عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

مسؤولین مچکریم!

سه شنبه فروردين ۷ ۱۳۹۷، ۱۰:۳۶ ق.ظ

رفتم تخم مرغ بخرم، از سوپری سر کوچه، گفتم تخم مرغ چند؟ گفت 3 تا 2000، شوک بهم وارد شد! به نظرم خییییییلی گرون اومد! در حالی که پیش خودم مجسم میکردم که اگه زنگ بزنم 124 و گزارش بدم حتماً باهاش برخورد میشه و دادِ ما مظلومین(!) رو ازش می‌گیرن، اومدم خونه و تماس گرفتم با 124، میگم خو این سوپری تخم مرغ رو میده سه تا 2000، میگه گرون میده، رسیدگی می‌کنیم، میگم قیمت اصلی و مُجازش چنده الان؟ میگه دونه‌ای 600، بضی جاها 650 هم میدن! با خودم فکر کردم خب اگر ما قیمت مجاز رو 650 حساب کنیم سه تاش میشه 1950! ینی این مغازه‌دار بدبخت سر کوچه‌ی ما فقط داشت 50 تومن گرون‌تر می‌داد :-|

هیچی دیگه در حالی که شرم سراپای وجودمو گرفته بود و از خودم متنفر شده بودم قطع کردم تلفن رو. الان میخام برم از مغاره‌داره حلالیت بطلبم و بهش بگم اگر اومدن و جریمه‌ت کردن من خودم جریمه‌ش رو میدم :-|

ینی میخام بگم مسؤولین مچکریم!

دلار نوشت : یادتونه قبل عید مدام مسؤولین میگفتن دلار ارزون میشه و هر کی دلار بخره ضرر میکنه و میشینه به خاک سیاه؟ هیچی، فقط خواستم بگم دلار دیروز پنج هزار و بیست تومن شد. بازم مسؤولین دارن میگن هر کی دلار بخره بعداً ضرر میکنه و میشینه به خاک سیاه!

مرز نوشت : در جدیدترین نمونه‌ها از در هم نوردیدن مرزهای حواس پرتی توسط من، چَن وَخ پیشا رفتم در مغازه، پول 4 تا شیر دادم به مغازه‌دار، بعد وختی اومدم خونه دیدم 3 تا شیر آوردم! دوچرخه‌م رو هم قفل کرده بودم توی خیابون، چند روز بعد دیدم قفل دوچرخه نیستش. وختی توی پس کوچه‌های ذهنم جستجو کردم متوجه شدم چند روز قبل وختی برگشتم خونه، قفل دوچرخه رو بجای اینکه وخت باز کردن، ببندم به تنه‌ی دوچرخه بستم به اون میله‌ای که توی خیابون بود! هیچی دیگه بعد از چند روز رفتم، قفل همونجا بود، از میله‌ی داخل خیابون بازش کردم و بستمش به تنه‌ی دوچرخه :-|

ینی انقد آدم حواس جمعی هستم من! 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • سه شنبه ۷ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۳۶ ق.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">