عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

سرنا ویلیامز هم در مورد پوشش خودش تذکر گرفت :-\

سه شنبه شهریور ۶ ۱۳۹۷، ۰۲:۰۱ ق.ظ

این عکسه چیه؟ 

هیچی، سرکار خانم سرنا ویلیامز هستن تنیس باز مشهور آمریکایی، توی مسابقات فرنچ اوپن 2018 فرانسه. تصویر مال همین چند روز پیش هست. خب به من چه ربطی داره؟

بازم هیچی. ایشون این لباس رو پوشیده و بعد رئیس فدراسیون تنیس فرانسه، مهد آزادی و قبله‌ی آمال بسیاری از جوونای ما، مصاحبه کرده و گفته دیگه اجازه نمیدیم با این لباس بیاد توی مسابقه شرکت کنه، چرا؟ خودش چیزی نگفته، ولی میشه حدس زد چرا. حالا در کل، من به چراش زیاد کار ندارم، گفتنش رو هم مناسب نمیدونم از نظر عفت کلام. 

بعدم همین رئیس فدراسیون تنیس فرانسه توی مصاحبه‌ش گفته که هر جا یه قواعدی داره و نمیشه توی هر مکانی هر لباسی پوشید، باید طوری بپوشید که ما بهتون میگیم، بعدم اعلام کرده از سال بعد، اون کارخونه‌هایی که در تهیه‌ی لباس ورزشکاران نقش دارن - مثل نایکی و آدیداس - باید قبل از شروع مسابقات، لباس‌های طراحی شده‌ی خودشون رو بِدَن ما روشون نظارت کنیم و از قبل، اوکی بدیم. لینک مصاحبه رو هم که گذاشتم و میتونید برید متن اصلی به زبان انگلیسی رو مشاهده بفرمایید و ببینید که آیا در نقل مطالب، امانت رعایت شده یا نه.


نتیجه‌ی اخلاقی : اونوخ طرف - خانوم یا آقا من فرقی نمیکنه - با یه لباسی و یه پیرایش یا آرایشی میاد دانشگاه که واقعاً توهین به خودش که هیچ، توهین به همه‌ی بینندگان هست:-\ حتی بر فرض که اصلاً دانشگاه هم نباشه، آدم میمونه اینا چطور روشون میشه اصن اینجوری بیان بیرون. بهشون هم که تذکر میدی آقا خانوم اینجا دانشگاهه، این چ وضعیه، میگن لباس یه مسئله خصوصی و شخصیه، به تو ربطی نداره من چطوری میام بیرون :-|

دین اسلام، مدعی آزادی پوشش در جامعه نیست و نحوه‌ی پوشش در جامعه رو یه امر شخصی و خصوصی تلقی نمیکنه ولی همونا که شما میگید ما از فرق سر تا نوک پا باید شبیه اونا بشیم تا بیایم داخل آدم حساب شیم، هم پوشش رو شخصی تلقی نمیکنن، حالا شما اومدید شدید کاتولیک‌تر از پاپ و کاسه‌ی داغتر از آش. 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۰۱ ق.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۹)

هر طور شما بفرمایید و صلاح بدونید...
پاسخ:
سلامٌ علیکم.
ممنونم از جنابعالی. 

