عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

نمونه‌ای از یک مداحی سخیف

چهارشنبه مهر ۴ ۱۳۹۷، ۰۷:۱۹ ب.ظ

نشستم توی یه سواری، عازم بروجرد شدم، همین امروز که چند روز بیشتر از عاشورا نگذشته، دیدم یه چیزی داره پخش میشه، یکی با لحن مداحی داره به مستمعین میگه کف بزنید، هی هم تکرار می‌کرد که خب کف بزنید دیگه، اون بندگان خدا هم خب کف میزدن، با خودم گفتم، این ماشینه، توی این محرم، مولودی گذاشته ینی؟ چ وفت کف زدنه آخه!

بعد دیدم تردیدم برطرف شد و متوجه شدم این کف زدن هم بخشی از یه روضه هست. حالا ماجرا از چ قرار بود، می‌گفت وقتی امام حسین علیه السلام، حضرت علی اصغر علیه السلام رو در روز عاشورا گرفته سر دست و از لشکریان عمر سعد خواسته به طفل، آب بِدَن، اونا برای اینکه صدای امام حسین علیه السلام رو محو کنن و صدای ایشون به گوش کسی نرسه، کف میزدن.

به همین دلیل، این روضه‌خون محترم هم داشت به مستمعین میگفت و مدام هم هی اصرار می‌کرد که شما هم کف بزنید :-| در واقع از مستمعین میخواست برن توی نقش لشکریان عمر سعد :-| این آخه چ ترفند سخیفی هست برای گریه گرفتن از مردم بنده خدا. 

من حرفی ندارم. بدون شرح. 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۱۹ ب.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۳)

استاد عریز ممنون امیدوارم شما همیشه سالم و سرحال باشید.
پاسخ:
به همچنین.
استاد عزیز بیماری ocd گرفتم یا همون وسواس فکری عملی خیلی اذیت شدم.
پاسخ:
خب خدا رو شکر که بهبودی حاصل شد. برای جنابعالی از درگاه خداوند متعال سلامتی و موفقیت و عاقبت به خیری مسألت دارم. 
سلام بر شما استاد عزیز یه 2و3 سالی بود که ذهنمان در گیر این بیماری کثیف وسواس شده بود و کلا شما رو یادم رفت امیدوارم حالتون خوب باش.
پاسخ:
سلامٌ علیکم. ممنونم از جنابعالی. 
متوجه مطلبی که در مورد وسواس فرمودید نشدم متأسفانه. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">