عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین / که دَم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم - حافظ

عافیت‌سوزی

من سیدنوراله شاهرخی، عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان، دکترای حقوق خصوصی دوره‌ی روزانه‌ دانشگاه علامه طباطبایی تهران (رتبه‌ی 13 آزمون دکتری)، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از همان دانشگاه (رتبه‌ی 21 آزمون ارشد)، پذیرفته شده‌ی نهایی آزمون قضاوت و وکیل پایه یک دادگستری هستم.

تحصیلات ابتدایی تا متوسطه خود را در شهر خرم‌آباد گذراندم، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد مشغول به تحصیل شده و با معدل 19.35 و به‌عنوان نفر برگزیده‌ی ورودی فارغ‌التحصیل شدم. در آزمون کارشناسی ارشد با رتبه‌ی 21 در دانشگاه علامه طباطبایی تهران (دوره‌ی روزانه بدون سهمیه) پذیرفته شده و با معدل 19.08 و به عنوان نفر اول ورودی فارغ‌التحصیل شدم. در این مقطع نمره‌ی رساله اینجانب نمره‌ی 20 (تحت راهنمایی شادروان حضرت استاد آقای دکتر کوروش کاویانی و مشاورت حضرت استاد آقای دکتر حبیب الله رحیمی) بود.

پس از گذراندن خدمت مقدس سربازی و اخذ پروانه وکالت دادگستری، با رتبه‌ی 13 در آزمون دکتری (دوره‌ی روزانه بدون سهمیه) پذیرفته شده و در دانشگاه علامه طباطبایی تهران مشغول به تحصیل شدم. در این مقطع تحصیلی نیز تز دکترای خود را تحت راهنمایی حضرت استاد آقای دکتر حبیب الله رحیمی و مشاورت حضرت استاد آقای دکتر ایرج بابایی با نمره‌ی 19 دفاع نموده و فارغ‌التحصیل شدم. از این رساله تا کنون مقالات علمی پژوهشی متعددی (در زمان نگارش این متن چهار مقاله) استخراج و به جامعه‌ی علمی کشور عرضه شده است، مقالات متعدد دیگری نیز بر همین مبنا در دست تألیف است که در آینده ارائه خواهد شد.

از سال 1391 شروع به تدریس در دانشگاه کردم و از آن زمان تا کنون بصورت پیوسته در دانشگاه‌های متعددی نظیر دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه آیت الله بروجردی، دانشگاه لرستان، دانشگاه ملایر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد و بروجرد افتخار همکاری داشته‌ام. در نگارش و داوری رساله‌های کارشناسی ارشد متعددی هم به‌عنوان مشاور و داور همکاری داشته‌ام.

هم اکنون به عنوان عضو هیأت علمی گروه حقوق دانشگاه لرستان در کسوت معلمی، افتخار خدمت به جوانان این سرزمین را دارم.

***
***
در خصوص انتشار مجدد مطالب این وبلاگ در جاهای دیگر لطفاً قبل از انتشار ، موضوع را با من در میان بگذارید و آدرس سایت یا مجله‌ای که قرار است مطلب در آن منتشر شود را برایم بفرستید؛ (نقل مطالب، بدون کسب اجازه‌ی قبلی ممنوع است!)

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
۲۶
تیر
۹۷

با دوچرخه رفته بودم در مغازه چیزی بخرم، ساعت، حدودای 9 شب بود، اجناس رو خریدم و پای پیاده، راه افتادم برگشتم خونه :-| دوچرخه همینجوری مونده بود در مغازه. متوجه نشدم تا فردا شب :-| اومدم بخاطر کاری دیگه با دوچرخه برم بیرون، دیدم اصن دوچرخه‌ای نیست. هی فکر کردم ببینم کجاس یادم اومد دیشب با دوچرخه رفتم و بدون دوچرخه برگشتم :-|

بدو بدو بعد از 24 ساعت برگشتم در همون مغازه، دیدم دوچرخه رو گذاشته کنار پیاده‌رو و تکیه‌ش رو داده به درخت. گفتم آقا این دوچرخه مال منه، دیشب اومدم فلان چیزا رو ازت خریدم، یادم رفته ببرمش :-| بنده خدا گفت در به در داشتیم سراغ صاحبش می‌گشتیم و از مغازه‌های همسایه هم پرسیدن گفتن مال فلانیه. هیچی دیگه سوارش شدم و برگشتم خونه. رکورد دیگری در زمینه حواس پرتی زدم :-|

یه بارم رفتم داخل پارک بشینم حال و هوایی عوض کنم، دوچرخه رو گذاشتم و روی صندلی‌ای همون کنار نشستم، بعد یه مدتی پا شدم پیاده، قدم‌زنان و سرخوش برگشتم خونه. فرداش دیدم دوچرخه نیست، باز بدو بدو برگشتم پارک، دیدم گذاشتنش کنار کیوسک نیروی انتظامی توی همون پارک. باز بَرِش داشتم و اومدم خونه.

ینی میخام بگم یه همچین آدم حواس پرتی هستم من. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۳
تیر
۹۷


تصوری که برخی از بانوان سرزمین من، از آزادی دارن. روسری‌ها دور گردن. شلوارها پاره پوره.

تصوری سطحی، کم عمق و ظاهری.

تصاویر متعلق است به شب بازی فوتبال بین ایران و اسپانیا. به قول خوداشون، شبی که آزادی، آزاد شد :-| اینجوری آزاد شد...

اینم بگم من نفیاً یا اثباتاً در خصوص ورود خانوما به ورزشگاه‌ها اظهار نظر قطعی نمی‌کنم، هدف این مطلب هم اصلاً این نیست، اجمالاً در این زمینه معتقدم زنان از تمام حقوق و تکالیف که اختصاصی به جنسیت مرد نداشته نباشه (تکالیف مخصوص مردان مثل انفاق بر همسر و دادن مهریه و از این قبیل، حقوق مخصوص مردان مثل سهم بیشتر از ما تَرَک و از این قبیل) برخوردارند و در صورتی که شؤون و شعائر مذهبی رعایت بشه دلیلی بر ممنوعیت حضورشون در ورزشگاه‌ها - در ورزش‌هایی که حد لازم پوشش مردان دَرِشون رعایت میشه - نه شرعاً و نه عقلاً وجود نداره، فقط میخام بگم برخی از بانوان منظورشون از حضور در ورزشگاه‌ها اصلاً ورزش و اینا نیست، فقط هدفشون اینه که یه آبی به دست بیارن تا نشون بِدَن چه شناگرهای ماهری هستن. ورزش و اینا بهونه‌س. وگرنه دلیلی نداره تا کوچکترین عرصه‌ای گیر میارن اقدام کنن به کشف حجاب و انجام حرکات موزون و ناموزون :-| همون حس خودنمایی که ذاتیِ زنان هست و در این تصاویر هم کاملاً مشخص هست، اینجا هم عرصه رو بدست میگیره و میشه اونچه نباید بشه. 

اونایی هم که مخالف هستن با ورود به ورزشگاه‌ها این حواشی رو میبینن که مخالفت می‌کنن نه اینکه منظورشون این باشه که اگر خانمی با رعایت شؤون و شعائر، بنشینه روی سکوهای ورزشگاه، اسلام به خطر میفته :-| مشکل اینجاست که سنگرها به تدریج فتح میشه. اول روسری‌ها میره دور گردن، بعد کلاً برداشته میشه، بعد میرن سراغ همین مانتوی جلوباز مسخره‌ای که الان هست و اونم ورمیدارن و دیگه میره تا جایی که خودتون بهتر از من میدونید. هدف، آزادی به معنای خصلت ارزشمند انسانی نیست، هدف نهایی، ترویج لاابالیگری، اِباحی‌گری و آزادی در مسائل جنسی است. 

ضمناً پوشش هر شخص در عرصه‌ی عمومی، به علت تماسی که با حقوق دیگران پیدا می‌کنه و به این علت که هر لباس، مبتذل یا موقر، خواهی نخواهی حامل پیامی هست، یه امر شخصی نیست که کسی بگه من هر چی بخام میپوشم و به کسی هم ارتباطی نداره. 

این روزنامه هم نوشته توی اون شب توی ورزشگاه آزادی، رفتار خلاف دین یا قانون، گزارش نشد :-| معلوم نیست رفتار خلاف دین از نظر اینا چیه؟

احتمالاً منظورشون انجام اعمال منافی عفت هست :-| پس چون اون شب در مرئی و منظر مردم اعمال خلاف عفت انجام نشده لابد همه چیز اوکی بوده!

این فیلم رو هم ببینید که نشون میده یه عده‌ای توی حول و حوش ورزشگاه آزادی رسماً حجابشون رو برداشتن. گزارشگر صدا و سیما داشته گزارش تهیه می‌کرده اینام واسه اینکه مانع تهیه‌ی گزارش بشن کشف حجاب‌ شده از پس‌زمینه تصویر رد میشن که گزارشگر نتونه گزارش تهیه کنه.

این مطلب رو هم در همین زمینه مطالعه بفرمایید.

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۱
تیر
۹۷

اگر در خصوص ماده یا مفهومی در درس حقوق مدنی، توی همه‌ی کتب حقوقی جستجو کردید و مطلبی نیافتید احتمالاً میتونید در اون زمینه، توی کتاب حقوق مدنی تألیف مصطفی عدل ملقب به منصور السلطنه مطلب مورد نظر رو پیدا کنید، مثل اینکه آیا ماده‌ی 499 قانون مدنی، مفهوم مخالف داره یا خیر. در تصویر ذیل ببینید، کتاب واقعاً قابل استفاده‌ای هست:

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۱
تیر
۹۷

باورتون میشه برخی دانشجویان که در امتحان من قبول هم شدن، بخاطر اینکه نمره مطابق انتظارشون نبوده، از خدا درخواست میکنن که نزدیکان من رو بکُشه و من «داغ ببینم»؟

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۰
تیر
۹۷

آدم بعضی برگه‌های امتحانی رو می‌بینه چنین به نظرش میاد که دانشجو، استاد رو بدهکار و مدیون خودش میدونه. به همین دلیل با هر دستخطی و به هر شکلی می‌نویسه و با خودش هم میگه جهنم! به من چ ربطی داره، چشمش کور، دَندِش نرم، معلم شده، موظف هست که دستخط منو بخونه و صحیح کنه.

تو رو خدا وجداناً این چه وضع برگه‌ی امتحانی نوشتن هست؟ یکی اینو به خودتون بده حاضرید اصن نگاش کنید؟ 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۰
تیر
۹۷

            نام درس

دانشگاه

20 ها

19 ها

افتاده

حقوق مدنی 2

(کلاس آقایان)

آیت‌الله بروجردی

3 نفر

-

داشته

حقوق مدنی 2

 (کلاس بانوان)

آیت‌الله بروجردی

1 نفر

2 نفر

داشته

 

نمرات بالاتر از 20 با احتساب فعالیت کلاسی

کلاس آقایان

کلاس بانوان

نفر اول

-

-

نفر دوم

-

-

نفر سوم

-

-

 

نکات:

1 – نمرات این درس، اعلام شده‌اند و هم اکنون از طریق سایت دانشگاه، قابل دسترسی هستند؛ مراجعه بفرمایید.

2 – به دلیل تعدد دانشجویان محترمی که از نمره‌ی خودشون راضی نیستن و خواهان توضیح من هستن و پاسخ دادن به یکایک اون‌ها وقت و انرژی زیادی از من میگیره و نیز به این علت که باید مکالمات من و دانشجویان در مرئی و منظر همگان باشه تا بعداً حرفی ازش درنیاد، از پاسخگویی به اظهار نظرها در پی وی تلگرام یا اپلیکیشن سروش معذورم. فرمایشاتتون رو سین می‌کنم و میخونم اما اگر پاسخ ندادم حمل بر مسائلی نظیر غرور، بی ادبی و بی اعتنایی نفرمائید. صرفاً به دلیل ملاحظاتی است که عرض کردم. اگر خواهان اعتراض و نیز آگاه شدن از اشکالاتی هستید که باعث کسر نمره‌تون شده فقط و منحصراً از طریق لینکی که در نکته‌ی ذیل گذاشتم اقدام بفرمایید.

3 – کسانی که افتادن، فعلاً نمره‌ی واقعی خودشونو وارد کردم، قبل از نهایی کردن، افزایش میدم به 9.75 که معدل ترمشون خراب نشه.

4 – از دو طریق می‌تونید به نمره‌ی خودتون اعتراض کنید. وب‌سایت دانشگاه و وبلاگ من. در صورتی که از طریق وب‌سایت دانشگاه اعتراض کنید، تَبَعات خاصی نداره براتون. در نهایت همون نمره‌ای که دارید نهایی میشه، منتها از اشکالات برگه‌تون مطلع نمیشید. در صورتی که از طریق وبلاگ من اعتراض کنید، من اشکالات برگه‌تون رو نیم نمره به نیم نمره براتون توی وبلاگ می‌نویسم اگر معلوم شد اشتباهی کردم من، که احتمالش بسیار ضعیف هست، خب نمره‌تون رو افزایش میدم اما اگر معلوم شد اشتباهی نشده – که احتمالش هم بسیار قوی هست که اشتباه نکرده باشم چون با دقت فوق‌العاده صحیح می‌کنم - در صورتی که افتاده باشید نمره‌تون رو از 9.75 کاهش میدم به همون نمره‌ی واقعی و اگر هم ارفاق خاصی توی تصحیح کرده باشم اون ارفاق رو هم پس می‌گیرم و اگر هم نیفتاده باشید، ارفاقاتی که کردم رو پس می‌گیرم و نمره‌تون رو به میزان واقعی کاهش میدم. این ضمانت اجرا برای این هست که اعتراض از طریق وبلاگ، محدود بشه به اشخاصی که واقعاً فکر می‌کنن در حقشون ظلم شده. چون نوشتن اشکالات هر برگه یکی دو ساعت از وقت من رو میگیره. به عنوان نمونه این لینک رو ببینید و پیش خودتون مجسم کنید که نوشتن اشکالات فقط همین یک برگه، چقدر از وقت منو ممکنه گرفته باشه و اگر قرار باشه توی یک کلاس، پنج نفر اینجوری وجود داشته باشه و از من بخان اشکالات برگه‌شون رو بنویسم چقدر باید تایپ کنم.

5 - امکان اظهار نظر ذیل این مطلب فراهم نیست؛ اگر قصد آگاه شدن از اشکالات برگه‌ی خود را ندارید و فقط می‌خواهید در خصوص نمره‌ای که در این درس گرفته‌اید اظهار نظر کنید و نیز در صورتی که از طریق وبلاگ قصد اعتراض به نمره‌ی خود را دارید قبل از اظهار نظر در خصوص نمره یا اعتراض، اینجا را بخوانید. در کمال احترام به اعتراضات یا اظهار نظرهایی که ذیل دیگر پست‌های وبلاگ ثبت شده باشند پاسخی ارائه نخواهم داد.

6 – از اظهار نظر شما در خصوص نمره‌ای که گرفته‌اید استقبال می‌کنم؛ صِرفِ اظهار نظر در خصوص نمره، هر چقدر تند، بدون اعلام قصد مبنی بر آگاه شدن از ریز اشکالات، تأثیری در نمره‌‌ی شما در این درس نخواهد داشت.

7 – نمرات، مقطوع است و با رعایت تمامِ تخفیفاتِ ممکن و پس از تصحیحِ اوراق با دستِ باز و بالا و ارفاق وووو!!!!!! لحاظ شده است؛ ضمناً به کسانی که در همه‌ی جلسات حاضر بودند یک نمره اعطا شد، نمره‌ی فعالیت‌ کلاسی نیز لحاظ شده است. دانشجویان محترمی که علی‌رغم همهٔ این موارد باز هم موفق به کسب نمرهٔ قبولی نشدند یا از نمرهٔ خود راضی نیستند و فکر می‌کنند باید نمرهٔ بیشتری کسب می‌کردند خودشان بدانند که در برگهٔ امتحانی چه دسته‌گل‌هایی به آب سپرده‌اند !!!

8 – سطح نمرات: خوب بود، کسانی که افتادن دیگه نمراتشون واقعاً پایین بود. از اون چیزی که خودتون فکر می‌کردید احتمالاً بهتر بود. افسوس می‌خورم به حال یکی از دانشجویان محترم که تحت تأثیر جوّی که ایجاد شد قبل از امتحان میان‌ترم، درس دومی که با من داشت رو حذف کرد، اما توی این درس 20 گرفت. چرا برخی از دانشجویان محترم علی‌رغم شایستگی‌های علمی که دارن انقد زود میرن سر کار؟

9 – بقیه‌ی موارد:

9 – 1 : وصیغه : این عجیب‌ترین غلط املایی هست که دیدم. دانشجوی محترم خواسته بنویسه وثیقه، کلمه رو به این شکل نوشته!!!!  

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۳:۴۷ ب.ظ
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۸
تیر
۹۷

توی این سنوات گذشته که دارم امتحان میان‌ترم میگیرم و در واقع امتحان اصلی تقسیم میشه به دو نیمه امتحان، بدون تردید این بزرگترین کام‌بَکی (بازگشتی) هست که به چشم دیدم.

در جایی که خیلی‌ها توی اون کلاس (نمیگم کلاس آقایون یا خانوما که متهم نشم به طرفداری از جنسیت خاص) توی امتحان میان‌ترم 5 گرفتن اما تصمیم گرفتن نیان و امتحان پایان ترم رو ندن، یکی دیگه توی این کلاس، که خودشم از قبل گفته بود امتحان میان‌ترم افتضاح دادم - از ده، نیم گرفته بود - جسارت کرد و اومد و از ده نمره‌ی امتحان پایان ترم، 9.75 گرفت. به این ترتیب از ده نمره‌ی اول، نیم و از ده نمره‌ی دوم، 9.75 گرفت و درس رو قبول شد. اونوخ همین شخص توی ترم‌های قبل درسای منو حذف کرده بود و به نظرم دل خوشی هم از من نداشت سابقاً. واقعاً همت کرد و حمیت به خرج داد و نشون داد که اگر بخاد هرررررر کاری میتونه بکنه. تبریک میگم بهش و منتظر موفقیت‌های بیشترش هستم. 

منو انداخت یاد کام‌بکِ بارسلونا جلوی پاریسن ژرمن توی لیگ قهرمانان اروپا در سال گذشته. جایی که بارسا بازی رفت رو چهار هیچ باخت اما توی برگشت شش بر یک بُرد و رفت مرحله‌ی بعد. کار این دانشجو هم واقعن برای من الهام بخش بود.
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۸
تیر
۹۷

            نام درس

دانشگاه

20 ها

19 ها

افتاده

حقوق تجارت 2

(کلاس آقایان)

آیت‌الله بروجردی

1 نفر

-

1 نفر

حقوق تجارت 2

(کلاس بانوان)

آیت‌الله بروجردی

1 نفر

-

1 نفر

 

نمرات بالاتر از 20 با احتساب فعالیت کلاسی

کلاس آقایان

کلاس بانوان

نفر اول

22

-

نفر دوم

-

-

نفر سوم

-

-

 

نکات:

1 – نمرات این درس، اعلام شده‌اند و هم اکنون از طریق سایت دانشگاه، قابل دسترسی هستند؛ مراجعه بفرمایید.

