواری در حال افاقه می نماید نافذ است مشروط بر آن که افاقه او مسلم باشد.
    سلام اگرضمن نکاح شرط بشه که شوهر ملکی رو به زوجه تملیک کنه (نه ب عنوان مهر)اگر نکاح ب هردلیلی ازبین بره تکلیف شرط وملکیت چی میشه؟؟؟
    پاسخ:
    سلام علیکم.

     توجه به ماده‌ی 246 قانون مدنی که مقرر داشته است «در صورتی که معاملۀ بواسطۀ اقاله یا فسخ بهم بخورد، شرطی که در ضمن آن شده است باطل میشود و اگر کسی که ملزم بانجام شرط بوده است عمل بشرط کرده باشد میتواند عوض او را از مشروط له بگیرد» باید گفت :
    در صورتی که مورد شرط عمل حقوقی باشد مثل موردی که جنابعالی مطرح فرمودید، آن عمل، جنبۀ تبعی نسبت به معاملۀ اصلی دارد مانند آنکه مورد شرط، تعهد مدیون بدادن ضامن یا رهن برای ثمن 
    یا در مبیع بوده، و رهن و یا ضامن داده شده است، بنفس اقاله و فسخ معاملۀ اصلی، ضمان یا رهن منحل میشود، زیرا وجود آن دو تابع وجود تعهد اصلی است و تعهد اصلی که ساقط گردید رهن یا ضمان بخودی خود ساقط میشود. در صورتی که آن عمل جنبۀ تبعی معاملۀ اصلی را ندارد بلکه عمل مستقلی است مانند بیع، اجاره یا هبه، برخی از حقوقدانان معتقدند بانحلال معاملۀ اصلی شرط منحل نمیشود و محتاج بعمل حقوقی دیگری است، زیرا مورد شرط مستقلا بوجود آمده است، اگر چه مانعی ندارد گفته شود هرگاه عودت شرط بوضعیت قبل از انجام شرط، احتیاج به تشریفات و شرایط خاصی ندارد، به اقاله یا فسخ معاملۀ اصلی، شرط منحل میگردد مانند بیع و اجاره و هرگاه محتاج بتشریفات و یا شرایط مخصوصی باشد برهم زدن آن، عمل حقوقی جدیدی را محتاج است مانند آنکه شرط فعل، نکاح یا طلاق بوده و پس از عقد آن شرط انجام شده است. در این صورت نمیتوان نکاح را برهم زد مگر بوسیلۀ طلاق و همچنین آثار طلاق را نمیتوان زائل نمود مگر بوسیلۀ رجوع در صورتی که طلاق رجعی و عده مقتضی نشده باشد و بوسیلۀ نکاح جدید، در صورتی که عده منقضی و یا طلاق بائن بوده است.
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    با توجه به ماده11 و ۱۳ قانون ایین دادرسی مدنی و قانون شورای حل اختلاف
    دعاوی مطالبه اجاره بها یا اجرت المسمی در صورت داشتن حد نصاب ۲۰ میلیون تومان در صلاحیت کدام مرجع یا مراجع است؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر. 
    در صلاحیت شورای حل اختلاف هست. 
    سلام استاد فایل صوتی مدنی 6 دارین.
    پاسخ:
    سلام علیکم. بله دارم. 
    1. سلام استاد گرامی وقت به خیر
    2. با توجه به ماده ۹ قانون شورای حل اختلاف و همچنین ماده ۴ و ۲۹ قانون خانواده در نهایت دعوای مطالبه نفقه در غیر از موارد طلاق و با رعایت حد نصاب در صلاحیت شورا است یا در صلاحیت دادگاه خانواده؟ایا نسخ صورت گرفته یا خیر؟ 
    3. ایا بین نفقه جاریه و معوقه تفاوت هست؟
    4. ایا در صورتی که در شورا مطرح شود شورا میتواند قرار عدم صلاحیت صادر کند و یل به عکس اگر در دادگاه خانواده مطرح شود؟
    5. ایا در این زمینه رای وحدت رویه وجود دارد؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. از مداقه در مواد مربوط، چنین برمیاد که دعاوی مالی مربوط به خانواده تا سقف مقرر در قانون شورای حل اختلاف، باید در شورا رسیدگی بشه - بنابراین قانون حمایت خانواده در این قسمت نسخ شده - مگر دعاوی مالی در محدوده ماده‌ی 29 قانون حمایت خانواده باشه که در این صورت ولو از نظر مبلغ در صلاحیت شورا هم باشه بنا به تصریح بند ج ماده‌ی 9 قانون شورای حل اختلاف، در دادگاه خانواده رسیدگی خواهد شد.
    3. چنین تفصیلی در مقررات مربوط، من مشاهده نکردم.
    4. قاعدتاً بله.
    5. من ندیدم. 
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    در قانون مدنی برای متلف مال غیر از نظریه تضمین حق پیروی شده یا مسئولیت نوعی و محض؟
    چون از اون جهت که در تضمین حق قوه قاهره هم باعث رفع مسئولت نمیشه برای غصب مسئولیت براساس تضمین حق است اما در اتلاف قوه قاهره باعث رفع مسئولیت میشه...
    در تست ها گزینه نظریه تضمین حق انتخاب شده

    گزینه ها
    نظریه تضمین
    نظریه جدید تقصیر
    نظریه سنتی تقصیر
    نظریه خطر در برابر انتفاع مادی
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    در اتلاف از نظریهٔ مسؤولیت نوعی یا خطر یا مسؤولیت محض استفاده شده(هر سه به یک معنا هستند) و در غصب از نظریهٔ مسؤولیت مطلق یا بدون تقصیر یا تضمین حق پیروی شده است.(هر سه به یک معنا هستند)
    1. سلام وقتتون به خیر استاد گرامی
    2. در مورد ماده ۴۵۴ و ۴۵۵ در صورتی که شرط خلاف نشده باشد و در مدت رهن اجاره یا هر عقد دیگری مال تلف شود بدون عمد تکلیف چی هست؟
    3. و در صورتی که کسی که مال بهش منتقل شده با تصرف مالکانه خود باعث تخریب مال به عمد شود باید خسارتی بدهد؟!!!
    4. و اگر مال به کلی فروخته شود چه مبلغی باید برگردونده شود؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. مال در ید مستأجر، امانت است؛ بنابراین او مسؤول نیست. قضیه مث موردی است که در حین فسخ یا اقاله، عین مال، تلف بشه. در این صورت، مستأجر در برابر مشتری، مسؤولیت نداره، چون یدش، ید امانی بوده نسبت به مال، از طرف دیگر مشتری باید بدل مال اعم از مثل یا قیمت رو به بایع برگردونه و ثمن قراردادی رو از او پس بگیره.
    3. بله. بدل مال رو باید به بایع بدهد.
    4. مشتری بدل مال رو به باعث میده و ثمن که به او پرداخته رو از او پس میگیره. 
    1. سلام استادشاهرخی وقتتون بخیر.
    2. چن وقت اینترنت نداشتم تاسوالاتم روازتون بپرسم.وبابت پاسخگویی تون به سوالات قبلیم تشکرمیکنم.
    3. میشه زیرنویس ۵
    4. و به خصوص زیرنویس ۶ماده ۷۷۴نظم کنونی روتوضیح بدین
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. خواهش میکنم.
    3. فرض کنید الف به ب 10 میلیون بدهکار است و قراره سه ماه بعد بپردازه. حالا میگه شخص ب که طلبکار هست میتونه بره نزد جیم و این طلب 10 میلیون رو که داره به جیم انتقال بده و در ازاش 10 میلیون قرض بگیره و بگه اگر من بهت نپرداختم تو برو نزد الف و بجای من، 10 میلیون تومان رو از شخص الف بگیر، اگر هم خودم قرض رو پرداخت کردم که هیچی و دیگه تو حق رجوع به الف نداری.
    4. میگه خود الف هم میتونه بره نزد جیم و ضامن ب بشه و به جیم بگه اگر شخص ب 10 میلیون تومن رو به تو نداد تو بیا از من بگیر.
    5. اگر ابهامی هست بفرمایید تا رفع کنم. 
    1. سلام اقای شاهرخی لطفا این مطلب رو درصورت ایرادتصحیح بفرمایید:
    2. اگرموقع عقدقدرت برتسلیم نباشدعقدباطل است
    3.  امااگربعدازعقدقدرت برتسلیم ازبین برود اگر قدرت برتسلیم دائمی ازبین برودعقدمنفسخ میشود
    4. واگرموقتی ازبین برود دروحدت مطلوب عقدمنفسخ
    5.  ودرتعددمطلوب عقدمنفسخ نمیشودوطرف حق فسخ دارد
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، چشم. 
    2. صحیح است. 
    3. در عین معین منفسخ میشه چون مصداق ماده 387 قانون مدنی است، در مبیع کلی، آقای کاتوزیان قائل به بطلان بیع هستن که البته این نظر قابل انتقاد هست. 
    4. آقای دکتر کاتوزیان در کتاب عقود معین جلد 1 شماره مطلب 95،قائل به بطلان بیع در این مورد هستن. 
    5. دو حق به طور متوالی برای مشتری به وجود میاد در این فرض، یکی اخذ خسارت تأخیر و با فراهم شدن قدرت بر تسلیم، الزام به تسلیم و پس از آن، در صورت عدم امکان اجبار به انجام تعهد، حق فسخ ایجاد خواهد شد. علاوه بر این میشه گفت خریدار مجبور به صبر نیست، چون در موعد انجام تعهد، قدرت بر تسلیم وجود نداره و به همین جهت در زمان تسلیم، امکان الزام هم وجود نداره در نتیجه در همان زمانِ رسیدن موعد، خریدار به جهت تعذر تسلیم هم حق فسخ خواهد داشت. 
    با سلام خدمت استاد گرامی..میشه لطف کنید در خصوص دخالت دادگاه در نکاح دختر باکره در صورت منع غیرموجه ولی قهری منبعی معرفی کنید..نتونستم کتابی پیدا کنم که مفصل به این مورد پرداخته باشه..اگه راهنمایی کنید ممنون میشم.با تشکر
    پاسخ:
    سلام علیکم، کتابی سراغ ندارم که مفصل پرداخته باشه، حداکثر در حد دو سه صفحه هست، اگر بدردتون میخوره تا معرفی کنم حضورتون. 
    سلام آقای دڪتر،وقتتون بخیر
    ڪتاب law textsدکتر گودرزافتخارجهرمی چاپ2009واسه زبان تخصصی خوبه؟ تشکر از شما واسہ وقتے ڪہ براے جواب میذارید
    اجرڪم عندالله
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    در لینک ذیل به سؤالی که مطرح فرمودید به طور کامل پاسخ داده شده، در صورت تمایل مراجعه بفرمایید.

    http://snshahrokhi.blog.ir/1394/04/09-1
    1. سلام استاد گرامی وقت به خیر
    2. ایراد امر مطروحه جز ایرادات تکمیلی هست یا امری...
    3. اگر جز تکمیلی ها هست بعضی در صورتی که قاضی در حین رسیدگی متوجه این ایراد شد یا اگر در حین رسیدگی طرفین ایراد کردند مخیر به تربیت اثر است؟
    4.  در مورد صلاحیت نسبی هم همین ترتیب فوق هست؟ 
    5. و کلا ایرادات تکمیلی چیا هستن؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. تقسیم‌بندی ایرادات به آمره و تکمیلی رو من جایی در منبعی ندیدم، معمولاً قوانین رو به آمره و تکمیلی تقسیم میکنن، اگر جایی در منبع معتبری این تقسیم بندی رو ملاحظه فرمودید بفرمایید تا من بررسی کنم.
    3. خیر. باید ترتیب اثر بده و نمیتونه به رسیدگی ادامه بده.
    4. منظور جنابعالی از صلاحیت نسبی همون صلاحیت محلی هست؟ یا نظر به نوع رسیدگی در شورای حل اختلاف دارید؟
    5. آقای شمس ایرادات رو به سه دسته تقسیم کردن، ایراداتی که اثر پذیرششون تغییر مرجع رسیدگی، ایجاد مانع موقت یا ایجاد مانع دائمی برای رسیدگی است و سخنی از آمره یا تکمیلی بودن ایراد نگفتن؛ در صورت امکان، منبع فرمایش خودتون رو بیان بفرمایید تا بررسی کنم. 
    سلام استاد گرامی وقت به خیر

    ایا امکان دارد که اثر شرط نتیجه انحلال قرارداد باشد؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    همچنان که انعقاد عقد میتونه اثر شرط نتیجه باشه، انحلال عقد هم میتونه اثر شرط نتیجه باشه، البته اگر انحلال عقد، موقوف به سبب خاص نباشه.
    مثلاً انحلال نکاح یا همان طلاق که موقوف بسبب خاصی است و طبق ماده «۱۱۳۳» ق. م. و ماده «۱۱۳۴» و ماده «۱۱۳۵» ق. م. باید بصیغۀ طلاق و منجز واقع ساخت، نمیتوان ضمن عقد اصلی بصورت شرط نتیجه انشاء نمود، ناچار نتیجۀ آن که جدائی و رهائی است وجود پیدا نمینماید.
    سلام استاد گرامی وقت به خیر
    در ماده ۲۷۰ قید با مجوز قانونی در دست او بوده باشد به چه معناست و اگر بدون مجوز باشه پرداخت چه وضعیتی دارد
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    در صورتی که متعهد در مقام وفاء بعهد مالی را تأدیۀ نماید و یا آن را انتقال دهد، دیگر نمیتواند بعنوان اینکه در حین انتقال مالک آن نبوده، استرداد آن را از متعهد له بخواهد، زیرا دهنده مدعی است و دعوای او بدون دلیل پذیرفته نمیشود. بر فرض که مدعی مزبور ثابت نماید مالی که داده متعلق بغیر است، او سمتی از طرف مالک برای استرداد آن ندارد و خودِ مالک، باید آن را مسترد نماید و صرف آنکه قبلا متصرف و دهندۀ مال بوده است، کافی برای استرداد آن نخواهد بود و متعهد له که مال غیر را تصرف نموده طبق ذیل مادۀ «۳۰۸» قانون مدنی ضامن میباشد تا آن را بمالکش رد نماید. این است که مادۀ «۲۷۰» قانون مدنی میگوید: «اگر متعهد در مقام وفاء بعهد مالی تادیه نماید دیگر نمیتواند بعنوان اینکه در حین تادیه مالک آن مال نبوده استرداد آن را از متعهد له بخواهد مگر اینکه ثابت کند که مال غیر با مجوز قانونی درید او بوده بدون آنکه اذن در تأدیه داشته باشد» مثلًا دهنده باید ثابت نماید که مال را بعنوان عاریه، اجاره، ودیعه و امثال آن در دست داشته است، همچنانکه میتواند وکالت در استرداد آن را از مالک ابراز دارد.
    اگر توضیح، ابهام دارد بفرمایید تا رفع ابهام کنم. 
    1. سلام استاد وقتتون به خیر
    2. اگر پیش از اقاله مال رهن یا اجاره داده شود.... به حال خود باقی میماند و مالکیت عین در اینده به فروشنده باز میگردد....در صورت صحیح بودن این گزاره در صورت تلف یا معیوب شدن مال... از کیسه چه کسی رفته است؟
    3. و به طور کل اقاله در دو حالت فوق چه وضعیتی دارد؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. عوض مال، باید به کسی که در اثر اقاله مالک شده برگرده، چون او در انجام این اجاره یا رهن، نقشی نداشته و نباید عواقب اون رو متحمل بشه.
    3. در صورتی که در حین اقاله، مورد معامله، متعلق حق شخص ثالث قرار گرفته و یا منافع آن واگذار شده و یا حق انتفاع و یا ارتفاق برای غیر در آن بر قرار شده باشد، پس از اقاله عین مال بهمان وضعیت بکسی که در اثر اقاله مالک میگردد داده میشود و نقصی که سبب اجاره یا رهن یا حق انتفاع و یا ارتفاق پیدا شده است بوسیلۀ دادن عوض آن جبران میگردد.
    4. اگر ابهامی هست بفرمایید تا توضیحات بیشتر رو عرض کنم خدمت جنابعالی. 
    سلام و عرض ادب خدمت شما جناب دکترشاهرخی
    میخواستم اگه زحمتی نیس یه منبع واسه بحث اموال ومالکیت معرفی کنید،کتاب استادمرحوم کاتوزیان یکم ثقیله...
    باتشکر
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    کتاب اشخاص و اموال دکتر صفایی، انتشارات میزان، بخش اموالش رو مطالعه بفرمایید. 
    سلام جناب استاد شاهرخی.خسته نباشید.
    استاد میشه لطف بفرمایید به این سوال من جواب بدید.
    آیا شوهر می تواند بنا به تشخیص خود امر پرداخت نفقه را به دلیل عدم تمکین زوجه متوقف سازد .اگرپاسخ منفی است به چه دلیلی نمیتواند؟آیا عدم استحقاق زوجه باید حتما به دنبال حکم دادگاه مبنی بر احراز نشوز باشد؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. مونده نباشید.
    از نظر تئوریک، قاعدتاً زوج نمی‌تونه سر خود پرداخت نفقه رو متوقف کنه؛ به این دلیل که هیچکس در آنِ واحد نباید مدعی، قاضی و مجری حکم باشه و باید بعد از اثبات نشوز در دادگاه، پرداخت نفقه متوقف بشه؛ اما از نظر عملی، میتونه این کار رو بکنه؛ ولی بار اثبات نشوز به عهده‌ی خود شوهر هست و وقتی تاریخ نشوز رو از طریق ارائه‌ی ادله در دادگاه، ثابت کرد، دادگاه رأی میده که از همون تاریخ، زوجه مستحق دریافت نفقه نیست.
    سلام استاد وقتتون به خیر

    ممنون میشم اگر نظرتون درباره ی این سوال و پاسخش بگید... کلید سازمان سنجش گزینه ۴ هست...



    در مذاکرات پیش از فروش یک باب اپارتمان مالک به خریدار اظهار میدارد که فروش اپارتمان موکول به موافقت بانک با وام درخواستی ظرف یک ماه اسن. یک هفته بعد ایجاب و قبول بیع میان طرفین بدون ذکر تعلیق واقع م شود در حالی که در اراده فروشنده ایجاب عقد معلق بر موافقت بانک واقع شده. اینکن اراده خریدار بر قبول عقد بدون تعلیق بوده. چنانچه ۳ روز پس از ایجاب و قبول بانک با وام درخواستی موافقت کند معامله یاد شده چه حکمی دارد؟



    1)غیر نافذ منعقد شده و با تحقق شرط معلق علیه نافذ شده است.
    2)صحیحاً و به نحو منجّز واقع شده است.
    3)صحیحا و به نحو معلق واقع شده است.
    4)باطل است.
    گزینه ۳
    : با توجه به اینکه فروشنده از قبل یه خریدار نسبت به معلق بودن
    بیع تذکر داده لذا باید بنای طرفین را بر معلق بودن معامله دانست و با توجه به ماده1۱28 ق.م که به شروط بنایی اعتبار میبخشد لذا تصور بعدی خریدار مبنی برمنجز بودن معامله معتبر و موثر در مقام نیست و نباید تصور کرد که موضوع مشمول ماده194 ق.م است لذا بیع صحیح و به نحو معلق واقع گردیده است

    در مورد صحت یا بطلان بیع به نظر می رسد منظور سوال تعلیق انشا بیع نبوده باشد لذا از این فرض بطلان به دلیل تعلیق منتفی به نظر می رسد
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    اصل وقوع فروش، معلق شده بر امر محتمل الوقوع، یعنی میگه اگر فلان اتفاق افتاد من میفروشم، لذا تعلیق در انشاء بوده و باطل است. 
    پس با توجه به فرمایش شما
    در وقف خاص اگر واقف قبل از قبض فوت کند وقف باطل میشود چه خودش متولی باشه چه نباشه...
    درسته؟
    پاسخ:
    قسمت اخیر ماده‌ی 63، ناظر بر قسمت اول همون ماده هست، بنابراین در کلیه‌ی فروض، اینطور نیست که اگر واقف، متولی باشه قبض خود او کفایت کنه، مثلاً در جایی که وقف، خاص هست، بنا بر صراحت ماده‌ی 62 قانون مدنی، حتماً باید خود موقوف علیهم قبض کنن و واقف، ولو متولی هم باشه، قبضش کفایت نمیکنه.
    به صراحت قسمت اول ماده‌ی 63، بله.


    برگرفته شده از snshahrokhi.blog.ir
    پاسخ:
    سلام علیکم، بله. استنباط جنابعالی صحیح است. 
    سلام
    وقت به خیر

    در صورت حدوث اختلاف در صلاحیت
    بین دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور حل اختلاف با کیی هست؟
    تو یکی از تست ها پاسخ رو زده توسط یکی از شعب دیوان عالی حل اختلاف میشه... میخواستم مستند شو بدونم
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر ، مستنداً به ماده‌ی 30 قانون آیین دادرسی مدنی، دیوان عالی کشور، صالح به رسیدگی خواهد بود. 
    سلام استاد
    وقتتون بخیر
    از بحث مسوولیت مدنی ناشی از حوادث رانندگی سوال داشتم
    طبق قانون جدید تفکیک ایجاد شده بین جبران خسارت اشخاص ثالث داخل و خارج ماشین و اشخاص ثالث داخل رو اگه تا ظرفیت مجاز باشه تعداد، تماما شرکت بیمه پرداخت میکنه
    حالا در فرضی که به اندازه ظرفیت مجاز سوار شدن سوال من این هستش که اگه یکی از اون افراد باردار باشه وضعیت دیه جنین چی میشه؟
    آیا جنین فرض رو از حالتی که تا ظرفیت مجاز سوار شدن خارج میکنه؟؟و باید قائل به تقسیم دیه تا حد مجاز بین کلیه افراد بشیم یا نه؟؟

    پیشاپیش از پاسخگوییتون ممنونم.
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    قسمت اخیر ماده‌ی 12 قانون بیمه اجباری مصوب 1395 بیان داشته جنین و اطفال زیر 2 سال، جزو ظرفیت مجاز، محاسبه نمیشن و به این ظرفیت، اضافه میشن. 
    سوال اول:-حقوق مقدم به قانون است و یا قانون مقدم به حقوق
    سوال دوم:-منشه علم حقوق فطری است و یا وضعی یا الهی
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    اول. منظور جنابعالی از تقدم چی هست؟ تقدم از نظر اینکه کدومیک اول به وجود اومدن یا تقدم از نظر ارزش و اعتبار؟ 
    دوم. بستگی به جهان‌بینی شخص داره، ما مسلمونا معتقدم منشأ حقوق ، الهی هست.  
    سلام استاد گرامی
    وقتتون به خیر

    اگر شخص الف با ب قراردادی منعقد کند که رضایت شخص ج برای بنایی ساختمات ب را بگیرد و برای تعهد وجه التزامی مقرر شود و سپس شخص ج به بنایی ساختمان رضایت دهد اما در زمان مقرر از انجام بنایی خود داری کند ،شخص ب برای دریافت خسارت اصولا به کدام شخص رجوع میکند

    ۴.شخص الف به میزان وجه التزام – 9
    👍👍👍👍👍👍👍 43%

    ۱.شخص ج به میزان خسارت واقعی – 6
    👍👍👍👍👍 29%

    ۲.شخص الف به میزان خسارت واقعی – 3
    👍👍 14%

    ۳.شخص ج به میزان وجه التزام – 3
    👍👍 14%



    ✏️✏️پاسخ :
    《شخص ج به میزان خسارت واقعی》

    ✏️✏️بدین ترتیب ۶ نفر پاسخ صحیح دادند

    💥💥نکته انحرافی سوال این است الف با ب قراردادی منعقد میکند برای 《کسب رضایت ج》و صرفا همین
    💥💥پس مورد معامله ،گرفتن رضایت از ج میباشد
    💥💥ممکن است بگویید :مگر میشود رضایت گرفتن از دیگری ،مورد معامله باشد ؟بله میشود .ماده ۲۱۴ قانون مدنی :مورد معامله عبارتند از مال یا《 عملی》 ...
    💥💥حال شخص ج رضایت داده و تعهد شخص الف مبتنی برای کسب رضایت ج برای ب تمام شده
    زیرا هدف از انعقاد قرارداد الف ،کسب رضایت بوده نه چیزی بیش از آن
    💥💥حال شخص ج از بنایی ساختمان خودداری میکند دیگر این خودداری ربطی به الف ندارد چون قرارداد الف با ب کسب رضایت از ج بوده و اینکه حالا ج امتناع میکند 《بعد از رضایت》،باعث زنده شدن وجه التزام برای الف نمیشود چون تعهد به دادن وجه التزام از سوی الف به ب مبنی بر عدم کسب رضایت ج بوده
    نتیجتا حال که رضایت گرفته شده فقط ب و ج باهم در ارتباطند و ب به شخص ج رجوع کرده و به میزان خسارت واقعی از او مطالبه میکند
    💥💥زیرا الف با کسب رضایت از ج از گردونه خارج میشود و بعبارتی به تعهد خود عمل کرده است نتیجه اینکه ب و ج را به هم متصل میکند حال اگر ج به تعهد خود عمل نکرد ب میتواند خسارت بگیرد


    به نظر شما پاسخ این سوال درست هست؟

    اینجا از مصادیق تعهد به فعل ثالث نیست؟
    و از طرفی دیگه مگه بین ب و ج ایجاب و قبولی واقع شده که بخواد ملزم باشه نسبت به ب؟

    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    بله، به نظرم پاسخ، صحیح هست. حتی اگر فرض کنیم تعهد به فعل شخص ثالث هست، این از نظر جنابعالی اشکال داره؟ چون در عقد کفالت هم ما با همچین وضعیتی مواجه هستیم و در واقع شخص کفیل، در مقابل طرف مقابل یعنی مکفولٌ‌له، تعهد میکنه که هر وقت لازم شد، شخص ثالث در محکمه حاضر خواهد شد. 
    همین که شخص ج قبول میکنه که بنایی کنه، یعنی در مقابل کی و برای کی قبول میکنه بنایی کنه؟ در مقابل ب دیگه، همین به دلالت التزامی، در خودش داره که یک قرارداد، بین شخص ب و شخص ج منعقد شده. اصولاً در تست‌ها اینجوری هست که غالباً اگر زیاد مته به خشخاش بگذارید منجر خواهد شد به انتخاب گزینه غیر صحیح. 
    سلام وقت به خیر استاد گرامی
    با توجه به ماده ۲۱۳ و ۱۲۰۷ و نظر دکتر کاتوزیان در نهایت در تست ها منظور از محجور چیست؟ و همچین در صورت پذیرش نظر دکتر کاتوزیان عدم نفوذ در این ماده به چه معناست غیر نافذ یا بطلان؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    منظور از محجور، سفیه، صغیر و مجنون است. 
    منظور از عدم نفوذ در این مواد، عدم نفوذ به معنای عام است، یعنی بی اثر، در این معنای عام، غیر نافذ هم بطلان و هم غیر نافذ به معنای خاص رو در دل خودش داره. 
    سلام اقای شاهرخی نماز روزه هاتون قبول باشه مارو هم دعاکنید
    پاسخ:
    سلام علیکم، ممنونم از جنابعالی ،از جنابعالی هم قبول باشه ،محتاجیم به دعا. 
    سلام .استاد اگر شخصی قبل از فوتش مبلغی پول در بانک داشته باشد و این پول را قبل از فوتش به نام یکی از پسرانش بزند و بگوید بعد از مرگم این پول را بین خودت و دو خواهر و یکی از برادرانت به میزانی که گفته ام تقسیم کن و البته این شخص یک پسر دیگر هم دارد و او را از ارث محروم کرده.با توجه به اینکه کسی نمی تواند شخص دیگر را از ارث محروم کند اما ایا این پولی که به بقیه فرزندان رسیده حلال است یا خیر چون همانطور که عرض کردم قبل از فوت پول را به نام یکی از پسران زده و مقدار مبلغی که قرار بوده به هر کدام برسد هم مشخص کرده.
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    از نظر حقوقی به نظر من در حد ثلث اموال، صحیح هست، گرچه قبل از مرگ، به نام یکی از وراث کرده اما چون در حقیقت، هدف، تقسیم این مال پس از مرگ بین برخی از وراث بوده، ماهیت حقوقی عمل، همون وصیت است و مثل هر وصیت دیگر، در حد ثلث اموال، صحیح است و مازاد بر ثلث، نیاز به اجازه وراث داره. 
    البته از نظر شرعی، باید شخص،از مرجع تقلید خودش سؤال کنه تا مطمئن بشه آیا دریافت این پول برش حلال هست یا خیر. 
    1. سلام استاد گرامی
    2. وقت به خیر
    3. اکر تعهد به نفع ثالث یکی از عوضین باشه و ثالث رد کنه. حق فسخ ایجاد میشه یا عقد باطل میشع؟حالا اگر عوضین نباشه ولی ثالث رد کنه برای مشروط له حقی به وجود میاد؟ اینکه مثلا خودش دریافت کنه یا حق فسخ...
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. 
    2. عاقبت جنابعالی به خیر. 
    3. بنا بر نظری که آقای دکتر کاتوزیان در کتاب قواعد عمومی قراردادها ابراز فرمودن، مشروطٌ‌له میتونه اون تعهد رو برای خودش مطالبه کنه مگر اینکه از مفاد توافق طرفین چنین بربیاد که حق مطالبه فقط برای ثالث بوده که در این صورت هم مشروطٌ‌له حق فسخ خواهد داشت. البته آقای دکتر کاتوزیان بین موردی که تعهد به نفع ثالث، عوض قرارداد باشه یا شرط در قرارداد باشه تفصیلی قائل نشدن و حکم رو به طور کلی بیان کردن، والله اعلم.(قواعد عمومی قراردادها، ج 3،شماره‌ی 672،پاراگراف آخر)
    1. سلام استاد گرامی
    2. شب شما به خیر
    3. وکیلی که حق برخی از ۱۴ مورد ماده ۳۵ ق.ا.د.م رو نداره درصورتی که وکیل در توکیل باشه میتونه این حقوق رو به وکیل دوم بده؟ 
    4. و تو این موضوع بین وکیل دادگستری و وکیل غیر دادگستری فرق هست؟ چه نسب به وکیل اول چه دوم
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. 
    2. عاقبت جنابعالی به خیر. 
    3. وکیلی که خودش برای امری وکالت نداره، نمیتونه در اون امر به دیگران وکالت بده، به قول معروف، معطی شیء، فاقد شیء نیست. 
    4. خیر، فرقی نیست. 
    سلام استادشاهرخی.چندتاسوال درسی خیلی وقته براتون فرستادمه اماجوابی نیومده ازتون.تکلیف ماچیست عایا؟به قول خودتون!!!
    پاسخ:
    سلام علیکم، با عرض پوزش از جنابعالی بابت تأخیر در پاسخگویی، سؤالاتتون رو پاسخ دادم، امیدوارم ببینیدشون. 
    1. سلام استاد وقتتون به خیر
    2. اگر اشتباه نکنم تو کتاب نظم من خوندم حق را نمیتوان فسخ کرد... ( این مطلب و توی نکاتم از نظم نوشتم تو قسمت حق انتفاع و ارتفاق)
    3. بعد تو یک مطلب دیگه خوندم برای عقد موجد حق انتفاع می توان شرط فسخ گذاشت...با این وصف یعنی حق انتفاع با عقد موجد حق انتفاع تفاوت داره... !!! ؟
    4. اصلا مگه ما چیزی تحت عنوان حق انتفاع خالی داریم؟( منظورم اذن در انتفاع و اینها نیست)
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    2. لطفاً آدرس دقیق مطلب رو لطف کنید که من مراجعه کنم و ببینم. 
    3. حق انتفاعی که برای منتفع ایجاد میشه در واقع نتیجه‌ی همون عقد موجد حق انتفاع هست. 
    4. ندیدم تا حالا چیزی تحت این عنوان. 
    سلام استادشاهرخی کجایین؟چراانقدردیرجواب سوالات رومیدین؟نکنه شمام میریدستادانتخابات وقت نمیکنید!!😯
    پاسخ:
    سلام علیکم، عذرخواهی میکنم از جنابعالی بابت تأخیر در پاسخگویی. 
    1. سلام استاد.
    2. درخصوص خریرلوازم خانگی توسط تاجربرای جهیزیه دخترخودازمغازه خرده فروشی چن سوال دارم مغازه خرده فروشی تاجراست یاغیرتاجر؟
    3. برای تشخیص کسبه جزچ معیاری هست؟چطوربفهمیم کسی کسبه جز است یانیست؟
    4. واینکه معامله تاجرباتاجریاکسبه جز وقتی برای رفع حوایج شخصی است غیرتجاری است درسته؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، 
    2. تاجر است، منتها به موجب ماده‌ی 6 قانون تجارت از تکلیف مربوط به نگهداری دفاتر تجاری معاف است. 
    3. نظامنامه ماده‌ی 19 قانون تجارت مصوب رئیس قوه قضاییه مصوب سال 1380 رو در اینترنت سرچ بفرمایید، معیارها در این نظامنامه اومدن. 
    4. با توجه به اینکه کسبه‌ی جزء هم جزو تجار هستن پاسخی که عرض میکنم هم در خصوص معامله تاجر با تاجر صدق میکنه و هم در مورد معامله تاجر با کسبه‌ی جزء، آقای اسکینی معتقدن معامله تاجر با تاجر اگر برای رفع حوایج تجاری نباشه، تجاری نیست در حالیکه آقای ستوده، معامله تاجر با تاجر رو در هر حال، تجاری میدونن چ برای رفع حوایج شخصی باشه و چ برای رفع حوایج تجاری. 
    سلام استاد.میشه حق سرقفلی وحق کسب یاپیشه یاتجارت روتوضیح بدین به صورت ساده ؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. 

    عموم مفهوم سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت را یکی می­دانند ولیکن از لحاظ حقوقی و قانونی مجزا هستند. 
    مفهوم و معنی اصطلاحی سرقفلی فقط یک حق است وفقط در روابط موجر ومستاجر این حق محقق می شود  :
    یعنی پولی است که در ابتدای عقد اجاره به هرعلتی،  توسط صاحب ملک از مستاجر دریافت می­شود.

    حق کسب و پیشه و تجارت حقی است که تاجر و کاسب نسبت به محلی پیدا می­کنند . این حق ناشی از تقدم در اجاره ملک، حسن شهرت، جمع آوری مشتری، و رونق کسبی است که بر اثرعملکرد مستاجر محل ملک به وجود آمده است .

    در واقع امر حق کسب و پیشه تنها به مستاجر تعلق دارد و صاحب ملک نمی تواند دارای این حق شود .

    سلام استاد.احمدمی خواهدفرشی ازحسین بخردوچون حسین فقیراست احمددوبرابرقیمت واقعی فرش به اومیدهدبعدازمعامله معلوم می شودک حسین طرف معامله شخصی نیست ک احمدتصورمی کرده معامله چ وضعی دارد؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، یکی از شرایط تأثیر اشتباه در صحت عقد این هست که در قلمرو تراضی وارد شده باشه و به طور صریح یا ضمنی در مورد اون توافق صورت گرفته باشه، از متن سؤالی که جنابعالی مطرح فرمودید این برنمیاد که چنین توافقی در کار باشه، یا حداقل قرائنی وجود داشته باشه که نشون بده خریدار و فروشنده بر وجود صفت فقر در خریدار توافق کردن، روی همین حساب، به نظر میرسه چنین اشتباهی، تأثیری در صحت عقد نخواهد داشت. 
    1. سلام استادوقت بخیر.
    2. درتعهدبه انتقال مال دیگری اگرغیریعنی همان شخصی ک مالش بایدمنتقل شوداگراین انتقال رانپذیردتکلیف چیست؟
    3. شخصی که متعهدبه انتقال مال دیگری شده است بایدچ کندوچ مسولیتی داره؟
    4. میشه بگین فرقش باتملیک ب نفع ثالث چیه؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    2. مال، قابل انتقال به متعهد‌ٌله نخواهد بود و او می‌تواند به دلیل عدم امکان اجرای مفاد عقد، قرارداد رو فسخ کنه. 
    3. اگر از ناحیه‌ی عدم اجرای چنین تعهدی، خسارتی به متعهد‌ٌله وارد شده باشه، باید از عهده‌ی پرداخت خسارت برباد. 
    4. در تملیک به نفع ثالث، متعهد، تعهد میکنه از مال خودش به ثالث، تملیک کنه در حالیکه در تعهد به انتقال مال دیگری، مفاد تعهد اینه که از مال ثالث، به متعهد‌ٌله تملیک بشه. 
    استاد اگه میشه لطف کنید پاسخ بدید سوالم رو؛مقالم رو باید کامل کنم
    منتظریم استاد
    پاسخ:
    سلام علیکم، در کامنت‌های قبلی، پاسخ ارائه شد، مراجعه بفرمایید. 

    1. جسارتا من سوالی از خدمتتون داشتم...با توجه به ماده ۶۳ ق.م اگر واقف خود متولی بود قبض او در تمام حالات کفایت میکند و یا فقط در صورتی که موقوف علیهم محجور باشند؟
    2. سوال دیگه اینکه اگر واقف خود ولی و وصی باشه و متولی هم مشخص کرده باشه میتونه خود به ولایت قبض کند؟
    پاسخ:
    1. قسمت اخیر ماده‌ی 63، ناظر بر قسمت اول همون ماده هست، بنابراین در کلیه‌ی فروض، اینطور نیست که اگر واقف، متولی باشه قبض خود او کفایت کنه، مثلاً در جایی که وقف، خاص هست، بنا بر صراحت ماده‌ی 62 قانون مدنی، حتماً باید خود موقوف علیهم قبض کنن و واقف، ولو متولی هم باشه، قبضش کفایت نمیکنه. 
    2. به صراحت قسمت اول ماده‌ی 63، بله. 
    1. سلام استاد.
    2. ایابرای رای تصحیحی هم مهلت واخواهی یاتجدیدنظرجدیددرنظرگرفته میشه یاهمان مهلت ۲۰روزیادوماه مقرراززمان رای موردتصحیح برای رای تصحیحی هم درنظرگرفته میشود؟
    3. وایامواردی وجودداردک اصل حکم قابل تجدیدنظریافرجام نباشه ولی تصحیح ان قابل تجدیدنظرباشه ویابالعکس این جمله؟اگرامکانش هست تکلیف چیست؟تبصره ۱م.۳۰۹ق ا .د. م
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. 
    2. در خصوص مهلت واخواهی و تجدیدنظرخواهی باید گفت در مورد آرایی که اصلاح میشه در آن قسمت که اصلاح نشده، از تاریخ ابلاغ رأی مربوط و نسبت به اون قسمتی که اصلاح شده از تاریخ ابلاغ رأی اصلاحی و چنانچه رأی قبلی ابلاغ نشده باشه مهلت مذکور از تاریخ ابلاغ رأی اصلاحی شروع میشه. 
    3. چنین فرضی به نظرم نمیرسه، اگر برای جنابعالی چنین احتمالی متصور هست بیان بفرمایید، اگر بلد بودم در صورت بقای عمر پاسخگو خواهم بود. 
    سلام استاد
    میشه پاراگراف آخر شماره ۳۳کتاب دکتر صفایی و رحیمی رو توضیح بدید؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، در کلاس، به صورت حضوری پاسخ رو عرض کردم خدمتتون. 
    با سلام و وقت بخیر
    استاد اگه مقدوره لطف کنید طفل و نوجوان رو از دیدگاه عرف توضیح بدین .
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر، عرف، ینی مردم کوچه و بازار، برای احراز عرف، باید از مردم معمولی سؤال بپرسید و نه از معلم حقوق، از مردم بخاید طفل و نوجوان رو براتون توضیح بدن. 
    سلام استاد.ایااگهی درماده 73ا.د.م یکباریابیشتراگهی میشه ولی درموردحکم مذکوردرتبصره م.302فقط یکباراگهی میشه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، هر دو ماده صراحت دارن که ابلاغ، فقط یکبار هست. 
    1. سلام استاد.وقت بخیر.
    2. منظورازنوشته شدن رای درم.296ا.د.م صدوررای است؟
    3. انشای لفظی دراین ماده باانشادرم.295فرق داره ؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    2. بله. 
    3. منظور از انشاء رأی در ماده‌ی 295، انشاء لفظی رأی و در ماده‌ی 296، انشاء کتبی رأی است. 
    سلام استاد.دعوای اضافی باافزایش خواسته فرق داره ؟مهلت طرح شون تاچ زمانی هست؟فقط تومرحله بدوی قابل طرح اند؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، افزایش خواسته ینی افزودن به خواسته‌ی اصلی دعوا، باید از همون جنس خواسته‌ی اصلی باشه، مث افزایش خواسته از ده میلیون تومان به دوازده میلیون تومان. مستند هست به ماده‌ی 98 قانون آیین دادرسی مدنی، نیاز به تقدیم دادخواست جدید نداره و شرطش اینه که میزان افزایش یافته با میزان خواسته قبل از افزایش، ناشی از یک منشأ بوده و ارتباط کامل داشته باشه، مهلتش هم تا پایان اولین جلسه دادرسی در مرحله‌ی بدوی هست. 

