عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۶ مطلب با موضوع «مطالب مربوط به آزمونهای حقوقی :: مطالب مخصوص به آزمون ارشد حقوق خصوصی» ثبت شده است

۲۸
آبان
۹۶

بارها از سوی برخی از دانشجویان محترم، مورد سؤال قرار گرفتم که وقتی برای ارشد درس میخوندم برنامه‌ی روزانه‌ی درس خوندنم به چه شکل بوده و منم هر بار جواب میدادم که نحوه‌ی برنامه‌ریزی روزانه، یه امر شخصی هست و برنامه‌ی کسی ممکنه مناسب برای دیگرون نباشه و چه بسا حتی برای دیگرون گمراه‌کننده هم باشه. این از این.

چن وخ پیشا، توی جزواتم، سراغ یه جزوه‌ی قدیمی دورهٔ کارشناسیم می‌گشتم که برخوردم به دو صفحه‌ی ذیل، مال آبان ماه همون سالی هست که من سال بعدش توی ارشد، رتبه‌ی 21 رو کسب کردم و توش میتونید برنامه روزانه‌ی 3 روز منو ببینید، اون ترم مرخصی گرفته بودم، ترم نهم کارشناسی بودم و دانشگاه نمی‌رفتم، عمده برنامه‌م متمرکز بود بر خوندن زبان عمومی. 

قسمتایی از متن که محو شده به علت شخصی بودن اطلاعات مندرج در متن هست.



***


  • سید نورالله شاهرخی
۱۶
خرداد
۹۶

مقدمه از نویسنده‌ی وبلاگ

در خصوص آقای زالی که امسال رتبه‌ی هفتم آزمون کارشناسی ارشد رو کسب کردن، گفتنی بسیار هست، منتها چون میخام شما رو منتظر نذارم و زودتر بریم سر اصل مطلب فقط اینو بگم که مثل دانشجوی محترم دیگرم که پارسال موفق شدن رتبه‌ی 2 رو کسب کنن ایشون هم دقیقاً توی کلاس معلوم بود که یک سر و گردن از بقیه بالاتر هستن از نظر علمی و خوشحالم بگم که اینکه این برتری علمی در مورد آقای زالی، آراسته بود به زیور وقار و متانت، بسسسسسسیار دلنشین میکرد حضور ایشون رو در کلاس، در دوره‌ای که من افتخار داشتم در دانشگاه لرستان تدریس کنم، به دلیل اصولی که در کلاس اجرا میکردم و دانشجویان به هیییییییییچ وجه عادت به چنین اصولی نداشتن، بسیار در مقابل من مقاومت میشد و بجز معدودی از دانشجویان محترم، بقیه به اشدّ وجوه از من گریزان بودن، در اون دوران حضور امثال آقای زالی برای من قوت قلب بود و میتونستم به عنوان معلم، در برابر بقیه‌ی دانشجویان به وجود ایشون احتجاج کنم و بگم ببینید من از شما چیز زیادی نمیخام، آقای زالی رو ببینید ک همین تکالیفی که من میدم رو به بهترین شکل انجام میده، شما خودتون نمیخاید بخونید!!

به هر حال خوشحالم که الان ایشون ثمره‌ی اون جدیت و تلاش رو داره میبینه و چیزی که بیشتر در خصوص ایشون اعجاب انگیز هست اینکه ایشون ضمن اینکه رتبه‌ی 7 آزمون امسال شده شیش ترمه هم داره دوره کارشناسی رو تموم میکنه، دیگه خودتون میتونید میزان تلاشی که پشت این موفقیت هست رو حدس بزنید.

نکته‌ی دیگه اینکه بضی از دانشجویان هستن که برای اینکه نمرات پایین خودشون رو توجیه کنن میگن ما سوادمون بالاست، منتها نمراتمون پایین هست، یا میگن ما میخایم زودتر دورهٔ کارشناسی رو تموم کنیم، آقای زالی و کارنامه و معدلشون نشون میده هم میشه شیش ترمه تموم کرد، هم میشه با معدل 19 دورهٔ کارشناسی رو تموم کرد و هم میشه رتبه‌ی تک رقمی توی آزمون ارشد آورد، اینا بهونه س.

ایشون چند روز پیش، برای دیدن من لطف کردن و اومدن دانشگاه آزاد خرم‌آباد سر کلاسم، توی راه برگشت، جمله‌ای گفتن که خییییییلی به دلم نشست، فرمودن، من همیشه شما رو میدیدم که از صبح تا شب یکسره درس میدید و باز در پایان کلاس آخر، انرژی دارید و همیشه مونده بودم که چطور چنین چیزی ممکنه، تا اینکه خودم همین موضوع رو در مورد خودم عملی کردم به این شکل که از صبح تا کلاس آخر، توی دانشگاه بودم و بعدم شب توی خوابگاه درس میخوندم، اینو که از ایشون شنیدم بهشون افتخار کردم و مططططمئن بودم که حتتتتتمن نتیجه‌ی خوبی میگیرن.

در پایان برای ایشون آرزوی موفقیت و عاقبت به خیری دارم، از اینکه منت گذاشتن بر من و این متن طولانی رو به رشتهٔ تحریر درآوردن ازشون ممنونم، به دانشجویان محترم، آقای حسین نوبخت و آقای محمد رضا آرام که رتبه‌های 39 و 191 حقوق خصوصی رو کسب کردن هم تبریک میگم و برای کلیه دانشجویانی که مجاز نشدن به انتخاب رشته یا رتبه‌ی مد نظرشون رو نیاوردن این نوید رو میدم که با تلاش بیشتر، چیزی دور از دسترس نیست و نباید ناامید بشن.

آغاز مطلب جناب آقای زالی

قسمت اول – نکات کلی

بنا بر اطاعت از فرموده استاد گرانقدر سید نورالله شاهرخی متن زیر رو در خصوص منابع و نحوه مطالعه برای کنکور ارشد نوشتم؛ اولاً چند نکته عرض کنم :

نکته‌ی اول: یکی از اساتید محترم که نزد بنده خیلی ارزشمند هستند در ترم چهارم یعنی سال گذشته در کلاس فرمودند که تندخوانی تمرین کنید و بنده در تابستان گذشته با تهیه کتاب تندخوانی (مهارت‌های خواندن نوشته دکتر بهرام طوسی، که همان استادم معرفی کرده بودند) شروع به تمرین تندخوانی نموده و در کنار آن هم فایل‌های صوتی مدنی و اصول فقه دکتر شهبازی رو گوش میکردم، تا اینکه آخر تابستان سرعت مطالعه بنده از ساعتی 8 صفحه به ساعتی 25 الی 30 صفحه افزایش یافت و پایه‌ی مدنی و اصول فقه هم فوق العاده قوی شد، لذا تمرین تندخوانی یکی از ملزومات مطالعه هستش و اما فایل صوتی برای کسانی بهتره که سبک یادگیری آن‌ها شنیداری باشه یا حداقل سبک دومشون باشه و فایل صوتی برای افراد دیداری و حسی و جنبشی فایده لازم را نخواهد داشت. (در این خصوص در مطلب جداگانه مطالبی رو بیان خواهم کرد.)

نکته‌ی دوم: در هربار  پس از 50 دقیقه 10 دقیقه استراحت میکردم و اینکه بیشترین تایم مطالعه بنده، روزی 8 الی 10 ساعت در دو ماه آخر قبل کنکور بود ولی با سرعت 30 صفحه در ساعت از کتب مدنی دکتر کاتوزیان.

نکته‌ی سوم: مرور برای یادگیری و تثبیت اطلاعات ضروری بوده و مطالعه بدون مرور فقط اتلاف وقته؛ مرور هم باید در بازه زمانی خاصی انجام بشه؛ بار اول پس از 24 ساعت تا 48 ساعت بعد از مطالعه و هفت روز بعد از آن بار دوم مرور  و 10 روز بعد از مرور دوم، مرور سوم انجام بشه و پس از آن هر 20 روز تا کنکور.

نکته‌ی چهارم: تست خیلی مهمه و اینکه درصدای بنده در حقوق تجارت و آیین دادرسی مدنی به دلیل تست نزدن کافی در این دروس بود که برای هر کدام از این دو درس بیشتر از 200 تست نزدم (به دلیل کمبود وقت) ولی واسه متون فقه همه‌ی تست‌های سراسری ارشد و دکتری (کلیه گرایش‌ها) از سال 86 به بعد رو زدم؛ واسه مدنی هم 1200 تا تست زدم و وقت نشد بیشتر تست بزنم؛ تست‌ها رو هم پس از مرور دوم یا سوم میزدم و با علامت گذاشتن تست‌های خیلی مهم و تست‌هایی که غلط زده بودم در مرور بعدی فقط تست‌های مذکور رو میزدم .

با توجه به اینکه ترم پیش و این ترم 24 واحد داشتم در طول ترم وقت برای مطالعه‌ی صِرف، برای کنکور نداشتم و ترم پیش، بیشتر دروس ترم رو میخوندم. در فاصله‌ی دو ترم، 10 روز به مطالعه متون فقه پرداختم که میتونم بگم بی ثمر بود چون معنی خیلی از کلمات رو در زیرش مینوشتم و این کار خیلی وقت میبرد، طوری که در اون 10 روز، نصف تحریر الروضه رو فقط یکبار خوندم. و پس از اون این ترم شروع شد و همان اول ترم به دانشگاه رفتم تا قبل عید (در اون مدت هم فقط به مطالعه حقوق مدنی، متون فقه و شرکت در تمامی کلاس‌ها مشغول بودم) و پس از آن تعطیلات عید شروع شد که 56 روز مونده بود تا کنکور که شروع کردم به مطالعه، روزی 8 الی 10 ساعت مفید و با تمرکز کافی.

قسمت دوم – نحوه‌ی مطالعه‌ی دروس و منابع آنها به شکل تفکیک شده

حقوق مدنی: در طول تحصیل برای مدنی 1 الی 5 کتب "اشخاص و اموال "و"قواعد عمومی قراردادها" و"مسئولیت مدنی" و"حقوق خانواده " همه تألیف دکتر صفایی رو خونده بودم ولی چیزی یادم نبود تا اینکه فایل صوتی مدنی 3 و 6 و 7 و 8 دکتر شهبازی (که در اینترنت به صورت رایگان قابل دانلود هست) رو گوش کردم و پس از آن کتب " درس‌هایی از عقود معین" (قسمت الف: مدنی 6) و "اعمال حقوقی" دکتر کاتوزیان و کتب مختصر مدنی 3 و 6 دکتر شهیدی و جزوه ارث دکتر شهبازی رو با رعایت اصل مرور خونده و به حافظه بلند مدت سپردم؛ تا اینکه رسیدم به اسفند ماه گذشته و شروع کردم به خواندن نظم کنونی دکتر کاتوزیان و تا 50 روز مانده به کنکور دور اول را با یک بار مرور (بعد از 24 ساعت قسمت مطالعه شده روز قبل) به پایان رسانده و همزمان از کتاب تست دکتر شهبازی تست هم میزدم. پس از آن هم چهار دور نظم را تا پایان قسمت وصیت با فاصله 10 روزه و با سرعت 30 الی 40 صفحه در 55 دقیقه خواندم و دو دور هم از ابتدای قسمت اشخاص تا پایان نظم با تعیین زیرنویس‌های مهم در دور اول و مطالعه زیرنویس‌های مشخص شده در دور دوم خواندم. در دور چهارم قسمت اموال تا پایان وصی 40 درصد زیرنویس‌ها رو حذف کرده بودم. در 10 روز باقی مونده دو دور دیگر مواد و زیرنویس‌های مهم رو خوندم طوری که دور آخر، کل کتاب در نظم فقط 12 ساعت وقتم رو گرفت، 3 روز هر روز 4 ساعت طول کشید؛ از قوانین خاص موجود در نظم هم فقط مواد مهم که حس میکردم میتونه سؤال کنکور باشه رو میخوندم که کلا بیش از 20 صفحه از 150 صفحه قانون خاص موجود در کتاب در نظم نمیشد؛ امسال هم یه سؤال از قانون اوقاف و یه سوال از ماده واحده ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با زنان خارجی اومده بود که اولی رو اشتباه و دومی رو درست زدم. لازم به ذکره که مطالعه در نظم فقط در مرحله آخر و برای کسی که پایه‌ای علمیش قوی باشه مفیده؛ با مطالعه دقیق کتاب در نظم میشه از 60 تا 80 درصد در کنکور ارشد و 70 تا 90 درصد در آزمون وکالت و 100 درصد در آزمون قضاوت ( اونم مجدداً تاکید میشه: برای فردی که پایه‌ای علمیش قوی باشه) درصد کسب کرد.

پس برای کسب درصد بالای 80 در کنکور ارشد حتما باید علاوه بر نظم همه کتب منبع به طور دقیق مطالعه شود (به فرض مثال امسال دو سؤال از مدنی 4 اومده بود و بنده چون کتاب مدنی چهار رو پارسال و بدون سپردن به حافظه بلند مدت خونده بودم هر دو سؤال رو اشتباه زدم و کتاب در نظم در مورد این دو سؤال کفایت نمیکرد و فقط با مطالعه کتاب در نظم نمیشد به این دو سوال پاسخ داد)؛ در مورد تست هم کتاب تست دکتر شهبازی بسیار بسیار عالی هستش و در مورد مطالعه این کتاب هم بگم که پس از زدن حدوداً 1200 تا تست از این کتاب، به این نتیجه رسیدم که دیگه وقت ندارم و شروع کردم به خواندن پاسخ‌های تشریحی و قسمت پاسخ‌های تشریحی این کتاب رو که حدوداً 200 صفحه هستش رو 5 بار خوندم.

متون فقه: بنده علاقه‌ی شدیدی به فقه دارم و این علاقه از ترم چهار که متون فقه دو با استاد شاهرخی داشتم برام ایجاد شد و یه جورایی شمِّ فقهی پیدا کردم و در فاصله 10 روزه‌ی بین ترم پیش و این ترم شروع کردم به خواندن تحریر الروضه و پنجاه روز مانده به کنکور دور اول رو تموم کردم. پس از آن یه کتاب کمک آموزشی "مختصر متون فقه" چتر دانش که نموداری توضیح داده و بسیار ناقص و دارای اشتباه می باشد رو برای شکل گیری نمودار مباحث در ذهنم، خوانده و همه تست‌های سراسری اون قسمت رو از سال 86 به بعد  از  تست "ساده ساز میزان" که همچنان دارای اشتباه است میزدم و فردای آن روز همان قسمت را از تحریر الروضه میخوندم و میتونم بگم که 100 درصد (از لحاظ کنکوری و نه مطلق) مطلب رو میفهمیدم و به همین صورت در دور بعد تست‌هایی رو که علامت گذاشته بودم و کتاب مختصر رو خوندم. تا اینکه 10 روز مونده بود به کنکور نصف مهم  تحریر الروضه رو برای بار سوم خواندم و قسمت دیگر را از مختصر خواندم. (لازم به ذکر است که در فقه سرعت 30 صفحه‌ای رو نداشته و گاه در یک ساعت نصف صفحه و گاه 6 صفحه و در دور آخر 10صفحه داشتم )

در کنکور هم، از لحاظ آمادگی دروس مدنی و فقه رو در حد 100بودم و 20 تا سؤال مدنی و 19 تا از فقه زدم که 4 تا از هر کدوم غلط در اومد.