2 – به دلیل تعدد دانشجویان محترمی که از نمره‌ی خودشون راضی نیستن و خواهان توضیح من هستن و پاسخ دادن به یکایک اون‌ها وقت و انرژی زیادی از من میگیره و نیز به این علت که باید مکالمات من و دانشجویان در مرئی و منظر همگان باشه تا بعداً حرفی ازش درنیاد، از پاسخگویی به اظهار نظرها در پی وی تلگرام یا اپلیکیشن سروش معذورم. فرمایشاتتون رو سین می‌کنم و میخونم اما اگر پاسخ ندادم حمل بر مسائلی نظیر غرور، بی ادبی و بی اعتنایی نفرمائید. صرفاً به دلیل ملاحظاتی است که عرض کردم. اگر خواهان اعتراض و نیز آگاه شدن از اشکالاتی هستید که باعث کسر نمره‌تون شده فقط و منحصراً از طریق لینکی که در نکته‌ی ذیل گذاشتم اقدام بفرمایید.

3 – کسانی که افتادن، فعلاً نمره‌ی واقعی خودشونو وارد کردم، قبل از نهایی کردن، افزایش میدم به 9.75 که معدل ترمشون خراب نشه.

4 – از دو طریق می‌تونید به نمره‌ی خودتون اعتراض کنید. وب‌سایت دانشگاه و وبلاگ من. در صورتی که از طریق وب‌سایت دانشگاه اعتراض کنید، تَبَعات خاصی نداره براتون. در نهایت همون نمره‌ای که دارید نهایی میشه، منتها از اشکالات برگه‌تون مطلع نمیشید. در صورتی که از طریق وبلاگ من اعتراض کنید، من اشکالات برگه‌تون رو نیم نمره به نیم نمره براتون توی وبلاگ می‌نویسم اگر معلوم شد اشتباهی کردم من، که احتمالش بسیار ضعیف هست، خب نمره‌تون رو افزایش میدم اما اگر معلوم شد اشتباهی نشده – که احتمالش هم بسیار قوی هست که اشتباه نکرده باشم چون با دقت فوق‌العاده صحیح می‌کنم - در صورتی که افتاده باشید نمره‌تون رو از 9.75 کاهش میدم به همون نمره‌ی واقعی و اگر هم ارفاق خاصی توی تصحیح کرده باشم اون ارفاق رو هم پس می‌گیرم و اگر هم نیفتاده باشید، ارفاقاتی که کردم رو پس می‌گیرم و نمره‌تون رو به میزان واقعی کاهش میدم. این ضمانت اجرا برای این هست که اعتراض از طریق وبلاگ، محدود بشه به اشخاصی که واقعاً فکر می‌کنن در حقشون ظلم شده. چون نوشتن اشکالات هر برگه یکی دو ساعت از وقت من رو میگیره.

5 - امکان اظهار نظر ذیل این مطلب فراهم نیست؛ اگر قصد آگاه شدن از اشکالات برگه‌ی خود را ندارید و فقط می‌خواهید در خصوص نمره‌ای که در این درس گرفته‌اید اظهار نظر کنید و نیز در صورتی که از طریق وبلاگ قصد اعتراض به نمره‌ی خود را دارید قبل از اظهار نظر در خصوص نمره یا اعتراض، اینجا را بخوانید. در کمال احترام به اعتراضات یا اظهار نظرهایی که ذیل دیگر پست‌های وبلاگ ثبت شده باشند پاسخی ارائه نخواهم داد.

6 – از اظهار نظر شما در خصوص نمره‌ای که گرفته‌اید استقبال می‌کنم؛ صِرفِ اظهار نظر در خصوص نمره، هر چقدر تند، بدون اعلام قصد مبنی بر آگاه شدن از ریز اشکالات، تأثیری در نمره‌‌ی شما در این درس نخواهد داشت.

7 – نمرات، مقطوع است و با رعایت تمامِ تخفیفاتِ ممکن و پس از تصحیحِ اوراق با دستِ باز و بالا و ارفاق وووو!!!!!! لحاظ شده است؛ ضمناً به کسانی که در همه‌ی جلسات حاضر بودند یک نمره اعطا شد، نمره‌ی فعالیت‌ کلاسی نیز لحاظ شده است. دانشجویان محترمی که علی‌رغم همهٔ این موارد باز هم موفق به کسب نمرهٔ قبولی نشدند یا از نمرهٔ خود راضی نیستند و فکر می‌کنند باید نمرهٔ بیشتری کسب می‌کردند خودشان بدانند که در برگهٔ امتحانی چه دسته‌گل‌هایی به آب سپرده‌اند !!!

8 – سطح نمرات: میشه گفت تقریباً پر از شگفتی. کسانی که فکر می‌کردم نفرات ممتازن امتحان پایان ترم خوبی ندادن، هر چند قبول شدن و کسانی که تصورش رو هم نمی‌کردم قبول بشن در حد خودشون نمرات قابل قبولی گرفتن. اما بدون تردید شگفتی‌سازترین اتفاق این چند ترم تدریسم توی یکی از این دو کلاس بود که همین امروز توی یه خاطره‌ی مستقل قرارش خواهم داد. به قول مجریان برنامه‌های تلویزیونی با ما باشید.

9 – بقیه‌ی موارد:

9 – 1 : توضیع : من توی خودِ سر سؤال اومدم نوشتم «توزیع مسؤولیت» می‌بینم باز یکی از دانشجویان اومده چند بار توی برگه‌ی پاسخنامه نوشته «توضیع مسؤولیت»، ینی حتی توی رونویسی هم مشکل دارن برخی از دوستان و سروران ارجمند.

9 – 2 : تشکر از حذفِ اضطراری کنندگان : اینکه توی دو کلاس من، فقط 2 نفر افتاده باشن، واااااااااااااااقعن درخشان هست. بدون تردید این نتیجه‌ی ارزشمند رو مدیون اون خیل عظیییییم از سروران ارجمندی هستم که وقتی دیدن ممکنه نمره‌ی مطابق میلشون رو نگیرن درس رو حذف کردن و در نهایت اون سی مرغ به کوه قاف و نزد عنقا رسیدن و فقط دو نفر تلفات دادیم. از همه‌ی بزرگوارانی که در این نتیجه‌ی درخشان سهیم هستن، چه اونایی که حذف کردن و چه اونایی که موندن و جنگیدن بسیار ممنون و سپاسگزارم.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۸ ب.ظ
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۷
تیر
۹۷

            نام درس

دانشگاه

20 ها

19 ها

افتاده

دادرسی مدنی 1

(کلاس آقایان)

آیت‌الله بروجردی

5 نفر

1 نفر

داشته

دادرسی مدنی 1

(کلاس بانوان)

آیت‌الله بروجردی

4 نفر

1 نفر

داشته

 

بالاترین نمرات کلاس با احتساب فعالیت کلاسی

کلاس آقایان

کلاس بانوان

نفر اول

22

25

نفر دوم

21.50

24

نفر سوم

21

23.50

 

نکات:

1 – نمرات این درس، اعلام شده‌اند و هم اکنون از طریق سایت دانشگاه، قابل دسترسی هستند؛ مراجعه بفرمایید.

2 – به دلیل تعدد دانشجویان محترمی که از نمره‌ی خودشون راضی نیستن و خواهان توضیح من هستن و پاسخ دادن به یکایک اون‌ها وقت و انرژی زیادی از من میگیره و نیز به این علت که باید مکالمات من و دانشجویان در مرئی و منظر همگان باشه تا بعداً حرفی ازش درنیاد، از پاسخگویی به اظهار نظرها در پی وی تلگرام یا اپلیکیشن سروش معذورم. فرمایشاتتون رو سین می‌کنم و میخونم اما اگر پاسخ ندادم حمل بر مسائلی نظیر غرور، بی ادبی و بی اعتنایی نفرمائید. صرفاً به دلیل ملاحظاتی است که عرض کردم. اگر خواهان اعتراض و نیز آگاه شدن از اشکالاتی هستید که باعث کسر نمره‌تون شده فقط و منحصراً از طریق لینکی که در نکته‌ی ذیل گذاشتم اقدام بفرمایید.

3 – کسانی که افتادن، فعلاً نمره‌ی واقعی خودشونو وارد کردم، قبل از نهایی کردن، افزایش میدم به 9.75 که معدل ترمشون خراب نشه.

4 – از دو طریق می‌تونید به نمره‌ی خودتون اعتراض کنید. وب‌سایت دانشگاه و وبلاگ من. در صورتی که از طریق وب‌سایت دانشگاه اعتراض کنید، تَبَعات خاصی نداره براتون. در نهایت همون نمره‌ای که دارید نهایی میشه، منتها از اشکالات برگه‌تون مطلع نمیشید. در صورتی که از طریق وبلاگ من اعتراض کنید، من اشکالات برگه‌تون رو نیم نمره به نیم نمره براتون توی وبلاگ می‌نویسم اگر معلوم شد اشتباهی کردم من، که احتمالش بسیار ضعیف هست، خب نمره‌تون رو افزایش میدم اما اگر معلوم شد اشتباهی نشده – که احتمالش هم بسیار قوی هست که اشتباه نکرده باشم چون با دقت فوق‌العاده صحیح می‌کنم - در صورتی که افتاده باشید نمره‌تون رو از 9.75 کاهش میدم به همون نمره‌ی واقعی و اگر هم ارفاق خاصی توی تصحیح کرده باشم اون ارفاق رو هم پس می‌گیرم و اگر هم نیفتاده باشید، ارفاقاتی که کردم رو پس می‌گیرم و نمره‌تون رو به میزان واقعی کاهش میدم. این ضمانت اجرا برای این هست که اعتراض از طریق وبلاگ، محدود بشه به اشخاصی که واقعاً فکر می‌کنن در حقشون ظلم شده. چون نوشتن اشکالات هر برگه یکی دو ساعت از وقت من رو میگیره.

5 - امکان اظهار نظر ذیل این مطلب فراهم نیست؛ اگر قصد آگاه شدن از اشکالات برگه‌ی خود را ندارید و فقط می‌خواهید در خصوص نمره‌ای که در این درس گرفته‌اید اظهار نظر کنید و نیز در صورتی که از طریق وبلاگ قصد اعتراض به نمره‌ی خود را دارید قبل از اظهار نظر در خصوص نمره یا اعتراض، اینجا را بخوانید. در کمال احترام به اعتراضات یا اظهار نظرهایی که ذیل دیگر پست‌های وبلاگ ثبت شده باشند پاسخی ارائه نخواهم داد.

6 – از اظهار نظر شما در خصوص نمره‌ای که گرفته‌اید استقبال می‌کنم؛ صِرفِ اظهار نظر در خصوص نمره، هر چقدر تند، بدون اعلام قصد مبنی بر آگاه شدن از ریز اشکالات، تأثیری در نمره‌‌ی شما در این درس نخواهد داشت.

7 – نمرات، مقطوع است و با رعایت تمامِ تخفیفاتِ ممکن و پس از تصحیحِ اوراق با دستِ باز و بالا و ارفاق وووو!!!!!! لحاظ شده است؛ ضمناً به کسانی که در همه‌ی جلسات حاضر بودند یک نمره اعطا شد، نمره‌ی فعالیت‌ کلاسی نیز لحاظ شده است. دانشجویان محترمی که علی‌رغم همهٔ این موارد باز هم موفق به کسب نمرهٔ قبولی نشدند یا از نمرهٔ خود راضی نیستند و فکر می‌کنند باید نمرهٔ بیشتری کسب می‌کردند خودشان بدانند که در برگهٔ امتحانی چه دسته‌گل‌هایی به آب سپرده‌اند !!!

8 – سطح نمرات: قابل انتظار بود، یعنی اونایی که در طول ترم فعالیت نشون میدادن نمره‌شون خوب شد و دیگران هم به همین نحو. شگفتی ساز نداشتیم تقریباً.

9 – بقیه‌ی موارد:

9 – 1 : اصطلاحات مجعول : اینا اصطلاحات مجعولی است که برخی از دانشجویان جعل کردن برای مراجع حل اختلاف در صلاحیت. دونستن‌شون خالی از لطف نیست : دیوان حل اختلاف، شورای حل اختلافات اداری، دادگاه عمومی اداری، دیوان عدالت قضایی، دیوان عالی اداری، دیوان عدالت کشوری :-|

این آخریه خیلی باحاله. دقیقاً ترکیبی از دو اصلاح دیوان عدالت اداری از یک‌طرف و دیوان عالی کشور از طرف دیگر. دانشجویان محترم، ما کلاً دو مرجع با این اسامی داریم، یکی دیوان عدالت اداری و دیگری دیوان عالی کشور، ایییینهمه اصطلاحات عجیب اندر غریب چیه از خودتون درآوردید؟

9 – 2 : زرنگ بازی : یکی دیگه از دانشجویان اومده هر جا لازم بوده مرجع مربوطه برای حل اختلاف رو بنویسه، توی هر قسمت از سؤال، دو مرجع رو نوشته :-| نمیدونم منو چی فرض کرده.

9 – 3 : اصرار بر کسر نمره : وختی مینویسم آقا اضافه بنویسید نمره کم می‌کنم و توی خود سؤال هم تاکید می‌کنم از نوشتن مجدد صورت مسأله یا توضیحات اضافی خودداری کنید، چرا باز صورت مسأله رو توی برگه‌ی پاسخنامه می‌نویسید و توضیحات الکی میدید؟ واقعاً فکر می‌کنید من وجبی نمره میدم؟ یا هر کسی بیشتر بنویسه حتماً بیشتر نمره می‌گیره؟ یکی از کسانی که از 10 نمره، 9 گرفت، کل پاسخهاش به یک صفحه هم نمی‌رسید. حالا هی الکی انشا بنویسید.

9 – 4 : حواس پرتی : چند نفر از دوستان هم اومدن خییییییلی شیک و مجلسی، سؤال یک رو که پاسخگویی بهش اجباری بود حذف کردن و به سؤال دو و سه جواب دادن. بابا ماشاءالله به هوش و حواستون. بیشتر این بزرگواران افتادن. چون 5 نمره رو مفت و مسلّم از دست دادن.

9 – 5 : انتقادِ وارد : نداشتن بارم بندی برای سؤالات، انتقادی هست که چند نفر از دانشجویان محترم تذکر داده بودن. انتقاد، وارد است. إن شاء الله از ترم بعد رعایت خواهم کرد.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۸ ب.ظ
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۶
تیر
۹۷

Law student

ینی دانشجوی حقوق.


Student's rights

ینی حق و حقوق و امتیازاتی که قشر دانشجو در هر رشته‌ای باید ازش برخوردار باشه.


این دو تا رو بجای هم نمیشه استفاده کرد.

اگر زبان انگلیسی رو مسلط نیستیم اصرار بر استفاده کردن از معلومات ناقص نداشته باشیم. چون بیشتر از اینکه نشون دهنده‌ی کلاس و شخصیت باشه، تبدیل میشه به عاملی برای نشون دادن معلومات اندکمون توی زبان انگلیسی.


دونستن زبان انگلیسی مایه‌ی تفاخر و غرور نیست ولی اگر بلد نیستیم، اصرار هم بر استفاده ازش نداشته باشیم.


در ضمن، تلفظ صحیح این کلمه (Law) هم (لُ) هست، نه (لا).

وقتی بگید آی ام لایر، معناش این میشه که (من دروغگو :-| هستم) و نه (من وکیل/حقوقدان) هستم.


کلمه‌ی Liar (با تلفظ : لایر) ینی دروغگو.

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۵
تیر
۹۷

بعید میدونم خیلی‌هاتون این کتاب استاد کاتوزیان رو دیده باشید یا حتی از وجودش مطلع باشید. استاد همیشه برای من یه اسطوره‌ی به تمام معنا بوده، بجای اسطوره بگم معشوق بهتره، با همه‌ی مختصات یه معشوق. باورتون میشه وقتی برای خرید کتابی چیزی میرفتم دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، مثل کسی که رفته توی محل رفت و آمد معشوقش، مدام قلبم تالاپ تولوپ میزد که اییییییی خدا الان ممکنه همینطور که دارم راه میرم توی راهروها استاد رو ببینم؟ همینجور معمولی که راه میرفتم نفسم توی سینه حبس بود. اونوخ تا اونموقع حتی عکس استاد رو هم ندیده بودم و اگر فرد مسن و جا افتاده‌ای از جلوم رد میشد با خودم فکر میکردم ممکنه این استاد باشه؟

بعدن توی یکی از همین رفت و آمدها یه اطلاعیه توی بورد دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران دیدم که دعوت کرده بودن برای حضور در مراسم بزرگداشت استاد - هنوز در قید حیات بودن ایشون - تصویرش رو هم توی اون اطلاعیه زده بودن و اونجا بود که اولین بار ایشون رو دیدم و دیگه از اون به بعد چشمای تشنه‌م می‌دونستن که معشوقم کیه و باید سراغ کی بگردم. جالبه که چهره‌ی استاد دقیقاً با اون چیزی که نزد خودم مجسم کرده بودم سازگار بود. اون چشمای تیزبین و دقیق، دماغ بزرگ و عینک ته استکانی، موهای یکدست سفید، صورت اصلاح شده، چین‌های عمیق روی گونه، دقیییقن همون بود، اونوخ چهره‌ش شباهت عجیبی به بابام داشت و همین ارادت منو به ایشون صد چندان کرد. 

همیشه دوست داشتم اسطوره‌م، معشوقم رو توی کانتکست زندگیش بشناسم و وارد حیطه‌ی خصوصیش بشم و ببینم پشت ایییینهمه استدلال و منطقی که توی کتاباش هست چی خوابیده، دیدید کسی رو که دوست دارید، میخاید از همه چیز زندگیش از کوچکترین جزئیاتش سر درارید. برای منم همین طور بود، قبل از اینکه استاد، زندگینامه‌ش رو - تحت عنوان : از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود - بده بیرون، تنها دریچه به زندگی استاد و عقایدش در زمینه‌های دیگری غیر از حقوق، همین کتاب بود - گذری بر انقلاب ایران - استاد، توی این کتاب، دیدگاه‌های سیاسی خودش رو توضیح میده، احتمالاً کاملاً براتون قابل پیش بینی هست که چرا این کتاب، فقط یکبار اونم توی سال 1360 چاپ شد و دیگه بعداً هرگز چاپ نشد. با چه ولع و شیفتگی‌ای دنبال این کتاب بودم، باورتون میشه فقط برای خریدن این کتاب اونم به چهارصد برابر برابر قیمت پشت جلد :-| توی یکی از کتاب فروشی‌های عتیقه توی یکی از پاساژهای خاک خورده‌ی خیابون انقلاب، چند بار رفتم تهران و برگشتم؟ حتماً با خودتون میگید دیوونه‌س این! حق دارید فاصله‌ی بین عشق و جنون، خیلی وختا محو میشه و به صفر میرسه. چققققققدر با ولع این کتاب رو می‌خوندم، خط به خطش رو میبلعیدم و مدام این حس که دارم صفحه به صفحه به آخرای کتاب نزدیک میشم عیشم رو منغّص می‌کرد.

