عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

خاطرات تدریس 66

شنبه اسفند ۱۲ ۱۳۹۶، ۰۷:۰۱ ب.ظ

یک - مسلمان نشنود کافر نبیند

سر یکی از کلاسا که چهار ساعت پی در پی با من درس دارن وختی توی دو ساعت دوم چند دقیقه بین کلاس بهشون استراحت میدم همه‌ی سرهای دانشجویان، گرومپ گویان میره روی دسته‌ی صندلی :-| برخی از دانشجویان هم که سرشون نمیره روی دسته‌ی صندلی، سرشون رو میذارن روی شونه‌ی بغل دستیشون که اون بغل دستی، سرشو گذاشته روی دسته‌ی صندلی! فک کنید چون میز معلم هم سطح با صندلی دانشجویان گذاشته شده، من در حال تدریس به طور معمول، تَهِ کلاس رو نمی‌بینم اما وختی بهشون استراحت میدم به یکباره تا عمممممق کلاس و ردیف آخر رو می‌بینم چون سَرا همه رفته روی دسته‌ی صندلی!!! مبحث هم قواعد فقه و اصول فقه هست همچین شوخی بردار نیست! 

ینی میخام بگم وضع و حالشون اینطوری هست که مسلمان نشنود کافر نبیند! اونوخ الان اکثریتشون هنوز به این جمع بندی نرسیدن که سر کلاس من باید در طول ترم درس بخونن، کلاً فعلاً توی کشاکش هستیم :-|


دو - بالاتر از سیاهی

یکی از دانشجویان محترم بعد از سه جلسه که از ترم گذشته، تازه این جلسه تشریف فرما شدن کلاس، بعد بهشون عرض کردم با توجه به اینکه ایشون الان در معرض حذف از درس هستن و نیز با توجه به اینکه من تأخیر بیش از ده دقیقه رو غیبت محسوب می‌کنم غیبت که هیچ، حتی اگر در یک جلسه، یازده دقیقه پس از شروع کلاس بیاد حذف خواهد شد، اونوخ بحث این شد که دانشجوا میخواستن اغتشاش کنن و هفتهٔ بعد نیان کلاس، منم گفتم من که خیالم راحته حداقل یه نفر دانشجو رو خواهم داشت، چون دانشجو فلانی اگر هفته‌ی بعد نیاد حذف میشه، پس میاد، منم با همون یکنفر کلاس رو تشکیل خواهم داد، اونوخ همون دانشجو وسط کلاس پا شد رفت و دیگه هم نیومد! همین جلسه،حذف شد اصن :-|

ینی میخام بگم تهدیدهای من بضی وختا هیچ اثر بازدارنده‌ای ندارن :-|


سه - قدر منو بدونید

دانشجوا می‌گفتن یه استاد محترم دیگه‌ای هست که هر دانشجویی یک ثانیه بعد خودش بیاد کلاس، راش نمیده و براش غیبت میزنه :-(

ینی میخام بگم سختگیرتر از منم هست، قدر منو بدونید وگرنه نفرین می‌کنم همه‌ی درساتون بیفته با همون استاد محترم :-|

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۰۱ ب.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">