عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سید نورالله شاهرخی دانشجوی دکتری رشته‌ی حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری سال 91) ، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد سال 1385) ، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری هستم. این وبلاگ در وهله‌ی اول برای ارتباط با دانشجویان و دوستانم و در وهله‌ی بعد برای ارتباط با هر کسی که علاقمند به مباحث مطروحه در وبلاگ باشد طراحی شده است. سؤالات حقوقی شما را در حد دانش محدودم پاسخ‌گو هستم و در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی به‌خصوص ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و نیز در صورت تمایل، تجارب شما از زندگی و دید شما به زندگی علاقمند به تبادل نظر هستم.

***
***

جهت تجمیع سؤالات درسی و حقوقی و در یکجا و اجتناب از قرار گرفتن مطالب غیر مرتبط در ذیل پُستهای وبلاگ ، خواهشمند است سؤالات درسی و / یا حقوقی خود را در قسمت اظهار نظرهای مطلبی تحت همین عنوان (که از قسمت طبقه بندی موضوعی در ذیل همین ستون هم قابل دسترسی است) بپرسید. به سؤالات درسی و / یا حقوقی که در ذیل پُستهای دیگر وبلاگ پرسیده شود در کمال احترام ، پاسخ نخواهم داد. ضمناً توجه داشته باشید که امکان پاسخگویی به سؤالات ، از طریق ایمیل وجود ندارد.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!) قبلاً از همکاری شما متشکرم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

خاطرات تدریس قسمت 102

پنجشنبه آذر ۱۵ ۱۳۹۷، ۱۲:۲۳ ق.ظ

برداشت اول - لولو خور خوره!

یکی از اساتید محترم که حسابی شاکی بود از استفاده‌ی دانشجویان از موبایل سر کلاس، میگه وختی دانشجوام سر کلاسام زیاد با موبایلشون ور میرن و به تذکراتی که میدم زیاد توجه نمی‌کنن بهشون میگم بچه‌ها توی همین دانشگاه یه استادی هست دس بزنید به موبایل ازتون نمره کم می‌کنه! حالا من - ینی همون استاد - نمره ازتون نمره کم نمی‌کنم دیگه خودتون رعایت کنید! گفت بعد خود دانشجوا هی بین خودشون مدام میپرسیدن که اون کیه که نمره کم میکنه؟ بعد یکیشون دراومده گفته شاهرخی!!!

توجه نموئیدید چی شد؟ 

به این همکار محترم گفتم خب دستت درد نکنه. در واقع منو کردی لولوخورخروه و با استفاده از من به عنوان اهرم فشار سعی میکنی دانشجوا رو وادار کنی به رعایت آداب کلاس! در واقع داری به دانشجوات میگی شاهرخی رو ببینید که چقد ظالمه، قدر منو بدونید:-/ میگه نه، من که اسم تو رو نیاوردم سر کلاسم! میگم آخه نشونه‌ای دادی که هیچکی غیر از من اینکار رو نمیکنه! دیگه حالا چه فرقی میکنه اسم بیاری یا نیاری!!!

یکی از اساتید دیگه که ناظر این مکالمه بود گفت آها این روش خوبیه. منم هر چی میگم از موبایل استفاده نکنید گوش کسی بدهکار نیست، از این به بعد منم باید برم به سمت منفی گذاشتن!

ینی میخام بگم بقیه‌ی استادا هم کم کم دارن به این نتیجه میرسن که تا منفی نباشه گوش دانشجو به حرف معلم بدهکار نیست که نیست! خواهش و تمنا هم جواب نمیده!


برداشت دوم - رکورد!

امروز فک کنم رکوردی دست نیافتنی رو زدم، کلاس حقوق مدنی 3 از ساعت هشت و ربع صبح شروع شد، بینش نیم ساعت استراحت بود و ساعت دوازده و چهل دقیقه تموم شد و از کلاس اومدم بیرون! اونوخ ساعت یک باید میرفتم کلاس عصر! این بیس دقیقه باید عجله‌ای فقط یه ناهار می‌خوردم و نماز می‌خوندم و دوباره پیاپی، متصل و بدون یک لحظه استراحتِ خارج از کلاس تا ساعت شش و چهل و پنج دقیقه عصر کلاس برگزار کردم!