بعدها که استاد کتاب زندگینامه‌ش رو داد بیرون از تهران که خریدمش تا اومدم خرم‌آباد، به مقصد که رسیدم توی اتوبوس دو سومش رو با نور موبایل توی اتوبوسی که در شب حرکت می‌کرد خونده بودم، خونه که رسیدم هم نخوابیدم تا کتاب رو تموم کردم. اون کتاب گذری بر انقلاب ایران که محاله گیرتون بیاد، بنابراین بهتون توصیه میکنم کتاب زندگینامه استاد رو حتمن بخونید، بسسسسسسیار الهام‌بخش و روحیه دهنده است. اینه :

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۳
تیر
۹۷

آزار دهنده‌ترین حس تصحیح اوراق امتحانی :

برخی از دانشجویان محترم هستن توی کلاس به هر دلیلی - یا نشون دادن خود جلوی بقیه‌ی دانشجویان و خودی نشون دادن یا به دلیل حجم تنفری که از معلم دارن و نمیتونن مخفیش کنن یا به هر دلیل منطقی یا غیر منطقی دیگه - مخالفت خودشون رو با معلم علنی میکنن و توی کلاس یا محترمانه یا غیر محترمانه از معلم انتقاد میکنن، این دانشجویان خیلی خطرناک هستن، از این جهت که اگر به هنگام تصحیح اوراق، نمره‌شون کم بشه خیلی‌هاشون همه جا رو پر میکنن که چون ازش انتقاد کردیم، اَزَمون انتقام گرفت. معمولاً هم این قبیل دانشجویان، که از سخت‌گیری‌های من دل خونی دارن، از دانشجویان درسخون و ممتاز نیستن و متأسفانه نمره‌شون معمولاً توی درسای من کم هست. آزاردهنده‌ترین حس به هنگام تصحیح اوراق اینه که میبینی یکی از همین دانشجویان نمره‌ش کم شده. چون به احتمال قریب به یقین نشونه‌ی اینه که دوره‌ای از شانتاژ و تبلیغات دروغ، علیه تو آغاز خواهد شد. من البته این ملاحظات سر سوزنی در تصمیم گیری یا نمره دادنم تأثیری نداره لکن به هر حال قابل انکار نیست که بَدَم میاد وقتی الکی پشت سر آدم حرف میزنن و از قبل هم گفتم که حق خودم رو حلال نمی‌کنم.


بهترین حس تصحیح اوراق امتحانی :

همون مدل دانشجویانی که توی بند قبل گفتم وقتی نمره‌ی خوب می‌گیرن و بدیهی هست که من همون نمره رو براشون بدون کم و زیاد میذارم، حس خوبی به آدم میده، چون دیگه نمیتونن بگن اَزَمون نمره کم کرده به این دلیل که بهش انتقاد کردیم. 


دلهره‌آورترین حس تصحیح اوراق امتحانی :

وقتیه که یکی از دانشجویان نمره‌ش کم شده و میاد با لحنی کاملاً مدعیانه و حق به جانب میگه من نمره‌م اممممممممکان نداره کمتر از 15 باشه اصن، اونوخ می‌بینی اصن زیر 5 گرفته. بعد میاد میگه حتتتتتتتتمن توی تصحیح برگه‌ی من اشتباه کردی، بعد وقتی من این اصرار رو می‌بینم طبیعتاً یه نگاه مجددی به برگه میندازم و این لحظات خییییییلی دلهره‌آور هست، چون با خودت میگی نکنه واقعاً اشتباه کرده باشم، البته چون دقت میکنم توی تصحیح و جمع زدن نمرات، معمولاً اشتباهی در کار نیست، شاید توی دوران تدریس، کلاً دو بار اشتباه کرده باشم، اونم نه توی تصحیح، بلکه توی جمع زدن نمرات، اونم در حد یک نمره و نه اونچه دانشجویان انتظار دارن مثلاً ده دوازده نمره :-| ولی به هر حال، این لحظات نگاه کردن مجدد به برگه و جمع زدن مجدد نمرات، دلهره‌آور هست برام. 



  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۳
تیر
۹۷

نام درس

دانشگاه

20 ها

19 ها

افتاده

حقوق تجارت 4

( کلاس آقایان)

آیت‌الله بروجردی

2 نفر

1 نفر

نداشته

حقوق تجارت 4

( کلاس بانوان)

آیت‌الله بروجردی

1 نفر

-

داشته

نکات:

1 – نمرات این درس، اعلام شده‌اند و هم اکنون از طریق سایت دانشگاه، قابل دسترسی هستند؛ مراجعه بفرمایید.

2 – به دلیل تعدد دانشجویان محترمی که از نمره‌ی خودشون راضی نیستن و خواهان توضیح من هستن و پاسخ دادن به یکایک اون‌ها وقت و انرژی زیادی از من میگیره و نیز به این علت که باید مکالمات من و دانشجویان در مرئی و منظر همگان باشه تا بعداً حرفی ازش درنیاد، از پاسخگویی به اظهار نظرها در پی وی تلگرام یا اپلیکیشن سروش معذورم. فرمایشاتتون رو سین می‌کنم و میخونم اما اگر پاسخ ندادم حمل بر مسائلی نظیر غرور، بی ادبی و بی اعتنایی نفرمائید. صرفاً به دلیل ملاحظاتی است که عرض کردم. اگر خواهان اعتراض و نیز آگاه شدن از اشکالاتی هستید که باعث کسر نمره‌تون شده فقط و منحصراً از طریق لینکی که در نکته‌ی ذیل گذاشتم اقدام بفرمایید.

3 – کسانی که افتادن، فعلاً نمره‌ی واقعی خودشونو وارد کردم، قبل از نهایی کردن، افزایش میدم به 9.75 که معدل ترمشون خراب نشه.

4 – از دو طریق می‌تونید به نمره‌ی خودتون اعتراض کنید. وب‌سایت دانشگاه و وبلاگ من. در صورتی که از طریق وب‌سایت دانشگاه اعتراض کنید، تَبَعات خاصی نداره براتون. در نهایت همون نمره‌ای که دارید نهایی میشه، منتها از اشکالات برگه‌تون مطلع نمیشید. در صورتی که از طریق وبلاگ من اعتراض کنید، من اشکالات برگه‌تون رو نیم نمره به نیم نمره براتون توی وبلاگ می‌نویسم اگر معلوم شد اشتباهی کردم من، که احتمالش بسیار ضعیف هست، خب نمره‌تون رو افزایش میدم اما اگر معلوم شد اشتباهی نشده – که احتمالش هم بسیار قوی هست که اشتباه نکرده باشم چون با دقت فوق‌العاده صحیح می‌کنم - در صورتی که افتاده باشید نمره‌تون رو از 9.75 کاهش میدم به همون نمره‌ی واقعی و اگر هم ارفاق خاصی توی تصحیح کرده باشم اون ارفاق رو هم پس می‌گیرم و اگر هم نیفتاده باشید، ارفاقاتی که کردم رو پس می‌گیرم و نمره‌تون رو به میزان واقعی کاهش میدم. این ضمانت اجرا برای این هست که اعتراض از طریق وبلاگ، محدود بشه به اشخاصی که واقعاً فکر می‌کنن در حقشون ظلم شده. چون نوشتن اشکالات هر برگه یکی دو ساعت از وقت من رو میگیره.

5 - امکان اظهار نظر ذیل این مطلب فراهم نیست؛ اگر قصد آگاه شدن از اشکالات برگه‌ی خود را ندارید و فقط می‌خواهید در خصوص نمره‌ای که در این درس گرفته‌اید اظهار نظر کنید و نیز در صورتی که از طریق وبلاگ قصد اعتراض به نمره‌ی خود را دارید قبل از اظهار نظر در خصوص نمره یا اعتراض، اینجا را بخوانید. در کمال احترام به اعتراضات یا اظهار نظرهایی که ذیل دیگر پست‌های وبلاگ ثبت شده باشند پاسخی ارائه نخواهم داد.

6 – از اظهار نظر شما در خصوص نمره‌ای که گرفته‌اید استقبال می‌کنم؛ صِرفِ اظهار نظر در خصوص نمره، هر چقدر تند، بدون اعلام قصد مبنی بر آگاه شدن از ریز اشکالات، تأثیری در نمره‌‌ی شما در این درس نخواهد داشت.

7 – نمرات، مقطوع است و با رعایت تمامِ تخفیفاتِ ممکن و پس از تصحیحِ اوراق با دستِ باز و بالا و ارفاق وووو!!!!!! لحاظ شده است؛ ضمناً به کسانی که در همه‌ی جلسات حاضر بودند یک نمره اعطا شد، نمره‌ی فعالیت‌ کلاسی نیز لحاظ شده است. دانشجویان محترمی که علی‌رغم همهٔ این موارد باز هم موفق به کسب نمرهٔ قبولی نشدند یا از نمرهٔ خود راضی نیستند و فکر می‌کنند باید نمرهٔ بیشتری کسب می‌کردند خودشان بدانند که در برگهٔ امتحانی چه دسته‌گل‌هایی به آب سپرده‌اند !!!

8 – سطح نمرات: کلاس آقایون خوب بود و کلاس بانوان متوسط و قابل قبول بود. با توجه به اینکه دل به دریا زدید و دو درس همزمان با من برداشتید! إن شاء الله که راضی باشید از حاصل زحماتتون. من هم از حُسن نظرتون ممنونم.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷ ق.ظ
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۰
تیر
۹۷

در راستای اونچه اینجا منتشر کرده بودم، بر عکس دفعه‌ی قبل، که توی یک شب سرد پاییز بود، ایندفه توی یه روز گرم تابستونی حاصل زحمات شما در نوشتن برگه‌ی امتحانی (متعلق به ترم‌های قبل، سنوات 93 تا ترم اول 96) و حاصل زحمات من در تصحیح اونا اینجوری ظرف چند دقیقه سوخت و به خاکستر تبدیل شد. 

دوست داشتم برگه‌ها رو بهتون میدادم، دفعه‌ی قبل هم برگه‌های تصحیح شده رو به چند نفر از دانشجویان دادم که یادگاری نگه دارن، اما خب الان تابستون هست و من بهتون دسترسی نداشتم. 

البته میدونم که خیلی‌هاتون میگید نه خیلی خوشمون از خودت و برگه صحیح کردنت میاد حالا بیایم یادگاری هم ازش نگه داریم :-|

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۸
تیر
۹۷

خلاصه‌ی استدلال این دانشجو در پایان برگه‌ی امتحانیش این بود که الان توی این اوضاع مملکت که گل و بلبل هست، توی بیکار، نشستی خون دانشجوا رو میکنی توی شیشه که چی بشه؟ اینم ما مدرک گرفتیم اصن کار هست که بریم سر کار؟ تو - ینی من - خیلی جدی گرفتی قضیه رو. بیخیال بابا، ما واسه وقت گذرونی و به اجبار اومدیم دانشگاه. حاصل بحث اینکه سخت نگیر، قبولمون کن بریم. بگذریم از اینکه این دانشجو اونقد خودمحور هست که خودش رو اصل تلقی کرده و چون خودش برای وقت گذرونی و به اجبار اومده دانشگاه، این رو تعمیم داده به همه‌ی دانشجویان و نوشته (دانشگاه اومدن ها برای وقت گذرونی و به اجبار هست) ینی این فقط من نیستم که اینجوری هستم، همه‌ی دانشجویان اینطور هستن :-| اعتماد به سقف کاذب. 

در پاسخ این استدلالات باید عرض کنم :

اولاً دانشجویان، تا وقتی مدرکشون رو نگرفتن از این استدلالات بیان میکنن، به محض اینکه مدرکشون رو به همین وضعیت و با ارفاقات بیجای برخی از اساتید محترم - بر اساس همین استدلالات که کار نیست و اینا - گرفتن، یه طوری توی جامعه وانمود می‌کنن که انگار اینا کاتوزیان و صفایی رو گذاشتن توی جیب چپشون و دولت حق اینا رو خورده و اگر کاری براشون گیر بیاد علم حقوق مملکت رو شخم میزنن. تا وقتی مدرک نگرفتن، استدلالشون همونه که توی پاراگراف قبل گفتم، همین که مدرک گرفتن دیگه خدا رَم بنده نیستن. دیدم که میگم. بگذریم از اینکه برخی از همین دانشجویانی که اینجور مدرک میگیرن بعد از گرفتن مدرک، با استفاده از پارتی و تبعیض، پست‌های کلیدی میگیرن و درسشون رو هم که بلد نبودن، سوار گرده‌ی مردم میشن و دیگه پایین بیا هم نیستن. یادشون هم میره که با چه وضعی و با چه معدلی مدرک گرفتن و هیچی هم از حقوق بلد نیستن. اینم دیدم که میگم.

ثانیاً بر فرض که هیچکدوم از امور فوق نباشه و دانشجو واقعاً برای وقت گذرونی میاد دانشگاه، در این صورت باید از کسی مثل من ممنون و متشکر باشه که ارفاق الکی نمی‌کنم و ایشون از درس میفته و مجبور میشه مدت بیشتری توی دانشگاه بمونه و این وقت گذرونی، بیشتر براش تمدید میشه :-| تازه اگر قبولش میکردم باید معترض میشد که چرا منو قبول کردی. 

ثالثاً اگر فرض کنیم دانشجو همونطور که گفته بر اساس اجبار اومده دانشگاه و هیچ علاقه‌ای به علم نداره، در این صورت پاسخ اینه که بجای اینکه بیاید چنگ در حلق من فرو کنید که چرا نمره نمیدی؟ باید برید و به اونی که اجبارتون کرده بیاید دانشگاه فشار وارد کنید که من دانشگاهِ زوری نمیرم. اگر زورتون به ایشون نمیرسه من چه گناهی کردم که باید الکی و فله‌ای نمره بدم.

در پایان باید بگم من از روی سَکَنات و رفتار برخی از دانشجویان، از قبل، میدونستم که قطعاً برخی از اونا برای وقت گذرونی و به اجبار میان دانشگاه، اما این اولین بار بود که یه دانشجو، انقد وقیحانه، اونم توی برگه‌ی امتحانیش این واقعیت رو می‌کوبید توی صورتم. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۵
تیر
۹۷

بدون تردید، این به‌یادماندنی‌ترین تصویر برای من از جام جهانی 2018 بود. خدا میدونه چ تصاویری از جلوی چشمش عبور کرد توی این لحظه که بعد از گرفتن پنالتیِ رونالدو - برترین فوتبالیست حال حاضر جهان - توپ رو گرفت و اون رو در آغوش کشید، روی توپ افتاد طوری که انگار عزیزترین کَسِش رو در آغوش کشیده و چشماش رو بست، ....مث یه رستاخیز بود، یه لحظه‌ی نزدیک به مرگ، چشمانش رو به هم فشرد، مث وقتی که آدمِ محتضر داره نفسای آخرشو میکشه و آماده‌س که وارد یه دنیای جدید بشه، همونقد عمیق و همونقد تنها... فارغ از اون همه هیاهو و صدای اطراف و آدما، فقط تو هستی و جانی (توپی) که تنگ در آغوشش کشیدی و خلائی به گستره‌ی ابدیت در پیش رو... این تصویر، چند لحظه هممون رو از آشفتگی اون بازی و جام جهانی خارج کرد و مات و مبهوت صفحه‌ی تلویزیون شدیم...شریک اون آدم، آماده‌ی مرگ شدیم، اِستاده (ایستاده) بر کرانه‌ی ابدیت...


تصویر رو از کانال خبرآنلاین گرفتم، فردا نگن ماهواره داره! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۴
تیر
۹۷

نام درس

دانشگاه

20 ها

19 ها

افتاده

قواعد فقه 1 کلاس عصر

لرستان

-

1

داشته

نکات:

1 – نمرات این درس، اعلام شده‌اند و هم اکنون از طریق سایت دانشگاه، قابل دسترسی هستند؛ مراجعه بفرمایید.

2 – به دلیل تعدد دانشجویان محترمی که از نمره‌ی خودشون راضی نیستن و خواهان توضیح من هستن و پاسخ دادن به یکایک اون‌ها وقت و انرژی زیادی از من میگیره و نیز به این علت که باید مکالمات من و دانشجویان در مرئی و منظر همگان باشه تا بعداً حرفی ازش درنیاد، از پاسخگویی به اظهار نظرها در پی وی تلگرام یا اپلیکیشن سروش معذورم. فرمایشاتتون رو سین می‌کنم و میخونم اما اگر پاسخ ندادم حمل بر مسائلی نظیر غرور، بی ادبی و بی اعتنایی نفرمائید. صرفاً به دلیل ملاحظاتی است که عرض کردم. اگر خواهان اعتراض و نیز آگاه شدن از اشکالاتی هستید که باعث کسر نمره‌تون شده فقط و منحصراً از طریق لینکی که در نکته‌ی ذیل گذاشتم اقدام بفرمایید.

3 – کسانی که افتادن، فعلاً نمره‌ی واقعی خودشونو وارد کردم، قبل از نهایی کردن، افزایش میدم به 9.75 که معدل ترمشون خراب نشه.

4 – از دو طریق می‌تونید به نمره‌ی خودتون اعتراض کنید. وب‌سایت دانشگاه و وبلاگ من. در صورتی که از طریق وب‌سایت دانشگاه اعتراض کنید، تَبَعات خاصی نداره براتون. در نهایت همون نمره‌ای که دارید نهایی میشه، منتها از اشکالات برگه‌تون مطلع نمیشید. در صورتی که از طریق وبلاگ من اعتراض کنید، من اشکالات برگه‌تون رو نیم نمره به نیم نمره براتون توی وبلاگ می‌نویسم اگر معلوم شد اشتباهی کردم من، که احتمالش بسیار ضعیف هست، خب نمره‌تون رو افزایش میدم اما اگر معلوم شد اشتباهی نشده – که احتمالش هم بسیار قوی هست که اشتباه نکرده باشم چون با دقت فوق‌العاده صحیح می‌کنم - در صورتی که افتاده باشید نمره‌تون رو از 9.75 کاهش میدم به همون نمره‌ی واقعی و اگر هم ارفاق خاصی توی تصحیح کرده باشم اون ارفاق رو هم پس می‌گیرم و اگر هم نیفتاده باشید، ارفاقاتی که کردم رو پس می‌گیرم و نمره‌تون رو به میزان واقعی کاهش میدم. این ضمانت اجرا برای این هست که اعتراض از طریق وبلاگ، محدود بشه به اشخاصی که واقعاً فکر می‌کنن در حقشون ظلم شده. چون نوشتن اشکالات هر برگه یکی دو ساعت از وقت من رو میگیره.

5 - امکان اظهار نظر ذیل این مطلب فراهم نیست؛ اگر قصد آگاه شدن از اشکالات برگه‌ی خود را ندارید و فقط می‌خواهید در خصوص نمره‌ای که در این درس گرفته‌اید اظهار نظر کنید و نیز در صورتی که از طریق وبلاگ قصد اعتراض به نمره‌ی خود را دارید قبل از اظهار نظر در خصوص نمره یا اعتراض، اینجا را بخوانید. در کمال احترام به اعتراضات یا اظهار نظرهایی که ذیل دیگر پست‌های وبلاگ ثبت شده باشند پاسخی ارائه نخواهم داد.

6 – از اظهار نظر شما در خصوص نمره‌ای که گرفته‌اید استقبال می‌کنم؛ صِرفِ اظهار نظر در خصوص نمره، هر چقدر تند، بدون اعلام قصد مبنی بر آگاه شدن از ریز اشکالات، تأثیری در نمره‌‌ی شما در این درس نخواهد داشت.