آیین دارسی مدنی: (لازم به ذکر است که در این درس هم پایه نسبتاً قوی داشتم ) سه جلد بنیادین دکتر شمس رو در 56 روز مونده به کنکور شروع به مطالعه نمودم ولی به دلیل کمبود وقت نتونستم درست مرور کنم و فقط یکبار دیگر مرور کردم و پس از آن 8 بار قانون آیین دادرسی و قانون شوراهای حل اختلاف رو خوندم و تقریباً 200 تا تست زدم از کتاب تست دکتر کمالوند که کتاب خوبی نیس و اشتباهات فاحش داره؛ و تست سال 93 وکالت رو 100 زدم. در کنکور هم به دلیل مطالعه کم نتونستم درصد بالایی در این درس کسب کنم .

حقوق تجارت: (در این درس هم پایه نبستاً خوبی داشتم) یکی از اشتباهاتی که برام تجربه شد در مطالعه این درس اتفاق افتاد؛ در 56 روز مونده به کنکور شروع کردم به خواندن قانون تجارت در نظم کنونی دکتر دمرچیلی رو تا نصف رفتم با یکبار مرور؛ این در حالی بود که فقط یکماه مونده بود به کنکور؛ به دلیل استرس و حجم زیاد این کتاب، از خواندن این کتاب منصرف شده و به مطالعه کتب دکتر اسکینی مشغول شدم و پس از مطالعه دو جلد از کتب ایشون 20 روز مونده بود به کنکور این بار مجبور شدم از مطالعه کتب دکتر اسکینی هم امتناع کنم. و به گونه‌ای خوندن تجارت رو پشت گوش انداختم و از وقتش در سایر دروس استفاده نمودم و گه گاهی قانون تجارت رو میخوندم که به سختی تونستم قانون رو تا نصف 5 بار بخونم؛ بدون مرور قسمت‌های خوانده شده از کتاب در نظم دکتر دمرچیلی و کتب دکتر اسکینی و این اشتباه بزرگترین ضربه را به من زد. حدوداً 200 تست هم از کتاب تست دکتر قربانی که بسیار کتاب خوبیه، زدم.

متون حقوقی: با توجه به اینکه وقت کم داشتم و پایه خوبی هم در این درس نداشتم، این درس رو مطالعه نکردم ولی با توجه به اینکه این درس در مقاطع بعدی ودر نوشتن مقاله و پایان نامه و رساله از اهمیت خیلی زیادی برخورداره، بدین خاطر به لطف الهی از تابستان امسال شروع به یادگیری این زبان خواهم نمود.

قسمت سوم - نکات  پایانی

 در برنامه ریزی و مطالعه همیشه درسی مثل مدنی رو یا صبح پس از بیدار شدن از خواب که ذهنتون آماده هستش بخونید و یا احیاناً پس از خواب بعد از ظهر و درسی مثل فقه رو دَم ظهر که خسته هستید و یا شب بخونید چون زیاد نیاز به انرژی ذهنی نداره .

همچنین پس از تست زدن، پاسخ‌ها رو به صورت دقیق بررسی و تحلیل کنید .

آخرین نکته: با توجه به اینکه بقیه دروس ضریب 1 هستن، فقط مدنی ضریب 3 هستش، درصد 70 و بالاتر در این درس تأثیر فوق‌العاده‌ای در رتبه داره چون علاوه بر ضریب، از لحاظ رقابتی هم درصدِ 70 و بالاتر رو تعداد کمی از شرکت کنندگان میتونند بزنند. در بقیه دروس هم درصد بالای 80 تأثیر خیلی زیادی در رتبه داره به نحوی که رتبه فردی که مثلاً آیین دارسی رو 90 و تجارت رو 30 زده با تساوی سایر دروس، از فردی که هر دو رو 60 زده خیلی بهتر میشه.

امیدوارم این متن برای دانشجویان و داوطلبان آزمون‌های حقوقی به خصوص آزمون ارشد مفید واقع بشه.

 

در پایان خداوند رحمان و علیم را شاکرم که این نعمت را به بنده حقیر ارزانی داشت و نیز از خانواده‌ام به خاطر راهنمایی و کمک شایانی که در رسیدن به این هدف به بنده نمودند سپاسگزارم و همچنین از اساتید بزرگوارم به خاطر راهنمایی ارزشمندشان و نیز به خاطر تعلیم شایسته، سپاسگزارم و امیدوارم که توانسته باشم خوب درس پس دهم.

پایان مطلب جناب آقای زالی

نتایج اخلاقی :

اول – موفقیت راه میانبُر نداره، هیییییییییچ چاره‌ای جز تلاش شبانه روزی وجود نداره.

دوم – هر موسسه‌ای که به شما میگه با خوندن کتابای خلاصه نویسیش از خوندن منابع اصلی بی نیاز میشید شارلاتان بازی میکنه.

سوم – اکتفا کردن به خوندن کتب در نظم و مراجعه نکردن به منابع اصلی، اتلاف وخت و اشتباه ترین کار برای شرکت کردن در آزمون‌های حقوقی هست. تجارب همه‌ی نفرات موفق این رو نشون میده.

این مطلب، تکمله‌ای هم در مورد سبک‌های مختلف یادگیری داره که در روزهای آتی در وبلاگ قرار خواهد گرفت. 

  • سید نورالله شاهرخی
۱۰
تیر
۹۵

با این دانشجوی محترم، چطور آشنا شدم؟

راستش من فقط یه ترم توفیق اینو داشتم ک در دانشگاه آزاد بروجرد تدریس کنم؛ ینی اول از من دعوت به همکاری کردن ک ب عنوان مدرس مدعو برم اونجا درس بدم اما میتونید حدس بزنید کسی مث من با اییییییینهمه قانون و قاعده‌ای ک واسه خودش، دانشجواش و کلاساش قائل هست چ مشکلاتی در جائی مث دانشگاه آزاد بروجرد به وجود میاره! قصد ورود به جزئیات بحث رو ندارم؛ چون هم ارتباط مستقیمی به بحث این مطلب نداره و هم میدونم که یه سری از بزرگواران بهشون برمیخوره و در صدد پاسخ و بحث برمیان و من اصصصلن حوصله‌ی این بحثا رو ندارم؛ منظورمم این نیس ک همه توی اون دانشگاه یه طور هستن؛ اصلن همین مطلبی ک من دارم الان مینویسم ب این معناست ک آدم اگه خودش تلاش کنه میتونه از هررررر دانشگاهی به بهترین مدارج برسه و اگه خودش تلاش نکنه از دانشگاه تهران هم ک مدرک بگیره ب هیچ جا نمیرسه.

ب هر حال میگفتم ب دلیل مشکلاتی ک اونجا توی اون یه ترم ب وجود آوردم!!! دیگه با من ادامه‌ی همکاری ندادن اما الان خوشحالم اعلام کنم توی همون یه ترم این افتخار رو داشتم که در خدمت دانشجوی محترمی باشم که الان موفق به کسب رتبه‌ی دوم حقوق خصوصی آزمون کارشناسی ارشد در سال 1395 شده.

یادم هست ایشون توی جلسات اول درس حقوق مدنی 6 من حاضر نبود و بعدن من ب صورت دستی اسم ایشون رو ب انتهای لیست اضافه کردم؛ بهش هم اخطار دادم ک اگه باز غیبت کنه حذف خواهد شد!!! از همون جلسات اول همه‌ی تکالیف رو بر عکس خیلی‌ها ک توی اون کلاس همه چی رو شوخی گرفته بودن انجام میداد و از سؤالاتی ک در حین بحث میپرسید معلوم بود ک هم بخاطر زحماتی ک کشیده و هم بخاطر ضریب هوشیش یک سر و گردن ک چ عرض کنم، خیلی بیشتر از بقیه‌ی دانشجویان محترم اون کلاس بالاتر هست؛ وختی مطالبی ک تدریس میکردم کلاس رو در بهت و حیرت!!! فرو می‌برد و اکثریت دانشجوا هیییییچی نمی‌فهمیدن از تدریسم ایشون خیییییلی راحت استدلالاتم رو تکرار می‌کرد و خیال من رو راحت می‌کرد ک ایراد از من نیست؛ بقیه خیلی پایه‌شون ضعیف هست.

ب هر حال اون ترم به آخر رسید و ایشون در امتحان درس مدنی 6 من شرکت نکرد؛ گفت ک امکانش از نظر مقررات آموزش نبوده ک اسمش توی این کلاس اضافه بشه و با گروه دیگه امتحان داده؛ از اون کلاس ک من در خدمتشون بودم در اون ترم، فقط یک نفر قبول شد و اون یک نفر هم با ارفاق نمره‌ی 11 گرفته بود!!!!! هی گفتن نمرات رو ببر روی نمودار؛ به همه ارفاق کن و این قبیل صحبتا منم گفتم نمودار و این مسائل من سَرَم نمیشه؛ زحمت خودمو کشیدم و دلیلی نداره فَله‌ای نمره بدم؛ ب هر حال گذشت اون ترم...

پارسال، این دانشجوی محترم، توی آزمون ارشد شرکت کرد و رتبه‌ش شد 83 و شبانه دانشگاه تهران قبول شد و اینجا توی این کامنت از من مشورت خواست ک چکار کنم؟ منم بش عرض کردم ک بمون و بخون و رتبه‌ی بهتری بیار و ایشونم اینجا توی این کامنت فرمودن ک میمونم و میخونم برای رتبه‌ی تک رقمی و حالا خوشحالم ک پس از یکسال تلاش، ایشون رتبه‌ی 2 خصوصی رو کسب کردن ک در ادامه میتونید کارنامه و منابع مطالعاتی ایشون رو ملاحظه بفرمائید. اگر بگم ب اندازه‌ی خونواده‌ش خوشحالم براش باور بفرمائید اغراق نکردم؛ چ لذتی بالاتر از این که آدم ببینه دانشجوی کلاسش موفق ب اخذ مدارج عالی شده و حتا از خودشم جلو زده...

چه تجاربی از ایشون میشه آموخت؟

اولاً همونطور ک سابقاً مفصلاً در این مطلب عرض کردم درصدای ایشون نشون میده اگه بخاید زبان رو سفید بگذارید باید بقیه‌ی درصداتون بالای 80 یا 90 باشه؛ البته من همونطور ک اینجا هم نوشتم این کار رو توصیه نمی‌کنم و توصیه‌م اینه ک حتمن قبل از ورود به دوره‌ی ارشد، مشکل زبان رو حل کنید چون از ناحیه‌ی ندونستن زبان توی دوره‌ی ارشد خیییییلی متضرر میشید؛ البته این دانشجوی محترم، آقا هومن عزیز ما اینطور نبوده ک زبان رو بلد نباشن ظاهراً توی جلسه‌ی آزمون وقت کم میارن؛ ب هر حال گفتم این نکته رو بگم ک اصلن ب این فکر نکنید ک بدون آشنایی با زبان انگلیسی وارد دوره‌ی ارشد اونم توی دانشگاه‌های دولتی بشید چون حسسسسسابی اذیت میشید و هم توی دروس و هم توی رساله، گیر می‌کنید و کاری از پیش نخواهید برد.

ثانیاً همچنین تجربه‌ی ایشون نشون میده که اشتباه‌ترین استراتژی ممکن برای مواجهه با آزمون ارشد اینه ک آدم از همون شروع کنه به خوندن در نظم‌ها؛ همون‌طور ک اینجا مفصلاً توضیح دادم خوندنِ کتب در نظم مال وختیه ک آدم منابع اصلی رو خونده باشه نه اینکه در ابتدای آموختن، آدم بشینه ب خوندنِ در نظم‌ها؛ فراموش نکنید کتبِ در نظم، ماهیتِ خلاصه‌نویسی دارن و نه ماهیت آموزشی. بدونید ک هر شخصی، هر مؤسسه‌ای ک ب شما میگه کتابا یا روش‌هایی داره ک از طریق میانبُر شما رو با زحمت کمی به موفقیت میرسونه عملش کلاهبرداری محض هست. باور کنید ک موفقیت راه میانبُر نداره، تا زحمت نکشید و تا خون جگر نخورید رسیدن به موفقیت، محال هست.

ثالثاً همونطور که منم در همون مطلب مربوط به زبان انگلیسی عرض کردم، زبان انگلیسی در آزمون ارشد، منبع خاصی نداره؛ هر چی ب دستتون میاد بخونید؛ مهم اینه ک مباحث پایه‌ای گرامر رو بلد باشید و دایره‌ی واژگانتون گسترده باشه. له له زدن برای فلان مؤسسه رفتن و از فلان شیوه استفاده کردن و مکالمه یاد گرفتن و تأکید بر روی لهجه‌ی آمریکایی یا بریتانیایی داشتن ووووو وخت تلف کردن هست.

تشکر نوشت: از ایشون بسیار متشکرم ک بر من منت گذاشتن و بنا به درخواست من، کارنامه و منابع مطالعاتی و همچنین تجارب خودشون رو با ما ب اشتراک گذاشتن. برای ایشون در همه‌ی مقاطع و مراحل زندگیشون آرزوی موفقیت و سلامتی دارم. برای همه‌ی شما داوطلبان محترم هم از درگاه خدا، موفقیت توی آزمون رو مسئلت دارم.

مطالبی که از این پس تا پایان نوشته میخونید، توسط این دانشجوی محترم، نوشته شدن.

کارنامه



نحوه‌ی مطالعه‌ی من برای آزمون ارشد

مقدمتا در مورد آزمون ارشد باید بگم سال گذشته توی جلسه‌ی آزمون، من اول از زبان شروع کردم به تست زدن با توجه به پایه نسبتاً خوبی که داشتم، زبان رو 43 درصد زدم اما امسال دیگه این کار رو نکردم و از مدنی شروع کردم، با توجه به اینکه سوالات نسبتا پیچیده‌تر بود امسال منم یه کم بی‌توجهی به زمان داشتم، وقتی که در آخر اومدم سراغ زبان زمانی واسم نمونده بود جز یه حدود 10 دقیقه با ذهن خسته، که تصمیم گرفتم دیگه زبان رو نزنم که ممکن اشتباه بزنم یه بار، اما در کل راضی‌ام.