 بله ، متوجه ی عبارت اروپا در پاسخ شما بودم ، اما تعمدا مثالی از ایلات متحده رو انتخاب کردم ، چراکه اگر بخواییم سردمدار مبارزه با جهان اسلام و مسلمین رو مثال بزنیم ، بنا بر فتاوای گذشته و امروز بارزتر از کشور مذکور ،دولتی پیدا نخواهد شد. هرچند کم نیستند کشورهای اروپایی که زنان و دختران مسلمان، با حجاب رفت و آمد دارن اونجا و تعداد قابل توجهی هم  دانشجوی مسلمان هم سراسر بلاد مذکور در حال فراگیری علم هستند.!!!! جدای از برپایی مراسمات مذهبی و تظاهرات و فعالیت های مدنی اونا...
منظور من بیش تر معطوف به عبارت ( ادارات دولتی ) بود، ادارات دولتی در هر کشوری قسمتی از بدنه ی حاکمیت هستند، این اتفاقی که الان در کشور آمریکا اتفاق افتاده ، که می شه مثال های مشابه از اون رو در کشورهای اروپایی هم دید، چیزی فراتر از یک اتفاق عادی هست، اگر شما پارلمان رو به عنوان مهم ترین مرکز تصمیم گیری یک کشور قبول داشته باشید ، این بانوان، به مهم ترین قسمت تصمیم گیری متخاصم ترین کشور، با متخاصم ترین رئیس جمهورش در برخورد با مسلمین وارد شدن!!! ضمنا ، طبیعی هست که برای ورود به مکان مهمی همچون مجلس ، باید هم با فرهنگ اونجا آشنا و عجین بود به نوعی، به هر حال اینان باید عصاره ی فضائل یه ملت باشند! هرچند خانم الهان عمر ، قسمت اصلی شخصیتش ، یعنی کودکی و نوجوانیش در آمریکا نبوده...
در مورد تبلیغات اسلامی و به یادگار داشتن نشانه ای از اسلام،  یا اعمال عقاید خودشون هم ، بدیهیه که اونا قرار نیست احکام اسلامی رو به اجرا دربیارن ، همین که در متخاصم ترین کشور دنیا در برخورد با مسلمین ، در قالب سکولاریسم محض ( البته اگر قائل به پذیرش باشید) نماد اسلام رو با خودشون یدک می کشن و دنیا شاهد و نظاره گر اون هست ، و قراره در مهم ترین مقر تصمیم گیری های سیاسی و قانونی باشند به نظر من کفایت می کنه.بعلاوه:

 طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی

صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

اتفاقا انتخاب چند نفر زن مسلمان ( که یکیشون هم هنوز حجابش رو داره و خیییلی بهتر از خیییلی ها هم داره ، از جمله بالاروندگان از سفارت)  توی مجالس ایالتی آمریکا نشونه ی خیییییلی چیزاست...

 و باز هم اتفاقا همینکه در یک کشور سکولار و یا لائیک یه نفر مسلمون می تونه مهم ترین شخص در تصمیم گیری های سیاسی و حکومتی و نفر اول اون کشور تو مناسبات بین المللیش بشه ، نشان از جدایی دین از سیاست داره! 
 و بیرون نرفتن عقاید فراتر از اتاق خواب ، کاملا مهر تاییدیه بر صداقت گفتار و کردار !







پاسخ:
فکر کنید الان در مجلس ما 290 نفر تبعه‌ی کشور اسرائیل به نمایندگی انتخاب بشن که کاملاً سرسپرده به اسرائیل باشن اما از فیلتر شورای نگهبان بگذرن و تعهد بدن که همه‌ی قوانینی که در مجلس شورای اسلامی تصویب میکنن در تطابق با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باشه و واقعاً هم همینجوری بشه و ذره‌ای از قانون اساسی جمهوری اسلامی عدول نکنن، آیا این امر میتونه به عنوان نمادی از پلورالیسم تفسیر بشه؟ قطعاً خیر.
وقتی شما داری توی طرح جامع اونا بازی میکنی و سرسپردگی محض داری به اصول بازی اونا، این با عرض پوزش ساده‌انگارانه هست که کسی فرض کنه چون فلان کس حجاب داره یا چون گفته من مسلمانم پس نمود جامعه‌ی روادار و اهل تسامح هست. مهم اینه که دارید توی طرح جامع کی بازی می‌کنید و در خدمت چ کسی هستید. 
حالا فرض کنید همین نمایندگان به اصطلاح مسلمون، بخان بگن به دلیل جنایاتی که عربستان داره علیه مسلمانان یمن روا میداره آقای آمریکا، لطفاً بیایم یه قانونی تصویب کنیم که بهش سلاح نفروشیم.اونوقته که باید دید واکنش همین کشوربه اصطلاح دموکرات چجوری هست. 
مهم ظاهر نیست. باطن قضیه هست که مهمه. 