7 – نمرات، مقطوع است و با رعایت تمامِ تخفیفاتِ ممکن و پس از تصحیحِ اوراق با دستِ باز و بالا و ارفاق وووو!!!!!! لحاظ شده است؛ ضمناً به کسانی که در همه‌ی جلسات حاضر بودند یک نمره اعطا شد، نمره‌ی فعالیت‌ کلاسی نیز لحاظ شده است. دانشجویان محترمی که علی‌رغم همهٔ این موارد باز هم موفق به کسب نمرهٔ قبولی نشدند یا از نمرهٔ خود راضی نیستند و فکر می‌کنند باید نمرهٔ بیشتری کسب می‌کردند خودشان بدانند که در برگهٔ امتحانی چه دسته‌گل‌هایی به آب سپرده‌اند !!!

8 – سطح نمرات: با توجه به اینکه بسیاری از دانشجویان محترم، فعالیت کلاسی نداشتن و منفی هم داشتن، سطح نمرات افتضاح هست. ببخشید ولی کلمه‌ی مناسب‌تری پیدا نکردم. اینهمه بین ترم میگفتم مثبت جمع کنید برای همچین روزی بود؛ اون بزرگوارانی که قبول نشدن، سطح نمره‌شون اوووونقد پایین بود که جا برای هیچگونه ارفاقی نگذاشته بود.


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۲ ب.ظ
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۴
تیر
۹۷

نام درس

دانشگاه

20 ها

19 ها

افتاده

قواعد فقه 1 کلاس صبح

لرستان

2 نفر

-

داشته

نکات:

1 – نمرات این درس، اعلام شده‌اند و هم اکنون از طریق سایت دانشگاه، قابل دسترسی هستند؛ مراجعه بفرمایید.

2 – به دلیل تعدد دانشجویان محترمی که از نمره‌ی خودشون راضی نیستن و خواهان توضیح من هستن و پاسخ دادن به یکایک اون‌ها وقت و انرژی زیادی از من میگیره و نیز به این علت که باید مکالمات من و دانشجویان در مرئی و منظر همگان باشه تا بعداً حرفی ازش درنیاد، از پاسخگویی به اظهار نظرها در پی وی تلگرام یا اپلیکیشن سروش معذورم. فرمایشاتتون رو سین می‌کنم و میخونم اما اگر پاسخ ندادم حمل بر مسائلی نظیر غرور، بی ادبی و بی اعتنایی نفرمائید. صرفاً به دلیل ملاحظاتی است که عرض کردم. اگر خواهان اعتراض و نیز آگاه شدن از اشکالاتی هستید که باعث کسر نمره‌تون شده فقط و منحصراً از طریق لینکی که در نکته‌ی ذیل گذاشتم اقدام بفرمایید.

3 – کسانی که افتادن، فعلاً نمره‌ی واقعی خودشونو وارد کردم، قبل از نهایی کردن، افزایش میدم به 9.75 که معدل ترمشون خراب نشه.

4 – از دو طریق می‌تونید به نمره‌ی خودتون اعتراض کنید. وب‌سایت دانشگاه و وبلاگ من. در صورتی که از طریق وب‌سایت دانشگاه اعتراض کنید، تَبَعات خاصی نداره براتون. در نهایت همون نمره‌ای که دارید نهایی میشه، منتها از اشکالات برگه‌تون مطلع نمیشید. در صورتی که از طریق وبلاگ من اعتراض کنید، من اشکالات برگه‌تون رو نیم نمره به نیم نمره براتون توی وبلاگ می‌نویسم اگر معلوم شد اشتباهی کردم من، که احتمالش بسیار ضعیف هست، خب نمره‌تون رو افزایش میدم اما اگر معلوم شد اشتباهی نشده – که احتمالش هم بسیار قوی هست که اشتباه نکرده باشم چون با دقت فوق‌العاده صحیح می‌کنم - در صورتی که افتاده باشید نمره‌تون رو از 9.75 کاهش میدم به همون نمره‌ی واقعی و اگر هم ارفاق خاصی توی تصحیح کرده باشم اون ارفاق رو هم پس می‌گیرم و اگر هم نیفتاده باشید، ارفاقاتی که کردم رو پس می‌گیرم و نمره‌تون رو به میزان واقعی کاهش میدم. این ضمانت اجرا برای این هست که اعتراض از طریق وبلاگ، محدود بشه به اشخاصی که واقعاً فکر می‌کنن در حقشون ظلم شده. چون نوشتن اشکالات هر برگه یکی دو ساعت از وقت من رو میگیره.

5 - امکان اظهار نظر ذیل این مطلب فراهم نیست؛ اگر قصد آگاه شدن از اشکالات برگه‌ی خود را ندارید و فقط می‌خواهید در خصوص نمره‌ای که در این درس گرفته‌اید اظهار نظر کنید و نیز در صورتی که از طریق وبلاگ قصد اعتراض به نمره‌ی خود را دارید قبل از اظهار نظر در خصوص نمره یا اعتراض، اینجا را بخوانید. در کمال احترام به اعتراضات یا اظهار نظرهایی که ذیل دیگر پست‌های وبلاگ ثبت شده باشند پاسخی ارائه نخواهم داد.

6 – از اظهار نظر شما در خصوص نمره‌ای که گرفته‌اید استقبال می‌کنم؛ صِرفِ اظهار نظر در خصوص نمره، هر چقدر تند، بدون اعلام قصد مبنی بر آگاه شدن از ریز اشکالات، تأثیری در نمره‌‌ی شما در این درس نخواهد داشت.

7 – نمرات، مقطوع است و با رعایت تمامِ تخفیفاتِ ممکن و پس از تصحیحِ اوراق با دستِ باز و بالا و ارفاق وووو!!!!!! لحاظ شده است؛ ضمناً به کسانی که در همه‌ی جلسات حاضر بودند یک نمره اعطا شد، نمره‌ی فعالیت‌ کلاسی نیز لحاظ شده است. دانشجویان محترمی که علی‌رغم همهٔ این موارد باز هم موفق به کسب نمرهٔ قبولی نشدند یا از نمرهٔ خود راضی نیستند و فکر می‌کنند باید نمرهٔ بیشتری کسب می‌کردند خودشان بدانند که در برگهٔ امتحانی چه دسته‌گل‌هایی به آب سپرده‌اند !!!

8 – سطح نمرات: با توجه به اینکه بسیاری از دانشجویان محترم، فعالیت کلاسی نداشتن و منفی هم داشتن، سطح نمرات از نظر من قابل قبول هست، هر چند ممکنه پایین‌تر از حد انتظار شما باشه. به دو نفری که 20 گرفتن تبریک میگم. یکیشون با احتساب نمره‌ی فعالیت کلاسی در واقع باید 22.50 میگرفت!!!

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۲ ق.ظ
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۳
تیر
۹۷

اول

من معمولاً در انتهای برگه‌ی سؤالات امتحانی از دانشجویان میخام اگر نکته‌ای انتقادی چیزی دارن بنویسن و بدیهی هست انتقادات هر چقدر هم تند هیچ تأثیری در نمره نداره، اونوخ دانشجوی محترم اومده توی برگه‌ی امتحانیش یه سری انتقادات مطرح کرده که حالا کار به وارد بودن یا نبودن اون انتقادات ندارم، هر انتقادی در جای خودش برای من محترم و قابل تقدیر هست هر چند با مفادش هم موافق نباشم، فعلاً بحث من اینه که این دانشجو آخر جلسه‌ی امتحانی اومده میگه من فلان انتقاد رو نوشتم. استاد این چیزی که نوشتم تأثیری توی نمره‌م نداره؟ میگم نه. دوباره پرسید منم گفتم نه، مطمئن باش تأثیری نداره. بعد روی خودش رو کرد اونطرف و شروع کرد که بِرِه، باز دیدم زیر لب، طوری که من بشنفم داره میگه ولی من میدونم تأثیر داره :-|

منم دیگه عصبانی شدم و گفتم اگر میدونی که نمره‌ت بد میشه و داری زمینه‌سازی میکنی که بعداً توی دانشجویان بگی چون ازش انتقاد کردم ازم نمره کم کرد بدون که استفاده از این ابزارها بر عملکرد و نمره دادن من هیچ تأثیری نداره. تو اگر راست میگفتی و از این بابت دغدغه داشتی و میترسیدی که من ممکنه حقت رو بخورم توی برگه نمینوشتی انتقادت رو. از طریق پیام ناشناس وبلاگ یا کانال تلگرامی اقدام میکردی. اومدی توی برگه نوشتی و الان هی میگی من میدونم مؤثر هست؟ خب نمینوشتی.

ینی میخام بگم یه اینطور دانشجویانی هم دارم که از این حربه‌ها و ترفندها استفاده می‌کنن :-|


دوم

سر جلسه امتحان نشسته بودم و منتظر بودم مسؤول مربوطه بیاد و برگه‌ها رو توزیع کنه تا امتحان شروع بشه. یکی از دانشجویان دراومد گفت استاد چرا به ما استرس وارد می‌کنی؟ گفتم وا! چ استرسی وارد کردم؟ مث مجسمه نشستم سر جلسه.

میگه همین آرامشتون به آدم استرس وارد می‌کنه :-| میگم عجججججبببببببب!

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۳۰
خرداد
۹۷

برام کاملاً قابل درک هست که 99.99 درصد از دانشجویان محترم بخاطر اونچه سخت‌گیری من میدونن یا مخالفتی که با عقاید من دارن، از من ناراضی باشن. براشون احترام قائلم و هیچوخ کوچکترین بی احترامی در حقشون روا نداشتم. اما اینکه کسی از دانشجویان محترم از من ناراضی باشه به این دلیل که چرا سؤالات امتحانی که طراحی کردم آسون بودن، برام واقعاً عجیب و غیر قابل باور هست. کلاً عملکرد معلم، چوب دو سر طلاست :-| هر کاری کنه یه عده‌ای ناراضی هستن و شکایت دارن.

مشکل همون یه تکون هست که هیچوخ به خودتون نمیدید :-( زیر 8 هم داشتید، خوبم داشتید :-|

سر سفره‌ی هفت سینِ دانشجویان هم من حضور دارم حتی! اینطور اظهار نظراتی دلگرم کننده هستن. قابل انکار نیست. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۶
خرداد
۹۷

برخی از دانشجویان محترم هستن وضعیت درس خوندنشون اینه اونوخ پشت سر معلم هم شایعه میفته که فلان معلم بد نمره میده و دانشجو رو میندازه و فلان و بهمان... فقط خوشم میاد بجای اینکه سؤال حذفی رو بنویسه سؤالی که پاسخ داده رو نوشته. 

این بالائیه دیگه خیلی جالبه، نوشته دَمِ امتحان کتاب رو تازه خریدم؛ بعدم کشته‌ی صداقتشم، نوشته از روی تخیلم پاسخ دادم، بدبخت معلم، که باید نوشته‌های تخیلی برخی از دانشجویان محترم رو بخونه و تصحیح کنه. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۳
خرداد
۹۷

نام درس

دانشگاه

20 ها

19 ها

افتاده

اصول فقه 2

لرستان

-

2 نفر

داشته

نکات:

1 – نمرات این درس، اعلام شده‌اند و هم اکنون از طریق سایت دانشگاه، قابل دسترسی هستند؛ مراجعه بفرمایید.

2 – به دلیل تعدد دانشجویان محترمی که از نمره‌ی خودشون راضی نیستن و خواهان توضیح من هستن و پاسخ دادن به یکایک اون‌ها وقت و انرژی زیادی از من میگیره و نیز به این علت که باید مکالمات من و دانشجویان در مرئی و منظر همگان باشه تا بعداً حرفی ازش درنیاد، از پاسخگویی به اظهار نظرها در پی وی تلگرام یا اپلیکیشن سروش معذورم. فرمایشاتتون رو سین می‌کنم و میخونم اما اگر پاسخ ندادم حمل بر مسائلی نظیر غرور، بی ادبی و بی اعتنایی نفرمائید. صرفاً به دلیل ملاحظاتی است که عرض کردم. اگر خواهان اعتراض و نیز آگاه شدن از اشکالاتی هستید که باعث کسر نمره‌تون شده فقط و منحصراً از طریق لینکی که در نکته‌ی ذیل گذاشتم اقدام بفرمایید.

3 – کسانی که افتادن، فعلاً نمره‌ی واقعی خودشونو وارد کردم، قبل از نهایی کردن، افزایش میدم به 9.75 که معدل ترمشون خراب نشه.

4 – از دو طریق می‌تونید به نمره‌ی خودتون اعتراض کنید. وب‌سایت دانشگاه و وبلاگ من. در صورتی که از طریق وب‌سایت دانشگاه اعتراض کنید، تَبَعات خاصی نداره براتون. در نهایت همون نمره‌ای که دارید نهایی میشه، منتها از اشکالات برگه‌تون مطلع نمیشید. در صورتی که از طریق وبلاگ من اعتراض کنید، من اشکالات برگه‌تون رو نیم نمره به نیم نمره براتون توی وبلاگ می‌نویسم اگر معلوم شد اشتباهی کردم من، که احتمالش بسیار ضعیف هست، خب نمره‌تون رو افزایش میدم اما اگر معلوم شد اشتباهی نشده – که احتمالش هم بسیار قوی هست که اشتباه نکرده باشم چون با دقت فوق‌العاده صحیح می‌کنم - در صورتی که افتاده باشید نمره‌تون رو از 9.75 کاهش میدم به همون نمره‌ی واقعی و اگر هم ارفاق خاصی توی تصحیح کرده باشم اون ارفاق رو هم پس می‌گیرم و اگر هم نیفتاده باشید، ارفاقاتی که کردم رو پس می‌گیرم و نمره‌تون رو به میزان واقعی کاهش میدم. این ضمانت اجرا برای این هست که اعتراض از طریق وبلاگ، محدود بشه به اشخاصی که واقعاً فکر می‌کنن در حقشون ظلم شده. چون نوشتن اشکالات هر برگه یکی دو ساعت از وقت من رو میگیره. 

5 - امکان اظهار نظر ذیل این مطلب فراهم نیست؛ اگر قصد آگاه شدن از اشکالات برگه‌ی خود را ندارید و فقط می‌خواهید در خصوص نمره‌ای که در این درس گرفته‌اید اظهار نظر کنید و نیز در صورتی که از طریق وبلاگ قصد اعتراض به نمره‌ی خود را دارید قبل از اظهار نظر در خصوص نمره یا اعتراض، اینجا را بخوانید. در کمال احترام به اعتراضات یا اظهار نظرهایی که ذیل دیگر پست‌های وبلاگ ثبت شده باشند پاسخی ارائه نخواهم داد.

6 – از اظهار نظر شما در خصوص نمره‌ای که گرفته‌اید استقبال می‌کنم؛ صِرفِ اظهار نظر در خصوص نمره، هر چقدر تند، بدون اعلام قصد مبنی بر آگاه شدن از ریز اشکالات، تأثیری در نمره‌‌ی شما در این درس نخواهد داشت.

7 – نمرات، مقطوع است و با رعایت تمامِ تخفیفاتِ ممکن و پس از تصحیحِ اوراق با دستِ باز و بالا و ارفاق وووو!!!!!! لحاظ شده است؛ ضمناً به کسانی که در همه‌ی جلسات حاضر بودند یک نمره اعطا شد، نمره‌ی فعالیت‌ کلاسی نیز لحاظ شده است. دانشجویان محترمی که علی‌رغم همهٔ این موارد باز هم موفق به کسب نمرهٔ قبولی نشدند یا از نمرهٔ خود راضی نیستند و فکر می‌کنند باید نمرهٔ بیشتری کسب می‌کردند خودشان بدانند که در برگهٔ امتحانی چه دسته‌گل‌هایی به آب سپرده‌اند !!!

8 – سطح نمرات: با توجه به اینکه بسیاری از دانشجویان محترم، فعالیت کلاسی نداشتن و منفی هم داشتن، سطح نمرات از نظر من قابل قبول هست،هر چند ممکنه پایین‌تر از حد انتظار شما باشه. به دو نفری که 19 گرفتن تبریک میگم. تلاششون قابل تحسین بود.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۷ ب.ظ
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۳
خرداد
۹۷

چن وخ پیشا سَرِ یه امتحانی بودم، امتحان در چند جای مختلف برگزار می‌شد و من مجبور بودم بین اون محل‌ها در رفت و آمد باشم، بعد توی یکی از اون محل‌ها مراقبی بود که نمیدونم چرا آیا به دلیل ترس از دانشجویان بود یا رقت قلب و دلسوزی بود یا حوصله درگیری نداشتن بود، کلاً تا من از اون محل می‌رفتم بیرون، دانشجویان مشغول مشاوره می‌شدن با همدیگه و این مراقبه فقط نگا می‌کرد!!!! اونوخ تا می‌دید من دارم برمی‌گردم شروع می‌کرد به هیس هیس کردن!!!! که ینی دارم تذکر میدم، فک می‌کرد من متوجه نمی‌شم!!!!

طوری شده بود که من خودم باید مراقبِ مراقب می‌شدم، اونقد عصبی شدم که خواستم ازش بخام ول کنه و بره، دوباره با خودم گفتم چرا دشمن برای خودم جور کنم، اصن بیخیال فک میکنم اینجا کسی نیست. 

هیچی دیگه خودم به دانشجوهایی که چشماشون مدام اینور و اونور می‌گشت میگفتم پاشو بشین اینجا و جاشون رو خودم عوض می‌کردم، اون مراقبه هم نگا می‌کرد فقط! خلاصه یه پا مراقب شده بودم برای خودم :-|

یا مراقب نشید لطفاً یا نقش برگ چغندر بازی نکنید، خاهشن حتمن! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۳
خرداد
۹۷

چرا توی سؤالات امتحانی، ما رو مجبور می‌کنید در صورت حذف یک سؤال، تمام قسمتاش رو حذف کنیم؟ این واقعاً غیر عادلانه و غیر منصفانه هست، چون ما ممکنه قسمتایی از اون سؤال حذف شده رو بلد باشیم و قسمتایی از سؤالی که حذف نشده رو بلد نباشیم.

این سؤال پاسخ فرعی‌ای داره و پاسخ اصلی‌ای.

پاسخ فرعی اینه که اصولاً آوردن سؤال اختیاری، جزو اختیارات معلم هست. برخی از اساتید اصلاً سؤال اختیاری نمیارن. بنابراین با سؤال اختیاری نباید طوری برخورد بشه که انگار وظیفه‌ی معلم بوده سؤال اختیاری بده. سؤال اختیاری فقط برای ارفاق به دانشجوها هست و بس. من میتونم سؤال اختیاری ندم و در این صورت شما مجبور خواهید بود به کلیه‌ی قسمت‌های همه‌ی سؤالات، پاسخ بدید و اگر حتی یک قسمت رو هم بلد نباشید ازتون نمره کسر خواهد شد. بنابراین وقتی من از باب ارفاق، سؤال اختیاری میدم دیگه اینکه کسی از الفاظ غیر عادلانه و غیر منصفانه در موردش استفاده کنه، خودش کاری واقعاً غیر عادلانه و غیر منصفانه است K این از این.