در مورد آزمون و همچنین منابع مطالعاتی، پارسال بعد از مشورت با شما من کاملاً مصمم شدم که صبر کنم و شبانه تهران رو نرم، و انگیزه‌ای هم که شما به من دادین منو کاملا آماده کرد واسه آزمون پیش رو در نتیجه من از همون شهریور ماه به جِد شروع کردم، با توجه به اینکه تاریخ آزمون رو انداختن واسه اردیبهشت ماه من با روش از ساعت کم به سمت ساعات زیاد شروع کردم و با 5 ساعت شروع به مطالعه کردم، منابع اصلی قبلاً در دوران دانشجویی تقریباً همه رو خونده بودم، اما تصمیم گرفتم یه بار دیگه به صورت جمع‌بندی شده بخونمشون چون قصد داشتم که رتبه خوبی بیارم و شروع کردم به خوندن اونا تا اسفند ماه، بعد از اون شروع کردم به جمع‌بندی از روی کتاب‌های اصطلاحاً فرعی یا درجه 2 یعنی نظم‌ها و مختصرها و نکته‌برداری‌های خودم در طول این مدت ب همراه تست‌های سنوات گذشته، در این موقع دیگه تقریباً ساعت مطالعاتیم هم بالا رفته بود و حدود 8 تا 10 ساعت بود دیگه کاری بجز مطالعه نداشتم، در این زمان هم چندین بار خلاصه منابع رو مرور کردم تا یک هفته به آزمون مونده در اون یک هفته هم فقط نگاه سطحی به نکات و قسمت‌هایی که به نظرم میومد رو دوباره مطالعه میکردم، ناگفته نماند که متن قانونِ تنها رو هم چندین بار مورد مطالعه قرار دادم.

چند توصیه به داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد حقوق خصوصی

اولاً آزمون ارشد برخلاف آزمون کانون وکلا، بیشتر تحلیلی هست تا قانون محوری، ثانیاً یه تجربه‌ی دیگه هم که من در آزمون ارشد کسب کردم و در واقع با رجوع به سؤالات چند سال اخیر ملموسه اینه که دیگه از یه منبع خاص سوال نمیدن سوالات رو پراکنده کردن بین تمام قسمت‌های منابع. ب عبارت دیگه سوالات، واقعاً قابل پیش‌بینی نیست و باید واسه قبولی به همه مباحث واقف بود بطور مثال قبلاً مرسوم بود که میگفتن اگه مدنی 3 و 6 رو بخونی با یه کم قانون درصد قابل توجهی رو در این درس کسب میکنی اما الان میشه گفت که دیگه لااقل تا جایی که من مشاهده کردم و تجربه دارم اینجوری نیست در نتیجه توصیه‌ام به داوطلب‌ها امسال اینه که همه بخش‌ها حتی مزارعه و مساقات رو هم بخونن، چرا که حتی یه سؤال امسال از مزارعه بود.

ثالثاً و در پایان توصیه‌ام اینه که اصلاً استرس نداشته باشین با امید به خدا و تلاش براحتی میتونید به هدفتون برسید شک نکنید، مهم هم نیست تو کدوم دانشگاه و کجا درس خوندین، فقط چیزی که مهمه تلاش شماست که باعث موفقیت شماست.

منابع مطالعاتی من اینا بودن:

حقوق مدنی:

  •  5جلد قواعد عمومی قراردادها از دکتر کاتوزیان
  • 4 جلد عقود معین پیشرفته از دکتر کاتوزیان
  • اشخاص و محجورین دکتر صفایی
  • اموال و مالکیت دکتر کاتوزیان
  • مختصر حقوق خانواده دکتر صفایی و امامی
  • ارث دکتر شهیدی و شفعه و وصیت و ارث دکتر کاتوزیان
  • در نظم دکتر کاتوزیان
  • تست دکتر شهبازی 
  • و قانون و آرای وحدت رویه

حقوق تجارت :

  • 5  جلد دکتر اسکینی
  • در نظم دمرچیلی
  • تست دکتر قربانی

آیین دادرسی مدنی:

  • 3 جلد آئین دادرسی پیشرفته دکتر شمس (در دوران دانشجویی)
  • در نظم دکتر حیاتی
  • تست کمالوند
  • متن قانون آئین دادرسی مدنی
  • قوانین خاص مثل حمایت خانواده که 1 سوال ازش اومده بود

متون فقه :

من شرح 14 جلدی شهید ثانی رو (ترجمه و تبیین شرح لمعه – علی شیروانی – مؤسسه‌ی انتشارات دارالعلم) مباحث مهمش مثل متاجر رو در دوران دانشجویی خونده بودم اما واسه آزمون ارشد، تحریر الروضه رو خوندم با تست دکتر لطفی؛ (اما ناگفته نماند از این تست هم غلط زیاد گرفتم، یکی از دوستان ساده ساز میزان رو معرفی کرد اما من دیگه منابعم رو عوض نکردم) البته باید بگم که اکثر کتب تست این مشکل رو دارن، چون نظریات اختلافی هستن.

زبان انگلیسی:

واسه زبان هم به جز یه ساده ساز میزان و 504 منبع خاصی نداشتم، هر چی حقوقی یا غیر حقوقی بود میخوندم مثل متن کنوانسیون آنسیترال یا ژنو در مورد برات و سفته بین المللی.

اینها هم منابع و تجربه‌های من در آزمون خدمت استاد ارجمند که حق زیادی بر گردن من دارن. امیدوارم واسه دوستان عزیزی که امسال آزمون ارشد رو پیش رو دارن مثمر ثمر باشه.

  • سید نورالله شاهرخی
۲۴
تیر
۹۴

حقوق مدنی

حقوق مدنی یک : اشخاص و محجورین، دکتر صفایی و دکتر قاسم زاده، انتشارات سمت.

حقوق مدنی دو : اموال و مالکیت، دکتر کاتوزیان ، نشر میزان.

حقوق مدنی سه : قواعد عمومی قراردادها، دکتر صفایی، انتشارات سمتحقوق مدنی سه دکتر شهیدی، انتشارات مجد.

حقوق مدنی چهار : مسئولیت مدنی، دکتر صفایی و دکتر رحیمی، انتشارات سمت.

حقوق مدنی پنج : مختصر حقوق خانواده، دکتر صفایی و دکتر امامی، نشر میزان.

حقوق مدنی شش : عقود معین، ج 1 ، دکتر کاتوزیان، دوره‌ی مفصل.

حقوق مدنی هفت : عقود معین، جلد 4، دکتر کاتوزیان، دوره‌ی مفصل (عقود اذنی و وثیقه‌های دین).

حقوق مدنی هشت : شفعه، وصیت و ارث، دکتر کاتوزیان، نشر میزان.

پس از خواندن همه‌ی منابع فوق : قانون مدنی در نظم کنونی، دکتر کاتوزیان، نشر میزان

حقوق تجارت

حقوق تجارت یک : ج 1، دکتر اسکینی (کلیات)، انتشارات سمت.

حقوق تجارت دو : حقوق شرکت‌های تجارتی، دکتر اسکینی (2جلدی)، انتشارات سمتحقوق شرکت های تجارتی، دکتر کاویانی،(نشر میزان).

حقوق تجارت سه : اسناد تجارتی، دکتر اسکینی، انتشارات سمت/حقوق اسناد تجارتی، دکتر کاویانی، (نشر میزان)

حقوق تجارت چهار : ورشکستگی، دکتر اسکینی، انتشارات سمت.

پس از خواندن همه‌ی منابع فوق : قانون تجارت در نظم کنونی نوشته‌ی آقایان دمرچیلی ، حاتمی و قرائی.

آیین دادرسی مدنی

سه جلد پیشرفته‌ی دکتر شمس، (انتشارات دراک)

پس از خواندن منابع فوق : قانون آیین دادرسی در نظم کنونی، علی عباس حیاتی، انتشارات میزان

در زمینه ی فهرست فوق به نکات ذیل توجه داشته باشید:

اول –آزمون ارشد منبع‌ِ از قبل معینی ندارد : آزمون ارشد و نیز سایر آزمون‌های حقوقی هیچ منبع از قبل معینی ندارند، با تهیه‌ی هر لیست و خواندن هر کتابی نمی‌توانید مطمئن باشید به صد در صد سوالات یک درس پاسخ خواهید داد ، نَه این فهرست و نَه هیچ فهرست دیگری که در اینترنت - ولو که ادعایی هم در این زمینه داشته باشند - نمی توانند در این زمینه اطمینان کامل به شما بدهند، همیشه در هر درس درصدی از سوالات (حدود ده تا پانزده درصد) را نگه دارید برای سوالات سلیقه‌ای، یا سوالاتی که از منابعی طرح شده‌اند که شما مطالعه نکرده اید.

دوم –این فهرست ، سلیقه‌ای است و به هیچ وجه ، جنبه‌ی رسمی ندارد : فهرست فوق صرفاٌ براساس سلیقه ی من طرح شده و مثل هر فهرست دیگری، ادعای کامل و بدون نقص بودن آن بی مورد و بلا وجه است.

سوم – نخست ، مطالعه و سپس خلاصه‌نویسی و در پایان ، تست زنی : خواندن کتب معروف به " در نظم " و نیز تست زنی قبل از مطالعه‌ی منابع اصلی ، کاری بی مورد و بدون فایده است. این دو آیتم به ترتیب برای یادآوری مطالب، و آزمایشِ آموخته‌های پیشین است. یادگیری از این طریق امکان‌پذیر نبوده و اتلاف وقت، انرژی و انگیزه را در پی خواهد داشت.

کتب خلاصه نویسی موسسات گوناگون که امروزه به وفور یافت می شوند نیز از قاعده ی فوق مستثنی نیستند.

چهارم –موفقیت ، راه میان‌بُر ندارد : برای موفقیت در آزمون ارشد، هیچ چاره ای جز تلاش شبانه روزی وجود ندارد. موفقیت، راه میان بُر ندارد.

پنجم –اگر قصد دارید برای دوره‌ی ارشد دانشگاه‌های غیر دولتی اقدام کنید نیاز نیست خود را به زحمت بیاندازید ، قبولی ، بی برو برگرد و حتمی است : برای موفقیت در آزمون ارشد دانشگاه‌های غیر دولتی نیازی به مطالعه‌ی هیچ یک از منابع فوق نمی‌باشد !!!!!!!!!!

ششم –متون فقه و متون حقوقی به زبان انگلیسی : اگر قصد دارید منابع پیشنهادی و شیوه‌ی مطالعه‌ی من برای درس متون حقوقی و زبان انگلیسی را ببینید ، اینجا و اگر قصد دارید منابع پیشنهادی و شیوه‌ی مطالعه‌ی من برای درس متون فقه را ببینید اینجا را کلیک کنید.

هفتم - دروس مربوط به حقوق جزا : به دلیل اینکه گرایش من در مقاطع ارشد و دکتری ، حقوق خصوصی است ، از ارائه‌ی منابع پیشنهادیِ دروسِ حقوق جزای عمومی ، حقوق جزای اختصاصی و آیین دادرسی کیفری معذورم.

هشتم - اصول فقه : در زمینه‌ی اصول فقه (برای آزمون وکالت) هم به نظرم کتاب سه جلدیِ اصول فقه کاربردی (انتشارات سمت) ؛ نوشته‌ی آقایان قافی و شریعتی ، کتاب خوبیست ؛ متنش ممکن است ب نظرتان غامض و پیچیده بیاید ؛ اما بخوانید ، در صورت لزوم خلاصه نویسی کنید و جلو بروید ؛ آنچه در ذهنتان از مطالب ، رسوب می‌کند کافی است.

نهم - تست‌ها : چون آشنایی خاصی با کتب تست ندارم از ارائه‌ی پیشنهاد در این زمینه نیز معذورم. تستهایی ک متعلق ب سنوات اخیر بوده و دارای پاسخ تشریحی باشند خوب هستند. کتاب تست حقوق مدنی شهبازی (انتشارات میزان) را دارم ؛ ب نظرم کتاب مستدل و خوبی است. بقیه‌ی کتب تست را مورد بررسی قرار نداده‌ام و نفیاً یا اثباتاً نظر خاصی در خصوص آنها ندارم.

با تشکر از بازدیدکننده‌ی محترمی که زحمت تایپ این مطلب را تقبل کردند.

  • سید نورالله شاهرخی
۲۴
تیر
۹۴

برای مطالعه‌ی قسمت اول این مطلب (کلیات و نحوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی) از این لینک استفاده کنید. ضمناً برای دیدن سایر مطالب مربوط به آزمون ارشد حقوق خصوصی از این لینک و برای خواندن مطالب مربوط به سایر آزمون‌های حقوقی (از جمله شیوه‌ها و تکنیک‌های تست‌زنی) از این لینک و این لینک (که ذیل آرشیو موضوعی هم قابل دسترسی است) استفاده کنید.

گفتیدکه جواب دادن به سوالات متون فقه پس از سوالات زبان انگلیسی از اهمیت بالایی برخوردار است، دلیل این اهمیت چیست؟

خواندن فقه از چند جنبه اهمیت دارد:

اول - همچنان که گفتم آزمون ارشد یک آزمون رقابتی است، و در رقابت آنچه شما را به پیش می‌راند ، این است که درمقام مقایسه با دیگر داوطلبان امتیاز بالاتری بیاورید؛ اینجا هم باز باید تکرار کنم چون متاسفانه اکثریت داوطلبان به سوالات درس متون فقه پاسخ نمی‌دهند پاسخ دادن به سوالات این درس، شما را از سایر رقبایتان جلو می‌اندازد. از تجربه‌ی خودم برای شما بگویم. به نظرم یکی از عوامل موفقیت من در آزمون ارشد – کسب رتبه‌‌ی بیست و یک کشوری - علاوه بر کسب درصد در سوالات زبان، پاسخ دادن به سوالات متون فقه بود، در سال اول شرکتم در آزمون ارشد، نود و دو درصد فقه زدم و در سال دوم هشتاد و هفت درصد. پس این یک جنبه از اهمیت درس متون فقه.

دوم - ویژگی دیگر فقه این است که هر چه روی فقه سرمایه‌گذاری کنید در واقع روی دروس تخصصی سرمایه‌گذاری کرده‌اید. (چه برای ارشد حقوق خصوصی و چه برای ارشد حقوق جزا، تفاوتی ندارد) زیرا می‌دانیم که منبع اصلی حقوق ما، فقه است و حتی در قانون اساسی و ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی آمده به هنگام سکوت قانون، باید به فتاوای معتبر یا منابع معتبر فقهی مراجعه کرد. وقتی ماده‌ای درقانون می‌بینیم، حکم مندرج در آن را می‌خوانیم، اما استدلال پشت این حکم را نمی‌دانیم ، بدون تردید به خاطر سپردن آن، امری نزدیک به محال خواهد بود. و نیز نقاط ابهام و سکوت بسیاری در قانون هست که برای پر کردن این جاهای خالی ،هیچ چاره‌ای جز رجوع به فقه نیست، مثلا ماده‌ی 263 قانون مدنی بیان داشته:

 "در معامله‌ی فضولی، اگر اصیل عالم به فضولی بودن معامله بوده و ثمن را به فضول داده باشد، اما مالک، بیع را اجازه نکند، اصیل حق دارد به فضول مراجعه کرده و ثمن را مطالبه کند."