برداشت سوم - ریشه

یادتون هست قبلنا توی جواب یکی از پیامای ناشناس نوشته بودم هر چی از تدریسم میگذره حس میکنم ریشه‌هام بیشتر توی خاک وجود سفت میشه؟ 

حالا امروز یکی از دانشجوا توی برگه‌ی نظرخواهی نوشته بود ریشه‌های خودت داره سفت میشه ولی ریشه‌های ما رو داری خشک می‌کنی! از آرایه‌ی ادبی جالبی استفاده کرده بود! خودم که غش کرده بودم از خنده بعد از خوندن این برگه در کلاس، دانشجوا هم انقد خوششون اومد دسته جمعی کف زدن اصن!!!! 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۲۳ ق.ظ
  • سید نورالله شاهرخی

نظرات  (۸)

سلام . بله حق با شماست . پس یک هیچ به نفع شما 🙌
مشکل میدونید کجاست استاد شاهرخی ما خانما اینقدر تو لفافه صحبت میکنیم که گاهی حرف خودمونو به خودمون برگردونن خودمونم نمیفهمیم چرا اینو گفتیم   😁اینم بخاطر اینه که همش نگران این هستیم که مبادا این حرفیکه میزنیم درست نباشه یا باعث سو تفاهم بشه با برداشت اشتباه ....
در مورد عقیده ی شما من میگم حق باشماست اما نه صددر صد . این آثار مکتوبی که به جا مونده رو ما میخونیم و نقد میکنیم و ازش خیلی نتیجه گیری ها میکنیم که مثلا فلان نویسنده عقیدش این بوده و دینش این بوده و مکتبش این بوده و .... پس در یه ابعاد کوچکترش میتونیم از نوشته ها و حتی کامنت های کسی تا حدی  به افکارش پی ببریم... 



پاسخ:
سلامٌ علیکم.
ممنونم از جنابعالی بابت توضیح نظرتون. 
یادمه یه بار همون اوایل که با صفحه ی شما اشنا شده بودم بهتون گفتم شما عقایدتون و حرفهاتون خیلی شبیه به اون مواردی هست که من عقیده دارم و برای من خیلی عجیبه . شما گفتید آدما شبیه حرفهاشون نیستن و نمیشه با دوتا مطلب این نتیجه رو بگیرید و منم یکی هستم مثل بقیه آدما ... من هم گفتم نه استاد شاهرخی اینطور نیست  
الان جالب بود برای من که شما اینو گفتید . یک هیچ به نفع من پس😉
من تا الان هیچوقت توی وبلاگی نظر نداده بودم و خیلی هم برام جدیده هم جالب و این فقط بخاطر صفحه و پست های شماست که آدمو جذب میکنه . 
این نظر منم اگه خارج از چهارچوب وبلاگ شماست معدوم بفرمایید . حرف زیادی هم خوب نیست اخه 😁
پاسخ:
جنابعالی فرمایشاتی لطف آمیز در مورد من بیان فرمودید منم در پاسخ اون فرمایشات جنابعالی عرض کردم نمیشه از روی نوشته‌ها در مورد کسی قضاوت کرد، هنوز هم روی همین عقیده پافشاری می‌کنم. این مطلب که نمیشه در مورد کسی از روی نوشته‌هاش قضاوت کرد تا جایی که یادم میاد ارتباطی به شباهت حرفای من به فرمایشات جنابعالی نداشت. 
سلام مجدد . نه استاد شاهرخی این حرفای خودم هست متاسفانه وقت نکردم به فایلهاتون گوش بدم . چون خورد به امتحانای میانترم و ... 
 دلیلش شاید حوزه مشترک عقاید ما باشه چون من وقتی پست های شمارو میخونم نظر خودمو توی اونها میبینم و کاملا میفهمم که این ناشی از عقاید مشترک هست .به هر حال باعث افتخاره 
پاسخ:
و علیکم السلام.
برام بسیار عجیب بود اینهمه شباهت.
ممنونم از پاسخگویی جنابعالی. 
  1. سلام استاد . روزتون بخیر . امتحانای میانترم نفس مارو گرفته و روی نظر دادن ما هم تاثیر گذاشته انگار،😁
  2. بازم بحث موبایل هست . به نظر من دانشجو باید موبایلشو سرکلاس خاموش کنه .نمیشه هم به درس گوش داد هم به موبایل نگاه کرد بالاخره یکیش فدای اون یکی میشه که معمولا درس استاد هست . استاد برای تدریس وقت گذاشته و مخاطب مستقیم ما هست سرکلاس از ادبم به دوره که موقعی کسی داره مستقیم با ما صحبت میکنه ما سرمون رو بکنیم تو موبایل و توجهی نشون ندیم . 
  3. اینکه شمارو کردن لولو خورخوره ناشی از ناتوانی اساتید دیگه در اقامه ی دلیل برای منع استفاده از موبایل و یه خورده لوس کردن خودشونه که ببینید ما چقدر خوبیم فلانی اونجوریه ها ولی ما اونقدر بد نیستیم پس حالا که یه کم بهتریم شمام یه کم بهتر بشید و موبایل نیارید سرکلاس .ازشون حق دلیل بگیرید 😂 
  4. در مورد انرژی کاش ما هم انرڗی داشتیم اینقدر که از صبح تا شب یه پشت درس بخونیم و خسته نشیم . بعضی اوقات که خیلی خسته میشم از درس خوندن و دلم میخواد برم بیرون مثلا زیر بارون و هوایی تازه کنم تو خیالاتم تصور میکنم مثلا تمام کتاب مدنی یه دفعه کپی پیس شه روی مغز من و ازین خیالات 😂 تصورشم لذت بخشه .....فکر کنید ...چ شود....