    دعوای اضافی ینی طرح دعوای مرتبط با دعوای اصلی و الحاق یک دعوا به دعوای اصلی است، لازم نیست دعوای اضافی از همون جنس خواسته‌ی اصلی باشه، مث طرح دعوای خلع ید و سپس اضافه کردن دعوای اجرت المثل به اون. مستند است به ماده‌ی 17 قانون آیین دادرسی مدنی، نیاز به تقدیم دادخواست داره و شرطش اینه که دعوای اضافی با دعوای اصلی ناشی از یک منشأ بوده یا ارتباط کامل داشته باشه، مهلتش هم تا پایان اولین جلسه دادرسی در مرحله‌ی بدوی هست. 
    باسلام ببخشید مزاحم شدم...
    یکی از دوستان بنده در شهرستان مشکلی با همسرشون دارن...
    حالا شکایتی مبنی بر ترک انفاق کردن...ودر این راستا دادنامه ای براشون تنظیم شده...
    ایشون میخوان بدونن این حبس 4ماهی که قاضی برا همسرشون صادر کرده قابل تبدیل به جزای نقدی هست...یا اینکه ایشون باید همین 4ماه رو برن زندان...
    باتسکر از راهنماییتون...
    پاسخ:
    سلام علیکم، همچنان که در راهنمای مطلب هم نوشتم متأسفانه من پاسخگوی سوالات در زمینه حقوق جزا نیستم، با عرض پوزش از جنابعالی و عذرخواهی بابت تأخیر در پاسخگویی. 
    خیلی لطف کردید استاد ممنونم.خواهش میکنم اختیار دارید
    پاسخ:
    همه‌ی تعارفات رو در کامنت خودتون مطرح فرمودید، الان من دیگه نمیدونم چی باید در جواب جنابعالی عرض کنم؟!!!!! 
    استاداخرجوابتون گفتین درمعامله باخوداقاله راه نداره .منظورمن این بودکه دوطرف عقدیکیشون ب دیگری دراقاله نمایندگی بده .درمعامله باخوداقاله راه نداردبحث من این نبود.گفتم شایدسوال رواشتباه بااین موردگرفته باشین.بازم ممنون .ببخشیدسرتونودرداوردم
    پاسخ:
    بله، نمایندگی دادن در اقاله، امکان پذیر نیست، در پاسخ سؤال قبل، عرض کردم. 
    1. سلام استاد.
    2. قسمت اول ماده 380طبق زیرنویس 4م.380دراعساراجرانمیشه وقسمت دوم ماده طبق زیرنویس 3ماده درهردواعمال میشه که به دنبال چرایی اون بودم.یعنی ی چیزبدیهیه جواب؟یامیشه توضیح دادچرایی تفاوت رو؟زیرنویس 1م.396درپرانتز م.380روبه عنوان نوعی خیارتعذرتسلیم اورده واسه همین منم خودم کاسه داغترازاش شدم واینطوری استدلال کردم ی استدلال دیگرهم این است که شایدخیارتفلیس یک نوع خیارتعذرتسلیم است شایدایا؟
    3. درموردسوال قبلترمیشه اینطورجمع بندی کرد ک معامله به وسیله معامله باخود وایقاع ماذون واقع نمیشه اماتوسط نمایندگان متعاقدین یعنی دواراده میشه.
    4. سوال میشه تفاوت خیارشرط بااشتراط خیاریاخیاراشتراط روتوضیح بفرمایین 
    5. ودرهمین راستازیرنویس سه ماده سیصدونودونه عکسش میشه چی؟399
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. 
    2. دلیل اینکه قسمت اول ماده‌ی 380 در خصوص معسر اجرا نمیشه اینه که ایجاد حق فسخ به طور ضمنی موکول است به حالت تفلیس، یعنی منع خریدار از تصرف در دارایی خود و تقسیم دارایی بین طلبکاران، در حالیکه این وضعیت در اعسار وجود نداره، چون در صورتی که عین مال نزد معسر باقی باشه، فروشنده بجای برداشتن عین مال میتونه با درخواست توقیف همون مال و فروش اون ثمن رو بدست بیاره و اگر هم در همین فرض، مبیع از بین رفته باشه یا به سود اشخاص ثالث، توقیف شده باشه، دیگه جایی برای اجرای حکم ماده‌ی 380 وجود نداره، به همین علت هست که در فرض اعسار، جایی برای اجرای حکم ماده‌ی 380 باقی نمیمونه، اما در فرض ورشکستگی، چون قراره اموال ورشکسته بین طلبکاران تقسیم بشه در واقع قانونگذار نخواسته که فروشنده عین مال خودش رو در زمره‌ی اموال ورشکسته ببینه ولی برای گرفتن ثمن، ناچار باشه در غرما وارد بشه، بازم اگر به نظرتون توضیح اضافه ای لازم بود بفرمایید در خدمت جنابعالی هستم. 
    3. رجوع بفرمایید به زیرنویس شماره‌ی 6، ذیل ماده‌ی 283 از کتاب قانون مدنی در نظم حقوق کنونی. 
    4. تفاوت خیار اشتراط با خیار شرط آن است که سبب ثبوت‌ خیار اشتراط، تخلف مشروطٌ علیه از شرط و عدم وفا به آن است؛ در حالى که سبب خیار شرط، شرط کردن خیار در عقد است. 
    5. اگر اِعمالِ خیار، ناظر به موردی باشه که از تعهدی تخلف شده باشه، در واقع همون خیار اشتراط هست و نه خیار شرط. 
    سلام استاد ادرسی رو که فرمودید برای منابع ازمون وکالت منابع جزایی رو نداره.امکانش هست منابع جزایی رو هم در وبلاگ قرار بدید
    پاسخ:
    سلام علیکم، در همون مطلب، عرض کردم که چرا از ارائه‌ی منابع حقوق جزا معذور هستم، با عرض پوزش از جنابعالی. 
    سلام,استاد اون دو میلیون تومن رو به عنوان شیرینی به دلال داد ه .قصد پس گرفتن نداره ولی اگر دلال اون دو میلیون تومن رو انکار کرد باید به چه نحوی عمل کنه
    پاسخ:
    سلام علیکم، ایشون هم وام گرفتن به کمک دلال رو انکار کنه! و بگه خودم گرفتم‌! 
    سلام استادوقتتون بخیر.استاد اگر شخصی از طریق یک دلال وام بگیرد و دو میلیون تومن هم به دلال بدهد و هیچ گونه سندی مبنی بر دادن این دو میلیون تومن نباشد و فقط یک رسید وجود داشته باشد و نیز شخص وام گیرنده یک ضامن که کارمند هست رو دارد , و اگر دلال ان دو میلیون را انکار کند ایا شخص میتواند علیه دلال اقامه دعوا کند.
    پاسخ:
    سلام علیکم. بفرمایید اون دو میلیون تومان چرا به دلال داده شد و حالا چرا میخان ازش پس بگیرن؟ 
    سلام استاد.چراقسمت اول ماده ۳۸۰ق.م دراعساراعمال نمیشه اماقسمت دوم ان دراعساراعمال میشه؟وایامیشه گفت حق فسخ درقسمت اول ماده به استنادخیارتفلیس است وقسمت دوم ماده حق فسخ به استنادخیارتعذرتسلیم است؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، مستند جنابعالی چیست که ماده رو تقسیم فرمودید به دو قسمت و در هر زمینه حکمی جداگانه مقرر فرمودید؟ لطفاً آدرس دقیق مطلب رو ذکر بفرمایید تا مراجعه کنم. 
    سلام استاد وقتتون بخیر. استاد امکانش هست که منابع ازمون وکالت سال 96 رو در وبلاگ قرار بدید چون هر سایتی یک نوع منبع رو قرار داده که بعضا هم کامل نیستن و دچار سردرگمی شدم.
    پاسخ:
    سلام علیکم. به لینک ذیل مراجعه فرمایید :

    http://snshahrokhi.blog.ir/1394/04/24-3
    سلام استاد.روزمعلموبهتون تبریک میگم.ایااقاله به وسیله معامله باخودواقع میشه؟یعنی یک طرف عقدمیتونه وکالتاازجانب طرف دیگرواصالتاازجانب خودعقدرااقاله کند؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، این سؤال، صراحتاً در کتب منبع، بررسی نشده اما میشه گفت اقاله، مخصوص به موردی است که دو ارادهٔ متمایز در عقد وجود داشته باشه، با همون استدلال که در معامله با خود، خیار مجلس وجود نداره، میشه گفت اقاله هم وجود نداره. 
    سلام استاد.ثالثی ک دین مدیون رومیپردازه ایارضایت طلبکارهم لازمه براگرفتن دین؟یعنی نوعی ضمانه؟سوال ۱۳وکالت ۹۱دراین موردرضایت طلبکاررولازم دونسته امابه نظرم غلطه
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    جز در مواردی که تأدیه به شخصیت مدیون بستگی داره طلبکار، موظف هست که تأدیه از جانب شخص ثالث رو بپذیره. 
    کتاب قواعد عمومی قراردادها، ج 4، شماره‌ی 694.
    اشتباه درزیرنویس ۴منظورش اشتباه دریافت کننده است؟ی لحظه این برداشتم اومدتوذهنم
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    بله، برداشت جنابعالی صحیح هست. منظور از اشتباه، اشتباه دریافت کننده هست. 
    سلام استاد.وقت بخیر.زیرنویس ماده ۲۶۶ق.م درنظم حقوق کنونی میگه دین مشمول مرورزمان اگربه اشتباه پرداخت کننده نسبت به امکان مطالبه ان پرداخت شودقابل استردادنیست امازیرنویس ۴ان میگه پرداخت درنتیجه اشتباه طرف درتحقق دین موثرنیست یعنی انچه پرداخت شده است قابل استرداداست؟اگرچنین است ایاق.گذارخواسته است بین تعهدات ناقص وتعهدات روبه کمال دراین مورد(یعنی پرداخت ناشی ازاشتباه)تفاوت قائل شود؟میل واراده چه معناهایی دارن؟
    سلام استاد.میشه ماده ۴۲۷روتوضیح بدین؟
    پاسخ:
    منظور این ماده این هست که اگر قرار باشه خیار عیب اعمال بشه و ارش گرفته بشه باید ما بدست بیاریم که قیمت مبیع معیوب در بازار چند هست و این قیمت، چ نسبتی با قیمت مبیع سالم در بازار داره. فرض بفرمایید :
    قیمت مبیع در قرارداد : 300 تومان هست. 
    اگر قیمت مبیع سالم هم در بازار، همون 300 تومن باشه، باید از بازار بپرسیم ک قیمت مبیع معیوب، چند تومن هست، فرض کنید میگن 200 تومن، در این صورت مشخص است که بایع صد تومن باید به عنوان ارش بپردازه به مشتری. 
    اما اگر قیمت مبیع سالم در بازار مثلا 500 تومن باشه و قیمت مبیع معیوب در بازار 250 تومان، در این صورت باید نسبت این دو قیمت (ینی قیمت مبیع سالم در بازار و قیمت مبیع معیوب در بازار) رو بدست بیاریم و همون نسبت رو در قیمت قراردادی لحاظ کنیم، مثلا در این مورد، نسبت 500 به 250، نصف هست، پس ما هم باید نصف 300 تومن رو به عنوان ارش بپردازیم، بر این اساس، فروشنده موظف هست که 150 تومن، ک میشه نصف 300 تومن رو به عنوان ارش به مشتری بپردازه. 
    اگر توضیح، واضح نیست بفرمایید کجاش رو متوجه نشدید تا بیشتر توضیح بدم. 
    1. سلام استاد.وقت بخیر .
    2. استادمنظورم ازحکم دومی درسوال قبلی وقف اموال ورشکسته است که چه حکمی داره؟
    3. استادایادربند1ماده 35ا.د.م منظورازاعتراض ب رای فقط واخواهی است ؟وشامل اعتراض ثالث واعتراض به قرارتامین خواسته واعتراض به رای داوری واعتراض به رددادخواست ک به دلیل نقص دادخواست صادرشده است نمی شود؟
    4.  استادسوال امروزم اینه که دعوای ورشکستگی مالی است یاغیرمالی؟اگه میشه توضیح هم بدین.
    5. ایاسوالاتی که ادامه سوالات قبلی است رانبایدباسوال جدیدی پرسید؟مثل همین پیامی که الان فرستادم
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    2. بدون رضایت طلبکارها، غیر نافذه. 
    3. با توجه به اینکه مراحل دادرسی، در این ماده پشت سر هم اومده و به دنبال بحث اعتراض، سخن از تجدیدنظر و فرجام و اعاده دادرسی گفته شده، باید معتقد به این باشیم که منظور از اعتراض، همون واخواهی هست، اصولاً در ادبیات آیین دادرسی، وختی سخن از اعتراض به عنوان یک مرحله دادرسی هست و قرینه‌ای هم در بین نیست، منظور، همون واخواهی هست. 
    4. غیر مالی ست. توضیح خاصی هم به نظرم نمیرسه، در کتب حقوقی هم ندیدم استناد خاصی در این زمینه شده باشه. (حقوق تجارت، فرحناکیان، صفحه‌ی 512،ذیل شماره‌ی 6)
    5. مشکلی نیس، مطرح بفرمایید. مشروط به اینکه سؤالاتی که در ادامه سؤالات قبلی هستن، خودشون سؤال جدید نباشن. لطفا انقد هم از لفظ استاد استفاده نفرمائید توی کامنتا، الان بشمارید ببینید توی همین چند خط، چند مرتبه فرمودید استاد!!!!!!!!! 
    سلام دکتر لطف میکنید زیرنوبس سه ماده 708روتوضیح بدید کتاب نظم دکترکاتوزیان
    پاسخ:
    و علیکم السلام. 
    ینی اگر ضامن از فروشنده در مقابل خریدار ضمانت کنه که من ضامنم اگر لازم شد فروشنده ثمنت رو پس بده من میدم بجاش؛ اگر در چنین شرایطی، مبیع، معیوب دربیاد و خریدار، مطالبه‌ی ارش کنه، ضامن باید ارش رو بپردازه، چون قانون مدنی فقط اقاله یا فسخ رو باعث بری شدن ضامن دونسته و نه معیوب در اومدن مبیع رو، پس ضامن، در صورت معیوب در اومدن مبیع، همچنان مسؤول خواهد بود. 
    باز اگر ابهامی در زمینه این مطلب هست بفرمایید تا توضیح بدم خدمت جنابعالی. 
    سلام استاد.وقت بخیر.استادمنظورازدادگاههای هم عرض وغیرهم عرض چیه ؟میشه بامثال توضیح بدین .ممنون ازاین که وقت میذارین
    پاسخ:
    سلام علیکم، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    دادگاه هم عرض، دادگاهی ست که از نظر نوع و صنف و درجه با دادگاه دیگر یکسان باشه، مثلاً شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب خرم‌آباد، از نظر نوع، اختصاصی، از نظر درجه، بدوی و از نظر صنف، قضایی ست و به همین دلیل با شعبه‌ی دو دادگاه انقلاب خرم‌آباد که همین سه ویژگی رو داره، هم عرض خواهد بود. 
    خواهش میکنم. 
    سلام دونفر دریک زمین مشاعا شریک بوده اند وتقسیم به صورت عملی صورت گرفته وسهم هرکس مشخص شده حالا شرکت نفت لوله های نفت رو اززمین یکی از دونفر(مثلاالف)عبور داده وگفته که پولشو میدم حالا که الف واسه پول مراجعه کرده شرکت میگه که اون شریک اعتراض کرده وگفته منم دراون قسمت زمین (متعلقبه الف) شریکم وشرکت الان به الف گفته برو ازدادگاه حکم بگیر؟سوال من مشخصا اینه ایا الف میتونه دعوای ممانعت ازحق علیه شریک سابق اقامه کنه یاخیر وچرا؟یافقط علیه شرکت میتونه اقامه دعواکنه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    اگر شریک، دلیلی بر تقسیم عملی داشته باشه و بتونه ثابت کنه که تقسیم انجام شده، در این صورت، شریکی که لوله‌ها از زمینش رد نشده، نمیتونه ادعای حقی بر شریک دیگر داشته باشه. در حال حاضر، شریکی که معتقد به نفوذ تقسیم هست باید در دادگاه اقامه دعوی کنه به خواسته‌ی تنفیذ تقسیم. چون در حال حاضر، ظاهراً شریک دیگر منکر تقسیم هست و در چنین شرایطی اقامه‌ی دعوای ممانعت از حق، صحیح به نظر نمیرسه. 
    با عرض سلام و تبریک عید میلاد مولا علی ع و روز مرد خدمت شما استاد عزیز؛
    1- بنده خانه ای خریده ام دو طبقه ازمبلغ منزل 20 میلیون تومان باقی مانده ک در هنگام تحویل کلید یعنی 95/12/27تحویل بگیرد ولی این آقا تاکنون کلید را تحویل نداده و مرتب تماس می گیرد پول بده. و من هم درجواب گفته ام تا کلید تحویل ندهی پول نمیدهم بفرمایید باید چه کنم؟
    2- همین آقا با مادرش قرار داد دارد در طبقه پایین منزل مورد نظر ولی قرارداد از نظر بنده باطل است چون همان آقا با مادرش در قرارداد جدید با اینجانب امضاء و انگشت زده اند که منزل را در تاریخ 95/12/27 تحویل نمایند ولی خانه را تحویل نمیدهد. تا کنون شکایت نکرده ام فقط خواستم به خیر و خوشی پایان پذیرد ولی متاسفانه هرچه کوتاه میام آنها پرروتر میشوند. لطفا راهنمایی فرمایید استاد عزیز که با اینها چکار کنم؟ صمیمانه سپاسگزارم
    پاسخ:
    سلام علیکم، ممنونم از جنابعالی. 
    1. باید علیه فروشنده اقامه دعوی کنید به خواسته الزام به انجام تعهدات قراردادی. 
    2. چاره‌ای جز اقامه دعوی نیست، قرارداد بین فروشنده و مادرش، بر فرض که صحیح هم باشد در مقابل جنابعالی قابل استناد نیست. 
    1. سلام استاد.
    2. ببخشیدکه چندساعت زودترسوالوپرسیدم .
    3. استادایاوقف عین مرهونه که غیرنافذاست باماده 65 به دلیل یکسان بودن حکمشون به هم ربط دارند.
    4. ایامیشه به ماده 793استنادکرد.
    5. استادمیگم نمیشه اگه سوالاتی که جوابشون کوتاهه باهم پرسیدمثلادویاسه تا.اخه من خیلی ازتون سوال دارم واینطوری به هیچ جانمیرسم.
    6. استادی چیزدیگه میگم توکتاب دوراندیشان نوشته وقف عین مرهونه واموال ورشکسته به دلیل مغایرت بالزوم دایمی بودن وقف باطل است.حکم دومی چی میشه ؟واسه همین خاطره گیج شدمه.
    7. کلاازکتابای دوراندیشان اشتباه دیدمه به نظرتون کتاباشوبخونم ؟.دراین زمینه اطلاع دارین ؟
    8. استادتااینجامربوط ب سوال دیروزبودسوال امروزم اینه که دربند1م 35گفته وکالت راجع به اعتراض ب رای منظورش ازاعتراض ب رای چیه؟
    9. استاد بازم ممنون
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. خواهش میکنم. 
    3. یکسان هستن این دو حکم، ینی حکم عدم نفوذ رو از از ماده‌ی 65 قانون مدنی هم میشه استنباط کرد. 
    4. بله، میشه. 
    5. ممکنه سؤالی از نظر جنابعالی جوابش کوتاه باشه، ولی نیاز به بررسی بسیار وقتگیری برای یافتن پاسخ داشته باشه، بنابراین ضمن عذرخواهی از جنابعالی، درخواست دارم جنابعالی هم قوانینی که برای همه هست رو رعایت بفرمایید، با تشکر از جنابعالی. 
    6. منظور جنابعالی از حکم دومی رو متوجه نشدم، لطفاً در صورت امکان، توضیح بفرمایید تا اگر بلد بودم پاسخ رو عرض کنم خدمتتون. 
    7. کتابای دوراندیشان ،از بقیه کتابای موسسات بهتر هستن و البته بدیهی هست که هیچ کتابی بدون اشکال نیست. 
    8. ینی واخواهی. 
    9. خواهش میکنم. 
    سلام استاد.استادببخشیدکه چندتاسوال پرسیدم اصل ششم قوانینتونونخونده بودم.ولی خداییش اینطوری کارخیلی سخت شد.ی سوال وقف عین مرهونه ورهن گذاردن مال موقوفه چ حکمی دارن.ایاباطل اند.
    پاسخ:
    سلام علیکم، خواهش میکنم. از جنابعالی عذرخواهی میکنم. 
    وقف عین مرهون، غیر نافذه و با تنفیذ مرتهن، صحیح خواهد شد. ماده‌ی 65 قانون مدنی بر همین نکته اشعار داره، اما رهن عین موقوفه باطل است چون پس از وقف، امکان استیفای طلب از عین مرهون از بین میره و با مقتضای ذات رهن، منافات داره. ماده‌ی 773 قانون مدنی هم همین نکته رو بیان کرده. 
    سلام استاد وقت بخیر.چن تاسوال دارم .وقف معلق چ حکمی داره ق چیزی نگفته است.شرط خیاردرضمان ونکاح ووقف باطل وغیرمبطل است درسته.ماده 427رومیشه ساده بگین چی میگه متوجه نمیشم چی میگه.زیرنویس 6 ماده 59ق مدنی درنظم حقوق کنونی چی میگه.عمل ب وقفیت یعنی چی.م 1055ق مدنی چی میگه.دعوای غصب ومطالبه قیمت برفروشنده مال به متقاضی ثبت منافاتی بام 24 ق ثبت نداردیعنی چی.زیرنویس 2م 356ق مدنی چی میگه .اعتراض ثالث نسبت ب قرارقبول دستورموقت هست یاردقرارراهم شامل میشه.سندعادی لازم الاجراب جزچک دیگه چی هست.اصلادیگه موردی دیگه هست.دعوای تخلیه یدازاعیان مرهونه ومستاجره غیرمالی هست.درصورتی ک خواسته درقسمت شرح دادخواست نوشته شودایابه ان توجه میشودیااخطاررفع نقص صادرمیشه.باتوجه به تغییرات به عمل امده درنحوه ابلاغ یعنی الکترونیکی شدن ان ایا قسمت مربوط به ابلاغ درادم براازمون وکالت و...تغییرنمیکنه یاقانون دیگه ای تصویب نکردن ک بایدبخونیم.وکالتنامه وکیل سندرسمی است.ابلاغ ب خوانده مجهول المکان درخارج چجوری صورت میگیره.تبصره 1م 309ادم ک میگه تصحیح ان درمدت قانونی .....همون 20روزیادوماه قبل ازتصحیح براواخواهی یاتجدیدنظرحساب میشه یااززمان تصحیح رای حساب میشه .اولیش میشه به نظرم درسته. ماده 326تا329رولازم نیس اصلابخونی یابایدخوانده شود
    پاسخ:
    سلام ، نظر ب  اینکه ب دلیلی ک در متن مطلب بیان کردم (تذکر شماره‌ی ششم) من هر روز ب یک سؤال حقوقی از هر بازدیدکننده‌ پاسخ میدم، بنابراین من فعلاً پاسخ سؤال اولی رو که مطرح فرمودید عرض خواهم کرد و در مورد بقیه‌ی سؤالات، در صورت تمایل، لطفن هر روز یک سؤال رو مطرح بفرمائید اگر پاسخش رو بلد باشم عرض خواهم کرد پاسخ رو. با عرض پوزش از جنابعالی. 
    مقنن فقط در مورد ضمان و نکاح، تعلیق رو موجب بطلان عقد دونسته، بنابراین در سایر موارد از جمله وقف، تعلیق در عقد، باعث بطلان عقد نخواهد بود قاعدتاً. والله اعلم. 
    سلام استاد.سال نو مبارک باشه..من دنبال ی کتاب در مورد بررسی قاعده الحاکم ولی ممتنع هستم،ممنون میشم اگه راهنمایی م کنید.
    پاسخ:
    سلام علیکم. سال نو بر جنابعالی هم مبارک. 
    بهترین کتابی که میتونید در این زمینه گیر بیارید کتاب قواعد فقه، جلد سوم، بخش قضایی، دکتر سید مصطفی محقق داماد هست که در فصل پنجم این کتاب، به این موضوع، پرداخته شده. 
    سلام استاد
    اگه بیمه از نوع بیمه مسؤلیت یا بیمه اموال باشه و شرکت بیمه کل خسارت را به زیان دیده بپردازد ،بیمه گرمیتواند پس از جبران خسارت ،به وارد کننده ی زیان رجوع کند؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، بحثش مفصل هست، به احتمال زیاد، سؤال بقیه‌ی دانشجویان هم هست. روی همین حساب در کلاس مطرح بفرمایید تا برای همه‌ی دانشجویان توضیح بدم. با عرض پوزش از جنابعالی. 
    آیا شما تافل دارید یا هر مدرک دیگر زبان،در قسمت آزمون نوشتید واسه دکترا دولتی حتما زبانتون قوی باشد اماکنش هست بدون زبان انگلیسی دانشگاه دولتی قبول شد ،یعنی بدون زبان باید با دکترا دولتی خداحافظی کرد ؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    قاعدتاً بدون دونستن زبان، باید باید با دکترای دانشگاه دولتی خداحافظی بفرمایید، چون حتی اگر فرض کنیم که توی آزمون ورودی موفق بشید توی گذروندن درسا و رساله، گیر میکنید. من چون بشخصه توی آزمون سازمان سنجش، 50 درصد زبان انگلیسی زده بودم، گفتن نیازی به مدرک تافل یا این قبیل موارد نیست، ولی در حالت عادی باید مدرک آزمون زبان انگلیسی هم داشته باشید تا اجازه دفاع از رساله‌ی دکتری بدن. 
    سلام جناب شاهرخی سال نو برشماوخانواده محترم مبارک باشه وممنونم ارتبریک جنابعالی
    سلام سوالم ازکتاب شرح اللمعه( باب دین) اخرای (القسم الاول )است لطف کنید این متن روتوضیح دهید(ولوالتمس بعض الغرماءفان کان دینهم یفی بماله ویزیدجازالحجر وعم والافلا علی الاقوی)
    پاسخ:
    سلام علیکم، سال نو بر جنابعالی و خانواده محترم مبارک. إن شاء الله، سالی پر از موفقیت و سلامتی باشه براتون و بتونید نتیجه‌ی تلاش‌هاتون رو بگیرید. 
    میفرماید که اگر بعضی از طلبکاران، خواستار صدور حکم حجر مدیون بشن و نه همه‌ی طلبکاران، در صورتی که دین این دسته از طلبکاران، به اندازه‌‌ی کل اموال مدیون باشه یا بیشتر از اموال مدیون هم باشه، در این صورت حاکم میتونه حکم حجر مدیون رو نسبت به همهٔ طلبکاران صادر کنه و نه فقط نسبت به افرادی که درخواست صدور حکم کردن، در این صورت، اموال مدیون، بین همه‌ی طلبکاران، به نسبت طلبشون تقسیم میشه. و الا اگر میزان طلبِ درخواست کنندگان صدور حکم حجر، زیادتر از میزان اموال مدیون نباشه، در این صورت، بنا بر قول قوی‌تر، صدور حکم حجر، جایز نخواهد بود، چون اگر در این صورت، بخایم به درخواست بعضی از طلبکاران، حکم حجر مدیون رو صادر کنیم و اموال رو بین درخواست کنندگان، تقسیم کنیم، حقوق بقیه‌ی طلبکاران، ضایع میشه. 

    1. سلام استاد 
    2. 1.پیشاپیش عیدتون مبارک 
    3. امیدوارم توی سال جدید به هرچیزی که میخواین برسین 
    4. و آرزو میکنم که همیشه خواسته و رویا و آرزو داشته باشید چون انسان بدون آرزو و رویا دیگه زندگی براش معنایی نداره و حرکت به جلو براش غیر ممکنه .
    5. 2.میخواستم بپرسم یه وکیل میتونه روانشناس هم باشه ؟ یعنی منظورم اینه که میتونه هم پروانه وکالت داشته باشه و هم پروانه سازمان نظام روانشناسی ؟3.میتونه هر دوکار رو باهم انجام بده ؟ هم مشاور روانشناس بالینی باشه هم وکیل ؟؟!!!!4.از نظر قانونی مشکلی نداره ؟
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. بر جنابعالی هم مبارک. 
    3. من هم برای جنابعالی سالی سرشار از موفقیت رو از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم. 
    4. بله، همینطوره ک جنابعالی میفرمائید. 
    5. متأسفانه اطلاع خاصی در این زمینه ندارم. با عرض پوزش از جنابعالی. 
    سلام استاد
    1-اگر بخوایم آزمون وکالت تهران شرکت بکنیم حتما باید در تهران آزمون بدیم ؟
    2-شما اطلاع دارید که تا چه رتبه ای میشه آزمون وکالت تهران قبول شد ؟
    3- به نظر شما آزمون وکالت مرکز بهتره یا شهرستان ؟
    4- احتمال قبولی در شهرستان بالاتر هست یا تهران ؟
    5-به نظر شما کار کردن توی شهرستان سخت تره یا تهران ؟ چون هر خیابونی رو که می بینم کلی تابلوی وکیل هست که بعید میدونم همشون مشغول به کار باشن !!!!!
    پاسخ:
    و علیکم السلام. 
    1. بله. سابقاً همینطور بود، الان رو اطلاع دقیق ندارم. 
    2. سال به سال، متفاوت هست، سالی که من قبول شدم، تا رتبه‌ی 300، خود شهر تهران قبول میشد. 
    3. از چ نظر میفرمائید؟ پاسخ کلی نمیشه داد. 
    4. بستگی داره هر سال تهران چند نفر بگیره و استانی که مد نظر جنابعالی هست چند نفر بگیره، متأسفانه به این سؤال هم نمیشه یه پاسخ کلی ارائه کرد. 
    5. تهران اگر آشنا داشته باشید که وکیل باشه و باهاتون کار کنه و شما رو معرفی کنه و بندازه روی غلتک، بهتر هست، در غیر این صورت تفاوت چندانی نداره. 
    سلام استاد
    الفارق اسم کامل کتابه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، در تلگرامتون پاسخ دادم. 
    سلام در کتاب شرح لمعه باب دیات فصل چهارم درتوابع درمورد دیه جنین گفته شده فعزل فعشره دنانیر بین الزوجین اثلاثا)منظور ازثلاثا چیست؟درکتاب اقای مسجدسرایی ترجمه شده دوسوم ان به زن ویک سوم ان به شوهرمیرسد امامن درفایل صوتی حوزه گوش دادم قبلا میگفت که دوسوم مرد ویک سوم زن البته اگه اشتباه نکرده باشم لطفا راهنمایی بفرمایید
    پاسخ:
    سلام علیکم، همون چیزی که در فایل صوتی حوزه گوش دادید، صحیح هست، دو سوم به مرد و یک سوم به زن میرسه. در واقع، مادر، چون حاجب نداره، یک سوم میبره، پدر هم دو سوم باقیمانده رو دریافت میکنه که از این دو سوم یک ششم رو به موجب فرض میبره و یک ششم به اضافه یک سوم رو هم به قرابت میبره؛ که دو تا یک ششم و یه یک سوم جمعاً میشه همون دو سومی که سهم پدر هست.

    تقسم العشرة بینهما ثلثین و ثلثاً. ثلثان للرجل. و ثلث للزوجة حسب فرض توارثهما من ولدهما إذا مات و خلف أبا و أما. فإن الأم ترث منه الثلث، لعدم الحاجب لها. و الأب یرث الثلثین سدسا بالفرض، و سدسا و ثلثا بالقرابة.

    سلام استاد
    در کتاب دکتر صفایی و رحیمی شماره ۶۱ خط ۴در تعریف ضرر گفتن در قاموس ضرر به معنی ضد نفع و سو ءحال آمده ....منظورش از سوء حال چیه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، سوء حال، ینی بد حالی. 
    سلام استاد
    اگه امکان داره شماره ۲۰۷از کتاب حقوق شرکت های تجاری دکتر کاویانی رو توضیح بدید .......ممنون استاد
    پاسخ:
    سلام علیکم، ینی در مورد شرکت تجاری، وضعیت جنون یا سفه مصداق نداره ک بخایم بررسی کنیم توی اون وضعیت، اهلیت استیفاء شرکت، چگونه خواهد بود، در واقع چنین تصور میشه که شرکت تجاری، داری اهلیت کامل هست. 
    سلام استاد این جمله رو معنی کنیدلطفا متن از شرح لمعه باب لواط::وکذالوتاب مع الاقرار؛ولکن یتخیرالامام فی المقرقبل التوبه بین العفووالاستیفاء
    پاسخ:
    سلام علیکم، 
    و همچنین است اگر پس از اقرار، توبه کند، اما اگر حد با اقرار ثابت شده و هنوز توبه نکرده است، امام علیه السلام، مخیر است که حد را جاری ساخته و یا وی را عفو کند. 

    دو سؤال قدیمی از جنابعالی رو هم ظرف روزهای اخیر پاسخ دادم، در صورت تمایل، رجوع بفرمایید به این لینک و این لینک. با عرض پوزش بابت تأخیر در پاسخگویی. 
    1. سلام استاد وقت بخیر 
    2. سوالی دارم درمورد اینکه مرد میخواد زنی که مهریه اش صد سکه اس طلاق بده شرایط گرفتن مهریه چطوره باید کامل پرداخت کنه این صدتارو یا قسط بندی میشه 
    3. وقتی که کارمند مرد چطور براش تعیین میکنن 
    4. اگر زن خیانت کرده باشه مهریه به او تعلق میگیره
    5.  ومرد چه راه های برای اثبات خیانت داره ممنون اگه پاسخ بدید با تشکر
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    2. اگر توانایی پرداخت یکجا نداشته باشه، تقسیط میشه.
    3. هر ماه باید یک سکه یا نیم سکه بپردازه.
    4. خیانت باعث سقوط مهریه نمیشه.
    5. بستگی داره که خیانتش در چه حد باشه. هر نوع از خیانت، طریقه اثباتش متفاوت هست. 
    1. سلام 
    2. اگرمشتری دربیع مغبون شده وباجهل به مغبون شدن مبیع رابفروشد ایا باعلم به مغبون شدن میتواند بیع رافسخ کند
    3.  اگر معامله دوم اقاله شود ومبیع به ملکیت مشتری برگردد چی؟
    پاسخ:
    1. سلام علیکم.
    2. انتقال مال، با وجود جهل به غبن، مسقط خیار غبن نیست.
    3. باز هم میتونه خیار غبن خودش رو اِعمال کنه و مانعی برای اعمال خیار به نظرم نمیرسه. 
    سلام جناب شاهرخی منظور ازثلث وحبس درماده367ا.د.م چیست اگر دوسوال محسوب میشود منظورازحبس را توضیح دهید لطفا؟؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، 

    منظور از ثلث، همون ثلث مؤبد یا ثلث باقی است و آن، مال غیر منقولی ست که موصی اون مال رو از محل ثلث ترکه برای صرف در مصارف خیر معین کنه که منافع اون برای همیشه و بدون تحدید به مدت معین، در اون مصرف که معین شده هزینه بشه. 

    منظور از حبس هم همون حبس مؤبد است. ینی جایی که مالک، حق انتفاع از مال خودش روبروی همیشه به منتفع و در صورت نبود منتفع، به وراث منتفع واگذار میکنه و تفاوتش با وقف هم در اینه که در حبس مؤبد، بر خلاف وقف، مال از مالکیت مالک، خارج نمیشه و در صورتی که منتفع بمیره و وارثی نداشته باشه مجدداً مال به مالکیت مالک برمیگرده. 
    سلام استاد باعرض خسته نباشید.
    سوالم این هست که مثلا توی تصادف دوتا ماشین.خواهان از راننده ی مقصر یاهمون خوانده طلب خسارت بیمارستان حمل ماشین باجرثقیل وهزینه ی تعمیرات ماشین رو ازدادگاه درخواست میکنه.دادگاه پس ازجلب نظرکارشناس مبلغ600هزاربابت خسارت وارده حکم میده.خوانده خسارت رو پرداخت میکنه.حالا سوال اینجاست ایا خواهان دوباره میتونه ازیک جهت دیگه مثلا افت ماشین یاهمون پایین اومدن قیمت ماشین دراثرتصادف پس ازدریافت خسارت دوباره پرونده رو به جریان بندازه وطلب خسارت کاهش قیمت ماشین رو داشته باشه؟؟درصورت مجازبودن خوانده چه دفاعی میتونه داشته باشه.
    سپاسگزارم
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    نسبت به هر موضوعی که رضایت داده باشه، فقط نسبت به همون، حق طرح مجدد دعوا رو نداره، مگر اینکه در رضایتی که در دادگاه داده، به طور مطلق، حق هر گونه طرح دعوی جدید رو از خودش سلب کرده باشه که در این صورت دیگه نسبت به هیچ زیانی حق طرح دعوی نخواهد داشت. 
    سلام و احترام
    دو سوال داشتم ممنون میشم پاسخ دهید.

    1. برای مطالعه ی تجارت های دو و سه دکتر اسکینی و دکتر کاویانی برای ارشد , ابتدا کدام کتاب مطالعه شود بهتر است؟؟و اینکه پشت سرهم مطالعه شوند یا با فاصله ی زمانی؟؟؟

    2.حذفیات تحریرالروضه فی شرح لمعه به طور دقیق چه سر فصل هایی می باشد؟؟؟اگر امکانش هست سر فصل ها را نام برید.(به طور مثال سر فصل های : شکار /ذبح/سوارکاری و....حذف هستند؟)

    پیشاپیش از پاسخ گویی شما متشکرم
    پاسخ:
    و علیکم السلام.
    1. به نظرم اول، کتاب دکتر کاویانی رو مطالعه بفرمایید بهتر هست. یکی دو هفته فاصله بندازید تا مطالب در ذهنتون رسوب کنه. 
    2. به طور کلی، مطالبی که جنبه حقوقی ندارن از همون قبیلی که نام بردید رو مطالعه نفرمائید، ولو به طور رسمی هم حذف نباشن اما ارزش وقت گذاشتن ندارن. چون ممکن هست که هر چند سال یکبار، یک سؤال ازشون مطرح بشه. 
    سوال دوم : در رابطه با منابع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی96

    ایا با توجه به تصویب قانون جدید بیمه ی اجباری مصوب 95 , لازم است مسعولیت مدنی دکتر صفایی مطالعه شود یا همان مسعولیت مدنی دکتر کاتوزین ؟؟؟

    پیشاپیش از پاسخ گویی شما متشکرم.
    پاسخ:
    سلام علیکم، سؤالاتی که سابقاً مطرح فرمودید رو در همون جا پاسخ دادم. مراجعه بفرمایید به این لینک. 

    الان من توی خونم نشستم، سندم دارم. طرف میره با چهار تا شاهد میاد که سابقا اینجا متصرف بوده ؛بعدش منو با دعوای تصرف عدوانی میکنن بیرون؟؟؟
    بعد من که کارتن خواب شدم، واسه پس گیری مالم چه کار میتونم بکنم؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. دعوای مالکیت طرح بفرمایید و به عنوان غاصب بندازیدش بیرون. 
    سلام اقای شاهرخی گرامی فقط پیام دادم بگم دوستتون دارم وهمیشه مدیون محبتاتون هستم
    پاسخ:
    سلام علیکم، این محبت دوجانبه هست مطمئن باشید، هیچ دینی هم بر گردن جنابعالی ندارم. صرفاً انجام وظیفه کرده‌ام، ضمناً سؤالات علمی‌ای هم که مرقوم فرموده بودید پاسخ داده خواهد شد. 
    سلام استاد خسته نباشید ....ما شرط غیر ضمن عقد داریم ؟؟ ....استاد ازتون خیلی ممنونم که به سوالام جواب میدین چون عجله ای برای پاسخ نیست این سوال رو در نوبت خودش پاسخ دهید .....سپاس
    پاسخ:
    سلام علیکم. شرط، اصولاً ینی امری تبعی و وابسته به عقد، اگر ضمن عقد نیاد میشه یه عقد جدید. 
    سلام استاد .......وقت به خیر ....تبادل لوایح یعنی چی؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    ینی خواهان و خوانده، به طور مکتوب، ادعاهای خود، و دفاعیات خودشون در برابر ادعاهای رقیب رو در اختیار دادگاه قرار بدن تا دادگاه هم اون رو به طرف مقابل بده و از این طریق هر طرفی در جریان ادله و دفاعیات طرف مقابل قرار بگیره.  
    سلام.بعد ازصدور حکم اعسار,زوج ایا سکهایی که باید زوج بپردازد. از,زمان صدور حکم محاسبه میشود یا زمان قطعی,شدن حکم اعسار
    پاسخ:
    و علیکم السلام. متوجه منظور جنابعالی نشدم. در صورت امکان بفرمایید منظورتون از سکه‌هایی که زوج باید بپردازد چی هست. 
    سلام اقای شاهرخی
    من امسال ارشد تبت نام کردم
    متون فقه و ا.د.م ,و مدنی و تجارتو تاحدودی میخونم
    ولی زبان هیچی نخوندم
    سطح من تو زبان هم بالا نیست شاید یه چیزی تو حدود 5 تا 10 درصد باشه
    میخواستم بدونم تو این 3 ماهی که برای ارشد وقت هست سراغ زبان برم یا نه
    به نظرتون وقت تلف کردنه با توجه به اینکه سطحمم تو زبان زیاد جالب نیست
    به نظرتون فقط این 4 تا کتابو جمع بندی کنم میتونم دانشگاه دولتی قبول بشم
    خیلی ممنون
    پاسخ:
    سلام علیکم، توی سه ماه، به نظرم خیلی سخت هست که بخاید زبان انگلیسی رو به جای قابل قبولی برسونید. برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم. 
    سلام علیکم استاد . به نظر شیخ انصاری در بحث خیار مختص مشتری در بحث مال کلی فی الذمه بیع منفسخ میشود یا خیر .
    پاسخ:
    سلام علیکم، خیر. منفسخ نمیشه و تلف، از مال مشتری خواهد بود. 
    سلام استاد .... ..میشه راه تشخیص شرط نتیجه با شرط فعل رو با توجه به این که شرط فعل ممکنه انجام دادن عمل حقوقی باشه رو توضیح بدید .....ممنون استاد .....ببخشید به خاطر وقتی که ازتون میگیرم
    پاسخ:
    و علیکم السلام. 
    در شرط فعل، انجام کاری پس از انعقاد قرارداد، بر مشروطٌ‌علیه، شرط میشه، حالا اینکار ممکنه انجام یک فعل مادی باشه یا انجام یک عمل حقوقی، در شرط نتیجه، شرط میشه در خودِ عقد- و نه پس از عقد - نتیجه‌ی یک عمل حقوقی، محقق بشه. 
    سلام استاد وقت به خیر ......اگر ضمن عقد بیع ،ابراء برادر فروشنده از دین بر خریدار شرط شود ،این چه نوع شرطی است؟
    پاسخ:
    و علیکم السلام، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    اگر شرط بشه خریدار، برادر فروشنده رو پس از وقوع عقد بیع، ابراء بکنه این میشه شرط فعل و اگر ضمن عقد شرط بشه دین برادر فروشنده نسبت به خریدار، ابراء شده محسوب بشود، ینی نتیجه‌ی عمل حقوقی ابراء، ضمن عقد حاصل بشه، این میشه شرط نتیجه. 
    سلام استاد ...ممنون بابت پاسخگوی به سوالات........در کتاب دکتر شهیدی صفحه ۱۶۹در مبحث تعهد و تادیه مال بدون تعهد و ماده ۲۶۵ و دو تفسیری که از این ماده برداشت میشود میگن که ما هیچ یک از دو تفسیر رو ازین ماده برداشت نمیکنیم و ماده نسبت به این امر ساکت است و بعدش میگن که جایی که گفته ظاهر در عدم تبرع است این نیست که تادیه ظاهر در وجود دین باشد بلکه فقط این مقدار را افاده میکند که تادیه ظهور در عدم تبرع دارد و عدم تبرع هم منحصرا ملازمه با وجود دین ندارد بلکه بلکه ممکن است دینی وجود نداشته باشد ولی تادیه کننده اشتباها تصور دین میکرده یا قصد تودیع یا قرض و یا در مواردی عاریه را ادا کرده باش ......(وقوع اشتباه یا قصد تودیع و غیره با اصل عدم منتفی است لذا فرض تادیه دین باقی میماند ولی در پاسخ میتوان گفت که اصل عدم نسبت به این امور با اصل عدم دین معارض است و تعارض دو اصل ،موجب تساقط آن دو خواهد بود و در نتیجه با ثبوت تصرف قبلی تادیه کننده نسبت به مال مورد تادیه ،مال مزبور از آن تادیه کننده شناخته میشود که در صورت عدم وجود دلیل بر اشتغال ذمه تادیه کننده ،گیرنده باید آن را به متصرف قبلی تادیه کننده بدهد )منظور از اصل عدم چیه ؟؟......استاد اگه امکان داره عبارت داخل پرانتز رو توضیح بدید
    پاسخ:
    و علیکم السلام. خواهش میکنم. 
    منظور از اصل عدم این است که: همه چیز از عدم و نیستی به وجود آمده، و «هست» گردیده است. پس اصل، عدم هر چیز است تا وجودش ثابت گردد. بنابراین با اصل عدم حکم می‌کنیم به نبودن هر امری که وجود فعلی آن مورد تردید باشد. بر این اساس هرگاه اختلافی بین دو نفر وجود داشته باشد که یکی مدعی امری و دیگری منکر آن شود، کافی است که منکر بگوید: چنین نیست و من تکذیب می‌کنم. مثلاً اگر کسی ادعا کند که فلانی از منزلش سرقت کرده، اما آن دیگری منکر سرقت شود، مدعی باید ادعای خود را با دلیل اثبات کند. و اگر دلیل اقامه نشد دادرس به اعتبار «اصل عدم» آن ادعا را رد می‌کند.
    آقای شهیدی اینجا میفرمایند که اگر کسی به دیگری چیزی بده، دو تا اصل عدم با هم تعارض دارن و به همین دلیل تساقط میکنن و هر دو ساقط میشن و از بین میرن، مثلاً شخص الف 10 میلیون تومان به شخص ب میده، اصل عدم از یکطرف اقتضا میکنه که شخص الف اشتباه نکرده و قصدش هم امانت دادن ده میلیون تومان نبوده، چرا؟ چون اصل، عدم وجود اشتباه و عدم قصد امانت است، پس بنابراین ناچاری بگیم شخص الف لابد مدیون شخص ب بوده که این ده میلیون تومان رو پرداخته، از یکطرف دیگر، اصل این است که شخص ب هم طلبکار شخص الف نبوده، چرا؟ چون اصل، عدم مدیون بودن شخص الف به شخص ب هست، بنابراین این دو اصل عدم با هم تعارض دارن و هر دو از بین میرن. چی باقی میمونه تهِ کاسه؟ اینکه شخص الف، چون قبلاً اون ده میلیون تومان رو در تصرف داشته پس با توجه به اماره‌ی تصرف، مالک اون ده میلیون تومان شناخته میشه مگر شخص ب ثابت کنه اون ده میلیون تومان به سبب قانونی به او داده شده و اگر نتونه این امر رو ثابت کنه شخص ب باید اون ده میلیون تومان رو به شخص الف پس بده. 
    سلام استاد .... در کتاب دکتر شهیدی در مورد اقاله گفتن که :در اقاله حق شفعه وجود ندارد لذا هر گاه یکی از دو شریک باغ قابل تقسیم ،سهم خود را بفروشد و شریک دیگر از حق شفعه خود استفاده نکند و حق مذکور اسقاط یا ساقط شود و سپس معامله اقاله گردد ،بر خلاف عقد بیع ،برای شریک حق شفعه به وجود نخواهد آمد ......منظورش از این جمله چیه ؟
    پاسخ:
    جنابعالی میدونید حق شفعه چی هست؟ مذکور است در ماده‌ی 808 قانون مدنی. ینی 
    هرگاه مال غیر منقول قابل تقسیمی، بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک، حصه ینی سهم خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده است به او ینی به مشتری بدهد و حصه مبیعه ینی اون قسمتی که فروخته شده را تملک کند.
    این حق را حق شفعه و صاحب آن را شفیع می گویند.

    حالا این عبارت دکتر شهیدی میگه اگر شخص الف و شخص ب توی مال غیر منقولی با هم شریک بودن و شخص الف سهم خودش رو به شخص جیم فروخت به 8 میلیون تومان مثلا و این حق برای شخص ب به وجود اومد ک اون 8 میلیون تومان رو به شخص جیم بده و سهم او رو تملک کنه ولی این کار رو نکنه و از حق شفعه‌ای ک براش به وجود آمده استفاده نکنه و سپس معامله بین شخص الف و شخص جیم اقاله‌ بشه، این اقاله‌ یه معامله جدید محسوب نمیشه بلکه برگردوندن معامله سابق به حالتِ اول خودش هست، لذا شخص ب، پس از اقاله‌ی معامله بین شخص الف و شخص جیم نمیتونه بگه یک بار دیگه حق شفعه برای من به وجود اومده و من میتونم نصف مال ک متعلق به من نیست رو تملک کنم. به طور خلاصه ینی اینکه اقاله‌، حق شفعه ایجاد نمیکنه. 

    امیدوارم توضیحاتم واضح بوده باشه، اگر سؤالی داشتید بفرمایید در خدمت جنابعالی هستم. 
    درود خدمت استاد عزیز یک سوال داشتم در مورد اخذ به شفعه در قالب یک مسئله اگر راهنمایی کنید ممنون میشم....
    ٢نفر مالک یک مزرعه ای هستند به مساحت٤٠٠ متر ، یکی از شرکا به دیگری پیشنهاد ١-فروش سهم ٢-خرید سهم ٣-فروش به ثالث ٤-تقسیم مزرعه را می دهد ؛شریک مقابل به هیچ کدام از این پیشنهادات نفیاً یا اثباتاً پاسخ نمی دهد شریک اول سهم خود را به دو نفر واگذار میکند. علت فروش سهمش نیاز مبرم مالی است ، در قرار داد شرط می کند چنانچه من نماینده ،نیاز مالی ام مرتفع شد امکان فسخ قرارداد را داشته باشم . این معامله در حضور شریک دیگر صورت می گیرد . متعاقباً قرار داد با توافق طرفین اقاله می شود .
    سوال؛
    -جایگاه اخذ به شفعه را در این قرارداد تقسیم کنید ؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. با عرض پوزش از جنابعالی.
    از پاسخ دادن به سؤالات تمرینی و امتحانی معذورم : در برخی موارد ، اساتید محترم دانشگاه‌ها برای سنجش معلومات دانشجویان خود و نیز انجام فعالیت تمرینی ، سؤالاتی را برای دانشجویان کلاس‌های خود طرح می‌نمایند ؛ هدف از طرح چنین سؤالاتی این است که دانشجو با توجه به آموخته‌های خود ، به آن سؤال ، پاسخ دهد ؛ در چنین مواردی آنچه اهمیت دارد این است که دانشجو از طریق تفکر ، معلومات خود را محک بزند و به پاسخ برسد ؛ صحیح یا غلط بودن چنین پاسخی قطعاً در درجه‌ی دوم اولویت است ؛ با عنایت به ملاحظات فوق الذکر ، رویه‌ام بر این است که از پاسخ به سؤالات تمرینی اساتید دیگر یا سؤالات امتحانی خودداری نمایم تا دانشجویان ، از طریق فعالیت علمی و ذهنی خود ، به پاسخ برسند. بنابراین از پاسخگویی ب این قبیل سؤالات معذورم. 
    سلام آقای دکتر
    یه سوال داشتم و اینکه برای آزمون ارشد رو کدوم قسمت های کتاب متون حقوقی میزان فوکوس کنیم
    پاسخ:
    سلام علیکم. قسمتای مربوط به حقوق خصوصی و حقوق جزا. 
    با عرض سلام و خسته نباشید
    در خصوص آزمون ارشد خصوصی و آزمون وکالت(بعد از 3سال شرکت و عدم موفقیت در آزمون کانون) با توجه به موفقیتهای جنابعالی در هر دو آزمون نیازمند مشاوره از شما میباشم چگونه میتوانم با شما حضورا یا بصورت ایمیل ارتباط برقرار کنم .
    لطفا معاضدت نمایید . با تشکر
    پاسخ:
    سلام علیکم. از همین طریق در خدمت جنابعالی هستم. امرتون رو بفرمایید. 
    سلام استاد....میشه شماره ۲۸۶ از کتاب دکتر کاویانی رو توضیح بدید؟
    پاسخ:
    سلام علیکم. 
    منظور ایشون اینه که اگر مدیران، تشریفات لازم برای تشکیل جلسات مجمع رو رعایت نکنن، مثلاً بدون اعلام در روزنامه، جلسات مجمع رو تشکیل بدن، این جلسات، اعتبار قانونی نخواهد داشت، همچنین اگر مدیران سایر حقوق شرکا در اداره‌ی شرکت رو رعایت نکنن، شرکا میتونن اونا رو عزل کنن. 
    سلام علیکم استاد.امیدوارم حالتون خوب باشه. استاد من یه شب خواب دیدم قرار داد امتحان میان ترم رو از جانب خداوند تبارک و تعالی موریانه خورده.....😀
    پاسخ:
    و علیکم السلام. اضغاث احلام و خواب پریشان بوده. 
    سلام استاد....وقت به خیر ...در کتاب دکتر کاویانی صفحه ۷۱ شماره ۷۴گفته که میتوان موضوع شرکت رو انجام هر گونه فعالیت سود آور تعیین کرد ....منظورش همون محدود نبودن اهلیت شرکت به موضوع است؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، وقت جنابعالی هم بخیر. 
    خیر، منظورش این نیست! منظورش اینه که لازم نیست موضوع شرکت، یه مورد به طور خاص باشه، بلکه میتونه مجموعه‌ای از فعالیتا و یا به طور کلی هر نوع فعالیت سود آور باشه. وقتی میگیم اهلیت شرکت محدود به موضوع نیست، ینی میتونه یه موضوعی رو اعلام کنه ولی در عمل، کار دیگری بکنه، ولی اینجا جناب آقای دکتر کاویانی میگه از همون اول، شرکت میتونه موضوع رو اونقد گسترده اعلام کنه که عملاً هر نوع فعالیت سود آوری ذیل اون قرار بگیره و دیگه خروج از موضوع شرکت، مورد پیدا نکنه، چون موضوع اونقد وسیع، اعلام شده که هر چیزی ذیل اون موضوع، قرار میگیره. 
    سلام استاد خدا قوت
    میخواستم بپرسم: آیا عقد نامزدی با جنون یا سفه یکی از طرفین منفسخ میشه؟
    به دلیل این که این عقد شامل ماده 954 ق م نمیشه ..نمیتونم جوابی براش پیدا کنم ....

