عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاس.

پنجشنبه مرداد ۱۱ ۱۳۹۷، ۰۸:۰۹ ق.ظ

با افتخار توی یه مهمونی با صدای بلند داره تعریف میکنه که رفته توی یه فروشگاه و با صدای بلند به پسرش که نوجوون بوده گفته پسرم قحطی شده، فردا همین برنج هم دیگه گیرمون نمیاد، هَف هَش کیسه وردار بریم و بعد خودشم شروع کرده با حرص و ولع، بار زدن کیسه‌های ده کیلویی برنج توی چرخ خرید. در جواب دو سه تا زن که ازش پرسیدن « راس مویی بِرار؟ » ینی برادر راس میگی؟ گفته آره قحطیه و باز با حرص و ولع برنج میذاشته توی چرخ خرید، بعد دیده که اون زَنا هم مشغول خرید برنج شدن و به قول خودش توی دل خودش حسابی بهشون خندیده و الان هم توی مهمونی در جواب اینکه خب این چ کاری بوده کردی؟ میگه کیف داره مردمو بذاری سر کار.

باز تعریف میکنه که یه نفر رفته همه‌ی برنجای فروشگاه سر کوچه‌شون رو یکجا خریده و فرداش اومده به همون صاحب مغازه گفته برنج دارم، نمیخای بخری؟ و بعد، مبلغ رو 20 هزار تومن گرون‌تر گفته نسبت به قیمتی که دیروز خریده بوده. 

میدونید که پذیرش قطعنامه 598 که به جنگ بین ایران و عراق خاتمه داد، بسیار ناگهانی و برای بسیاری از مردم عادی غیر قابل پیش بینی بود، نَقله که پس از اعلام خبر پذیرش قطعنامه، چندین تاجر توی تهران سکته‌ی قلبی کردن و روانه‌ی بیمارستان. چرا؟ چون می‌دونستن پس از پذیرش قطعنامه، اجناسی که احتکار کرده بودن و قرار بود در روز تنگی مردم با قیمت گزاف بفروشن روی دستشون باد میکنه و مجبورن با سود اندکی بفروشن. 

ینی میخام بگم صرفنظر از کوتاهی‌های برخی مسؤولان در اداره‌ی کشور که اوضاع رو بر بسیاری از مردم سخت کرده، اون شعاری که در عنوان مطلب نوشتم بهره‌هایی هم از واقعیت داره. با وجود چنین دشمنانی در میان مردمِ خودمون، نیازی به دشمنی آمریکا نداریم، همون هنر کنیم با این دشمنان داخلی بجنگیم و منکوبشون کنیم آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه. فکر کنید همین امروز مردم حمله کنن و به تصور قحطی نمک، هر چی نمک توی فروشگاه‌ها هست رو بخرن با این تصور که قراره قحطی بشه و دیگه نمک گیر نمیاد. کما اینکه در زمان رئیس جمهور قبلی دقیقاً همین اتفاق افتاد، به نظرتون ظرفیت کشور پاسخگوی تولید نمک که یه کالای غیر استراتژیک و غیر مهم هست، در ابعاد چند برابر میتونه باشه؟ معلومه که قحطی نمک میشه و بعد درست کنندگان همون شایعه که به احتمال زیاد تولید کنندگان یا دلالانی هستن که نمک روی دستشون باد کرده پیروزمندانه لبخند میزنن و میگن دیدید راست گفتیم، نمک قحطی شد :-|

ینی میخام بگم دلمون برای دولتمون نمیسوزه برای خودمون بسوزه لااقل و با شنیدن هر شایعه‌ای جو گیر نشیم. 


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۹ ق.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۵)

سلام. قصد تبلیغ ، یا شعار دادن ، یا فریب افکار ، یا سوء استفاده یا هرچیز دیگه ای رو ندارم ،  روی صحبتم قبل از همه با خودم هست ، فقط خواستم بگم ، امشب این کلیپ کوتاه رو در تلگرام دیدم ، و خیلی متاثر شدم ، ای کاش کسانی که می برن و می خورن و می دزدن ،  و خیانت می کنن به این کشور و این مردم ، و حتی بعضی از خود این مردم ، می فهمیدن که واسه این خاک و این مملکت ، چه رشادتایی و چه فداکاریایی رخ داد.  چه کسانی بودن و چه کارهایی رو انجام دادن امثال شهید علی اقبالی ها ، آبشناسان ها و ...  