پاسخ:
  1. سلامٌ علیکم. عاقبت جنابعالی به خیر.
  2. دقیقاً شبیه استدلالات من هست این فرمایشات جنابعالی. جایی توی فایل صوتی اینا رو از من شنیدید یا یافته‌های خودتون هست؟ ایییینهمه شباهت برام عجیب بود. از جنابعالی عذرخواهی می‌کنم بابت مطرح کردن این سؤال. 
  3. یکی از اساتید محترم دیگه گفت تو که هستی خیلی خوبه. دیگه سخت‌گیری‌های ما پیش چشم دانشجوا نمیاد و ما راحت درسمون رو میدیم. چون همه‌ی انتقادات و ناله نفرین‌های دانشجویان معطوف به تو میشه و ما خیالمون راحته! 
  4. اگر می‌شد خوب می‌شد ولی حیف که نمیشه. 
هرکسی به هر حال رفتار خاص خودش رو داره،ومن سعی می کنم احترام رو رعایت کنم،حالا هرکسی میخواد هر برداشتی رو بکنه.
پناه برخدا،پناه برخدا،پناه بر خدا
پاسخ:
از نظر من احترام با عذرخواهی و نسبت دادنِ امکان اشتباه به خود به طور مکرر متفاوت هست.
البته هر کس اخلاقی داره و صلاح مملکت خویش، خسروان دانند. 
برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم.
پیشنهاد کفایت مذاکرات در این زمینه. 
صلاح مملکت خویش خسروان دانند،هرطورتمایل دارید عمل بفرمائید.
من متوجه این جمله نشدم،اصولا متلک رو متوجه نمیشم
پاسخ:
متلک؟
پناه بر خدا. کم‌لطفی میفرمائید متأسفانه. 
عرض من اینه که اگر صلاح میدونید که همچنان با همین لحنِ پر از عذرخواهی و نسبت دادنِ امکان اشتباه به خودتون، انتقادات معمولی رو بیان بفرمایید پس من حرفی ندارم، به همین رویه ادامه بدید و با همین لحن، فرمایشات خودتون رو بیان بفرمایید. 
بله درمورد استفاده از گوشی سر کلاس حق با شماست،با توضیحات کاملتون متوجه شدم
ولی من انتقاد نکردم،نظرم رو گفتم،من دانشجوی شما نیستم که بخوام انتقاد کنم،انتقاد برای دانشجویان شماست،
من بر حسب یک مسئله حقوقی با وبلاگ شما آشنا شدم،پس دلیلی وجود نداره که لحن من فرق کنه برای نظر دادن
فکرمی کنم نظر دادن و انتقاد کردن در مورد دیگران بایدبااحترام باشه،ولی انگار توی جامعه ما اگر کسی بااحترام نظر بده یا انتقاد کنه دلیلی میشه بر ترسش.
پاسخ:
خب خوشحالم که قانع شدید.
احترام در انتقاد، از نظر من متفاوت هست با عذرخواهی‌های مکرر. جنابعالی در یک خط دوبار عذرخواهی فرمودید و سه بار فرمودید این نظر منه و شاید درست نباشه. به نظر من لازم نیست انقد محتاطانه مطالبتون رو بیان بفرمایید. حداقل در برخورد با من لازم نیست، شاید دیگرانی باشن که همینقد انتقاد رو هم بر نتابن. من اما اونجور نیستم و اصلاً از این میزان احتیاط بدم میاد. 
در عین حال صلاح مملکت خویش، خسروان دانند. هر طور تمایل دارید عمل بفرمایید.
سلام
چه خوبه که آدم اینقد پر انرژی باشه،بابت کلاسای درسیتون میگم،ولی درمورد آدمهای پر انرژی یه چیزی رو میدونم که اونا عموما سختگیر نیستن،وخیلی رفتارشون انعطاف پذیر،یعنی همچین مسائل رو زیاد سخت نمی کنن،واز مسائلی که دیگران زیادی زوم میشن،اینا به راحتی میگذرن،ولی ببخشید من نظرم رو میگم شما یه کم سختگیرانه با مسائل کوچیک برخورد می کنید،مثلا همین قضیه موبایل،البته بازم ببخشید من شاید نظرم زیاد درست نباشه ازنظر شما،ولی این چیزی که باتوجه به مطلب شما به ذهنم میرسه.
پاسخ:
سلامٌ علیکم. من خودم رو موفق نمی‌دونم. اما رمز موفقیت خیلی از آدمای موفق، تمرکز، تعهد به انجام کار و سخت‌گیری نسبت به جزئیات است. هر گونه اجازه دادن نسبت به استفاده از تلفن همراه همان و از دست رفتن کلاس همان. تجربه‌ی من در برگزاری کلاس کارشناسی ارشد و تجربه‌ی سایر همکارانم در کلاس‌های مقطع کارشناسی این نتیجه‌گیری رو به وضوح اثبات می‌کند. ضمناً لازم نیست که وقتی میخاید از من انتقاد کنید انقد سعی بفرمایید زهر کلام رو بگیرید و بسیار مبادی آداب صحبت بفرمایید. من از انتقاد به هیچ وجه ناراحت نمیشم و بر عکس از شنیدن انتقاد با این لحنی که انگار می‌ترسید من ناراحت بشم، بدم میاد. 
به مکالمه‌ی زیر توجه بفرمایید. حاوی دلایل من برای محدود کردن استفاده از موبایل در کلاس است:


سفید : دانشگاه با دبیرستان فرق میکنه نمی‌شه واسه جزء جزء رفتار دانشجوا قانون و تبصره و ماده گذاشت ، این توهین به شخصیت دانشجواس.

سیاه : در حالت عادی بله، ولی وقتی شما با برخی از افراد مواجهید که بدیهیات رو باید بهشون تذکر داد ، وقتی طرف ، یکسره سرش تو گوشی و تبلته سر کلاس ، بعد از درس جا میمونه ، واسه جبران جا موندن از بغل دستیش میپرسه ، خودش که چیزی متوجه نمی شه، هیچ ؛ حواس بغل دستی رو هم پرت میکنه....

.... وقتی کلاس میشه عرصه‌ی آمد و رفت برای پاسخ دادن به پیامک یا تماس تلفنی و با هر بیرون آمدن و رفتنی تا چند ثانیه و در صورت شلوغ بودن کلاس تا چند دقیقه جو کلاس ملتهب و نا آرام میشه ، وقتی شما با آدمایی مواجهید که دیده شده حتی در کلاس و به هنگام تدریس معلم ، به تماس تلفنی پاسخ میدن و مثلاً میگن : ما سر کلاسیم بعدن زنگ بزن !!!!!!! دیگه فکر نمی کنم قانونمند و به سامان کردنِ چنین اوضاع نابسامانی توهین به شخصیت کسی بشه.

 اونایی که از قبل این مسائل رو رعایت میکردن که توهینی متوجهشون نیست، اونایی هم که رعایت نمی‌کردن قاعدتاً باید با اجبار رفتارشون رو قانونمند کرد. اینکه بگیم این امر توهینه ، مث اینه که بگید اگه ما با استفاده از علائم راهنمایی رانندگی و البته در صورت عدم رعایت ، با وضع جریمه بخوایم رفتار راننده‌ها رو قانونمند کنیم به این معناست که به اقشار مختلف جامعه توهین کردیم!!!!  

(2) 

سفید : حالا بر فرض قانون گذاشتی که موبایل یا تبلتِ روشن ، سر کلاس ممنوعه، چطور میخوا اجراش کنی؟ به نظر شما کسی این قانون رو دور نمی‌زنه؟ ینی نمیشه بذاره روی ویبره توی جیبش بعد به بهونه‌ی آب خوردن از کلاس بره بیرون و به گوشی جواب بده.