    لطفا راهنماییم کنید .ممنونم
    پاسخ:
    سلام علیکم، ممنونم از جنابعالی.
    به موجب ماده‌ی 1035 قانون مدنی ، عقد نامزدی، عقدی جایز هست و جوازش هم به نظم عمومی مربوطه، به نحوی که حتی با توافق طرفین نمیشه جوازش رو از بین برد و اون رو تبدیل به عقد لازم کرد، نتیجه‌ی این مقدمات این میشه که این عقد، با جنون و سه طرفین منفسخ میشه، قصد طرفین هم این نیست که نامزدی بعد از جنون یا سه احد طرفین، همچنان دست نخورده باقی بمونه، بنابراین بر هم خوردنش با قصد طرفین هم سازگار هست. 
    سلام دکتر در کانال تلگرامتون دربحث تفاوت اجاره اشخاص وجعاله یک اشتباه ناخواسته اتفاق افتاد وتعهد به نتیجه رو فرمودید تعهدبه وسیله
    پاسخ:
    و علیکم السلام. ممنونم از تذکر جنابعالی. اصلاح شد. 
    باسلام وعرض ادب به محضر شما استاد گرامی،جناب استاد از کجا میتونیم پاسخنامه تشریحی دکتری حقوق کلیه گرایش ها را پیدا کنیم به صورت رایگان؟ باتشکر فراوان
    پاسخ:
    سلام علیکم. متأسفانه در این زمینه اطلاع خاصی ندارم. از جنابعالی عذرخواهی میکنم. 
    1. سلام استاد.خسته نباشین.
    2. حالتون خوبه؟؟
    3. خییییلی دلم براتون تنگ شده.ایشالا قسمت بشه بیام بروجرد حتماااا خدمت میرسم.
    4. غرض از مزاحمت این بود که سوالی ازتون داشتم.اختیار انتخاب نحوه جبران خسارت توسط کسی که زیان رو وارد کرده(یعنی همون فاعل زیان) طبق قانون مدنی و قانون مسوولیت مدنی امکان پذیر هست؟؟مثلا ق.م میگه اگه کسی مال غیر رو تلف کرد اگر مثلی بود باید مثل و اگر قیمی بود باید قیمت اون رو بده.حالا فاعل زیان بگه با اینکه مال تلف شده مثلی هست ولی من میخوام پولشو بدم.این امکان پذیر هست یا نه؟؟با توجه به اینکه الفاظ باید توی قانون بکار برده شده و همچنین با جمع کردن ماده 3 ق.م.م و از طرفی مواد 311 و 329ق.م .میخواستم نظر شمارو کاملا در مورد این قضیه بدونم.
    5. راستی اگر هم منبعی در این مورد داشتین ممنون میشم معرفی کنین.
    6. فعلا حق نگهدارتون
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. مونده نباشید. 
    2. ممنونم از جنابعالی. خدا رو شکر. 
    3. همیشه اینو میفرمائید و هیچوقت هم عمل نمی‌کنید. 
    4. با توافق طرف مقابل، امکان پذیر هست، منتها اگر توافق نکنن باید به همون نحوی که در قانون گفته شده عمل بشه و عامل زیان در این زمینه، اختیاری نخواهد داشت. 
    5. متأسفانه در این زمینه، عجالتاً منبع خاصی به نظرم نمیرسه. 
    6. خدا نگهدار. 
    سلام مجدد،همین که پاسخ سوالمو دادین برام دنیایی ارزش داره، ممنونم
    سعی میکنم موضوع خوبی رو پیدا کنم، ان شاالله
    پاسخ:
    خواهش میکنم. موفق باشید. 
    1. با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد ارزشمند و گرامی،
    2. استاد امیدوارم که حالتون خوب باشه و در نهایت سلامت و تندرستی باشید،
    3. من قبلا افتخار دانشجو بودن شما رو داشتم
    4. میخواستم کمی منو راهنمایی کنید، این ترم باید موضوع پایان نامه امو مشخص کنم ، اما واقعا موضوع مناسب که کتاب و منبع خوب داشته باشه پیدا نکردم ،از اونجایی که کتابخونه حقوقی شما رو دیدم ومیدونم میتونید راهنماییم کنید مزاحم وقت شما شدم استاد میشه ازتون خواهش کنم چند موضوع راحع به پایان نامه گرایش خصوصی بهم معرفی کنید؟ 
    5. و موضوع پایان نامه خودتون رو هم بفرمایید،
    6. از لطف بیکرانتون ممنونم ،
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام . 
    2. ممنونم از جنابعالی . خوبم شکر خدا . 
    3. اختیار دارید ، بله خاطرم هست . 
    4. موضوع رساله مث دوست آدم میمونه ؛ هر کسی باید با توجه ب داشته‌های خودش ، علائق و سلائق خودش و حوزه‌های مطالعاتی اساتید دانشکده‌ای ک توی اون درس میخونه موضوع رو انتخاب کنه و از طریق مشورت با دیگران اون موضوعی ک انتخاب کرده رو چکش کاری کنه ؛ همونطور ک دیگرون نمیتونن واسه آدم ، دوست انتخاب کنن ، نمیتونن موضوع رساله هم ب آدم پیشنهاد بدن ؛ این البته فقط عقیده‌ی منه ؛ ممکنه درست هم نباشه. ب هر حال بابت رد کردن درخواست جنابعالی ، پوزش می‌طلبم.
    5. تحلیل تقابل بانکداری و حقوق اسلامی . 
    6. خواهش میکنم . 
    سلام استاد روز بخیر
    توضیحاتی رو خدمت شما ارسال کردم.
    پاسخ:
    سلام علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    ممنونم از جنابعالی، بسیار لطف کردید. 
    سلام استاد روز بخیر
    نه ،منظورم اینه که در صورت امکان از اونجایی که اپلود شده پاکش کنید ،البته در صورتی که امکانش هست در غیر اینصورت که هیچی.
    پاسخ:
    سلام ، وقت جنابعالی هم بخیر ، بسیار لطف کردید وخت گذاشتید، ممنونم، توضیحات به دستم رسید و در فرصت مناسب میذارم توی وب و کانال، امکان حذف اون عکس هم متأسفانه برای من وجود نداره.  
    با سلام و خسته نباشید سوالی داشتم درمورد اینکه یک آقا که در شهر دیگر شغلش است بطوری که ده روز از خانواده خود دور است این آقا به دلایلی همسرشو نمیتونه ببره اون شهر که کار میکنه بعداز مدتی آقا به همسرش شک میکنه طبق معمول همیشه به منزل نمیاد و زودتر از موعد به خونه میاد شبانه بدونه اینکه اطلاع بده و وقتی وارد خانه میشود زن خودش رو با آقایی میبیند زن شبانه فرار میکنه و مرد روز بعد با اون آقا سوار موتور میبینشون و با ماشین پرتشون میکنه تو جوب فک مرده شکسته میشه شکایت میکنن برای پرداخت دیه آیا مرد میتونه دیه نده و چطور باید ثابت کنه که زنش با اون دیده در کل چه شکایتی باید مطرح کنه با تشکر
    پاسخ:
    سلام علیکم. مونده نباشید.
    ما در حقوق، انتقام خصوصی نداریم. مرد، حق انجام این کار رو نداشته و نمیتونه دیه نده و در شرایطی که جنابعالی بیان فرمودید چون شاهدی هم بر اینکه این مرد رو با زنش دیده نداره، کار خاصی نمیتونه انجام بده. 
    توضیحاتی در مورد ازمون و منابع متعاقبا برای شما ارسال میکنم
    پاسخ:
    سلام علیکم، ممنونم از جنابعالی ، ولی متوجه منظورتون در خصوص اینکه فرمودید کارنامه رو بعد از دانلود ، حذف کنم ، نشدم، مگر قرار بر انتشار کارنامه نیست؟ احتمالا منظورتون اینه که قبل از انتشار مطلب اصلی، توی کامنت، منتشر نشه، نه؟ 
    سلام استاد وقت شما بخیر.
    باتوجه به اینکه من تصمیم گرفتم که علیرغم قبولی در مرحله اول ازمون قضاوت ،که دیگه از همین ابتداادامه ندم و سایر مراحلش رو نرم چون که قصد ندارم در نهایت در دستگاه قضایی مشغول بشم.
    و باتوجه به اینکه وبلاگ شما خاطرات مشترک همه ما هم محسوب میشه،خواستم از شما درخواست کنم بعنوان یه خاطره کارنامه قبولی من در این ازمون رو در وبلاگ شما منتشر کنم البته در صورت صلاحدید شما از همین طریق به من اطلاع بدید تا اسکرین شات کارنامه رو برای شما ارسال کنم.با تشکر از شما
    پاسخ:
    سلام ، وقت جنابعالی هم بخیر . 
    راستش وختی خودتون این خبر مسرت بخش رو به من دادید که توی آزمون قضاوت رتبه خوبی کسب کردید خودم خواستم ازتون درخواست کنم کارنامتون رو ارسال بفرمایید ، اما گفتم ممکنه این درخواست مجدد رو حمل بر بی ادبی بفرمایید یا خودتون در جای دیگری قصد انتشارش رو داشته باشید، به هر حال ترجیح دادم این درخواست رو از محضر جنابعالی نکنم، الان که خودتون پیشنهادش رو مطرح فرمودید برای من جای بسی خوشحالی داره که منتشرش کنم. 
    ضمناً اگر تجربه‌ی خاصی هم در خصوص نحوه‌ی مطالعه یا منابع خاص، برای شرکت در آزمون قضاوت مد نظر جنابعالی هست با ما در میون بگذارید که همه‌ی بازدیدکنندگان استفاده کنن. 
    همچنین لطفاً بفرمایید با توجه به اینکه قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی جدیداً تصویب شده چه منابعی رو برای این دو درس مطالعه فرمودید. 
    بازم متشکرم ازتون . 
  • دانشجوی چمران {نیلوفر ابی}
  • ممنونم استاد لطف میکنید
  • دانشجوی چمران {نیلوفر ابی}
    1. سلااااام استاد
    2.  خسنه نباسیدددد 
    3. ببخشید انقدر دیر به دیر میام واقعا درگیر تحقیق های ارشد هستم
    4.  الانم مزاحم شدم ازتون بخوام یکسری منابع بهم معرفی کنید/ یکسری کتاب راجع به نحوه ی دادرسی در دادگاه خانواده بر اساس ق حمایت از خانواده
    5.  /و همینطور برای شرط تعجیل در انقال مالکیت {انتقال مالکیت قبل از انعقادد قرارداد}. 
    6. شرمنده بخداا منم هروقت گیر میکنم مزاحم شما میشم
    پاسخ:
    1. سلام. 
    2. ممنونم از جنابعالی. 
    3. برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم.
    4.  متأسفانه کتاب خاصی سراغ ندارم در این زمینه، 
    5. در زمینه دوم هم در خصوص تعجیل در انتقال مالکیت به طور خاص، کتابی سراغ ندارم ، فقط در خصوص لحظه انتقال مالکیت در عقد بیع، به طور کلی ، اعم از تعجیل یا تأجیل یا سایر مطالب اینچنینی ، کتابی هست به نام انتقال مالکیت در عقد بیع نوشته محسن قاسمی از انتشارات دانشگاه امام صادق .
    6. اختیار دارید . متاسف هستم که در برخی از موارد ، نمیتونم کمک شایانی به جنابعالی بکنم. 
    استاد ممنونم ازتدریستون ازسخت گیری هاتون.و مطالب جذاب وبلاگتون خیلی فوق العاده ای
    پاسخ:
    خواهش میکنم. انجام وظیفه می کنم ،ممنونم از نظر لطف جنابعالی. 
    سلام استاد ،ممنونم که لطف کردین و به این سرعت پاسخ سوالات منو دادین.
    راستشو بخواید من خودم دوست ندارم وارد این منصب بشم،چون همونطور که عرض کردم جایی که اشتباه در اونجا با حقوق مردم سروکار داره و منم به هیچ وجه معتقد نیستم که ادمی هستم که اشتباه نمیکنم،از طرفی هم خانواده هم هرچند به صراحت نگفتن اما از فحوای کلامشون کاملا مشخص که زیاد راغب نیستن،نظر شما و همچنین بیانات استاد کاظم پور ارجمند هم گویای این موارد ،من تنها دلیلم این بود که دکتر کاتوزیان در مقطعی در دستگاه قضایی مشغول بوده و این واسه چهار چوب ذهن یه حقوق دان خیلی خوبه ،اما خب اون موقع مقتضیات جامعه ما قطعا متفاوت بوده نسبت به الان از لحاظ مردم اون زمان و اعتقاداتشون و همین طور حجم کار قضات و ...
    در کل دارم به این نتیجه میرسم اگه قصد دارم نرم نه وقت خودم رو بگیرم نه وقت مسولین مربوط رو این وسوسه رو هم ندارم در اخر هم که همه رو قبول شم بگم خب برم دیگه بعدا از کار استعفا میدم.
    از طرفی همونطور که قبلا هم شما فرمایش کرده بودین به لحاظ کار زیادی که دانشگاه شهید بهشتی از دانشجوهاش میخواد ،وقت من کمه چون تقریبا هر هفته کلی کار جانبی علی الحده داریم و دوس دارم تمرکزم رو روی این موارد بزارم و زودتر ورود پیدا کنم به مقطع دکتری و اهداف دیگه رو دنبال کنم.
    بی نهایت سپاسگذارم که همیشه در این مقاطع سخت یه چراغ روشن راه هستین واسه من ،نمیدونین چقدر حرفها و نظرات شما واسه من مهم و روشن کننده مسیره واقعا ممنونم که هستین.
    پاسخ:
    و علیکم السلام. ممنونم از جنابعالی که در هر مورد چند جانبه فکر می‌کنید و سبک سنگین می‌کنید امور رو. امیدوارم خداوند متعال، خیر جنابعالی رو در این تصمیم قرار بده. از نظر لطف جنابعالی نسبت به خودم هم ممنون هستم، من هم به داشتن دوست و دانشجویی مثل جنابعالی مفتخر هستم. 
    سلام استاد وقت بخیر،
    عذر میخوام که من هر بار مزاحم شما میشم با شما کار دارم و از شما مششورت میخوام.
    امسال من در ازمون قضاوت به قصد اینکه بطور ازمایشی شرکت کرده باشم که هم امادگی داشته باشم واسه شرایط ازمونی برای شرکت در ازمون دکتری و هم با این نوع ازمون ها اشنایی داشته باشم ، شرکت کردم .ازمونش در هفته اول مهر ماه برگزار شد منم شرکت کردم ،چند روز پیش جوابها اومدن،رتبه من 10 شد و دعوت به ازمون تشریحی شدم،من باتوجه به اینکه امسال ارشد قبول شده بودم الویتی واسه قضاوت نداشتم ،جزایی هارو هم نخوندم ولی باتوجه به اینکه مدنی دادرسی و..بالا زدم رتبه خوبی کسب کردم حالا باتوجه به عرایضم 2 تا سوال از خدمت شما استاد ارجمند داشتم که همیشه تو این شرایط سخت نظرات شما خیلی واسم کارساز بوده
    1.اینکه واقعیتش اینه که من میلی به کار در دستگاه قضایی ندارم ،چونکه علاوه بر خطیر بودن این کار با حق مردم سرو گار داره و از نظر من این کاری نیست که بشه به راحتی رفت و انجام داد و اگه اشتباهی شد بگه خب اشتباه کردم،حالا میخواستم نظر شما رو هم در مورد کار واسه من در دستگاه قضا بدونم؟
    2.اینکه اگر من این مراحل رو برم و همه رو قبول بشم،ایا میتونم در مراحل اخر انصراف بدم ،چون به شدت تردید دارم و به نظرم کار در دستگاه قضا به این راحتی ها نیست.
    ممنونم از اینکه وقت میزارید واسه پاسخگویی.
    جبران لطف شما از طرف ما فقط ارزوی سلامتی روز افزون و دعای خیر واسه شما استاد ارجمند است.
    با تشکر فراوان.
    پاسخ:
    سلام علیکم. ضمن تبریک به جنابعالی بخاطر قبولی در آزمون قضاوت، در خصوص سؤالاتی که مطرح فرمودید ، توجه جنابعالی رو به نکات ذیل، جلب میکنم. 
    1 - این مطلب و این مطلب رو در صورت تمایل ، مطالعه بفرمایید ، نظر خودم رو در مورد سؤالی که مطرح فرمودید در این دو مطلب ، نوشتم. 
    2 - تا وقتی شروع به دوره کارآموزی نکردید میتونید بدون هزینه انصراف بدید. 

    موفق باشید، در صورت امکان، تصمیم نهایی خودتون رو از همین طریق ، به من اطلاع بدید لطفن. 
    با سلام
    تفاوت احراز با اتبات چیه
    با تشکر
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    احراز از سوی دادگاه هست و اثبات از سوی اصحاب دعوا. 
    باسلام
    سئوالی داشتم که اگر لطف فرموده و راهنمایی نمایید سپاسگزار خواهم شد: بنده ملک شخصی خود را بابت کمک به راه اندازی کارخانه یکی از دوستان در سال 1389 طی سند رهنی شماره 24676 در دفتر خانه اسناد رسمی به رهن بانک برده ام و در همان روز طی قرارداد مشارکت مدنی 24677 (یک شماره بیشتر)قرارداد مشارکت مدنی با صاحبان کارخانه امضا گردیده است طرح مشارکت مدنی بعد از 9 ماه خاتمه یافته و محل طرح آماده گشته و قرارداد مشارکت مدنی 24677 طی یک سند رسمی دیگر به شماره35777 به فروش اقساطی تبدیل گریده و در آن خاتمه مشارکت مدنی 24677 قید شده است و محل طرح و ماشین آلات به رهن رفته است متاسفانه به دلیل شرایط اقتصادی کارخانه تعطیل گشته و نتوانسته بازپرداخت مناسبی داشته باشد حال بانک اجراییه برای دو سند رهنی منزل طی سند رهنی 24676 و محل طرح 35777 صادر نموده است. با مراجعه بنده جهت آزاد سازی سند منزل بانک قرارداد فروش اقساطی مواد اولیه(سرمایه درگردش) بعد از تاریخ فروش اقساطی را اورده است که در آن سند رهنی 24676 و 35777 به عنوان تضامین قید شده است ولی این قرارداد هیچ امضایی از بنده نداشته . و ادعا بنده در خصوص این ضمانت اجرای مشارکت مدنی بوده و زمان فروش اقساطی محل طرح و ماشین آلات چندین برابر تسهیلات کارشناسی شده است و آنها به رهن بانک رفته است قبول نمیکند. بنده به چه صورت باتوجه به اینکه هیچ قراردادی را امضا نکرده ام میتوانم منزلم را آزاد کنم بانک معتقد است سند رهنی یک سند رهنی کلی می باشد ایا چنین ادعایی درست است ؟ در حالی که
    بنده متعهد کلیه تسهیلاتی که از حساب مخصوص انجام میگیرد می باشم که نماد مشارکت مدنی است؟
    با تشکر


    پاسخ:
    سلام علیکم.
    والا باید سند رهنی‌ای که جنابعالی امضا فرمودید رو ببینم و از مفاد قرارداد آگاه بشم. به این شکل کلی، بر اساس فرمایشات جنابعالی ،پاسخگویی مقدور نیست. 
    با سلام
    یه سوال


    اصلی ترین تفاوت قواعد دادرسی با اصول دادرسی وتفاوت انها با تشریفات دادرسی چیست
    یا نه همه ی اینها با یک اغماض کوچولو مترادف هستند
    با تشکر از وبلاگ خوب و پرمحتواتون
    پاسخ:
    اصول و قواعد دادرسی

    اصول؛ مبانی و قواعدی است که مقررات بر پایه آنها وضع می‌شود. نظیر اصل ترافعی بودن، اصل علنی بودن، اصل کتبی بودن، اصل شفاهی بودن. اصول غیرقابل تغییرند و با وصف تغییر قانون، لایتغییر خواهندبود و قانونگذار حق تغییر آنها را ندارد بلکه باید مقررات خود را بر برپایه این اصول وضع نماید. مثل اصل برائت در ماده ۴ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲/۱۲/۴ کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با اصلاحات و الحاقات بعدی مصوب ۱۳۹۴/۳/۲۴ که قانونگذار نمی تواند بر خلاف آن مقرره‌ای وضع کند یا مقامات قضایی نمی توانند تصمیمی مغایر آن اتخاذ نمایند.

    تشریفات دادرسی

    تشریفات؛ مقرراتی که قانونگذار با توجه به زمان، مکان خاص، برای اجرای بهتر عدالت وضع می کند ولی قابل تغییرند. مثلاً قانونگذار در ماده ۱۳۲ قانون آیین دادرسی دادگاهای عمومی و انقلاب در امور کیفری ۱۳۷۸ تعداد قرارهای تامین کیفری را ۵ قرار ذکر کرد ولی در ماده ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری این قرارها را به ۱۰ قرار افزایش داد یا مثل ماده ۴۰۳ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹/۱/۲۱ مجلس شورای اسلامی که مقرر می دارد: «اگر رأی مورد درخواست فرجام از نظر احتساب محکوم‌به یا خسارات یا مشخصات طرفین دعوا و نظیر آن متضمن اشتباهی باشد که‌ به‌ اساس رأی لطمه وارد نکند، دیوان‌عالی کشور آن را اصلاح و رأی را ابرام می‌نماید…»

    تفاوت اصول و قواعد با تشریفات

    ۱. اصول لایتغییرند ولی تشریفات قابل تغییرند که همین امر یکی از ملاک های تشخیص اصول و تشریفات است.

    ۲. تشریفات بر مبنای یک سری اصول وضع می شوند به نحوی که باید آن اصول و قواعد رعایت شوند. اگر تصمیمی بر خلاف هر یک از این اصول اخذ شود، باطل است مثل این که اصل ترافع حاصل نشود یا ادله در جلسه دادرسی رسیدگی نشود یا وقت رسیدگی به متهم ابلاغ نشود به نحوی که در اثر آن حاضر نگردد.

    ۳. اصول و قواعد قید ندارد اما تشریفات قید دارد. مقصود از قید این است که اگر اصول و قواعد نقض شد، بدون هیچ پیش‌شرط و قیدی، موجب بطلان تصمیم است اما اگر تشریفات نقض شود باید دید که آیا رعایت آن، بدان درجه از اهمیت است که موجب بی اعتباری تصمیم شود یا خیر. زیرا قانونگذار برای تشریفات قید قرارداد و گفته باید تشریفات به آن درجه از اهمیت باشد که موجب بی اعتیاری تصمیم شود. نحوه تشخیص درجه اهمیت ذکرشده را قاضی تشخیص می دهد که بطلان قضایی گفته می‌شود.

    در نظام حقوقی ایران، نظریه بطلان نه صراحتاً بلکه به صورت ضمنی در مرحله تجدیدنظر و دیوان عالی کشور پذیرفته شده است که ما می توانیم از ملاک این مواد برای مرحله بدوی هم استفاده کنیم. مثلاً دادگاه کیفری می تواند آن دسته از تصمیمات دادسرا که موجب نقض قواعد یا اصول است را ابطال کند یا تشریفاتی که باید در دادسرا رعایت می‌شد ولی نشد و تشریفات از نوع اساسی محسوب می گردد، نقض مقررات اساسی است. همچنین این تشخیص را دادسرا نسبت به ضابطین دارد. ممکن است آنان در جرایم مشهود و غیرمشهود تصمیماتی گرفته باشند که موجب نقض مقررات اساسی باشد.

    ثمره تمییز 

    اگر مشخص شود که یکی از اصول نقض شد، تصمیم بدون هیچ قید و شرطی باطل است اما در صورت عدم رعایت و نقض تشریفات، باید بر حسب مصادیق هریک، ضمانت اجرای نقض آن را تعیین کرد که ممکن است در برخی موارد موجب نقض تصمیم قضایی شود و پاره ای دیگر به اصل تصمیم خلال وارد نکند اما برای مقام قضایی تصمیم‌گیرنده تعقیب انتظامی را در پی داشته‌باشد، مانند این که برابر ماده ۱۴۰ قانون آیین دادرسی کیفری، بازپرس باید دلایل ضرورت تفتیش و بازرسی منزل در هنگام شب را در صورت‌مجلس قید کند اما وی بدون رعایت این امر دستور آن را به ضابط صادر کند. همچنین می‌توانید برای مطالعه ثمره عملی دیگر این تفکیک به پست «مشروعیت تعیین بازپرس به عنوان قاضی کشیک» مراجعه نمایید.
    با سلام و خسته نباشید....دو سوال از حضور محترمتان دارم لطفا"......1-مفهوم دقیق دستور موقت چیست؟....2-چه زمانی دادخواست می دهیم و چه زمانی درخواست؟...با تشکر از وقتی که اختصاص میفرمائید
    پاسخ:
    سلام علیکم، مونده نباشید.
    1. گاهی پرونده‌هایی وجود دارند که رسیدگی به آنها فوریت دارد و باید دادگاه فوری به این پرونده‌ها رسیدگی، تصمیم‌گیری و خیلی زود تکلیف آنها را مشخص کند. «دادرسی فوری» یا همان «دستور موقت» راهکاری است که قانون برای سرعت عمل در این‌گونه پرونده‌ها در نظر گرفته است.دستور موقت یا همان دادرسی فوری دستوری است که دادگاه مبنی بر توقیف مال یا انجام عمل یا منع از امری صادر می‌کند. برای مثال شما زمین خود را برای کشاورزی به دیگری می‌دهید، ولی در حین کشت به دلیل اختلاف در قرارداد اجاره از آبیاری زمین جلوگیری می‌کنید؛ در اینجا کشاورز می‌تواند با درخواست صدور دستور موقت از این ممانعت شما جلوگیری کند. باید به این نکته توجه داشته باشید که دستور موقت هیچ تاثیری در اصل دعوا ندارد؛ بنابراین نباید تصور کنید که اگر دادگاه به نفع شما دستور موقت صادر کرد حتما در دعوای اصلی هم پیروز خواهید شد یا برعکس اگر دستور موقت صادر نکرد به این معناست که در دعوای اصلی حقی نخواهید داشت بلکه شاید قاضی موضوع را فوری تشخیص نداده است تا دستور موقت صادر کند. در واقع قانون در این ‌باره فقط به اموری که احتیاج به تعیین تکلیف فوری دارند اشاره کرده است بدون آنکه این موارد را نام ببرد بنابراین تکلیف فوری در هر دعوایی می‌تواند مصداق پیدا کند. هرگاه چند روز حتی چند ساعت تاخیر در رسیدگی سبب ورود خسارت به یکی از اصحاب دعوا شود می‌توان آن‌ را از موارد دادرسی فوری به‌شمار آورد.
    2. زمانی که شمابه هر دلیل دادخواستی رابه دادگاه تقدیم می کنید باید در نظر داشته باشید که در مقابل دادخواست مفهومی به نام درخواست وجود دارد. دادخواست برای دعاوی ترافعی است (برای حل و رفع یک مرافعه) ولی درخواست برای دعاوی غیر ترافعی است. دادخواست الزاماً باید در فرم مخصوص چاپی که در دادگاههای سراسر کشور به فروش می‌رسد تنظیم شود ولی در درخواست چنین نیست و می‌توان بر روی برگه‌های معمولی هم درخواست را نوشت؛ در درخواست خیلی از تشریفاتی را که در دادخواست وجود دارد لازم ندارد و در درخواست همان‌طور که در فوق عرض کردم دیگر نیاز به نوشتن آن در فرم چاپی نیست. 
    با عرض سلام و خسته نباشید.
    سوالم را در قالب یک مساله میپرسم و از پاسخگویی شما متشکرم.
    یک شرکت تضامنی دارای 4 سرمایه گذار با سرمایه 80 میلیون تومان وجود دارد.اگر شرکت ورشکسته شود آیا تنها طلبکار شرکت که مبلغ 100میلیون تومان از شرکت طلب دارد میتواند برای جبران طلب خود به 4 شریک مراجعه نموده و از هر شریک مبلغ 100 میلیون تومان به عنوان قرض خود دریافت کند؟ چرا که قسمت اخیر ماده 116ق.ت. مقرر داشته:هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است.
    پاسخ:
    سلام علیکم. یک دین، بیشتر وجود نداره و بدیهی است طلبکار نمیتونه در قبال 100 میلیون طلب، 400 میلیون مطالبه کنه، منظور این ماده‌ای هم که بیان فرمودید اینه که طلبکار میتونه به هر کدام از شرکای شرکت مراجعه کنه و 100 میلیون تومان رو بگیره و اگر به کسی مراجعه کرد و صد میلیون تومان گرفت، دیگه حق مراجعه به بقیه‌ی شرکا رو نداره. چون بعد از مطالبه‌ی صد میلیون تومان از نفر اول، دیگه طلبی وجود نداره تا بابت مطالبه‌ی اون، بتونه به شریک دوم مراجعه کنه. 
    با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار

    همیشه به وبلاگ سر میزنم .امشب هم طبق عادت خوبی که از پیدا کردن اینجا ایجاد شده برام دوباره سر زدم و خیلی خیلی، هم ممنون و هم خوشحال شدم که دیدم حوصله کردین و وقت گذاشتین و به کامنتم پاسخ دادین
    ممنون از دلگرمی ای که در نوشتار و پاسختون بود
    با خوندنش امیدوار تر شدم
    هم از درکتون نسبت به فضا (اساتید و دانشجوها)هم اینکه فرمودین خودتون هم دوره کارشناسی رو در دانشگاه سراسری نبودین
    منابع رو از روی وبلاگ کامل جمع آوری کردم تا جایی که تونستم و بودجه بندی یکی از موسسات رو برای آزمون وکالت و ارشد پیدا کردم ،میدونم که شاید از الان تا آزمون زود باشه ولی مایلم مباحث رو. چند بار به این صورت جلو ببرم تا به قول معروف سوار آزمون باشم


    در آخر دوست دارم بگم اینجا واقعا تبدیل به یکی از دلگرمی های امن من شده در زمینه تحصیلی
    بابت وقتی که براش اختصاص میدین از صمیم قلب سپاس گزارم خداوند چندین برابر بهتر بهتون پاداش بده
    مرسی از نظر لطفتون نسبت به کامنت ولی چون بیشتر جنبه یه جور درددل کردن دانشجویی داشت دوست نداشتم خونده بشه و الا که حق با شماست هیچ جنبه خصوصی درش نبود
    سلامت باشید در کنار خانواده محترم

    لحظاتتون پر از حرکت برکت و نور
    پاسخ:
    سلام علیکم. ممنونم از جنابعالی بابت نظر لطفتون. امیدوارم باز هم به ما سر بزنید، برای جنابعالی از درگاه خداوند متعال سلامتی و موفقیت و عاقبت به خیری مسألت دارم. 
    سلام
    یکسال قیل مبلغ 50 میلیون پول نقد به شخصی دستی دادم در قبال آن سفته گرفتم موعد پرداخت نتوانست بدهد سفته ها را واخواست کردم حالا ادعای اعسار کرده با 3 شاهد . درخواستش بدون هیچ مدرکی است. قاضی هم وقت دادگاه گذاشته به ادعایش رسیدگی کند. آیا در قبال برگردندن پول نقد دستی می تواند ادعای اعسار کند ؟
    ممنونم از پاسختان
    پاسخ:
    و علیکم السلام. باید بتونه ثابت کنه اون پول تلف شده، اگر اون 3 شاهد بتونن بر این امر شهادت بدن ادعای اعسار ایشون پذیرفته می‌شه، در غیر این صورت، خیر. مستنداً به ماده‌ی 7 قانون نحوه‌ی اجرای محکومیت های مالی مصوب سال 1394.
    سلام استاد اگردرشرکت مختلط غیرسهامی شریک بامسئولیت محدودفوت یامحجورشودایاماده139و140ق.ت اعمال میشود ودراین مورد تکلیف چیست لطفاتوضیح دهید
    پاسخ:
    سلام علیکم، خیر، فوت یا محجوریت شریک با مسؤولیت محدود، جزء موارد انحلال شرکت مختلط غیر سهامی نیامده و ماده‌ی 139 و 140 قانون تجارت، هم بنا بر تصریح جناب آقای دکتر اسکینی، فقط در مورد شرکاء ضامن، اعمال میشه، بنابراین در صورت فوت شریک با مسؤولیت محدود، وراث شریک، در شرکت وارد خواهند شد و در صورت حجر، قیم شریک، عهده‌دار استیفاء حقوق شریک با مسؤولیت محدود در شرکت خواهد بود. 
    سلام استاد درشرکت مختلط غیرسهامی برای انتقال سهم الشرکه شریک ضامن موافقت شرکای بامسئولیت محدود هم لازم است یافقط موافقت شرکای ضامن کافی میباشد
    پاسخ:
    سلام علیکم، جناب آقای اسکینی در کتاب حقوق تجارت، جلد اول شرکت‌ها، تصریح دارن که برای انتقال سهم‌الشرکه‌ی شریک ضامن، رضایت همه‌ی شرکاء لازم هست و برای نظر خودشون، استناد میکنن به ملاک ماده‌ی 123 قانون تجارت. 
    سلام استاد
    ببخشید می خواستم بپرسم شما میدونید فرق کلمه prison با کلمه jail چیه ؟
    اصلاً فرقی باهم دارن ؟
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    بله، با هم فرق دارند. Jail یعنی بازداشتگاه، ینی محل حبس کوتاه مدتِ اشخاصی که مثلاً در انتظار محاکمه هستن و prison ینی زندان، ینی محل حبس بلند مدتِ اشخاصی که مثلاً دورهٔ محکومیت خودشونو سپری میکنن. 
    1. سلام و عرض ادب
    2. میخواستم بپرسم کتاب ۵۰۴ و ۱۱۰۰ لغات انگلیسی کمکی میکنه به ازمون ایندمون
    3.  اصلا لغاتش کاربردی هست؟
    4. اگر میشه یه کتاب خوب در زمینه گرامر و 
    5. مکالمه معرفی کنید لطفا.
    6. ممنون
    پاسخ:
    1. سلام علیکم. 
    2. بله، برای زبان عمومی میشه گفت تقریباً بهترین کتبی هستن که من سراغ دارم. 
    3. بله. 
    4. کتاب Basic Grammer in use از انتشارات دانشگاه کمبریج هست البته متن اصلیش انگلیسی هست ولی ترجمه هم شده ظاهراً. 
    5. متأسفانه منبع خاصی در زمینه‌ای که بیان فرمودید سراغ ندارم. 
    6. خواهش میکنم. 
    سلام خدمت استاد ارجمندم،ممنونم واسه همه خوبیهای شما در این مسیر که همیشه کمک من کرده،دیروز جواب نهایی ازمون اومد،و من در الویت اول خودم یعنی خصوصی روزانه شهید بهشتی قبول شدم ،خواستم هم این خبر خوشحال کننده رو به شما بدم ،هم اینکه مجددا از شما واسه زحماتتون تشکر کنم.
    پاسخ:
    سلام، کاری غیر از انجام وظیفه انجام ندادم. 
    بسیار لطف کردید که با یادم بودید و خبر دادید، جنابعالی لایق این نتیجه‌ی درخشان بودید، امیدوارم در سایر مقاطع و مراحل زندگیتون اعم از شخصی، کاری و علمی موفق باشید، از جانب من خدمت خانواده محترم، بخصوص پدر محترمتون هم تبریک من رو عرض بفرمایید. 

    این کامنت بدون نوبت، جواب داده شده است، از بازدیدکنندگان محترمی که کامنتی در نوبت پاسخگویی دارن عذرخواهی میکنم
    سلام استاد شکرخدا حقوق خصوصی دانشگاه شهیدچمران اهواز دوره روزانه قبول شدم خاستم ازکمکاتون تشکرکنم ممنونم استاد انشاله همیشه سالم وموفق باشید
    پاسخ:
    و علیکم السلام، بسیار خوشحال شدم. لطف کردید به یادم بودید و اطلاع دادید. 
    جنابعالی نمونه یه دانشجوی ساعی و کوشا هستید و امیدوارم با همین جدیت و توان به پیش برید و در همه‌ی عرصه‌های زندگی، اعم از شخصی و کاری و علمی موفق باشید. 

    این کامنت بدون نوبت، جواب داده شده است، از بازدیدکنندگان محترمی که کامنتی در نوبت پاسخگویی دارن عذرخواهی میکنم. 
    سلام.
    استاد طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق.
    سوال:کسی که ازه بدوی در مهلت قانونی در خواست تجدید نظر بدهد ایا میتواند با توجه به پیچیدگی‌ موضوع از دادگاه تجدید نظر در خواست احظار طرفین بکند یا این موضوع یکی از اختیارات قانونی دادگاه تجدید نظر است که به در خواست تجدید نظره خواه بستگی ندارد؟؟
    کلا دادگاه تجدید نظر در مورد مساۓل حقوقی در چه مواقعی از طرفین دعوت میکند؟؟
    پاسخ:
    سلام ، به صلاحدید قضات دادگاه تجدید نظر استان بستگی داره و نمیشه از قبل در این خصوص معیار خاصی ارائه کرد، تنها معیاری که میشه بیان کرد همینه که در هر جا که قاضی صلاح بدونه از اصحاب دعوا اخذ توضیح کنه میتونه ازشون دعوت کنه. 
    سلام استاد خدا قوت
    استاد من امسال میخوام تو ازمون وکالت شرکت کنم ...الان برای درس تجارت 2 هر جور که برنامه ریزی میکنم نمیرسم که دو جلد کتاب دکتر اسکینی (مبحث شرکتها) رو مطالعه کنم(البته بی علاقه هم هستم) اما برای تجارت 1-3کتاب خوندم به تجارت 4 هم مسلطم اما از شرکت های سهامی تقریبا چیز زیادی نمیدونم ...
    با این حال به نظر شما اگر برای تجارت دو فقط متن قانون با یک سری زیر نویس رو مطالعه کنم مشکلم حل خواهد شد...یا حتما باید دو جلد کتاب رو هم مطالعه کنم ..
    لطفا راهنماییم کنبد استاد ..ممنونم ازتون
    پاسخ:
    سلام ، ممنونم از جنابعالی. 
    بله، به نظرم برای شرکت در آزمون وکالت، خوندن همون محشای قانون تجارت کفایت میکنه. 
    برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم.  
    باسلام، اگردونفرضامن صادرکننده سفته ای شوند ودارنده پس از رجوع به صادرکننده وعدم تادیه، به یکی از ضامن ها رجوع کند واوتادیه نماید این ضامن بعد پرداخت حق رجوع به چه کسی را دارد؟
    الف-صادر کننده وضامن
    ب-فقط صادر کننده
    ج-فقط ضامن
    پاسخ:
    سلام. موجبی برای رجوع ضامن به ضامن وجود نداره و هر ضامنی پس از پرداخت باید به متعهد اصلی ینی صادرکننده سفته مراجعه کنه. 
    1. سلام استادعزیزوگرامی 
    2. ببخشیداستادخیارشرط چه نوع شرطیه فعل یانتیجه؟چون جایی دیدم نوشته بودشرط خیاریک نوع شرط نتیجه میباشد.استاد لطفامختصرتوضیح بدید 
    3. ممنونم ازلطف همیشگی شما
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. خیار شرط از نظر تحلیلی، از مصادیق شروط ضمن عقد و از نوع شرط نتیجه است، به این معنا که طرفین، در ضمن عقد ، وجود حق خیار، برای احد از طرفین یا هر دو یا شخص ثالثی رو شرط میکنن، توضیح اینکه قرار دادن خیار که حقی از حقوق مالی محسوب میشه باید از طریق یک عمل حقوقی  انجام بگیره که نتیجه و حاصلش عبارتست از وجود حق خیار برای صاحب خیار. حالا وختی طرفین در ضمن عقد، شرط خیار میکنن معناش اینه که نتیجه‌ی عمل حقوقیِ قرار دادنِ خیار، از طریق شرط در ضمن عقد و همراه اون حاصل میشه و لذا باید توجه داشت که شرط نتیجه قابل اسقاط نیس، ولی البته اسقاط حقِ ناشی از شرط، توسط شرط کننده موجه و صحیح هست. بنابراین در فرض وجود حق خیار، صاحب خیار، میتونه حق خودش رو ساقط کنه ولی این به معنای اسقاط شرط توسط شرط کننده نیست، چون شرط کننده نمیتونه شرط نتیجه رو که امری تحقق یافته هست اسقاط کنه. (منبع: کتاب نظریه عمومی شروط و التزامات در حقوق اسلامی - دکتر سید مصطفی محقق داماد - صفحه 375 و 376).
    3. خواهش میکنم . 

    1. سلام استاد عزیز.
    2. میخواستم ازتون بپرسم واسه اینکه متون فقه تو آزمون ارشد درصد بالایی بزنم چه کتابی رو معرفی میکنی
    3. واگه بخوام تو یه دانشگاه خوب مثل دانشگاه بهشتی یا تهران گرایش حقوق خصوصی قبول بشم چه رتبه ای رو باید کسب کنم
    4. از شما به خاطر وقت گذاشتن برای دانشجویان کمال قدردانی وتشکر رو دارم
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. این لینک رو مشاهده بفرمایید، کامل، توضیح دادم.
    3. بین 1 تا 20 معمولا، میتونید در دانشگاه تهران یا شهید بهشتی قبول بشید.
    4. خواهش میکنم، انجام وظیفه ست.
    1. سلام
    2. استاد من کتاب النضید را به سختی تهیه کردم البته به صورت ناقص گویا ناشر اقدام به چاپ نمی کند بسیار استفاده کردم و چه بسیار دعای خیر برای شما کردم
    3. سوال من از خدمت شما این است ایا در زمینه اصول فقه هم کتابی را میشناسید که این چنین باشد ???
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. ممنونم از دعای خیر تون، بله، کتاب بسیار بسیار خوبی است.
    3. الان بهترین کتابی که در زمینه اصول فقه سراغ دارم همین کتاب« اصول فقه کاربردی » دورهٔ سه جلدی هست.
    با سلام.مشترکین صندوق های بازنشستگی چه کسانی هستند؟ممنون می شوم ضمن پاسخ بفرمایید در کجا تعریف امده است؟
    پاسخ:
    و علیکم السلام، گمان می‌کنم متوجه منظور جنابعالی از این سؤال نشدم، هر صندوق بازنشستگی ای، اعضای مخصوص به خودش رو داره، که در قانون تأسیس یا اساسنامه ش مورد اشاره قرار گرفته، از قبل نمیشه به طور کلی به این سؤال جواب داد که اعضای صندوق بازنشستگی چ کسانی هستند.
    با سلام.
    استاد گرامی مصداق حق مطلق در حقوق خصوصی چیست؟ حقی که روزمره هم باهاش سر و کار داریم؟
    با سپاس
    پاسخ:
    و علیکم السلام

    «حق مطلق » حقی است که در مقابل تمامی افراد جامعه قابل استناد است و تمامی افراد مکلف به احترام به این حق هستند . تمامی اقسام حقوق عینی از این قبیل است . برای مثال، «حق مالکیت » حقی است که تمامی افراد مکلفند آن را رعایت نموده، به آن تجاوز نکنند .