این عبارت رو پایین کلیپش نوشته بودن: یکی از سوزناک‌ترین صحنه‌های تاریخ ایران

نمی دونم فرصتشو پیدا کرد یا نه ولی کاش قبل از رفتن، این بستنی رو براش گرفته باشه...


http://uupload.ir/view/i0c_4_5993272664205033495.mp4/
پاسخ:
سلامٌ علیکم. ممنونم از جنابعالی. 
سلام. در تایید متن نوشته شده توسط جنابعالی ، امروز این خبر واقعا شوکه کننده بود. لااقل در زمینه ی فولادش!



http://akharinkhabar.com/Pages/News.aspx?id=4510668

پاسخ:
و علیکم السلام. دیگه دین و ایمان که نباشه یه نفر اونقد پست میشه که به قیمت فقر بقیه میخاد ثروتمند بشه و احتکار میکنه واسه اینکه بعداً به قیمت گرونتر بفروشه.
والعصر، ان الانسان لفی خسر. 
سلام .شایدم دشمن ما مجلس باشه ،کمیسیون اقتصادی که نیمی از اعضاش مدارک غیر مرتبط با اقتصاد داره رو دیگه کجایی دلم بزارم ،مدرک دکترای و کارشناسی تاریخ اسلام و علوم و قرآن حدیث جایی دیگه ایی در مجلس پیدا نشده براشون که در کمیسیون اقتصادی گنجانده شدن ،اینم حاصل انتخاب ماست ؟فقط نگید که مجلس هم خود ماییم که جواب این مسئله نیست ،
این رفتار هایی که از مردم عادی سر میزنه به نظرم کاملا طبیعیه چراکه تلاش برای بقا در ذات انسان سرشته است و همواره هر موجودی در اوضاع و احوال نابسامان برای بقای خودش به صورت طبیعی حریص میشه ودیگران رو نادیده میگیره . از نظر علمی هم امر بدیهی است  که زمین محل انتخاب طبیعیه هر کسی نتونه بجنگه و خودش رو حفظ کنه به طور طبیعی حذف میشه ،این رفتار ها همش از سر تجربه است که مردم فقط بد تر شدن اوضاع دستگیرشون شده ،بهبود اوضاعی در کار نیست ،پس در یک جامعه بحران زده آرمانی زیستن رو انتظار نداشته باشیم .توقع بیجا هستش و غیر منصفانه ،
امام علی علیه السلام فرمودند که فقر کفر میآورد، چه برسد به مسائلی اجتماعی و زیستی .