خب، تا اینجا درست، اما فرض کنید ثمن یک عین معین بوده و بدون تقصیر فضول تلف شده است، آیا با توجه به اینکه اصیل با علم بر فضولی بودن معامله ثمن را به فضول داده باز هم حق رجوع اصیل به فضول باقی است؟ قانون مدنی ساکت است. هیچ چاره‌ای ندارید جز اینکه به سابقه‌ی بحث در فقه رجوع کنید، در شرح لمعه در این خصوص آمده است:

"و ان تلف قیل لا رجوع به مع العلم، لانّه سلّطه علی اتلافه مع علمه بعدم استحقاقه له، فیکون بمنزلة الاباحة، و هو مع بقاء العین فی غایة البعد و مع تلفه بعیدٌ مع توقع الاجازة، لانه حینئذٍ لم یبحْه مطلقاً، بل دفعه متوقعاً لکونه عوضاً عن المبیع، فیکون مضموناً له"(دوره سه جلدی ،ج2،ص23)

خلاصه‌ی بحث این است که می‌فرماید عده‌ای از فقها در این صورت گفته‌اند اگر مشتری بر فضولی بودن معامله علم داشته  وبا این حال ثمن را به فضول داده است، حال که این ثمن در ید فضول، تلف شده است اصیل، حق رجوع به فضول ندارد، چرا ؟ چون اصیل با علم بر عدم استحقاق فضول، به دریافت ثمن، این ثمن را در اختیار او گذاشته است و این به منزله‌‌ی این است که اصیل، ثمن را به فضول اباحه کرده و قضیه تابع حکم اباحه است (که درجای خود بحث شده است) اماشهید اول و شهید ثانی در پاسخ این قول می‌فرمایند چنین استدلالی (عدم وجود حق رجوع اصیل به فضول) اگر عین ثمن باقی باشد، که خیلی بعید است و اگر هم ثمن تلف شده باشد باز بعید است چنین استدلالی را بپذیریم زیرا درست است که اصیل، خودش، ثمن را به فضول داد ولی با این توقع داد که مالک، بیع را اجازه کرده و ثمن را در عوضِ مبیع خواهد برداشت حالا که این اتفاق رخ نداد(یعنی مالک، بیع را اجازه نکرده)، موجبی برای بقاء ثمن در دست فضول نیست و باید آن را برگرداند و حال که این ثمن در ید او تلف شده ضامن است و باید بدل آن را برگرداند.

حالا با خواندن این استدلالات و نظرات مختلف در فقه، آیا ممکن است این قضیه و حکم آن را در درس حقوق مدنی فراموش کنید؟ به نظرم غیر ممکن است، هر چیز را با استدلال یاد بگیرید بسیار بهتر آن را به ذهن خواهید سپرد.

فکر کنید در مصاحبه‌ی حضوری آزمون قضاوت یا دکتری، از شما بخواهند ماده‌‌ی 263 قانون مدنی را خوانده وسپس همین سوال را از شما بپرسند و شما با غرور همین دو نظر و استدلالات آن را با آب و تاب برایشان بگویید. چه شود؟!

سوم - خواندن فقه یک اهمیت دیگر هم دارد که به نظر من نه تنها اهمیتش از جنبه‌‌های قبل کمتر نیست، بلکه بیشتر هم هست. شاید به نظرتان عجیب باشد یا تا حالا از این جنبه به موضوع نگاه نکرده باشید اما فقه، درس زندگی است، نحوه‌ی معاشرت و زندگی در اجتماع را به شما می‌آموزد، به قول امروزی‌ها یک سبک زندگی (life style) است. مثلا دربیان مفهوم عدالت که یکی از شرایط شهود است، در بابِ شهاداتِ کتابِ شرحِ لمعه چنین آمده است:

"و هی هیئة نفسانیة راسخةً، تبعث علی ملازمة التقوی و المروة وتزول بالکبیرة مطلقاً و الاصرار علی الصغیرة و بترک المروة و هی التخلّق بخُلُق امثاله فی زمانه و مکانه، فکثرة السخریة والحکایات المضحکة و نحو ذلک یسقطها"

 شاهد باید عادل باشد، اما منظور از عدالت چیست؟ می‌فرماید آن صفت نفسانی است که در آدم مستقر شده و آدم را به حفظ تقوی و مروت بر‌می‌انگیزد، سپس توضیح می‌دهد که عدالت با انجام گناه کبیره، (هر گناهی باشد) یا اصرار بر انجام گناه صغیره یا ترک مروت ساقط می‌شود ، اما منظور از مروت چیست؟ می‌فرماید مروت این است که به اخلاق آدم‌های هم‌عصر و هم‌زمان و هم‌مکان خودش عمل کند- (یعنی به اصطلاح، ساختارشکنانه رفتار نکند) وبعد نکته‌ی کلیدی‌ای را بیان می‌کند، به زبان امروزی عرض می‌کنم زیاد مسخره بازی درآوردن و جوک گفتن و امثالهم مروت را ساقط کرده ،شاهد را از عدالت انداخته و سخن او در دادگاه مسموع نخواهد بود. می‌دانید یعنی چه؟ ما همین یک درس را یاد بگیریم برایمان کافی است. فکر نکنیم به اصطلاح فَشِن!(fashion) تیپ زدن و ساختارشکنانه لباس پوشیدن و به بطالت روزگار گذراندن، هیچ تاثیری در دید جامعه و شرع به ما ندارد. توجه کنید که می‌فرماید سَبُک و خلافِ عرفِ مردمِ مسلمانِ جامعه رفتار کردن هم عدالت را ساقط می‌کند، اینجا خدای نکرده سخن از دروغ، غیبت، شراب، زنا یا هر چیز دیگر نیست، فقط رعایت نکردن عرف جامعه‌ی مسلمان و سبک رفتار کردن کافی است که عدالت از بین برود و سخن شخص در دادگاه به عنوان شاهد مورد قبول قرار نگیرد.

ممکن است در ادبیات بارها همچنین توصیه‌هایی بخوانیم اما در اینجا و در فقه است که اثر عملی بی‌توجهی به این توصیه‌ها را می‌بینیم. خواندن فقه، هزاران هزار از این درس‌ها دارد که من به دلیل جلوگیری از طولانی شدن یحث از آنها عبور می‌کنم.

چهارم - فقه ورزش ذهن است. توصیه می‌کنم حتماً به سراغ آن بروید، من خودم بارها شده ساعات متوالی (4 یا 5 ساعت) فقه خوانده و اصلاً متوجه گذشت زمان نشده‌ام. خود را در دریای آن غرق کنید و لذت ببرید، شما را از دنیای پیرامونتان به کلی جدا می‌کند. اگر به هر دلیل در زندگی‌تان یا در یک روز بخصوص، مشکلی دارید که دوست دارید ساعاتی بدون فکر کردن به آن مشکل، وقتتان را بگذرانید، بهترین وسیله برای فارغ شدن از آن مشکل و سر حال آمدن، خواندن فقه است، فقه، مثل یک پزشک است که هر از چندی باید خودتان را برای یک چک‌آپ(check up)  به او نشان دهید، او شما را معاینه کرده و تنظیم خواهد کرد؛ من خودم چنین رابطه‌ای با فقه دارم؛ در زندگیم هر وقت خواسته‌ام از محیط پیرامونم جدا شوم بهترین پناهگاهم فقه بوده است؛ مثلاً در دوران سربازی! به نظرم در این زمینه کمتر بنویسم بهتر است، هر آن ممکن است مرا به جنون متهم کنید!

راستش من آن روزهایی که سوار بر دوچرخه با یک زیلو و کتاب شرح‌لمعه به پارکی در نزدیکی منزلمان می‌رفتم و با یکی از دوستانم که الان قاضی است، برای امتحان ارشد ابواب مختلف متون فقه را می‌خواندم جزو روزهای عمرم حساب نمی‌کنم؛ صبح و بعد از ظهر ؛ صبح از ساعت 9 تا 12 و عصر از ساعت 4 تا 8؛ چه روزهای پر استرسی بود؛ قضیه از آنجا دشوار می‌شد که اصلاً هیچ ذهنیتی نداشتیم که این کاری که داریم می‌کنیم بازدهی‌ای دارد یا نه؟ آیا با همه‌ی این تلاش‌ها روز کنکور موفق می‌شویم به تست‌ها پاسخ دهیم یا نه؟ فقط و فقط عشق بود که ما را به پیش می‌راند؛ با خود می‌گفتیم ما به خاطر علاقه‌مان است که داریم می‌خوانیم، موفق هم نشویم اشکالی ندارد، امیدوارم شما هم این حس را تجربه کنید؛ بسیار زیبا است. 

فقه را برای آزمون ارشد چگونه بخوانم؟

در خصوص متن عربی باید عرض کنم منبع اصلی آزمون ارشد در درس فقه، کتاب شریف " الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدِّمَشقیّه " است که در عرف حوزه‌های علمیه آن را شرح لمعه می‌گویند. توجه داشته باشید که منابع دیگر نظیر تحریر الروضة، یا مباحث حقوقی شرح لمعه یا هر منبع دیگری، منابع دست دوم محسوب می‌شوند. شما باید خود کتاب شرح لمعه تالیف شهید ثانی را خریداری کنید. این در واقع متن عربی و  اصلی کتاب است؛ عجله نکنید به شرح هم خواهیم رسید. متن اصلی شرح لمعه به گونه‌های متفاوت، در مجلدات مختلف (2 جلدی، 3 جلدی، 4 جلدی، و 8 جلدی) منتشر شده است از بین همه‌ی اینها من دوره سه جلدی را توصیه می‌کنم که موسسه‌‌ی انتشارات دارالعلم آن را چاپ کرده است ( آدرس این مؤسسه در تهران این است: خیابان انقلاب، خ 12 فروردین، ساختمان تجاری ناشران، طبقه‌ی همکف، ش 18و 16،تلفن 021-66955405 و  21-66973809  و آدرس دفتر مرکزی آن در قم: خیابان ارم، مقابل کوچه 20، پلاک 357 تلفن 251-7744298-9 ). در زیر پیش‌نمایشی از صفحه‌ی عنوان این کتاب می‌بینید که می‌توانید برای دیدن آن در ابعاد بزرگتر روی این لینک کلیک کنید.


ویژگی اصلی این چاپ این است که متن کتاب، دارای اِعراب‌گذاری است، یعنی حرکات کلمات و حروف به طور کامل در متن نشان داده شده‌است که این امر هم در دریافت معنی به شما کمک می‌کند، هم در خواندن متن. در زیر پیش‌نمایشی کوچک از دو صفحه از متن کتاب را می‌بینید، که برای نمایش تصویر در ابعاد واقعی می‌توانید روی این لینک کلیک کنید.(در این تصویر، ص23، خط3، همان مطلبی است که پیش از این بحث آن را کردیم. یعنی حق رجوع اصیل به فضول برای دریافت بدل ثمن تلف شده.)


 اما درخصوص ترجمه‌ی شرح لمعه، واضح است که متن عربی به تنهایی برای ما کارساز نیست و ما نیاز به یک منبع فارسی داریم. متاسفانه ترجمه‌هایی که در بازار وجود دارد و دانشجویان حقوق معمولاً از آنها استفاده می‌کنند گاه، مشکلات متن عربی را که حل نمی‌کنند هیچ، خواندن خودشان هم نیاز به یک شارح دارد! شاعر فرمود: " تو که نوشم نه‌ای، نیشم چرایی؟ " به نحوی که من خیلی اوقات، متن عربی را که می‌خوانم متوجه می‌شوم، اما ترجمه‌ی فارسی را که می‌خوانم چیزی سر در نمی‌آورم! پس چاره چیست؟

 در این زمینه کتابی وجود دارد به اسم " النّضید فی شرح روضة الشّهید " تالیف شیخ حسن قاروبی تبریزی { نضید درعربی به معنای روی هم چیده شده، منظم، درست و استوار است} این کتاب را معمولاً طلاب علوم دینی به عنوان شرح فارسی بر شرح لمعه مطالعه می‌کنند و پسر عمه‌‌ی من که طلبه است مرا با این گنجینه‌ی بی‌نظیر آشنا کرد که بدون تردید جریان زندگیم را عوض کرد. به نحوی که می‌توانم بگویم حیات علمی من به دو قسمت قبل از این کتاب و پس از این کتاب تقسیم می‌شود! رویکرد این کتاب به این نحو است که به صورت مطلب به مطلب (مثلا در حد چند خط) متن شرح لمعه را توضیح داده و سپس در قسمت ترجمه و شرح عبارت، همان چند خطِ توضیح داده شده را بر روی متن عربی پیاده کرده وبه صورت تحت‌اللفظی ترجمه کرده و ضمیرها را به مرجع ضمیر برگردانده است. فقط این را بگویم: بی‌نظیر است. هر ترجمه یا شرح دیگری را فراموش کنید. مطالب، همچنان که از اسم کتاب بر‌می‌آید بسیار منظم و با استدلالات متقن و محکم توضیح داده شده، به نحوی که در ذهن آدم حک می‌شوند. امتیاز دیگر این کتاب همه‌فهم بودن آن است، اصلاً نیاز نیست دانشجوی حقوق بوده یا در فقه تبحری داشته باشید تا مطالب آن را بفهمید، فارسی بلد باشید کافی است. من فقه خودم را چه در آزمون ارشد چه در آزمون دکتری و نیز درس حقوق مدنی‌ام را مدیون این کتابم. آرزو دارم مولف این کتاب که اصلاً او را نمی‌شناسم با امام جعفر صادق، صاحب فقه جعفری، محشور شود. به راستی بدون اخلاص و بدون چشم‌داشت مادی، انجام چنین کاری غیر ممکن است. چه خوب است که هنوز پای تجاری‌کاری و کتاب‌سازی به حوزه‌های علمیه‌ی ما باز نشده است. در زیر پیش‌نمایشی از صفحه‌ی عنوان این کتاب می‌بینید که می‌توانید برای دیدن آن در ابعاد بزرگ‌تر روی این لینک کلیک کنید.


 و اینجا هم پیش‌نمایشی کوچک از دو صفحه از متن کتاب را می‌بینید، که برای نمایش تصویر در ابعاد واقعی می‌توانید روی این لینک کلیک کنید. (ص 184 از این تصویر، همان مطالبی است که پیش از این راجع به آن بحث کردیم: حق رجوع اصیل به فضول برای دریافت بدل ثمن تلف شده).


تا حالا بیست و دو جلد از این کتاب، بیرون آمده است از جلد 9 به بعد (باب قضا وشهادات) مربوط به مباحث حقوقی است که ما باید مطالعه کنیم، جلد 8 و قبل از آن مربوط به بحث عبادات است که در حوزه‌ی کاری ما قرار نمی‌گیرد. پس اگر خواستید کتاب را بخرید فعلاً باید از جلد 9 تا 22، بخرید، هر چه پول بابت چنین چیزهایی صرف کنید ارزشش را دارد. این کتاب، چون عموماً در حوزه‌های علمیه کاربرد دارد، در شهر تهران یا غیر آن پیدا نمی‌شود، فقط در قم می‌توانید آن را بخرید، آن هم در پاساژ قدس، که مرکز کتاب‌فروشی‌های قم است. پاساژ قدس، نزدیک حرم مطهر فاطمه‌ی معصومه (سلام الله علیها) است. در خیابان ارم. از هر کس بپرسید شما را راهنمایی می‌کند، اما به هر حال مشخصات نشر این کتاب از قرار ذیل است: (انتشارات داوری قم- تلفن 02537732584  و 02537732178 ) فعلاً تقریبا تا آخر بحث نکاح از کتاب نضید بیرون آمده است.