جنابعالی حق دارید قانع نشید از استدلالات من. من پیشنهاد کفایت مذاکرات میدم. جنابعالی فرمایشاتی اگر دارید در پاسخ عرائض من بیان بفرمایید من منتشر می‌کنم اما اگر جواب ندادم همین جا از جنابعالی عذرخواهی می‌کنم و امیدوارم باعث ناراحتی جنابعالی نشه. به نظرم به اندازه‌ی کافی بحث در خصوص این موضوع صورت گرفت. قضاوت رو به خوانندگان محترم وبلاگ واگذار بکنیم با اجازه‌ی جنابعالی. 
ایضا در باب آزادی و مسایل متفرقه ی اون ، مقایسه بفرمایید با سپنتا نیکنام و مهدی حاجتی و سایرین...: 


http://s8.picofile.com/file/8342260468/2018_11_09_162330.jpg
پاسخ:
در راستای همون پاسخ قبلی. 
در ارتباط با بند 1 کامنت سوم و بند 1 پاسخ سوم جنابعالی: 


http://s8.picofile.com/file/8342260384/photo_2018_11_07_15_36_47.jpg

http://s8.picofile.com/file/8342260418/2018_11_07_153912.jpg
پاسخ:
عرض کردم کشور اروپایی و نه آمریکایی.
ضمناً همین‌ها هم در آمریکا توی همون فرهنگ هضم شدن، بجز یکیشون که حجاب داره بقیه چیزی از اسلام به یادگار ندارن و همون یکی هم باید مطالعه بشه ببینیم آیا چیزی از اسلام توی تبلیغاتش بوده که الان میگن زن مسلمون برنده شده؟ اینا اگر بخان در راه عقیده‌ی خودشون حرفی بزنن یا معتقد به اجرای اسلام در اجتماع باشن به شدیدترین وجه ممکن طرد میشن. طبیعیه همونطور که یه بودایی یا سرخ‌پوست یا گاوپرست در آمریکا میتونه رئیس جمهور بشه به شرط اینکه عقاید سرخ‌پوستی، گاوپرستی و بودایی‌ش توی عملکردش تأثیر نداشته باشه و روی خطوط قرمز نره، مسلمون هم میتونه حتی رئیس جمهور بشه در آمریکا ولی به این شرط که اسلامش خارج از اتاق خوابش نره.
بنابراین اینکه چند نفر زن بی‌حجاب توی مجالس ایالتی آمریکا به عنوان مسلمون، انتخاب شدن نشونه‌ی چیز خاصی نیست. تشریف ببرید توی کمپین‌هاشون مطالعه بفرمایید ببینید تبلیغاشون آیا با مسیحیان فرقی میکرده یا خیر. ما معتقد به دخالت دین در عرصه اجتماع هستیم بنابراین طبیعی هست که در ایران، بر اساس دین، احکاممون فرق کنه اما در آمریکا و اروپا که معتقد به سکولاریسم و لائیسیته هستن قاعدتاً نباید برخوردشون بر اساس دین فرق کنه، اما هر چند ظاهراً فرق نمی‌کنه ولی در عمل، برخوردشون کاملاً فرق می‌کنه. بنابراین ما بر اساس شعارهامون عمل می‌کنیم ولی اونا بر اساس شعارهاشون عمل نمی‌کنن.  
این از بحث آمریکا. در خصوص ایران، مطالعه‌ی موردی، مجال جدایی میطلبه که خارج از حوصله‌ی این مقال هست. 
سلام استاد.این قضیه پوشش هم دراین روزها سردرازدارد...خدابه دادمون برسه که به کجاها کشیده بشه.بعضی ازدوستان اعتقاد دارند که پوشش امری شخصیه.خوب این نظرکاملاصحیح است وماهم میپذیریم.من هرلباسی میخواهم میپوشم یااصلا نمیپوشم .حال آیا به این نظریه درعمل هم پایبندهستید؟من میگم نه. چرا؟