    «حق نسبی » آن است که در مقابل یک یا چند نفر بوده، تنها برای اشخاص معینی ایجاد تکلیف می کند . تمامی حقوق دینی از این قبیل هستند . حق طلبکار فقط در مقابل بدهکار است و از او می تواند انجام تعهد خود را بخواهد و هیچ گونه تکلیفی برای افراد دیگر ایجاد نمی شود .
    1. سلام اقای شاهرخی عزیزوگرامی 
    2. میخاستم به اقاهومن تبریک بگم کسب این رتبه خوب رو درازمون کارشناسی ارشد وامیدوارم درتمام مراحل زندگیشون موفق باشن 
    3. البته من قسمتی که کارنامه ایشون وجود داره رو پیدانکردم به همین دلیل اینجا پیام گذاشتم
    4. استاد من متاسفانه شب ازمون نتونستم بخابم وسرجلسه گیج بودم ونهایتا رتبه157روکسب کردم البته به نظرم این حرفها بهونه محسوب میشه وبایدبیشتردقت میکردم البته من باهررتبه ای اولین انتخابم دانشگاه چمران اهواز رومیزدم چون کاراموزی وکالتم اهوازه اما نمیدونم بااین رتبه روزانه چمران قبول میشم یانه 
    5. البته اگه قبول هم نشم سال دیگه حتما برای تک رقمی شدن میخونم البته الان هم درحال درس خوندن هستم 
    6. به هرحال بازم ازکمکهای شما ممنونم وحالا حالاهامزاحم شماخواهم شد
    7. امیدوارم همیشه سالم وموفق باشید
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. ما هم به ایشون تبریک میگیم.
    3. اینجاست اون مطلب.
    4. خوشوقتم که قبول شدید؛ بسیلر خوشحال شدم و این پست رو هم هدیه کردم بهتون.
    5. با تلاش و پشتکاری که از جنابعالی سراغ دارم رسیدن به هیچ هدفی برای جنابعالی دور از دسترس نخواهد بود.
    6. در خدمت جنابعالی هستم با کمال میل؛ فقط عذرخواهی میکنم که به دلیل مشغله‌هام، پاسخ سؤالاتتون مدت مدیییییدی طول میکشه.
    7. من هم برای جنابعالی همین آرزو رو دارم.
    1. درود .
    2. استاد گرامی من از دانشجوهای شما نیستم و در دانشگاه آزاد در کارشناسی حقوق تحصیل میکنم.
    3. امیدوارم سوالم باعث ایجاد مزاحمت برای شما نشه.
    4. در ماده 1002 قانون مدنی در بحث اقامتگاه اول محل سکونت و دوم از محل امور مهم به عنوان اقامتگاه یاد شده. فرض بنده بر این است محل سکونت استثناست و امور مهم اصل.آیا این فرض درست است؟ واگر درست است طبق این فرضیه چطورمیشود استثنا مقدم بر اصل مطرح شود؟
    5. با سپاس
    پاسخ:
    1. سلام علیکم.
    2. از آشنایی با جنابعالی خوشبختم.
    3. اختیار دارید. بابت تاخیر در پاسخگویی هم عذرخواهی میکنم.
    4. به نکته‌ی ظریفی اشاره فرمودید، در واقع، متأسفانه بیان قانون مدنی در این قسمت، رسا نیست، منظور اصلی قانون مدنی این هست که اقامتگاه اصلی هر شخص، مرکز مهم امور است، حالا این مرکز مهم امور، گاه، محل سکونت شخص هم هست و گاهی نیست.
    باسلام خدمت استاد محترم امیداوارم حالتون خوب باشه وعیدتان هم مبارک
    استاد برای اینکه این مهارتا رو یاد بگیرم به نحو درستی جه باید بکنیم کتابی یاروشی میشناسید؟
    مسلط به تنظیم قراردادهای پیمانکاری، ترجیحا (نرم افزاری)
    مسلط به تهیه اسناد مناقصه و آیین های نامه های معاملات
    مسلط به تهیه و تنظیم پیش فاکتور
    مسلط به تنظیم مکاتبات اداری، مالی و پیگیری های مربوطه
    آشنا به اصول مذاکره

    ترجیحا دارای روابط عمومی و قدرت بیان بالا
    پاسخ:
    سلام، بر جنابعالی هم مبارک.
    والا در حد آشنایی اگر منظور جنابعالی باشه، کتب نمونه قرارداد هست که برای شخص تازه‌کار و مبتدی بسیاری از مُفادش ممکنه نامفهوم باشه، اما اگر همچنان که فرمودید منظورتون« تسلط  » هست، هیچ راهی جز تجربه و بودن در اون فضا نداره. در مورد روابط عمومی و قدرت بیان هم کتبی وجود داره که اگر توی گوگل سرچ کنید میتونید به اون کتب برسید.
    باسلام خدمت استاد محترم امیداوارم حالتون خوب باشه وعیدتان هم مبارک
    استاد برای اینکه این مهارتا رو یاد بگیرم به نحو درستی جه باید بکنیم کتابی یاروشی میشناسید؟
    مسلط به تنظیم قراردادهای پیمانکاری، ترجیحا (نرم افزاری)
    مسلط به تهیه اسناد مناقصه و آیین های نامه های معاملات
    مسلط به تهیه و تنظیم پیش فاکتور
    مسلط به تنظیم مکاتبات اداری، مالی و پیگیری های مربوطه
    آشنا به اصول مذاکره

    ترجیحا دارای روابط عمومی و قدرت بیان بالا
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ** **** * ****** **** *** ***** ******* **** ** **** ** ****** ****
    ** **** * *** ** **** *** * **** ** **** **** **** ***** ***** ***** **** ****** **** *** * *** ** ****** ***** ** *** ****** ** ***** ***** ******* ******** ** ** **** ****** *** ** *** ****** ** **** **** * **** * ***** ** **** **** *** ******* **** *** *
    ***** ***** ** ** *** **** ******* **** ** ******* **** ** *** ** ******* *** ***** ** ***** ***** ***** **** * *** ** *** **** ****** ***** ** ** ** *** ** ******* *** ****** *** ***** ***** ** ** ***** *** ***** *** **** *** ***** ****** ***** *** ** *** ** ** **** ** ***** ***** **** ** ****** **** *********** ** **** ** ****** **** **** **** **** * ***** ****** * *** ***** **** ** ***** * ***** * ***** * ****** * ****** ** ** **** * **** ** *** ****** **** ** ** **** ***** *** **** **** *** ***** * ******* ** **** ***** ** *** ** *** ****** ******* *** ** **** ****** * **** ** *** ***** **** *** ** ***** ***** ** *** **** ** **** ** *** ** **** *** *** *** *** * ***** ***** * ******* ***** ***** ***** *** ** *** ** *** ** ***** ***** ** ***** ** *** ** **** * ******* ***** * *** **** ****** ** ***** *** **** * **** * ** ** ***** *** **** *** **** *** * ** **** ***** *** ******* ** ***** ***** ***** *** * ***** *** ** ******* ****
    *** ** *** **** ** *** ******* ****** ** ** ***** ****** **** ***** ** **** **** ***** **** ** ****** *** ** ** ******* ****** * ****** *** **** ******** ** ***** ** **** **** **** **** ** **** **** **** * ***** * **** ******* *** **** * **** **** **** ****
    * ** ******* ** ***** **** *** ** ** ** *** **** **** ****** ** *** *** ****** ** ** **** ***** * ** ****** **** *** * *** *** ** ** ** **** ***** **** *** **** ** *** ** ****** ******
    ***
    ***چون من یک بار تجربه تحصیل رو دارم، هم واقفم که تلاش خود دانشجو نسبت به هر فاکتور دیگه ای در اولویت هست هم میدونم که خیلی خیلی مهمه که از پایه کار رو درست جلو برد تا این مثل مصداق پیدا نکنه (خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج)
    اینه که تصمیم گرفتم از همین اول خیلی سفت و سخت مباحث رو پایه ای بخونم و از اونجایی که تمام وقتم اختصاص داره به هدفم و میخوام این دو یا سه سال دانشگاه رو صرفا به همین موضوع اختصاص بدم میخوام هر منبع کمکی که به توسعه دانشم کمک میکنه رو هم مطالعه کنم اما توی پیدا کردن بهترین منابع مطالعاتی دچار مشکلم به عبارتی احتیاج به یه سیر مطالعاتی دارم وقتی توی مطالبتون جدیت شما رو در حوزه تخصصی تون دیدم تصمیم گرفتم ازتون راهنمایی و کمک بخوام**** .


    ***** **** ** ** ****** *** **** *** *** ** ****** ** ** **** ***** ****** * ***** *** *** ****** * ***** ** **** **** **** **** * *** ** **** ** **** ***** *** ****** **** **** *** ** ** **** ******* * **** ****** *** *** ** *** *** **** *** **** ***** *** ** **** ****** ** ******** *** ******* **** **** ****** ** **** **** **** ****** ** ** *** *** ** ** **** ****** * *********** **** ** ** **** * *** *** **** **** **** ***** *

    ***** **** *** ******** * ***** ** ***** *** **** * *** **** *

    * **** * **** ***** ***** **** **** ** ****** ***** ** ***** *****
    * *** ******* ***** ** ****** ** **** ***** **** ** **** ****** ** ******* **** **** ***** ** ********** ** ******


    ***** ** ***** ***** *** ***** *****

    ***** *** ***** ** **** **** * ***
    *** ***** *

    پاسخ:
    سلام، بسیار خوشحال شدم که با بازدیدکننده محترم و فرهیخته ای همچون جنابعالی آشنا شدم، و بسیار از جنابعالی عذرخواهی میکنم که بخاطر وضعیت خودم نتونستم در مدت معقولی به فرمایشات جنابعالی پاسخ بدم، امیدوارم اینجا سر بزنید و پاسخ خودتون رو مشاهده بفرمایید، همین که جنابعالی دنبال انجام کار بزن دررویی نیستین و میخاین کار رو از بنیان، درست انجام بدید جنابعالی رو از خیل عظیم تنبلان و کسالت باران!!! جدا میکنه، خدا هم قطعا به این وضعیت جنابعالی نظر داره و اجر و پاداش تلاشهاتون رو به بهترین نحو، پرداخت خواهد کرد، (إن الله لا یضیع اجر المحسنین).
    متأسفانه در مورد دانشگاه های غیر دولتی وضعیت به همین شکلی هست که جنابعالی ترسیم فرمودید، هم دانشجویان - لااقل اکثرشون - در پی درس خوندن نیستن و هم اساتید - لااقل اکثرشون - دل و دماغ درس دادن ندارن، چاره‌ای نیست، باید سعی کنید خود ساخته باشید، خودتون منابع اصلی - یعنی کتب اساتید حقوقی رو - مطالعه بفرمایید و به جزوات چند برگه ای اساتید اکتفا نکنید، من هم در دوره کارشناسی در دانشگاه دولتی نبودم و دقیقاً میدونم از چه فضایی دارید حرف میزنید. با تلاش،  هیچ هدفی در هیچ دانشگاهی، دور از دسترس نیست. 
    کاش اجازه میفرمودید مطالبتون به شکل کامل منتشر بشه تا بقیه بازدیدکنندگان هم در جریان دید جنابعالی نسبت به علم و دانش قرار بگیرن، توی نوشته های جنابعالی هیچ مطلب شخصی و خصوصی نبود که درخواست حذفشون رو فرموده بودید، من به هر حال اطاعت امر کردم و حذف کردم. 
    در مورد پرسشی هم مطرح فرمودید باید عرض کنم کلیه‌ی مطالب مربوط به منابع مطالعاتی آزمون های حقوقی و جزوات آموزشی رو در این لینک قرار دادم، در صورت تمایل، مطالعه بفرمایید، بعدش اگر سؤالی داشتید در هر زمینه ای  خدمت جنابعالی هستم. 
    1. ✅سلام استاد عزیز خسته نباشین
    2. 👈امیدوارم که عباداتمون موجب اصلاحمون شده باشه
    3. که این اصلاح نشانه ی قبولی روزه هست
    4. ببخشین استاد با توجه به اینکه متون فقه در ازمون ارشد تاثیر بسزایی داره و سوالاتش هم عربی میان ولی من نمیتونم پاسخ بدم چون عربی هستن حالا دو تا سوال دارم ایا باید عربی ام رو قوی کنم؟
    5. و سوال دیگر در حین خوندن چجوری بخونم که یاد بگیرم و در ذهنم بمونه؟
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام، ممنونم از جنابعالی.
    2. ایشالا که همین طور باشه.
    3. بله، همینطوره.
    4. بله، تا یه حدی از قواعد زبان عربی باید سر در بیارید تا بتونید پاسخگوی سؤالات متون فقه باشید، در همون حد پایه‌ای و مبنایی کفایت میکنه، لازم نیست زیاد دقیق بشید روی قواعد جزئی دستور زبان.
    5. مطالبی که لازم بوده رو توی این لینک نوشتم، مطالعه بفرمایید، اگر سؤالی داشتید در خدمت جنابعالی هستم.
    سلام ماده 269مدنی وفا به عهد وقتی محقق می شود که متعد چیزی را که می دهد مالک و یا ماذون از طرف مالک باشد و شخصا هم اهلیت داشته باشد ؟در توضیحات اومد که می گه اهلیت فقط برای مال کلی و در فرضی که موضوع عقد انجام یا خوداری از انجام کار یا تسلیم مال معین باشد اهلیت لازم نیست میشه با ذکر مثالی توضیح دهید
    پاسخ:
    سلام. آقای دکتر کاتوزیان در این ماده معتقد هستن که اینکه ماده‌ی 269 گفته برای« دادن » مال، اهلیت لازمه، منظور از« دادن » که نیاز به اهلیت داره، تملیک مال و انتقال حقوقی مال هست و صرفِ تسلیم مال، نیاز به اهلیت نداره، ینی اگه مثلا قبلاً فروشنده‌ای ده تن برنج رو به صورت کلی فی الذمه فروخته باشه و سپس محجور بشه، میتونه پس از حجر، اون ده تن رو به خریدار تسلیم کنه، چون با تسلیم مال توی این وضعیت، تملیک جدیدی صورت نمیگیره و تملیک به موجب عقد بیع، محقق شده بوده، در همین راستا ایشون در زمینه‌ی انجام یا عدم انجام کار هم همین اعتقاد رو دارن، مثالش هم اینکه اگر محجوری به تعهد خود، دائر بر رسانیدن کالا به محلی اقدام کنه یا بر طبق تعهدی که قبل از حجر انجام داده از رقابت با تاجری خودداری کنه یا در مِلک خودش، ساختمانی بیش از دو طبقه بنا نکنه( این سه مثال، مثالهایی بودن برای انجام یا عدم انجام کار) این وفای به عهد صحیح هست و نباید بگیم چون متعهد، فاقد اهلیت بوده پس خلاف ماده‌ی 269 اقدام شده و وفای به عهد صحیح نیست.
    1. سلام.طاعات و عبادات قبول
    2. یکی از دوستان که در دوران عقد بسر میبره با خانمش اختلاف پیدا کرده . نه طلاق میخواد، نه میاد که عروسی کنه. دوست ماهم مونده چکار کنه!عجب دوران برزخ بدیه ها این عقد!!!
    3. - آیا نفقه در این دوران باید پرداخت شود؟ (باتوجه به اینکه یک اظهارنامه جهت تشکیل زندگی و برگزاری مراسم عروسی به خانواده دختر ارسال شده و آنها در اظهارنامه نوشته اند که زوج صلاحیت زندگی ندارد)
    4. - بهترین راه برای خلاصی از این برزخ چیست؟
    5. - آیا می توان با قانون دختر را وادار به ترک خانه پدری کرد و آن را ملزم به تمکین در خانه شوهر نمود؟ هر چند خانه شوهر در خانه پدری باشد؟
    6. ببخشید سوالم طولانی شد.
    7. ولی خدا ان شاالله هزاران هزار خیر دنیا و آخرت نصیبتون کنه که همیشه انقد با حوصله،دقیق و صحیح و کامل پاسخ تمام کامنت ها رو میذارین.
    8. پیشاپیش تشکر
    پاسخ:
    1. سلام، از جنابعالی هم قبول باشه.
    2. چ عرض کنم والا....
    3. خیر، در چنین شرایطی الزامی به پرداخت نفقه وجود نداره، چون زوجه ناشزه محسوب میشه.
    4. اگر زن، بنا به دلایل غیر منطقی از تمکین سرباز میزنه و به هیچ صراطی هم مستقیم نیست، طبیعتاً هیچ راهی جز طلاق وجود نداره، به نظرم اگر با زوجه حرف زده بشه و از راه ریش سفیدی موضوع حل بشه بهتر هست، به هر حال حتماً این دختر که این رفتار رو میکنه برای خودش توضیحات یا توجیهاتی داره دیگه.
    5. والا من تا حالا ندیدم با قوای انتظامی برن در خونه‌ی یه دختری و او رو کشان کشان به زور از خونه بیرون بیارن، هر چند از نظر قانونی میشه الزام کرد اما در عمل، غیر ممکن هست.
    6. خواهش میکنم.
    7. ممنونم از دعای خیر جنابعالی. انجام وظیفه کرده‌ام.
    8. خواهش میکنم.
    1. سلام استاد محترم
    2. فرق بین دانشگاه ازاد وپیام نور چیه استاد به نظر شما ؟ البته در مقطع ارشد ایا مدارکشون فرق میکنه؟
    3. اطلاعی از شهریه شون دارید؟
    4. واینکه ایا اگر پیام نور تو تهران باشه چی وازاد خرم اباد پیام نوره بهتر نیست ایا؟
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. هیچکدوم از نظر اعتبار مدرک، تفاوتی با هم ندارن، هر دو در رتبه بعد از دانشگاه های دولتی قرار دارن.
    3. پیام نور شهریه ش از دانشگاه آزاد کمتر هست.
    4. زیاد تفاوتی با هم ندارن، اما اگر مجبور به انتخاب بشیم شاید بتونیم بگیم پیام نور تهران از دانشگاه آزاد خرم‌آباد بهتر هست.
    سلام،میخوام آزمون قضاوت شرکت کنم لطفاً راهنمایی کنین از چه منابعی استفاده کنم بهتره؟
    پاسخ:
    سلام، این لینک رو مشاهده بفرمایید. در مطالبی که در این لینک قرار دادم، هم منابع پیشنهادی من هست و هم مطالب مفید دیگری برای شرکت در آزمون های حقوقی. امیدوارم مورد استفاده جنابعالی قرار بگیره، سؤال دیگری هم داشتید در خدمت جنابعالی هستم. 
    سلام استادلطف میکنیدبرای زیرنویس1 ماده601مثال ساده وقابل فهمی بزنید
    پاسخ:
    و علیکم السلام. 
    مثلاً اگر در تقسیم ترکه‌ای یکی از اقلام دارایی به کمتر یا بیشتر از ارزش واقعی تقویم بشه، تعدیل سهام رو بر هم میزنه، چون کسی که اون آیتم در سهم او قرار گرفته اگر اون آیتم، بیش از میزان واقعی ارزش گذاری شده باشه، متضرر میشه و باعث میشه سهم کمتری از سایر اموال ببره و اگر اون آیتم، کمتر از میزان واقعی ارزش گذاری شده باشه، سود ناروا میبره و باعث میشه سهم بیشتری به ناحق از بقیه اموال ببره. در حالی که اگه تقسیم ناظر بر مال معین باشه، و در ارزش گذاری اون مال اشتباه رخ بده، اثری در تعدیل و نظم عادلانه در توزیع سهام نداره و اون تقسیم به این استناد قابل ابطال نخواهد بود، چون ما چه یه خرمن گندم رو مثلا 300 هزار تومان قیمت گذاری کنیم و چه 100 میلیون تومان، در هر حال، وقتی قرار باشه به نسبت تقسیم بشه، هر کسی به همون نسبت از اون خرمن، گندم میبره و اون قیمت گذاری تأثیری در اصل قضیه که سهام شریکان باشه نخواهد داشت. 
    1. سلام
    2. با توجه به اینکه از سال94 . 30سوال آزمون ارشد در درس زبان تخصصی شده آِیا بازهم پیشنهاد شما خواندن کامل دیکشنری
    3.  و تسلط به دستورزبان در حد پایه س؟
    4. آیا با رتبه زیر 100 میشه روزانه تهران قبول شد؟
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. من در هیچ قسمتی از عرائضم، نگفته‌ام که باید یک دیکشنری رو به صورت کامل بخونید؛ جنابعالی این پیشنهاد رو از کجا مشاهده فرمودید؟
    3. بله؛ ولو در امتحان ارشد، همه‌ی سؤالات، جنبه‌ی تخصصی هم داشته باشه، جنابعالی تا در حد پایه، توانایی خوندن متن و ترجمه‌ی اون رو نداشته باشید توانایی پاسخگویی به همون سؤالات تخصصی رو هم نخواهید داشت.
    4. زیر 100، ینی چند دقیقاً؟ رتبه‌ی 1 میشه زیر صد و رتبه‌ی 99 هم میشه زیر صد؛ جنابعالی بفرمائید چه رتبه‌ای مد نظرتون هست تا من پاسخگو باشم.
    عرض سلام وقبولی طاعات شما.
    اگربراتی بصورت مشروط قبول شوددارنده درسررسیدباید.....
    الف-به براتگیررجوع نماید
    ب-درصورت حصول شرط به براتگیررجوع نماید
    این سوال چندین مرتبه درازمونهای مختلف طرح شده وکلیدسازمان سنجش دربرخی گزینه الف دربرخی ب بوده،به نظرشماکدام صحیح است؟
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم از جنابعالی؛ قبول درگاه حق.
    با توجه به نص صریح ماده 233 قانون تجارت، رجوع به قبول کننده‌‌ی مشروط، مشروط به این است که شرط حاصل شده باشه و صرفاً بر اساس رسیدن وعده نمیتونیم به برات کننده رجوع کنیم. بنابراین از بین این دو گزینه‌ای ک جنابعالی مرقوم فرمودید گزینه دوم صحیح خواهد بود.

    سلام خدمت استاد عزیزم
    حتما استاد،اصلا سر زدن به وبلاگ شما بخشی از زندگی ما شده،من اکثر روزها سر میزنم،در زمان مطالعه واسه ارشد هم همین طور اما فقط نظر نمیزاشتم،
    وبلاگ شما جزو فیوریت های منه و همیشه روی صفحه اول هست.
    ممنونم که شما این وبلاگ رو برای ما مدیریت میکنید و راه ارتباطی واسه خودتون گذاشتین.
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم از نظر لطف جنابعالی و براتون آرزوی موفقیت دارم.
    استاد اگر سوالی دیگه هست من درخدمتم.
    پاسخ:
    عرضی نیست. بسیار لطف کردید تجارب گرانبهای خودتونو با ما ب اشتراک گذاشتید، در وبلاگ قرار خواهم داد. امیدوارم پس از این و در ایام تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد هم همچنان ب ما سر بزنید. 
    سلام استاد،خواهش میکنم،
    ارسالش میکنم،توضیحات درباره منابع مطالعاتی رو هم در پیامی از همین طریق بفرستم مشکلی نداره؟
    پاسخ:
    سلام، ممنونم ازجنابعالی بابت ارسال کارنامه. دریافتش کردم. منتظر میمونم ک مطلب مربوط به منابع مطالعاتی رو هم ارسال بفرمایید. لطف کردید. مجدداً خدمت جنابعالی تبریک عرض میکنم و از درگاه خداوند برای جنابعالی آینده‌ای درخشان توأم با سلامتی و موفقیت و عاقبت به خیری مسئلت دارم.  
    سلام درشماره388کتاب عقودمعین جلدچهارم درموردی که مرتهن فروش مال مرهونه رو اجازه میدهد اقامه دعوی واجراییه بابدبه طرفیت راهن صورت گیرد یاانتقال گیرنده ؟یک جاگفته به طرفیت راهن ویک جا به طرفیت انتقال گیرنده ؟استاد من متوجه نشدم ؟
    پاسخ:
    سلام. 
    در جایی که بحث فروش مال غیر منقولِ ثبت شده مطرح هست، اجرائیه و اقامه دعوی بطرفیت راهن و انتقال گیرنده هر دو باشه، راهن که مدیون اصلی است و حتماً باید طرف دعوا و مخاطب اجرائیه قرار بگیره و انتقال گیرنده هم باید طرف قرار بگیره تا بتونه به هنگام از حق درخواست حراج یا پرداخت دین استفاده کنه. در واقع در اینجا مدعی (ینی مرتهن) میخاد با اثبات دین به طرفیت یکی از خواندگان (ینی راهن)، فروش مال خوانده‌ی دیگر (ینی انتقال گیرنده) رو از دادگاه تقاضا کنه و این درخواست باید در برابر مالک عین (ینی انتقال گیرنده)، رسیدگی و توجیه بشه.
    در جایی هم که بحث فروش مال غیر منقولِ ثبت نشده مطرح هست دعوا به طرفیت راهن اقامه میشه اما شخصی که مدعی مالکیت مال هست میتونه به صورت وارد ثالث در دعوا وارد بشه. 

    سلام خدمت استاد ارجمند،ممنونم بابت راهنمایی های شما که همیشه تردید رو در دل من از بین میبره و مصمم تر تصمیم میگیرم،نظرم من رو بهشتی دیگه قطعی شد ،چون به نظرم سخت گیری بهتره واسه دانشجو و من هم دنبال یادگیری هستم نه فقط گرفتن یه مدرک از دانشگاه معتبر.
    اما در مورد فرمایش شما در مورد کارنامه ،با کمال میل قبول میکنم شما به گردن همه دانشجوهاتون حق دارین و منم از این قاعده مستثنا نیستم، وخوشحال میشم که کارنامه رو در اختیار شما قرار بدم ،من با گوشی ازش عکس گرفتم (بصورت screen shot) فقط بفرمایید چطور برای شما ارسالش کنم.
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم؛ امیدوارم خدا هر چی خیر و صلاحتون هست مقابلتون قرار بده.
    در مورد کارنامه هم لطف می‌کنید؛ ممنونم؛ این لینک (سؤال 1-3) رو مطالعه بفرمائید؛ نوشتم ک چطور فایل خودتون رو ب دست من برسونید.
    در مورد انتقال تجربیاتتون هم نفیاً یا اثباتاً اظهارنظر نفرمودید؛ بخاطر همین باز از شما درخواست میکنم در صورت امکان این مطلب رو هم لطف کنید بنویسید و در اختیار من و سایر بازدیدکنندگان وبلاگ قرار بدید. با تشکر از جنابعالی و عذرخواهی بابت اینکه مزاحم وقتتون شدم.
    1. سلام استاد 
    2. خدا قوت
    3. خیلی خیلی ممنونم ازتون استاد.. خیلی به من لطف کردید... چند روزی بود که کاملا سردر گم بودم ..منو نجات دادید
    4. من تصمیمم رو گرفتم تصمیم گرفتم که یک سال بمونم اما تو دنیای حقوق بتونم یکی از بهترینا باشم 
    5. و به این نتیجه رسیدم که اروزهای دیگران مال دیگرانه و ارزو های من فقط برای من 
    6. و منم هیچوقت اجازه نمیدم که ارزوهام بمیرن ....
    7. من رفتم که با انگیزه مضاعف درس بخونم استاد
    8. یا علی
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. ممنونم از جنابعالی. 
    3. خدا رو شکر. 
    4. به امید خدا. 
    5. بله، همینطوره. 
    6. خوشحالم که انقد مصمم حرف میزنید. 
    7. برای جنابعالی از درگاه خداوند متعال موفقیت و سلامتی مسئلت دارم. 
    8. خدا نگهدار.  
    سلام استاد وقتتون بخیر،طاعات و عباداتون مقبول حق
    خیلی وقت بود که مزاحمتون نشده بود به دلیل اینکه شدیدا درگیر مطالعه واسه ارشد بودم ،
    همونطور که اگر خاطرتون باشه پارسال با شما مشورت کردم و شبانه تهران رو نرفتم و به حرف شما بعنوان استاد خوبم. گوش دادم و امسال خوندم و رتبه 2 خصوصی رو اوردم که الانم خیلی راضی ام. از این که صبر کردم.
    اما حالا با این رتبه تقریبا خیالم راحته که دانشگاه معتبر خوبی قبول میشم،
    الویتهای من بین خصوصی تهران ،بهشتی و علامه است حالا با توجه به اینکه الان در حال حاضر بهشتی از نظر اساتید و رفاهی، علمی به نظرم لا اقل در حقوق بهتره ،میخواستم الویت اولم رو بهشتی بزنم،با چندین نفر هم مشورت نظریات اختلافیه اما در کل تقریبا تعداد بیشتری نظرشون به بهشتی با توجه به اعضای هیت علمی و جو علمی که حاکم ناگفته نمونه که منم یه علاقه خاصی به دانشگاه شهید بهشتی دارم ،اما در کل مردد شدم چونکه تهرانم هم واقعا دانشگاه خوبیه،اما بعد از پدر علم حقوق یه کم سوت وکور شده و یکی از اهداف منم در تحصیلات تکمیلی در محضر اساتیدی مثل دکتر محقق و دکتر شمس و... که در بهشتی هستن بوده،
    در نهایت با توجه به مطالبی که به عرض شما رسوندم میخواستم نظر شما که خیلی هم واسم مهمه رو در این زمینه بدونم،فقط جسارتا با توجه به اینکه زمان انتخاب رشته محدود و از فردا هم شروع میخواستم لطف کنید ونظر خودتون رو به من در نزدیکنرین زمان که امکانش واسه شما فراهم بهم از همین طریق اطلاع بدین.
    واقعا ممنونم استاد عزیزم،خوبیها و راهنمایی های صادقانه شما همیشه چراغ روشن راه من بوده و هست ،و از خداوند مهربان همیشه برای شما طول عمر،سلامتی شادی روز افزون در کنار خانواده طلب میکنم.
    با کمال احترام.
    پاسخ:
    سلام؛ عاقبت ب خیر. طاعات و عبادات جنابعالی هم قبول.
    بسیار بسیار خوشحال شدم از خبر مسرت بخشی ک ب من دادید؛ تبریک میگم ب خودتون و خونواده‌تون؛ ممنونم از دعای خیری ک در پایان نوشته بیان فرمودید؛ من هم برای جنابعالی آرزوی موفقیت و سلامت دارم. هر کاری هم من انجام دادم جز انجام وظیفه چیزی نبوده و خوشحالم ک در مورد جنابعالی با تلاش خودتون این زحمات به بهترین نحو به بار نشسته.
    در مورد سؤالی ک مطرح فرمودید باید عرض کنم از نظر اعتبار مدرک، این دو دانشگاه تفاوتی با هم ندارن؛ تنها تفاوتشون اینه ک توی دانشگاه شهید بهشتی معمولش این هست که بیشتر از دانشجو کار میخان و ممکنه دوره‌ی ارشدتون بیشتر به طول بینجامد ولی توی دانشگاه تهران معمولش این هست ک اساتید بیش از حد سخت نمیگیرن و راحت‌تر و با دشواری کمتری میتونید واحدا و رساله رو پاس کنید؛ حالا دیگه هر طور خودتون صلاح میدونید.
    یه درخواست - در واقع دو درخواست! - هم از جنابعالی دارم اگر براتون مقدور هست تصویری از کارنامه‌ی آزمون ارشد رو در اختیار من قرار بدید که برای انگیزه بخشی به سایر دانشجویان در وبلاگ قرار بدم؛ اگر براتون مقدور هست البته. در صورت امکان متن کوتاهی هم در مورد شیوه‌ی مطالعه و منابع پیشنهادی خودتون رو بفرمائید ممنون میشم؛ چون میتونه مورد استفاده‌ی سایر بازدیدکنندگان و دانشجویان قرار بگیره.
    1. سلام استاد
    2. خدا قوت
    3. استاد منظورم از خوب بودن یا بد بودن دانشگاه پیام نور این بود که به نظر شما من یک سال درس بخونم و تو یه دانشگاه دولتی سطح بالا تحصیل کنم (که البته اینکار ریسک داره اما با توجه به توانایی هام به قبولیم مطمئنم ) برام مناسبتره یا به هیچ وجه درجا نزنم و تو دانشگاه پیام نور که واقعا سطح پایینی داره ادامه تحصیل بدم ؟(راستش من از درجا زدن متنفرم ) 
    4. استاد خیلی از دوستانم میگفتن که حتی ارزوشونه تو پیام نور تحصیل کنن!!!!!! 
    5. و شنیدن یه سری حرفهای ضد و نقیض منو تو تصمیمم مردد میکنه 
    6. استاد در مورد ح خصوصی و بین الملل من چون به جفتشون علاقه دارم در حال حاضر بیشتر به اینده ی شغلیشون فکر میکنم و اینکه شنیدم برای شرکت تو ازمون دکترا باید به تمام دروس مسلط بود..با توجه به کمی اشنا بودن به دروس حقوق خصوصی...تحصیل تو رشته بین الملل باعث نمیشه تو کنکور دکترا رتبه ی بهتری کسب کرد؟چون خیلی از دانشجوها از ح بین الملل فرار میکنند! !!! (البته اصلا نمیدونم درست فکر میکنم یا نه)...به نظر شما کدوم مناسب تره استاد؟
    7. ممنونم از وقتی که برای من صرف کردید
    8. خدا خیرتون بده استاد
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. ممنونم.
    3. اگر قصدتون هیأت علمی شدن هست مدرک دانشگاه‌های غیر روزانه اعتبار چندانی نداره؛ توی پیام نور هزینه و وقت صرف میکنید و بعدن افراد دیگه با در دست داشتنِ مدرکِ روزانه، نسبت ب جنابعالی اولویت پیدا میکنن و عملاً شما فایده‌ای از اون همه هزینه و وقت ک صرف کردید نمیبرید اما اگه هدف جنابعالی هیأت علمی شدن نیس فرقی نداره مدرک رو از کجا بگیرید؛ دانشگاه آزاد یا غیر انتفاعی یا پیام نور تفاوت چندانی نداره!
    4. ب هر حال هر کسی ممکنه هر آرزویی داشته باشه؛ این برای جنابعالی سند نمیشه.
    5. ......
    6. در دکترا همه‌ی درسای کارشناسی رو باید امتحان بدید؛ جنابعالی اگر از حقوق خصوصی کم میدونید توی اون قسمت از آزمون ضرر میکنید؛ جنابعالی نباید گرایشتون در ارشد رو بر اساس نحوه‌ی آزمون دکترا معین کنید؛ اصلن شاید تا جنابعالی برسید ب آزمون دکتری نحوه‌ی آزمون فرق کنه و هر کسی مجبور بشه دروس تخصصی خودش رو فقط امتحان بده؛ در گرایش‌های حقوق بین الملل و سایر گرایشات نزدیک ب اون باید زبانتون فول باشه.
    7. خواهش میکنم.
    8. ممنونم از دعای خیر جنابعالی.
    1. سلام استاد 
    2. خدا قوت
    3. اگر براتون مقدوره لطفا بدون نوبت سوالم رو پاسخ بدید
    4. ممنونم ازتون
    5. استاد من تو کنکور ارشد رتبه ی تقریبی و نه چندان جالب3000 رو کسب کردم و چون حدود 1000 نفر دانشگاه دولتی قبول میشدن من جز قبولی ها نبودم ...اما تو نوبت شبانه و پیام نور وغیر انتفاعی... ح خصوصی و بین الملل و ح ارتباطات و ح اقتصاد رو مجاز هستم (که البته قطعا نوبت شبانه هم پذیرفته نمیشم)حالا با این وجود به نظر شما من برای ارشد تو دانشگاه پیام نور تحصیل کنم خوبه یا بد ؟
    6.  و اگر خوبه کدوم رشته مناسبتره ؟ به هر دو شاخه خصوصی و بین الملل علاقه دارم.
    7. یا یک سال صبر کنم و برعکس امسال که اصلا درس نخوندم ...واقعا درس بخونم ...چون تازه فارغ التحصیل میشم و وقت ازاد تری دارم....و از طرفی هم امسال برای ازمون وکالت میخوام اماده بشم..به نظر شما رفتن به دانشگاه مانع درس خوندن برای ازمون وکالت میشه یا نمیشه ؟ 
    8. به نظر شما من باید چی کار کنم استاد؟ خیلی مرددم
    9. لطفا کمکم کنید
    10. ممنونم
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. ممنونم.
    3. چشم.
    4. خواهش میکنم.
    5. از چ نظر میفرمائید خوبه یا بد؟ متوجه منظور سؤال جنابعالی نشدم متأسفانه.
    6. از چ نظر مناسبتر منظور نظر جنابعالی هست؟
    7. تحصیل در دوره‌ی ارشد به صورت جدی، یک شغل تمام وقت هست و مشکله بتونید هم تکالیف دوره‌ی ارشد رو انجام بدید و هم برای وکالت بخونید.
    8. والا چون سؤالایی ک مطرح فرمودید واضح نبود منم نتونستم جواب خاصی بدم متأسفانه.
    9. اگر کمکی از دستم بربیاد دریغی ندارم.
    10. خواهش میکنم.
    1. سلام استاد . 
    2. استاد رتبه شیش صد برای آزمون ارشد خوبه ؟!؟!؟ البته برای ما تنبلها ...
    3. استاد چرا دیگه جواب کامنتارو نمیدین ؟؟؟
    سلام استاد . در جعاله خاص آیا عامل می تواند بعد از قبول ایجاب و رد کردن ، ثانیا آن را قبول کند؟
    پاسخ:
    سلام. در جعاله خاص، چون فرض این است که ایجاب برای شخص معین انجام شده و نهادی است که تنها اراده عامل میتواند آن را به التزام تبدیل کند، هر گاه عامل، پیش از قبول، آن را نپذیرد اثر ایجاب از بین می‌رود و رضای بعدی عامل، دیگر زمینه‌ای برای تبدیل شدن به التزام ندارد. 

    استاد کاتوزیان، کتاب عقود معین، جلد دوم، شمارهٔ 148، صفحه 250.
    سلام درمورد م 733 در فسخ بیع درفرضی که مشتری به سودبایع حواله داده ودر فرضی که بایع به سودثالث حواله داده اگر بیع فسخ شود حواله منحل میشود یا نه
    پاسخ:
    سلام. 
    در فرض نخست (حواله خریدار به سود فروشنده) آقای کاتوزیان، در شماره 273 کتاب عقود معین جلد چهارم، نظر قطعی و نهایی خودشون رو بیان نفرمودن، اما از لحن ایشون برمیاد که معتقد هستن حواله منحل میشه، ینی همون نظر اولی که بیان فرمودن. 
    در فرض دوم (حواله فروشنده به سود شخص ثالث) پس از بیان نظر موافق و مخالف به طور مفصل، آقای کاتوزیان در همون شماره‌ی 273 کتاب عقود معین جلد چهارم، نتیجه گرفتن که نویسندگان قانون مدنی بر این عقیده اند که حواله منحل نمیشه و مُفاد عقد حواله باید اجرا بشه، ینی همون نظر دومی که بیان فرمودن. 
    البته استدلالات ایشون خیلی مفصل هست که حتمن خود جنابعالی هم مشاهده فرمودید، اما به هر حال، صرف نظر از استدلالات بیان شده توسط ایشون، حاصل بحث، همینی است که من خدمت جنابعالی عرض کردم. 
    سلام درمورد دور درضمان وثیقه ای در شماره های 205و244کتاب عقودمعین جلدچهارم ایا درست است یا امری بی فایده است
    پاسخ:
    سلام. متأسفانه بخاطر ابهاماتی که در نحوه‌ی جمله‌بندی عبارات جنابعالی وجود داره من متوجه منظور جنابعالی از سؤالی که مطرح فرمودید نشدم. منظور جنابعالی از این سؤال این هست که آیا ضمانت مضمون‌ٌ‌عنه از ضامن، سودی داره یا نه؟ یا منظور جنابعالی این است که آیا اشکال دور صحیح است یا خیر؟ 
    نیز منظور جنابعالی از فعل (درست است) در انتهای عبارت، چی هست؟ منظور جنابعالی این است که آیا دور، واقعن وجود داره یا منظور جنابعالی این است که آیا این دور از نظر حقوقی صحیح هست یا خیر؟ 
    در صورت تمایل، این ابهامات رو برطرف بفرمایید، اگر بلد بودم، پاسخ سؤالتون رو عرض خواهم کرد. 
    1. ممنون استاد .همونروز ک ج دادین خوندم.متشکرم ازتون . 
    2. استاد میخوام بدونم برای مطالبه مهریه که از طریق دفتر اسناد مطالبه میشه 
    3. هم همون صدو ده تا رو فقط میدن یا کل مهریه ؟
    4. بعد اگه اگه زوج بیشتر از صدو ده تا رو نداشت و حکم اعسارش صادر شد دیگه نمیشه بقیه مهر رو دریافت کرد ؟
    پاسخ:
    1. خواهش میکنم. 
    2. مهریه از طریق دفتر اسناد رسمی مطالبه نمیشه، مطالبه‌ی مهریه در کل، دو راه داره، یا از طریق مراجعه به محاکم دادگستری و یا از طریق مراجعه به دوایر اجرای ثبت و صدور اجرائیه. 
    3. بر اساس قانون همش قابل مطالبه هست اما تا صد و ده سکه، عندالمطالبه هست و مرد باید بپردازه و اگر نپردازه حبس میشه مگر حکم اعسار بگیره و مازاد بر اون میشه عند الاستطاعة و در صورتی مرد باید بپردازه که استطاعت مالی او ثابت شده باشه.
    4. در صورتی میتونه بقیه‌ی مهریه رو دریافت کنه که با ابزارهایی که وجود داره و در قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی هم مورد اشاره قرار گرفته، ثابت کنه که مرد، هر چند حکم اعسارش صادر شده اما در حال حاضر توانایی پرداخت بقیه‌ی مهریه رو داره.  
    1. سلام استاد
    2. خدا قوت
    3. میخواستم بپرسم :اگر قسمتی از مهریه حال بوده و قسمت دیگر مدت دار باشد و زن نیز تمکین نموده باشدایا با فراسیدن زمان قسم دوم مهریه...زن میتواند از تمکین خود داری نموده تا مهریه اش را دریافت نماید یا خیر؟
    4. ممنون از زحماتتون استاد
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. ممنونم از جنابعالی. 
    3. اگر زن تمکین کرده باشه حق حبس ساقط خواهد شد. حق حبس یک قاعده استثنایی هست و نباید موارد استفاده از اون رو گسترش بدیم. 
    4. خواهش میکنم. 
    سلام استاد اگه تلگرام باشه عالیه برا سوال کردن
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم بابت پیشنهادی که ارائه فرمودید؛ راستش خودمم قبلن بهش فک کرده بودم حتا یه کانال هم درست کردم اما منتشر نکردم آدرسش رو؛ چون اگه بخام به شکل کانال باشه نظر کاربرانم رو نمیتونم به صورت عمومی بگیرم و فقط باید خودم در فضای عمومی کانال متکلم وحده باشم که اصلا مناسب نیست؛ اگر هم به شکل گروه باشه که در اون صورت امکان ویرایش نظرات کاربران نیست و برخی از خواهران و یا برادران بزرگوار که از کلمات خلاف عفت در فرمایشاتشون استفاده میکنن به همون صورت برای سایر بازدیدکنندگان محترم قابل رؤیت خواهد بود که اینم اصلا مناسب نیست؛ ضمن اینکه تمایلی به عمومی شدن شماره تلفنم هم ندارم؛ به هر حال ممنونم بابت اینکه به فکر بودید و این پیشنهاد رو ارائه فرمودید.
    سلام .
    اختلاف مراجع غیر دادگستری با مراجع غیر قضایی همان اختلاف مرجع قضایی با مرجع غیر قضایی نیست عایا؟؟

    الان توی تقسیم بندی مراجع دچار مشکل شدیم.
    پاسخ:
    سلام، مرجع غیر دادگستری، در واقع نوعی از مراجع قضایی هستن دیگه. در واقع مراجع قضایی در یک تقسیم بندی، تقسیم میشن به مراجع دادگستری و غیر دادگستری. بنابراین در این قسمت، منظور ما اختلاف همه مراجع قضایی نیست، بلکه نوعی خاص از مراجع قضایی مد نظر قرار میگیره. 
    با توجه به امتحانات پایان ترم، این پرسش در اولویت پاسخگویی قرار گرفته است، از سایر بازدیدکنندگان محترم وبلاگ، که سؤالی رو مرقوم فرموده بودن عذرخواهی میکنم. 
    سلام تنزیل برات یعنی چی استاد
    پاسخ:
    و علیکم السلام. 
     اگر یک سند تجاری بصورت وعده دار صادر شود مانند اینکه بر روی  یک برات در هنگام صدور ، تاریخ یک سال بعد درج شود، دارنده برات می تواند قبل از سر رسید به بانک یا شخص ثالث مراجعه کند و بانک با کم کردن درصدی از مبلغ مندرج بروی سند تجاری، وجه برات را نقدا به دارنده آن می پردازد و خود، در تاریخ سررسید، تمام وجه مندرج بر روی برات را از محال علیه یا دیگر مسؤولین برات اخذ می نماید.
    1. سلام استاد شاهرخی . حالتون خوبه ؟ 
    2. استاد میشه خاهش کنم خیییلی زود سوال منو ج بدین ؟ ببخشید شرمنده ام ولی خواهش میکنم . میدونم سرتون شلوغه ولی یه کاری از یه بنده خدایی راه بندازین ثواب داره . 
    3. استاد اگه زنی بدون اجازه شوهر از خانه شوهر به منزل پدریش برگرده . آیا شوهر میتونه از این موضوع شکایت کنه ؟ 
    4. و یا اگه خانواده زن سراغ زن رفته باشن آیا مرد میتونه شکایت کنه و بگه زنمو دزدیدن !؟؟ در حالیکه خودش به زنه گفته برو . 
    پاسخ:
    1. سلام؛ ممنونم.
    2. چشم.
    3. بله؛ میتونه دادخواست تمکین بده؛ اما موضوع، جنبه‌ی کیفری نداره؛ زن هم اگه بدون اجازه‌ی شوهر، ترک منزل کرده باشه ناشزه محسوب میشه و در ایام نشوز، مستحق نفقه نیست.
    4. این موضوع، اختلاف خونوادگی ست و جنبه‌ی کیفری نداره و آدم ربائی هم در چنین مواردی محقق نمیشه.
    1. سلام
    2. اینکه بگیم ،خانه رو فروختم 200 میلیون و اگه چکت تا یک هفته پاس نشه من حق فسخ دارم ،چه شرطی هست؟ شرط فعل یا نتیجه
    3. واینکه اگر میگفت تا یک هفته دیگه پول رو نریختی جهت وصول چک ،چه شرطی است ؟ نتیجه یا فعل یا شرط دیگه
    4. و آیا میشه حق فسخ ناشی از شرط نتیجه رو واسش مدت بگذاریم؟
    5. در خصوص این سوال اگه توضیح کاملی بدید ممنون میشم استاد
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. این شرطی که جنابعالی در این قسمت بیان فرمودید، نه شرط فعل هست و نه شرط نتیجه، یه نوع از خیار شرط هست که اصطلاحا بش میگن (حق معلق فسخ)، به این معنا که ممکن است در عقد، طرفین معامله پیدایش حق فسخ در زمان معین را معلق بر تحقق امری، ظرف مدت معینی در آینده سازند. برای دیدن توضیحات بیشتر در این زمینه رجوع بفرمایید به کتاب سقوط تعهدات دکتر شهیدی، صفحات 56 و 57.
    3. اینم همونه از نظر ماهیت، فقط جمله بندیش و نوع بیان کلماتش فرق میکنه، به این معنا که در هر دو صورت، اگر امری، ظرف مدت معینی محقق نشه، مشروطٌ‌له، خیار فسخ قرارداد رو خواهد داشت. 
    4. بله، مشکلی نداره از نظر حقوقی. 
    5. خواهش میکنم. 
    سلام استاد شاهرخی وقتتون بخیر . استاد میشه بی زخمت عقد رهن رو توضیخ بدین .
    استاد ببخشید ولی تورو خدا یکم زودتر کامنت ها رو ج بدین .

    من واقعا دونستنه عقد رهن رو لازم دارم ....