اما پاسخ اصلی اینه که دلیل اینکه میگم یا باید به همه‌ی قسمتای سؤال پاسخ بدید یا همه‌ش رو حذف کنید اینه که نمیخوام یه سری از دانشجویان، تنبلی کنن و یک مبحث رو نخونن و با خودشون بگن ما این قسمت رو واگذار می‌کنیم به سؤالات اختیاری و هر سؤالی که از اون مبحث اومد رو حذف می کنیم. در واقع هر سؤال، همه یا قسمت عمده‌ای از مباحث رو پوشش میده و هدف من اینه که دانشجویان مجبور بشن همه‌ی مباحث رو بخونن. سؤال اختیاری فقط برای اینه که اگر کسی همه‌ی مباحث رو خوند، لکن در داخل هر مبحث، یک سؤال یا دو سؤال رو بلد نبود، بتونه کل اون سؤال رو حذف کنه و به سؤال دیگری پاسخ بده، ولی اگر قرار باشه دانشجو بتونه از هر سؤال، یک یا چند قسمت رو حذف کنه اوضاع به این شکل در میاد که دانشجوی محترم، یک مبحث رو کلاً نمیخونه و توی هر سؤالی که یک قسمتش به اون مبحث مربوط باشه اون قسمت از سؤال رو حذف می‌کنه؛ من نمیخام اینجوری بشه. میخوام همه‌ی مباحث خونده بشه. پس این کار رو نمی‌کنم.

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۱
خرداد
۹۷

اول – منبع درس:

الف - منبع اصلی:

اصول فقه کاربردی – جلد سوم – حسین قافی و سعید شریعتی – انتشارات سمت

ب - منابع فرعی:

·         مباحثی از اصول فقه – دفتر سوم – سید مصطفی محقق داماد – مرکز نشر علوم اسلامی.

·         مبانی استنباط حقوق اسلامی – ابوالحسن محمدی – انتشارات دانشگاه تهران.

·          ترجمه و تبیین اصول الاستنباط علامه حیدری به زبان ساده – محمدرضا شبخیز – انتشارات کتاب آوا.

ج - چند سؤال

·         علت معرفی منابع فرعی چیست؟

معرفی منابع فرعی به این دلیل است که ممکن است تمام مطالبِ تدریس شده در کلاس، در کتابِ معرفی شده به‌عنوان منبع اصلی وجود نداشته باشد؛ در این صورت، اگر دانشجو علاوه بر شنیدن مباحث کلاس، علاقه به دیدن منبع اصلی مطلب در کتب حقوقی داشته باشد، باید به منابع فرعی رجوع کند.

·         آیا خواندن کتاب، ما را از حضور در کلاس، بی‌نیاز می‌کند؟

توجه داشته باشید که معرفی یک کتاب خاص به‌عنوان منبع، به این معنا نیست که لزوماً همه‌ی مطالبِ تدریس‌شده در کلاس، در کتابِ معرفی شده هم وجود خواهد داشت؛ قاعدتاً یکی از تمایزاتِ موجود میان دبیرستان و دانشگاه، همین است! به این معنا که خواندن کتابی که به‌عنوان منبع درس، معرفی شده، به‌هیچ‌وجه شما را از حضور در کلاس بی‌نیاز نمی‌کند.

·         آیا مطالبی که در کلاس تدریس می‌شود اما در کتاب نیست؛ جزو مباحث امتحان هستند؟

بله؛ قطعاً! آن قسمت از مطالب که در کلاس تدریس شده اما در کتاب نیست یا در کتاب به‌طور خلاصه نوشته شده هم به همان نحو که در کلاس، تدریس شده جزو مطالب مورد سؤال در امتحان و نیز پرسش کلاسی هست و صرفاً مطالعه‌ی مطالب کتاب، کفایت نمی‌کند.

دوم – طرح درس:

همه‌ی طرح درس‌ها، در قالب یک فایل پی‌دی‌اف: دانلود کنید ( حجم : تقریباً 3 مگابایت )

سوم - خودخوان:

نکته‌ی اول منظور از خودخوان، قسمت‌هایی از کتابِ معرفی شده است که به لحاظ تنگی وقت ترم و سایر موارد متفرقه! موفق به تدریس آن نمی‌شویم اما به لحاظ اهمیت بحث، دانشجو باید آن‌ها را مطالعه کند، این مباحث در پرسش کلاسی مورد پرسش قرارگرفته و جزو امتحان پایان ترم هم مورد لحاظ قرار می‌گیرند؛ اگر در مورد این مباحث، اشکالی داشتید می‌توانید هر جلسه بپرسید.

نکته‌ی دوم این فهرست، نهایی نیست؛ امکان حذف کردن از مطالب خودخوان، یا اضافه کردن به آن‌ها در طول ترم وجود دارد. خواندنِ خودخوان‌های فوق، برای امتحان کافی نیست؛ لیست نهایی در کلاس، به‌صورت هفته به هفته ارائه خواهد شد.توجه داشته باشید که شماره‌های مذکور در ذیل، مربوط است به شماره‌ی مطالب و نه شماره‌ی صفحه. 

با توجه به نکات فوق، فهرست مطالب خودخوان به‌قرار ذیل اعلام می‌شود:

ردیف

از شماره‌ مطلب

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا شماره‌ مطلب

1

45

54

2

57

62

3

70

90

4

95

100

5

108

114

6

126

136

 

چهارم – حذفیات:

هر چیزی که تدریس نشده و جزو خودخوان‌ها و جزوات کاربردی هم نباشد!

پنجم – سایر موارد:

اصول فقه درس بسیار مهمی است، شما رو از حقوق خوان، تبدیل میکنه به حقوقدان، باعث میشه هر جا قانون ساکت بود یا موادش معارض بود با توجه به قواعدی که در این درس یاد می‌گیرید حرفی برای گفتن داشته باشید و بتونید مسأله رو حل کنید؛ در واقع اعتقاد من بر اینه که همه‌ی دروس دیگه در نهایت 50 درصد کار رو به شما یاد میده و این دو تا اصول فقه به تنهایی 50 درصد از راه تبدیل شدن به یک حقوقدان کار کشته هست، از بین دو اصول فقه، اصول فقه 2 مهم‌تر هست، چون مباحثش توی حقوق، بسیار کاربردی هست. توی آزمون وکالت هم که تأثیر این درس، بسیار حیاتی است، زدن یک تست اصول فقه، معادل چهار پنج تست حقوق مدنی شما رو جلو میندازه.

بنابراین درس رو جدی بگیرید.

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۰
خرداد
۹۷

برخی با مقایسه‌ی تلگرام و اتوبان میگن اگر کسی توی یه اتوبان خلاف کرد نمیشه کل اتوبان رو بخاطر اون یه نفر بست، دوست عزیز قیاس، مع‌الفارق است. توی اتوبان شما دوربین مدار بسته دارید و پلیس کنترل میکنه و میتونید از روی پلاک ماشین متخلف رو گیر بیارید اما توی تلگرام، ما به عنوان حاکمیت جمهوری اسلامی، هیچ ابزار کنترلی برای کنترل متخلفین نداریم.


اگر یه وختی یه جاده‌ای توی ایران باشه که هیچ کنترلی روش نباشه، ماشین‌ها بدون پلاک، عبور و مرور کنن و متخلفین آزادانه برن و بیان، پلیسی هم کنترل نداشته باشه، بدون تردید باید اون جاده و اتوبان رو بست.


بنابراین تلگرام رو با اتوبان مقایسه نکنید، اگر قرار بر مقایسه هست، تلگرام باید به جاده‌ای متروکه تشبیه بشه که تبدیل به مأمن افرادی شده که دوس ندارن کسی روشون کنترل داشته باشه و هر کاری خواستن بکنن. آیا در خود ایالات متحده اجازه میدن چنین جاده‌ای با این مشخصات که خودروها بدون پلاک باشن و دوربین مدار بسته و پلیس هم در کار نباشه، مفتوح بمونه؟

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۹
خرداد
۹۷
کسی که میخواد فارغ‌التحصیل بشه و انتظار کمک داره اما حتی املای صحیح کلمه‌ی فارغ‌التحصیل رو هم بلد نیست :-|
  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۶
خرداد
۹۷

معمولاً دانشجویان، به انحاء مختلف سَرِ معلمین خودشون منت میگذارن، مثلاً میگن دیدی همیشه حاضریم سر کلاس، دیدی اکثر اوقات درسمو میخونم، دیدی پشت سرت حرف نمیزنم، حتی گاهی دیده شده بابت درس نخوندن هم منت میگذارن، مثلاً میگن دیدی هر ابزاری استفاده میکنی نمیتونی منو وادار کنی به درس خوندن؟ این قبیل موارد رو تا حالا دیدیم، مشکلی هم نیست. 

اما این اولین بار هست که می‌بینم دانشجویی بابت تقلب نکردن هم بر سَرِ معلم خودش منت می‌گذاره. خط آخر رو ببینید. این مثل اینه که کسی بره پیش قاضی بگه آقای قاضی دیدی من دزدی نمیکنم و آدم هم نمی‌کُشم؟ :-| 

اونوخ نکته‌ی کنکوری قضیه اینه که دانشجوی مربوطه حتی املای صحیح کلمه‌ی تقلب رو بلد نیست و بجای تقلب، نوشته (تغلب)!

توی همون خط اولی هم که نوشته، اگر خوب دقت کنید به طور زیرپوستی یه منتی گذاشته ها. اینطوری که من عذر موجه داشتم، ولی تو قبول نمی‌کنی! اون کلمه‌ی (گویا) هم که استفاده کرده یه دنیا معنا توش خوابیده :-|

{پس از دیدن این منت‌گذاری‌ها و این غلط املایی، معلم مربوطه پیت نفتی بر سر خود خالی کرد و با کشیدن کبریتی، خود را از شر زیستن خلاص نمود :-|}

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۳
خرداد
۹۷

دوستی‌های نامشروع مثل چاه می‌مونن. وقت شما طلاست، هر چه با اون طلا، این چاه رو پر می‌کنید باز هم کافی نیست. دوستی‌های نامشروع وقت شما رو کاملاً می‌بلعه و هیچ فرصتی برای درس خوندن و با خانواده بودن و سایر فعالیت‌های مفید باقی نمیگذاره، یه وقت به خودتون می‌آید که اون دوستی تموم شده، عمر شما تلف شده، فرصت ساختن آینده از دست رفته، دلتون زخم خورده و هیچ کاری از دستتون ساخته نیست دیگه.


همین. خلاص

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۹
خرداد
۹۷

اول - تذکرات ضروری 

یکی از خانوما بعد از دادن برگه‌ی امتحان میان‌ترم اومد و بشدت اصرار می‌کرد که میخام از برگه‌ی سؤالات عکس بگیرم. گفتم حالا برو تا جلسه‌ی امتحان تموم بشه با هم حرف میزنیم. جلسه که تموم شد باز اومده بود اصرار می‌کرد که میخام عکس بگیرم، همراه هم از کلاس اومدیم بیرون و بین راه وقتی دیدم اصرارهاش زیاد از حد هست گفتم واسه چی میخای این عکس رو؟ گفت فقط میخام از صفحه‌ی اول که تذکرات ضروری هست و بالغ شده بر یازده مورد عکس بگیرم، اصن با متن سؤالات، کار ندارم، گفتم خو واسه چیته تذکرات؟ میگه میخام عکسشو واسه مامانم بفرستم که بدونه با همچین استادی درس داریم ما :-| گفتم خو بیا بگیر، چون توی راه و ایستاده بودیم برگه رو گرفتم توی دستم به نحوی که چهار انگشتم زیر برگه و انگشت شستم روی برگه بود، میگه نه استاد انگشت شستت روی برگه هست معلومه، دستتون مردانه هست :-| خواستم بهش بگم خو بگو استادمون مرد هست اینم دست استادمون هست :-| دیگه بهش نگفتم، گفتم همینه که هست، میخای بگیر، نمیخای نگیر.

ینی میخام بگم دانشجویان من به همچین نکات ظریفی هم توجه میکنن.


دوم - استادی که بیشتر شبیه دیو هست!

یکی از دانشجویان هست، دو درس با من داره، توی یکی از درسا مثبت هم داره، بعد تحت تأثیر جو قرار گرفته بود و با اینکه درسش اصلاً هم بد نبود، همون درسی که مثبت داره رو حذف کرده بود، بعد اومد ازم پرسید استاد ترم بالایی‌ها گفتن هر کسی با شاهرخی درسش رو حذف کنه، توی درس دیگه‌ای اگه باهاش داشته باشید ازتون نمره کم میکنه. راس میگن؟ واقعاً نمره کم می‌کنید از من توی اون درس دیگه؟ گفتم مگر عقده‌ای هستم؟ مگر دیوانه هستم؟ این درس به اون درس چ ربطی داره. یکی دیگه از دانشجویان اونجا بود گفت استاد این ترم بالایی‌ها اصلاً یه چهره‌ای ازت درست کردن که بیا و ببین، می‌گفت یکی از هم اتاقیای من اقتصاد میخونه، توی سالن تربیت بدنی در حالیکه داشته میدویده بهم گفته این شاهرخی کیه؟ به من نشونش بدید، میخام بیام ببینمش. بعد یکی دیگه از دانشجویان که در حین گفتن این حرفا توی کلاس بود گفت این حرفا چیه؟ حرف راست رو باید فقط از زبون ترم بالایی‌ها شنید، حرفاشون کاملاً درسته! 

من اینجوری شدم :-|

ترم بالایی‌ها مرسی!


سوم 

بدون شرح!

البته من بابت به اشتراک گذاشتن این اسکرین شات از دانشجوی مربوطه اجازه نگرفتم، لکن چون مشخصات درس و مشخصات شخص، حذف شده، به نظرم نیازی به اجازه گرفتن نبوده.


چهارم 

برگه‌ی امتحانی میان‌ترم یکی از دانشجویان هست؛ اون دو خطی هم که نوشته فکر نکنید جواب بوده، نظرخواهی بوده، بالای سمت راست برگه رو نگاه کنید.


پنجم

برخی از دانشجویان محترم هم رعایت انصاف رو میکنن در اظهار نظر.


ششم

اینم عکس آخرین روز کلاس دانشجویانی که سرشون درد میکنه واسه دردسر و بر خلاف برخی از دانشجویان که نامه امضا میکنن مبنی بر اینکه هیچ درسی با من نداشته باشن، رفتن و اصرار کردن به مدیر گروه که ترم بعد پنج واحد با من درس داشته باشن! بقیه‌ی هم ورودی‌های این افراد نگران نباشن، پنج واحد، شامل حال اونا نمیشه! مقصودم از بیان مطلب مربوط به پنج واحد، صرفاً تقدیر از این افراد بود، نه تعریف از خودم. قصدم این بود که بگم یه اینطور دانشجویان متهوری هم دارم من! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۸
خرداد
۹۷

یکی از دانشجویان محترم هست که سابقه‌ی خوبی در درس خوندن داشته اما بنا به دلایلی که من ازش بی اطلاع هستم درسای منو خوب نمیخونه، سابقاً هم یه درس با من داشت و توی اون درس، ملحق شد به خیل عظیم دانشجویانی که نرسیده به امتحان درس رو حذف کردن، همه‌ش هم هی میگه من اگر درس بخونم فلان و بهمان می‌کنم، ولی مهم همون (اگر) هست، (اگر) ی که توی 99 درصد موارد محقق نمی‌شه، کسانی که موفق میشن اونایی نیستن که استعداد دارن و همچنین اونایی نیستن که (اگر) بخونن فلان و بهمان میکنن، بلکه انسان‌های موفق اونا هستن که پشتکار دارن و واقعاً تلاش میکنن، بنابراین نازیدن به اینکه من خیلی استعداد دارم و اگر درس بخونم فلان میکنم هیچ دلیلی برای افتخار نیست. 

به هر حال این دانشجو، این ترم هم اونقد بر درس نخوندن اصرار ورزید که حتی برای امتحان میان‌ترم هم درس نخوند و امتحان میان‌ترم برگه‌ش رو کاملاً سفید تحویل داد و هشت نمره‌ی مربوط به امتحان میان‌ترمش مفت و مسلّم از دست رفت، بعد از امتحان میان‌ترم اومده بود اصرار و اصرار و اصرار که همزمان با امتحان پایان ترم از من یه امتحان میان‌ترم هم بگیر، ینی یه برگه‌ی 20 نمره‌ای در پایان ترم به من بده، بدیهی هست که من نپذیرفتم، باز دوباره اصرار و اصرار و اصرار که من با کلاس دیگری که همین امروز امتحان میان‌ترم داره بیام و امتحان بدم، بدیهی هست که من نپذیرفتم، باز دوباره اصرار و اصرار و اصرار که از مباحث خودخوان کم کن که من هفته‌ی بعد کل مباحث خودخوان و کل مباحث تدریس شده رو بخونم و دو تا مثبت بگیرم که یه کمی اوضاعم از بی ریختی دربیاد، دیگه برای اینکه دست از سرم برداره قبول کردم. 

هیچی دیگه، هفته‌ی بعد رسید، و همچنان که انتظار داشتم باز هم درس نخونده بود، بعد نمیدونم چطور شد به ذهنش رسید که بگه من که توی خونه، درس نخوندم، اما همین امروز تا عصر که تو توی دانشگاه هستی میرم و مباحث تدریس شده رو میخونم، عصر میام تو از من بپرس، اگر جواب ندادم دو تا منفی برام بذار، بعد هم قسم جلاله ینی قسم بخدا خورد که من توی خونه درس نخوندم و از همین الان که صبح هست تا عصر فقط میخام برم بخونم، یه جا هم در حین سوگندهایی که می‌خورد برای قسم اشاره کرد به اون (به نام خدا) یی که روی قسمت بالایی تابلو نوشته شده بود :-| 

به هر حال، من قاعدتاً نباید می‌پذیرفتم، چون پرسش هر کسی باید در کلاس مربوط به خودش باشه و دادن مهلت بیشتر به یکی از اعضای یک کلاس، قاعدتاً تبعیض تلقی می‌شد، بنابراین به شرط انجام یک معامله پذیرفتم، بهش گفتم قبوله عصر بیا، ولی اگر باز منفی بگیری برخلاف رویه‌ی معمولم که بخاطر منفی کسی نمی‌افته از درس، هر سه منفی‌ تو رو اثر میدم و اگر آخر ترم 12 نمره‌ی کامل رو هم بگیری باز با توجه به سه منفی‌ای که داری می‌افتی :-|

به دو شرط، این شرط منو قبول کرد، شد معامله در معامله، شرط اولش این بود که این قضیه رو توی کانال بنویسم :-| شاخ درآوردم، نمیدونستم ورود به خاطرات تدریس برای بعضی از دانشجویان انقد مهم هست، بش گفتم باشه، قبول، میخای به تالار افتخارات راه پیدا کنی؟ کلاس ترکید. شرط دومش این بود که اگر موفق شد جواب بده علاوه بر پاک کردن دو منفی یک نمره هم بهش بدم، روی نیم نمره، توافق کردیم! 