سیاه : بالاخره وقتی حتی قوانین مصوب مجلس با اونهمه ضمانت اجرای سفت و سخت رو میشه دور زد، حتماً این قانون رو هم میشه دور زد ، ولی باز وضع قانونی که بشه دورش زد از بی‌قانونی خیلی بهتره ، حداقل ما به دانشجو این پیام رو میدیم که در ساعت کلاس ، همه‌ی حواسش باید جمع درس باشه و خودش رو از دنیا و ما فیها فارغ کنه ، حداقل برای یک ساعت و نیم ! ضمناً ما از قبل این قضیه رو واضح کردیم که استفاده از موبایل ، تبلت یا پیامک واسه ما در حین درس قابل قبول نیست و بعدن اگه به دانشجویی تذکر دادیم فکر نمی‌کنه داریم به حقوق طبیعیش!!!!! تجاوز می‌کنیم چون از قبل به او گفتیم که این جزء حقوق طبیعی تو نیست ، یا نیا سر کلاس یا اگه اومدی واسه ما حضور جسمی ، کافی نیست.

حتی میشه در ساعت آنتراکت یا استراحتِ وسط کلاس ، به دانشجو این امکان رو داد که گوشیش رو چک کنه و اگه تماس ضروری‌ای با او برقرار شده برای چند دقیقه از کلاس خارج بشه ، ولی اینکه در حین تدریس به هر دلیل سرش به گوشی یا تبلت گرم باشه ، توهین مستقیم به کلاس هست.

(3)

سفید : اگه دختری خواست با باباش که سر کلاس توئه تماس ضروری یا فوری بگیره چی؟ اگه مادری خواست با پسرش که سر کلاس توئه تماس فوری یا ضروری بگیره چی؟ شاید پای جان کسی در بین بود!

سیاه : بله ، این سخت‌ترین قسمت این تصمیم‌گیری ست. بالاخره ما در مقام وضع قاعده‌ی کلی هستیم ، و هر قاعده‌ای هم در برابر هر نود مورد که اجراش فایده‌مند هست ، در ده مورد هم ممکنه ضرر به بار بیاره. ما یا باید به خاطر همون ده مورد ، اون نود مورد رو به حال خودشون رها کنیم و همیشه شاهد بی انضباطی و توهین به کلاس باشیم یا اون ده مورد رو فدا کنیم واسه اون نود مورد. هر وضع قاعده ای همین وضعیت رو داره ، چاره ای نیست ، مثلاً ماده ی 22 قانون ثبت میگه از نظر دولت ، فقط کسی مالکِ مِلک هست که سند رسمی داره و دولت، بقیه‌ی مدعیانی که سند عادیِ مالکیت دارند رو به رسمیت نمی‌شناسه ، خب الان این قاعده برای حفظ منافع اجتماعی است ولی ممکنه این وسط یه افرادی باشن که با تقلب ، سند رسمی گرفته باشن و در مقابل ، یه افرادی باشن که سند رسمی نداشته باشن اما درواقع ، مالک باشن و وسیله ای هم برای اثبات مالکیتشون نداشته باشن و با این قانون ، حقشون ضایع بشه. بله، این ممکنه ولی دولت به خاطر حفظ نظم و به خاطر اینکه هرکسی با یه کاغذ پاره پا نشه علیه صاحب ملک ، طرح دعوا کنه این قانون رو وضع کرده و این وسط ممکنه حق چندتا بی گناه هم ضایع بشه. موردِ ما هم دقیقن همچین وضعی داره. مضافن ب اینکه وختی ما از قبل ، اطلاع بدیم ک سر کلاس ، امکان پاسخ دادن ب گوشی وجود نداره ، دانشجو هم ب خونواده‌ش اطلاع میده و اون کسی هم ک با دانشجو کار داره میدونه ک دانشجو الان قادر ب پاسخگویی نیست و یه تدبیر دیگه می‌اندیشه واسه برطرف کردن احتیاجش.

(4)

سفید : خب شما بیا یه کاری کن ، بگو هر کس تماس ضروری باهاش برقرار شد می‌تونه بره بیرون، در غیر این صورت ، خیر.

سیاه : کجای کاری عمو ! طرف ، خیلی عذر میخوام سر کلاس با دوست دختر یا دوست پسرش مشغولِ چت کردن توی وایبر و واتس آپه ، سر کلاس باید به زور از فیص بوق !!!! بیاریمش بیرون ، خب معلومه که هر کس باهاش تماس بگیره پا میشه میره بیرون یا به هر پیامکی جواب میده ، آخرشم میگه : ضروری بود استاد !!!! خیلی هم ضروری بود !!!! راستم میگه بنده خدا ، الان از نظر او ، هیچ چیز ضروری‌تر از راضی نگه داشتن طرف مقابلش !!!!! نیست. پس با خودش میگه من الان جواب ندم ، فلانی ناراحت میشه ، پس الان بسیار بسیار ضروریه که جوابشو بدم!!!!