    البته تو اینترتنم سرچ کردم ولی خیییلی سخت تو ضیخ دادن . دیگه گفتم مزاحم شما بشم . حالا اگه تونستین و
    براتون زحمتی نبود زودتر جواب بدین من ممنون میشم .
    پاسخ:
    سلام، اولاً بابت تأخیر در پاسخ به این سؤال از جنابعالی عذرخواهی میکنم. احتمالاً تا الان دیگه معنای عقد رهن رو میدونید، اما من وظیفه خودم میدونم سؤال جنابعالی رو پاسخ بدم. عقد رهن ینی اینکه بدهکار، مالی از خودش نزد طلبکار گرو بگذارد، تا اگر در سر موعد بدهی خودش رو نپرداخت، طلبکار اون مال رو بفروشه و از حاصل فروشش، طلب خودش رو بردارم، به زبان عامیانه، رهن ینی گرو گذاشتن. 
    سلام
    برای قبولی ارشد در دانشگاه های تهران حداکثر رتبه ی آزمون ارشد چند باید باشه؟
    پاسخ:
    سلام، قبولی در چه گرایشی مد نظر جنابعالی هست؟ گرایش به گرایش، متفاوت هست. 
    سلام استاد،وقتتون بخیر.
    غرض ازمزاحمت،من قصد نوشتن مقاله دارم.فعلا ی مقاله ی ساده،نه سنگین ودرحدبین المللی.راهکارهاشم پیداکردم،اما مشکلم اینه که نمیدونم چطور باید موضوع انتخاب بکنم و تو چه زمینه ای کاربکنم.ممنون میشم اگه ی مقدار راهنمایی بکنید.
    پاسخ:
    سلام، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    والا دو توصیه مهم در این زمینه به نظرم میرسه، اول اینکه در اون موردی که قصد نگارش مقاله دارید مورد علاقتون باشه و دوم اینکه مطالعات خوبی در اون زمینه داشته باشید و قسمت عمده ادبیات موجود در اون حوزه رو خونده باشید که بتونید یه حرف نسبتا جدید در اون زمینه بزنید و مقاله‌ای که با زحمات زیادی تدوین میکنید به دلیل زدن حرفای تکراری، خدای نکرده رد نشه. غیر از این، نکته‌ی خاصی به ذهنم نمیرسه، جنابعالی اگر سؤال خاصی دارید بفرمایید در خدمتتون هستم.  
    سلام.
    بنظر شما حق سهام داران در شرکت یک حق خاص است یا حق دینی مانند حق طلبکاران شرکت؟
    پاسخ:
    و علیکم السلام، طبیعتاً یک حق خاص هست که تفاوت بارزی با حق یک طلبکار داره، آشکارترین این تفاوت‌ها این هست که هیچ طلبکار شرکتی به طور معمول، حق رای در تصمیم گیری های شرکت نداره و در سود شرکت هم سهیم نمیشه در حالیکه حق رای و حق شریک شدن در سود از بدیهی‌ترین حقوق یک سهام دار هست. 
    سلام.
    بنظر شما ماده 371قانون مدنی مخصص ماده370است یعنی اگر در عقد فضولی طرفین موعدی را برای تسلیم تعیین کنند موثر است یا خیر؟اگه میشه توضیح بدید؟
    پاسخ:
    سلام. 
    این دو ماده ربط مستقیمی با هم ندارن. در واقع ماده‌ی 370 میگه چنانچه برای پرداخت مبیع یا تسلیم ثمن موعدی مقرر شده باشد، باید در آن تاریخ متمکن از تسلیم و قادر به تحویل باشند، ولی اگر مدتی مقرر نشده است لازم است در تاریخ وقوع معامله قدرت تسلیم داشته باشند. بنابراین اگر جنسی را به عنوان کلی فی الذمه به بیع نقد بفروشد و در حال عقد آن کلی وجود خارجی نداشته باشد و بعد از گذشتن مدتی موجود بشود و یا عین معینی را بفروشد و آن عین در تاریخ عقد در دسترس بایع نباشد، در هر دو فرض، بیع، باطل است. 
    اما اونچه که ماده‌ی 371 میگه اینه که هر گاه کسی مال غیر را فضولتاً معامله کند، تأثیر آن معامله متوقف بر اجازه‌ی مالک است. بنابراین اگر بیع فضولی به صورت نقدی واقع شد، به این معنا که فضول تعهد نمود که الساعه مال مورد معامله رو تحویل بدهد، این تعهد ملاک عمل قرار نمیگیره، بلکه قدرت بر تسلیم در زمان اجازه‌ی مالک شرط است، و اگر در آن تاریخ، مالک قدرت بر تسلیم داشته باشد چنین بیعی صحیح است هر چند در حال عقد کسی که به صورت فضولی معامله کرده قدرت بر تسلیم نداشته باشد. اما در بیع فضولی به طریق نسیه یا سلف، قدرت بر تسلیم در تاریخ رسیدن موعدِ تسلیم مبیع یا ثمن کافی است ولو اینکه در تاریخ عقد یا اجازه‌ی مالک، تسلیم آن مبیع یا ثمن مقدور نبوده باشد. 
    نمیدونم مفهوم شد یا خیر، اگه توضیح دیگری لازم هست بفرمایید در خدمت جنابعالی هستم. 
    1. سلام
    2. ممنون از پاسخ گوییتون استاد
    3. فرمایش شما کاملا صحیح و متین هست.ولی خب این قبیل دوستان بنده مدعی این بودند که این روش پایان نامه نویسی هست به همین خاطر هم من به شک افتادم
    4. مجددا متشکرم بابت اینکه اینقدر سریع پاسخ بنده رو دادید واقعا از صبح دچار سردرگمی بودم.
    پاسخ:
    1. سلام. 
    2. خواهش میکنم. انجام وظیفه کرده‌ام. 
    3. به هر حال، قلت یا کثرت منابع رو خودِ مطلب، تعیین میکنه و از قبل، قاعده‌ی از پیش تعیین شده‌ای نداره.
    4. خواهش میکنم.  
    1. سلام
    2. بعداز کلی گشت و گذار روی دنیای اینترنت برای پیدا کردن جواب سوالم با وبلاگ شما آشنا شدم که اینقدر خوب به سوالات همه جواب میدید،ممنون از وبلاگ خوبتون.
    3. میخواستم بپرسم اگر کسی حکم جلب سیار کسی رو داشته باشه و اتفاقی طرف رو توی خیابون ببینه و هیچ پلیس هم اون اطراف نبوده و شاکی خودش به اجبار متهم رو بگیره وبعد زنگ بزنه به پلیس،و در این حین یه درگیری کوچیک هم پیش بیاد مثلا ساعت متهم رو هم شکستن تا قبل از اینکه پلیس بیاد ایا این جرمه برای شاکی،میشه بگید که ایا متهم میتونه از شاکی شکایت کنه.
    4. ممنون
    پاسخ:
    1. سلام. 
    2. من هم از نظر لطف جنابعالی ممنونم. انجام وظیفه میکنم. 
    3. دستور جلب سیار به این معنا نیست که خود شاکی خصوصی میتونه هر جا متهم رو دید او رو شخصاً جلب کنه، همون طور که در مُفاد دستور جلب سیار هم اومده شاکی خصوصی باید متهم رو به مامورین انتظامی نشون بده و مامورین باید متهم رو دستگیر کنن، بنابر توضیحات یاد شده اگر خود شاکی خصوصی به هر دلیلی اقدام به درگیری با متهم کنه و در این راه خسارتی بر او وارد کنه باید از عهده جبران خسارت بربیاد و چنانچه اقدام شاکی خصوصی واجد وصف مجرمانه همچون ایراد ضرب و شتم یا تخریب اموال متهم باشه ممکنه در صورت شکایت متهم از سوی دادگاه مورد تعقیب کیفری هم قرار بگیره. 
    4. خواهش می کنم. 
    1. سلام استاد
    2. ممنون میشم اگر این کامنت رو زودتر جواب بدید
    3. من دارم پایان نامه مم رو مینویسم دوستانم اکثرا میگن متن پایان نامه باید بیشتر رفرنس دهی بشه تا ایمکه خودمون بنویسیم رووم هم نمیشد از استاد راهنمام این سوال رو بپرسم استاد تو رشته ما چطوری هست باید رفرنس بدیم حتما یا تحلیل خودمون رو باید بیشتر بنویسیم؟
    4. الان تقریبا تو هر صفحه به طور میانگین من دو تا رفرنس رو دارم
    5. ممنونم از پاسخ گوییتون استاد
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. چشم.
    3. من قبلن هم چند بار از جنابعالی استدعا کرده بودم در صورت امکان و اگه صلاح تشخیص میدید تحت هیچ شرایطی به القائات دوستان محترمتون توجه نکنید و همیشه از عقل خودتون بهره ببرید و اون رو داور نهایی قرار بدید؛ چون امثال ما به دنبال انجام کار صحیح و بی عیب هستیم نه به دنبال همرنگ جماعت شدن؛ اونوخ بیشتر دوستامون دنبال همرنگ جماعت شدن و به اصطلاح تابلو نشدن هستن؛ به همین دلیل توصیه‌های این دوستان در هیچ زمینه‌ای ب درد ما نمیخوره؛ ببخشید خدمت جنابعالی جسارت کردم؛ امیدوارم از عرائضم ناراحت نشید و دخالت در امورات شخصی خودتون تلقی نفرمائید. حاصل اینکه شما قراره در رساله نشون بدید که همه سخن پیشینان رو خوندید و به یه تحلیل و برآیند جدید رسیدید و یا دسته بندی جدیدی از مطالب ارائه کردید. بنابراین رساله نه باید انقد بی منبع باشه که به این معنا باشه که شما از گفته‌های مؤلفان قبل بی اطلاع هستید و نه اونقد پر از منبع باشه که به این معنا باشه که شما اصلن حرف جدیدی ندارید و فقط کپی پیست کردید حرفای مؤلفان قبلی رو. 
    4. میانگین خاصی وجود نداره؛ ممکنه توی یه صفحه ده رفرنس باشه و هر ده تاشم لازم باشه و توی یه صفحه‌ی دیگه بر اساس مطالب اون صفحه، نیازی به هیچ منبعی نباشه.
    5. خواهش میکنم؛ از بقیه بازدیدکنندگان محترم بابت در اولویت قرار دادن این کامنت برای پاسخگویی عذرخواهی میکنم.
    1. سلام استاد
    2. شرمنده اونروز گه جواب رو نگاه کردم خیلی با عجله نگاه کردم یادم رفت جواب سوالتون رو بدم که پرسیدید کدوم دانشگاهم تهران مرکز هستم /
    3. قصد داشتم برای ادامه ی نحصیل به فرانسه برم اما زبانم به اون حد نرسید به ناچار برای اینکه به سفارت نزدیک باشم دانشگاه ازاد امتحان دادم و تهران مرکز قبول شدم انشالله دکترا .
    4. سوال دیگه استاد من خیلی دوست دارم یه فرد واقعا باسواد استاد راهنما ی من بشه / شما قبول میکنید استاد راهنمای من بشید ؟البته ترم یک هستم اما باید به فکر باشم
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. خب بسلامتی. برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم. 
    3. ایشالا. گوش شیطان کر. 
    4. هر چند بخاطر تأخیری که در ارائه‌ی پاسخ به این کامنت پیش اومده احتمالا جنابعالی تا حالا استاد راهنمای خودتون رو انتخاب فرمودید اما من وظیفه خودم میدونم که به کامنت جنابعالی پاسخ بدم. من چون رساله دکتری خودمو دفاع نکردم هنوز، بعید میدونم از جنابعالی قبول کنن که من استاد راهنمای جنابعالی باشم. مضافن به اینکه خود جنابعالی میدونید که من آدم سخت گیری هستم و حتا اگه دانشگاهتون قبول کنه که من استاد راهنمای جنابعالی باشم توصیه اکید من این هست که جنابعالی از این ایده منصرف بشید و با دست خودتون، خودتون رو به مهلکه نیندازید!!!!! 
    سلام استادایقاع تملیکی وعهدی درحقوق ماوجوددارد
    پاسخ:
    سلام. من متوجه منظور دقیق جنابعالی از این سؤال نشدم متأسفانه. اگر منظور جنابعالی این هست که آیا ایقاع نامعین عهدی و تملیکی داریم باید عرض کنم آقای کاتوزیان در کتاب ایقاع به طور مفصل در حدود چهل پنجاه صفحه کامل به این موضوع پرداختن و در نهایت نتیجه گیری کردن که در حقوق ما، ایقاع نامعین عهدی و تملیکی نداریم. 
    سلام استاد زیر نویس چهار ماده 233با زیر نویس دو ماده 244 میشه توضیح دهید ممنون

    برگرفته شده.
    پاسخ:
    سلام. بحث در اینجا این است که که اگر شرطی علاوه بر اینکه خودش باطل هست مبطل عقد هم باشه و سپس شرط، ساقط بشه آیا عقدی که شرط در ضمن اون اومده از بطلان نجات پیدا میکنه یا خیر؟ در این دو شماره که جنابعالی ذکر فرمودید استاد کاتوزیان بیان میفرمایند که اگر دو طرف قرارداد نسبت به حذف شرط و باقی گذاردن عقد و رفع عیب تراضی کنن ما باید این تراضی رو محترم بشماریم، چون از نظر حقوقی این اقدام به معنی انشاء عقد جدید با همون مُفاد پیشین هست و ما نباید در راه نفوذ حکومت اراده مشترک سخت‌گیری کنیم. بنابراین اگر عقدی که پس از حذف شرط مبطل باقی میمونه در قوانین، نافذ باشه و امر مجهولی در اون موجود نباشه، رعایت مُفاد اون عقد، الزامی خواهد بود. 
    سلام استاد آیا آب دریا مال منقول یا غیر منقول ?دلیل ??
    پاسخ:
    سلام. تا زمانی که آب دریا جزو دریاست غیر منقول است چون نمیشه دریا رو به وصف کلیتش از جایی به جایی منتقل کرد، اما هنگامی که آب دریا از دریا جدا شد و مثلا توی یه سطل ریخته شد دیگه میشه منقول، چون میشه بدون اینکه به خودش یا محلش خرابی وارد بیاد از جایی به جایی منتقلش کرد. مث زمین. یه تکه از سطح زمین رو در نظر بگیرید، تا وقتی که متصل به زمین هست غیر منقول هست اما وقتی که مث معدن سنگ، از زمین کنده شد دیگه میشه منقول. 
    سلام درفرض اجتماع وکلا مسئولیت انها درمورد اعمال جمعی مشترک است یاتضامنی
    پاسخ:
    سلام. مسؤولیت آنها تضامنی است. عقود معین، ج4،شماره مطلب 100،صفحه 179.
    سلام استاد.طبق ماده 633 ق.م امانت گذار باید مخارجی را که امانت دار برای حفظ مال ودیعه کرده است به او بدهد.آیا می توان شرط کرد که این گونه مخارج بر عهده امانت دار باشد.
    پاسخ:
    سلام. در کتب مربوط به حقوق مدنی، این فرض بحث نشده، اما انجام چنین توافقی بر مبنای ماده 10 قانون مدنی، بی اشکال به نظر میرسه و گرچه در این ماده از لفظ « باید » استفاده شده اما به نظر نمیرسه ماده 633 جنبه‌ی آمره داشته باشه. 
    سلام استاد ، مجموعه کتب شرح لمعه کتاب خلاصه ای هم دارن ک بشه تهیه کرد ؟؟؟ با توجه ب اینکه این کتابا چند جلد هستن واقعا خوندنشون واسه آزمون دکترا زمان بر هستش
    کتاب دیگه ای ک مباحثش شبیه ب این کتاب باشه ک بشه جایگزین کرد هست ؟؟؟
    پاسخ:
    سلا. من متوجه منظور جنابعالی نشدم متأسفانه. منظور جنابعالی کتابی است که جایگزین شرح لمعه بشه یا کتابی است که جایگزین النضید فی شرح روضة الشهید بشه؟ 
    سلام استاد ، خسته نباشید ...در آ.د.م اگر در زمان تقدیم دادخواست خوانده محجور باشد دادگاه باید ب دعوا رسیدگی کند ؟؟
    پاسخ:
    سلام. مونده نباشید. 
    به موجب ماده‌ی 86 قانون آیین دادرسی مدنی : (در صورتی که خوانده اهلیت نداشته باشد میتواند از پاسخ در ماهیت دعوا امتناع کند)در این صورت دادگاه باید با توجه به ماده 56 قانون امور حسبی و ملاک ماده 156 قانون آیین دادرسی مدنی با صدور قرار توقیف دادرسی، دادسرا را برای تعیین قیم آگاه نماید یا اگر خوانده نماینده قانونی یا قضایی مثل ولی یا قیم دارد او را برای دفاع به دادرسی دعوت کند. 
    1. سلام استاد گرامی
    2. خدا قوت
    3. میخواستم بپرسم اگر در وکالت نامه اجازه ی اقرار قاطع دعوا به وکیل داده شده باشد ... ایا با توجه به قانون فعلی چنین اقراری در دادگاه از وکیل پذیرفته می شود ؟
    4. ممنونم از زحماتتون 
    5. یه سوال غیر علمی هم دارم استاد ایا سوالات ازمون وکالت در تمام کشور یکسان هست یا سوالات هر کانون با کانون دیگر فرق دارد؟
    6. باز هم ممنونم
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. ممنونم.
    3. مشکل در بحث اقرار اینه ک اقرار اصلن قابل توکیل نیس، خواه موکل اجازه داده باشه یا نداده باشه. تأثیری در این امر نداره؛ تبصره‌ی 2 ذیل ماده‌ی 35 ق.آ.د.م بر این امر صراحت داره.
    4. خواهش میکنم.
    5. خیر؛ یکسان هست در کل کشور.
    6. خواهش میکنم.
    سلام دربحث ضمان معاوضی قبل ازتسلیم اگرثالث تلف کند نظردکترکاتوزیان چیست
    پاسخ:
    سلام؛ در چنین حالتی بر مبنای نظر مشهور ک نظر مختارِ دکتر کاتوزیان هم هست خریدار حق داره ینی مخیر هست که بیع رو فسخ کنه و ثمن رو از فروشنده پس بگیره یا بیع رو نگه داره و خسارت خودش رو از ثالث مطالبه کنه.
    با سلام.
    ممنون از راهنمایی شما
    باتشکر.
    پاسخ:
    سلام؛ خواهش میکنم.
    سلام استاد خسته نباشید ،طبق ماده 240 قانون تجارت بعد از قبولی شخص ثالث نیز تا برات تادیه نشده کلیه حقوقی ک برای دارنده برات از نکول آن در مقابل برات دهنده و ظهر نویس ها حاصل می شود محفوظ خواهد بود .... سوالم اینه ک بعد از قبولی ثالث تا زمانی ک وجه برات تادیه نشده دارنده میتونه ب ظهر نویس های قبل از قبولی ثالث مراجعه کنه یا بعد از قبولی ثالث ؟؟؟ تو یه کتاب دو تا پاسخ متفاوت دیدم .... ممنون میشم جواب بدید
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم؛ متأسفانه متوجه منظور سؤال جنابعالی نشدم؛ بر اساس نص ماده 240 تا زمانی ک برات، تأدیه نشده، دارنده میتونه به کلیه‌ی ظهر نویسا مراجعه کنه؛ الان ابهامی ک برای جنابعالی ب وجود اومده چی هست؟ ضمناً لطف کنید آدرس دقیق اون دو مطلب رو توی دو کتابی ک ملاحظه فرمودید بیان بفرمائید تا منم رجوع کنم و ببینم چ تعارضی وجود داره.
    سلام روز تون به خیر

    استاد تو جزوه دکتر شهبازی و سایتا نوشته حقوق غیر مالی حتی به صورت قهری قابل نقل و انتقال نیس...
    مگه حضانت یا حق بر نام خانوادگی حق غیر مالی نیس؟
    مگه منتقل نمیشن اینا؟
    پاسخ:
    سلام؛ درست نوشتن ایشون. 
    اولاً انتقال قهری در ابن مورد، ینی مرگ دیگه.
    ثانیاً حق حضانت که قابل انتقال نیس. اگر مثلاً پدری بمیره آیا حضانت بچه‌هاش منتقل میشه ب وراث پدر؟
    ثالثاً حق بر نام خانوادگی هم برای هر شخص، مستقلاً به وجود میاد و منوط به مرگ نفر قبلی نیست. هر پسری بر نام خونوادگی خودش حق داره ولو پدرش هنوز زنده باشه و نمرده باشه.
    1. سلام 
    2. شبتون به خیر استاد... :
    3. اگر شوهر محجور شود زن بر دیگران برای قیمومت الویت دارد؟
    4. و اگر دارد چه کسی باید با توجه به ماده ۱۲۳۳ به او اجازه دهد؟:
    5. و اگر ندارد دادگاه میتواند اورا به این سمت منصوب کند بدون امکان اجازه؟
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. شب جنابعالی هم ب خیر.
    3. بر اساس ماده‌ی 1232 « اقرباء » برای قیمومت اولویت دارن؛ توی ماده اشاره‌ای ب زوجه نشده و دست دادگاه برای منصوب کردن کسی دیگه غیر از زوجه ب قیمومت بسته نیست.
    4. اگر دادگاه، زوجه‌‌ی شخص رو بکنه قیم شخص، طبیعیه ک دیگه لزوم اذن زوجی ک خودش محجور هست ساقط میشه.
    5. بله. در واقع همون رضایت دادگاه جایگزین رضایتِ شوهر محجور میشه.
    سلام ،چرا جواب من رو ندادی
    پاسخ:
    سلام؛ جواب دادم؛ در کامنت‌های قبلی ملاحظه بفرمائید.
    سلام استاد
    خدا قوت
    میخواستم بپرسم :اگر تجدید نظر خواه که تبعه یک کشور خارجی است ..در مرحله نخستین خوانده دعوا بوده باشد ...در این صورت تجدید نظر خوانده ی ایرانی حق ایراد به اخذ تامین را خواهد داشت یا خیر؟

    ممنونم از شما
    پاسخ:
    سلام؛ بله مستنداً ب ماده‌ی 146 و 148 ق.آ.د.م اگه تجدیدنظر خواه هم تبعه‌ی خارجی باشه ایراد تأمین اتباع بیگانه قابل ارائه به محضر دادگاه هست.
    1. سلام استاد
    2. خدا قوت
    3. میخواستم بپرسم که : اگر در مرحله ی تجدید نظر ...خواهان بدوی پرونده بخواهد تقاضای اعاده دادرسی نماید اما توان پرداخت هزینه دادرسی را نداشته باشد و تقاضای اعسار کند ...در این صورت رسیدگی به تقاضای اعسار از هزینه ی دادرسی در صلاحیت دادگاه تجدید نظر است یا دادگاه بدوی ...
    4. استاد یه سوال هم در مورد منابع ازمون وکالت دارمبه نظر شما من برای ادم ==> سه جلد پیشرفته اقای شمس و در صورت وجود زمان قانون یار ادم را بخوانم بهتر است یا سه جلد بنیادین ایشون + یک کتاب نظم و در صورت وجود زمان هم قانون یار !استاد من به کتاب های نظم علاقه ی چندانی ندارم و فقط یک ماه زمان برای ادم وقت دارم... با این وجود کدام را مناسبتر میدانید ؟ 
    5. ممنونم از راهنمایی های شما
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. ممنونم.
    3. با توجه ب حکم مقرر در ذیل ماده‌ی 505 و با رعایت ماده‌ی 433 ق.آ.د.م باید بگیم مرجع رسیدگی به ادعای اعسار، همون دادگاهی هست که نسبت به رسیدگی به دعوای اعاده‌ی دادرسی موظف به رسیدگی هست که در سؤالی ک جنابعالی مطرح فرمودید میشه همون دادگاه تجدیدنظر.
    4. به نظرم همون بنیادین‌ها کافی هستن؛ البته بعید میدونم توی یکماه بتونید هر سه کتاب رو طوری بخونید که مطالبش به خاطر مبارکتون بمونه. روزنامه خون شاید؛ ولی مؤثر رو بعید میدونم.
    5. خواهش میکنم.
    1. سلام استاد
    2.  ممنون بابت پاسخ ب سوالات ، دقیقا چند دیقه بعد از اینکه سوالو برای شما فرستادم متوجه اشتباهم در مورد حق انتفاع و اذن در انتفاع شدم .... ب این دو کلمه دقت نکرده بودم 
    3. ممنونم بابت تذکرتون ،
    4. استاد چک وعده دلر طبق قانون تجارت و قانون صدور چک ، چک محسوب میشه یا نه ؟؟؟
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. خب لااقل یه کامنت میذاشتید مجددن و میفرمودید که متوجه اشتباهتون شدید تا من وخت، صرف نوشتن پاسخ به این سؤال نکنم دیگه و سؤالات و کامنتای بیشتری از بقیه‌ی بازدیدکنندگان محترم وبلاگ رو جواب بدم !!!! از جنابعالی انتظار بیشتری داشتم در این زمینه.
    3. خواهش میکنم.
    4. در قانون صدور چک سخنی از تجاری بودن یا نبودنِ چکِ با وعده، بیان نشده و ما باید برای یافتن پاسخ این سؤال به قانون تجارت رجوع کنیم؛ در قانون تجارت هم از جمع ماده‌ی 311 که گفته « پرداخت وجه چک نباید وعده داشته باشد » و ماده‌ی 313 قانون تجارت که گفته « وجه چک باید به محض ارائه کارسازی شود » نتیجه میشه که وعده‌ی مندرج در چک باید نادیده گرفته بشه و چک همچنان جنبه‌ی تجاری داره.
    سلام استاد.اگه مشتری بعد از عقد بیع در مدت خیار مختص بایع،مبیع را به دیگری انتقال دهد(هبه یا بیع) و بایع بعدا عقد را فسخ کند معامله دوم چه حکمی دارد؟
    پاسخ:
    سلام.
    به موجب ماده 460 قانون مدنی، خریدار در بیع شرط، از تصرفات مخالف با حق بایع، ممنوع هست. لذا خریدار اصلاً حق انتقال مبیع رو نداشته و بیعی که در زمان مدت خیار انجام شده باطل و یا حداقل غیر نافذی خواهد بود که با اِعمال خیار از جانب بایع، این بیع، رد شده محسوب است. 
    برای دیدن اطلاعات بیشتر در این زمینه، در صورت تمایل، رجوع بفرمایید به کتاب قواعد عمومی قراردادها، جلد پنجم، شماره‌های 893 و 894.

    سلام
    صبحتون به خیر استاد...
    جلد دوم عقود معین قسمت ۲۲۴ صفحه ۲۳۰ پاراگراف اخر گفته اگه تصریح نشه که وجه التزام همراه با خسارت عدم انجام تعهد است جانشین ادای دین شده است و بهد صفحه ۲۳۴ پاراگراف ۳ گفته وجه التزام ارتباطی به دین مکفول ندارد .....
    اینا چطوری باهم جمع میشن؟
    پاسخ:
    سلام؛ عاقبت به خیر.
    متأسفانه چون شماره صفحات کتاب من با کتاب جنابعالی تفاوت داره نتونستم مطلبی که فرمودید در صفحه‌ی 234 هست رو پیدا کنم؛ لطفن در صورت امکان هر دو مطلبی رو که میفرمائید با هم تعارض دارن عیناً تایپ کنید تا من بتونم اصل مطلب رو در کتاب پیدا کنم و پاسخگوی سؤال جنابعالی باشم.
    1. سلام استاد
    2. وقتتون به خیر
    3. این چند روز من همه ش مزاحم میشم
    4. معذرت میخوام که وقتتون هم میگیرم
    5. ولی خب حقی هست که لطف کردید به ما دادید و من هم دارم کمال سو استفاده رو میکنم
    6. کتاب عقود معین ج ۲...ص۱۶۲قسمت ۱۵۹اگر ضمانت موجل باشه و ضامن قبل از رسیدن اجل بیاد پول رو پرداخت کنه و مضمون عنه هم خبر نداشته باشه و با این خیال که پرداخت نشده بیاد پرداخت کنه ... تکلیف چیه؟
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. عاقبت به خیر.
    3. مراحم هستید جنابعالی؛ من پوزش میخام بابت پاسخگویی با تأخیر زیاد.
    4. اختیار دارید.
    5. حُسن استفاده میفرمائید.
    6. پاراگراف آخر شماره دقیقن در پاسخ به همین فرض هست؛ قاعدتاً مضمونٌ‌عنه اونچه به مضمونٌ‌له پرداخته رو باید پس بگیره چون مضمونٌ‌له حق نداره یک طلب رو دو بار وصول کنه؛ اما اگه مضمونٌ‌عنه با اعسار یا با ورشکستگی مضمونٌ‌له مواجه بشه و نتونه اونچه پرداخته رو پس بگیره باید بگیم ضامن قبل از اجل حق پرداخت نداشته و باید زیان ناشی از تقصیر خودش رو جبران کنه؛ بنابراین اگر ضامن ب مضمونٌ‌عنه رجوع کنه دادگاه میتونه به درخواست خوانده (ینی مضمونٌ‌عنه) طلبی رو که ضامن داره (ینی اونچه که ضامن به مضمونٌ‌له پرداخته) با خسارتی که ضامن ب بار آورده (ینی دینی که مضمونٌ‌عنه به مضمونٌ‌له پرداخته و الان مضمونٌ‌عنه قادر به پس گرفتن اون مبلغ از مضمونٌ‌له نیست) تهاتر کنه. امیدوارم عرائضم برای جنابعالی مفهوم بوده باشه.
    سلام استاد.آیا خسارت عدم انجام تعهد،بدل انجام تعهد است؟
    پاسخ:
    سلام؛ بستگی به قصد متعاقدین داره؛ در برخی از اوقات، خسارت برای تأخیر در انجام تعهد در قرارداد گنجونده شده و تعهد و زمانش به نحو تعدد مطلوب، مورد نظر طرفین قرارداد بوده در این موارد هم اصل تعهد قابل مطالبه هست و هم خسارت؛ ولی در برخی از موارد، خسارت برای عدم انجام تعهد در قرارداد گنجونده شده و تعهد و زمانش به نحو وحدت مطلوب، مورد نظر طرفین قرارداد بوده در این موارد، خسارت، بدل تعهد اصلی هست.
    سلام استاد
    وقت به خیر
    صفحه ی ۹۹ قسمت ۸۸ جلد ۲ عقود معین حالتی که وکیل نامی از موکل در معامله نمی برد موکل و مسئول جبران خسارت دونسته !!!چرا اینجا که وکیل با این کارش که نامی از موکل نبرده از حدود اذن و وظیفه متعارف ش تجاوز کرده پس چرا مسیول جبران خسارته موکل؟
    حالا اجرای تعهد رو میشه قبول کرد... وای جبران خسارت!
    مگر اینکه بگیم میتونه به وکیل رجوع کنه...
    پاسخ:
    سلام؛ عاقبت به خیر؛ در پاراگراف آخر، منظور این هست که اگر در اثر اجرای وکالت، وکیل هزینه‌ای متقبل بشه یا خسارتی بش وارد بشه موکل باید جبران کنه؛ اول همون پاراگراف هم بیان شده که نیومدن نام موکل به معنای عدم نفوذ وکالت نیست. بنابراین بحث این نیست که وکیل خسارت وارد کنه و موکل جبران کنه چون طبیعی هست که بر اساس قواعد عام مسؤولیت مدنی، هر کسی مسؤول عمل خودش هست.
    سلام استاد
    خدا قوت
    استاد من یه اطلاعیه ایی رو در مورد اینکه قراره تو ازمون وکالت زبان فارسی و ادبیات اضافه بشه رو دیدم ولی از صحتش خبر ندارم ! با این حال ذهنم رو انقدر مشغول کرده که نمیتونم درس بخونم ! چون من رشته تجربی خوندم و به ادبیات و زبان فارسی تسلط ندارم..خیلی برای ازمون وکالت نا امید شدم ...میدونم که شما کتاب خیــــــــــــــلی زیاد مطالعه میکنید ..میشه لطفا یه کتابی رو معرفی کنید که با توجه به وقت کمی که دارم بتونم به کتاب و سوالات مسلط بشم
    ممنونم
    پاسخ:
    سلام. ممنونم.
    والا تا جایی که من خبر دارم این مورد در حد پیشنهاد بود و هنوز تصویب نشده بود؛ علی ایحال از کسی که آشنایی دقیق‌تری با آموزش زبان فارسی داره بپرسید بهتر میتونه راهنمایی کنه جنابعالی رو؛ چون من کتاب میخونم زیاد اما کتابایی که میخونم در ارتباط با آموزش زبان فارسی نبوده متأسفانه؛ ب همین دلیل نمیتونم مشاور خوبی برای جنابعالی در این زمینه باشم؛ با عرض پوزش از جنابعالی.
    سلام ،استاد پیرزنی میخواهد در قبال پرستاری یک شخصی از او یک زمین را به او تملیک کند ،ولی میخواهد یک اهرم فشار داشته باشه که اگر پرستار تقصیر یا اهمال کند در پرستاری ،پیزن بتونه زمین رو ازش پس بگیره ،حالا قرارداد رو چطور تنظیم کنه ،مرسی
    پاسخ:
    سلام.
    میتونه مال رو ببخشه با سند رسمی و در قرارداد به صورت شرط ضمن عقد از نوع شرط فعل، قید کنه که تا مدت خاصی، مثلا ده سال یا پونزده سال یا هر مدت که خود این خانم فکر میکنه عادتاً زنده خواهد موند بر متهب شرط کنه که اقدامات خاصی که مربوط به نگهداری یا تر و خشک کردن هست رو انجام بده؛ به این ترتیب اگه ظرف این مدت، متهب از انجام این کارا خودداری کنه و اجبار متهب به انجام شرط هم ممکن نباشه زن میتونه به هزینه‌ی متهب برای خودش مستخدم بگیره یا در صورت عدم امکان انجام این امور با اثبات تخلف متعهد در محکمه، قرارداد رو به استناد خیار تخلف از شرط، فسخ کنه.
    یک راه حل دیگه هم اینه که اصلا زمین رو به خادم نبخشه بلکه حق انتفاع از زمین رو بدون ذکر مدت به خادم بده (حبس مطلق) در اینصورت، هر وخت خادم از انجام تعهدات خودش سر باز زد، این زن میتونه خیلی راحت از حق انتفاعِ ایجاد شده رجوع کنه و در نهایت اگه رجوعی هم اتفاق نیفته پس از مرگ زن، اون زمین به وراث زن خواهد رسید.
    یک راه دیگه اینه که زمین رو سال به سال در قبال مبلغ ناچیزی به خادم اجاره بده و هر جا که خادم از تعهدات خودش سر باز زد در سال بعدی دیگه زن، اون اجاره رو تجدید نکنه.
    استاد امکانش هست درباره اشتباه در جهت صلح و اثرش توضیح بدید به‌خصوص پاراگراف اخر این مبحثعقود معین ص۳۸۵ ....
    ممنون م پیشا پیش
    پاسخ:
    لطفن اسم دقیق کتاب و جلد چندم بودن کتاب و شماره‌ی عنوان مطلب - نه شماره‌ی صفحه - رو ذکر بفرمائید تا بتونم بررسی کنم و پاسخگو باشم؛ چون نوبت چاپ کتاب من و جنابعالی متفاوت هست، شماره‌ی صفحه‌ای که ذکر میفرمائید برای من کارایی‌ای نداره متأسفانه و اون مطلب در هیچیک از شماره صفحاتِ هیچیک از کتب استاد کاتوزیان نیست.
    1. سلام
    2. میدونم یکم زیادی الکی خوشم ولی خب اومدم خوشیمو در میون بذارم)(ایکون ادم های خودشیفته)
    3. امروز ازمون تعهدات کنکور سراسری رو زدم و فقط ۲ تا غلط داشتم...از من بعید بود مدنی انقد خوب بزنم...۸۳ درصد تقریبا میشه(شاید ازمونش اسون بوده ولی من که روحیه گرفتم فلا)دستش درد نکنه...:دی
    4. تو این دو ماه هم همراه با کارای دیگه م و مهمان هایی که از اسفند تا حالا برنگشتن شهرشون (مهمون حبیب خداست ها ولی خب نگران خودشونم یه وقت خونه ما خسته نشن)
    5. تونستم مدنی۲.۳.۶.۷ رو از کتابای دکتر کاتوزیان بخونمٔ...البته ۷ تموم نشده هنوز...
    6. هنر نکردم ولی خب خوشحالم که دارم طلسمشو میشکونم...
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. بسیار ممنونم ک لطف میکنید و من و این وبلاگ رو شریک میکنید در حس‌های خوبتون؛ نشونه‌ی لطف جنابعالی به این وبلاگ هست.
    3. معمولن آزمون تعهدات، ساده نیس از قضا؛ دست کم نگیرید موفقیت خودتون رو.
    4. اصن دزد خونه‌شون رو نبره یه وخت !!!!!!!!!!
    5. خیییییییییلی خوشحال شدم از شنیدن این خبر.
    6. هنر هم کردید! همینکه با غول، گلاویز شدید خودش خیلیه؛ تا همین جاشم کار بزرگی انجام دادید؛ ایشالا نتیجه هم مطابق میلتون باشه.
    سلام استاد.آیا به محض صدور چک تضمین شده،محل آن به دارنده منتقل می شود؟
    پاسخ:
    سلام.
    ما دو نوع از چک تضمین شده داریم؛ چک تضمین شده‌ی بانک ملی به موجب قانون چکهای تضمین شده‌ی مصوب 1337؛ در این چکها به حکم ماده‌ی 2 و 3 قانون اخیر الذکر، محل چک به دارنده منتقل میشه؛ نوع دوم از چکهای تضمین شده، چک تضمین شده به موجب قانون صدور چک مصوب 1372 با اصلاحات 1382 هست که در زمینه‌ی انتقال محل، مقنن سکوت کرده و حکم خاصی نداره و نظام قانونی حاکم بر این نوع از چکهای تضمین شده هم نامعلوم هست. (اسکینی؛ اسناد تجاری؛ ص 225 پاراگراف 2)
    استاد در رابطه با سوالی ک واسه آزمون دکترا پرسیدم، یعنی فقط زبان عمومی بخونم زبان تخصصی نمیاد تو آزمون دکترا ؟؟؟!!!
    پاسخ:
    اون سالی که ما بودیم نیومد. جنابعالی سنوات اخیر رو هم چک کنید که مطمئن بشید.
    1. سلام استاد
    2. خسته نباشید ،
    3. ی سوال از درس تجارت داشتم ، شرکت های اشخاص در حقوق تجارت فقط شرکت تضامنی و نسبی هستند ؟؟؟ در کتاب دکتر پاسبان فقط این دو شرکت ب عنوان شرکت های اشخاص معرفی شدن اما کتاب دکتر اسکینی شرکت مختلط غیر سهامی رو هم جز این دسته معرفی کرده ... 
    4. شرکت تعاونی جز شرکت های سرمایه هستش ؟؟؟
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. مونده نباشید.
    3. با توجه ب اینکه در قانون تجارت، تقسیم‌بندی شرکت‌ها به شرکت شخص و سرمایه تعریف نشده و مصادیقش هم بیان نشده بنابراین همچنان‌که خودتون هم بیان فرمودید بین حقوقدانان در این زمینه اختلاف نظر هست. حالا اینکه نظر شخصی من در این زمینه چی هست، دردی از جنابعالی درمان نمی‌کنه؛ فقط نکته‌ای که باید مدنظر قرار بدید این هست که در تست‌ها با توجه به اختلافی بودن مسأله، پاسخی ارائه ندید چون ممکنه اشتباه باشه و نمره‌ی منفی محاسبه بشه براتون.
    4. با توجه به قانون بخش تعاون اقتصاد جمهوری اسلامی ایران مصوب 1375 هم آقای اسکینی و هم آقای پاسبان (ص 62) معتقدن شرکت تعاونی، امروزه و پس از تصویب این قانون، ماهیت تجاری نداره؛ بنابراین بحث از سرمایه یا شخص بودن شرکت تعاونی، سالبه به انتفاء موضوع هست قاعدتاً.
    سلام استاد زیر نویس 4ماده233با زیر نویس دو ماده 244 توضیح دهید ممنون
    پاسخ:
    سلام؛ این دو مطلب بیان میکنن که اگه شرط باطلی در عقد درج بشه که قاعدتا موجب بطلان عقد هست (مثلا اگه در بیع، شرط بشه که مشتری مالک نشود) اما طرفین عقد رضایت بدن که این شرط باطل از عقد حذف بشه و بیع تبدیل بشه به یه بیع معمولی که در اون مشتری مالکیت تام و تمام داره، آیا این عقد باطل، تبدیل میشه به یه عقد صحیح؟ آقای کاتوزیان میگه با توجه به اینکه طرفین راضی شدن به اینکه شرط باطل از عقد حذف بشه و عقد، بدونِ شرطِ باطل باشه، عقد نافذ و صحیح خواهدبود.
    سلام استاد بزرگوار. خسته نباشید.
    درماده۷روابط موجر ومستاجر۱۳۷۸،حق مستاجر چیه که در برابر اسقاطش می تواند از موجر و مستاجر بعدی سرقفلی دریافت کند؟از طرفی سرقفلی رو که مستاجر باید به موجر بده نه موجر به مستاجر! ؟استاد میشه لطف کنید این ماده رو برام توضیح بدید. ممنون
    پاسخ:
    سلام. ممنونم.

    در مادتین 7 و 8 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376، مستأجر هنگام انعقاد عقد اجاره با دادن عوض به موجر یا به نحوی از انحاء، به نفع خودش در عقد اجاره، شرط میکنه که اجاره بها افزایش پیدا نکنه و حتا پس از انقضاء مدت، موجر حق تخلیه‌ی مورد اجاره رو نداشته باشه و مالک هم به دلیل عوضی که از مستأجر در قبال دادن این امتیازات گرفته یا به هر دلیل دیگری با درج این شروط در عقد اجاره موافقت میکنه و به دنبال اون مستأجر میتونه هنگام تخلیه در ازای صرفنظر کردن از این شروطی که به نفعش در عقد اجاره شرط شده مبلغی تخت عنوان سرقفلی از مالک یا موجر دریافت کنه؛ بدیهی است که بدون عوض، هیچ مالکی حاضر به سپردن چنین تعهدی به مستأجر نمیشه مگر اینکه مالک قصد بخشش و تبرع داشته باشه؛ بنابراین مالک میتونه در هنگام انعقاد عقد اجاره چنین امتیازاتی رو به مستأجر ندهد؛ حال اگر به هر دلیل، مالک با مستأجر، چنین قراردادی منعقد کرده و چنین امتیازاتی رو داده و بعداً نیاز به مورد اجاره داشته باشه مستأجر میتونه بابت عوض امتیازی که با پول و غیره کسب کرده از مالک، مبلغی رو تحت عنوان سرقفلی مطالبه کنه.

    مفهوم بود پاسخم ؟ سؤالی ندارید دیگه در این خصوص؟
    سلام استاد ، شرکت های شکلا تجاری در قانون تجارت فقط شرکت های سهامی عام و خاص و شرکت تعاونی هستند ؟؟ من گیج شدم کتاب ربیعا اسکینی ی چیزی نوشته و کتابای دیگه ی چیز دیگه ....اگه میشه شرکت های شکلا تجاری و موضوعا تجاری رو ب تفکیک نام ببرید ... ممنون
    پاسخ:
    سلام؛ در کتاب ربیعا اسکینی، شرکت تعاونی از شرکت‌های شکلاً تجاری محسوب نشده - حداقل در این چاپ کتاب که در اختیار من هست، وضعیت از این قراری است که عرض کردم - بر اساس مطالب کتاب آقای اسکینی - جلد مربوط به کلیات - تنها شرکت‌های سهامی عام و خاص شرکت‌های شکلا تجاری هستن و شرکت تعاونی هم در کنار سایر شرکت‌ها یه شرکت موضوعاً تجاری است؛ اگه در کتابی که در اختیار جنابعالی هست یا در سایر منابع دیگر، مطالب به شکل دیگری مطرح شده منبع دقیق مطلب رو ذکر بفرمائید تا پیگیری کنم و پاسخش رو خدمت جنابعالی عرض کنم.
    سلام استاد.آیا دارنده برات می تواند تأدیه برات به وسیله شخص ثالث را نپذیرد.
    پاسخ:
    سلام.
    خیر؛ نمیتونه قبول نکنه. با توجه به اطلاق ماده‌ی 270 قانون تجارت، که اختیار پذیرش یا عدم پذیرش واسه دارنده قائل نشده، دارنده مکلف به قبول هست؛ آقای اسکینی هم در صفحه‌ی 145 کتاب خودشون بر این امر، تصریح کردن.
    سلام
    وقتتون به خیر استاد گرامی
    در کتاب عقود معین جلد یک صفحه۲۲۶
    دکتر کاتوزیان فرمودن که باید به قواعد عمومی بازگشت و حکومت ق.م را به عنوان....
    و بعد در صفحه۲۲۷در قسمت تعیین میزان اجاره بها گفتن نرخ عادله روز که در قانون ۱۳۵۶ هست
    من اشتباه برداشت کردم یا این دو حرف باهم تعارض دارن؟
    پاسخ:
    سلام؛ عاقبت به خیر. متأسفانه مطلب رو نتونستم پیدا کنم؛ چون شماره صفحات کتاب من با شماره صفحات کتاب جنابعالی متفاوت هست؛ لطفاً هم در این سؤال و هم در سؤالات بعدی که از این به بعد احتمالاً خواهید پرسید، بجای شماره صفحه، که در چاپهای مختلف، متفاوت هست، شماره مطلب رو ذکر بفرمائید تا پاسخگویی مقدور باشه. فقط یک نکته عرض کنم، اونم اینکه قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1362 الان منسوخ هست و در اجاره‌ها حسب مورد بر اساس قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376 و 1356 عمل میشه.
    با سلام.
    استاد اگه زحمتی نیست؛قانون راجع به چک و قانون ثبت شرکتها و قانون تصفیه و امور ورشکستگی و قانون دلالان را در قالب فایل pdf در وبلاگ قرار دهید تا دانلود کنیم با تشکر...
    پاسخ:
    سلام.
    متأسفانه از نظر وقت و زمان امکان انجام این کار رو در شرایط فعلی ندارم؛ خودتون به راحتی میتونید متن این قوانین رو توی اینترنت گیر بیارید و دانلود کنید و تبدیل کنید به فایل پی دی اف؛ امکانات فنی یا تخصصی خاصی هم لازم نداره. با عرض پوزش از جنابعالی بابت رد کردن درخواستتون.
    1. سلام استاد
    2. وقتتون به خیر
    3. بابت سوالات متعدد م معذرت می خوام
    4. و ممنون از راهنمایی ها تون
    5. ص 226 کتاب اعمال حقوقی مورد 235 در قسمت شماره 2چطور امکان داره یک دین موجل وجود داشته باشه و یک دین حال و بعد مدیون بگه این بابت دین موجل هست نه حال!!!علاوه بر اینکه از نظر منطقی اشتباه هست از نظر حقوقی هم می تونه خسارت تاخیر تادیه بگیره و ...!
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. عاقبت جنابعالی به خیر.
    3. اختیار دارید. خوشحالم که تردید‌ها رو گذاشتید کنار و شروع کردید به خوندن درس مدنی؛ امیدوارم بهتون بچسبه خوندن این درس و ازش لذت ببرید.
    4. انجام وظیفه‌س.
    5. خب این شماره هم نوشته نمیشه دیگه؛ نوشته فقط در جایی میشه مدیون بگه این پرداخت بابت دین مؤجل هست که اجل به نفع خود مدیون بوده باشه؛ ینی از اول، خود مدیون گفته بود سه ماه به من مهلت بدید واسه پرداخت؛ حالا میگه نمیخام از این مهلت استفاده کنم؛ همین الان دین رو بگیرید؛ در این صورت، این دین هم تبدیل میشه به یه دین حال و مث اینه که مدیون، دو دین حال داره و در این صورت میتونه بگه این مبلغی که پرداختم رو بابت این دین احتساب کنید نه اون دین؛ امر غیر منطقی‌ای هم نیس به نظرم. ابهام برطرف شد؟
    سلام استاد خسته نباشید ...س سوال در رابطه با حق انتفاع داشتم ، مگه حق انتفاع اعم از عمری ، رقبی و سکنی لازم نیست ؟؟؟ پس چرا ماده 108 ق م میگه در تمام مواردی ک حق انتفاع از ملک دیگری به موجب اذن محض باشد مالک هروقت بخواهد می تواند از اذن خود رجوع کند ؟؟؟
    پاسخ:
    سلام؛ اولاً در زمینه‌‌ی لزوم یا جواز حق انتفاع قانون مدنی ساکت هست؛ حقوقدانان البته تصریح کردن بر لزوم این عقد؛ منتها به هر حال، هر گاه استفاده از مال دیگری به موجب عقد نباشه، بلکه به موجب اذن محض باشه، و میدونیم که این اذن، ایقاع هست و نه عقد، منتفع میتونه از مال استفاده کنه، اما مالک هر وخت بخاد میتونه از این اذن برگرده و مالش رو مطالبه کنه؛ در واقع در این فرض، انتفاع برای منتفع به وجود میاد، منتها این جائز شدنِ انتفاع از مال دیگری، ناشی از عقد نیست بلکه ناشی از اذن محض هست که فقط ایجاد اباحه میکنه و از جمله ایقاعات است. البته برخی از حقوقدانان از جمله آقای لنگرودی معتقدن، اذن حتا ایقاع هم نیست، منتها این بحث، خارج از موضوع سؤال جنابعالی هست و منم واردش نمیشم دیگه.
    توجه هم داشته باشید که در ماده‌ی 108 بر خلاف اونچه جنابعالی مرقوم فرمودید از لفظ « حق انتفاع » استفاده نشده، فقط از لفظ « انتفاع » استفاده شده؛ چرا از حق استفاده نشده؟ چون اذن ایجاد حق نمیکنه و فقط ایجاد اباحه میکنه، ینی جائز میشه شخص از مال دیگری استفاده کنه و ممنوعیت قانونیِ استفاده از مال دیگران از بین میره، ولی این با « حق انتفاع » اصطلاحی که در مواد 40 به بعد قانون مدنی هست تفاوت داره.