برای مباحث بعد هم که از کتاب شرح لمعه باقی مانده و مباحث مهم و مورد سوالی است، (به خصوص بحث ارث، حدود، قصاص و دیات) منبع دیگری معرفی می‌کنم، و آن، کتابی است به نام "المباحث الفقهیّه فی شرح روضة البهیّه" تالیف سید جواد ذهنی تهرانی، این کتاب هم که یک کتاب قدیمی است تقریباً به همان شیوه‌ی کتاب النّضید، شرح لمعه را به فارسی تشریح نموده است و بسیار کتاب مفیدی است. این کتاب هم قاعدتاً فقط در قم پیدا می‌شود. در زیر پیش نمایشی از صفحه‌ی عنوان این کتاب را می‌بینید که می‌توانید برای دیدن تصویر بزرگ‌تر آن روی این لینک، کلیک کنید.


و اینجا هم پیش‌نمایشی کوچک از دو صفحه از متن کتاب را می‌بینید، که برای نمایش تصویر در ابعاد واقعی می‌توانید روی این لینک کلیک کنید.


من با محدودیت وقت مواجه هستم، چه ابوابی از فقه را دراولویت قرار دهم؟

اگر واقعاً وقت ندارید، گرچه توصیه‌ی من این است که از وقت سایر درس‌ها کم کنید – بجز زبان انگلیسی که قبلاً راجع به تأثیر آن در رتبه‌ی شما صحبت کردیم – و روی فقه سرمایه‌گذاری کنید، ولی اگر در همین حد هم وقت ندارید توصیه‌ی من این است اول، باب متاجر (جلد ده، یازده و دوازده کتاب النّضید) و ابواب حدود، قصاص و دیات را مطالعه کنید، هر چند در این زمینه قاعده‌ی کلی وجود ندارد، و هر سال تمرکز سوالات آزمون‌ها ممکن است با سوالات سنوات قبل متفاوت باشد اما تتبّع در کتاب‌های تست متون فقه در سال‌های متفاوت نشان می‌دهد معمولاً از ابواب متاجر، حدود، قصاص و دیات، بیشتر، سوال طرح شده است.

آیا در پایانِ مباحثِ مربوط به فقه ، توصیه‌ای مانده که به ما بگویید؟

بله؛

 نکته‌ی اول اینکه می‌توانید در کنار روش‌های پیش‌گفته، به یک روش دیگر هم فقه را بیاموزید و آن هم استفاده از فایل‌های صوتی است. خوشبختانه امروزه، با وجود وسائل جدید صوتی و تصویری ، امکاناتی در دست ما است که روزی فکرش را هم نمی‌کردیم؛ مثلاً می‌توانید در خانه‌ی خود باشید و در محضر بزرگ‌ترین اساتید فقه در حوزه‌ی علمیه‌ی قم، فقه بیاموزید؛ فایل‌های صوتی تدریس حوزویِ شرح لمعه ، امروزه با اندکی زحمت و هزینه در دسترس ماست که بسیار هم ذیقیمت هست. یکی از برترین مدرسین کتاب شرح لمعه در حوزه‌های علمیه ، آیت‌الله استاد وجدانی است که یکی از بهترین اساتید فقه در زمان خود بوده است – و وقتی فایل صوتی را شنیدید متوجه می‌شوید که لهجه‌ی ترکی بسیار شیرینی دارد – می‌توانید این فایل‌ها را خریداری کرده و در اوقات مرده، مثل زمانی که در اتومبیل هستید، خدای ناکرده به جای موسیقی‌های آنچنانی!، فقه بیاموزید.

برای تهیه‌ی این فایل‌ها ، به فروشگاه گنجینه‌ی معرفت رجوع کنید. ( در صورت تمایل، آدرس و تلفن این فروشگاه در تهران را از این لینک ببینید؛ این لینک هم سایت رسمی این فروشگاه است که در قالب یک فایل نرم‌افزاری لیست محصولات خود را ارائه نموده و این لیست از این لینک قابل دانلود است. این هم صفحه‌ای است که سی دی های مربوط به آیت‌الله وجدانی در آن معرفی شده است)

نکته‌ی دوم اینکه در مباحثی که مطالعه می‌کنید هنگامی که به مباحث مربوط به عبد و کنیز می‌رسید خودتان آنها راحذف کنید چون این امور در زمان ما موضوعیت ندارد، مورد سوال هم واقع نمی‌شوند. مباحث مربوط به مستحبات و مکروهات یا واجب و حرام هم چون مربوط به رابطه‌ی انسان و خدا است و از حقوق اجتماعی خارج است جز حذفیات محسوب می‌شود.

و نکته‌ی سوم و پایانی اینکه می‌توانید در پایان هر بابی که می‌خوانید تست‌های مربوط به آن را هم بزنید که در جریان نحوه‌ی طرح سوال قرار بگیرید. چون من چند سالی است که از آزمون ارشد فاصله گرفته‌ام و در سنوات اخیر، تست ‌ها را مطالعه نکرده‌ام در این زمینه نمی‌توانم مشاور  ‌خوبی برای شما باشم ؛ خودتان با نگاه کردن به تست‌ها دستگیرتان می‌شود که روی چه مباحثی باید تمرکز بیشتری داشته و مباحث را چگونه مطالعه کنید.

قسمت‌های بعدی این مطلب در خصوص نحوه‌ی مطالعه و منابع سایر دروس آزمون کارشناسی ارشد نیز در وقت مقتضی تایپ شده و روی وبلاگ قرار خواهد گرفت. 

مشتاق شنیدن نظراتتان هستم.

برای مطالعه‌ی قسمت اول این مطلب (کلیات و نحوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی) از این لینک استفاده کنید. ضمناً برای دیدن سایر مطالب مربوط به آزمون ارشد از این لینک و برای خواندن مطالب مربوط به سایر آزمون‌های حقوقی (از جمله شیوه‌ها و تکنیک‌های تست‌زنی) از این لینک (که ذیل آرشیو موضوعی هم قابل دسترسی است) استفاده کنید.



  • سید نورالله شاهرخی
۰۹
تیر
۹۴

مطلب ذیل قسمت اول سری مطالبی است تحت همین عنوان؛ برای مطالعه‌ی قسمت دوم این مطلب (نحوه‌ی مطالعه و منابع متون فقه) از این لینک استفاده کنید. ضمناً برای دیدن سایر مطالب مربوط به آزمون ارشد از این لینک و برای خواندن مطالب مربوط به سایر آزمون‌های حقوقی (از جمله شیوه‌ها و تکنیک‌های تست‌زنی) از این لینک (که ذیل طبقه‌بندی موضوعی هم قابل دسترسی است) استفاده کنید.

آیا کسانی که قصد شرکت در آزمون ارشد دانشگاه آزاد یا قبولی در دوره‌های پولی دانشگاه دولتی دارند هم این مطلب را بخوانند؟

کسانی که با قبولی در آزمون ارشد دانشگاه آزاد اسلامی یا دوره‌های شبانه‌ی دانشگاه دولتی هم احساس موفقیت می‌کنند نیازی به خواندن این مطلب و به زحمت انداختن خود برای عمل به توصیه‌های آن ندارند.

کسانی که هدف خود را قبولی در دانشگاه‌های معتبر شهر تهران قرار داده‌اند با یاری خدا از خواندن این مطلب پشیمان نخواهند شد.

آیا فقط داوطلبان مایل به شرکت در آزمون ارشد حقوق خصوصی باید این مطلب را بخوانند؟

توجه داشته باشید مطالبی که در پاسخ به این سوال متداول خدمت شما عرضه می‌شود بجز در قسمت مربوط به منابع آزمون که با توجه به تجربیات شخصی من فقط منابع آزمون ارشد حقوق خصوصی معرفی خواهد شد در سایر قسمت‌ها این قابلیت را دارد که مورد استفاده‌ی داوطلبان سایر گرایش‌ها و حتی سایر رشته‌ها هم قرار گیرد.

آیا منابعی که برای شرکت در آزمون معرفی می کنید جنبه ی رسمی دارند؟

منابعی که جهت شرکت در آزمون کارشناسی ارشد حقوق خصوصی معرفی می‌شود صرفاً ناشی از مطالعات شخصی و تجربیات من است و اصلا جنبه‌ی رسمی ندارد.

در ضمن بدیهی است من فقط منابعی را که مطالعه کرده‌ام به شما معرفی می‌کنم در این خصوص که ممکن است منابع دیگری هم باشد که منابع مفیدی باشد اطلاعی ندارم و طبیعتاً نمی توانم نفیاً یا اثباتاً در مورد آنها اظهار نظری بکنم.

آیا آزمون ارشد منابع از قبل معینی دارد که با خواندن آنها مطمئن باشم به همه‌ی سوالات پاسخ خواهم داد؟

متاسفانه خیر‍.

یکی از تفاوت‌های بارز آزمون ارشد و آزمون کارشناسی - که در نتیجه‌ی آن وارد دانشگاه شده‌اید – این است که آزمون ارشد منابع از قبل معینی ندارد. شما در دبیرستان کتاب‌های درسی مشخصی داشتید که اگر آنها را خوب مطالعه می‌کردید مطمئن بودید که سوالات کنکور  - ولو که مفهومی هم طرح شده باشد – در هر حال از جایی از همین کتاب‌های معدود درسی طرح خواهد شد. اما در آزمون ارشد موضوع بدین‌گونه نیست.

در  آزمون ارشد این سرفصل‌هاست که حرف آخر را می‌زند. شما این سرفصل‌ها را از هر کتابی مطالعه کنید – به شرط اینکه کتاب معتبری باشد – تفاوت زیادی ندارد. عمده‌ی مطالب در منابع متفاوت یکسان هستند. تفاوت اصلی در نحوه‌ی ارائه‌ی مطالب است.

فقط ممکن است در مورد مسائل اختلافی نظر طراحان سوال با هم متفاوت باشد که در این صورت شما قاعدتاً وقتی به آن سوال خاص پاسخ مثبت می‌دهید که بدانید طراح سوال کیست! که این هم ناممکن است چون سوالات متعدد از اساتید متفاوتی اخذ می‌شود و سپس به صورت رندوم (اتفاقی) در آزمون اصلی مورد استفاده قرار می‌گیرد به نحوی که خود استادی هم که سوالاتی را به سازمان سنجش ارائه کرده است نمی‌داند آیا در آزمون امسال از سوالات او استفاده می‌شود یا خیر؟ و اگر پاسخ مثبت است دقیقا کدام سوال مورد استفاده قرار خواهد گرفت؟

پس آن چیزی که از نظر منبع آزمون برای شما مهم است این است که همیشه درصدی برای سوالات سلیقه ای در نظر بگیرید که جواب ندادن به آنها بسیار به صرفه‌تر از پاسخ دادن به آنها است. البته همچنان که در ادامه خواهد آمد این وضعیت در مورد برخی دروس، کمرنگ‌تر است. زیرا در مورد برخی مواد امتحانی، وضعیت منابع، تقریباً مشخص است.

حاصل کلام اینکه سوال اصلی شما نباید این باشد که کدام کتاب، منبع آزمون است؛ زیرا در این صورت پاسخ من این خواهد بود که آزمون، منبع خاصی ندارد.

به عبارت دیگر نکته ی مهم این است که شما چقدر مطالعه داشته‌اید نه اینکه کدام کتاب را خوانده‌اید و این موضوعی بسیار مهم است که عمده‌ی داوطلبان نسبت به آن بی‌توجه هستند.عمدتاً کسانی که در دروس تخصصی در آزمون ارشد، درصدی بالای نود دارند کسانی هستند که تا حدی شانس آورده و در خصوص سوالات سلیقه‌ای نظری را انتخاب کرده‌اند که دست بر قضا نظر طراح آن سوال خاص بوده است.اما چگونه کمبود درصدی که ناشی از پاسخ ندادن به سوالات سلیقه ای است را جبران کنید؟

إن شاءالله در ادامه‌ی مطلب خواهم گفت.

آیا راهی میان‌بر وجود دارد تا بتوانیم به سرعت درصدهای خود را بالا ببریم؟

از همین حالا تا همیشه خیالتان را راحت کنم در مباحث علمی و کلاً در زندگی هیچ راه میان‌بری وجود ندارد. برخی می‌گویند ما فقط تست کار می‌کنیم و منابع را نمی‌خوانیم. به عبارت دیگر نظر اینان آن است که ما از طریق تست‌زنی، در واقع دو کار انجام می‌دهیم، هم مطالب را یاد می‌گیریم (آموزش) و هم با نحوه‌ی طرح سوالات آشنا می‌شویم.(استفاده از یک راه میان‌بر)

پاسخ من این است خودتان را گول نزنید، هیچ راه میان‌بری وجود ندارد، میان‌برها معمولاً به بی راهه می‌روند، از کجا می‌دانید پاسخ تستی که به شما در کتاب‌های تست عرضه شده – و عمدتاً از سوی اشخاص بی‌اطلاع و یا کم‌اطلاع و با اغراض تجاری تدوین شده – واقعاً پاسخ مورد نظر سازمان سنجش یا طراح سوال بوده است؟

مضافاً به اینکه تست‌زنی وسیله‌ی به آزمایش گذاشتن دانسته‌های قبلی است نه وسیله‌ی کسب معلومات!

ابتدا باید از طریق مطالعه، معلومات خود را بالا ببرید و سپس از طریق تست‌زنی، آن معلومات را بیازمایید. اگر کسب دانسته‌های شما از طریق تست باشد، در صورتی موفق خواهید بود که عیناً همان تست در آزمون تکرار شود، اگر سوالات یا پاسخ‌ها اندکی تغییر داده شود چون معلوماتتان به طور عمقی کسب نشده است به اشتباه خواهید افتاد.

در میان دروس آزمون کارشناسی ارشد، پاسخ به سؤالات کدام دزس از بقیه مهم‌تر است؟

بدون تردید، از این حیث، در رتبه‌ی اول زبان انگلیسی (اعم از عمومی و تخصصی) قرار دارد و سپس سؤالات درس متون فقه، واجد بیشترین اهمیت است.

چرا زبان انگلیسی از بقیه‌ی دروس، مهم‌تر است وقتی درس حقوق مدنی ضریب 3 دارد؟

دلایل متعددی دارد.

نخست، جهت رفع سوءتفاهمات رایج و شایع، باید مطلبی را بیان کنم و آن اینکه تاکید من بر یادگیری زبان انگلیسی خدای ناکرده به هیچ وجه به معنای کم‌اهمیتی یا بی‌اعتنایی به زبان عربی که زبان دین ما است و نیز یادگیری فقه اسلامی نبوده، نیست، و إن‌شاءالله نخواهد بود.