چون بعضی ازکسانی که به این نظریه معتقدند صرفابرای تاییددیگران ویاتوجه دیگران و... نسبت به خودشان لباس خاصی رومیپوشند. پس لطفاطبق نظری که نسبت به پوشش دارید عمل کنید. پوشش شخصیه واین کاملانظری قابل دفاعه. پس شخص خودتون روباوضعیت اقتصادی خودتون بافرهنگ وادابتون روبرای نوع پوششتون درنظربگیرید نه صرفاپوششی که خرجش میکنید برای ی هدف مجهول دیگه. اون عزیزانی هم که میگن پوشش شخصی نیست نظرشون قابل دفاعه. چرا؟چون به هرحال شمابانوع پوششی که دارید بیانگرهزاران حرف ناگفته اید که پوشش شما الهام بخشه اوناست مثل فرهنگتون، وضعیت اقتصادیتون وشایددینتون و...پس بعضی از دوستانی که این نظریه روقبول دارید جوری لباس بپوشید که تناقضی بین نظریتون وعملتون نباشه. چجوری؟مثلاطرف میگه پوشش امرشخصی نیست اماجوری لباس میپوشه که جدا شخص خودشو درنظرگرفته وپوشش دستاویزی برای رسیدن به چیزیه که کاملا شخصیه وکاملا به نفع خودشه. پس پوشش یک وسیله است برای او وموضوعیتی ندارد بلکه طریقیت داردبرای امر دیگری .پس تااینجای کارشد عین گروه اول. پس هردو گروه یعنی هم گروه اول که میگویندپوشش امری شخصی است وهم گروه دوم درنوع پوششی که دارند ودرنظریه ای که به نظرشان به آن پایبندند دراشتباه کاملند به این خاطر که هیچ کدام به نظرشان درعمل پایبند نبوده وگاهی این عواملی دیگراست که حتی افکارانهاراپوشش میدهدبرای پوشیدن نوع لباسشان.بهتراست ازادانه  نوع پوشش راانتخاب کنیم. یک خاطره هم دارم بگم بدنیست. ی دوستی هست میگه من هیچ آزادی ای درانتخاب نوع پوششم نداشتم چون فقیربودیم وهرلباسی ازفک وفامیل واینور واونور بودمی پوشیدیم .البته حالا دستش به دهنش میرسه وآزاده درنوع پوشش ☺.نظربالا هم مطلق نبود ونمیخاستم نظرمو به کل جامعه تعمیم بدم پس کسی ناراحت نشه خدای ناکرده.یاعلی 
پاسخ:
اینکه لباس مسأله‌ای است شخصی، صرفاً یک بهونه است برای زیر پا گذاشتن مقررات اسلامی و پوشیدن لباس‌های بدن‌نمای آنچنانی.
  • بنام خداوندگارم اهورا مزدا
  • لطف بکن دیگه کم حرف مفت بزن 
    )با تمام احترامی که براتون قایلم)
    پاسخ:
    سلامٌ علیکم. 
    برای جنابعالی از درگاه خداوند متعال، سلامتی و موفقیت و عاقبت به خیری مسألت دارم. 
    1. سلام. به نظر می رسه اتفاقی که برای خانم ویلیامز افتاده ، صرفا به خاطر حضورش در یه تورنومنت خاص بوده ، و نمی شه اون رو به جامعه ی کلی اون ها تعمیم داد ! و بگیم پس جامعه ی آزاد اون طرفیا ، پوشش رو شخصی تلقی نمی کنه ! من که فکر می کنم واقعا  اینطور نیست ، 
    2. و یه مسئله ی شخصیه نوع پوشش افراد ، اگرچه معتقدم بهتر هست اشخاص ، متناسب با  شغل و محل حضورشون پوششون رو رعایت کنن. اما ما نمی تونیم و نباید افراد رو مجبور به پوشیدن نوع خاصی از لباس کنیم ، 
    3. مگر اینکه از قبل و با اعلام این موضوع و پذیرش اختیاری افراد  ، اون هم جهت رعایت ضوابط خاصی  و حضور در مکان خاصی، نوع لباسشون رو انتخاب کنیم. 
    4. هرچیزی که محدود می شه ، به شکل بدتری از یه جای دیگه خودش رو نشون می ده...( ناگفته نمونه ، وضعیت کشور ما به دلایل فرهنگی ، تاریخی و مذهبی به نظرم بسیار متفاوت و پیچیده تر از سایر نقاط دیگه هست ، حتی تفاوت رو می تونید مابین استان های کشور هم به وضوح مشاهده کنید ، کشورای دیگه که جای خودشون رو دارن).   