پاسخ:
سلامٌ علیکم. ممنونم از اظهار نظر جنابعالی. با برخی از قسمتاش موافق نیستم اما حق جنابعالی برای اظهار نظر کاملاً محترم و محفوظ هست و خوانندگان محترم وبلاگ قضاوت خواهند کرد. 
سلام. خوشحالم که باز هم تو وبلاگ پیام می ذارم. ببخشید اگه  مدتی طول کشید و نتونستم پیامی بنویسم. در این مورد بسیار موافقم با شما ، به نکته ی ظریفی اشاره فرمودید در متن ، متاسفانه اولین دشمن ملت ، خود ملت هستن! جای خیلی تعجب هم داره که چرا مردم ما با این پیشینه ی بلند تاریخی و فرهنگی ، به این مرحله رسیدند که الان مشاهده می کنیم. متاسفانه برخی مردم ما که تعدادشون هم کم نیست ، تمام فکر و ذهن و شخصیتشون ( در صورت وجود) معطوف به درآمد زایی و کسب سود بیش تر هست ، اولین عامل هرج و مرج خود مردم شدن ! تو صف وایسادن رو هم که خوب به ما یاد دادن ، تا موردی پیش میاد و زمزمه ای شنیده می شه ، صف های همیشگی برپا می شه ، یا اون جنس به کلی نیست و نابود می شه تو بازار. من جامعه شناس نیستم ، و تخصصی هم تو این زمینه ندارم ، اما مردم ما ، مردم بسیار منفعت طلبی شدن ، کسب سود بیش تر و جمع آوری مال و منال و سرمایه ی بیش تر ، تمام هم و غم مردم مارو تشکیل می ده ! حتی از اساتید محترم دانشگاه هم ، که گویی یک نوع رقابت و مسابقه در جمع آوری مال بیش تر بین اون ها هم وجود داره . وقتی وضعیت قشر فرهیخته و تحصیل کرده ی ما این بشه ، از عوام چه انتظاری می شه داشت ؟ مورد داشتیم آژانس می خواسته از اعضای خانواده ی ما رو برسونه در خونه ، و به خاطر 40 متری که شیب داره و سربالایی محسوب می شه به اصطلاح ، کرایه اش رو 2 برابر کرده !!! یا مواردی که مطمئنم خودتون هم تجربه کردید ، مثل اینکه چون الان شبه ، کرایه ی شما هم به نرخ همین تایم حساب می شه  !!! یعنی حداقل یه چیزی باید بذاری رو ش! در 99 درصد مواقع من که متاسفانه کوتاه میام و حوصله ی جر و بحث با این قشر از عزیزان رو ندارم ، ولی واقعا آدم تا یه چند روزی همینجور می مونه که چرا مردم اینجوری رفتار می کنن؟  تازه چند روز پیش رفتم داروخونه یه جنسی رو بخرم ، گفتم یه دونه بی زحمت بدید من ، می گه یه لحظه وایسا ، بعد یه چند لحظه که سرش رو اینور و اونور چرخوند و سایر اعضای داروخونه رو نگاه کرد ، چششاش رو به سمت بالا خیره کرد و با یه قیافه ی تقریبی ، یه قیمت تقریبی هم به ذهنش خطور کرد و بلافاصله اون جنس رو از 4/500 به 8/500 تبدیل کرد !!! توجه می فرمایید ، یعنی طی یه هفته 4 هزارتومن بدون هیچ اطلاع و بدون هیچ مجوزی ایشون خودش قیمت تعیین کرد . رفتم نوشیدنی بگیرم از مغازه ، می گه برو حالشو ببر ، همین الان شد 4/500 من دارم می فروشم 3000 تومن ! خلاصه هرکسی برای خودش یه صلاحیت عام می دید در تعیین نرخ اجناس . مسایل سیاسی و دولتی به کنار ، واقعا مردم ما چه بلایی سرشون اومده ؟ یعنی شما باشید واقعا  حاضرید جنسی رو که چند هفته یا چند ماه پیش اوردید و انبار کردید الان به قیمت جدید یا به قیمت ساختگی خودتون بفروشید ؟  حتی نه الان بلکه چند سال پیش بود که قصد خرید یه افتر شیو رو داشتم ، طرف می خواست بده به من جنس رو ، یهو یادش اومد که ممکنه قیمتا تغییر کرده باشه ، نیم ساعت زنگ زده به  واسطه هاش تو تهران و ... که دلار وضعیتش چطوره و قیمت این بالا رفته یا نه ؟! منم گذاشتم حرفش تموم شه و حسابی ایشون رو پشیمون کردم از حرکتی که انجام دادن. به هر حال ، وضعمون به جایی رسیده که هرکسی دوست داره فقط گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون ، اون هم به هر قیمتی ، و این واقعا جای تاسف داره . تو همه ی محیط ها هم مصداق داره ، طرف نه همکار و نه همسایه و نه فامیل و بعضا پدر و مادر خودش هم براش مهم نیست ، فقط همینکه منفعت ، سود و راحتی و آسایش نصیب خودش و نزدیکانش بشه ، حالا هر بلایی که می خواد سر بقیه بیاد. فارغ از اینکه آرامش خودش در گرو آرامش بقیه هم هست. البته مطمئنا استثنا وجود داره و نباید همه رو جمع ببندیم ، و من هنوز نمی تونم خودم رو به صورت مطلق تو یکی از این دسته ها قرار بدم ، شاید هم فرصتش پیش نیومده ، البته تا جایی که یادمه ، همیشه  ، کفه ی خسران ترازو رو همیشه انتخاب کردم و به خاطر رفاه بقیه همیشه معذب بودم و از این بابت بعضا پشیمونی و سرزنش زیادی هم با خودم داشتم . امیدوارم یه روز برسه که ما همه ، برای بقیه همون خیری رو بخواییم که برای خودمون هم می خواییم. هرچند من بشخصه ، آینده ی روشنی رو برای کشورمون نمی بینم ، و این یه واقعیت انکار ناپذیره ، شاید اقتصاد روزی درست بشه ، شاید آموزش جایگاه خودش رو پیدا کنه ،  شاید سیاست ها به سمت دموکراسی برگرده ، اما اخلاق به این راحتی بازگشت پذیر  و ترمیم نخواهد شد. ممنون که حوصله کردید. 
پاسخ:
سلامٌ علیکم. ممنونم از اظهار نظر. منم همین چند روز پیش ماجرایی داشتم با یکی از رانندگان محترم که البته لااقل در ظاهر ربطی به بحث تحریم‌ها و اینا نداشت اما منبعث از بی انصافی بود به نظرم.
زنگ زدیم تاکسی تلفنی 1880 و مسیر رو هم چک کردیم از نظر کرایه، بعد که راننده اومد و ما رو تا مقصد برد هزار تومن گذاشت روی کرایه به این استناد که چون چهار تا بچه باهاتون بوده و روی پاهاتون نشسته بوده پس کرایه‌ش بیشتر میشه، منم که یه رگ عصبانیت دارم حسابی بهم برخورد که حتی با چک کردن کرایه هم باز ممکنه آدم رودست بخوره، دیگه زنگ زدم به اون رئیسشون و شکایت و شکایت بازی راه انداختم، البته توی کوچه هم صدام حسابی بالا رفت طوری که همسایه‌ها اومدن بیرون و اون هزار تومن پول اضافه رو هم پرت کردم سمت راننده توی ماشین :-| ینی میخام بگم شدت عصبانیتم تا این حد بود. 
کلاً وقتی برنامه، طوری که از قبل معین شده بوده پیش نمیره و کسی دبه درمیاره خیلی بهم برمیخوره و حس میکنم به شعورم توهین شده. ولی در کل الان که با خودم فکر میکنم به این نتیجه میرسم که نباید اونقد عصبانی میشدم :-|
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
استاد عزیز منظور از دشمن در این شعار مقامات کشوری و مدیران و ** *** ****** *** * ******* * ***** ****** *** ** ****** ***** ** **** **** * ******* * ********** ** ** **** ************ **** **** و مارو در جهنم به وعده بهشت نگه داشتن و کماکان خودشون و فرزندانشون و اقوامشون درحال دزدی هستند نه اختصاصا فرد گرون فروش یا محتکر.
پاسخ:
سلامٌ علیکم. کار به مقصودِ دهندگانِ این شعار ندارم. از نظر من، دشمن همین هایی هستن که در متن اصلی نوشتم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">