عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

آدمهایی درست مثل ما و شاید بهتر از ما

سه شنبه مرداد ۲۳ ۱۳۹۷، ۰۲:۴۹ ب.ظ

سحر آزاد:

«۹ سالم بود. دکترها تشخیص ندادن مامانم سکته کرده و نصف بدنش فلج شد / این گزارش نه فقط تجربه معلولان بلکه تجربه مشترک اطرافیانشونم هست: از جلوت رد میشن و نچ نچ میکنن، دستشون رو به آسمون میبرن برای شکرگذاری یا تو چشماشون میخونی که میگن چه اصراریه برای اومدن به پارک، رستوران و ارایشگاه.»


توضیح من : رفتیم یه مغازه بستنی فروشی که یه معلول که دستاش کج بود و کف دستش برگشته بود داخل به سمت آرنجش، نشسته بود و با زحمت داشت بستنی می‌خورد که البته طبیعیه اون زحمت برای خودش عادی بود و روتینِ زندگیش. یکی از همراهان ما، چادرش رو گرفت روی صورتش و به زاویه‌ای نشست که اون شخص رو نبینه، مثلاً برای اینکه دلش نسوزه که اون معلول، با چه زحمتی داره بستنی میخوره. به نظر من این کاری که همراه ما کرد یا همین که جلوی روی شخص معلول خدا رو شکر کنی بخاطر سلامتیت، بسیار کار بی‌ادبانه‌ای است. طوری رفتار کنیم که نشون بده او هم عضوی از این اجتماع هست، حتی شده باید راست توی چشمش نگاه کنیم و به خوردن ادامه بدیم، همون طوری که در حین خوردن، به بقیه‌ی مردم نگاه می‌کنیم و نگاهمون رو میچرخونیم.

وحید رجبلو:

«چی میشه گفت به صاحبان این خودرو‌ها؟

آیا مستحق منتشر کردن شماره پلاک شون برای کار نابحق‌شون نیستند؟

بخاطر پارک خودرو جلوی رمپ، مسیر مناسب عبور افراد دارای معلولیت مجبور شدم یه مسیر طولانی رو طی کنم تا به مقصدم که چند متر بیشتر با من فاصله نداشت برسم.»

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۴۹ ب.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۱)

سلام. کاملا درست می فرمایید . این اشخاص نه تنها عضوی از جامعه ی ما هستن و از حقوق مساوی برخوردارن و طبیعیه که انتظار داشته باشن مثل بقیه باهاشون برخورد بشه ، بلکه به خاطر شرایط خاصی که دارن باید از حمایت و توجه بیش تر و بهتری هم نسبت به عموم برخوردار باشن.  اما متاسفانه واقعیت این نیست . 

رفتار اون همراه محترم شما هم گرچه از سر دلسوزی بوده ، ولی واقعا خوب نبوده . من وقتی خودم رو در برخورد با این اشخاص می بینم ، ناخودآگاه به یاد اشخاصی می افتم که از این افراد نگهداری می کنن  و سرپرستی اون ها رو به عهده دارن ،یا پزشکان شریفی که بعضا  تمام توان و تجربه ی خودشون رو براشون می ذارن ، خیرینی که حمایت می کنن ،  اونوخت ما در قیاس با اون ها چه کاری کردیم یا می کنیم ؟  یا بزرگانی مثل سرکار خانم سعیده قدس و  زنده یاد پروفسور پروانه وثوق ، که با موسسه ی محک امید رو به زندگی خیلی از خانواده ها برگردوندن ، اگرچه اون بچه ها معلول نیستن اما اون ها هم وضعیت خاصی دارن. به هر حال ، می خواستم این رو بگم ، که ما نه به عنوان یه شهروند ، و نه به عنوان یه هم وطن ، بلکه لااقل به عنوان یه هم نوع و یک انسان ،  تا چه حد در برخورد با این اشخاص حداقل رفتار انسانی رو از خودمون نشون می دیم؟!
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
عمیقاً معتقدم دردسر و عذابی که این افراد و خونواده‌هاشون از نگاه‌های افراد جامعه‌ی ما تحمل میکنن از دردسر و عذاب اون معلولیت بیشتر هست متأسفانه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">