این وسط یکی دیگه از دانشجویان پرید وسطِ معامله‌ی ما دو نفر و گفت استاد اگر ایشون تونست ظرف این مدت تا عصر، همه‌ی مباحث تدریس شده رو بخونه و جواب بده، دو منفی برای من بذار، اگر هم جواب نداد یه مثبت برای من بذار، قبول نکردم، گفتم دو منفی رو قبول میکنم ،ولی اگر جواب نداد مثبت برات نمیذارم، فقط یه منفیت رو پاک می‌کنم! قبول کرد، شد معامله در معامله در معامله! 

عصر شد و ساعت مقرر رسید، دانشجوی مربوطه اومد در حالیکه بشدددت استرس داشت و یه حرفای بدی هم در مورد خودش میزد که چرا حاضر به انجام این معامله شده. ازش پرسیدم، در کل خوب نبود اما با توجه به اینکه فقط چند ساعت خونده بود، قابل قبول جواب می‌داد. خودمم هی کمکش می‌کردم توی جوابا. به هر حال در نهایت، دو منفی رو براش حذف کردم، نیم نمره رو بهش اضافه نکردم و از اون دانشجویی که در معامله‌ی ما دو نفر دخالت کرده بود نمره‌ای کسر نکردم. چون این دانشجوی اصل کاری هم خوب جواب نمی‌داد. حالا همین دانشجوی مداخله کننده که سرنوشتش به جواب دادنِ دانشجوی اصل کاری بستگی داشت توی تلگرام پیام داده و حسابی نگران بود که آیا دو نمره رو از دست داده یا نه! 


ینی میخام بگم توی کلاسای من، همچین معاملات پیچیده‌ای هم اتفاق میفته! این دانشجوی محترم هم بدین ترتیب با انتشار مطلب توی کانال، به شرطش عمل شد و به تالار افتخارات راه یافت! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۶
خرداد
۹۷

اول - آاااااااخیش دلم خنک شد! 

یکی از دانشجویان محترم هست که از شواهد امر چنین برمیاد که معلم مطلوبی که مدنظرش هست با من فاصله‌ی زیادی داره، لهذا معمولاً نسبت به عملکرد من معترض هست، طبق معمول که همیشه معترض هست، توی جلسه‌ی امتحان میان‌ترم هم نسبت به سختی سؤالات میان‌ترم معترض بود، سر جلسه هم سؤالاتی پرسید که چون مشتمل می‌شد بر پاسخ مسأله، من جواب ندادم. خلاصه که کلاً از قبل، از دست من عصبانی بود، عصبانی‌تر هم شد، بعد وختی برگه‌شو داده بود و داشت خارج می‌شد از کلاس، از دَمِ در که دو قدم رفت بیرون، من فقط صداشو می‌شنیدم، با صدای بلند جوری که همه‌ی دانشجویان کلاس که مشغول دادنِ امتحان هستن بشنفن، دراومد گفت اونقدرا هم که فکر میکنی تیز نیستی، نتونستی جلوی تقلب‌ها رو بگیری :-|

میدونید لحنش مث چی بود؟ مث این بود که دعوت بشید به مهمونی و میزبان حسسسابی حالتون رو بگیره، بدرفتاری، بداخلاقی و هر چی که به نظرتون میاد از بدی‌ها رو در حقتون روا بداره، بعد شما تا دستتون زیر سر (یا سنگ؟) میزبان هست و توی خونه‌ش هستید چیزی نمیگید، به محض اینکه از خونه، پاتون رو میذارید بیرون، زنگ آیفون تصویریش رو میزنید و توی آیفون بهش میگید آاااااااخیش دلم خنک شد، اون تلویزیون ال سی دی توی اتاق خواب رو شکوندم! 


دوم - کلاس مساوی است با شکنجه! 

یکی از دانشجویان محترم هست به طور معمول، اخلاق شریفش این هست که در حین تدریس، سرش رو میندازه پایین از کلاس میره بیرون و نیم نگاهی هم به معلمی که حاضر در کلاس هست نمیندازه، منم تا الان متعرض نشده بودم و حرفی به ایشون نزدم.

حالا این به کنار، می‌بینم ایندفه سرشو انداخت پایین و رفت بیرون از کلاس، اونوخ بعد از چند دقیقه در حالی که من ایستاده بودم وسط کلاس و مشغول تدریس، برگشت که سر جاش بنشینه ولی هنوز ننشسته بود که دوباره با همون حالت بی اعتنایی برگشت و در حالیکه اندکی از من فاصله داشت از جلوی چشم من که ایستاده بودم وسط کلاس رد شد و دوباره برگشت که بره بیرون :-| انگار نه انگار که کلاسی هست و معلمی هست، دیگه مدارا نکردم، گفتم فلانی واسه خودت میای، واسه خودت میری، کلاً دنیایی داری برای خودت!

بعد از گفتن این حرف از جانب من، پشیمون شد و از بین راه برگشت و نشست سر جاش، در حالیکه داشت روی صندلی مستقر میشد گفت بالاخره باید یه طوری کلاس رو قابل تحمل بکنم یا نه :-|

ینی میخام بگم یه اینجور دانشجویانی هم دارم من!


سوم - دریای رحم الهی

بحثِ همیشگیِ رحمِ خدا بر بندگان و مقایسه‌ی اون با رحم معلم بر دانشجویان مطرح بود توی کلاس، یکی از دانشجویان محترم برگشته میگه استاد تو اگر خدا بودی، بندگان بیچاره بودن، مقرر میکردی همیشه ماه رمضون باشه، جهاد بر همه واجب باشه، شهادت، اوجب واجبات باشه و.... 

ینی میخام بگم دانشجویان همچین تصوری دارن از من!

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۳
خرداد
۹۷

اول - روزه‌خواری 

خب اوضاع اینجوریه که من بر اساس فتوای مرجع تقلیدم اون یک روز و نصفی که در هفته توی بروجرد هستم مسافر محسوب میشم، ینی نمازم شکسته‌س و روزه هم نمیتونم بگیرم. برخی از دانشجویان هم اینو میدونن، چون کلاسام به هم وصله و معمولاً استراحت ندارم یکی از دانشجویان هفته‌ی پیش لطف کردن بدون اینکه من تقاضایی مبنی بر این امر داشته باشم از بوفه‌ی دانشگاه کیک و چای گرفته بودن و برای من آورده بودن سر کلاس، حالا این هفته هم که ماه رمضون بود باز رفته بود از بوفه‌ی دانشگاه کیک و چای گرفته بود! بعد چون خودش آدم مذهبی‌ای هم هست میگفت چای و کیک که دستم بوده توی راه و میومدم بچه‌هایی که توی راه، منو میدیدن بهم میگفتن تو خجالت نمیکشی روزه نیستی؟ اینا واسه چی دستته؟ فکر کردن به این موضوع قلبم رو فشار میده اصن، هم خییییییلی خوشحالم که ایشون انقد نظر لطفش شامل حالم بوده که حتی توی ماه رمضون فکر آبروش رو نکرده و رفته از بوفه خوردنی خریده و توی دستش گرفته و اینهمه راه اومده از بین دانشجویان گذشته و آورده سر کلاس و هم خییییییلی شرمنده هستم که احیاناً ممکنه به وجهه و حیثیت ایشون بخاطر من لطمه‌ای وارد شده باشه. از همین تریبون مجدداً صمیمانه از ایشون تشکر می‌کنم، این لطف ایشون بخاطر شرایطی که درش انجام شد همیشه در ذهنم خواهد موند.


دوم - تهدیدات ناکارآمد 

یکی از اساتید توی دفتر آموزش یکی از دانشجویان کلاسش رو گیر آورده بود و حسسسابی داشت تهدیدش می‌کرد که از قول من به دانشجویان کلاس بگو حتتتتتتتتمن هفته‌ی آخر باید بیان، اگر نیان درسشون که سه واحدی هم هست رو حذف می‌کنم، داشت بهش میگفت بگو اگر شده حداقل بااااید نیم ساعت بیان سر کلاس و بعد برن چون آموزش دانشگا گیر داده و گفته حتمن باید کلاس تشکیل بشه، بعد استاده دانشجو رو تهدید می‌کرد که اگر کسی نیاد درس خود تو رو حذف میکنم، اون دانشجوه بیچاره میگفت استاد من میگم بهشون ولی دیگه تضمین نمی‌کنم بیان یا نیان. بعد استاده در حینی که داشت اون دانشجو رو مکرراً تهدید می‌کرد خودشم خنده‌ش گرفته بود و طوری که اون دانشجوه حواسش نباشه داشت به منم چشمک میزد! بعد که اون دانشجو رفت بیرون استاد به من گفت خودشونم میدونن که حذف نمی‌کنم بعیده بیان! از من پرسید فکر نمی‌کنم تو نیازی به همچین تهدیداتی داشته باشی! گفتم نه من نیازی به تهدید ندارم، همین که بگم بیان، خود دانشجویان لطف دارن و میان! گفت آره، منم تا حذف نکنم فایده نداره، حرفمو نمیخونن!

اینم بگم این استاد محترم، رشته‌ی تدریسشون حقوق نبود اصن. سوءتفاهم نشه یه وخ. 


سوم - دروغ از زبون زندگان

یکی از دانشجویان که مقادیر معتنابهی هم منفی داره اومده میگه استاد مگه ترم قبل نگفتی هر کی بالای هفده بگیره منفی‌هاش رو اثر نمیدم؟ میگم نه، همچین چیزی نگفتم! فقط توی 20 اثر نداره. میگه حالا نمیشه بگی؟ میگم نه، نمیشه!

راحت از زبون آدم زنده دروغ میگن ها. 


چهارم - جام حذفی

توی یکی از کلاسا بنا به روال معمول کلاسای من، توی آخر ترم، بچه‌هایی که در طول ترم درس نخوندن شروع کردن به حذف اضطراری درس، بعد بهشون میگم چند نفر درس رو حذف کردن؟ میگن استاد کلاس اصن تبدیل شده به جام حذفی!

البته چهار پنج نفرشون فقط حذف کرده بود. 


پنجم - کابوس ورشکستگی 

این هفته امتحان میان‌ترم حقوق تجارت 4 بوده، یکی از دانشجویان درسخون میگه دیشب خواب دیدم ورشکسته شدم :-|

برای کسانی که نمیدونن باید بگم موضوع این درس، حقوق ورشکستگی و نحوه‌ی رتق و فتق امورات تاجر ورشکسته هست.


ششم

روز چهارشنبه دوم خرداد 1397 ساعت 8 صبح دانشگاه آیت‌الله العظمی بروجردی 

علیرغم ورود به ماه سوم بهار، بارون نرمی داشت می‌بارید و هوا بسیار پاک و لطیف بود، از اون هواها که آدم ترغیب میشد کلاسش رو تعطیل کنه و به دانشجوها بگه بزنید به کوه و دشت، بی خیال درس! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۹
ارديبهشت
۹۷

بعد اونوخ، سؤالات امتحانی کلاً سه سؤال بوده!

من خودم اسطوره‌ی حواس پرتی هستم، ولی برخی از بزرگواران رو می‌بینم امیدوار میشم به خودم! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۸
ارديبهشت
۹۷

یکی از چالش‌های معلمی هم اینه که دانشجویانی هستن که از قواعد کلاس تخلف میکنن و این تخلف رو با نوعی تجاهر و عمل آشکار انجام میدن و به رخت میکشن که ینی این ماییم و داریم اینکار رو انجام میدیم، در واقع حساب میکنن روی حیای توی معلم که مواجهه‌ی مستقیم ایجاد نکنی. در واقع دست پیش رو میگیرن که پس نیفتن. 

مثال میزنم، بخاطر احترام به حرمت کلاس به دانشجویان میگم وقتی میخاید برید بیرون همینجوری سرتونو نندازید پایین برید بیرون، اطلاع بدید بعد برید بیرون، بعد برخی از دانشجویان هستن که مدام هر جلسه بخاطر اینکه مجبورن سر کلاس باشن و ضمناً علاقه‌ای هم به درس ندارن، از این بیرون رفتن برای کشتن وقت کلاس استفاده می‌کنن و من چون با هر نوع تقلب مخالفم، معمولاً در حین کلاس اجازه نمیدم چنین کسی بیرون بره، بعد برخیا هستن چون دیگه میدونن من اجازه نمیدم برن بیرون، کلاً بی اطلاع سرشونو میندازن پایین و از کلاس میرن بیرون، راس راس، انگار مثلاً توی یه جلسه‌ی خونوادگی هستن. یا مثلاً دانشجو هست ازش سؤال میپرسی کلاً جواب نمیده یا یه سؤال رو نیم‌بند جواب میده بعد وختی براش منفی میزنی چنان معترض میشه و وانمود میکنه که همه‌ی سؤالات رو جواب داده که تو به گوش و چشم خودت شک می‌کنی یا مثلاً تو خودخوان و پرسش هفته‌ی بعد رو گفتی بعد هفته‌ی بعد که میری سر کلاس، همه کاملاً مدعی میگن اصن هفته‌ی قبل تو هیچی نگفتی و معرفی نکردی. 

در اینجا تو دو کار میتونی بکنی یا اینکه حیا بورزی و خودتو بزنی به اون راه که ینی حواسم نبود که این کار رو انجام دادی و از مواجهه مستقیم خودداری کنی که خوبیش اینه که حاشیه درست نمیشه منتها در این صورت بدیش اینه که بعد از مدتی بقیه هم یاد میگیرن که اگر میخان قواعد رو اجرا نکنن باید با وقاحت تخلفشون رو بزنن توی روت و روی این حساب کنن که تو حرفی نمیزنی. راه حل دوم اینه که واکنش نشون بدی. منتها باید حواست باشه که یه دفه کار به مجادله و مناقشه نکشه و تبدیل به دعوای کلامی نشه از یه طرف، چون اگر بحث بالا بگیره، معلم همیشه بازنده‌س چون همه میگن تقصیر معلم بود که دهن به دهن دانشجو گذاشت و از طرف دیگه نباید در واکنش افراط نشون بدی چون بعداً همون افراط میشه بلای جونت و نمیدونی چطور قضیه رو جمع کنی، مثلاً یه دفه یه دانشجویی سر کلاس مختلط یه تیکه‌ای انداخت که جنبه‌ی جنسی داشت و خیلی زشت بود، منتها فک کرد که من نشنیدم و چون متأسفانه یا خوشبختانه من گوشام بشدت تیز هست، من اون تیکه رو شنیدم و بسیار عصبانی شدم و از بین اون دو راه حل، راه حل دوم رو انتخاب کردم، منتها افراط کردم و همونجا بشدت در حالی‌که داشتم تقریباً داد میزدم بهش گفتم پاشو برو بیرون و دیگه سر کلاس من نیا تا آخر ترم! دانشجوِه نشسته بود که من بیرون نمیرم! این همون افراطی هست که من نباید می‌کردم! هیچی دیگه من وسایلمو جمع کردم گفتم پس من دارم بیرون! انتظارشو نداشت اینجوری کنم، گفت نه بشین من رفتم. حالا بماند که با چه ترفندی تا آخر ترم با اون دانشجو تعامل کردم و چطور اومد امتحان داد و البته قبول هم نشد، نه اینکه من قبولش نکنم خودش قبول نشد. 

این شد یه تجربه برام که وقتی در مقابل بی احترامی به قواعد کلاسم، راه حل دوم رو انتخاب می‌کنم بر اعصاب خودم مسلط باشم.

+ همیشه مدعی هست که الکی براش منفی میزنم و مثل 99 درصد از دانشجویان معتقده که باهاش خصومت شخصی دارم! حالا این جلسه یه سؤال در کلاس مطرح کردم و گفتم کسی جواب بده نیم نمره میدم، نصفه و نیمه جواب داد، برای اینکه بهش ثابت کنم خصومتی باهاش ندارم، نیم نمره بهش دادم، بعد در ادامه‌ی جلسه خواست ماده بخونه باز (!)1 متوسل به تقلب شد و کتاب قانون بغل دستیش رو گرفت و البته من خب متوجه شدم و منفی گرفت، آخر کلاس میگفت همین یه جلسه نیم نمره بهم دادی، یه نمره ازم گرفتی. حالا این هیچی،  توی تلگرام نوشته رفتم خونه دیدم کتاب قانون همرام هست، منتها لای کتابم هست توی کیفم من ندیدمش! تکمیل بدشانسی.


1. خودش میدونه چرا نوشتم باز. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۳
ارديبهشت
۹۷

سر کلاس، طبقِ معمولِ روالِ همیشگی، بحث انتقاد از سخت‌گیری‌های من به راه بود، در این حیص و بیص، یکی از دانشجویان محترم پرسید استاد ترم بعد، مدنی با شماست؟ بیچاره منظورشم این نبود که حالا من بیام درس رو وردارم، جمله‌ش در واقع حالت سؤالی داشت و نه پیشنهادی.

آقا این حرف هنوز از دهنش کامل بیرون نیومده بود، یه دفه صدای جیغی چهار پنج ثانیه‌ای پیچید توی کلاس و یکی از دانشجویان محترم که طبیعتاً خانوم هم بود دستش رو یه دفه با سرعتی معادل سرعت نور آورد جلو و از روی صندلی خودش نیم‌خیز شد که ای وای تو رو خخخخخدا استاد نه، مدنی رو نگیر. این رفلکس بدنش و اون جیغه اصلاً خودآگاه نبود ها. ینی تصور اینکه ترم بعد با من درس داشته باشه چنان براش فاجعه‌آمیز و دهشتناک بود که عنان اختیار احساسات خودشو از دست داد و یه دفه اینجوری واکنش نشون داد :-| انگار مثلاً جریان برق ولتاژ قوی بهش وصل کرده باشن :-|

کلاس منفجر شد یه دفه، خودم که رفتم تا مرز خفگی انقد خندیدم، به اون دانشجوی سؤال کننده گفتم بابا الان خونش میفته گردنت، سؤالات رو پس بگیر :-|


+ سر همین کلاسه بحث شد، یکی از دانشجویان گفت استاد چرا انقد گیر میدی که ما درس بخونیم، خو هر کسی درس نخونه خودش ضرر میکنه، گفتم این مثل اینه که کسی بره پیش یه مکانیک که مکانیکی یاد بگیره، بعد مدام هدفون توی گوشش باشه مثلاً و موسیقی گوش بده، بعدم بگه خو اگر مکانیکی یاد نگیرم خودم ضرر می‌کنم. در این صورت اون مکانیک بهش میگه داداش اگر میخای یاد نگیری اصلاً پیش من نیا. شما رو هم که اجبار نکردن بیای دانشگاه، نمیخای درس بخونی نیا دانشگاه، بذار یه نفر دیگه بجات بیاد، خونواده های شما فکر میکنن شاخ شمشادهاشون رفتن دانشگاه دارن درس میخونن، اگر قراره بیاید دانشگاه و درس نخونید این ینی دارید به خونواده‌هاتون دروغ میگید، من توی این دروغگویی شرکت نمی‌کنم، کسی که میاد سر کلاس من یا درس میخونه و قبول میشه یا درس نمیخونه و میفته. اینکه بیاد بنشینه و سرش به امور متفرقه گرم باشه و ترم رو باری به هر جهت بگذرونه و آخر ترم هم با یک شب درس خوندن یه قبولی الکی بگیره و خونواده‌ش رو هم گول بزنه که من دارم درس می‌خونم، در کلاس من تا جایی که بتونم نمیذارم اتفاق بیفته. چون دوس ندارم توی خدعه و فریب و نیرنگ شریک باشم. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۰
ارديبهشت
۹۷

عجیبه ولی یکی از مهمترین قواعد حفظ یه رابطه‌ی دوستانه و شاید مهمترینشون، اینه که از یه حدی بیشتر به دوستتون نزدیک نشید. به عبارت بهتر اگر به دوستتون خیلی علاقمندید و میخاید همیشه در کنار خودتون داشته باشیدش، باید در مقابل این وسوسه که همیشه پیشش باشید یا پیشتون باشه یا در ارتباط باشید باهاش مقاومت کنید. ارتباطات نزدیک به طور غیر قابل اجتنابی دعوا و درگیری و دلخوری ایجاد میکنه و دوستی رو سریعاً به حضیض میکشونه و گاه، ایجاد تنفرهای عمیق میکنه. در دوستی‌هایی که بیش از حد نزدیک شده، فاصله‌ی بین محبت و تنفر گاه حتی یک مو هم نیست، یه لحن که به نظر شما ممکنه نامناسب باشه ولی دوستتون همچین برداشتی نداشته باشه، یه جمله‌ی نسنجیده، یه نگاه سرد حتی، ممکنه یه اینجوری دوستی‌ای رو از بیخ و بُن برکَنِه. 