برچسب غرب‌زدگی یا رواج فرهنگ غرب‌زدگی به ما نچسبانید که نمی‌چسبد!

بعد اینکه چرا زبان انگلیسی علی‌رغم ضریب یک از بقیه‌ی درس‌ها مهم‌تر است؟

اولاً فراموش نکنید آزمون کارشناسی ارشد یک آزمون رقابتی است، و این بدان معنا است که تراز شما که در واقع، معیار مقایسه‌ی میان شما و دیگر داوطلبان است بسیار مهم‌تر از نمره‌ی شما است.

به زبان ساده یعنی اینکه آن درسی اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد که بقیه‌ی داوطلبان در آن ضعیف هستند و عمدتاً اصلاً سراغ آن نمی‌روند و ناگفته پیداست که بدون تردید، این درس، چیزی نیست جز زبان انگلیسی.

اگر بر فرض، حقوق مدنی چنین وضعیتی داشت در این صورت ما بر اهمیت همان درس (حقوق مدنی) تاکید می‌کردیم؛ ولی فعلاً این زبان انگلیسی است که چنین اهمیتی دارد.

از تجربه‌ی خودم برای شما بگویم؛ من سال اولی که در آزمون ارشد شرکت کردم رتبه‌ام با درصدهای خاصی – از جمله 92 درصد متون فقه - شد 281 کشوری؛ زبان انگلیسی صفر زده بودم. ظرف یکسال بعد هیچ درسی بجز زبان انگلیسی نمی‌خواندم. با خود می‌گفتم " من همین درصدا رو نگه دارم کافیه فقط زبان کار کنم" سال بعد با – تقریباً – همان درصدها و چه بسا اندکی کمتر – مثلاً متون فقه 87 درصد – و البته زبان انگلیسی 40 درصد رتبه‌ام شد 21 کشوری!

و این است تاثیر قاطع زبان!

ثانیاً: در آزمون دکتری هم دقیقاً وضعیت از همین قرار است. اگر بر فرض محال بتوانید بدون دانستن زبان انگلیسی وارد دوره‌ی کارشناسی‌ارشد شوید و از آن فارغ‌التحصیل شوید! با دکتری چه خواهید کرد؟

مستحضر هستید که مدرک کارشناسی‌ارشد دردی از دردهای شما را دوا نخواهد کرد – هم‌چنان‌که در مورد من هم همین‌طور بود – شما ناگزیر خواهید بود به فکر اخذ مدرک دکتری باشید و بدانید قبول شدن بدون زبان انگلیسی اگر در آزمون کتبی دکتری محال نبوده بلکه خیلی سخت باشد قطعاً قبولی در مصاحبه‌ی شفاهی آزمون دکتری، محال خواهد بود. احتمالاً فقط دوره‌های پولی را بتوانید بدون آشنایی با زبان انگلیسی قبول شوید. چون در آزمون شفاهی دکتری از شنا به زبان انگلیسی سوال پرسیده می‌شود و باید فی‌البداهه جواب بدهید.

ثالثاً: بر فرض که استراتژی خودتان را این‌طور انتخاب کنید که در آزمون ارشد زبان انگلیسی را صفر بزنید و در عوض بقیه‌ی درس‌ها را بالای هشتاد یا نود درصد بزنید.

این کاری است بسیار خطرناک! زیرا همان‌طور که قبلاً به شما گفتم درصدهای بالای هشتاد یا نود منوط به این خواهد بود که شما آنقدر شانس داشته باشید که پاسخ سؤالاتی که سلیقه‌ای و بر اساس نظر طراح، طرح شده‌اند را درست بدهید که این هم بسیار بعید است. و عقل سلیم در این است که سرنوشت آینده‌ی خود و یک‌سال تلاش مستمر را به چند سؤال سلیقه‌ای که معلوم نیست طراح سؤال کدام پاسخ در نظرش بوده است، گره نزنید.

رابعاً: انتخاب استراتژی فوق علاوه بر اینکه کار بسیار پر خطری است کار بسیار پر زحمت وطاقت فرسایی نیز هست. مثالی می‌زنم تا مقصودم واضح شود. ورزشکاری را در نظر بگیرید که قرار است کیلو‌های اضافه‌ای را کم کند (مثلا پانزده کیلو) و روز مسابقه سر وزن برسد. همچنان که احتمالاً بارها از زبان ورزشکاران این کاره – مثلا کشتی‌گیران شنیده‌اید- کم کردن کیلوهای اولیه – مثلاً تا سیزده کیلو – زیاد سخت نیست، اما دو سه کیلوی آخری شیره‌ی جان ورزش‌کار را می‌مکد تا کم شود، یعنی از یک کیلو تا سیزده کیلو ، کیلو کیلو ، کم می‌شود درحالیکه کیلوی چهاردهم و پانزدهم باید گرم گرم کم شود، یک شکنجه تمام عیار است . وضعیت ما شرکت‌کنندگان در آزمون‌ها ، اگر قصد داشته باشیم در درس‌ها، بالای هشتادوپنج ونود درصد بزنیم، به همین ترتیب است .

مثلا درسی مثل حقوق مدنی را به راحتی می‌توانید از صفر تا هفتاد برسانید، ولی رساندن هفتاد به هشتاد وپنج و تا نود وپنج واقعاً کار جناب فیل است وصبر و طاقتی می خواهد مافوق طاقت انسان‌های عادی. مضافاً به اینکه در این زمینه هر چه هم تلاش کنید مطمئن نخواهید بود که واقعا به هدف – تست زدن بالای نود –خواهید رسید، چون همچنان که خدمت شما عرض کردم ، یک سری از سوالات، همیشه سلیقه‌ای طرح می‌شود که پاسخ به آن‌ها بیشتر از آنکه مربوط به تلاش وکوشش باشد به شانس بستگی دارد.

توصیه‌ی من به شما این است به جای اینکه خودکشی کنید تا درصدهای هفتادِ دروس دیگر را به نود برسانید، درصد زبان خودتان را از صفر به پنجاه برسانید .

فراموش نکنید که رساندن درصد از صفر به پنجاه، راحت‌تر از رساندن درصد از هفتاد به نودوپنج است. و درضمن توجه داشته باشید سرمایه‌گذاری‌ای که از نظر وقت، روی انگلیسی می‌کنید فقط برای آزمون کارشناسی‌ارشد نیست، بلکه برای دروس کارشناسی‌ارشد ،پایان‌نامه‌ی کارشناسی‌ارشد ، آزمون کتبی دکترا، مصاحبه‌ی دکترا و پایان نامه‌ی دکتری نیز هست!

خامساً: حتی اگر استراتژی پیش گفته‌ی شما - زبان صفر،بقیه دروس، نود - درست جواب دهد و در یک دانشگاه معتبر قبول شوید، دروس دوره کارشناسی ارشد – که اضافه بر 4 واحد زبان تخصصی هر کدام یک کار تحقیقی هم در کنار خود دارند و برای انجام هر کار تحقیقی هم مجبور به مراجعه به منابع معتبر انگلیسی هستید- را چه خواهید کرد؟! در مقطع ارشد فرض بر این است که شما همه منابع موجود فارسی را خوانده‌اید و انجام کار تحقیقی بدون مراجعه به منابع معتبر انگلیسی ممکن نیست. بر فرض که با هر ترفندی که شده از سدّ دروس بگذرید، پایان‌نامه را بدون دانستن زبان چه خواهید کرد؟ پایان‌نامه‌ای که منبع انگلیسی نداشته باشد بعید است اجازه‌ی دفاع بگیرد. وضعیت امتحان دکتری را هم که از قبل برایتان تشریح کردم.

سادساً: حتی اگر هیچ‌یک از دلائل پیش‌گفته ،شما را قانع نکرده یک دلیل دیگر هم هست که شاید نظر شما را عوض کند.

زبان انگلیسی پنجره‌ی مابه دنیای خارج و وسیله‌ی مفا‌همه‌ی ما با عالم بیرون است. اگر قرار است فرهنگ خودرا به دنیا بشناسانیم و از فرهنگ مردمان دیگر اطلاع یافته، نظرات آنها را بشنویم، حسب دستور فرهنگ اسلامی ولو از طریق فضای مَجازی ،به سیر در آفاق و انفس بپردازیم هیچ چاره‌ای نداریم جز اینکه زبان انگلیسی را یاد بگیریم.

سابعاً: اگر هیچ‌کدام از دلائل پیش‌گفته شما را به صَرف وقت برای یادگیری زبان انگلیسی قانع نکرده است احتمالاً هیچ دلیل دیگری هم شما را قانع نخواهد کرد و این یعنی استدلال‌های من قدرت اقناع شما را ندارد. پس بهتر است بی‌خیال خواندن ادامه‌ی این مطلب شوید!

بر فرض که پذیرفتم زبان را در اولویت قرار دهم، چگونه شروع به یادگیری زبان انگلیسی کنم؟

چرا بر فرض؟ امیدوارم واقعاً به این نتیجه رسیده باشید.

در زبان انگلیسی ابتدا پایه‌ی گرامر شما باید تا حدی قوی باشد که بتوانید ساختار جملات را تشخیص دهید. مخصوصاً زمان‌‌ها و نحوه‌ی ترجمه‌ی هر زمان را بدانید.

مثلاً ترجمه‌ی جمله‌‌ی

1)              Ali is going to school.

با ترجمه‌ی جمله‌ی

2)              Ali is gone to school.

بسیار متفاوت است. ساختار دستور زبانی این جمله، تفاوتی عمیق در معنای آن ایجاد می‌کند که اگر ندانید درک مطلب را برای شما غیر ممکن خواهد ساخت.

جمله‌ی اول به این معنا است که علی خودش با اختیار به مدرسه می‌رود ولی جمله‌ی دوم به این معنا است که علی را به مدرسه می‌برند (احتمالاً چون اصلاً دل خوشی از مدرسه ندارد!) توسط چه کسی به مدرسه برده می‌شود؟ معلوم نیست. زیرا ساختار جمله، زمان حال مجهول است، و فاعل جمله‌ی مجهول مشخص نیست.

مثال فوق، یک مثال بسیار ساده بود در این زمینه که حتی اگر معنای تمام لغات موجود در جمله را بدانید، چنان‌چه با ساختار دستور زبانی جمله آشنا نباشید درک متن بسیار دشوار است. و مشکل این‌جاست که همین درک ناقص از متن، شما را در تست‌ها به غلط خواهد انداخت و همین اتفاق پیش می‌آید که بسیاری از ما تصور می‌کنیم در آزمون ارشد، زبان انگلیسی را خوب تست زده‌ایم اما در نتیجه‌ی مذکور در کارنامه، مقابل درس زبان، عدد منفی قرار گرفته است. (قلیل العلم خطر!)

به این دشواری اضافه کنید موردی را که در جمله، دو سه لغت هم وجود دارد که شما معنای آن را نمی‌دانید، در این صورت اگر ساختار دستور زبانی جمله را هم ندانید ترجمه‌ی آن جمله، امری نزدیک به محال است.

البته در خصوص اهمیت دستور زبان، افراط نباید کرد.

برخی‌ها را می‌بینم که تمام همّ و غمّ خود را روی یاد گرفتن دستور زبان، قرار داده‌اند و فرمول‌هایی عجیب و غریب جلوی خودشان قرار داده‌اند – مثلاً در مورد ساختار تفضیلی دوگانه:

The+صفت یا قید تفضیلی+  فاعل (فعل+)

The+ صفت یا قید تفضیلی+ فاعل (.....فعل+)

اینان چنان در ساختار غرق شده‌اند که اصولاً فراموش می‌کنند کلیت قضیه چه بود و اصولاً چرا زبان می‌خوانند، بعید می‌دانم خود انگلیسی‌زبان‌ها هم روی جزئیات گرامر خود این‌قدر مطالعه داشته باشند!

مثل خود ما فارسی‌زبان‌ها که به طور روزمره از دستور زبان فارسی استفاده می‌کنیم اما خیلی اوقات اگر کسی از ما بخواهد آن‌را فرموله کنیم قادر به انجام این‌کار نخواهیم بود.

کسانی که زیاد، وقت روی جزئیات دستور زبان بگذارند از چند جهت ضرر خواهند کرد:

اولاً: به سرعت خسته خواهند شد.

زیرا خواندن گرامر با آن جزئیات مطوّل و پیچیده کاری است بسیار دشوار.

ثانیاً: خیلی وقت‌گیر است.

زیرا حفظ کردن گرامر به نحوی که قادر باشید تست‌های مربوط به آن را بزنید نیاز به استمرار فراوان در کار دارد که ما قاعدتاً آن‌قدر وقت نداریم که همه‌ی زندگی خودمان را پای دستور زبان بگذاریم!

ثالثاً: اصلاً لذت‌بخش نیست!

و ادامه دادن کاری که که لذت‌بخش نیست محال است، به همین خاطر کسانی که شروع به خواندن گرامر می‌کنند چند ماه اول را خوب جلو می‌روند اما بعد رها می‌کنند چون آدم تا یک حدی می‌تواند با نفس خود مبارزه کند!

رابعاً: زیاد در درک متن، نتیجه‌بخش نیست.

زیرا همان‌طور که عرض کردم گرامر در همان حد پایه‌ای که به درک ساختار متن کمک کند کافی است. اگر اسلوب جمله را بدانید چه فرقی می‌کند که ندانید تفاوت  so با such چیست یا در چه مورد اسم غیر قابل جمع به کار می‌رود و در چه‌مورد اسم قابل جمع.

خامساً و مهم‌تر از همه: تأکید مفرط روی گرامر در آزمون هم نتیجه‌بخش نیست.

امروزه که همهٔ سؤالات درس متون حقوقی در مورد زبان انگلیسی تخصصی است، پاسخگویی به این سؤالات، ارتباط مستقیمی با دانستن جزئیات دستور زبان ندارد. در این بخش، دانستن دستور زبان در همان حد مهم است که برای معنا کردن جملات به کار بیاید. سابقاً هم که نیمی از سؤالات مربوط به زبان عمومی بود، سؤالات، عمدتاً متمرکز بر دایره‌ی واژگان بود  – برای تأیید ادعای من، می‌توانید به عنوان نمونه به صد سؤال آزمون دکتری سال 91 که من در آن شرکت داشتم، نگاهی بیندازید – و قسمتی از سؤالات زبان عمومی هم که متمرکز بر دستور زبان بود، از طریق دایره‌ی واژگان، و حس ششم – که در تست‌های زبان، نقش بیسار اساسی‌ای دارد – قابل پاسخگویی بود. آنچه باقی می‌ماند یک قسمت کوچک از سؤالات زبان عمومی میبود، که دستور زبان محض است؛ عیبی ندارد. به آنها می‌توانستیم پاسخ ندهیم. چون نمی‌ارزید که قبل از آزمون وقت بسیاری صرف جزئیات دستور زبان کنیم. چون در آزمون، درصد کمی از سؤالات را در اثر مطالعات خود در دستور زبان می‌توانستیم پاسخ دهیم.