    5. راستی سرنا هم کلا آدم محجوبیه، و یه فمنیست سرسخت! 
    پاسخ:
    1. و علیکم السلام. عدم مجوز به حضور بانوان محجبه در ادارات دولتی در بسیاری از کشورهای اروپایی نشون میده از نظر اونا، پوشش در عرصه‌ی عمومی، امر شخصی نیست. واقعاً هم همینطور هست. پوشش در عرصه‌ی عمومی، امر شخصی نیست. 
    2. میتونیم و باید این کار رو بکنیم. دیگران بر اساس معیارهای خودشون پوشش رو سامان میدن. ما هم بر اساس معیارهای اسلامی.
    3. هیچ جا لباس رو به رفراندوم نگذاشتن، لباس و پوشش، منبعث و ملهم از تاریخ و فرهنگ کهن یک کشور هست، نه منبعث از آرای مردم اون کشور در یه زمان خاص. 
    4. با این استدلال، تمام مظاهر فَساد و فحشاء باید در جامعه آزاد باشه، در حالی که میدونیم چنین امری مساوق خواهد بود با نابود شدن فرهنگ و جوانان یک جامعه.
    5. والا احتمالاً تعریف ما از حجب و حیا کاملاً با هم متفاوت هست. ضمناً فمینیست بودن که الان مُد هست و هر کس فمنیست نباشه باید تعجب کنیم! 
    آها. خیلی ممنون. پس حدسم درست بود. و در عجبم همیشه که با این آمار چطور ذیل پست ها اکثر اوقات خالی از نظر هست !!! یعنی واقعا از بین 157 نفر ، حتی یک نفر به خودش اجازه نمی ده یه نظر بذاره، حتی در حد یک کلمه ! مثلا سلامی ، تشکر کوتاهی، چون به هر حال بعضی پست های شما ،  جدای از پرسش و پاسخ های حقوقی ، به آگاهی بازدید کننده اضافه می کنن، طبیعتا اکثر اون ها هم باید از دانشجویان سابق شما باشن...
    پاسخ:
    خیر دانشجویان سابق من نیستن عمدتاً. 
    بیشترشون برای مباحث حقوقی از جمله پاسخ به سؤالات حقوقی و گیر آوردن منابع آزمون‌های کارشناسی ارشد و وکالت و این قبیل موارد، از طریق جستجوی گوگل میان و به همین دلیل، دغدغه‌های من اهمیتی نداره براشون و عمدتاً بازدیدشون فقط یک بار هست.
    این وبلاگ دفترچه‌ی خاطرات منه. بجز برخی نزدیکان از جمله مثلاً جنابعالی، که دوست دارم نظرشون رو در مورد مطالبم بدونم، کامنت‌ گذاشتن یا نذاشتن دیگران برام مهم نیست، هر چند از دونستن نظر دیگران خوشحال میشم. 
    سلام و وقت بخیر. یه سوالی می خواستم بپرسم ، خیلی وقت هست که ذهن من رو درگیر کرده و برام جای تعجب داره ، این خلاصه آماری که سمت چپ وبلاگ نوشته شده واقعا واقعیه؟ یعنی افراد بازدید کننده ی دیروز 157 نفر بودن؟!!! منظور از نمایش ها چی هست؟ 
    پاسخ:
    سلامٌ علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
    بله، کاملاً واقعی هست و حتی در راستای واقعی کردن آمار، از تکنولوژی پیشرفته‌ای برخوردار هست که آی پی‌های تکراری که متعلق به یکنفر هست رو به عنوان افراد مختلف شناسایی نمی‌کنه.
    بازدیدکنندگان، آی پی‌های یکه هستن و نمایش‌ها تعداد صغحاتی هست که از وبلاگ باز میشه، مثلاً ممکنه یک آی پی، ده صفحه از وبلاگ رو تماشا کنه، این میشه یک بازدیدکننده و ده نمایش. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">