به عبارت بهتر اگر دوستی رو خیلی دوست دارید، سعی کنید ازش تا حدی دور بمونید. یه دوستی آتشین در 99 درصد از موارد، دیر یا زود به دلخوری و جدایی منجر میشه. ارتباط در حد 60 ولی مداوم خیلی بهتر از ارتباط در حد 95 ولی فقط برای چند ماه هست. چون شما دیگه ممکنه همچو دوست و یاوری که بخاطر دلخوری از دستش دادید رو تا آخر عمر دیگه بدست نیارید و داغش تا همیشه بر دلتون باقی بمونه.

امام علی (ع) فرمود : ناتوان‌ترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان‌تر از او کسی است که دوستی را که به دست آورده تباه سازد و از دست بدهد. بحارالانوار جلد 74 صفحه 278. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۸
ارديبهشت
۹۷

ینی امروز اصن داشتم توی تب میسوختم سر کلاس، به طور متناوب سر کلاس غرق در عرق می‌شدم و چند دقیقه بعد میلرزیدم از سرما، سر راه روبروی پل هوایی در ابتدای مسیر دانشگاه که از تاکسی پیاده شدم که بیام دانشگاه، هوا چندان هم سرد نبود، اما من رسماً دندونام داشت میلرزید و به هم می‌خورد!

با لطف و اصرار یکی از اساتید، زمان استراحت 12 تا دو رفتیم داخل شهر، دکتر و یه پنی سیلین زدم اونم بدون تست حساسیت و ساعت دو در حالیکه بشدت باز تب و لرز داشتم سر کلاس بودم. دانشجوا میگفتن ما راضی به زحمتتون نبودیم، گفتم تنها عذر موجه برای من جهت عدم حضور در کلاس مرگ هست! ینی اگر یه روز نیومدم سر کلاس، با احتمال نود درصد میتونید بگید من مُردم!

یکی دیگه از اساتید قبل از اینکه برم داخل شهر، می‌گفت زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟ (ینی حساب کنید انقد ظاهرم دگرگون بود) گفتم نه بابا، الان موجی از شادی در بین دانشجویان ایجاد میشه و میگن بالاخره نفرین‌های ما کارگر افتاد! نمیخام اسباب خوشحالی شون بشم.

اون پنی سیلین رو که زدم و همچنین بعد از ظهر که دانشجوی سابقم آقای بهنامی اومد کلاسم، اصن حالم از این رو به اون رو شد، طوری که کلاس 18 تا 20 دقیقاً تا خود ساعت 8 عصر طول کشید :-| الان خوبم البته میدونم که نگران نیستید :-|

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۵
ارديبهشت
۹۷

اول - بنی آدم اعضای یک پیکرند! 

در راستای مطلبی که اینجا نوشتم (مدل جدید پرسش، ینی از هر ردیف یکنفر)، توی یک کلاسی اعلام کردم که امروز اینجوریه مدل پرسش، سریعاً جنب و جوش افتاد بین دانشجویان که ردیف خودشونو عوض کنن و البته این قصد شوم! با اعلام من مبنی بر اینکه هیچ تغییر ردیفی مطمح نظر قرار نخواهد گرفت، عقیم شد :-| حالا اینش به کنار، توی یه ردیف، حاضران در اون ردیف، یکی از دانشجویان رو انداختن جلو که به پرسشا جواب بده، اون بنده خدا هم از خودش زیاد مطمئن نبود ولی به هر حال با تشجیع دیگران اعلام آمادگی کرد، سؤالات رو لب مرزی و یک در میون جواب می‌داد، دل توی دل بقیه‌ی حاضران در اون ردیف نبود که این دانشجو بالاخره مثبت می‌گیره یا منفی، چون تلاش این دانشجو، به طور مستقیم توی سرنوشت اونا مؤثر بود، بعد هر سؤالی که من از این دانشجو می‌پرسیدم عکس‌العمل بقیه‌ی دانشجویان ردیف دیدنی بود، یکیشون دست اون دیگری رو گرفته بود از فرط استرس و من که می‌پرسیدم این دانشجو دست دیگری رو فشار می‌داد و خدا خدا می‌کرد که جواب، درست باشه :-| به این دانشجویی که دست دیگری رو گرفته بود گفتم تا حالا سرنوشتت اننننننقد وابسته نبوده به دیگری؛ درسته؟ میگه آره بخدا :-|

بعد چون دانشجوی مربوطه لب مرز جواب می‌داد بهش گفتم انتخاب کن، همین الان دیگه پرسش رو متوقف کنم و نه مثبت بذارم و نه منفی، یا اینکه اگر یه سؤال دیگه پرسیدم جواب بدی مثبت میگیری و جواب ندی منفی میگیری، خودش بنده خدا می‌خواست جواب بده، حاضران دیگه در ردیف، بشدت روی مخش رفتن که نه بابا اگر جواب ندی منفی می‌گیری ما هم بدبخت میشیم :-| هیچی دیگه قانعش کردن جواب نده و به این ترتیب کل ردیف از منفی گرفتن رَهیدَن!


دوم - گریه

ازش میپرسم جواب نمیده، منفی میگیره، چون احتمالاً توی خونه خونده بود از جواب ندادن خودش خییییییلی ناراحت شد و در حالیکه بشدت بغض کرده بود در حالی که تموم تلاش خودشو می‌کرد توی کلاس زیر گریه نزنه با عجله از کلاس خارج شد، پشت سرش میگم بابا چرا انقد سخت می‌گیرید، یه منفی که قابل جبران هم هست دیگه این حرفا رو نداره، مردم جَوونشون می‌میره گریه نمیکنن، منفی چیزیه که بخاطرش گریه کنی؟ یکی از آقایون درمیاد میگه استاد ما هم که منفی می‌گیریم و گریه نمی‌کنیم پوستمون دیگه کلفت شده، وگرنه راستشو بخای حقه ما هم واسه هر منفی بزنیم زیر گریه :-|


سوم - لجاجت بر خودزنی

برگه بینشون توزیع می‌کنم تا نظرات خودشونو بگن در مورد من، چندین و چند نفر، با جملات مختلف اینو نوشتن که استاد این روش‌های شما برای وادار کردن دانشجویان به درس خوندن در مورد ما تا حالا جواب نداده و ما مدام داریم منفی می‌گیریم، بنابراین بیا و بزرگواری کن و رَوِشِت رو عوض کن در مورد ما :-|

ینی فک کن دانشجو اوووووونقد حاضر نباشه درس بخونه که بگه هر چی هم منفی بذاری ما درس نمی‌خونیم و از این مقدمه اینجوری نتیجه بگیرن که پس اصلاً از ما نپرس و منفی هم نذار :-|

منم در جواب گفتم انقد میپرسم که یا رکورد منفی‌ها رو بشکنین یا اصلاح بشین و درس بخونین :-| واللللا، چه معنی داره که دانشجو به معلم بگه چون ما درس نمی‌خونیم پس تو هم بی خیال شو :-|

واقعاً بعضی وختا فک می‌کنم برخی از دانشجویان رو به اجبار محکوم کردن به حضور در دانشگاه، مثلاً بجای کار در اردوگاه کار اجباری گفتن بیا برو دانشگاه یه لیسانس بگیر، آخه وختی علاقه به درس ندارید، از روی اجبار هم حاضر به درس خوندن نیستید، دیگه چرا از جیب خودتون و خونواده‌تون هزینه میکنید و تشریف میارید دانشگاه؟ خب اگر برید سراغ حرفه‌ای که بهش علاقه دارید و حاضر به پشتکار هم در موردش هستید، هم به نفع خودتونه و هم خونواده‌تون، چه بسا اینجا در دانشگاه هم کسی بجای شما بیاد که قدر علم و دانش رو بدونه و حاضر به بذل وقت و حتی جان در این راه باشه. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۳
ارديبهشت
۹۷

در راستای مطلبی که اینجا نوشتم، امروزم رفتیم جای دیگه شیرینی بخریم - الان با خودتون میگید اینا چقد شیرینی می‌خرن :-| - بهش گفتیم وزن جعبه رو کم می‌کنی؟ با کمال وقاحت میگه نه. می‌گیم چرا؟ میگه 5 تومن پول جعبه‌شه، می‌گیم خو تو الان داری همون جعبه رو به وزن 14 تومن با ما حساب میکنی :-| میگه اصل شیرینی سودی نداره، ما سودمون رو روی همین چیزا می‌کنیم :-\ با خودم فک کردم خو به جهنم که سود میکنی یا نمی‌کنی، چون سودت کمه باید مال حروم بخوری؟

هیچی دیگه گفتیم توی پلاستیک بریز بهمون بده :-| زورش میومد شیرینی بده، گفت توی پلاستیک بریزم، خمیر میشه، گفتیم عیبی نداره، ما همون خمیر رو میخایم :-| بهش گفتیم یک کیلو بده، شد هفصد هشصد گرم، سینی شیرینی که جلوی دستش بود خالی شد، گفت تموم کردم، گفتم نه یه سینی دیگه اونور ویترین هست از اون یکی بذار :-| هیچی دیگه وادارش کردیم بذاره! 

از اداره‌ی تعزیرات حکومتی و بازرسی اصناف که وظایف خودشون در این زمینه رو بدرستی هر چه تمام‌تر انجام میدن و اصلاً نمی‌ذارن هیچ شیرینی فروشی مقوا رو به قیمت شیرینی بده دست مشتریان، کمال تشکر و قدردانی رو داریم. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۲
ارديبهشت
۹۷

از همه‌ی دانشجویان محترمی که امروز لطف داشتن و روز معلم رو تبریک گفتن و هدیه دادن ممنونم. 

به طور ویژه از دانشجویان کلاس تجارت 4 آقایون تقدیر می‌کنم، حس علاقه‌ای که هست دو طرفه هست. برای همه‌شون آرزوی موفقیت دارم.



دانشجویان من انقد سر کلاس حواسشون به درس هست که از من نقاشی می‌کشن و انقد اعتماد به نفس دارن که همون نقاشی رو میدن به خودم حتی! یه اینجور دانشجویان علاقمند به درس و در عین حال هنرمندی دارم من! از مزاح گذشته، ممنونم از دانشجوی محترم. این متخصص منفی هم که نوشته من نیستما، خود دانشجویان هستن که هم درس نمیخونن، هم کتاب قانون نمیارن و هم موبایلشون سر کلاس صدا میده. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۲
ارديبهشت
۹۷

سؤال - آیا آن حضرت زن و فرزند دارد؟!

ج- مسأله ازدواج و داشتن اولاد آن حضرت، از مسایلى است که ندانستن آن مشکلى را به بار نمى آورد؛ زیرا از مسایل عقیدتى و اعتقادى نیست و نیز در این باره به طور قطع و یقین، نمى توان اظهار نظر کرد، امّا آن چه مى توان گفت، طبق روایات زیاد، آن حضرت تشابهى به انبیاء سلف دارد و به صورت طبیعى زندگى مى کند و داشتن اهل و عیال و اولاد براى آن حضرت را قوّت مى بخشد؛ زیرا در زمان غیبت، ظاهر نبودن و شناخته نشدن آن حضرت منظور است؛ نه بدون شناخت و حاضر نبودن. 

پس با قطع نظر از جنبه ملکوتى وجود شریف امام، او یک بشر و یک انسان است و مانند آباء کرام و اجداد طاهرینش و مانند سایر انبیا و اولیا علیهم السلام غریزه انسانى دارد و هیچ انسانى مبرّاء از غریزه جنسى نیست و هم چنین ازدواج یک اصل مسلّم براى هر انسان است و این کار یک سنّت مؤکّد در شریعت و تبعیّت از این سنّت را با آن همه تأکیدات و امتیازات، مورد تشویق قرار داده است و هم چنین «مجرّد» زیستن و «رهبانیت» پیشه ساختن را توبیخ و مذمّت نموده است. 

بنابراین به نظر صحیح نمى آید که حضرت قائم- عجّل اللَّه فرجه الشریف- این مدّت طولانى را بدون تأهّل مانده باشد و عقل و شرع نیز، به ما حکم مى کند که امام علیه السلام باید در عمل به شریعت اسلام، از همه پیش قدم تر باشد، امّا این که اولاد و عیالاتش در کجا و چگونه و تحت چه شرایطى زندگى مى کنند و به چه صورتى با مردم معاشرت دارند؟! سؤالاتى است که جوابش آسان نیست! امّا آن چه که به نظر قابل قبول مى آید، این است که آن‌ها نیز باتربیت صحیح خانوادگى در بطن همین جامعه به زندگى خود ادامه مى دهند. 

علاوه بر این، دعاهایى که براى سلامتى وجود مبارک امام علیه السلام و ذریّه اش، به ما مى آموزند که آن حضرت، مانند دیگر انبیا و رُسُلْ، در پشت پرده غیبت زندگى طبیعى دارد و نباید با برداشت اخلاقى و عاطفى و با فکر عامیانه، به زندگى آن حضرت از این جهت، جنبه ملکوتى داده و از مواهب الهى بى نصیب کرد. 

با این استدلال و دلایل دیگر، به نظر عاقلانه مى آید که عیال و اولاد داشتن «امام غایب عجل اللَّه تعالى فرجه» را بپذیریم و هیچ مشکلى هم پیش نمى آید و هم چنین با مسایل و تکالیف غیبت هیچ گونه منافاتى ندارد و بعید نیست که حضرت به طور ناشناس ازدواج نموده و اولاد ناشناسى هم داشته باشد و هر گونه صلاح بداند، عمل کند و بعید نیست پس از یکى دو پشت، مانند سادات دیگر به زندگیشان ادامه دهند بدون اینکه پدر یا پدر بزرگشان را آن گونه که هست بشناسند.

روایاتی هم در این زمینه وجود دارد که به جهت رعایت اختصار از ذکر آن خودداری می‌کنیم. 


[برگرفته از کتاب 111 پرسش و پاسخ درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - محمد امینی گلستانی - صفحهٔ 48 تا 50]

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۱۰
ارديبهشت
۹۷

بعضی از دانشجویان معتقدن دانشگاه‌هایی که کلاساشون مختلط هست بهترن چون باعث میشه آدم نوع برخورد با جنس مخالف رو تمرین کنه و برای ورود به محیط‌های کاری در آینده آماده بشه. 

این استدلال قطعاً اشتباه هست. پختگی در برخورد با جنس مخالف بیشتر از اینکه به تمرین! بستگی داشته باشه، به نوع تربیت خونواده و اعتماد به نفسی برمیگرده که در مراحل رشد، خونواده در وجود فرزندشون ایجاد میکنن. نمونه‌های بسیاری هست که خونواده از اول حریم‌ها رو رعایت کردن اما به دلیل اعتماد به نفسی که بچه‌شون داشته در برخورد با جنس مخالف، بچه‌شون دچار خودباختگی نشده.

اختلاط با جنس مخالف چه در گروه‌های فضای مجازی و چه در محیط‌های واقعی، بیشتر از اونکه نقش تمرین! داشته باشه منجر میشه به ایجاد روابط عاطفی و وابستگی‌های غیرشرعی که در نهایت منجر میشه به پرت شدن حواس از درس، پایین اومدن راندمان کاری و در نهایت شکست‌های روحی که آثارش تا همیشه و حتی بعد از ازدواج هم در روح و روان شخص باقی میمونه.

بر فرض هم که مرتبط نبودن با جنس مخالف یک ضرر داشته باشه، تجربیات من در تدریس در کلاسای مختلط و غیر مختلط نشون میده که ارتباط با جنس مخالف هزار ضرر داره. 

کسانی که میخان از طریق کلاس مختلط یا گروه‌های مختلط در فضای مجازی ارتباط با جنس مخالف براشون عادی بشه مطمئن باشن که توی دام وابستگی‌های عاطفی میفتن و به سمت از دست دادن گسترده‌ی وقت پیش میرن، وقتی که طلایی هست و لحظه به لحظه‌ش ارزشمند هست. نمونه‌هاش فتّ و فراوون هست. سرتون رو بچرخونید حتماً یکی دو نمونه دور و برتون هست از اینموارد. 

ینی میخام بگم بجای اینکه با استفاده از تمرین! در پی عادی سازی ارتباط با جنس مخالف باشید اگر اعتماد به نفس خودتون رو افزایش بدید و به خودتون بقبولونید که در اجتماع و در عرصه‌ی عمومی، حریم‌ها باید اونقد رعایت بشه که از نظرتون جنسیت نقشی نداشته باشه و همه انسان باشن، در این صورت نیازی به تمرین ارتباط با جنس مخالف وجود نداره، چون همه یه جنس هستن و اونم انسان هست، پسر و دختری توی اجتماع نیست، به این شکل از مضرات ارتباط با جنس مخالف هم در اَمون میمونید.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم :: تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

اردوی مختلط در دانشگاه! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۸
ارديبهشت
۹۷

اوضاع اینجوریه که خیلی از دانشجویان کلاس، علیرغم استفاده از انواع مختلف ابزارهای تنبیهی و تشویقی، بشددددت بر درس نخوندن اصرار میکنن و بجز چند نفر معدود، بقیه شرکتی در پرسش‌ها ندارن، امروز بداهتاً ترفندی به نظرم رسید برای شرکت دادن تعداد بیشتری توی پرسش‌های کلاسی. 

به این ترتیب که گفتم از هر ردیف که متشکل شده بود از 5 صندلی، باید یه نفر حتماً داوطلب بشه برای پاسخ. اگر یکنفر داوطلب بشه که یا مثبت می‌گیره یا منفی و بقیه در امان می‌مونن از پرسش(!) اگر هیچکس توی اون ردیف داوطلب نشه همه‌ی حاضران در اون ردیف منفی می‌گیرن! تشویق برای یکنفر، تنبیه برای همه :-|

هیچی دیگه توی برخی از ردیفها دانشجویانی بودن که از قبل درس خونده بودن و خودشون داوطلب بودن و اون ردیف رو نجات دادن، توی برخی از ردیف‌ها هم که هیشکی نخونده بود، عیاران و جوانمردانی پیدا شدن که داوطلب شدن و ردیف رو نجات دادن، توی یک ردیف هم جوونمرد پیدا نشد و همهٔ اون ردیف، منفی گرفتن :-|

حالا دیگه قرار شده از هفته‌های بعد، تنظیم کنن و جوری بشینن سر کلاس که توی هر ردیف یکنفر درس خونده باشه و اگر هم هیشکی نخونده بود با چیپس و پفک و لواشک، دل یکی از همردیف‌ها رو بدست بیارن تا پیشمرگه بشه برای منفی گرفتن!