    در خوندن الفاظ قانون کاملاً دقیق باشید و فقط به خوندن خلاصه‌نویسی‌ها اکتفا نفرمائید.

    امیدوارم از تذکرم ناراحت نشده باشید. با آرزوی موفقیت برای جنابعالی.
    1. سلام
    2. سوْال قبلی در ارتباط با حضور مشاورة در دادگاه بود احتمال دارم ایمیل اشکال داشته باشد این بار دقیق را نوشتم
    3. بانک إز طریق اداره ثبت ملک ضامن را توقیف کرد و به نام کرد ایا بیش إز اصل وام میتونه از ضامن طلب کنه بعضی ها میگن ضامن أصل وأم است اگه درسته لطفا ذکر ماده قانونی بفرمایید
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. حضور اشخاص غیر مرتبط، بدون اجازه‌ی قاضی، در محاکمات ممنوع هست؛ هیأت مدیره و مدیر عامل هم در چارچوب اختیار قانونی و مفاد اساسنامه میتونن پاسخگوی دعاوی باشن؛ تنها راهی که به ذهن من میرسه انتصاب ایشون به عنوان یکی از اعضای هیأت مدیره هست که اونم بعید میدونم برای جنابعالی عملی باشه چون نیاز به تشکیل جلسه‌ی مجمع و اخذ آرای سهامداران داره.
    3. اگر در قرارداد بین بانک و ضامن، شرطِ خلافی نیومده باشه، ضامن، فقط ضامنِ اصل دین هست نه خسارت ناشی از عدم انجام تعهد؛ چون تعهد به جبران خسارت، ناشی از تعهدِ اصلی نیست و دین جدیدی است که در اثر تقصیر مدیون به وجود میاد؛ ماده‌‌ی قانونی خاصی در این زمینه وجود نداره البته؛ ولی حقوقدانان در تألیفات خودشون بر این امر تصریح کردن؛ کاتوزیان - عقود معین - جلد چهارم - شماره‌ی 193.
    1. سلام استاد ،
    2. در مورد کتاب law texts ی سوال داشتم ، من ترجمه تحت اللفظی و روان (ترجمه محمود رمضانی) این کتابو تهیه کردم می خواستم بدونم کافیه واسه ازمون دکترا یا کتاب اصلی رو باید تهیه کنم
    3. .... این کتاب گرامر نداره ، کتاب اصلی شامل گرامر هم میشه ؟؟
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. من این کتاب رو ندیدم؛ بنابراین در موردش اظهار نظر خاصی نمیتونم بکنم؛ آزمون کتبی دکترا هم سؤال زبان تخصصی نداره؛ مصاحبه‌ی شفاهیش هم گرچه زبان تخصصی داره اما منبع خاصی نداره و ممکنه از هر کتاب یا هر متنی استفاده بشه.
    3. کتاب اصلی، همچنان‌که از اسمش هم معلومه فقط تکست حقوقی هست و گرامر یا لغت توش نیست.
    سلام استاد
    وقتتون به خیر
    با توجه به تصویب قانون جدید محکومیت های مالی
    کماکان حکم عدم استناد بودن معامله به قصد فرار از دین در مقابل طلبکاران باقی هست ؟
    پاسخ:
    سلام؛ عاقبت به خیر.
    قانون جدید در خصوص ضمانت اجرای حقوقی معامله به قصد فرار از دین ساکت هست و در ماده‌ی 21 قانون جدید، تغییراتی که صورت گرفته، ارتباطی با ضمانت اجرای حقوقی نداره؛ بنابراین تمام مباحثات قبلی بین حقوقدانان، در زمینه‌ی ضمانت اجرای حقوقی چنین معاملاتی به قوت خود، باقیست.
    سلام استاد
    امکانش هست این ماده رو برام توضیح بدید
    ممنون میشم
    ۲۹۹قانون مدنی
    پاسخ:
    و علیکم السلام. 
    فرض کنید شخص الف، یک میلیون تومان مقروض هست به شخص ب و حالا شخص ج به خاطر طلبی که از ب داره، قرار تأمین خواسته گرفته و طلب ب از الف رو توقیف کرده، این به این معناست که الف فعلا حق نداره اون یک میلیون تومان رو به دائن خودش که شخص ب باشه بپردازه و باید صبر کنه تا اگه شخص ب در دعوایی که شخص ج علیه او مطرح کرده شکست‌خورد اون یک میلیون تومان رو به شخص ج بپردازه، حالا اگه در همین شرایط، شخص الف، یک میلیون تومان از شخص ب طلبکار شد، حق نداره بگه اون طلبی که ب از من داشت با این طلبی که من الان از شخص ب دارم تهاتر میشه و دیگه نباید چیزی به ب بپردازم، چرا نمیتونه بگه؟ چون طلب ب از الف، نزد شخص الف به نفع شخص ج بازداشت شده و الان متعلق حق دیگران قرار گرفته، پس الف باید چکار کنه؟ باید برای مطالبه طلبش از ب علیه او اقامه دعوی کنه و اگه مالی از ب سراغ داره از اون مال طلبش رو استیفا کنه. 
    ماده‌ی ۲۹۹ قانون مدنی در همین راستاست که بیان داشته : اگر موضوع دین(ینی همون یک میلیون تومانی که الف به ب مقروض هست) به نفع شخص ثالثی(ینی به نفع شخص ج) در نزد مدیون(ینی در نزد الف) مطابق قانون توقیف شده باشد و مدیون(ینی الف) بعد از این توقیف از دائن خود(ینی شخص ب) طلبکار گردد دیگر نمیتواند به استناد تهاتر از تأدیه مال توقیف شده امتناع کند. 
    1. سلام استادعصر جمعتون به خیر
    2. درباره ازمون دکترا همون طور که اون موقع برداشت کرده بودم، درست بودو کنکور شامل همه ی مواد درسی می شد و همه ی سوالات دفترچه باید پاسخ داده میشد...امیدوارم این شیوه جدید رو نخوان ادامه بدن چون واقعا اشتباه هست!
    3. مثلا ما داریم رسته تخصصی میخونیم چرا باید بیایم یک درسی رو ازمون بدیم که هیچ ارتباطی به ما ندارهمثه اینه که از متخصص قلب سوال درباره جراحی مغز بپرسن!!!!!!!!!!!!
    پاسخ:
    1. سلام، عصر جمعه ی جنابعالی هم بخیر، چون منم این کامنت رو دارم جمعه پاسخ میدم، به همین خاطر گفتم!!!!! 
    2. «اشتباه» نیست، افتضاحه، رسوایی هست واقعا، با هیییییییییچ عقلی جور در نمیاد این موضوع!!!!!
    3. والا این موضوع اصصصلن واسه من یه نفر قابل درک نیست. من اگه قرار میبود آزمون دکتری میدادم الان، ترجیح میدادم شرکت نکنم توی آزمون اصن!!!!! 
    سلام و عرض خسته نباشید میخواستم ببینم ماده قانونی که خواهان یا خوانده میتوانند از محتویات پود کپی تهیه نمایند چیست و آیا قاضی میتواند مانع اجرای این ماده قانونی شود پرونده مربوط به نفقه و تمکین است
    پاسخ:
    سلام.
    در امور حسبی ماده‌ی 18 قانون امور حسبی مقرر داشته « اشخاص ذینفع، می‌توانند پرونده‌های امور حسبی را ملاحظه نموده و از محتویات آن رونوشت گواهی شده یا گواهی نشده از دفتر دادگاه بگیرند ».
    در امور ترافعی که دعوای مورد سؤال جنابعالی هم از همین جمله است ماده‌ی صریحی در قوانین مدنی وجود نداره؛ لکن از مواد پراکنده میتونیم همون نتیجه رو استنباط کنیم. مثلاً دقت در متن ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی موید آنست که اسناد خوانده باید به تعداد خواهان به علاوه یک نسخه باشد یک نسخه از رونوشت‌های یاد شده در پرونده بایگانی و « نسخه دیگر به طرف تسلیم می شود » که این میتونه نمودی از همون حق درخواست کپی محتویات پرونده باشه.
    همچنین در ماده 67 همان قانون بیان شده یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن در پرونده بایگانی و نسخه دیگر با ضمایم آن و اخطاریه جهت ابلاغ و تسلیم به خوانده ارسال می گردد. لذا دقت در مواد مذکور بیانگر آنست که هر یک از اسناد مورد اسناد اصحاب دعوا به طرف مقابل تسلیم میشود به عبارت دیگر در پرونده های حقوقی ، اسنادی که اصحاب دعوا ضمیمه پرونده می نمایند در اختیار طرف مقابل آنها قرار می گیرد مثلا در خصوص اسنادی که خوانده در جلسه‌ی دادرسی، ضمیمه پرونده می نماید طبق دستور ماده 96 این اسناد باید به خواهان تسلیم گردد و این وظیفه مدیر دفتر دادگاه می باشد که مطابق ماده فوق عمل نماید، حال به هر دلیلی اسناد ضمیمه شده به خواهان یا خوانده تسلیم نگردد او می تواند با اجازه دادگاه درخواست تسلیم رونوشت اسناد که ضمیمه پرونده شده و تسلیم طرف مقابل نشده است را بنماید و رونوشت آن را بخواهد و یا مثلاً اینکه خواهان هنگام تقدیم دادخواست اسنادی را ضمیمه دادخواست خود می نماید پس از ابلاغ دادخواست، خوانده متوجه می شود که در هنگام ابلاغ دادخواست و ضمایم آنها یکی از اسنادی که مورد استناد خواهان بوده است وجود ندارد در این رابطه نیز خوانده با مراجعه به شعبه مورد نظر می‌تواند در خواست رونوشت آنرا نماید. 
    گرچه ماده‌ی 8 قانون حمایت خانواده بیان کرده که رسیدگی بدون رعایت تشریفات دادرسی است اما نظر به اینکه اصل تناظر (که یکی از موارد اون آگاهی و دسترسی به ادله‌ی طرف مقابله) از اصول بنیادین دادرسی هست باید حتا در دادگاه خانواده هم رعایت بشه.
    در نهایت در صورت ممانعت قاضی شعبه از گرفتن رونوشت می تونید با انعکاس موضوع به رئیس مجتمع قضایی، دستور گرفتن کپی پرونده رو از ایشون تقاضا نمایید.
    سلام استاد. خیلی ممنون که وقت گذاشتین جواب سوالمو دادید.
    پاسخ:
    سلام؛ انجام وظیفه بود؛ خواهش میکنم.
    سلام استاد ، خسته نباشید .... منابع آزمون دکترا دانشگاه دولتی رو لطف میکنید ب صورت خلاصه معرفی کنید ... زبان و متون فقه چه کتابایی رو باید بخونم ؟؟؟
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم؛ تفاوت خاصی با آزمون ارشد نداره؛ حداقل من کتاب خاصی واسه دکترا نخوندم و از همون منابع ارشد استفاده کردم؛ البته توی مصاحبه‌ی شفاهی معمولاً متون فقه رو از مکاسب میپرسن و نه از شرح لمعه؛ ولی توی آزمون کتبی از همون شرح لمعه هست سؤالات. زبان هم که در آزمون کتبی، زبان عمومی هست و توی مصاحبه هم متن حقوقی از کتب و سایتای مختلف میذارن جلوتون و باید در لحظه بخونید و ترجمه کنید؛ منبع خاصی هم نداره.
    سلام و عرض تبریک سال نو.بنده دی ماه نودو دو در یک دعوای ناخواسته مرتکب ضرب و جرح با چاقو شدم و پنج نفر رو مورد اصابت قرار دادم،حالا مبلغ سیصد میلیون تومان دیه برام درنظر گرفتن.خواستم از نحوه ی تقسیطش مطلع شم چون واقعا توان مالی ندارم،برای تقسیط پرداخت پیش پرداخت لازمه؟و برچه مبنایی قسط بندی خواهد شد.واقعا ممنون میشم اگر به سوالم پاسخ بدید،من بیست و سه سال دارم و مجرد هستم و با پدرومادر زندگی میکنم و درامد ماهیانه ام یک میلیون تومان و مستاجر هم هستیم
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم؛ بر جنابعالی هم مبارک.
    اگر در دادگاه ثابت کنید توانایی پرداخت پیش پرداخت رو هم ندارید دادگاه به پیش پرداخت نباید حکم کنه قاعدتاً؛ مبلغ هر قسط بر مبنای درآمد جنابعالی خواهد بود؛ حالا اینکه مبلغش با توجه به توان اقتصادی‌ای که جنابعالی بیان فرمودید دارید، چقد میشه دیگه به نظر دادگاه بستگی داره و من مبلغ خاصی رو نمیتونم عرض کنم. 
    1. سلام استاد
    2. خدا قوت
    3. میخواستم بپرسم که: اگر فضول در عقد... متعهد شود که حتما رضایت مالک را میگیرد ولی موفق به این مهم نشود و مالک عقد را تنفیذ نکند...در این صورت اصیل می تواند ثمن خود و کلیه غرامتش را از فضول پس بگیرد ...یا چون عالم به فضولی بودن مال مورد معامله بوده ..بر علیه خود اقدام کرده است و فقط ثمن خود را از فضول میتواند مطالبه کند؟
    4. ممنونم از شما استاد خدا خیرتون بده
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. ممنونم.
    3. بر اساس اصل حاکمیت اراده، این تعهد صحیح هست و در صورت عدم اجازه‌ی مالک، اصیل میتونه زیان‌های ناشی از عدم انجام تعهد رو علاوه بر اصل ثمن، از فضول، مطالبه کنه.
    4. خواهش میکنم.
    1. سلام استاد
    2. خدا قوت
    3. میخواستم بپرسم :اگر مالک قبل از حصول معلق علیه ... ملک خود را بفروشدو بعد معلق علیه محقق شود یا نشود ..در هر کدام از این دو صورت ....ایا طرف مقابل حق فسخ بیع را دارد ؟ یا تنها می تواند خسارت دریافت کند؟
    4. ممنونم از زحماتتون استاد
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. ممنونم.
    3. پاسخ این سؤال، مفصل هست و یک جلسه از جلسات درس حقوق مدنی 3 رو به خودش اختصاص داده که فایل صوتیش رو من قبلاً در وبلاگ قرار داده بودم؛ در صورت تمایل، این فایل رو دانلود بفرمائید.
    4. خواهش می‌کنم.
    سلام استاد
    من کتاب آ.د.م جلد یک پیشرفته دکتر شمس رو گرفتم چاپش برای پاییز 92 هست
    میخوام بدونم مشکلی نیست چاپ جدید نیست ؟؟ تغییری نکرده ؟؟
    پاسخ:
    سلام؛ با توجه به تصویب برخی از قوانین جدید مثل قانون آیین دادرسی کیفری جدید و قانون شوراهای حل اختلاف یکسری تغییرات کرده، کتاب جدیدتر رو بگیرید اگر امکان داره واستون.
    سلام استاد ، منابع آزمون دکترای دانشگاه ملی رو ب خصوص درس زبان لطف می کنید معرفی کنید
    پاسخ:
    سلام؛ والا منبع خاصی وجود نداره یا معرفی نشده یا حداقل من بی اطلاع هستم؛ همون منابع دوران ارشد رو مسلط باشید در مورد زبان کافی هست به نظرم؛ در مورد سایر دروس هم کتب منبع که مشخص هستن؛ کتب آقایان کاتوزیان، شهیدی، صفایی، اسکینی، کاویانی، پاسبان و شمس.
    سلام استاد.آیا شریک ضامن شرکت مختلط غیرسهامی بدون رضایت سایر شرکا می تواند تجارتی نظیر تجارت شرکت نماید.
    پاسخ:
    سلام؛ قاعدتاً نظر به اینکه منعی در این خصوص در مقررات قانون تجارت پیش بینی نشده و ماده‌ی 134 که در مورد شرکت تضامنی است بر خلاف برخی مواد دیگر، به شرکاء ضامن در شرکت مختلط غیر سهامی تسری داده نشده باید قائل باشیم که شرکاء ضامن در شرکت‌های مختلط غیر سهامی، منعی در این مورد ندارند. والله اعلم.
    سلام درماده106 قانون تجارت {اکثریت لااقل نصف سرمایه}چطور نصف سرمایه اکثریت حساب میشود ؟ایا منظور ازاکثریت چیزدیگری است مثلا حدنصاب؟لطفاراهنمایی بفرمایید
    پاسخ:
    سلام؛ بعضی حقوقدانان مثل آقای کاویانی معتقد هستن اینجا کلمه‌ای از ماده‌ی قانونی جا افتاده و منظور اکثریت عددی + دارندگان لااقل نصف سرمایه هست؛ ینی کلمه‌ی «عددی» جا افتاده؛ بعضی حقوقدانان دیگه مثل آقای پاسبان معتقد هستن خیر؛ منظور همون دارندگان نصف سرمایه هست و چیزی جا نیفتاده و گرچه نصف، اکثریت محسوب نمیشه اما مقنن همین مسامحه رو در ماده‌ی 75 لایحه‌ی اصلاحی هم انجام داده اونجا که گفته « حضور عده‌ای از پذیره‌نویسان که حداقل نصف سرمایه‌ی شرکت را تعهد نموده باشند ضروری است؛ اگر در اولین دعوت، اکثریت مذکور حاصل نشد....» مشاهده میفرمائید که اینجا هم نصف سرمایه، اکثریت محسوب شده؛ در اینجا ظاهراً مقصود مقنن از اکثریت، همون « نصاب » هست و مقنن اشتباهاً بجای کلمه‌ی « نصاب » از واژه‌ی « اکثریت » استفاده کرده. 
    سلام اگروکیل استعفای خودرابه دادگاه اطلاع دهد ایادادرسی یکماه متوقف میشود یاچنانچه اخذتوضیحی لازم نباشددادرسی به تاخیرنمی افتد؟مواد39و40
    پاسخ:
    سلام؛ این سؤال یه توضیح ده پونزده‌ دقیقه‌ای داره که من شفاهاً در کلاسا بیان میکنم و الان امکان مکتوب کردن همه‌ی این توضیحات، وجود نداره؛ طی هفته‌های آینده، جزو فایلای صوتی درس آیین دادرسی مدنی یک قرار خواهم داد که در صورت تمایل میتونید اون رو دانلود بفرمائید و کامل، گوشش کنید؛ اجمال قضیه اینه که استعفای وکیل، به موجب ماده‌ی 39 باعث توقیف یکماهه‌ی دادرسی است اما به موجب ماده‌ی 43 باعث تجدید جلسه نمیشه و جلسه‌ای که در خلال این یکماه قرار داره باید برگزار بشه مگه اینکه به موجب ماده‌ی 41 این جلسه برای اخذ توضیح از وکیلی بوده باشه که استعفا کرده، که در این صورت هم دادرسی توقیف میشه و هم جلسه به تأخیر میفته. به این نحو ما بین سه ماده‌ی 39، 40 و 43 جمع می‌کنیم.
    سلام استاد
    خدا قوت
    میخواستم بپرسم اگر شخص ( الف) به دلیل فقر شخص( ب ) خانه خود را به او هبه کند و بعد از هبه شخص ب فوت شود و هبه قطعی شود
    اگر شخص الف متوجه شود که شخص ب نیازمند و فقیر نبوده..در این صورت میتواند به علت اشتباه در شخصیت ..عقد هبه را فسخ کند؟ وووو اینکه اگر شخص ب (با سو نیت ) تظاهر به فقر کرده باشد چطور؟

    ممنونم از زحماتتون استاد
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم از جنابعالی.
    هبه از عقودیست که شخصیت طرف در اون علت عمده‌ی عقد هست و هر گاه مشخص بشه در اون شخصیت اشتباه شده به این معناست که عقد باطل بوده و قطعی شدن یا قطعی نشدن هبه، تأثیری در این قضیه نداره؛ چون عقد از همون اول باطل بوده؛ تظاهر کردن یا نکردن ب هم تأثیری نداره؛ اگر معلوم بشه در شخصیت طرف یا وصف اصلی‌ای که هبه به خاطر اون واقع شده، اشتباه رخ داده، عقد به موجب قسمت اخیر ماده 201 قانون مدنی باطل خواهد بود.
    سلام استاد
    خدا قوت
    میخواستم بپرسم: اگر مالکی... باغ خود را اجاره داده باشد و بعد از پایان مدت اجاره مستاجر منافع باغ را نچیند و بعد از چند روز مالک خود اقدام به چیدن منافع نماید ومیوه ها را کنار بگذارد و آن ها بعد از مدتی خراب شوند
    ایا مالک باید خسارت میوه ها را بدهد؟
    ممنونم از زحماتتون
    پاسخ:
    سلام. ممنونم.
    اگر فرض بگیریم که اجاره مشمول قانون مدنی باشه در این صورت دو حالت به وجود میاد :

    1. اگر موجر، تخلیه‌‌ی باغ رو درخواست کرده باشه و مستأجر، علیرغم انقضای مدت اجاره و علیرغم درخواست مالک، مال رو همچنان در تصرف خودش نگه داشته باشه، غاصب محسوب میشه و بنابراین خسارت وارد شده بر میوه‌ها مستند به فعل خود اوست و موجر از این باب ضمانی نخواهد داشت. ماده‌ی 494 قانون مدنی هم بر همین موضوع دلالت میکنه؛ ولی اگه موجر در همین فرض بخواد علیه مستأجر، دعوای تصرف عدوانی طرح کنه به موجب ماده ده قانون اصلاح قانون جلوگیری از تصرف عدوانی : « مستأجر پس از انقضاء مدت اجاره همچنین سرایدار (‌خادم) (‌کارگر) و به طور کلی هر امین دیگری که در صورت مطالبه مالک یا مأذون از‌طرف او یا کسی که حق مطالبه دارد از عین مستأجر یا مال امانی رفع تصرف ننماید با رعایت بندهای زیر متصرف عدوانی محسوب می‌شود و مطابق‌مقررات این قانون با او رفتار خواهد شد.1 - مستأجر در صورتی که اظهارنامه رسمی خلع ید حداقل یک ماه قبل از انقضاء مدت اجاره ابلاغ شده باشد پس از انقضاء مدت اجاره و الا‌ یک ماه پس از ابلاغ اظهارنامه رسمی.»
    2. اگر موجر، تخلیه‌‌ی باغ رو درخواست نکرده باشه مستأجر، قبل از مطالبه‌ی مالک، در حکم امین هست گرچه مدت اجاره تموم شده باشه؛ ماده‌ی 501 و 631 قانون مدنی بر همین نکته اِشعار دارن؛ در چنین شرایطی مالک حق نداشته رأساً میوه‌ها رو بدون درخواست تخلیه از مستأجر بچینه و ضامن خسارات وارده بر مستأجر خواهد بود.
     

    (برای توضیحات بیشتر رجوع کنید به کتاب عقود معین؛ ج اول؛ شماره‌ی 317)
    سلام استاد عیدتون مبارک.
    آقای الف مالی را با خیار شرط 6 ماهه به آقای ب میفروشد.3ماه بعد از قرارداد و قبل از انقضای مدت خیار آقای ب مال را به ج انتقال میدهد دو روز بعد از این انتقال توسط ب به ج ، آقای الف معامله اول را فسخ میکند اثر فسخ قرارداد اول بر قرارداد دوم چگونه است؟
    پاسخ:
    سلام، بر جنابعالی هم مبارک. 
    به موجب ماده 460 قانون مدنی، خریدار در بیع شرط، از تصرفات مخالف با حق بایع، ممنوع هست. لذا خریدار اصلاً حق انتقال مبیع رو نداشته و بیعی که در زمان مدت خیار انجام شده باطل و یا حداقل غیر نافذی خواهد بود که با اِعمال خیار از جانب بایع، این بیع، رد شده محسوب است. 
    برای دیدن اطلاعات بیشتر در این زمینه، در صورت تمایل، رجوع بفرمایید به کتاب قواعد عمومی قراردادها، جلد پنجم، شماره‌های 893 و 894.
    سلام استاد
    خدا قوت
    میخواستم بپرسم که ... در صورتی که مالک برای حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد و... در واقع اگر حبس مطلق باشد و مالک عین را انتقال دهد و این انتقال رجوع ضمنی از انتفاع هم نباشد..ایا منتقل الیه حق دارد به جای ناقل از انتفاع رجوع کند یا تنها مالک قبلی توانایی رجوع را دارد؟

    ممنونم از زحماتتون
    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم از جنابعالی.
    قاعدتاً پس از انتقال، منتقلٌ‌الیه، قائم مقام ناقل خواهد بود و تمام حقوق متصوره برای مال به عنوان مالک، به او انتقال پیدا خواهد کرد؛ از جمله این حقوق، رجوع از حق انتفاع، یا ادامه دادن اون هست که پس از انتقال، دلیلی برای باقی موندن در حیطه‌ی اختیار ناقل وجود نداره و پس از انتقال، این منتقلٌ‌الیه هست که میتونه در خصوص بقاء یا انتفای حبس مطلق، تصمیم‌گیری کنه.
    سلام استاد.خسته نباشید.لطف کنید این متن رو چک کنید ببینید درسته؟؟اگه جاییش اشکال داشت لطفا بفرمایید اصلاح کنم
    وستان 27 مورد نکته جمع آوری شده خیلی کاربردی و مهم اند(درمورد شروط ضمن عقد)

    1_ شرط توارث در نکاح منقطع: باطل است

    2_ شرط عدم توارث در نکاح دائم: باطل است

    م 240 با حاشیه خونده بشه

    3_ شرط بر خلاف ق امری: باطل است

    4_ شرط اسقاط حق حضانت بطور کلی:باطل است

    5_ شرط اسقاط حق حضانت بطور جزئی: باطل است

    6_ شرط اسقاط خیار تدلیس: باطل است.

    7_ شرط اسقاط خیار تعذر تسلیم: باطل است

    8_ شرط خیار تفلیس: باطل است

    9_ شرط اسقاط حق رجوع مرد در طلاق رجعی : باطل است

    10_ شرط اسقاط حق ولایت بصورت کلی و جزئی: باطل است

    11_ شرط اسقاط حق اقامه دعوا در مورد غیر جرایم:صحیح است

    12_ شرط اسقاط خیارات بصورت کلی: باطل است

    مثال شماره 12: شخصی در قالب قرارداد تمام حق خود را در مورد خیارات نسبت به تمام معاملاتی که در طول حیات خود ممکن است انجام بدهد ساقط می کند.

    دلیل اینکه سلب حق مدنی بطور کلی ممنوع است

    13_ اسقاط حق شفعه بطور کلی: باطل است

    14_ شرط عدم نزدیکی در نکاح دائم: باطل است

    15_ شرط عدم نزدیکی در نکاح منقطع: صحیح است

    16_شرط سقوط تکلیف زوج به پرداخت نفقه در نکاح دائم: باطل است.ماده 1106

    17_ شرط انفاق توسط زوج در نکاح منقطع: صحیح است.ماده 1113

    18_ شرط عدم مهر در نکاح دائم:ماده 108ذ 19_ شرط عدم مهر در نکاح منقطع: باطل و مبطل است.ماده 1095

    20_ شرط بطلان عقد نکاح در صورت عدم تادیه مهر در مدت معین: شرط باطل اما نکاح و مهر صحیح است.ماده 1081

    21_ در قرارداد هواپیمایی با مهمانداران شرط شده است‌که اولا میهمانداران مونث مجرد باقی بمانند و ثانیا از تصویر آنها درتبلیغات استفاده شود.وضعیت عقد و شرط چیست؟

    عقد صحیح،شرط اول باطل و شرط دوم صحیح

    22_ شخصی مالی را رهن می گذارد و مدت رهن را 5 سال تعیین می کنند،وضعیت چگونه است؟

    رهن موقت صحیح است

    23_ شخصی خانه اش را به دیگری می فروشد و ضمن عقد شرط می کند که خریدار تا 5 سال حق انتقال نداشته باشد: شرط صحیح است

    24_ شخصی خانه اش را به مبلغ یکصد میلیون به دیگری می فروشد و ضمن عقد شرط می کند که خریدار اتومبیلش را برای حمل مواد مخدر در اختیار وی قرار دهد: عقد صحیح و شرط باطل.

    چون در اینجا موضوع عقد خانه است و موضوع شرط اتومبیل است.بنابراین نامشروع بودن جهت شرط به عقد سرایت نمی کند

    25_ خانه ام را به مبلغ یکصد میلیون تومان به تو فروختم به شرط آنکه ار آنجا به عنوان قمارخانه استفاده کنی:

    در اینجا هم عقد و هم شرط باطل است.زیرا جهت عقد نامشروع است و نامشروع بودن شرط به عقد سرایت کرده

    26_ خانه ات را به مدت یکسال به مبلغ ماهانه یک میلیون تومان اجاره کردم به شرط آنکه گاهی در آن پارتی برگزار کنم.

    در اینجا داره میگه گاهی،در نتیجه عقد صحیح است و جهت عقد نامشروع نیست.زیرا آنچه بعنوان انگیزه بیان شده است‌ جنبه فرعی دارد و جهت اصلی عقد به شمار نمی آید.

    27_ شخصی خانه اش را به مبلغ یکصد میلیون به دیگری می فروشد به شرط آنکه خریدار هزینه‌های پیدا شدن اتومبیل گمشده او را بپردازد: این شرط مجهول است ولی باعث جهل به عوضین نشده است.
    پاسخ:
    سلام ، نظر ب اینکه ب دلیلی ک در متن مطلب بیان کردم (تذکر شماره‌ی ششم) من هر روز ب یک سؤال حقوقی از هر بازدیدکننده‌ پاسخ میدم و نظر ب اینکه این بیست و هفت نکته در واقع بیست و هفت سؤال هستن که باید به هر کدام با دقت نظر پاسخ داده بشه ، در صورت تمایل، اون نکاتی که از صحتشون مطمئن هستید رو حذف بفرمائید و اون نکاتی رو که تردید دارید در قالب هر روز یک سؤال مطرح بفرمائید تا در حد معلومات ناقص خودم بتونم پاسخگو باشم. با عرض پوزش از جنابعالی، بخاطر رعایت عدالت بین سؤال کنندگان محترم، به شکل فعلی، قادر به پاسخگویی به این سؤال یا آنچنانکه جنابعالی فرموده‌اید تصحیح اشکالات احتمالی نیستم.
    سلام استاد ...سال نو مبارک ...امیدوارم سال خوبی داشته باشید
    می خواستم بپرسم... اگر شفیع بعد از گذشت 30 سال متوجه بیع خانه مشاع به قیمت 100 هزار تومان شده باشد ..حال به دلیل اقدام خریدار به ضرر خود ... میتواند با پرداخت 100 هزار تومان به او خانه را تملک کند یا حتما باید ارزش 100 هزار تومان به نرخ روز محاسبه شود؟
    ممنونم از زحماتتون
    پاسخ:
    سلام، بر جنابعالی هم مبارک، من هم برای جنابعالی از درگاه خداوند متعال سال توأم با سلامتی و موفقیت رو مسئلت دارم. 
    والا بر خلاف نظر جنابعالی، به نظر من خریدار، بر ضرر خودش اقدام نکرده، چون مقنن خرید مال غیر منقول رو ممنوع اعلام نکرده، بر این اساس به نظر من، مبلغ ثمن، باید به موجب حق شفعه به خریدار پرداخت بشه و از باب قاعده لاضرر، کاهش ارزش پول هم باید جبران بشه. البته این در صورتی است که بی اطلاع موندن شفیع ناشی از اقدام و پنهانکاری‌ِ خودِ خریدار نباشه، چون اگر خودِ خریدار، اقداماتی انجام داده باشه که باعث بی اطلاع موندن شفیع در طول سالیان بوده باشه دیگه خودِ خریدار، به ضرر خودش اقدام کرده و قاعده لاضرر مصداق نخواهد داشت. 
    1. سلام . 
    2. استاد آیا جلسه واخواهی همون تجدید جلسه است ؟البته فک میکنم ایندوتا یکی نیستن 
    3. اما در صفحه 114 شماره 189 چرا میگوید :اگر در جلسه ای خوانده حاضر نباشد ، دادگاه باید تجدید جلسه نماید ؟مگه قبلا نگفته بودیم اگه خوانده حضور نداشته باشه و حالا احراز شرایط ماده 303، (که اینجا رعایت هم شده ) رای غیابی صادر میشه ؟و بعدش خوانده میتونه واخواهی کنه . چرا اینجا رای غیابی صادر نمیشه و جلسه تجدید میشه ؟
    پاسخ:
    1. سلام. 
    2. واخواهی یک مرحله از دادرسی هست که اگر خوانده در مرحله بدوی یا تجدیدنظر غایب بوده باشه و در فرصت مقرر اعتراض کرده باشه، ایجاد میشه و دادگاه صادر کننده رأی غیابی میتونه دوباره به موضوع رسیدگی کنه. 
    3. این آدرسی که بیان فرمودید از کدوم کتاب بود؟ من هم بنیادین و هم پیشرفته‌ی شمس، جلد دوم رو نگاه کردم، توی هیچکدوم از این کتابا توی این شماره مطلبی که جنابعالی ذکر فرمودید نبود. لطفاً ضمن بیان نام کتاب، عنوان مطلب رو هم ذکر بفرمایید، چون در چاپ‌های جدید، شماره صفحات و شماره مطالب، متفاوت شده. 
    سلام درزیرنویس4ماده733 درموردفسخ کسیکه ثمن روگرفته بایدبه چه کسی پس بدهد
    پاسخ:
    سلام. در مورد فرض فسخ یا اقاله‌ی بیع دو حالت مختلف رو باید در نظر گرفت : 
    1. اگر بایع، حواله داده باشه که مشتری، ثمن رو به کسی بپردازه و سپس، بیع، فسخ یا اقاله‌ بشه، در اینجا، محالٌ‌علیه که مشتری باشه باید پول رو به محتال، ینی شخص ثالث بپردازه و سپس به مقدار پرداخت شده به محیل ینی بایع رجوع کنه، چون ثمن در اثر فسخ یا اقاله، به مشتری برگشته. 
    2. اگر مشتری، حواله داده باشه که بایع، ثمن رو از شخص ثالثی بگیره و سپس بیع، فسخ یا اقاله بشه، در اینجا محالٌ‌علیه ینی شخص ثالث، باید پول رو به محتال، ینی بایع بپردازه، چون این امر مقتضای صحت حواله است که ذیل ماده ۷۳۳ قانون مدنی بهش تصریح کرده و سپس مشتری ینی محیل باید رجوع کنه به بایع، نسبت به مبلغی که بایع از محالٌ‌علیه گرفته. آقای کاتوزیان به این امر انتقاد وارد میکنه و معتقده که وختی به علت فسخ یا اقاله‌ی بیع، دین مشتری به بایع از بین رفته چرا ما باید پرداخت دینی که از بین رفته رو مجاز بدونیم و سپس گیرنده‌ی دین ینی بایع رو ملزم کنیم که اونو به مشتری پس بده دوباره. 
    1. بسیار سپاسگزارم استاد . زحمت کشیدین .
    2. استاد اگه بعضی سوالام پیش پا افتاده بودن هم میتونم بپرسمشون ¿¡¿¡¿¡
    3. بعد یه سوال دیگه هم دارم اینکه چندتا سوال توی هفته میتونم بپرسم ¿¿¿
    پاسخ:
    1. انجام وظیفه کردم؛ اختیار دارید.
    2. هر سؤالی رو میتونید مطرح بفرمائید.
    3. با توجه به موضوعی که در نکته‌ی شماره‌ی ششم از متن اصلی بیان کردم جنابعالی میتونید هر روز یک سؤال بپرسید.
    سلام شرط خیار یاشرط فاسخ درضمان نقل ذمه راه دارد
    پاسخ:
    این مقاله رو مطالعه بفرمایید، اطلاعات خوبی در خصوص این موضوع ارائه داده. 
    سلام استاد،عیدتون مبارک باشه
    اگر قیم مال محجور را اجاره دهدبعد از فوت یا عزل قیم اجاره چه حکمی دارد
    پاسخ:
    سلام، ممنونم، بر جنابعالی هم مبارک. 
    به نظر مشهور، عقد اجاره تا زمانی که محجور، رشد خود رو به دست نیاورده، درست و برای پس از آن غیر نافذ و موکول به اجازه شخص رشید است. 
    آقای کاتوزیان اما معتقد هستند چون در زمان انعقاد قرارداد اجاره، سرپرست محجور در حدود صلاحیت خودش اقدام کرده عقد اجاره تا پایان مدت صحیح هست و حق تنفیذی برای هیچ شخصی وجود نداره. 
    سلام استاد،عیدتون مبارک باشه
    اگر قیم مال محجور را اجاره دهد بعد از فوت یا عزل قیم اجاره چه حکمی دارد
    سلام ضمان ازنفقه اقارب صحیح است
    پاسخ:
    سلام. 
    ضمان از نفقة گذشته اقارب صحیح نیست، زیرا بدستور مادة «۱۲۰۶» ق.م نفقه گذشتة اقارب دین بر ذمة کسیکه باید آن را بدهد نخواهد بود، و بدین جهت نمی تواند مورد ضمانت قرار گیرد. و اما ضمان نسبت به نفقه زمان آینده اقارب، عده ای از حقوقیین گفته اند که ضمانت از آن صحیح نمی باشد زیرا در حین عقد ضمان، مضمون عنه مدیون به اقارب نمی باشد و از موارد ضمان مالم یجب است، علاوه بر آنکه وجوب انفاق، حکم تکلیفی می باشد و بر ذمه کسیکه باید آنرا بدهد قرار نمی گیرد تا بتوان از آن ضمانت نمود.
    اما به نظر می رسد که بنابر مستفاد از ذیل مادة «۱۲۰۶» ق.م که می گوید: «اقارب نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند» می توان گفت چنانچه سبب نفقه که رابطه قرابت و فقر مستحق و تمکن منفق است، وجود داشته باشد شرایط انفاق، در حین عقد ضمان موجود است و این امر کافی برای صحت ضمان از نفقة آینده اقارب می باشد اگر چه ذمه کسیکه باید نفقه را بدهد در حال عقد مشغول نباشد. نظر آقای کاتوزیان همین نظر دوم هست. 
    سلام . استاد طبق ماده 1291: سند عادی در این دو مورد
    اعتبار سند رسمی رو داره .
    در صدر ماده گفته شده : در باره طرفین و وراث و قایم مقام.
    این یعنی این سند در محاکم و ادارات دولتی همون اعتبار سند عادی رو داره ؟
    پاسخ:
    سلام، ینی در محاکم و ادارات دولتی، درباره طرفین، وراث و قائم مقام آنها، اعتبار سند رسمی رو داره. 
    سلام . استاد طبق ماده 1291: سند عادی در این دو مورد
    اعتبار سند رسمی رو داره .
    در صدر ماده گفته شده : در باره طرفین و وراث و قایم مقام.
    این یعنی این سند در محاکم و ادارات دولتی همون اعتبار سند عادی رو داره ؟
    سلام استاد تعارض مواد 352 و 371
    ق. آ . د .م چگونه حل میشود ؟
    در چه صورتی رای صادره از دادگاه فاقد صلاحیت محلی ، نقض میشه ؟
    با در خاست طرفین ؟ یا این مورد ( نقض رای ) جز قوانین آمره است ؟
    پاسخ:
    سلام. آقای شمس معتقد هستند که صلاحیت محلی از قواعد مخیره هست و فقط در صورت ایراد خوانده، رأی باید نقض بشه؛ به عبارت دیگه مقرره‌ی مذکور در ماده‌ی 352 رو مطلقی میدونن که باید بر مقید (مقرره‌ی مذکور در بند الف ماده 371) حمل بشه. ینی برتری با بند الف ماده‌ی 371 هست.
    سلام زیرنویس۸ماده۳۸۷نظم حقوقی با شماره۱۰۷کتاب درسهایی ازعقودمعین جلد۱تعارض دارد یاخیر
    پاسخ:
    سلام. 
    در فرض انکار بایع و سپس تلف شدن مبیع در اثر حادثه خارجی، آقای کاتوزیان سه نظر بیان کردن:
    1. در کتاب در نظم که جنابعالی ذکر فرمودید، ایشون گفتن که بیع، منفسخ نمیشه و فروشنده فقط از باب ضمان قهری، مسؤول مثل یا قیمت هست. 
    2. در کتاب دوره مقدماتی، جلد اول، شماره‌ی ۱۰۷ گفتن خریدار دو حق پیدا میکنه یا بر مبنای انفساخ بیع و ضمان معاوضی، ثمنی که پرداخته رو پس بگیره یا بر مبنای ضمان قهری، مثل یا قیمت بهای مبیع تلف شده رو مطالبه کنه. 
    3. ایشون در کتاب درسهایی از عقود معین، دوره پیشرفته شماره‌ی ۱۴۳ پاراگراف آخر گفتن که بیع منفسخ نمیشه، منتها خریدار دو حق پیدا میکنه یا میتونه فسخ کنه بیع رو و ثمن رو پس بگیره یا بدل مبیع رو به عنوان ضمان قهری مطالبه کنه. 
    تفاوت نظر سوم و دوم هم در اینه که در نظر دوم، بحث از دو حق هست انفساخ و مطالبه‌ی بدل و در نظر سوم هم هر چند بحث از دو حق هست اما این دو حق، حق فسخ و مطالبه‌ی بدل هستن و تفاوت فسخ و انفساخ دیگه نیاز به توضیح نداره. 
    سلام
    وقت بخیر
    استاد سال ۹۵ ما میتونیم تو آزمون ارشد ، وکالت ، قضاوت و... شرکت کنیم؟
    پاسخ:
    سلام، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    اگه تا سی و یکم شهریورماه نود و پنج فارغ التحصیل بشید میتونید در آزمون ارشد 95 که حدود یکی دو ماه دیگه برگزار میشه شرکت کنید. شرکت توی آزمون وکالت و قضاوت هم منوط به داشتن مدرک کارشناسی ینی فارغ‌التحصیلی هست. 
    1. سلام استاد ..
    2. خیلی ممنونم 
    3. میخواستم پیرو پاسختون به این سوال بپرسم که =>(آیا بیع به شرط عدم فروش مبیع (کلی یا به یک شخص خاص ) یا عدم هبه (کلی یا به یک شخص خاص) صحیح است یا باطل ؟ اگر باطل است ایا مبطل عقد هست یا خیر؟ و اگر صحیح است و فروشی صورت گرفت حق فسخ برای بایع وجود دارد یا تنها گرفتن خسارت؟)***در صورتی که مشروط له بیع اول را فسخ کند ایا بیع دوم هم فسخ میشود یا کاملا صحیح است؟***
    4. استاد در مورد پاسختون به درخواست پست انگیزشی هم خیلی خیلی ممنونم ....من دوباره امیدوار شدم...خــــدا رو شکـــــــــــــــــــــر

    پاسخ:
    1. سلام. 
    2. خواهش میکنم. 
    3. حقوق‌دانان البته پاسخ دقیق و صریحی به این پرسش ندادن یا حداقلش من ندیدم، ولی اگه بخام بر اساس اطلاعات فعلی خودم جواب بدم باید عرض کنم قاعدتاً وختی معامله اول فسخ شد موضوع معامله باید به مشروطٌ له مسترد بشه، در نتیجه موجبی برای بقاء عین در دست کسی که مشروطٌ علیه با او معامله کرده وجود نداره، اگر از این رهگذر، کسی که مشروطٌ علیه با او معامله کرده متضرر بشه، خودِ مشروطٌ علیه باید ضرر او رو جبران کنه، چون بموجب عقد اول، بر او شرط عدم انتقال شده بود و او از طریق عمل بر خلاف شرط، باعث ورود ضرر به طرف معامله خودش شد. این البته نظر فعلی من هست و شاید با مطالعات بیشتر معلوم بشه این نظر اشتباهه. 
    4. من هم خدا رو شاکرم، امیدوارم این حس در جنابعالی مستدام باقی بمونه. 
    سلام استاد،خسته نباشید
    اگر موصی در دو زمان مختلف در اثر فراموشی مال معینی را به دو شخص وصیت کند،به معنی رجوع از وصیت اول است؟
    پاسخ:
    سلام. 
    در این زمینه در فقه اختلاف نظر وجود دارد، ظاهر ماده 839 قانون مدنی بر این امر اِشعار داره که در هر حال وصیت دوم صحیح هست چه وصیت دوم با عنایت به وصیت اول انجام شده باشه و چه بدون توجه به اون وصیت و از روی فراموشی باشه. آقای کاتوزیان در کتاب وصیت شماره 248 معتقد هستن درسته که انشاء وصیت مخالف اماره بر رجوع از وصیت اول هست اما این اماره در صورتی اعتبار داره که موصی توجه به وصیت سابق داشته باشه و ما بتونیم اراده‌ی او بر رجوع از وصیت اول رو به طور یقینی یا بر مبنای غلبه احراز کنیم، در حالیکه اگه وصیت دوم بدون توجه به وصیت اول و از روی فراموشی صورت گرفته باشه و این امر اثبات بشه، ما نمیتونیم احراز کنیم که قصد موصی، رجوع از وصیت اول بوده. بنابراین حاصل نظر ایشون اینه که در فرضی که جنابعالی مطرح فرمودید وصیت اول همچنان معتبر خواهد بود. 