(5) 

سفید : اصن شاید کسی نخاد درس بخونه شما چرا اصرار داری به زور ، مردمو وادار کنی به درس خوندن؟

سیاه : رحمت بر امواتت ، کسی که دوست نداره درس بخونه چرا باید بیاد دانشگاه ؟ بعد بیاد سر کلاس ؟ بعد سر کلاس هم به کامنت هواداراش توی فیص بوق!!!! جواب بده؟

(6)

سفید : چون به مدرکش احتیاج داره لابد !

سیاه : خب وقتی مدرک میخواد باید زحمت بکشه و درس بخونه ، ما نمی تونیم چون احیانن پول داده مدرک رو دو دستی تقدیمش کنیم که!

(7) 

سفید : شاید سر کلاس سرش تو گوشی بود ولی آخر ترم نمره گرفت.

سیاه : تجربه‌ی ترم‌های متمادی تدریس من نشون دادن تقریبا نزدیک به محاله که کسی در مباحث کلاس شرکت نکنه و سر کلاس حواسش نباشه ، بعد، توی امتحان پایان ترم با خوندن جزوه‌ی دانشجویان دیگه بتونه نمره‌ی قبولی بگیره.

(8)

سفید : شما چکار داری ؟ اگه افتاد خودش ضرر کرده.

سیاه : اولاً آمار افتاده‌ی کلاس الکی بالا میره ؛ درسته ک ما واسه خدا زحمت میکشیم اما چرا باید اجازه بدیم افرادی بدون اینکه اصلاً حضور روحی در کلاس داشته باشن زحمات ما رو کمرنگ کنن؟ بعد هم آخر ترم بیان مدعی بشن که اشکال از ما نیست ، ببین چقدر آدم توی این کلاس افتادن !!! ما هم هرچی قسم قرآن بخوریم که این آقایون و خانوما اصلاً سر کلاس نبودن یا سر کلاس بودن ولی یکسره سرشون توی موبایل بود ، اونوقت جواب دندان‌شکنی که میگیریم اینه که اونایی که سر کلاس نبودن رو چرا حذف نکردی و اونایی که بودن ولی حواسشون نبود رو چرا تذکر ندادی؟!

پس بهتره اونایی که نمیان حذف بشن و اونایی که میان ولی حواسشون نیست رو وادار کنیم یکی از دو راه حل رو انتخاب کنن یا نیان و حذف کنن درس رو یا اگر اومدن حواسشون کاملاً به کلاس باشه. بعدشم ما در برابر آینده‌ی این جوونا مسؤولیم ، پدران و مادران اونا ، اونا رو دراقع به این امید فرستادن دانشگاه که جَوونشون قراره درس بخونه و مایه‌ی افتخارشون باشه و در واقع به این امید اونا رو سپردن به ما ، که ما مواظب هستیم ، حالا آیا میشه ما صرفاً با این استدلال که به ما ربطی نداره و اینا دیگه آدم بزرگ شدن ، سکوت کنیم و وقتی می‌بینیم طرف از جیب پدر مادرش هزینه کرده اومده نشسته سَرِ کلاس و اصلاً حواسش به درس نیست، حرف نزنیم ؟ این خیانت به اعتماد اون پدر و مادر نیست؟

(9)

سفید : حالا بر فرض که ما پذیرفتیم ، چه ضمانت اجرایی میخوای بذاری؟

سیاه : از اونجا که هیچ قاعده‌ای بدون ضمانت اجرا ، به مرحله ی عمل درنمیاد و از اونجا که ما معلمینِ امروزی ، هیچ ابزاری در دست نداریم جز نمره ، باید قاعده به این شکل وضع بشه که استفاده از تلفن همراه یا تبلت در حین ساعت کلاسی- بجز برای ضبط صدا ، اونم بر روی میز معلم- یک منفی در پی خواهد داشت!

(10) 

سفید : خودتو بیشتر از این میان مخاطبین خودت بدنام نکن! تو به اندازه ی کافی دافعه داری!

سیاه : ما باید ببینیم چه کاری درسته ، همونو انجام بدیم ؛ عزت و ذلت دست خداست. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">