حاصل مطلب در مورد دستور زبان اینکه ابتدا از دستور زبان شروع کنید، اما وقت زیادی صرف آن نکنید؛ خواندن جزئیات لازم نیست.

پس حتماً با دستور زبان شروع کنید اما حتماً همه‌ی وقت خود را صرف دستور زبان نکنید.

دستور زبان انگلیسی را چگونه یاد بگیرم؟

چون شما قصد دارید تا حدی که می‌توانید از وقت فشرده‌ی خود قبل از آزمون، حداکثر استفاده را بکنید من یادگرفتن دستور زبان از طریق کتاب را توصیه نمی‌کنم.

هم وقت‌گیر است، هم خسته‌کننده. توصیه‌ی من شرکت در کلاسی است فشرده با موضوع دستور زبان. قبل از شرکت در کلاس، مطمئن شوید موضوع کلاس، عمدتاً دستور زبان است و حداقل در یک بازه‌ی زمانی چند ماهه، مطالب مهم دستور زبان انگلیسی را یاد خواهید گرفت.

کلاس مکالمه را توصیه نمی‌کنم؛

چون از اسمش معلوم است هدف آن یاد دادن قواعد مکالمه است. کاری که زیاد به درد ما نمی‌خورد. شرکت در کلاس مکالمه بیشتر برای سیاست‌مداران، توریست‌ها و تاجران مؤثر است.

کلاس‌های طولانی را هم توصیه نمی‌کنم؛

برخی کلاس‌ها هستند که مدعی‌اند ظرف هیجده ترم سه‌ماهه! شما را به سطح کسانی خواهند رساند که زبان مادری آنها انگلیسی است. البته خیلی خوب است. ولی این‌طور کلاس‌هایی به درد مهدکودکی‌ها! می‌خورد که یک عمر در مقابل خود دارند نه ما که قرار است ظرف یکی دو سال آینده در آزمون ارشد شرکت کنیم.

اما به هر حال اگر درخواست شما این است که در زمینه‌ی دستور زبان انگلیسی کتابی به شما معرفی کنم پاسخ من این است که من چون خودم گرامر را از طریق کتاب یاد نگرفته ام مشاور خوبی در این زمینه نیستم. – من در یک دوره کلاس چند ماهه، گرامر را یاد گرفتم – اما در این زمینه مجموعه کتاب‌های grammar in use که از سطح مقدماتی تا پیشرفته چند کتاب دارد و کاری است از انتشارات دانشگاه کمبریج قابل توصیه است.

 برای عوض شدن فضا لینک قسمتی از نخستین دفترچه‌ی زبانم را قرار می‌دهم که مربوط به نخستین روزهای شروع به خواندن زبان است و موضوع آن ساختار جملات مجهول است: دانلود کنید.

یادش به‌خیر. قضیه برمی‌گردد به سال‌های 84 و 85 وقتی هنوز دانشجوی کارشناسی بودم. چند دفتر این‌چنینی دارم. نزدیک به هزار صفحه مطلب! آن روزها هنگام نوشتن آن مطالب وقتی همه با اعجاب و شگفتی به اینکه من چرا این‌همه وقت صرف زبان می‌کنم نگاه می‌کردند،...... آن روزها وقتی خودم هم به درستیِ کاری که می کردم اطمینان نداشتم، و چنان ناامید بودم که یک‌ماه آخر یعنی در حساس‌ترین روزها نه تنها زبان خواندن را کنار گذاشتم بلکه اصلاً درس نمی‌خواندم و خود را برای رفتن به خدمت نظام آماده می‌کردم ....آن روزهای سخت هیچ وقت به مخیله‌ام هم خطور نمی‌کرد که روزی همان تجربیات سخت و همان روزهای پر از دلهره، یأس و ناامیدی را با بقیه قسمت می‌کنم و برای اثبات سخنانم همین دفترهای زبانم را آپلود می‌کنم. فقط و فقط می‌توانم خدا را شکر کنم که این‌همه به من لطف داشت.

.....بگذریم....

قبلاً بابت اینکه در تصویر صفحاتی که آپلود کرده‌ام حاشیه‌ی  صفحات، حذف شده‌است عذرخواهی می‌کنم. به گیرنده دست نزنید، اشکال از فرستنده است!

بسیارخوب ،چگونه پس از یادگرفتن موضوعات کلیدی دستور زبان ، دایر‌ه‌ی واژگان خود را گسترده کنیم؟ چگونه کلمات را برای همیشه به خاطر بسپاریم؟ آیا کتاب خاصی را توصیه می‌کنید؟

مهم‌ترین نکته این است که به این نکته توجه داشته باشید که هیچ‌گاه شده که برای یادگیری کلمه‌ای از زبان فارسی مجبور به حفظ کردن معنای آن باشید؟ حداقل در مورد کلمات مورد استفاده در محاورات روزمره یا کلمات مورد استفاده در متون معمولی هیچ‌گاه چنین اتفاقی نمی افتد، دایره‌ای واژگان شما در زبان فارسی به راحتی به شصت هفتاد هزار واژه می رسد ، اما هیچ‌گاه شده برای یادآوری معنای واژه‌هایی از این دست به فرهنگ لغت فارسی مراجعه کنید؟ حتماً خیر؛ هیچ‌گاه فکر کرده‌اید چرا؟ هر پاسخی که به این سوال مهم بدهید در زبان‌آموزی شما نقشی حیاتی ایفا خواهد کرد.

پاسخ خیلی ساده است . چون آن‌قدر در طول روز ، بااین کلمات سر و کار دارید که هیچ‌گاه معنای آنها را فراموش نمی‌کنبد زبان فارسی از این حیث هیچ تفاوتی با زبان انگلیسی ندارد. بهترین راه سپردن معنای کلمات به حاطر این است که آن‌قدر با آنها دمخور باشید که هیچ‌گاه فراموشتان نشود.

از این حیث توصیه من سه چیز است اول : مطالعه‌ی مستمر ، دوم : مطالعه‌ی مستمر وسوم هم مطالعه‌ی مستمر !

بعضی اوقات درمورد خود من این قضیه به این شکل اتفاق می‌افتد که به جرات می‌توانم بگویم حجم مطالعات انگلیسی‌ام بیش از مطالعات فارسی است. اگر می‌خواهم بدانم هیولت(Hewlett)  و پاکارد(packard) که بودند و چه کردند یا منظور از سیلیکون ولی  (ValleySilicon چیست یا سرگذشت ناپلئون چگونه به انجام خود رسید یا آمریکایی‌ها در مورد رشادت ایرانی‌ها در جنگ تحمیلی چه نوشته‌اند و چه فکر می‌کنند ،یا بازتاب به زمین نشاندن پهپاد (پرنده‌ی هدایت‌پذیر از دور) آمریکایی RQ170 در رسانه‌های خارجی چه بوده یا متن اصلی رمان آرزوهای بزرگ (همان خانم هاویشام خودمان!) نوشته‌ی چارلز دیکنز چیست به جای مراجعه به متون فارسی زبان، به منابع دست اول مراجعه می‌کنم . به جای اینکه ببینم آیا بازتابی از به زمین نشاندن پهپاد، در رسانه‌های فارسی زبان ترجمه شده است یا خیر ،به سایت‌های مرجع در این زمینه مراجعه می‌کنم و واکنش آن‌ها را می‌خوانم . اگر در متنی دو سه کلمه را هم بلد نبودم هیچ ایرادی ندارد. اگر هنگام اتصال به اینترنت با پیغام خطا (error) شماره‌ی 768  مواجه می شوم که نمی‌دانم چگونه از پسِ حل کردن آن برآیم به جای تلفن زدن به دوست و آشنا و التماس کردن، متن پیغام خطا را در گوگل paste می‌کنم و مشکلم را از این طریق حل می‌کنم (باورنمی‌کنید چه مشکلات به ظاهر لاینحلی را با همین راه‌حل ساده حل کرده‌ام که اطرافیانم انگشت به دهان مانده‌اند- همیشه وقتی کسی ازمن سوال می‌پرسد چگونه به این سرعت در فهم کامپیوتر پیشرفت کردی، می‌گویم پیشرفت خاصی نکرده‌ام؛ فقط هر جا به مشکلی بر‌می‌خورم بااستفاده از اینترنت و البته سایت‌های مرجع انگلیسی زبان ،مشکلم را حل می‌کنم)

پس نکته‌ی مهم این است که با زبان انگلیسی زندگی کنید، به خاطر دایره‌ی واژگان و موفق شدن در آزمون ارشد به سراغ انگلیسی نروید ، آن را راه‌حلی بدانید برای حل مشکلات روزمره‌تان. خودتان را مجبور کنید برای دیدن پاسح هر سوالی به منابع دست اول رجوع کنید. باور نمی‌کنید که استفاده از این روش، چقدر شما را از همتایانتان جلو می‌اندازد.

به هرحال زبان انگلیسی باید زبانی باشد که به طور روزمره با آن سروکار دارید و این امر باعث می‌شود تا لغات را فراموش نکنید، اگر برای بار اول و دوم و سوم مجبور شدید برای دیدن لغت به فرهنگ لغت مراجعه کنید قطعا برای دفعات بعد، این موضوع تکرار نخواهد شد و شما معنای آن لغت را به یاد خواهید داشت. فقط درمطالعاتتان –که احتمالا بیشتر هم از طریق کتاب الکترونیکی (ایبوک) و مراجعه به سایت‌ها – صورت خواهد گرفت ،حتماً باید یک دیکشنری نرم‌افزاری هم درکنارتان باشد تا مجبور نباشید برای دیدن معنای هر لغت، کتاب‌های سنگین فرهنگ لغت را ورق ورق جستجو کنید تا به معنای لغت مورد نظر برسید. تحقیق کنید چه نرم‌افزاری کامل‌تر وجامع‌تر است؟ترجیحاً نرم‌افزاری را انتخاب کنید که حتی نیاز به تایپ کلمه هم نداشته باشد و صرفا با کلیک کردن روی کلمه، معنی لغت را در اختیارتان قرار دهد. ونیاز به تذکر نیست که بگویم حتماً باید از فرهنگ لغت انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید، چون فرهنگ لغت‌های انگلیسی به انگلیسی ، علاوه بر اینکه معنا را با کلماتی ساده در اختیار شما قرار می‌دهند درمورد نقش دستوری کلمه در جمله هم اطلاعات مفیدی دراختیار شما قرار می‌دهند، مضافاً به اینکه استفاده از این نوع فرهنگ لغات ،خود نوعی تمرین زبان‌آموزی است.

مثلاً فرهنگ لغات آکسفورد، تمامی واژگان خود را - حدود180000 هزار واژه - با استفاده از سه‌هزار واژه‌ی پایه‌ای انگلیسی شرح داده است یعنی اگر شما آن سه‌هزار واژه‌ی پایه‌ای را بدانید قادر خواهید بود به راحتی معنای حدود 180000 واژه را به زبان انگلیسی بدانید . تصور کنید در فرهنگی انگلیسی به فارسی جلوی واژه‌ی انگلیسی TENT نوشته شده است "چادر" اما منظور کدام چادر است؟ چادر به معنای حجاب و پوشش بانوان یا به معنای خیمه؟ ولی درفرهنگ انگلیسی به انگلیسی جلوی واژه‌ی  TENT نوشته است:

SHELTER MADE OF NYLON CANVAS ETC THAT IS SUPPORTED BY POLES AND ROPES AND IS USED ESPECIALLY FOR CAMPING.

یعنی: پناهگاهی ساخته شده از پلاستیک، برزنت و غیره که به وسیله ستون‌ها و طناب بر پا داشته می‌شود و مخصوصا برای کمپینگ مورد استفاده قار می‌گیرد . واضح شد که منظور کدام چادر است؟

پس مهم‌ترین و اولین نکته این بود که خود را با زبان درگیر کنید، تن خود را به تن این غول بیابانی بزنید، هر چه دور بایستید بیشتر از غول می‌ترسید ،جلو بروید و با او گلاویز شوید ، دو سه دفعه هم زمین بخورید عیبی ندارد، بالاخره هر چه باشد شما با غول دست و پنجه نرم می‌کنید، یادگیری زبانی غیر از زبان مادری ، در سنین جوانی کم از درگیری با غول نیست؛ اگر زمین خوردید می‌گویند غول او را زمین زد.

نکته‌ی دوم این است که در یادگیری زبان لحظاتی بسیار حیاتی وجود دارد که شما را در اوج بحران، در اوج ناامیدی قرار می‌دهد. گاه با خودم فکر می‌کردم یعنی می‌شود؟ یعنی می‌شود وقتی متنی می‌خوانم در هر خط زیر ده کلمه خط نکشم؟ می‌شود در هر صفحه فقط پنج لغت را بلد نباشم؟ اصلا این همه وقتی که دارم صرف می‌کنم حیف نیست؟ گاه حودم هم شک می‌کردم، این بحرانی‌ترین لحظه است. اکثریت عظیمی که در یادگیری زبان ناموفق عمل کرده‌اند کسانی هستند که شروع کرده‌اند اما وقتی به این لحظه‌ی بحرانی رسیدند تسلیم شدند و عقب کشیدند و کار یادگیری را  نیمه کاره رها کردند و ممکن است حتی چند بار هم تا این مرحله آمده باشند اما سپس عقب کشیدند. و اقلیت اندکی که در یادگیری زبان موفق شدند، کسانی هستند که این لحظه‌ی بحرانی را رد کردند و از کنار آن گذشتند،درآن لحظه به خود بگویید هیچ عیبی ندارد، می‌دانم که دارم وقتم را تلف می‌کنم اما حتی اگر شده از روی لجبازی هم می‌خواهم وقتم را صرف این کار بکنم. بالاخره ده سال هم که شده این کار را باید انجام دهم. الان وقتی به همان متون حقوقی مراجعه می‌کنم که در ابتدا‌ی زبان آموزی مطالعه می‌کردم خنده‌ام می‌گیرد از آن همه لغات ساده وبدیهی‌ای که به عنوان لغات ناآشنا زیرشان خط کشیده بودم و در همان صفحه واقعاً بیشتر از پنج لغت ناآشنا برایم وجود ندارد. مطمئن باشید که شما هم موفق خواهید شد.

نکته‌ی سوم در مورد کتاب‌های آموزشی در زمینه‌‌‌ی افزایش دایره‌ی واژگان ، باید بگویم من یادگیری لغت از طریق متون آموزشی را توصیه نمی‌کنم ، چون این کتب شما را پاستوریزه بار می‌آورد! در متونی که به قصد آموزش تهیه شده‌اند فاکتورها و معیارهایی مدّ نظر قرار می‌گیرد که درسایر متون، آن فاکتورها لحاظ نمی‌شود. مثلاً در یک کتاب آموزش لغت سعی می‌شود در هر جمله فقط یک کلمه جدید برای زبان‌آموز وجود داشته باشد، یا در هر ریدینگ (reading ) مثلاً ده لغت جدید وجود داشته باشد تا زبان آموز بتواند فقط روی یادگیری لغات جدید تمرکز کند. یعنی در این کتب، شما با متنی نامتوازن روبرو هستید به این صورت که سعی شده قسمت عمده‌ی متن به صورت ساده بیان شود و قسمت کوچکی از متن دارای لغات جدید باشد. تا شما به اصطلاح، خسته ، دلزده و مایوس نشوید، و این یعنی باج دادن به زبان‌آموز، یعنی طوری با زبان‌آموز برخورد کنیم که پس نزند و یادگیری زبان را رها نکند.