    نظر استاد کاتوزیان صرفنظر از اینکه با اطلاق ماده 839 سازگار نیس منطقی هم به نظر نمیرسه، به هر حال باید وصیت دوم معتبر باشه چون اراده‌ی موصی فعلاً در حال حاضر اینه، صرفنظر از اینکه قبلاً اراده‌ش چی بوده و صرفنظر از اینکه آیا به هنگام انشای وصیت دوم، به یاد وصیت اول بوده یا خیر.
    سلام لطفاسوال47 دکتری روتوضیح بدید
    پاسخ:
    سلام، بر اساس ماده 197 قانون مدنی، معامله در هر حال برای صاحب مال محسوب میشه، فرقی هم نمیکنه فضول برای خود معامله کرده باشه یا برای صاحب مال، درسته در ماده‌ی 197 از واژه‌ی «عین» استفاده شده اما عین بودن ویژگی خاصی نداره و این قاعده در مورد هر مالی، چه عین باشه و چه منفعت، جاری است. ماده 304 قانون مدنی و اطلاق ماده 247 قانون مدنی هم بر همین برداشت دلالت دارند. 
    1. سلام استاد
    2. ممنونم از لطفتون /
    3. انشالله شما هم درتمام مراحل زندگیتون سالم و سلامت باشید /
    4. پیشاپیش سال جدید رو هم تبریک میگم .
    پاسخ:
    1. سلام؛ 
    2. انجام وظیفه بود؛ خواهش می‌کنم.
    3. ممنونم از نظر لطف جنابعالی.
    4. بر جنابعالی و خانواده محترم هم مبارک.
    5. ظاهراً سؤالی که از جنابعالی پرسیدم رو اونقد ارزشمند ندونستید که جواب کوتاهی در پاسخ بیان بفرمائید؛ نه ؟
    1-سلام استاد
    2-خیلی ممنونم به خاطر راهنمایی هاتون
    3-خدا خیرتون بده
    4-استاد میخواستم بپرسم:اگر برای اعمال قیم اجرت تعیین نشده باشد ...ایا بعد از زوال سمت خود میتواند درخواست مطالبه اجرت سال های گذشته را داشته باشد و اگر خود قیم زنده نباشد وراثش حق مطالبه اجرت را دارند؟
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. 
    2. انجام وظیفه س. 
    3. به جنابعالی هم به همچنین. 
    4. عمل قیم تبرعی و مجانی نیست و میتونه خودش یا وراثش مطالبه اجرت کنن مگر ثابت بشه قیم تبرعا و مجانا اعمال مربوط به قیمومت رو به انجام رسونده. 
    1- سلام استاد
    2- ممنونم از زحماتتون
    3- میخواستم بپرسم آیا بیع به شرط عدم فروش مبیع (کلی یا به یک شخص خاص ) یا عدم هبه (کلی یا به یک شخص خاص) صحیح است یا باطل ؟ اگر باطل است ایا مبطل عقد هست یا خیر؟ و اگر صحیح است و فروشی صورت گرفت حق فسخ برای بایع وجود دارد یا تنها گرفتن خسارت؟
    4- استاد من نمیدونم این سوال در واقع چند تا ... سوال هست یا نه ... اما چون مرتبطه با هم پرسیدم ...اگر مشمول چندین سوال میشه ...سوال من رو ته صف قرار بدین ..
    5- باز هم ممنونم از شما
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. انجام وظیفه‌س ؛ اختیار دارید.
    3. خیر باطل نیست چون بر اساس ماده‌ی 959 قانون مدنی سلب حق به طور کلی ممنوع هست و نه به طور جزئی. در خصوص ضمانت اجراش هم باید بگم اگر این بند در قرارداد، به صورت قید انتقال باشه، ینی مشروطٌ علیه حق معامله‌ی معارض رو سلب کرده باشه از خودش، معامله‌ی معارض با شرط باطل هست چون مشروط علیه از اصل حق انتقال نداشته و انتقال، به همین دلیل واقع نمیشه اصلاً؛ اگر مفاد این بند به صورت شرط ضمن عقد باشه در صورت تخلف، مشروط له، حق فسخ قرارداد خودش با مشروط علیه رو خواهد داشت به دلیل وجود خیار تخلف از شرط. (برای دیدن منبع این تحلیل رجوع کنید به کتاب دوره مقدماتی حقوق مدنی؛ جلد اول؛ دکتر کاتوزیان؛ شماره ی 159 تحت عنوان « سلب حق انتقال به غیر از مستأجر » ؛ پاراگراف آخر)
    4. مشکلی نیس.
    5. خواهش میکنم.
    سلام درسوال53 دکتری 95جواب سوال گزینه1 اعلام شده مگرمیتوان بین وجه التزام وانجام تعهد جمع کرد وهردو رامتعهدله ازمتعهدبگیرد
    پاسخ:
    سلام؛ بله؛ اگه وجه التزام جهت جبران تأخیر در قرارداد گنجونده شده باشه، در این صورت اصل تعهد به موجب مفاد قرارداد و وجه التزام هم به علت جبران خسارت ناشی از تأخیر، قابل مطالبه خواهد بود. ولی در مواردی که هدف از درج وجه التزام، جبران خسارت ناشی از عدم اجرای تعهد باشه، یا باید وجه التزام رو مطالبه کرد یا اجرای مفاد تعهد اصلی رو.
    سلام درشماره143 کتاب مختصرحقوق خانواده دکترصفایی نفقه زن مقدم است یاخیر؟
    پاسخ:
    سلام. ایشون نظر نهایی خودشونو در این زمینه ارائه نکردن و منم متأسفانه از نظر شخصی ایشون در این زمینه مطلع نیستم.
    سلام لطف میکنیدسوال 48ازمون دکتری 95 روپاسخ بدید
    پاسخ:
    سلام.
    گزینه‌ی اول اشتباهه چون حق رجوع مالک به غاصب، ارتباطی به علم و جهل او نداره بر اساس ماده‌ی 316.
    گزینه‌ی دوم هم اشتباهه چون بر اساس ماده‌ی 317 مالک از هر کدام از غاصبین حق مطالبه‌ی عین رو داره، بنابراین در این قسمت، کلید سازمان سنجش اشتباه هست.
    گزینه‌ی سوم هم اشتباهه چون مستأجر اول، منفعتی استیفا نکرده تا نسبت به اون ضامن باشه و تصرفی در مال نداشته تا مشمول ماده 320 قرار بگیره.
    بر اساس اونچه در پاسخ به گزینه‌های قبل، بخصوص گزینه‌ی سوم بیان شد مشخص میشه که گزینه‌ی چهارم پاسخ صحیح خواهد بود.
    سلام شخصی به دیگری نیابت میدهدبعدمرگ اوخانه اش رابفروشد وثمن را به نسبت معینی بین پنج مرکزعلمی مشخص تقسیم کند عوان این عمل حقوق چیست {ارشد92} جواب {وصیت عهدی وتملیکی} اعلام شده چرا؟ مگراین وصیت عهدی نیست؟
    پاسخ:
    سلام؛ از این جهت که قراره وصی خونه رو بفروشه و فروش بر عهده‌ی وصی است، وصیت، عهدی است و از این جهت که قراره عواید حاصل از فروش بین اشخاص خاص تقسیم بشه و در واقع به اون اشخاص تملیک بشه میشه وصیت تملیکی.
    سلام استاد
    میشه بفرمایید وقف عین مرهونه باطل است یا غیر نافذ؟
    پاسخ:
    سلام. 
    بر اساس ماده 65 قانون مدنی، غیر نافذ است. اگه مرتهن از حق خودش بگذره و این وقف رو تنفیذ کنه هیچ دلیلی برای بطلان چنین وقفی وجود داره. 
    1. سلام استاد خسته نباشید .
    2. شرمنده که خیلی وقته به وبلاگتون سر نزدم .
    3. به دلیل ادامه ی درس در مقطع ارشد سرم واقعا شلوغ شده بود .
    4. اما بدونید هیچوقت فراموشتون نمیکنم .
    5. استاد تحقیقی دارم راجع به بازداشت شخص ورشکسنه و مسایل پیرامون ان /میخواستم اگه امکانش هست چند تا کتاب منبع به من معرفی کنید که این بحث مطرح شده باشه .
    6. شکلک لبخند /پیشاپیش ممنونم.
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام، مونده نباشید. 
    2. خواهش میکنم، همین که الان تشریف آوردید و خبری از خودتون به من دادید خدا رو شاکر هستم. 
    3. به سلامتی ایشالا. در چه دانشگاهی مشغول تحصیل هستید؟ 
    4. ممنونم از اظهار لطف جنابعالی. 
    5. والا قاعدتاً باید در کتبی که در مورد ورشکستگی نوشته شده سراغ این موضوع بگردید، از جمله کتاب ورشکستگی آقای اسکینی، ورشکستگی نظری و عملی آقای صقری، ورشکستگی آقای کاویانی و جلد چهارم حقوق تجارت آقای ستوده تهرانی. 
    6. خواهش میکنم، انجام وظیفه کردم. برای جنابعالی از درگاه خداوند متعال آرزوی سلامتی و موفقیت و عاقبت به خیری دارم. 
    سلام استاد وقتتون به خیر
    امکانس هست مورد۱۳۸از کتاب اعمال حقوقی (ملک مدیون باشد)
    پاراگراف اخر رو توضیح بدیذ؟
    این شرط نیز ناظر به عقود تملیکی..
    پاسخ:
    سلام، عاقبت جنابعالی به خیر. 
    منظورش اینه که در عقود عهدی که در هنگام عقد تملیک صورت نمیگیره، شخص متعهد میتونه تعهد کنه که من فلان مال رو به تو انتقال میدم، مثلاً متعهد هستم ماشین برادرم رو به تو انتقال بدم، منظور هم اینه که من ماشین برادرمو میخرم و به شما انتقال خواهم داد، نه اینکه منظور این باشه که به طور فضولی بر ماشین برادرم معامله کنم. میگه گرچه در زمان عقد با شما من هنوز مالک ماشین برادرم نیستم اما چون قرار نیست در نتیجه عقد من با شما تملیکی صورت بگیره و فعلاً فقط یه تعهد به تملیک به وجود اومده، چنین عقدی اشکالی نداره و منعقد میشه. 
    واضح بود؟ 
    1. سلام استاد
    2. خدا قوت
    3. میخواستم بپرسم آیا فرزند نامشروع از (زانیه ) ارث میبرد؟
    4. و اینکه ایا اگر زانی فرزند نامشروع خود را بکشد قصاص میشود؟می بخشید که دو تا سوال شد 
    5. ممنونم
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. ممنونم.
    3. ولد الزنا از زانی و زانیه ارث نمی برد و آنها نیز از ولد الزنا ارث نمی برند، همچنین اقارب پدر و مادر از این کودک و کودک از آنها ارث نمی برد. البته نفی توارث بین ولد الزنا و زانی اجماعی است و مخالفی در این حکم حتی از عامه نیز وجود ندارد، در کتاب الفقه الاسلامی و ادلته آمده است : (و کل من ولد الزنا و ولد اللعان لا توارث بینه و بین ابیه و قرابه ابیه بالاجماع ) یعنی میان ولد الزنا و ولد لعان و میان پدر آنها و اقربای پدریشان توراث وجود ندارد.و اما حکم به عدم توارث بین ولد الزنا و مادر و اقربای مادرش در حد اجماع نیست. در این خصوص نیز میان فقهای عامه اتفاق نظر وجود دارد. در کتاب منهاج الصالحین آمده است : ( و فی عدم ارث امه الزانیه و من یتقرب بها اشکال ) یعنی حکم به اینکه مادر ولد الزنا و اقربای او از ولدالزنا ارث نمی برند، مشکل است. گروهی از فقها از جمله صدوق (قده ) به توارث قائلند. ناگفته نماند که عدم توارث دلیل بر انتفاء نسب نیست ، بلکه این دو قابل جمعند، ممکن است کسی فرزند کسی باشد (شرعا" ، لغه و عرفا") لکن بین آنها توارث نباشد چنانکه در قتل مورث و کفر وارث نسب وجود دارد، ولی توارث منتفی است . این پاسخ نوشته شده توسط من نیست.

    4. به همین سه چهار کامنت پائین تر ( کامنت بازدیدکننده‌ی محترم ترم چهارمی) و نیز بند ششم از متن اصلی مراجعه بفرمائید؛ مفصل نوشتم که به چه دلیل امکان پاسخگویی به دو سؤال از یک بازدیدکننده‌ی محترم در یک روز وجود نداره متأسفانه؛ با عرض پوزش از جنابعالی.

    5. خواهش میکنم.

    1. سلام
    2. وقوع رهن وتعهد به نفع ثالث به صورت شرط نتیجه چگونه است؟1}درهردوصحیح است 2}درهردوباطل است
    3. ببخشید من ازمونهای ارشد سالهای75تا92رو ازکتاب مدرسان شریف گرفتم اما بعضی ازجواباش باکلید سنجش فرق داره چون من سالهای 90و91 روباجواب سنجش دارم حالابه جوابای سالهای قبل اعتمادندارم شمامنبع بهتری سراغ داریدکه منطبق باکلیدسنجش باشه 
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. اصولا ما در شرط نتیجه مطرح میکنیم که اموری که به صرف اشتراط در عقد محقق نمیشن و نیاز به انجام فعل یا تشریفات خاصی دارن، رو نمیشه به صورت شرط نتیجه در عقد گنجوند و اگه گنجونده بشه شرط باطل هست؛ الان تحقق عقد رهن نیاز به قبض داره و به صرف اشتراط ذیل عقد خاص، واقع نمیشه. اما تعهد به نفع ثالث حسب ذیل ماده 196 قانون مدنی به صورت شرط ضمن عقد هم ممکنه واقع بشه. پس نتیجه اینکه وقوع رهن به صورت شرط نتیجه ناممکن و وقوع تعهد به نفع ثالث، ممکن هست؛ چنین گزینه‌ای در بین گزینه‌های سؤالی که مطرح فرمودید وجود داره اصلا؟
    3. نخیر؛ سراغ ندارم؛ هر مؤسسه‌ای همیشه در جوابایی که داده یه درصدی احتمال خطا هست؛ باید خودتون با مطالعه حواستون باشه که چه جوابی صحیح تر هست ؛ ینی منظورم اینه که هر جوابی رو با علم خودتون محک بزنید؛ نه اینکه معیار رو جواب ارائه شده توسط اونا بدونید؛ حتا جوابای خود سنجش هم در مواردی دیده شده که اشتباه هستن !!!!!!!
    سلام اگرشماره۶۴۸ جلد۲پیشرفته سوال داده شدکدام نظر جوابه صحیحه؟
    پاسخ:
    سلام؛ نظر اصلی دکتر شمس، همون نظر اول هست؛ ینی باید تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی در مهلت واخواهی رو به معنای اسقاط حق واخواهی بدونیم.
    سلام استاد عزیز
    در صورتی که وصی حق ایصاء داشته باشدمیتواند برای بعد از حجر خود وصی تعیین کند یا حق ایصا محدود به بعد از فوت است.
    پاسخ:
    و علیکم السلام. 
    نظر به اینکه وصایت، ماهیتی است که بعد از فوت موصی یا وصی‌ای که حق ایصاء داره به وجود میاد، نیز نظر به اینکه حتا خودِ موصی هم نمیتونه برای زمان حجرِ خودش، وصی معین کنه، به طریق اولی وصیِ اول هم از انجام این کار ممنوع هست. 
    1. سلام استاد
    2. وقتتون به خیر
    3. من دارم حقوق مدنی رو مبحث به محبث از نظم و کتابایی که شما گفتید میخونمسوالاتی برام پیش میاد طبیعتا (به خصوص که من حقوق مدنی ها رو اصولا با اساتیدی پاس کردم که جزوه۲۰ ص میدادن که تا اخر عمرم یادم میمونه چه جفایی بهمون کردن)میخواستم ببینم امکانش هست که من مثلا سوالاتم درمورد وقف رو تو یک کامنت بپرسم؟سوالات ریز ریز هست تفریبا جوابهای کوتاه میخوان فک کنم..
    4. در مورد اختلاف نظر ها بین دکتر صفایی و دکتر کاتوزیان نظر کدوم یکی از این دو بزرگوار ارجح هست در ازمونهای حقوقی به خصوص وکالت؟

    پاسخ:
    1. سلام. 
    2. عاقبت به خیر. 
    3. دو مشکل هست که با کمال تأسف باعث میشه به درخواست جنابعالی پاسخ منفی بدم. اول لزوم رعایت عدالت هست. به هر حال اگه خود جنابعالی پاسخ‌های من به کامنت‌های قبلی رو یه نگاه گذرا بندازید متوجه خواهید شد که در دفعات متعدد من این درخواستِ سایر بازدیدکنندگان محترم وبلاگ رو رد کردم و الان صحیح نیست که برای جنابعالی در این زمینه استثنایی قائل بشم. دوم اینکه سؤال ممکنه از نظر جنابعالی پاسخ کوتاهی داشته باشه اما برای رسیدن به همون پاسخ کوتاه باید دقایق متمادی رو صرف کرد و کتب مختلف رو دید. بنابراین اگه یک کامنت حاوی چندین و چند سؤال باشه پاسخ دادن به همه اون سؤالات در یک وهله واقعاً طاقت فرسا خواهد شد. بنابراین با عرض پوزش از جنابعالی، درخواست میکنم در صورت امکان، هر روز یک سؤال مطرح بفرمایید. 
    4. والا معیار دقیقی در این زمینه وجود نداره، سال به سال ممکنه تفاوت داشته باشه، اصولاً کار عاقلانه تر اینه که اصن سراغ زدن سؤالات اختلافی نرید. چون ریسک بالایی از خطر رو متوجه جنابعالی میکنه. 
    سلام درجلداول شرکتهای تجاری دکتراسکینی ص22درموردحق انتفاع گفته بعدانحلال شرکت اگرمال موضوع حق انتفاع باقی باشد به اورنده تعلق دارد اماایا باگفته ایشون درص 145شماره1تعارض داردیاخیر
    پاسخ:
    سلام، خیر، به نظر نمیرسه تعارضی بین دو مطلبی که ذکر فرمودید وجود داشته باشه. از این جهت که اگه مال، غیر مادی باشه مث حق اختراع یا تصنیف، با انحلال شرکت به مالکیت شریکِ آورنده‌ی اون مالِ غیر مادی برنمیگرده، چون اصلِ مال، ولو مال غیر مادی، پس از ورود به شرکت، به مالکیت شرکت درمیاد و شریکی که این مال رو به شرکت آورده، دیگه حق مالکیتی بر مال نداره تا پس از انحلال شرکت، دوباره بتونه عین اون مال رو برداره. این مطلب در صفحه 145 بیان شده، اما حق انتفاع در اینجا وضعیت متفاوتی داره از این جهت که اگر شریکی حق انتفاع رو به عنوان آورده به شرکت بیاره، در واقع اصل مال در مالکیت مالک باقی مونده بنابراین طبیعی است که در پایان و پس از انحلال شرکت، دوباره عین مال به مالکیت مالک برگرده. این مطلبی است که در صفحه 22 بیان شده. 
    امیدوارم ابهام برطرف شده باشه، اگر اینطور نیست بفرمایید. 
    سلام ایامجمع عمومی میتواند مدیرراعزل کند حتی اگرعزل اوجز دستورجلسه مجمع نباشد؟دکتراسکینی درپاراگراف اخرص162میگن میشودامادرص120میگن نمیشود{دربحث ضمن ذکربرخی ازموضوعات جلسه عبارت وغیره رامینویسن }ایامن اشتباه متوجه شدم راهنمایی بفرمایید
    پاسخ:
    سلام، همون طور که قبلاً هم خدمت جنابعالی عرض کردم دقت نظر جنابعالی قابل تحسین هست. حق با جنابعالی ست، این دو مطلب با هم تناقض دارند. در خصوص اینکه کدامیک درسته باید عرض کنم عزل مدیر فقط وختی امکان داره که موضوع در آگهی دعوت مجمع عمومی قید شده باشه، آقای پاسبان هم بر این امر تأکید کردن (صفحه 154)،تنها مشکلی که ممکنه به وجود بیاد اینه که مدیران وختی می‌بینن عزل خودشون قراره در مجمع عمومی مطرح بشه حاضر به انتشار آگهی دعوت نشن که در این صورت سهامداران میتونن از طریق ساز و کار مندرج در ماده 95 لایحه‌ی اصلاحی برای دعوت از مجمع عمومی اقدام کنن. 
    سلام استاد
    خدا قوت
    استاد من داشتم به سوالات ازمون وکالت امسال نگاه میکردم ...یه سوال به ذهنم رسید اگر ممکنه راهنماییم کنید
    متن سوال این بوده...
    به ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻨﻄﻮق رای وﺣﺪت روﯾﻪ ﺷﻤﺎره. 733. ﻫﯿﺌﺖ. ﻋﻤﻮﻣﯽ دﯾﻮان ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮر در ﺑﺎب ﺿﻤﺎن درک. ،ﮐﺪام
    ﻣﻮرد در ﺧﺼﻮص. ﺗﻌﻬﺪ ﻓﺮوﺷﻨﺪه. ﻓﻀﻮﻟﯽ. ﺻﺤﯿﺢ اﺳﺖ؟
    گزینه ب=>باید از باب تعهد استرداد ثمن .کاهش ارزش ثمن را جبران کند
    گزینه ج =>باید بر مبنای تعهد پرداخت غرامت .کاهش ارزش ثمن را جبران کند

    تو این ازمون گزینه ی ج به عنوان جواب سوال در نظر گرفته شده اما به نظر من گزینه ی ب باید درست باشه به خاطر اینکه جبران کاهش ارزش ثمن غرامت یا خسارت نیست ...چون پولی که فضول پرداخت میکنه در واقع همون پولی هست که دریافت کرده ...یعنی با جبران کاهش ارزش ثمن ...همون پولی که دریافت کرده رو داره پس میده ..اصلا غرامتی در کار نیست ... استاد من دارم اشتباه میکنم؟ میشه این قضیه رو بیشتر برام توضیح بدید ...ممنون
    پاسخ:

    سلام؛ ممنونم.

    ابتدا به متن ماده‌ی 391 قانون مدنی توجه بفرمائید

     

    ماده ۳۹۱ – در صورت مستحق للغیر برآمدن کل یا بعض از مبیع بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری بوجود فساد بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.

     

    حالا به متن رأی وحدت رویه هم توجه بفرمائید :

     

    رأی شماره ۷۳۳ – ۱۵/۷/۱۳۹۳

    رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور

    به موجب ماده ۳۶۵ قانون مدنی، بیع فاسد اثری در تملک ندارد، یعنی بیع و ثمن کماکان در مالکیت بایع و مشتری باقی می‌ماند و حسب مواد ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مرقوم، اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلا یا جزئاً مستحق للغیر درآید، بایع ضامن است و باید ثمن را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد، از عهده غرامات وارد شده بر مشتری نیز برآید و چون ثمن در اختیار بایع بوده است در صورت کاهش ارزش ثمن و اثبات آن، با توجه به اطلاق عنوان غرامات در ماده ۳۹۱ قانون مدنی بایع قانوناً ملزم به جبران آن است؛ بنابراین دادنامه شماره ۳۶۰ مورخ ۳۱/۳/۱۳۸۹ شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی د رحدی که با این نظر انطباق دارد به اکثریت آراء صحیح و قانونی تشخیص می‌گردد.

    الان به متن سر سؤال توجه بفرمائید و کلمه‌ی « منطوق » در سر سؤال رو مدّ نظر داشته باشید. منطوق ینی اونچه که در ظاهر عبارات رأی اومده. در ظاهر عبارات رأی به تبعیت از ظاهر ماده‌‌ی 391 از اصطلاح « غرامات » استفاده شده، پس گزینه‌ی جیم درسته. ضمناً واقعیت هم اینه که اونچه بایع به مشتری مسترد می‌کنه فقط از باب استرداد اصل ثمن نیست، بلکه از باب جبران خسارت و غرامت وارد بر مشتری از ناحیه‌ی کاهش ارزش پول هست. در واقع ما داریم خسارات و غرامات وارده بر مشتری رو جبران می‌کنیم با هدف اینکه به قول جنابعالی، مشتری همون چیزی رو از بایع پس بگیره که سابقاً پرداخت کرده بود. پس اینم میشه یه نوع پرداخت غرامت و جبران خسارت. 

    1)سلام استاد عزیز.حالتون خوبه؟امیدوارم ایام بکامتون باشه و تنتون سلامت.
    2)غرض از مزاحمت این بود که باهاتون مشورت کنم درمورد موضوع پایان نامه.
    3)حقیقتش من از موضوع ماده 265 خیلی خوشم میاد ولی خب گویا خیلی کار شده درموردش.نمیشه از دید دیگه ای روش کار کرد؟؟مثلا تطبیقی با قانون آلمان یا آمریکا؟؟
    4)توی دانشگاه ازاد همدان که الان مشغولم از یکی از اساتید خواستم چند تا عنوان بهم معرفی کنه.اونم این موضوعات رو بهم پیشنهاد داد.شما هم نظرتون رو بهم بگین و اینکه از کدوم موضوع خوشتون اومده و چ کتاب هایی درمورد اون موضوع هست:
    5)مسوولیت جبران زیان ناشی از کمک های خیرخواهانه
    6)مسوولیت جبران زیان و خسارت صغیر با والدین در حال متارکه
    7)جبران هزینه های پیشگیری زیان
    8)امکان کاهش میزان خسارت
    9)مفهوم اعاده به وضع سابق:این مورد خ جالب بود.استادمون گفت فرض کنین یک نفر قسمتی از دیوار خونه یک نفر دیگری رو خراب میکنه و بعد به حکم دادگاه اون دیوار رو ترمیم میکنه و مثل روز قبلش میشه.ایا این اعاده به وضع سابقه؟؟همه گفتیم بله خب.گفت پس گرد و خاکی که این مدت رفته توی خونه اون طرف چی؟؟دیگه ما ساکت شدیم!!!میگفت دنبال ی چیز خاصی ام توی این موضوع.
    10)این موضوعات بود که پیشنهاد شد.واستون کل پیام رو تقسیم بندی کردم که به زحمت نیفتین.خوب کاری کردم؟؟درست تقسیم بندی کردم؟؟
    11)موفق و موید باشید.درپناه حق
    پاسخ:
    1. سلام؛ شکر خدا خوبم. من هم برای جنابعالی همین آرزوها رو دارم.
    2. در خدمتم.
    3. خیییلی کار شده؛ حقوق آلمان و آمریکا هم کم منبع هست و به مشکل برمیخورید در نگارش.
    4. باشه.
    5. .
    6. .
    7. .
    8. .
    9. والا اکثر این موضوعات، موضوعات خوبی هستن ولی بسیار کم منبع هستن. برخی ازشون رو هم من نمیتونم تشخیص بدم از روی عنوان که منظور ازشون چیه. مثل موضوع شماره هفت مثلن. موضوع هشت هم خوبه و تا جایی که یادم هست در کتاب مسؤولیت مدنی آقایان صفایی و رحیمی هم بحث شده؛ اما اگه منظور جنابعالی اینه که در مورد هر موضوع من الان چند کتاب و مقاله به جنابعالی معرفی کنم متأسفانه برای من مقدور نیست. چون واقعن سراغ ندارم. نیاز به جستجوی مفصل توی اینترنت و دیدن کتابخونه‌ها و کتابفروشی‌ها داره. اگه از همون استاد محترمی که موضوع رو معرفی کردن بخاید که منابع رو هم معرفی کنن بهتر هست؛ چون ایشون حتمن منابعی سراغ دارن. خودتون هم میتونید وخت بگذارید و در گوگل جستجو کنید؛ اما من متأسفانه الان کتاب خاصی یا مقاله‌ی خاصی که در مورد این موضوعات نوشته شده به نظرم نمیرسه.
    10. ممنونم؛ خوب بود.
    11. جنابعالی هم به همچنین. با عرض پوزش ازتون بابت اینکه نتونستم کمک مؤثری در زمینه‌ی مورد درخواستتون ارائه بدم.
    سلام درشرکت مختلط غیرسهامی فوت وحجرشریک بامسئولیت محدود جه تاثیری دارد ومثل م 139بایدرضایت ورثه گرفته شودوگرنه شرکت منحل میشود
    پاسخ:
    سلام، مرگ و حجر شریک با مسؤولیت محدود، تأثیری در حیات شرکت مختلط غیر سهامی ندارد. آقایان اسکینی و پاسبان هر دو در کتب خودشون ذیل عنوان موارد انحلال شرکت مختلط غیر سهامی، بر این موضوع تأکید کردن. اونچه در ماده‌ی 161 قانون تجارت، ناظر به ماده‌ی 139 اومده، مربوط به شرکای ضامن هست و نه شرکای با مسؤولیت محدود. 
    سلام استاد،خسته نباشید
    طبق ماده91ق.آ.د.م مطرح بودن دعوای حقوقی یا جزایی بین دادرس و یکی از طرفین ویا همسر یا فرزند او ....از جهات رد دادرس است..
    1.منظور از (او) دادرس است یا یکی از طرفین دعوا.
    2.آیا این حکم شامل همسر موقت هم میشود.
    پاسخ:
    سلام، مونده نباشید. 
    1. قطعا منظور، دادرس است. اولاً هیچیک از مؤلفین، مرجع این ضمیر رو طرفین دعوا ندونستن، ثانیاً در بند ششم ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی سابق مصوب سال 1318 صراحتاً اشاره شده «دادرس و زوجه‌ی او»، ثالثاً در بند واو از همین ماده 91 قانون آیین دادرسی مدنی فعلی اومده «دادرس یا همسر یا فرزند او»، پس معلوم میشه که در بند قبل هم منظور همسر و فرزند قاضی است و نه همسر و فرزند اصحاب دعوا، رابعاً اگر منظور، همسر و فرزند طرفین دعوا بود، چون مرجع ضمیر، مفرد نیست، ضمیر نباید به شکل مفرد، یعنی به صورت «او» مورد استفاده قرار میگرفت، بلکه باید میگفت همسر یا فرزندان «آنها». 
    2. ماده اطلاق داره، پس شامل زوجه موقت هم میشه. 
    با عرض سلام
    میخواستم بدونم دعوای اضافی و متقابل در مرحله اعاده دادرسی قابل طرح است.
    پاسخ:
    سلام؛ در قانون ممنوعیتی در این خصوص دیده نمیشه؛ ماده‌ی 441 فقط ممنوعیت ورود و جلب ثالث در این مرحله رو بیان کرده؛ باید قائل باشیم که بر اساس احکام عمومی، مثلا ماده‌ی 141 قانون یا ماده‌ی 17 قانون این امر امکانپذیر هست؛ در خصوص امکان طرح دعوای تقابل در مرحله‌ی اعاده‌ی دادرسی، نظر مخالف هم بیان شده (زراعت؛ قانون آئین دادرسی مدنی در نظم کنونی؛ ص 1258؛ شماره 5).
    با سلام و خسته نباشید،خدمت استادی که بیش از اینکه معلم درسی ام باشه معلم اخلاقم بوده.
    ببخشید یه سوال،در روستای ما زمین های کشاورزی مربوط به اشخاص حقیقی با سند مالکیت می باشد،که جدیدا اشخاصی از طرف اداره منابع طبیعی امده اند و میخواهند این زمین ها را مرتع بزنند در حالی که قبلا مرتع نبوده و زمین های مرتع روستا مشخص هست،ایا این اشخاص حق چنین کاری را دارند یعنی میتوانند این زمین ها را به اسم مرتع از مالکیت اشخاص خارج کنند؟ یا اگر از مالکیت خارج نکنند جزء مرتع بزنندشان؟
    پاسخ:
    سلام، ممنونم از نظر لطف جنابعالی. 
    این لینک رو مطالعه بفرمایید، توضیحات خوبی در خصوص موضوع سؤالی که مطرح فرمودید ارائه کرده. 
    سلام ایادرهبه مال مشاع برای قبض اذن شرکالازم است واگراذن ندادن تکلیف چیست
    پاسخ:
    سلام، بله، برای تصرف در مال مشاع، اذن بقیه‌ی شرکا لازم هست و اگه اذن ندادن شریک جدید یا همون متهب برای افراز سهم خودش باید به دادگاه مراجعه کنه. 
    بهتون گفته بودم که ی کتابای دیگه ای میخوندم.بعد شما فرمودین باید منابع اصلی روبخونم.حالا تاجایی که تونستم منابع اصلی روخوندم.چون بیشترش دوره حساب میشد.فقط همچنان مشکلم با آیین دادرسیه که نمیدونم چرانمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.حالا میخوام به ی سری کتابای کمک آموزشی مثل دور اندیشان متوسل بشم شاید کمکم کنه.مثلا جالبه تجارت که همه بهم میگفتن سخته 90 درصد میانگین درصدمه.اونوقت آیین دادرسی 20درصد.یعنی فاجعه!
    پاسخ:
    والا این خیلی عجیبه که جنابعالی منابع اصلی رو هم مطالعه میفرمائید اما درصدتون بیست هست، نمیدونم شاید دقیق مطالعه نمی‌کنید، شاید وخت مطالعه تمرکزتون خوب نیست یا شاید دلیل دیگه‌ای داره که من ازش مطلع نیستم، به هر حال سؤالات از منابع ناشناخته طرح نمیشه، یا قوانین خاص هست یا کتابای آقای دکتر شمس. اونچه من به نظرم میرسید همین مطالبی بود که خدمت جنابعالی عرض کردم، بازم اگه فک میکنید کمکی از دستم بر میاد بفرمایید دریغی از انجامش ندارم. 
    1. الان که پیامم رو بعد از جواب شما خوندم خیلی خنده م گرفت...اگر چه بدون قصد بود ولی به قول شما همه چیز با این پیش فرض انگار گفته شده بود...
    2. شاید من سوالم رو به گونه ی دیگه ای بپرسم بهتر باشه و اون اینکهصرف خوندن کتابای دکتر اسکینی جایگزین برای نظم های مختلف هست یا خیر؟
    3. بابت قسمت سوم کامنتتون هم واقعا ممنونم خیلی خوبه که ادم همچین حرفهایی رو از استادش بشنوه واقعا امید رو تو دلش زنده میکنه ...
    4. انشالله که به خواسته خدا و تلاش خودم قبول میشم با یک رتبه خوب(اصلا امسال نشد یک سال دیگه مهم تلاش ه که باید بکنم)
    پاسخ:
    1. بله؛ همینطوره.
    2. والا کتاب آقای اسکینی خیلی هم خوبه؛ ولی یه نگاه گذرا هم به نظم دمرچیلی بندازید بد نیس؛ بخاطر آراء وحدت رویه و نظرات مشورتی و نکاتی که آقای اسکینی بحث نکرده؛ اگر هم اصرار دارید که نخونید اونا رو خب دیگه هر طور خودتون صلاح میدونید.
    3. اونچه عرض کردم استحقاقش رو حتمن داشتید؛ من اهل تعارف و مداهنه و مجامله نیستم.
    4. ایشالا؛ توکل به خدا.
    1. سلام استاد.وقتون بخیر.خسته نباشید 
    2. ببخشید استاد شما روشی مدنظرتون هست برای درک بهتر آیین دادرسی؟ ی سری از نکاتش مثل قابل فرجام یا تجدیدنظربودن یا نبودن آرا یا بحث صلاحیت دادگاهها خیلی برام مشکله.شما راهی میشناسین که من بتونم بهترمتوجهشون بشم؟
    3. به خلاصه نویسیامم نمیتونم اعتماد بکنم که بخوام فقط اونا رو بخونم. 
    4. موفق هم شدم که 3 چهارم کتاباروبخونم
    پاسخ:
    1. سلام، عاقبت به خیر، مونده نباشید. 
    2. والا خوندن هیچ درسی راهی بجز مطالعه و مطالعه و مطالعه نداره. متأسفانه راهی بجز این راه به نظرم نمیرسه. مخصوصا که درس آیین دادرسی مدنی، مطلب تحلیلی و عمیق، زیاد نداره و بیشترین قسمتاش حفظیات هستن و مطالبش هم حول و حوش مواد قانونی دور میزنه. 
    3. چرا نمیتونید اعتماد کنید؟ 
    4. منظورتون چه کتاب‌هایی‌ست دقیقا؟ 
    سلام من متوجه شماره123جلد3 ا.د.م پیشرفه دکترشمس نشدم یعنی استرداددعوا درمرحله تجدیدنظر وفرجام خواهی واعاده دادرسی و واخواهی امکان ندارد لطفاتوضیح دهید
    پاسخ:
    سلام. منظور اینه که در کلیه‌ی مراحلی که نام بردید استرداد دعوا پیش بینی نشده و در هر مقطعی که از اون مرحله‌ی خاص باشیم استرداد دادخواست در واقع کار همون استرداد دعوا رو میکنه و چون با استرداد دادخواست، قاعدتاً زمان شکایت هم سپری شده پس از استرداد، هم دادرسی در جریان خاتمه پیدا می‌کنه و هم حق طرح مجدد دعوا وجود نخواهد داشت.
    1. سلام
    2. در ماده530 زیرنویس2/4
    3. وم532زیرنویس1/2کتاب نظم دمرچیلی ایا دکتراسکینی همچین مطلبی راگفتند
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. آقای دکتر اسکینی در کتاب ورشکستگی خودشون (چاپ قدیم ص 175 و 176 و چاپ جدید ص 201 و 202) نه تنها چنین حرفی نزدن بلکه صراحتن ابراز عقیده کردن که اگه آمر ینی خریدار، پول رو به ورشکسته نداده باشه، باز هم میتونه با دادن پول به مرجع تصفیه، کالا رو به طور کامل دریافت کنه و لازم نیس داخل غرما بشه. ممنونم از دقت نظر جنابعالی.
    3. آقای اسکینی، در چاپ قدیم ص 172 پاراگراف آخر و چاپ جدید ص 198 شماره‌ی یک؛ در این مورد از تاجر ورشکسته تحت عنوان « خریدار » نام برده شده و این همون نظریست که مؤلفان کتاب در نظم نسبت دادن به آقای اسکینی. بنابراین این اِسنادِ مطلب به آقای اسکینی صحیح هست.
    سلام استادخسته نباشید ی سوال ازخدمتتون دارم
    ی آقایی اززندگی باهمسرش ب علت بددهنی وفحاشی ونادیده گرفتن آبرووحیصیت وشخصیت خانوادگی عاسی شده خانم هم تقاضای طلاق داره وآقا هم به دلایل بالا کاملابه طلاق تمایل داره امابه علت تنگدستی توان پرداخت مهریه رونداره مهریه صدسکه هست چ راهی ب ایشون پیشنهادمیکنید؟
    پاسخ:
    سلام، مونده نباشید. 
    دادگاه، مهریه رو برای مرد تقسیط میکنه، اگه مرد، توان پرداخت به صورت قسطی رو هم نداره، باید بتونه اعسارش رو در دادگاه ثابت کنه، در غیر اینصورت تا زمان پرداخت، حبس خواهد شد. 
    با سلام و خسته نباشید

    با توجه به اینکه بازدید کننده ی محترم (ترم چهارمی)نگران تغییر قانون تجارت هستند ، ذکر نکاتی قابل توجه می باشد :

    تصویب لایحه قانون تجارت جدید، قبل از آزمون وکالت 95 امری بسییییییییییار بعید می باشد ، چون

    1. در حال حاضر لایحه قانون تجارت جدید، در کمیسیون قضایی مجلس در حال بررسی می باشد.

    2. در اسفند ماه امسال، انتخابات مجلس برگزار می شود و در خرداد ماه سال بعد، نمایندگان جدید وارد مجلس می شوند.

    3. بسیار بعید است که بعد از خرداد سال بعد هم این قانون با مواد قانونی بسیار، در مجلس جدید تصویب شود.

    4. در صورتی هم که این قانون با احتمال بسیار پایین تصویب شود، با توجه به اینکه این قانون زیر ساخت های فنی و تجاری می خواهد؛ متولیان امر برای لازم الاجراشدن آن زمانی بعد از آزمون را تعیین خواهند کرد.

    5. بنابراین با خیال آسوده قانون تجارت فعلی را مطالعه کنید.

    پاسخ:
    سلام؛ ممنونم بابت توضیحی که ارائه فرمودید؛ لطف کردید.
    سلام اهلیت موصی وموصی له درچه زمانی شرط است
    پاسخ:
    سلام. اهلیت در موصی در زمان وصیت شرط هست چون در این لحظه هست که نسبت به تملیک مال خودش تصمیم می‌گیره و ضرورتی نداره ک اهلیت موصی تا زمان فوت باقی بمونه. موصی‌له هم همین وضعیت رو داره و کافیه در زمانی که وصیت رو قبول می‌کنه اهلیت داشته باشه.
    سلام استاد تشکر باور بفرمایید اون مطالبو درمورد زبان مطالعه کردم /چندبار/ من معذرت میخوام ولی فقط اینو فهمیدم /زمانها و حروفه اضافه /میخواستم اگه مقدوره لطفآ مباحثه مهمتر رو با توجه به وقت ما نام ببرید .
    پاسخ:
    سلام. مباحث مهم همون‌ها هستند که عرض کردم؛ اگه باز سؤالی دارید بفرمائید.
    1. سلام استاد
    2. من قبلا کتاب های دکتر اسکینی رو در طول کارشناسی خوندم و تقریبا تسلط داشتم...الان برای ازمون وکالت به نظر شما اگه کتاب های کمک آموزشی(که البته خوب بودنشون رو چندین نفر از دوستانم که قبول شدن تایید کردن و خودم هم کتابای جزایی ش رو خوندم و خوب بودن)کفایت می کنه یا حتما باید کتاب های دکتر اسکینی دوباره ریز به ریز خونده بشن؟(نسبت به نظم ها من شدیدا آلرژی پیدا کردم اصلا نمی تونم سراغ نظم دمرچیلی و یا فرحناکیان برم حجم زیادش دلشوره میندازه به دلم)
    3. و اینکه به نظر شما چقدر امکانش هست که قانون تجارت تو این یک سال یک سال و نیم عوض بشه؟میترسم بخونم یهو!!!!!!!!!!!!! 
    4. چون واقعا سخته با این درصدا و معدلهایی که امسال و پارسال کانون مرکز داشته رتبه اوردن تو مرکز جزء رویاها شده!!!!!!!!!!هیچ کدوم از دوستانم قبول نشدن تهران...برای همین میترسم وقت بذارم برای تجارت یهو عوض بشه...
    5. ممنون از پاسخ گوییتون استاد گرامی
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. والا در این بخش از کامنت، جنابعالی ب نحوی همه‌ی فکت‌ها (داده‌ها) رو کنار هم چیدید ک من فقط یک نتیجه بگیرم اونم اینکه همون کتابای کمک آموزشی رو بخونید کافیه !!!!! اما متأسفانه من نمی‌تونم این نتیجه رو بگیرم !!!!! چون اون کتابا رو ندیدم و نمیتونم در موردشون نظر بدم، اگر خود جنابعالی کیفیت اون کتابا رو تأیید می‌کند با مسؤولیت خودتون اون کتابا رو بخونید و کتابای دکتر اسکینی رو بذارید کنار.
    3. عوض نمیشه.
    4. امیدوارم عرائض من رو دخالت در امورات شخصی خودتون تلقی نفرمائید و ناراحت نشید ولی باید خدمت جنابعالی عرض کنم بازم دارید همون اشتباه درس کار تحقیقی رو که با من داشتید و اسیر تجارب و گفته‌های دیگران شدید رو تکرار می‌کنید متأسفانه؛ جنابعالی خییییییییلی از کارها رو انجام دادید که دیگران فکر انجامش رو هم نمیکردن؛ پس دلیل نداره چون هیچکدوم از دوستانتون قبول نشدن شمام فک کنید قبولی توی کانون مرکز شده جزء رؤیاها !!!! توکل کنید ب خدا، با تلاشی ک من از جنابعالی سراغ دارم اگه همت کنید و نترسید دستیابی ب هیییییییچ هدفی دور از دسترس نیس.
    5. خواهش می‌کنم.

    Okay.thank you .
    Accordingly English grammar professional class, is not essential for Us.
    Thank you On the ocasional of your guidance.
    پاسخ:
    خواهش میکنم.
    درود استاد
    نص در اصطلاح حقوقی به چه معناست ؟؟
    پاسخ:
    سلام. ینی مطلبی که صریح در معنای مورد نظر هست و اجمال یا ابهامی نداره.
    با سلام.
    لطفا در موردمطلب شماره ی 68 الزامات خارج از قرارداد دکتر صفایی و دکتر رحیمی در مورد بیمه که توضیح دادن یکم نامفهوم و پیچیده است میشه در این مورد توضیح بدید.باتشکر
    پاسخ:
    با سلام ؛ ضمن عذرخواهی از جنابعالی بابت رد کردن درخواستتون ، باید عرض کنم سؤالاتی از این قبیل ک فلان مطلب یا فلان شماره رو به طور کامل توضیح بدید توسط من قابل پاسخگویی نیس ؛ این سؤال مبهم هست ؛ من الان نمیدونم کجاشو باید توضیح بدم ؟ ایشون در اون شماره سه صفحه مطلب آوردن و مطالب متعددی رو توضیح دادن؛ تصدیق می‌فرمائید ک منطقی نیس ک من شروع کنم از اول اون مطلب تا آخرش ، همه‌ش رو توضیح بدم چون هم وقت زیادی میبره و هم معلوم نیس اشکالی ک جنابعالی دارید دقیقن در کجای اون مطلب هست ؛ بنابراین از جنابعالی بابت بدون پاسخ گذاشتن سؤالتون عذرخواهی میکنم.

    ضمنن از جنابعالی درخواست دارم به نکته‌ی دهمی که در متن اصلی نوشتم مراجعه بفرمائید و اون رو رعایت کنید ؛ با تشکر.
    سلام ایامضطرمسئولیت مدنی دارد
    پاسخ:
    سلام ؛ در قانون مجازات اسلامی جدید بر خلاف قانون مجازات اسلامی سابق سخنی در مورد مسؤولیت مدنی مضطر گفته نشده و همین امر اختلافات دامنه‌داری رو در خصوص این موضوع ب وجود آورده. استادان صفایی و رحیمی معتقدن با توجه ب سکوت قانون جدید باید بر اساس اصل 167 قانون اساسی ب فقه مراجعه کنیم و در فقه هم مسؤولیت مدنی مضطر پذیرفته شده است مگر اضطرار از مصادیق احسان قرار بگیره ک دیگه در اون صورت شخص مضطری ک از باب احسان ب دیگران و برای رفع ضرر از اونها وارد عمل شده مسؤول نیست.

    مسؤولیت مدنی استادان صفایی و رحیمی ؛ شماره‌ی 107 ب بعد در چاپ جدید.
    1. باسلام.
    2. سوال:کتاب الزامات خارج از قرارداد دکتر صفایی و دکتر رحیمی در مورد نظریه های مختلفی که هست در مورد نظریه تقصیر و نظریه خطر و نظریه مختلط و نظریه نوعی یکم پیچیده و خسته کننده است و بنده در آخر متوجه نشدم که حقوق کنونی ایران از کدام نظریه استفاده میکنه؛خواهشا اگه میشه به طور مختصر بفرمایید که اگر در ازمونی تستی در این مورد طرح شد جواب صیح رو بزنیم،مثلا دکتر شهبازی در جواب تست1010یکجا میگه که حقوق ایران در مورد وسایل نقلیه موتوری مبتنی بر نظریه خطر است و در همون تست دوباره میفرمایند مسولئیت ناشی از تسبیب پیش بینی شده در قانون ایران مبتنی بر نظریه تفصیر است؛
    3. لطفا اگه میشه توضیح بدید اینکه فرق ماده ی 1 قانون مسولئیت مدتی با مواد328و330ق.م در چیست
    4. لطفا در مورد موضوع حقوق کنونی اینکه این نظریه هادر چه مواقعی استثنا هستد و در چه مواقعی استفاده میشوندتوضیح بدهید.باتشکر
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. حقوق ایران در موضوعات مختلف از نظریه‌ی واحدی پیروی نمی‌کنه ؛ مثلا در اتلاف بنا به نظر برخی از نظریه‌‌ی خطر بنا به نظر برخی دیگر از نظریه رابطه‌ی استنادی و در تسبیب بنا بر نظر دکتر کاتوزیان از نظریه‌‌ی تقصیر و بنا به نظر دکتر صفایی و دکتر رحیمی از نظریه‌‌ی رابطه‌ی استنادی پیروی کرده در موضوعات دیگه هم ب تناسب از یکی از نظریات مختلف استفاده کرده ؛ توصیه‌ی من اینه ک اگه در آزمونی از این دست سؤالات مطرح شد نزنید اون تست رو چون این احتمال هست ک نظر شما با نظر طراح سؤال هماهنگ نباشه و نمره‌ی منفی بگیرید و پاسخ‌های صحیحتون هم از دست بره.
    3. پاسخ این سؤال مفصل هست و موضوع دو جلسه از درس حقوق مدنی 4 من هست و متأسفانه اینجا بیان اون همه مطالب امکان‌پذیر نیست؛ با عرض پوزش از جنابعالی.
    4. رجوع بفرمائید به مطالبی که در شماره‌ی 2 عرض کردم.
    سلام شرط تحدیدوتشدیدمسئولیت درمسئولیت غیرقراردادی امکان دارد
    پاسخ:
    سلام ؛ والا با توجه ب اینکه جنابعالی نظر آقای کاتوزیان ملاک هست واستون ، آقای کاتوزیان همین دو سؤال رو بطور مشروح در کتاب خودشون (مسؤولیت مدنی) ضمن 20 صفحه مطلب توضیح دادن که خلاصه کردن همه‌ی فروض و شقوق و دادن یک پاسخ کپسولی الان واسه من مقدور نیس ؛ با عرض پوزش از جنابعالی اگر تمایل ب دریافت پاسخ دارید رجوع بفرمائید ب کتاب یاد شده شماره‌ی 389 ب بعد تحت عنوان اثر قراردادها در مسؤولیت مدنی.
    سلام استاد خوبید؟ چند تا سوال داشتم:

    1- ماده ی 8 قانون مدنی میگه اموال غیر منقولی که اتباع خارجه در ایران بر طبق عهود تملک کرده .... . میشه بگید منظورش از عهود دقیقا چه عهودی هست؟؟ چون قاعدتا بر اساس عقد و قرارداد نمیتونن مالک مال غیر منقول بشن!

