عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

اردیبهشت

يكشنبه ارديبهشت ۲ ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ب.ظ

میگم این حال و هوای اردیبهشت واقعاً حال و هوای قدم زدنه. بسکه هوا خوبه و نسیم روح‌افزا میاد. ینی فقط باید نفس عمیق بکشی و خدا رو شکر کنی بابت سالم بودن و نفس کشیدن و چقدر غم‌افزاست که در بهترین حالت ما سی چهل تا اردیبهشت دیگه خواهیم دید و به قول حضرت شیخ اجل سعدی :


دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل و بشکفد نوبهار


بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت


خلاصه اینکه از دست ندید این حال و هوا رو. خارج از شهر اگر نمی‌تونید برید، همین برید توی پارک‌ها و بوستان‌های داخل شهر، روحتون تازه میشه. امروز غیر ارادی توی بیرون این شعر رو زمزمه می‌کردم که :


وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها 

بی‌خویشتنم کردی بوی گُل و ریحان‌ها


صد نعره زدی بلبل صد جامه دریدی گل

تا یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها 


علیرضا افتخاری قبل از اینکه بیفته به مزخرفات خوندن، چه این غزل سعدی رو خاطره‌انگیز خونده، اگر گوشش نکردید حتماً گوشش کنید. رحمت بر روان پاک سعدی که با اشعارش از فراز قرون و اعصار دل آدمو آشوب میکنه اینجوری... 

تصویر متعلق است به اردیبهشت ارومیه

+ توی این محله‌ای که ما الان هستیم یه مغازه‌ی تعمیر رادیو هست که از سی چهل سال پیش به همون نحو باقی مونده و یه عادت خوبی هم داره با صدای بلند موسیقی سنتی میذاره و پخش میشه توی خیابون، خلاصه توی این هوای اردیبهشتی امروز میچسبید حسابی. امروز البته فرهاد مهراد گذاشته بود. 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ب.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۳)

خواهش می کنم.  به نوعی انجام وظیفه است. راستش نه ، گوش نکردم ، از استاد افتخاری چیز زیادی گوش ندادم ، فقط یه شعر بود در مورد صید و آهو و شکار و این چیزا بود ، همیشه تو این پارکا می ذاشتن ، تحمیل می شد به ما... مرتبم تکرار می شد ، نمی دونم قضیه چی بود ، هرجا می رفتی اینو گذاشته بودن !  راستی اون حرکت تاریخی احمدی نژاد و افتخاری رو  دیدید؟! 
پاسخ:
چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب نیارم رفته ست قرارم

چون آهوی گم گشته به هر سوی دوانم رهایی نتوانم

تا دام در آغوش نگیرم نگرانم آه از دل زارم

از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی بر دل بنشانی

چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی وای از شب تارم

در بند و گرفتار بر آن سلسه مویم خلاص از تو نجویم

از دیده ره کوی تو با اشک بشویم با حال نزارم



برخیز که داد از من بیچاره ستانی دردم چو ندانی

بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی لختی به کنارم

تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی خوش جلوه نمایی

ای برده امان از دل عشاق کجایی تا سجده گزارم

گر بوی ترا باد به منزل برساند جانم برهاند

ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب نیارم رفته ست قرارم

چون آهوی گم گشته به هر سوی دوانم رهایی نتوانم

تا دام در آغوش نگیرم نگرانم آه از دل زارم

جز گرد و غبارم

شعر فوق رو میگید احتمالاً. مال مهدی عابدینی هست. 
بله اون مغازله‌ی احمدی‌نژاد و افتخاری رو اگر میفرمائید دیدم. 
سلام استاد عزیز. امیدوارم که خوب و سلامت باشید. خیلی پست قشنگی بود ، هم به خاطر حال و هوای بهاریش و هم به خاطر اشعار زیباش. ممنون بابت معرفی این چند بیت. با شما کاملا موافقم ، حال و هوای بهار اونقدر دوست داشتنیه که مثل منی ، که به شدت خونه نشین هست و بعضا برای یه حرکت کوچیک باید روز ها و حتی بعضا هفته ها و ماه ها !!! بگذره تا تصمیم خودم رو قطعی کنم راجع بهش ، این روزا پا می شم و راه می افتم و با تمام دردی که تو پاهام و کمرم حس می کنم  راه می افتم و فقط لذت می برم از این هوا . بعضی مواقع یاد تابستون با گرمای سختش می افتم و یا زمستون با سرمای سوزناکش ، اونوقته که لذت بودن تو این هوا چند برابر می شه . حس  بسیار خوبیه ، نو شدن ، شروع شدن ، سبز شدن ، بوی گل و عطر بهاری... صدای پرستوها و ... واقعا به ما چقدر لطف شده که اینا رو می بینیم و حس می کنیم.  در مورد اون مدل مغازه ها هم باید بگم خیلی دوست داشتنی هستن، یه جورایی اصالت خودشون رو تو این هیاهو حفظ کردن ، قشنگ حس ایرانی بودن رو ، فرهنگ و شعر و موسیقی ایرانی  رو به آدم منتقل می کنن ، حیف اینا نباشن ... ای کاش تعدادشون بیش تر بود. البته خیلی از شهرهای ایران هنوز اون بافت سنتی و اصیلشون حفظ شده .  اون افتخاری رو هم خیلی خوب اومدین. قیاس بفرمایید با استاد بی نظیر محمدرضا شجریان که عمرشان دراز باد. ممنون از پست قشنگتون. 
پاسخ:
سلامٌ علیکم . ممنونم که به قول خودتون عمل می‌کنید و هر از چند گاهی تشریف میارید وبلاگ و دلنوشته می‌نویسید، خوندن نوشته‌های جنابعالی همیشه برای من لذت‌بخش و روح‌افزا است. راستی اون آهنگ افتخاری که توی متن نوشتم رو گوش دادید؟ 
سلام
تصویر قشنگیه،آدم با دیدن این مناظر جون تازه میگیره
خدا رو شکر بخاطر این همه زیبایی
پاسخ:
سلامٌ علیکم. بله همینطور هست که میفرمائید. ممنونم از جنابعالی . 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">