البته این استدلال، دلسوزانه است اما یک ایراد بزرگ دارد وآن هم اینکه شما را نازک نارنجی بار می‌آورد به این معنا که به جایی می‌رسید که متون آموزشی را خوب بلدید، ولی وقتی یک متن معمولی زبان – یعنی متنی که به قصد آموزش زبان نوشته نشده، مثلاً یک کتاب در زمینه‌ی رشته‌ی خودتان، یا یک روزنامه – را جلوی شما می‌گذارند شما خیلی ناامید ومایوس می‌شوید، چون عادت کرده‌اید در هر متن، درهر پاراگراف مثلا یکی دو لغت جدید ببینید اما به یکباره با پاراگرافی مواجه می‌شوید که بیست لغت جدید برای شما دارد، در نتیجه‌ی این اتفاق شما فکر می‌کنید هر چه در قبل آموخته‌اید بی‌اثر بوده یا تمام زحمات شما بر باد رفته است یعنی متون آموزشی ، تصور نادرستی از واقعیت به شما می‌دهند.

این حالت به وضعیتی می‌ماند ‌که مثلا برای یک کشتی‌گیرِ 80 کیلو همیشه حریف تمرینی‌ای انتخاب شود که بیست کیلو از وزنش سبک‌تر است ، او همیشه با احساس قدرت با این حریف تمرینی برخورد می‌کند چون خود را قوی‌تر می‌بیند ، اما هنگامی که روز مسابقه با یک کشتی گیر هم وزن خود مصاف می‌دهد حس می‌کند که طرف مقابل از او خیلی قوی‌تر است،درحالی که چنین نیست، مشکل از آنجا ناشی شده که رقبای تمرینی این کشتی‌گیر ،همیشه ضعیف‌تراز او بوده‌اند.

وضعیت درمورد شما باید برعکس باشد ،یعنی شما به هنگام زبان‌آموزی (تمرین) همیشه باید با رقبای گردن کلفت سر و کله بزنید، یعنی با متونی درگیر باشید که به قصد آموزش تدوین نشده‌اند ، وقتی عادت کردید با این متون درگیر شوید در روز مسابقه (یعنی روز آزمون) که متنی جلوی شما می‌گذارند که به قصد آموزش تدوین نشده است، خیلی احساس ضعف نمی‌کنید، چون همیشه عادت داشته‌اید با متونی سر و کار داشته باشید که هدف از آنها آموزش نیست. پس حاصل کلام اینکه پیشنهاد من این است که لغات را از روی کتب آموزشی یاد نگیرید. متنی رابرای یادگیری انتخاب کنید که به موضوع آن علاقمند هستید، اگر به رمان علاقه دارید شروع کنید به خواندن یک رمان محبوب به زبان انگلیسی از نویسنده‌ی مورد علاقه‌تان؛ اگر به متون تخصصی رشته‌ی خودتان علاقمند هستید کتابی یا مقاله‌ای دراین زمینه پیدا کنید و شروع کنید به مطالعه‌‌ی آن، همان طور که قبلاً هم عرض کردم سعی کنید متن مورد انتخابتان به صورت دیجیتالی باشد که به راحتی بتوانید با استفاده از نرم‌افزار، معنی لغات آن را پیدا کنید و نیاز به جستجو کردن در کتابهای حجیم  فرهنگ لغت نداشته باشید.

البته کتاب‌های آموزشی‌ای مثل کتاب‌های 504 واژه‌ی ضروری برای تافل و متعاقب آن 601 واژه‌ی ضروری برای تافل یا مجموعه کتاب‌های vocabulary in use  دراین زمینه شهرتی به هم زده‌اند اما من چون هیچ‌یک از این کتب را کامل نخوانده‌ام و اصولا یادگیری لغتم از این طریق نبوده است ،علاقه‌ای به  توصیه کردن این کتاب‌ها هم ندارم.

 نکته‌ی چهارم در زمینه‌ی یادگیری واژگان، نرم افزارها و اپلیکیشن های مفیدی بخصوص برای گوشیهای تلفن هوشمند با سیستم اندروید وجود دارد که استفاده از آن را برای حفظ کردن لغات، توصیه می‌کنم. این نرم افزارها که از سیستم مرحله بندی در حفظ معنای لغات ، استفاده میکنند مکانیسم عملشان به این شکل است که هر لغت را در فواصل زمانی معین ، مکرراً از شما می‌پرسند و در صورتی که در هر بار پرسش به آن جواب صحیح بدهید آن را به مرحله‌ی بعد منتقل می‌کند تا زمانی که لغت به حافظه‌ی دائم شما منتقل شود که از نظر علمی ، احتمال فراموشی آن بسیار اندک است. (در سایت بازار ، - که سایتی مخصوص اپلیکیشن های گوشیهای تلفن هوشمند است - واژه ی «لایتنر» را سرچ کنید پیشنهادهای گوناگونی برای شما ارائه می شود) ؛ من البته در زمانی که برای ارشد میخواندم از نرم‌افزار نارسیس (narcis) ، استفاده میکردم که این نرم افزار هم بر اساس تکنیک لایتنر بود ؛ این نرم افزار که الان دیگر شرکت تولیدکننده ، تولید آن را به شکل ذیل متوقف کرده است به طور پیش‌فرض حدود سه هزار لغت در درون خود داشت که آنها را از شما می‌پرسید اما نکته‌ی مهم آن این بود که شما می‌توانستید به لغات آن اضافه کنید ، مخصوصا برای ما حقوقی‌ها، این امر، قابلیت مهمی است زیرا به ما این امکان را می‌دهد که لغات تخصصی رشته‌ی خودمان را هم وارد مجموعه لغات این نرم‌افزار کنیم تا این لغات به صورت مکرر ازما پرسیده شود ودر نهایت به حافظه‌ی دائم ما منتقل شود.















در تصویر فوق، که لینک آن در ابعاد اصلی از اینجا قابل مشاهده است می‌‌توانید صفحه‌ای از دفتر لغت مرا ببینید که برای کمک به استفاده از این نرم‌افزار تدوین کرده‌بودم به گونه‌ای که لغات مشابه را که معمولا آنها را با هم اشتباه می‌گرفتم درکنارهم قرار داده بودم و هر بار که یکی از لغات  توسط نرم ‌افزار ازمن پرسیده می‌شد من تمام لغات مشابه را هم دوره می‌کردم تا در معنای آن اشتباه نکنم و به محض دیدن لغت ،معنای صحیح آن به ذهنم بیاید . من از این نرم‌افزار خیلی استفاده کردم.

 در تصویر زیر هم می‌توانید ببینید که از این طریق چند لغت به حافظه دائم من منتقل شده است . ستون آخر این تصویر نشان دهنده‌ی لغاتی است که به حافظه‌ی دائم من منتقل شده است دقیقاً 4837 لغت.













متاسفانه پس از پذیرش در مقطع دکترا فرصت اینکه استفاده از نرم‌افزار را به صورت روزانه ادامه دهم نداشتم اما باورتان نمی‌شود لغاتی را که با استفاده از این نرم‌افزار به خاطر سپردم به محض دیدن در هر متنی، معانی‌شان در کسری از ثانیه در حافظه‌‌ام ظاهر می‌شود. برخی وقت‌ها خودم هم از این قدرت بی‌نظیر ذهن در به خاطر سپردن مطالب شگفت زده می‌شوم.

نکته‌ی پنجم که بسیار ضروری است  درزمینه‌ی فهم متون وافزایش دایره‌ی واژگان برآن تاکید کنم درخصوص معانی حروف اضافه (preposition) است؛ این حروف به طور خلاصه در فرهنگ لغات انگلیسی به صورت (prep) نشان داده می‌شوند. حروف اضافه (مثلin،on، of، as) به مثابه‌ی تسبیحی هستند که کلمات متشتت و پراکنده‌ی یک جمله را به هم وصل می‌کنند. فقط از طریق دانستن معنای صحیح این حروف است که می‌توانید بفهمید سایر کلمات جمله چگونه به هم مرتبط می‌شوند و معنای صحیح هر جمله چیست. ما از زمان دبیرستان یاد گرفته‌ایم هر حرف اضافه فقط یک معنا یا حداکثر دو معنا دارد که وقتی در هر جمله‌ای آن حرف اضافه را می‌بینیم سعی می‌کنیم با همان یکی دو معنا سر و ته جمله را به نحوی به هم بیاوریم و این گونه است که خیلی از جملاتِ دارای حرف اضافه به گونه‌ای ابتر ترجمه می‌شوند به این نمونه توجه کنید:

On arriving home I discovered they had gone.

 بنابر معلومات ما on معنی «بر روی» ، «روی»، «بر» واز این قبیل می‌دهد، حال با همین معنا سعی کنید جمله را ترجمه کنید «بر روی رسیدن به خانه من کشف کردم آنها رفته بودند» می‌بینید که جمله معنای درستی ندارد حتی اگر معنای همه کلمات جمله را هم بلد باشید، جمله به درستی معنا نخواهد شد، این امر به دلیل ندانستن معانی مختلف حرف اضافه ‌ی on است؛ on دراین جمله به معناب«به‌محض» و «فوراً» می‌باشد . یعنی به محض رسیدن به خانه متوجه شدم آنها رفته‌اند. به هنگام تدریس زبان انگلیسی معمولاً می‌بینم که ایراد اصلی، در عدم ترجمه‌ی صحیح جملات، به ترجمه نکردن یا درست ترجمه نکردن حروف اضافه بر‌می‌گردد. پیشنهاد می‌کنم معنای حروف اضافه را که تعداد معدودی هستند ومهم‌ترین آنها in، on، of، by،as وto  هستند یک‌بار برای همیشه یاد بگیرید و همیشه از فواید این کار بهره‌مند باشید .

بالاخره دربرخی موارد لازم است در برابر یک کلمه‌ی انگلیسی معادلی فارسی باشد تا حفظ کردن آن آسان‌تر مقدور شود. از میان فرهنگ‌های انگلیسی به فارسی کدامیک را توصیه می‌کنید؟

حرف شما صحیح است، داشتن یک فرهنگ انگلیسی به فارسی به‌روز و جامع، در برخی موارد، لازم است. پس از دیدن فرهنگ لغت‌های مختلف به این نتیجه رسیده‌ام که فرهنگ لغت هزاره از انتشارات فرهنگ معاصر ، جامع‌ترین و به روزترین فرهنگ لغت است که هم به صورت دو جلدی چاپ شده و هم به صورت تک جلدی،  خرید آن را به شما توصیه می‌کنم . اگر به هر علت موفق به خرید آن نشدید فرهنگ آریان‌پور هم مناسب است اما غیراز این دو فرهنگ لغت ، استفاده از فرهنگ‌های دیگر معمولاً بیشتر ازآنکه باعث راهنمایی شما شود، شما را سردرگم خواهد کرد.

برای پاسخ گویی به سوالات آزمون، تمرکز بر یادگیری زبان عمومی مهم‌تر است یا زبان تخصصی ؟

سابقاً که نیمی از سؤالات آزمون، مستقیماً متمرکز بر زبان عمومی بود پاسخ من این بود که قطعا زبان عمومی به چند دلیل:

اولاً اگر زبان عمومی شما قوی باشد هم قادر به پاسخگویی سوالات زبان عمومی خواهید بود و هم پاسخگویی به سوالات متون حقوقی، در حالی که عکس این قضیه صادق نیست. اگر فقط زبان حقوقی (تخصصی) شما قوی باشد مشکل است که بتوانید به سوالات عمومی پاسخ دهید.

 ثانیاً باوقت اندکی که برای پاسخگویی به  سوالات درجلسه آزمون دارید، پاسخگویی به سوالات کوتاه زبان عمومی بسیار به صرفه‌تر است تا خواندن ریدینگ‌های طولانی و پیچیده‌ی متون انگلیسی تخصصی. پس توصیه من این است که ابتدا سوالات زبان عمومی را پاسخ دهید و اگر وقت داشتید به سوالات متون تخصصی هم جواب دهید . اگر از پانزده سوال زبان عمومی به ده سوال پاسخ دهید و ازپانزده سوال تخصصی به حداقل هفت یا هشت سوال پاسخ دهید ان‌شاءا.... موفق به کسب نمره‌ی شصت درصد می‌شوید که بسیار عالی است و نتیجه درخشانی برای شما به حساب می‌آید.

البته توجه داشته باشید که در آزمون کارشناسی ارشدِ سنوات اخیر، پانزده سؤالِ بخشِ عمومی حذف شده و فقط درک مطلب‌های متون حقوقی به زبان انگلیسی مورد سؤال قرار می‌گیرند؛ بر فرض که در سنوات آینده هم این روند ادامه داشته باشد و زبان انگلیسی عمومی مورد سؤال قرار نگیرد باز هم به معنای کم اهمیتی زبان عمومی نیست؛ چرا که تا زبان عمومی شما قوی نباشد قادر به درک متون تخصصی حقوقی هم نخواهید بود؛ چون بسیاری از کلمات متون تخصصی، همان معانی‌ای را می‌دهد که در زبان عمومی مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ مثلا تصور کنید شخصِ غیر فارسی زبانی بخواهد کتب آقای کاتوزیان را بخواند، آیا می‌تواند بدون دانستن زبان فارسی عمومی چیزی از کتاب بفهمد؟ انگلیسی هم همینطور است.

برای آشنایی با متون تخصصی انگلیسی چه کتابی را توصیه می‌کنید؟ 

 از نظر من کتاب‌law made simple  و نیز کتاب انگلیسی تخصصی برای دانشجویان رشته‌ی حقوق از انتشارات سمت کتب مناسبی هستند. کتاب law text را توصیه نمی‌کنم چون به صورت مجموعه مقالاتی بی‌ارتباط باهم است و متون آن نسبتاً پیچیده است . به عبارت بهتر، کتاب، تالیفی نیست مجموعه‌ای است گردآوری شده از چند مقاله که ارتباطی با هم ندارند.

مطلب ذیل قسمت اول سری مطالبی است تحت همین عنوان؛ برای مطالعه‌ی قسمت دوم این مطلب (نحوه‌ی مطالعه و منابع متون فقه) از این لینک استفاده کنید. ضمناً برای دیدن سایر مطالب مربوط به آزمون ارشد از این لینک و برای خواندن مطالب مربوط به سایر آزمون‌های حقوقی (از جمله شیوه‌ها و تکنیک‌های تست‌زنی) از این لینک (که ذیل طبقه‌بندی موضوعی هم قابل دسترسی است) استفاده کنید.

  • سید نورالله شاهرخی