    2- اون قسمن از ماده ی 21 ق.م که میگه" کارخانه هایی که نظر به طرز ساختمان جزو بنای عمارتی نباشد " ینی چه نوع کارخانه هایی میشه مثال بزنید؟

    ممنونم.
    پاسخ:
    سلام؛ پاسخگوی سؤال اول جنابعالی هستم در این وهله. جنابعالی ظاهرن از پرسید بقیه‌ی سؤالات اعلام انصراف فرمودید !!!!!!!!!!!!!!
    منظور معاهدات بین کشور ما و سایر کشورهاست ؛ مثلن ممکنه معاهده‌ای بسته بشه و ب اتباع خارجی کشوری به شرط معامله‌ی متقابل اجازه داده بشه ک در ایران مال غیر منقولی رو تملک کنن. عهود یعنی معاهدات بین المللی.
    متوجه شدم . مرسی
    پاسخ:
    خواهش میکنم.
    سلام دراداره فضولی مال غیر قراردادی که مدیرفضولی به نام مالک منعقدمیکند مدیرمسئول اجرای تعهداست یامالک؟
    پاسخ:
    سلام. 
    اگر مدیر در قرارداد به نام خودش وارد شده خودش در برابر طرف قرارداد مسؤول هست و بعد از ایفای تعهدات میتونه به مالک رجوع کنه و هزینه‌هایی ک پرداخته رو پس بگیره.
    اگر به نام مالک قرارداد بسته باشه مالک مسؤول هست مگر مدیر شخصاً اجرای تعهدات از طرف مالک رو ضمانت کرده باشه. 
    کتاب مسؤولیت مدنی استادان صفایی و رحیمی شماره‌ی یازده.
    سلام استاد شاهرخی . خسته نباشید .
    استاد من میخاستم در مورد گرامر زبان انگلیسی ازتون مشورت بگیرم .
    بنظر شما که هم آزمون ارشد دادین هم دکترا گرامر زبان در حد اعلا باید بلد باشیم
    یا دونستن همین زمان ها کفایت میکنه؟
    آخه یه کلاس گرامر هست که نمیدونم با توجه به اینکه کلاس دانشگاه هم میام و تقریبا وقتم پره
    برم یا نه . یعنی اصلا نیازه برای آزمون ها انقد گرامر یاد بگیرم یا نه .
    با تشکر .
    پاسخ:
    سلام ، مونده نباشید.
    پاسخ سؤالی ک مرقوم فرمودید رو سابقاً مفصلاً در اینجا عرض کردم ، اگر نخوندید این مطلب رو الان بخونیدش و اگر هم قبلاً اون رو مطالعه فرمودید بار دیگه - این بار دقیق‌تر - بخونید ، پاسخ خودتون رو خواهید یافت.
    سلام درزیرنویس2ماده4قانون تجارت درنظم کنونی دمرچیلی نوشته{درماده2لایحه اصلاح قسمتی ازق.تجارت معاملات اموال غیرمنقول توئسط شرکتهای سهامی به تبع شرکت اعمال تجاری تبعی محسوب میشود{دکتراسکینی ص68و69} امادر کتاب دکتراسکینی همچین مطلبی رانگفته وبه نظرم خلاف این راگفته ایامن اشتباه میکنم نظرشماچیه؟
    پاسخ:
    سلام ؛ بله دقت نظر شما قابل تحسین است ؛ منم سال‌ها قبل در حاشیه‌ی همین شماره توی کتاب دمرچیلی یادداشت کردم که آقای اسکینی همچین چیزی نگفته توی کتابش ؛ الان ک مراجعه کردم همون یادداشت رو دیدم. این قسمت از کتاب در نظم اشتباه هست.
    1. سلام استاد باتشکر از جوابتون
    2.  / از 24دی/منظورم این بود که خلاصه نویسی کردم این کتابای کاتوزیان وشمس واسکینی رو که البته اشتباه نوشته بودم ببخشید. 
    3. همین جای سوال برام داشت لااقل درصدام چرا بیشتر نشده اما الان میخواستم بدونم چه مباحثی در فقه رو باید اولویت بدم برای ارشد 
    4. وسوالم درمورده درسه زبان که میشه لطفا بفرماید چه مباحثی درگرامر مهمترند برای فهم جمله ودرنتیجه برای جواب به سوالاته ازمون ارشد چون وقته زیادی نداریم حاشیه نریم وقتمون تلف میشه
    5.  و سواله دیگم اینه که ایالازمه من که میخوام خصوصی شرکت کنم سوالای جزارو جواب بدم یعنی فقط باید منابع خصوصی رو جواب بدم یانه یا الان لازم نیست که اصلا چیز دیگه بغیر اینارو بخونم
    6. ....خیلی ممنونم استاد عزیز برای وقتی که گذاشتید.
    پاسخ:
    1. سلام ؛ خواهش میکنم.
    2. اختیار دارید ؛ موردی نیس.
    3. توی این مطلب به سؤالی ک بیان فرمودید قبلاً پاسخ داده شده.
    4. توی این مطلب به سؤالی ک بیان فرمودید قبلاً پاسخ داده شده.
    5. خیر ؛ فقط سؤالای خصوصی رو باید جواب بدید.
    6. خواهش میکنم.
    خیلی ممنون...
    پاسخ:
    خواهش میکنم.
    1. با سلام.
    2. اینکه قبل از نخستین رسیدگی پرونده قاضی مینویسه با توجه اینکه خواهان در جلسه حاضر نگردیده و جهت اثبات ادعای خویش دلیل و مدرک محکمه پسندی به دادگاه ارائه ننموده و لایحه ای نیز ارسال نکرده دادگاه مستندا به مواد1275ق.م و197ق.ا.د.م مصوب سال1279حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام میدارد.در صورتی که قاضی اشتباه کرده قبل از تاریخ اولین جلسه این پرونده رو باطل کرده.ایا این پرونده خود قاضی باید اصلاش کنه یا باید بره دادگاه تجدید نظر؟
    3. ایا امکان دارد دادگاه تجدید نظر نیز انرا رد کند؟
    4. اگه به فرض رد بشه خواهان دوباره میتونه با همین موضوع و همان خوانده اقامه دعوا کند؟؟
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. بموجب مستفاد از ماده‌ی 327 قانون آئین دادرسی مدنی قاضی بعد از صدور رأی نمیتونه رأساً رأی رو اصلاح کنه و باید به دادگاه تجدیدنظر ارسال کنه پرونده رو.
    3. خیر ؛ دادگاه تجدیدنظر رسیدگی میکنه.
    4. خیر امکان طرح مجدد دعوا وجود نداره.
    سلام چشم روزی یک سوال مطرح میکنم درضمن جواب سوال متون فقه روفهمیدم شما زحمت نکشیدممنون
    پاسخ:
    سلام ؛ ممنونم ک رعایت می‌کنید.
    1. ببخشید استاد، شماره ی 314 از قواعد عمومی قراردادها جلد 2، پاراگراف آخر رو میشه توضیح بدید!؟ متوجه ی منظورش نشدم!
    2. همچنین نمایندگی غیر مستقیم رو! 
    3. ممنونم.
    پاسخ:
    1. اگر نماینده، نمایندگی‌اش را در قرارداد مخفی کند در برابر طرف قرارداد موظف است تعهدات ناشی از عقد را انجام دهد، طرف قرارداد علاوه بر نماینده، می‌تواند برای مطالبه‌ی اجرای تعهدات قراردادی به اصیل (منوبٌ‌عنه) هم رجوع کند، مگر اینکه نماینده از حدود نمایندگی تجاوز کرده باشد. باز اگه سؤالی هست در این زمینه بفرمائید.
    2. منظور از نمایندگی غیر مستقیم اینه ک نماینده در برابرِ طرفِ قرارداد ، مسؤول هست و رابطه‌ی مستقیمی بین اصیل (منوبٌ‌عنه) و طرفی ک نماینده باهاش معامله کرده وجود نداره ؛ مث حق العملکار ؛ واضحه ؟
    3. خواهش میکنم.
    سلام باتوجه به متن {میراث الخنثی اذصارمشکلانصف النصبین}چنانچه ورثه یک دخترویک خنثی باشد وماترک72واحدسهم باشدسهم هرکدام چقدراست؟ جواب{خنثی42سهم ودختر30سهم}{ارشد81} استادچطور این جواب شده؟
    پاسخ:
    سلام ، با توجه ب اینکه در کامنتای بعدی بیان فرمودید ک پاسخ این سؤال رو پیدا کردید از ارائه‌ی پاسخ ، خودداری می‌کنم.
    سلام.
    استاد بابت پاسخ به سوالات بنده،هیچی جزء دعا از دستم بر نمیاد،از خداوند منان براتون دعا میکنم سلامت و تندرست باشی.
    سوال حقوقی:آقای (الف)با اقای (ب) چونکه دوست هستند با هم صحبت میکنند که در زیر مغازه(الف) یک مغازه لبنیاتی بزارند و باهم پول میزارن جنس میارن به طور مساوی،و بحث کرایه مغاره پیش میاد و در منزل اقای الف هستد و پدر و مادر و برادر اقای الف نیز حضور دارن و الف میگه کرایه مغازه هم ماهی 500هزار تومان فعلا یک سال باهم کار بکنیم بینم چی میشه؛بعد اقای ب میگه دیگه قراردا نمیخواد باهم قبول میکنند و فردای همون روز میرن سره مغازه و قرار بر این میشه که هر روز عصر مخارجو از پول جدا میکنند از جمله پدل جنس و پول کرایه مغازه و مابقی را نصف میکنن تا بعد از6ماه اقای ب یکنفر رو میاره مغاره و تا دوسه روز حساب کتاب یادش میده و خودش میره و و آقای ب به اقای الف که ا هم شریک هستند نمیگه که این کیه(فقط اینکه این اقای که ب اورده اقای ب پول خوشو از این آقا گرفته و با توجه و فشار اوردن این آقا ب مجبور میشه که اونو بیاره جا خودش)و در این میان آقای ب میره و چهار روز بعد اقای ب به آقای الف زنگ میزنه میگه بیا باهم حساب کتاب بکنیم؛و اقای الف در جواب میگه حساب کتاب چیه هر چی هست دیگه همون اقای که اوردی همون اقا که اوردی اون سهم تو را میبره بعد اقای ب میگه خوب دیگه عیب نداره بده به اونو تا 6ماه دیگه اقای الف به همون اقای که ب اورده با هم کار میکنند،تا این اینکه اقای الف میگه امسال کرایه مغازه میشه800هزار و آقای ب که خودشو صاحب نصف میدونه میگه کرایه گرونه بعد الف میگه یا سهم منو بخر یا سهم خودتو بفروش بعد از چانه زدن وفرستادن ادم زیاد برای توافق را به جایی نمیرسه.تا اینکه الف سهم خودشو میفروشه به یه نفر دیگه و قرارداد جدید بابت همون مغازه با یک نفر دیگه اجاره میده و همون مستاحپجر جدید میگه همه چیز با من که در اجناس ب غضب میکنم من عهد دار هستم.

    حالا ب شکایت کرده و گفته که اقای الف تا زمانی که باهاش بودم به من پول داده و الف میگه تو یه نفر اوردی به جای خودت اون وکیل و وصی شما بوده آیا اقای الف در این مورد میتونه مسیول هست با نه؟؟
    اقای الف میگه کی گفته مدت اجاره مغاره یک سال بوده آیا در این مورد که قراردادی نیست و با توجه به حرفهای که ب در خونه الف پیش برادر و پدر الف شخصی که اقای ب اورده تحت هیچ شرایط به اقای الف ربط نداره و این شخص ثالث میگه آره من بعد از اقای ب پول بردم ولی پولی که بردم به عنوان حق کارگری خودم بوده؛در صورتی که این شخص سوم و اقای ب با هم پسر عمو هستند این طرفندهارو دراوردن،ولی در این مدت 6ماه که اقای الف به این شخصی که ب اورده هروز در پیش پدر الف هر چی ان روز دشت کردن نصف شده و هر کدام از الف و این شخص سهم خو را بردن،حالا این شخص منکر است ور صورتی که طبق کلام خدا سهم خود را برده ایا الف میتونه بگه چون در این مغازه پدرم هروز بوده که این شخص به عنوان سهم پول برده به شهادت پدر استناد کنه و حتی پدر قسم بخوره که اینطور بوده؟؟
    پاسخ:
    سلام ؛ ممنونم از دعای خیر جنابعالی.
    اجاره‌ی محل کسب ، اگه به طور شفاهی واقع بشه در صورت اثبات ، (با گواهی دو شاهد یا گواهی یک شاهد ب انضمام سوگند مدعی) مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 خواهد بود ، در قانون سال 56 هم بر اساس ماده‌ی ده ، مستأجر حق انتقال اجاره ب غیر رو نداره مگر این حق ، صراحتن ب او داده شده باشه ، و با توجه ب اینکه این حق ب مستأجر داده نشده او حق انتقال ب غیر رو نداشته ، اگر کسی ک بجای مستأجر اومده مدعی است ک اونچه گرفته سهم شراکت نبوده بلکه اجرت بوده ، باید بر اساس نظریه‌ی کارشناس اجرت عملش محاسبه شده ، هر مبلغی ک اضافه بر اجرت عمل گرفته رو پس بده.
    با سلام.
    سوال:اگه قاضی یک پرونده قبل از اولین جلسه دادرسی به اشتباهی رای صادر کنه و پرونده را مختومه کنه،ان پرونده چی میشه؟
    ایا قاضی میتونه دوباره رای را اصلاح کنه؟
    یا اینکه باید این پرونده بره دادگاه تجدید نظر؟
    ایا خوانده میتوانده با توجه به ماده ی 84ق.آ.د.م استناد کنه در مورد پرونده ای که علت مختومه شدن ان اشتباه قاضی بود؟؟
    پاسخ:
    سلام ، متوجه منظور جنابعالی از « مختومه » کردن نشدم ، منظور خودتونو توضیح بفرمائید تا امکان پاسخگویی دقیق ، فراهم بشه. منظور جنابعالی اینه ک قاضی دادگاه در ذیل رأی بنویسه « این رأی ، قطعی است » ؟
    سلام استاد دو تا کامنت من نرسیده خدمتتون؟ یکی اینجا فرستادم یکی ذیل پست قبولی یکی از بازدید کنندگان در کانون
    پاسخ:
    سلام ، رسید و پاسخ دادم ، با عذرخواهی از جنابعالی بابت تأخیر در پاسخگویی.
    سلام استاد .در مورد متون حقوقی یه سوال دارم . در مورد تفادت defematin و افترا و توهین ، این تفاوت ها توی حقوق کامن لوست یا تفاوتش با حقوق ماست ؟
    پاسخ:
    سلام ، تفاوتی ک بیان شد تفاوت defamation در حقوق کامان لو با افترا و توهینی ست ک در حقوق ماست. با توجه ب نزدیک بودن امتحان این درس ، این کامنت در اولویت پاسخگویی قرار گرفت ، از سایر بازدیدکنندگانِ محترمی ک کامنت خودشونو قبل از این کامنت ارسال کردن اما ب کامنتاشون هنو جواب داده نشده عذرخواهی میکنم.
    سلام استاد
    در صورتی که یک فرد ضامن یک چک شده باشه ... آیا فقط این ضمانت نسبت به مبلغ ذکر شده در چک هست یا خسارت تاخیر تادیه هم مشمول اون میشه؟
    اگرمشمول میشه از چه تاریخی هست؟
    ممنون از پاسخگوییتون
    پاسخ:

    متن پرسش :
    با توجه به مقررات مواد ۲۴۹ و ۳۱۴ و ۳۱۵ قانون تجارت و ماده ۵۲۲ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی آیا دعوی مطالبه خسارت تأخیر تأدیه علیه ضامن و ظهرنویسان چک قابل استماع می‌باشد یا خیر؟

    متن پاسخ :
    با توجه به ماده ۲۴۹ (۱) قانون تجارت درخصوص مسؤولیت تضامنی متعهدین برات و ماده ۳۱۴(۲) همان قانون که تصریح نموده، مقررات راجع به بروات درخصوص ضمانت صادرکننده و ظهرنویس‌ها و اقامه دعوی ضمان شامل چک نیز می‌شود، همچنین با توجه به ماده۵۲۲(۳) قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ که امکان مطالبه خسارت را در دعاوی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج باشد با شرایطی مقرر داشته، در فرض استعلام، با تحقق شرایط مذکور در مقررات مربوط (مانند گواهی عدم پرداخت ظرف پانزده روز از بانک محال علیه که در ماده۳۱۵ (۴) قانون تجارت مقرر گردیده)، دارنده چک می‌تواند خسارات تأخیر تأدیه را از کلیه مسؤولین سند اعم از صادرکننده، ضامن و ظهرنویس حسب مورد مطالبه نماید.

     [ نظریه شماره۸۸۸۱/۷ ـ ۲۶/۱۱/۱۳۸۳ اداره کل امور حقوقی و اسناد قوه قضائیه ]

    قاعدتن چون مسؤولیت ضامن ، حسب ماده‌ی 249 قانون تجارت ، تضامنی هست ، و چون در نتیجه‌ی این تضامنی بودن ، ذمه‌ی ضامن ب همون میزان ذمه‌ی مضمونٌ عنه مشغول هست ، از تاریخ مطالبه از مضمونٌ عنه ، خسارت تأخیر تأدیه از ضامن قابل مطالبه هست ؛ منتها در روابط شخصی بین ضامن و مضمونٌ عنه ، ضامن میتونه اون قسمت از خسارت تأدیه‌ای ک ب علت تعلل مضمونٌ عنه در ادای دین مجبور شده بپردازه ، از مضمونٌ عنه مطالبه کنه. . و الله اعلم.


    { پی نوشت‌ها :

    ۱ـ ماده۲۴۹ـ برات دهنده، کسیکه برات را قبول کرده و ظهرنویسها در مقابل دارنده برات مسئولیت تضامنی دارند دارنده برات در صورت عدم تأدیه و اعتراض می‌تواند به هر کدام از آنها که بخواهد منفرداً یا به چند نفر یا تمام آنها مجتمعاً رجوع کند، همین حق را هر یک از ظهرنویسها نسبت به برات دهنده و ظهرنویس‌های ماقبل خود دارند. اقامه دعوی بر علیه یک یا چند نفر از مسئولین موجب اسقاط حق رجوع به سایر مسئولین برات نیست اقامه کننده دعوی ملزم نیست ترتیب ظهرنویسی را از حیث تاریخ رعایت کند ضامنی که ضمانت برات‌دهنده یا محال‌علیه یا ظهرنویسی کرده فقط با کسی مسئولیت تضامنی دارد که از او ضمانت نموده است.

    ۲ـ ماده۳۱۴ـ صدور چک ولو اینکه از محلی به محل دیگر باشد ذاتاً عمل تجاری محسوب نیست لیکن مقررات این قانون از ضمانت صادرکننده و ظهرنویسها و اعتراض و اقامه دعوی و ضمان و مفقودشدن راجع به بروات شامل چک نیز خواهدبود.

     ۳ـ ماده۵۲۲ ـ در دعاوی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج بوده و با مطالبه داین و تمکن مدیون، مدیون امتناع از پرداخت نموده، در صورت تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار دادگاه با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌گردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد مگر اینکه طرفین به نحوه دیگر مصالحه نمایند.

    ۴ـ ماده۳۱۵ـ اگر چک در همان مکانی که صادر شده است باید تأدیه گردد دارنده چک باید در ظرف پانزده روز از تاریخ صدور وجه آنرا مطالبه کند و اگر از یک نقطه به نقطه دیگر ایران صادر شده باشد باید ظرف چهل و پنج روز از تاریخ صدور چک مطالبه شود. اگر دارنده چک در ظرف مواعد مذکوره در این ماده پرداخت وجه آنرا مطالبه نکند دیگر دعوی او برعلیه ظهرنویس مسموع نخواهدبود و اگر وجه چک به سببی که مربوط به محال علیه است از بین برود دعوی دارنده چک بر علیه صادرکننده نیز در محکمه مسموع نیست. }

    1. سلام
    2.  ابرا مکره وصغیرممیزوسفیه باطل است یاغیرنافذ؟
    3. وخیارشرط درابرا راه دارد
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. در خصوص مکره نظر آقای کاتوزیان بر غیر نافذ بودن ابراء هست و این نظر رو قوی‌تر اعلام میکنن (ایقاع ، شماره‌ی 222).
    3. در خصوص محجور ، ب نظر باطل میاد ، چون سرپرست او هم نمیتونه تنفیذ کنه ، ب این علت ک ب ضرر محجور هست. بجز در موارد بخشش‌های ناچیز مث ماده‌ی خوراکی یا اسباب بازی ک صغیر ممیز ب کسی ببخشه.
    4. خیار شرط در ابراء نیست ، چون دینی ک ساقط شد اعاده نمیشه ، اما باید توجه داشت ک اصل ابراء صحیح هست منتها خیاری ک در اون شده باطل هست. (ایقاع ، شماره‌ی 241).
    5. از جنابعالی درخواست دارم بخاطر اینکه مورد اعتراض بقیه‌ی بازدیدکنندگانِ محترم وبلاگ قرار نگیریم قاعده‌ای ک در این وبلاگ وضع شده رو رعایت بفرمائید و در هر وهله فقط یک سؤال رو مطرح بفرمائید ، درسته ک هم در مورد اقاله و هم در مورد ابراء سؤالاتی ک در هر وهله مطرح فرمودید راجع ب یک موضوع بود اما در واقع هر سؤال یک سؤال جداگانه ب حساب میاد و نیاز ب تفکر و جستجوی مجزا داره. پیشاپیش بخاطر رعایت این نکته ممنونم از جنابعالی و عذرخواهی میکنم.
    1. سلام
    2.  اگرکسی راوادار به اقاله کنند ایا رضایت بعدی مکره عقدرانافذمیکند
    3. واقاله سفیه وصغیرممیز غیرنافذاست یاباطل
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. اکراه در اقاله نیز راه دارد زیرا اقاله ماهیتا عقد است و مکره میتواند پس از زوال کُره اقاله را تنفیذ نماید.
    3. بستگی ب ماهیت عملی داره ک قراره اقاله بشه ، اگر تملک رایگانی از سوی سفیه یا صغیر ممیز یا سرپرست اونها صورت گرفته باشه ، چون اقاله‌ی این عقود ، ب ضرر شخص هست از سوی سفیه یا صغیر ممیز امکانپذیر نیست و چون چنین اقاله‌ای ب مصلحت محجور نیست سرپرست هم نمیتونه تنفیذ کنه پس بناچار باطل خواهد بود  ، اما همه جا همین حکم جاری نیست ، مثلن در اموری ک صغیر ممیز یا سفیه میتونه وکالتی رو قبول کنه ، در اقاله‌ی اون وکالت هم اهلیت داره. (قواعد عمومی، ج 5، شماره‌ی 859)
    1. سلام بر استاد عزیز / امیدوارم حالتون خوب باشه
    2. نه مثله من چون بااینکه کلی تلاش کردم به نتیجه نرسیدم ورتبه وکالتم شده 377 در حالی که درطی دوماه شبانه روز خلاصه نویسی خوندن زیاد این درسهای مدنی/28درصد/ودادرسی مدنی/40/وتجارتم هم/40/ اخرش هیچی 
    3. نمیدونم چرا ولی شاید چون تست کار نکردم
    4.  ازاین نگرانم که با یه برنامه ریزی اشتباه ازمون ارشدو هم ازدست بدم 
    5. توصیه های شما روخوندم /زبان ومتونه فقه/البته من نمیتونم برم به کلاس اموزش گرامر و در نتیجه نرم افزارهای اموزشی روانتخاب کردم نمیدونم شاید اونم جواب نده ولی چاره ای ندارم امیدوار بودم که شاید شما راهنمایم کنید واگر موافقید نرم افزار بهتری معرفی کنید
    6. اما کتابه متونه فقه به جز اونهای که در قم یافت میشه چیزدیگه ای معرفی میکنید که درخرم اباد یافت بشه /کتاب اقای شیروانی چطوره/ 
    7. مسعله مهم اینه که باتوجه به زمانه 4تا5 ماهه من چه کتاب های بخونم باچه برنامه ریزی که در یکی از رشتههای خصوصی یا تجارته بین الملل قبول شم .
    پاسخ:
    1. سلام ؛ ممنونم.
    2. اولاً دو ماه خیلی کمه و طبیعی هست قبول نشید ؛ ثانیاً عامل عدم موفقیت جنابعالی اکتفا کردن ب مطالعه‌ی کتب خلاصه نویسی شده بوده ؛ باید منابع اصلی ، مشروح و مفصل رو مطالعه بفرمائید وگرنه متأسفانه دورنمای روشنی واسه آزمون ارشد هم وجود نخواهد داشت واستون.
    3. تست کار کردن هم البته مهمه ؛ ولی از نظر من عامل اصلی عدم موفقیت جنابعالی همون بوده ک عرض کردم.
    4. اگر اشتباهات خودتون رو اصلاح نفرمائید متأسفانه ممکنه همین طور هم بشه.
    5. والا نرم‌افزار بهتری سراغ ندارم.
    6. اگر نخاید اون کتاب رو بخونید و دسترسی بهش نداشته باشید بقیه‌ی کتب رو من اطلاعی ندارم ؛ چون دقیق ، مطالعه‌شون نکردم و نمیتونم نظر بدم.
    7. بستگی به سطح معلومات جنابعالی داره ؛ اگر معلوماتتون با توجه به درصدهای آزمون وکالتی ک بیان فرمودید در حد قابل قبولی نیس باید وخت بگذارید و منابع اصلی و مشروح رو مطالعه کنید ولو ک وخت‌گیر و زمان‌بَر هم باشه ؛ غیر از این چاره‌ای ب نظر من نمیرسه متأسفانه.
    سلام بنده بابت هشت میلیون بدهی اپارتمانم را به عنوان مال معرفی کردم و ملک بنده در مزاییده به فروش رفته قصد ابطال دارم با مطرح کردن این ایرادات ایا موفق میشوم. مزایده سى و یکم شهریور انجام شده با ده درصد مبلغ وپنج روز بعد با همان مبلغ تنفیذ شده ا
    ومابقی پول هم تا پایان یک ماه ریخته شده بنده به بهانه ی تنفیذی که باید در پایان مزاییده انجام میشد اما پنج روز بعد وفقط با پرداخت ده درصد انجام شده میتوانم مزاییدم را با گرفتن این ایراد شکلی باطل کنم
    پاسخ:
    سلام ، متأسفانه من در نصوص قانونی مربوطه ، مخصوصاً قانون اجرای احکام مدنی ، نص خاصی پیدا نکردم ک بیان کرده باشه تنفیذ باید حتماً در پایان همون مزایده صورت گرفته باشه ، اگر منظور جنابعالی از اصطلاح « تنفیذ » همون تنظیم صورتجلسه در پایان امر مزایده هست ، بله ، صورتجلسه‌ی مزایده باید در پایان امر مزایده تنظیم بشه و عدم تنظیم اون تخلف هست و به موجب ماده‌ی 143 قانون اجرای احکام مدنی میتونه از موارد عدم احراز صحت جریان مزایده باشه. اگه احراز بشه که صورتجلسه ، مطابق ماده‌ی 141 قانون اجرای احکام مدنی تنظیم نشده دادگاه حسب ماده‌ی 143 همون قانون میتونه از صدور دستور انتقال سند خودداری کنه.
    سلام بنده بابت هشت میلیون بدهی اپارتمانم را به عنوان مال معرفی کردم و ملک بنده در مزاییده به فروش رفته قصد ابطال دارم با مطرح کردن این ایرادات ایا موفق میشوم. مزایده سى و یکم شهریور انجام شده با ده درصد مبلغ وپنج روز بعد با همان مبلغ تنفیذ شده ا
    ومابقی پول هم تا پایان یک ماه ریخته شده بنده به بهانه ی تنفیذی که باید در پایان مزاییده انجام میشد اما پنج روز بعد وفقط با پرداخت ده درصد انجام شده میتوانم مزاییدم را با گرفتن این ایراد شکلی باطل کنم
    سلام استاد درکمال صداقت به امراقای شاهرخی منابع مطالعاتی بنده حقیر:
    1}حقوق مدنی:من کتابهای نظم کنونی ودرسهایی ازعقودمعین 1و2 دکترکاتوزیان و حقوق خانواده دکترصفایی وجزوه ارث دکترشهبازی روخوندم وCDمدنی دکترشهبازی روخریدم وگوش دادم که برای کسایی که پایه ضعیفی دارند عالیه وتست دکترشهبازی
    2}ایین دادرسی مدنی:من فقط جلد1و3بنیادین وجلد2پیشرفته دکترشمس روخوندم وقانونهای خاص مثل دیوان عدالت اداری واجرای احکام وخانواده وشورای حل اختلاف روخوب خوندم وتست ساده سازفرحناکیان خوندم که عالیه وتسلط به قانون خیلی مهمه
    3}حقوق تجارت:من فقط ساده ساز فرحناکیان که هم توضیح وهم تست بود رو خوندم ومتاسفانه کتابهای دکتراسکینی روکامل نخوندم البته سوالات امسال تجارت پراز ایراد بود ویک سوال اختلافی هم دادن ودو سوال هم که حذف شد اماجدیدا کتاب اسناد دکترکاویانی میخونم بنظرم عالیه وتسلط به قانون خیلی مهمه
    4}اصول استنباط:حتما اول اصول فقه دانشگاهی روبخونید بعدکتاب مرحوم ابولحسن محمدی درس اصول یادگرفتنیه نه حفظ کردنی وبسیارشیرین وبه دردبخور برخلاف نظربعضیها درس سختی نیست وتست دکترشهبازی
    5}حقوق جزا:من فقط خودقانون وقانون یارچتردانش روخوندم وتست فقط تستهای ارشد و وکالت وقضاوت92به بعد رو زدم ودیگرهیچ
    6}ایین دادرسی کیفری:من کتاب نکته های دکترخالقی روخوندم وهیچ تستی هم نزدم و تسلط به قانون مهمه و باید قانون خوانی جز برنامه روزانتون باشه درهمه درسها
    7}ودراخر اینکه دقت سرجلسه ازمون خیلی مهمه من خودم اگردقت میکردم راحت ا.د.م وا.د.ک رو 100 میزدم ورتبم بهتر میشد من انصافا فقط همین منابع رو خوندم البته کمک حافظه های مدنی و تجارت وایین مدنی هم خوندم که برای مرور روزای اخر بدنیست
    پاسخ:
    سلام ؛ خبری ک امشب ب من دادید مبنی بر قبول شدنتون در آزمون وکالت با این رتبه‌ی خوب ، اووووونقد شادم کرد ک رنگِ امشب منو ب کللللی عوض کرد و امشب از یه شب معمولی تبدیل شد ب یه شب خاطره‌انگیز ک همیشه در ذهنم خواهد موند. از شما سپاس‌گزار هستم و براتون توی همه‌ی مراحل زندگیتون سلامت ، موفقیت و در پایان زندگی ، عاقبت ب خیری رو از درگاه خدا مسئلت دارم. امیدوارم بازم اینجا در این وبلاگ با ما باشید و بمونید. مطالبی رو ک زحمت کشیدید و ارسال کردید اینجا گذاشتم توی یه مطلب جداگانه.
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    *****************************************************************************************************
    پاسخ:
    من سخت مشغول نوشتن طرق ارسال کارنامه بودم ک زحمت کشیدید و فرستادید ؛ دریافت کردم ؛ ممنونم.
    در مورد منابع و شیوه‌ی مطالعاتی هم لطف کنید ضمن یه کامنت ، اونا رو واسم بنویسید و از همون طریق معمول ک همیشه کامنت میذارید واسم ارسال کنید ، زحمتتون هم میشه ، با تشکر فراوون از جنابعالی.
    سلام واقعا وبدون تعارف بهترین هدیه ای که برای ازمون گرفتم تبریک ومتن زیبای شمابود واقعا باعث افتخارمن بود وحتما کارنامه رو دراختیارشما قرارمیدم ومنابع مطالعاتی اما ازچه طریقی
    پاسخ:
    سلام. ممنونم از نظر لطفتون و ممنونم ک قبول کردید اطلاعات رو در اختیار من بذارید.
    در مورد منابع و شیوه‌ی مطالعاتی هم لطف کنید ضمن یه کامنت ، اونا رو واسم بنویسید و از همون طریق معمول ک همیشه کامنت میذارید واسم ارسال کنید ، زحمتتون هم میشه ، با تشکر فراوون از جنابعالی.
    سلام به لطف خدا تونستم رتبه4 کانون خوزستان کسب کنم بازهم ازشماممنونم انشالله همیشه شماوخانواده محترم سلامت باشید
    پاسخ:
    سلام ؛ بسیار بسیار خوشحالم کردید ؛ از عصری ک نتایج اعلام شدن همه‌ش منتظر بودم ببینم چکار کردید ؛ این مطلب رو هم نوشتم هدیه ب شما. اگر براتون امکانپذیره و خودتون هم تمایل دارید تصویری از کارنامه‌ی خودتون رو در اختیار من بذارید تا برای اینکه بچه‌ها با درصدهای افراد موفق آشنا بشن ، بذارم توی وبلاگ ؛ البته در صورتی ک خودِ جنابعالی ، تمایل ب این کمک ب بچه‌ها داشته باشید. از نظر من اجباری در کار نیس و یه دفه خدای ناکرده گیر نکنین توی رو در واستی !!! اگر براتون ممکن بود لطف کنید لیست منابعی رو هم ک مطالعه فرمودید برای آزمون وکالت ، در اختیار من قرار بدید ک منتشر کنم ؛ ب هر حال جنابعالی الان ب وضعیت فعلی آزمون اشراف بیشتری دارید نسبت من که حدود ده سال پیش آزمون دادم.
    1. سلام
    2.  درمعامله به قصدفرارازدین ایاباید طلب حال باشد یابه استنادطلب موجل هم میتوان عدم قابلیت استناد معامله مدیون رادرخواست کرد؟
    3. وایالازم است طلب مقدم بر معامله به قصدفرارازدین باشد؟
    4. اقای شاهرخی چون من برای ارشدمطالعه میکنم لطفانظردکترکاتوزیان رابگویید
    5. بهرحال عذرمیخام
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. استاد کاتوزیان معتقد هستن طلبکاری هم ک طلبش مؤجل هست میتونه از دادگاه بخاد ک معامله‌ی مدیون رو نسبت ب او غیر قابل استناد اعلام کنه ، چون دین مؤجل هم حقی است مسلّم ، جز اینکه اجرای اون بایستی ب تأخیر بیفته و حق مؤجل با حق معلق متفاوت هست (قواعد عمومی قراردادها ، ج 2 ، ش 455) ، آقای صفایی در این زمینه نظرشون مخالف نظر استاد کاتوزیان هست. (قواعد عمومی قراردادها ، صفحه‌ی 149 ، پاراگراف آخر).
    3. بله ، طلب حتمن باید قبل از معامله وجود داشته باشه ، چون اگه هنوز دینی وجود نداره ، فرار از اون دین هم معنایی نداره ، با وجود این استاد کاتوزیان گفتن اگه ثابت بشه ک مدیون پیش از تحقق طلب ، برای فرار از دینِ آینده زمینه‌سازی کرده ، اون معامله‌ای ک حتا قبل از ایجاد طلب انجام شده هم غیر قابل استناد خواهد بود. ( قواعد عمومی قراردادها جلد دوم ، شماره‌ی 456.)
    4. تا جایی ک برای من امکانش فراهم باشه ، چشم.
    5. خواهش میکنم.
    سلام کسی چک رابه بانک ارایه میدهد وبانک مشخصات اوراپشت چک قیدمیکند اماشخص پس ازفهمیدن ازبلامحل بودن چک وبدون گرفتن گواهی عدم پرداخت چک را به دیگری انتقال میدهد ایا این شخص میتواندگواهی عدم پرداخت بگیرد وشکایت کیفری کند؟واینکه اولین مراجعه کننده به بانک کدام است؟
    پاسخ:
    سلام. والا در این مورد نظرات مختلفه.  این مسأله ، هم در کتاب جرائم علیه اموال آقای میرمحمد صادقی بحث شده و هم در کتاب در نظم دمرچیلی ، چون مطلب مفصله و رونویسی از دلائل موافقین و مخالفین هر نظر هم به دلیل مُطَوّل بودن بحث ممکن نیس جواب جنابعالی رو ارجاع میدم ب همون کتب ، مخصوصن کتاب در نظم دمرچیلی ، مطالب ذیل ماده‌ی یازده قانون صدور چک ، شماره‌ی دو تحت عنوان « تشخیص اولین مراجعه‌کننده ب بانک » ، ب نظر میرسه همین که بانک اسم شخص رو پشت چک قید میکنه باعث میشه اون شخص بشه اولین مراجعه کننده و انتقال بعدی ب صراحت ماده‌ی یازده باعث سقوط حق اقامه‌ی دعوای کیفری میشه ، این تفسیر با اصل تفسیر ب نفع متهم در امور جزائی هم سازگارتر هست ؛ البته مخالفین ، نظر دیگری دارن ک میتونید ب منابعی ک عرض کردم مراجعه بفرمائید و دلائل اون‌ها رو ببینید.
    سلام نتایج وکالت اعلام نشده حتما به محض انتشار خدمتتان عرض میکنم
    پاسخ:
    سلام ، ممنونم از جنابعالی.
    سلام کدام یک ازمعاملات زیر صحیح است؟1 صلح یکی ازدو واحداپارتمان بامشخصات معلوم 2فروش صدکیلوبرنج 3فروش یک سال محصولات باغ 4 فروش یکی ازصندلیهای تولیدی یک روزکارخانه
    پاسخ:
    سلام. 
    در مورد گزینه‌ی اول ، هیچیک از حقوقدانان بجز استاد امامی صراحتن متعرض بحث لزوم یا عدم لزوم معین بودن موضوع در عقد صلح نشدن ، آقای امامی در جلد دوم کتاب خودشون صفحه‌ی 408 بیان میفرمایند : « ﻣﻮﺭﺩ ﺻﻠﺢ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻌﻴﻦ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﻣﻌﻴﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻃﺒﻖ ﺷﻖ 3 ﻣﺎﺩۀ «190» ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺋﻂ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺻﺤﺖ ﻫﺮ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻥ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺷﻴﺌﻰ ﺭﺍ ﺑﻄﻮﺭ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﻮﺭﺩ ﺻﻠﺢ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ » ؛ بر این اساس ، بنا بر قبول نظر ایشون ، گزینه‌ی یک اشتباهه.

    در مورد گزینه‌ی دوم اگر فرض کنیم منظور از صد کیلو برنج ، صد کیلو برنج کلی هست ، (چون اشاره ب معین بودن موضوع فروش نشده ، لاجِرَم باید چنین تصور کنیم ک منظور ، فروش مال بصورت کلی هست) در این صورت فروش مال کلی بدون ذکر اوصاف ، باعث بطلان معامله خواهد بود.

    در مورد گزینه‌ی سوم چون محصولات باغ ، چون از قبل ، بطور تفصیلی مقدارش معلوم نیست و این عقد ( عقد بیع ) هم از عقودی نیست که علم اجمالی در اون کافی باشه ( ماده‌ی 216 قانون مدنی ) پس این عقد بیع هم باطل خواهد بود.

    در مورد گزینه‌ی چهارم ، با توجه ب اینکه صندلیای تولید یک کارخانه ، مال مثلی محسوب میشه ، فروش اون بصورت کلی در معین صحیح هست ، بنابراین ب نظر میرسه گزینه‌ی صحیح ، همین گزینه‌ی چهارم باشه.

    با سلام
    آیا دعوی اعسار سارق نسبت به اموال مسروقه قابل استماع است
    پاسخ:
    سلام ، ب موجب صریح ماده‌ی 22 قانون جدید نحوه‌ی اجرای محکومیت‌های مالی ، پاسخ مثبت است.
    با سلام خدمت شما،
    اجرکم عندالله
    در دعوای کیفری ترک انفاق همسرم، بدون اینکه جلسه تفهیم اتهام به نحو صحیحی انجام بشود (احتمالا به سبب سفارش بستگان ذینفوذ همسرم) نهایتا به ناحق برای بنده کیفرخواست و جلب به دادرسی صادر شده است (قرار کفالت قبلا صادر شده بود).
    این در حالیست که ایشان در زمان طرح دعوا در منزل سکونت داشته و زمانیکه موفق به گرفتن حکم تامین خواسته برای استرداد جهیزیه و بردن اثاثیه منزل ، اقدام به ترک نموده اند، همچنین بنده سه قبض پرداخت نفقه ماهیانه در این مدت به مبلغ 250هزار تومان(تابستان 94) هم به دادسرا ارائه کرده بودم.
    خواستم ببینم که در صورت محکوم شدن در دادگاه آیا بنده را میفرستند زندان یکراست؟
    یا اینکه قابل تبدیل به جزای نقدی خواهد بود؟
    (التزام به تمکین رو هم متاسفانه نمیدونستم چیه اون زمان و نرفتم دنبالش)
    پاسخ:
    سلام. 
     ب موجب ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 : 

    « هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می نماید. »

    همچنین ب  موجب ماده‌ی ۶۶ قانون مجازات اسلامی مصوب 92 : 

    « مرتکبان جرایم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آنها نود و یک روز تا شش ماه حبس است به جای حبس به مجازات جایگزین حبس محکوم می گردند مگر اینکه به دلیل ارتکاب جرم عمدی دارای سابقه محکومیت کیفری به شرح زیر باشند و از اجرای آن پنج سال نگذشته باشد .... »

    نتیجه اینکه جنابعالی در صورتی که به طور قطعی محکوم هم بشید اگه قبلاً سابقه‌ی کیفری نداشته باشید دادگاه بر اساس ماده‌ی 66 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 مجبوره مجازات حبس رو تبدیل کنه و در هر حال جنابعالی رو ب زندان نمی‌برن. 
    سؤال تکمیلی‌ای اگه در این خصوص دارید ب متخصصین رشته‌ی حقوق جزا مراجعه بفرمائید لطفا ، چون با توجه ب توضیحی که در نکته‌ی شماره‌ی سوم عرض کردم از پاسخ ب سؤالاتی ک در زمینه‌ی حقوق کیفری هست معذورم. با عرض پوزش از جنابعالی.
    با سلام خدمت استاد گرامی قردا امتحان داریم واین سوال در امتحان می آید لطفا دستگیری کنید:
    آیا بندهای دوم و ششم ماده 84ق .آد.م در خصوص ایرادات سبق دعوی و امر مختومه شامل دعوی خارجی در جریان و یا حکم قطعی خارجی هم می شود یا خیر ؟
    پاسخ:
    سلام ؛ سؤالات امتحانی ک هنوز برگزار نشده چطوری ب دست جنابعالی رسیده ؟
    ب هر حال ، با عرض پوزش بابت رد کردن درخواستتون ، باید عرض کنم ب دلیل اون مطالبی ک در نکته‌‌ی چهارم ، عرض کردم ، از پاسخگویی ب این سؤال معذور هستم.
    1. سلام و عرض ادب
    2. جناب شاهرخی من قراره تو کنکور ارشد سال 95 شرکت کنم
    3. ولی یه سوال دارم شاید بنظرتون خنده دار باشه!
    4. من میخوام همزمان تو کنکور سراسری تو دو گرایش شرکت کنم (حقوق بین الملل و جزا و جرم شناسی) اصن میشه تو آزمون کارشناسی ارشد سراسری همزمان برای چند گرایش امتحان داد ؟
    پاسخ:
    1. سلام.
    2. برای جنابعالی در این آزمون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
    3. هیچ سؤالی خنده‌دار نیست.
    4. جنابعالی میتونید توی همه‌ی گرایش‌ها شرکت کنید ؛ از نظر آزمون ، مشکلی نیست ؛ ولی مشکل اینه ک از این بابت وقت اضافه‌ای ب جنابعالی اختصاص داده نمیشه و جنابعالی اگه بخاید در آزمون دو گرایش شرکت کنید ک سؤالاتشون با هم متفاوت هستن از نظر زمان با مشکل مواجه میشید.
    سلام استاد گرامی
    متاسفانه از امتحان مدنی سه جا مانده ام.
    آیا راه و چاره ای وجود دارد که نمره صفر رد نشود؟

    با تشکر
    پاسخ:
    سلام ، متأسفانه من از مقررات آموزشی ک در این زمینه هست بی اطلاع هستم ، قاعدتاً باید موضوع رو از طریق مسؤولین آموزش دانشکده یا دانشگاه ، پیگیری بفرمائید.
    1. سلام
    2. برای حقوق تجارت من کتاب اقای دمرچیلی رو میخونم خواستم بدونم کتاب اسنادتجاری رو ازدکتراسکینی یا کاویانی وشرکتها رو ازدکتراسکینی یاپاسبان یاهمه روبرای ارشد بخونم البته کتابهای دکتراسکینی روقبلا خوندم خواهشا راهنماییم کنید؟
    3. استاد من دو روز پیش ازشهربروجرد عبورکردم واولین چیزی که به ذهنم وارد شد شما بودید وشهرزیبایی بود شایدبخاطروجود شما برام زیبا بود....
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام.
    2. اگه قبلن کتب آقای اسکینی رو مطالعه فرمودید ، پیشنهاد من اینه ک شرکتهای تجاری و اسناد تجاری آقای کاویانی رو هم مطالعه بفرمائید ، گرچه ممکنه در بعضی جاها فهم مقصود ایشون واسه خواننده دشوار باشه اما مطالبی توش هست ک توی قانون بحث نشده و قابلیت داره ک سؤالات تستی زیادی ازش طرح بشه. کتاب آقای پاسبان هم مطالب قابل استفاده کم نداره البته.
    3. ممنونم از نظر لطف جنابعالی ، من البته خودم اصالتن بروجردی نیستم ، در حال حاضر هم ساکن بروجرد نیستم ، فقط اونجا درس میدم ، ب هر حال متشکرم ک هنگام گذر از اونجا یاد من بودید ، راستی رتبه‌ی آزمون وکالت جنابعالی اعلام شد ؟ اگر دوس داشتید بفرمائید ک چی شد نتیجتون ؟