+ حالا خوبه من اینهمه تنوع به کار می‌بندم توی پرسیدن، هیییییچ اثری نداره و همچنان اکثریت مطلق با درس نخون‌هاست :-)

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۷
ارديبهشت
۹۷

رفتیم شیرینی فروشی، شیرینی رو گذاشته توی جعبه، درش رو هم گذاشته روش، بعد میذاره روی ترازو، میگم جعبه‌ش رو وزن کردی؟ میگه آره، حالا دروغ میگه ها. جعبه رو هم با شیرینی‌ها وزن کرد. میگم خو بذار روی ترازو ببینم. میگه تو فکر میکنی ما جعبه رو مُفتی می‌خریم؟ کیلویی هفت هزار تومن پول جعبه‌شه. گفتم بر فرض که واقعاً هم کیلویی هفت هزار تومن باشه تو الان داری به پول شیرینی می‌فروشیش به ما ینی کیلویی 14 تومن. ینی روی جعبه‌ی خالی داری صد در صد سود میبری! با کمال وقاحت میگه وزنش رو کم نمی‌کنم! گفتم پس دست شما درد نکنه و اومدم بیرون. قصد دارم زنگ بزنم 124 و گزارش بدم، البته اگر نشه مثل اون قضیه‌ی تخم‌مرغ فروشی که اینجا نوشتم:-|

+ حدیثه از حضرت علی علیه السلام که برای گرفتن حقتون ولو اندک باشه، شرم نکنید. اگر همه با هم به این موارد توجه کنیم جامعه‌مون اصلاح میشه. هی کوتاه اومدن و کوتاه اومدن باعث به قهقرا رفتنمون میشه.

++ مال حروم خوری چه راحت شده برای بعضیا. فکر می‌کنید پولی که اینجوری میبرن سر سفره، باعث تربیت چه مدل بچه‌هایی میشه؟ بچه‌های با وجدان و معتقد به امور دینی و مذهبی؟ این پدر مادرا روز قیامت هم باید جواب اعمال خودشونو بدن و هم باید جواب گناهان بچه‌هاشون رو بدن. چون مال حرام، روی نسل انسان هم تأثیر میذاره.

+++ حالا بهش هم بگی مال حرام هست این، میگه ای بابا برو دلت خوشه، همه دارن اختلاس میکنن اینم روش، سخیف‌ترین استدلال....


بعد التحریر : صبحی زنگ زدم 124، برداشت گفت اصلاً نباید وزن جعبه‌ی شیرینی رو کم کنه :-| تازه با لحن بدی گفت میدونی هر جعبه‌ی شیرینی 1500 تومن پول خورده؟ هیچی دیگه، یه چیزی هم بدهکار شدیم! حرفش به نظرم خییییییلی غیرمنطقی اومد، توی نت سرچ کردم، دیدم بخشنامه‌ای هست که باید وزن جعبه‌ی شیرینی رو کسر کنن، تازه نوشته بود که هر جعبه‌ی یک کیلویی 100 گرم وزنش هست، ینی پولی که بابت یک کیلو شیرینی میدیم، یک دهمش مال مقوا هست!

دوباره زنگ زدم 124، یه آدم نسبتاً مودبی ورداشت ایندفه، گفت ما اطلاع دقیقی نداریم، زنگ بزن بازرسی اصناف خودت بپرس ببین چی میگن. شماره رو گرفتم و زنگ زدم. گفت باید وزن جعبه‌ی شیرینی رو از وزن شیرینی کم کنن و پول شیرینی خالص رو بگیرن، بعدشم آدرس اون شیرینی فروش رو گرفت که برن و رسیدگی کنن. الان من خیلی احساس پیروزی میکنم مثلاً :-) خواستم به شما هم بگم که از این چیزا الکی نگذرید و پایی رو که بیشتر از گلیمش کشیده میشه و میاد توی گلیمتون رو قطع کنید! 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۵
ارديبهشت
۹۷

اول - تکیه‌گاه 

اول صبح وارد کلاس می‌شم، می‌بینم در حالی‌که تکیه زده به یه نفر دیگه و در حالتی فوق رمانتیک :||| دست انداخته گردن یکی دیگه از دانشجویان، واستاده سر کلاس، مستقر میشم پشت تریبون، در حالی که همچنان دستش روی گردن اون دانشجوی دیگه هست میاد جلو، میگه استاد کمرم درد می‌کنه نمی‌تونم بنشینم اجازه بده برم، میگم یه ظرفیت غیبت داری، غیبت کن، میگه نه، اون غیبت رو احتیاج دارم، میگم پس باید بمونی سر کلاس، دوباره در حالی که دست در گردن دانشجوی مجاور داره برمیگرده گوشه‌ی کلاس وامیسته، میگم این حالت رمانتیک جریانش چیه؟ میگه خو نمیتونم بدون تکیه‌گاه واستم سر پا، ایشون رو آوردم که تکیه کنم بهش سر کلاس :-| ینی یه طورایی میخواست منو تحت فشار بگذاره که بگذارم بره، منم که اصلاً آدمی نیستم سر این چیزا کوتاه بیام :-| میگم به هر حال غیبت برای همین روزاس، جنابعالی میتونی غیبت کنی ولی عالماً عامداً ترجیح میدی با این وضعیت سر کلاس باشی، پس باید یکساعت و نیم کامل رو واستید سر پا دو نفری. میگه وامیستیم! 

شروع میکنم به درس دادن. هی این پا و اون پا میکنه و با همون تکیه‌گاه حرف می‌زنه، بهش تذکر میدم که اگر واستادی سر کلاس دیگه نباید حرف بزنی با نارضایتی قبول می‌کنه، موبایلش رو درمیاره و مشغول میشه، میگم منفی هم خوردی‌‌!

هیچی دیگه یکساعت و نیم رو همونجوری واستاد سر کلاس!

بعد، دو ساعت آخر رو هم باهاش داشتم، این بار اومد کلاس، و نشست سر صندلی، خبری از ایستادن و تکیه‌گاه نبود دیگه!

ینی میخام بگم صرفنظر از دروغ یا راست بودن، توسل به همچین وسایلی برای معاف شدن از حضور در کلاس من، به مثابه آب در هاون کوبیدن و چکش بر فولاد کوفتن هست :-|

قبلَنَم یه بار دیر اومده بود سر کلاس، می‌گفت انقد عجله کردم برای رسیدن به کلاس که حتی موهامَم سشوار نزدم :-\ گفتم واقعاً شرمنده کردی، إن شاء الله توی شادیهات جبران کنم :-|


دوم - نارضایتی

اول وقت، عازم کلاس هستم، از کنار یکی از دانشجویان کلاسم عبور میکنم، صدای ضعیفی به گوشم میرسه که پشت سرم دارم میگه : خو استاد چی میشه یه جلسه هم غیبت کنی و نیای سر کلاس، نمیدونم متوجه بود که من دارم میشنفم یا نه.

اون استیصال، خشم فروخورده و در عین حال زله شدنی که توی لحن کلامش بود به یاد موندنی بود واقعاً. و البته یکی از دانشجویان محترم که نظر لطفش شامل حال من هست گفته بود که من وختی میام سر کلاس شاهرخی روحم تازه میشه و انرژی می‌گیرم برای هفته‌ی بعد. مجدداً لازمه ذکر کنم دانشجوی اخیرالذکر، مذکر هستن :-\

ینی میخام بگم بین سلائق دانشجویان انقد تفاوت هست! البته معترف هستم که بدون تردید دانشجویان دستهٔ اول، 99.99 درصد از کل دانشجویان و دانشجویان دسته‌ی اخیر، در بهترین حالت، یک دهم درصد از دانشجویان و احتمالاً یک هزارم درصد از دانشجویان رو تشکیل میدن :-| آدم خوب نیست دروغ بگه :-|


+ این مطلبی که از قول پروفسور حسابی توی کانالای تلگرام دست به دست میشه که نمیدونم 30 سال درس دادم حضور و غیاب نکردم و فیلان و بهمان، اولاً کاملاً غیر مستند و جعلی هست و از سنخ همون نقل قولایی هست که از پروفسور سمیعی و کوروش کبیر و مرحوم شریعتی نقل میشه، ثانیاً فرضاً اگر صحیح هم باشه، چنانچه در مورد دانشجویان گریزپای کنونی اِعمال بشه هیچکدومشون سر کلاس نمیان و آخر ترم آمار افتاده‌ها میل می‌کنه به سمت صد در صدِ کلاس و میشن مایه‌ی ننگ معلم :-| اون شیوه‌ها بر فرض که پاسخ بده مال دانشجویانی هست که میل علم آموزی و عشق به آموختن در درونشون شعله می‌کشه نه مال دانشجویان حال حاضر که خودتون وضعیتشون رو بهتر از من می‌دونید. به خودتون رجوع کنید اگر معلم اجبارتون نکنه به درس خوندن در طول ترم، چند درصدتون توی طول ترم درس میخونید و دنبال امور متفرقه نمیرید؟ این نقل قول از دکتر حسابی، بر فرض صحت، الان هیچ اعتباری نداره. بنابراین برای محکوم کردن شیوه‌ی تدریس من، هی برای من فوروادش نکنید :-|

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۰۲
ارديبهشت
۹۷

میگم این حال و هوای اردیبهشت واقعاً حال و هوای قدم زدنه. بسکه هوا خوبه و نسیم روح‌افزا میاد. ینی فقط باید نفس عمیق بکشی و خدا رو شکر کنی بابت سالم بودن و نفس کشیدن و چقدر غم‌افزاست که در بهترین حالت ما سی چهل تا اردیبهشت دیگه خواهیم دید و به قول حضرت شیخ اجل سعدی :


دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل و بشکفد نوبهار


بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت


خلاصه اینکه از دست ندید این حال و هوا رو. خارج از شهر اگر نمی‌تونید برید، همین برید توی پارک‌ها و بوستان‌های داخل شهر، روحتون تازه میشه. امروز غیر ارادی توی بیرون این شعر رو زمزمه می‌کردم که :


وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها 

بی‌خویشتنم کردی بوی گُل و ریحان‌ها


صد نعره زدی بلبل صد جامه دریدی گل

تا یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها 


علیرضا افتخاری قبل از اینکه بیفته به مزخرفات خوندن، چه این غزل سعدی رو خاطره‌انگیز خونده، اگر گوشش نکردید حتماً گوشش کنید. رحمت بر روان پاک سعدی که با اشعارش از فراز قرون و اعصار دل آدمو آشوب میکنه اینجوری... 

تصویر متعلق است به اردیبهشت ارومیه

+ توی این محله‌ای که ما الان هستیم یه مغازه‌ی تعمیر رادیو هست که از سی چهل سال پیش به همون نحو باقی مونده و یه عادت خوبی هم داره با صدای بلند موسیقی سنتی میذاره و پخش میشه توی خیابون، خلاصه توی این هوای اردیبهشتی امروز میچسبید حسابی. امروز البته فرهاد مهراد گذاشته بود. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۳۰
فروردين
۹۷

سکانس اول - کمک بدون منت

«گفته اند حسین بن علی علیه السلام چون درویشی را دیدی، گفتی تو را که خوانند و پسر که ای (کیستی)؟ درویش گفتی: من فلانم پسر فلان، حسین گفتی: نیک آمدی که از دیرباز من در طلب تواَم که در دفتر پدر خویش دیده‌ام که پدر تو را چندین درم بر وی است. اکنون می‌خواهم تا ذمّت پدر خود از حق تو فارغ گردانم و بدین بهانه، عطا به درویش دادی و منّت بر خود نهادی». [تفسیرکشف الأسرار و عدة الأبرار، ج ۵، ص ۱۰۶.]

----------


سکانس دوم - دوستی کودکان 

«عبیداللّه بن عتبه» می‌گوید: روزی در محضر سیدالشهداء علیه السلام بودم که فرزند کوچک آن حضرت (امام سجاد علیه السلام) وارد شد. حضرت او را پیش خود خوانده و به سینه اش چسبانید و سپس پیشانیش را بوسیده و فرمود: 

پدرم به فدایت، چقدر خوشبو و زیبا هستی! [اثباة الهداة، ج۵، ص۲۱۵ ؛ بحار الأنوار، ج۴۶، ص۱۹ ؛ کفایة الاثر، ص۲۳۴.]

---------


سکانس سوم - شیعه‌ی واقعی 

مردی به امام حسین علیه السلام گفت: من از شیعیان شما هستم. امام علیه السلام به او فرمود: 

از خدا بترس و ادّعای چیزی نکن که خداوند به تو بگوید: دروغ می‌گویی و ادّعای دروغ می‌نمایی! 

شیعیان ما کسانی هستند که قلب‌های آن‌ها از هر گونه حیله و نیرنگ و ترفند، پاک و سالم است. پس بگو: من از دوستان و علاقمندان به شما هستم. [به نقل از کتاب پیشوای ازادگی: نگاهی جامع به سیره عملی امام حسین علیه‌السلام - راه ترک گناه - ‌‌ صفحهٔ 89].


تصاویر مربوط به جمکران و قم هست. متعلق به همین امروز. با تشکر از دانشجوی محترم بابت ارسال این تصاویر. 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۸
فروردين
۹۷

قبلاً اینجا و اینجا نوشته بودم که وختی چند ساعت متوالی توی یک روز تدریس میکنم توی مسیر برگشتن که پیاده‌روی می‌کنم چه حس و حالی دارم. 

امروز باز من بودم و همون حسسسس عمیق، شدید و غریب، غریب اما قریب، حسی که درون خودته از رگ گردن بهت نزدیکتره، درونت میشکفه و تسخیرت می‌کنه، شگفتا اما که نمیشناسی این حس رو. 

شنیدم که میگن مغز طوریه که هر چی ازش کار بکشی ورزیده‌‌تر میشه، چابکتر میشه، اونوخ فک کن توی یه روز ده ساعت به کاری مشغول بودی که از صمیم قلب عاشقشی و اون کار هم به طور صد در صد، مرتبط هست با مغز و کار کشیدن از مغز، مسخره‌س شاید، اما داشتم فک می‌کردم این حس سیال بودن و جَوَلانی که بعد از تدریس دارم شاید بخاطر اینه که روح، بعد از اینهمه ساعت مشغول بودن، به منتهای درجه‌ی فعالیت خودش میرسه و وختی دیگه درس تموم میشه سبک میشه و به آسمون میره، مث بالُنی که شما ده ساعت با آتیش تند، توش بِدَمی وتوی همه‌ی اون ده ساعت با طناب، اسیر زمینش کنی و بعد از ده ساعت دمیدن، یه دفه ولش کنی توی آسمون، میدونید با چه سرعت و سبکی‌ای میره بالا؟ منم یه همچین ماجرایی دارم بعد از ده ساعت تدریس. بلاتشبیه شاید درست مثل کسی که یه ماده‌ی مخدر شدیداً توهم‌زا مصرف کرده باشه، در این حد ینی احساس سبکی میکنم...

میفتم یاد کسانی که به هر طریق بهشون وابسته بودم و الان به جبر شرایط در کنارم نیستن، کسانی که فوت کردن، دانشجویانی که فارغ‌التحصیل شدن، دانشجویانی که من ازشون بریدم یا اونا بریدن، دلخوری‌های اجتناب ناپذیر، چهره‌ی آدمایی که از روبروم رد میشن، بوی خاک نمناکی که سر راهم از یه خونه‌ی مخروبه بلند میشه، مغازه‌هایی که بعضیاشون خالی هستن و فروشنده‌ی داخلشون چونه‌ش رو گذاشته روی دستاش و خیره شده به پیاده‌رو، مغازه‌هایی که پُرَن، نسیم خنکی که میخوره به صورتم و از راه یقه‌ی لباسم میره و به بدنم میرسه و سردی چسبناک هوا میماسه به تنم، دستام که زیر‌ِ بارِ گرفتنِ این چند تا کیفِ همرام خسته شده اما اوووووونقد توی خلسه هستم که حتی حس عوض کردن جای کیف‌ها توی دستم رو هم ندارم، کتابایی که دوست داشتم بخونم و نخوندم از جلوی چشام رد میشه، فیلمایی که باید می دیدم و ندیدم، صحنه‌های به یاد ماندنی فیلمایی که دیدم و توی ذهنم حک شده بود از جلوی چشام رد میشه، خاطرات تلخ و شیرین مشترک با دوستای انگشت‌شماری که در طول سالیان داشتم ووو

بذارید خیالتون رو راحت کنم، میگن آدم وختی توی بستر مرگ میفته و دیگه از همه جا بریده و آماده‌ی مرگ شده و روحش داره میکَنه از بدن که بره به دنیای بالاتر، توی چند ثانیه‌ی کوتاه همه‌ی زندگیش به صورت یه فیلم کوتاه از جلوی چشمش رد میشه، باورتون میشه اگر بگم هر روز بعد از تدریس من حس میکنم روحم همونقدر سبک شده و در حال احتضارم و همه‌ی زندگیم و خاطرات به یاد موندنیم از جلوی چشمام رژه میره؟ باورتون میشه اگر بگم حس یه آدم محتضر رو دارم؟

همین. خلاص... 

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی
۲۴
فروردين
۹۷

در صورت رسول

نه درازی باریک بود و نه کوتاهی خُرد، بل‌ که میانه‌ی این هر دو بود: راست‌اندامِ تمام‌پُشت. رویی داشت نه گرد و برآمده چون روی فربهان، و نه خشک و نزار چون روی نحیفان، بل که روی‌گردِ به قاعده بود: سپید و روشن و لطیف.چشمی داشت سپیده‌ها سپید و سیاهه سیاه، مژگانی راست به هم در رسته، دراز و بسیار. انگشتانش، هم از آنِ دست و هم از آنِ پای، درشت و بزرگ. کف‌های وی نرم چون حریر بود و چون از جای خود برخاستی و می‌رفتی، از چستی همانا که مرغ بود که می‌پرید. و در میان دو کتفش، مهر نبوت بودی.


در سیرت رسول 

و او خود خاتم پیغامبران و مهتر عالمیان بود و در سَخا از همه بهتر بود و در شجاعت از همه بیشتر بود و در فصاحت از همه نیکو‌تر و تمام‌تر بود و در عهد و پیمان از همه درست‌تر بود و در خوی و خلق از همه نیکوتر بود و در تعیّش با مردم از همه بزرگ‌تر. بر بدیهه، چون وی را بدیدندی، از وی هیبت داشتندی و چون با وی مخالطت کردندی،‌ وی را چون جان و دل دوست گرفتندی. نه پیش از وی، مثل وی کسی توانستندی دیدن و نه بعد از وی، کسی مثل وی تواند یافتن.


متن نوشته شده توسط رفیع‌الدین اسحاق ابن محمد همدانی


http://vaghef.moflog.com/?p=1163

  • دکتر سیدنوراله شاهرخی